تاسیان یک سریال نبود
تکه ی کوچک از تاریخ بود
که نشان داد چگونه کشوری
بدست چپ ها و اسلامیون نابود شد
پایان تاسیان
شروع نابودی چند نسل بود
@khod2
تکه ی کوچک از تاریخ بود
که نشان داد چگونه کشوری
بدست چپ ها و اسلامیون نابود شد
پایان تاسیان
شروع نابودی چند نسل بود
@khod2
👍60❤6😢6
Forwarded from دروغها و خرافات اسلام
🔘خلافت اسلامی :ظهور،افول و سقوط
فصل سوم: تهدید مدینه
#بخش_دوم
۱۱ هجری / ۶۳۲ میلادی
✍️نویسنده:آرش
تأثیر اقدام ابوبکر؛ ماههای چهارم و پنجم هجری، ژوئن-ژوئیه ۶۳۲ میلادی
▪️ادامه فصل سوم
💢دفع حمله
و چنان شد. سه روز نگذشته بود که حملهای غافلگیرانه از ذوالقصة صورت گرفت. پاسگاهها هوشیار بودند و مهاجمان را در جای خود نگه داشتند، در حالی که نیروی اصلی با شتر از مسجد بهسرعت اعزام شد. بادیهنشینان که انتظار چنین استقبال گرمی نداشتند، بهسوی نیروهای ذخیرهی خود گریختند. تعقیب شدند، اما شورشیان با باد کردن مشکهای آب و پرتاب آنها بهسوی شتران مسلمانان، که به این حیله عادت نداشتند، آنها را ترساندند و شترها به مسجد گریختند. کسی کشته یا زخمی نشد، اما شورشیان از این ناکامی جرئت گرفتند. ابوبکر که انتظار حملهی مجدد داشت، همهی مردان قادر به حمل سلاح را فراخواند و شب را به سازماندهی نیروها گذراند. صبح روز بعد، در حالی که هنوز تاریکی بود، خود با گروه کوچکش، با آرایش منظم شامل مرکز و دو بال، به میدان رفت. دشمن در سپیدهدم غافلگیر شد و با طلوع خورشید در حال فرار کامل بود. ابوبکر آنها را با کشتار از ذوالقصة بیرون راند و بخشی از نیروی کوچک خود را بهعنوان پاسگاه آنجا گذاشت و به مدینه بازگشت.
💢تأثیر مثبت پیروزی
این درگیری کوچک بود، اما تأثیرش عظیم. همانطور که شکست میتوانست برای اسلام فاجعهبار یا حتی به سمت نابودی باشد، پیروزی نقطهی عطفی به نفع آن بود. قدرت جانشین محمد در حفاظت از شهر حتی بدون ارتش، در همهجا پیچید. اندکی بعد، روحیهی مسلمانان بالا رفت وقتی دیدند برخی رؤسا زکات را آوردند. قبایلی که این رؤسا نمایندگی میکردند، در مقایسه با تودههای مرتد، اندک بودند، اما نشانهای از روزهای روشنتر بود. اولین کسانی که زکات قانونی خود را به خلیفه تقدیم کردند، هیئتهایی از بنیتمیم و بنیطای بودند. هر یک بهعنوان سفیر به حضور او آورده شدند. ابوبکر گفت: «نه، آنها بیش از این هستند؛ پیامآوران بشارت، مردان راستین و مدافعان ایمان.» و مردم پاسخ دادند: «درست است؛ اکنون وعدههای نیکی که دادی، آشکار میشود.»
💢نجات اسلام به لطف ابوبکر
برخی از مورخین ،نجات اسلام را به خلیفهی سالخورده نسبت میدهد. «با درگذشت محمد» (چنانکه روایت ما میگوید)، «کم مانده بود مؤمنان کاملاً نابود شوند.
در روایت میگوید ،اما خداوند قلب ابوبکر را استوار کرد و ما را در تصمیم به عدم سازش با مرتدان، حتی برای لحظهای، تقویت کرد؛ پاسخی جز این سه کلمه به آنها نداد: تسلیم، تبعید یا شمشیر.»
ایمان سادهی ابوبکر او را برای این وظیفه آماده کرد و او را واداشت تا قانون استادش را بهطور کامل اجرا کند. اگر او نبود، اسلام یا در سازش با قبایل بادیهنشین ذوب میشد یا، به احتمال زیاد، در زایمان خود نابود میگشت.
@islie
فصل سوم: تهدید مدینه
#بخش_دوم
۱۱ هجری / ۶۳۲ میلادی
✍️نویسنده:آرش
تأثیر اقدام ابوبکر؛ ماههای چهارم و پنجم هجری، ژوئن-ژوئیه ۶۳۲ میلادی
▪️ادامه فصل سوم
💢دفع حمله
و چنان شد. سه روز نگذشته بود که حملهای غافلگیرانه از ذوالقصة صورت گرفت. پاسگاهها هوشیار بودند و مهاجمان را در جای خود نگه داشتند، در حالی که نیروی اصلی با شتر از مسجد بهسرعت اعزام شد. بادیهنشینان که انتظار چنین استقبال گرمی نداشتند، بهسوی نیروهای ذخیرهی خود گریختند. تعقیب شدند، اما شورشیان با باد کردن مشکهای آب و پرتاب آنها بهسوی شتران مسلمانان، که به این حیله عادت نداشتند، آنها را ترساندند و شترها به مسجد گریختند. کسی کشته یا زخمی نشد، اما شورشیان از این ناکامی جرئت گرفتند. ابوبکر که انتظار حملهی مجدد داشت، همهی مردان قادر به حمل سلاح را فراخواند و شب را به سازماندهی نیروها گذراند. صبح روز بعد، در حالی که هنوز تاریکی بود، خود با گروه کوچکش، با آرایش منظم شامل مرکز و دو بال، به میدان رفت. دشمن در سپیدهدم غافلگیر شد و با طلوع خورشید در حال فرار کامل بود. ابوبکر آنها را با کشتار از ذوالقصة بیرون راند و بخشی از نیروی کوچک خود را بهعنوان پاسگاه آنجا گذاشت و به مدینه بازگشت.
💢تأثیر مثبت پیروزی
این درگیری کوچک بود، اما تأثیرش عظیم. همانطور که شکست میتوانست برای اسلام فاجعهبار یا حتی به سمت نابودی باشد، پیروزی نقطهی عطفی به نفع آن بود. قدرت جانشین محمد در حفاظت از شهر حتی بدون ارتش، در همهجا پیچید. اندکی بعد، روحیهی مسلمانان بالا رفت وقتی دیدند برخی رؤسا زکات را آوردند. قبایلی که این رؤسا نمایندگی میکردند، در مقایسه با تودههای مرتد، اندک بودند، اما نشانهای از روزهای روشنتر بود. اولین کسانی که زکات قانونی خود را به خلیفه تقدیم کردند، هیئتهایی از بنیتمیم و بنیطای بودند. هر یک بهعنوان سفیر به حضور او آورده شدند. ابوبکر گفت: «نه، آنها بیش از این هستند؛ پیامآوران بشارت، مردان راستین و مدافعان ایمان.» و مردم پاسخ دادند: «درست است؛ اکنون وعدههای نیکی که دادی، آشکار میشود.»
💢نجات اسلام به لطف ابوبکر
برخی از مورخین ،نجات اسلام را به خلیفهی سالخورده نسبت میدهد. «با درگذشت محمد» (چنانکه روایت ما میگوید)، «کم مانده بود مؤمنان کاملاً نابود شوند.
در روایت میگوید ،اما خداوند قلب ابوبکر را استوار کرد و ما را در تصمیم به عدم سازش با مرتدان، حتی برای لحظهای، تقویت کرد؛ پاسخی جز این سه کلمه به آنها نداد: تسلیم، تبعید یا شمشیر.»
ایمان سادهی ابوبکر او را برای این وظیفه آماده کرد و او را واداشت تا قانون استادش را بهطور کامل اجرا کند. اگر او نبود، اسلام یا در سازش با قبایل بادیهنشین ذوب میشد یا، به احتمال زیاد، در زایمان خود نابود میگشت.
@islie
🤬7❤5
🔘 تولد یک هیولا: فایننشال تایمز دلایل فروپاشی شاه و ظهور جمهوری اسلامی را واکاوی میکند
▪️ در حالی که جهان نظارهگر سرنوشت جمهوری اسلامی است، نشریه معتبر «فایننشال تایمز» در نقدی بر کتاب «شاه شاهان» (King of Kings) اثر اسکات اندرسون، به ریشههای انقلابی بازگشته که ایران و جهان را برای همیشه تغییر داد. این مقاله به ما نشان میدهد که چگونه ایران، از یک «تخت طاووس» سکولار، ثروتمند و متحد غرب، به یک حکومت مذهبی، سرکوبگر و منزوی تبدیل شد که امروز در یک تقابل دائمی با جهان به سر میبرد.
▪️ این تحلیل، داستان طمع، نابرابری، و کوردلی سیستمی است که در اوج قدرت، فروپاشی خود را نمیدید. انقلابی که در سال ۱۹۷۹ رخ داد، نه یک رویداد ناگهانی، که نتیجه یک دهه انباشت خشم، تحقیر و از خودبیگانگی ملتی بود که از فساد نخبگان و مدرنیزاسیون وارداتی به ستوه آمده بود. این داستان، یک درس تاریخی برای فهم امروز ماست.
▫️ سه خطای مرگبار که یک رژیم را سرنگون کرد
۱. «جزیره ثبات»: خطای شناختی مرگبار نخبگان
در دسامبر ۱۹۷۷، جیمی کارتر، رئیسجمهور وقت آمریکا، در سفر به تهران، ایران را «جزیره ثبات در یکی از آشوبزدهترین مناطق جهان» خواند. این جمله، نماد کوردلی عمیق نخبگان ایرانی و آمریکایی بود که در یک حباب از مهمانیهای مجلل و معاملات تسلیحاتی زندگی میکردند و صدای واقعی مردم را نمیشنیدند. آنها هشدارهای دیپلماتهای معدودی مانند مایکل متریکو را که فارسی میدانست و با مردم عادی صحبت میکرد، به عنوان «هیستری» و «بدبینی» رد میکردند. این یک درس ابدی است: هرگاه نخبگان از شنیدن حقیقت تلخ سر باز زنند، باید منتظر فروریختن کاخهایشان باشند.
۲. توهم «آخوند مفید»: درسی که ملیون و چپها هرگز نیاموختند
کتاب به زیبایی نشان میدهد که چگونه روشنفکران و سیاستمداران مدرن در حلقه اطرافیان خمینی، مانند ابراهیم یزدی و مهدی بازرگان، او را یک «مهره مفید» (Useful Idiot) میدانستند؛ یک چهره مذهبی کاریزماتیک که میتوانست تودهها را بسیج کند و پس از پیروزی انقلاب، به راحتی به قم بازگردانده شود تا آنها کشور را اداره کنند. تاریخ نشان داد که آنها در اشتباه بودند؛ این خودشان بودند که به مهرههای مفید یک پروژه به مراتب رادیکالتر تبدیل شدند و در نهایت، تبعید، اعدام یا خانهنشین گشتند. این، تراژدی ابدی نیروهای میانهرویی است که فکر میکنند میتوانند سوار بر ببر پوپولیسم مذهبی شوند.
۳. ضعف شاه در برابر درسی که جمهوری اسلامی آموخت
مقاله فایننشال تایمز، شاه را یک «رهبر انسانی، اما ناامن و ذاتاً ضعیف» توصیف میکند که در لحظه آخر، از به کارگیری تمامعیار خشونت علیه مردمش تردید کرد و «اول پلک زد». جمهوری اسلامی این درس را به خوبی آموخته است. این رژیم، بر خلاف سلف خود، هیچ تردیدی در ترور مخالفان در داخل و خارج، و استفاده از خشونت بیرحمانه برای بقای خود ندارد. آنها اشتباه شاه را تکرار نخواهند کرد.
🔸 حقیقت تلخ تاریخ: این کتاب یک واقعیت هولناک را آشکار میکند: هیولایی که در سال ۱۹۷۹ متولد شد، از اشتباهات پهلوی درس گرفته است. این رژیم، محصول مستقیم نقاط منفی یعنی فساد، نابرابری و استبداد دوران پهلوی است، اما یک نسخه به مراتب بیاخلاقتر، بیرحمتر و هوشیارتر در سرکوب. درک این واقعیت، کلید فهمیدن این است که چرا ما امروز در چرخهای از تقابل و سرکوب گرفتار شدهایم و چرا هرگونه تلاش برای تغییر، بهای سنگین خواهد داشت و نیازمند هزینه کردن است.
@khod2
▪️ در حالی که جهان نظارهگر سرنوشت جمهوری اسلامی است، نشریه معتبر «فایننشال تایمز» در نقدی بر کتاب «شاه شاهان» (King of Kings) اثر اسکات اندرسون، به ریشههای انقلابی بازگشته که ایران و جهان را برای همیشه تغییر داد. این مقاله به ما نشان میدهد که چگونه ایران، از یک «تخت طاووس» سکولار، ثروتمند و متحد غرب، به یک حکومت مذهبی، سرکوبگر و منزوی تبدیل شد که امروز در یک تقابل دائمی با جهان به سر میبرد.
▪️ این تحلیل، داستان طمع، نابرابری، و کوردلی سیستمی است که در اوج قدرت، فروپاشی خود را نمیدید. انقلابی که در سال ۱۹۷۹ رخ داد، نه یک رویداد ناگهانی، که نتیجه یک دهه انباشت خشم، تحقیر و از خودبیگانگی ملتی بود که از فساد نخبگان و مدرنیزاسیون وارداتی به ستوه آمده بود. این داستان، یک درس تاریخی برای فهم امروز ماست.
▫️ سه خطای مرگبار که یک رژیم را سرنگون کرد
۱. «جزیره ثبات»: خطای شناختی مرگبار نخبگان
در دسامبر ۱۹۷۷، جیمی کارتر، رئیسجمهور وقت آمریکا، در سفر به تهران، ایران را «جزیره ثبات در یکی از آشوبزدهترین مناطق جهان» خواند. این جمله، نماد کوردلی عمیق نخبگان ایرانی و آمریکایی بود که در یک حباب از مهمانیهای مجلل و معاملات تسلیحاتی زندگی میکردند و صدای واقعی مردم را نمیشنیدند. آنها هشدارهای دیپلماتهای معدودی مانند مایکل متریکو را که فارسی میدانست و با مردم عادی صحبت میکرد، به عنوان «هیستری» و «بدبینی» رد میکردند. این یک درس ابدی است: هرگاه نخبگان از شنیدن حقیقت تلخ سر باز زنند، باید منتظر فروریختن کاخهایشان باشند.
۲. توهم «آخوند مفید»: درسی که ملیون و چپها هرگز نیاموختند
کتاب به زیبایی نشان میدهد که چگونه روشنفکران و سیاستمداران مدرن در حلقه اطرافیان خمینی، مانند ابراهیم یزدی و مهدی بازرگان، او را یک «مهره مفید» (Useful Idiot) میدانستند؛ یک چهره مذهبی کاریزماتیک که میتوانست تودهها را بسیج کند و پس از پیروزی انقلاب، به راحتی به قم بازگردانده شود تا آنها کشور را اداره کنند. تاریخ نشان داد که آنها در اشتباه بودند؛ این خودشان بودند که به مهرههای مفید یک پروژه به مراتب رادیکالتر تبدیل شدند و در نهایت، تبعید، اعدام یا خانهنشین گشتند. این، تراژدی ابدی نیروهای میانهرویی است که فکر میکنند میتوانند سوار بر ببر پوپولیسم مذهبی شوند.
۳. ضعف شاه در برابر درسی که جمهوری اسلامی آموخت
مقاله فایننشال تایمز، شاه را یک «رهبر انسانی، اما ناامن و ذاتاً ضعیف» توصیف میکند که در لحظه آخر، از به کارگیری تمامعیار خشونت علیه مردمش تردید کرد و «اول پلک زد». جمهوری اسلامی این درس را به خوبی آموخته است. این رژیم، بر خلاف سلف خود، هیچ تردیدی در ترور مخالفان در داخل و خارج، و استفاده از خشونت بیرحمانه برای بقای خود ندارد. آنها اشتباه شاه را تکرار نخواهند کرد.
🔸 حقیقت تلخ تاریخ: این کتاب یک واقعیت هولناک را آشکار میکند: هیولایی که در سال ۱۹۷۹ متولد شد، از اشتباهات پهلوی درس گرفته است. این رژیم، محصول مستقیم نقاط منفی یعنی فساد، نابرابری و استبداد دوران پهلوی است، اما یک نسخه به مراتب بیاخلاقتر، بیرحمتر و هوشیارتر در سرکوب. درک این واقعیت، کلید فهمیدن این است که چرا ما امروز در چرخهای از تقابل و سرکوب گرفتار شدهایم و چرا هرگونه تلاش برای تغییر، بهای سنگین خواهد داشت و نیازمند هزینه کردن است.
@khod2
Ft
King of Kings — the 1979 revolution that changed Iran and the world
Scott Anderson’s brilliant account of the fall of the shah is a tale of greed, inequality and a blinkered US government
👍17👎11❤8😢2🔥1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
💢نه رضا پهلوی و نه هیچ شخص خارج نشین دیگری با توجه به وضعیت سرکوب و استبداد وخفقان سیاسی در داخل کشور ،نمیتواندتاثیری در روند سقوط نظام بگذارد.
البته چنین چیزی ناممکن نیست،ولی صرفا با ایجاد همایش و کنفرانس و اعتراضات خارج از کشور،در داخل، راه به جایی نمیشود برد.
شاید بشود گفت که اپوزیسیون جمهوری اسلامی در زمانی که رهبری آنرا افرادی مثل بختیار بر عهده داشتند و هم زد و بندهای سیاسی و ارتباط با کشور های دیگر روبه صورت جدی تری دنبال میکردند،و بیشتر به دنبال نفوذ در داخل بودند،موفق تر بود.
شرایط مشخص است،که اپوزیسیون چپ و راست و سلطنت طلب و جمهوری خواه درخارج از کشور ناتوان و فشل است.
و تنها راه رو به روی مردم ایران،اقدام از داخل و تشکیل یک اپوزیسیون در داخل کشور است،که این هم کار سخت و ناممکنی شایدبه نظر برسد ولی شدنیست،همانطور که در لهستان و مناطقی که تحت اشغال شوروی و المان نازی و دیگر حکومت های دیکتاتوری چنین چیزی شکل گرفت و در نابودی و یا ضربه زدن به نظام ها خیلی اثرگذاشت درایران هم لازمه سرنگونی جمهوری اسلامی ،ایجاد چنین مقاومتی،برگرفته از الیت های دانشگاهی و سیاسی و فرهنگی جامعه تا مردم عادیست.
@khod2
البته چنین چیزی ناممکن نیست،ولی صرفا با ایجاد همایش و کنفرانس و اعتراضات خارج از کشور،در داخل، راه به جایی نمیشود برد.
شاید بشود گفت که اپوزیسیون جمهوری اسلامی در زمانی که رهبری آنرا افرادی مثل بختیار بر عهده داشتند و هم زد و بندهای سیاسی و ارتباط با کشور های دیگر روبه صورت جدی تری دنبال میکردند،و بیشتر به دنبال نفوذ در داخل بودند،موفق تر بود.
شرایط مشخص است،که اپوزیسیون چپ و راست و سلطنت طلب و جمهوری خواه درخارج از کشور ناتوان و فشل است.
و تنها راه رو به روی مردم ایران،اقدام از داخل و تشکیل یک اپوزیسیون در داخل کشور است،که این هم کار سخت و ناممکنی شایدبه نظر برسد ولی شدنیست،همانطور که در لهستان و مناطقی که تحت اشغال شوروی و المان نازی و دیگر حکومت های دیکتاتوری چنین چیزی شکل گرفت و در نابودی و یا ضربه زدن به نظام ها خیلی اثرگذاشت درایران هم لازمه سرنگونی جمهوری اسلامی ،ایجاد چنین مقاومتی،برگرفته از الیت های دانشگاهی و سیاسی و فرهنگی جامعه تا مردم عادیست.
@khod2
👎81👍20❤7🤣2😁1
🔘 نقشه سرنگونی رژیم و پروژه بمب الکترومغناطیسی: جزئیات تکاندهنده حمله به ایران فاش شد
▪️ در یک گزارش تحقیقی بیسابقه، روزنامه «واشنگتن پست» به نقل از مقامات ارشد اسرائیلی و آمریکایی، جزئیات تکاندهندهای از عملیات «شیر خیزان» را فاش کرد. بر اساس این گزارش، طرح اولیه اسرائیل، نه یک حمله محدود، که یک عملیات چندمرحلهای با هدف «سرنگونی رژیم جمهوری اسلامی» بوده است. اما دونالد ترامپ، پس از ۱۲ روز و درست زمانی که اسرائیل آماده ضربه زدن به اهداف کلیدی حاکمیتی میشد، با اعلام آتشبس، عملیات را متوقف کرده است.
▪️ این گزارش تأیید میکند که برنامه هستهای ایران یک ضربه فلجکننده خورده و به گفته یک منبع ارشد اسرائیلی، «حداقل یک تا دو سال» به عقب رانده شده است. این منبع میافزاید: «ایران دیگر یک کشور در آستانه هستهای شدن نیست.» علاوه بر انهدام تأسیسات کلیدی در نطنز، فردو و اصفهان، جزئیات نشان میدهد که این عملیات یک «جراحی دقیق برای حذف مغز برنامه» بوده است:
- حذف دانشمندان: تقریباً تمام دانشمندان هستهای رده اول و دوم و اکثر کادرهای رده سوم، در ساعات اولیه عملیات کشته شدند. هدف، نه تنها حذف دانش فعلی، که ایجاد یک «عامل بازدارنده روانی» برای جلوگیری از پیوستن نسل جدید فیزیکدانان به این برنامه بوده است.
- انهدام زیرساخت فکری: علاوه بر دانشمندان، تمام آرشیوهای هستهای، تجهیزات تست، مراکز فرماندهی و لجستیک برنامه نیز نابود شدهاند.
▪️ شوکهکنندهترین بخش گزارش، رونمایی از سه مسیر همزمان ایران برای ساخت سلاح هستهای بود: یک بمب اتمی شکافت متعارف، یک بمب گداختی (هیدروژنی) بسیار پیچیدهتر، و یک «بمب الکترومغناطیسی» (EMP). پروژه EMP که مورد حمایت فرماندهان ارشد سپاه بوده، تلاشی برای دور زدن فتوای خامنهای مبنی بر حرام بودن سلاحهای کشتار جمعی بوده است، زیرا این بمب مستقیماً انسانها را نمیکشد، بلکه زیرساختهای الکترونیکی یک کشور را فلج میکند.
▫️سه لایه از یک استراتژی ویرانگر
۱. کالبدشکافی عملیات: انهدام کامل، نه آسیبرسانی
جزئیات فاششده نشان میدهد که این یک عملیات تنبیهی نبود؛ یک «عملیات انهدام سیستمیک» بود. از بین بردن همزمان دانشمندان، آرشیوها و زیرساختها، یعنی هدف، فلج کردن دائمی برنامه و غیرقابلبازسازی کردن آن در کوتاهمدت بوده است. همچنین، انهدام نیمی از ۳۰۰۰ موشک بالستیک و ۸۰ درصد از ۵۰۰ پرتابگر موشکی، توان تهاجمی متعارف ایران را نیز فلج کرده و نشاندهنده برتری هوایی مطلق اسرائیل در آسمان ایران بوده است.
۲. بمب EMP و ریاکاری ایدئولوژیک سپاه
تلاش سپاه برای ساخت بمب الکترومغناطیسی به بهانه «شرعی بودن»، اوج ریاکاری ایدئولوژیک و بازی با کلمات برای پیشبرد اهداف نظامی را نشان میدهد. این ثابت میکند که فرماندهان سپاه، فتوای رهبر جمهوری اسلامی را نه یک حکم مقدس، که یک مانع تاکتیکی میبینند که باید با «زرنگی» آن را دور زد. این افشاگری، کل روایت رژیم مبنی بر «صلحآمیز بودن» برنامه هستهای را از درون متلاشی میکند.
۳. ترامپ: کنترلکننده نهایی بازی
نقش ترامپ در این میان حیاتی است. او به اسرائیل «چراغ سبز» حمله را داد، اما همزمان «ترمز دستی» را نیز در اختیار خود نگه داشت. توقف عملیات درست قبل از ضربه به رأس حاکمیت، نشان میدهد که هدف ترامپ، نه سرنگونی رژیم، که «تضعیف مطلق» آن برای کشاندن به پای میز مذاکره و امضای یک «معامله بزرگ» است. او به یک رژیم ضعیفشده برای امضای تسلیمنامه نیاز دارد، نه یک ایران درگیر هرجومرج پس از فروپاشی.
@khod2
▪️ در یک گزارش تحقیقی بیسابقه، روزنامه «واشنگتن پست» به نقل از مقامات ارشد اسرائیلی و آمریکایی، جزئیات تکاندهندهای از عملیات «شیر خیزان» را فاش کرد. بر اساس این گزارش، طرح اولیه اسرائیل، نه یک حمله محدود، که یک عملیات چندمرحلهای با هدف «سرنگونی رژیم جمهوری اسلامی» بوده است. اما دونالد ترامپ، پس از ۱۲ روز و درست زمانی که اسرائیل آماده ضربه زدن به اهداف کلیدی حاکمیتی میشد، با اعلام آتشبس، عملیات را متوقف کرده است.
▪️ این گزارش تأیید میکند که برنامه هستهای ایران یک ضربه فلجکننده خورده و به گفته یک منبع ارشد اسرائیلی، «حداقل یک تا دو سال» به عقب رانده شده است. این منبع میافزاید: «ایران دیگر یک کشور در آستانه هستهای شدن نیست.» علاوه بر انهدام تأسیسات کلیدی در نطنز، فردو و اصفهان، جزئیات نشان میدهد که این عملیات یک «جراحی دقیق برای حذف مغز برنامه» بوده است:
- حذف دانشمندان: تقریباً تمام دانشمندان هستهای رده اول و دوم و اکثر کادرهای رده سوم، در ساعات اولیه عملیات کشته شدند. هدف، نه تنها حذف دانش فعلی، که ایجاد یک «عامل بازدارنده روانی» برای جلوگیری از پیوستن نسل جدید فیزیکدانان به این برنامه بوده است.
- انهدام زیرساخت فکری: علاوه بر دانشمندان، تمام آرشیوهای هستهای، تجهیزات تست، مراکز فرماندهی و لجستیک برنامه نیز نابود شدهاند.
▪️ شوکهکنندهترین بخش گزارش، رونمایی از سه مسیر همزمان ایران برای ساخت سلاح هستهای بود: یک بمب اتمی شکافت متعارف، یک بمب گداختی (هیدروژنی) بسیار پیچیدهتر، و یک «بمب الکترومغناطیسی» (EMP). پروژه EMP که مورد حمایت فرماندهان ارشد سپاه بوده، تلاشی برای دور زدن فتوای خامنهای مبنی بر حرام بودن سلاحهای کشتار جمعی بوده است، زیرا این بمب مستقیماً انسانها را نمیکشد، بلکه زیرساختهای الکترونیکی یک کشور را فلج میکند.
▫️سه لایه از یک استراتژی ویرانگر
۱. کالبدشکافی عملیات: انهدام کامل، نه آسیبرسانی
جزئیات فاششده نشان میدهد که این یک عملیات تنبیهی نبود؛ یک «عملیات انهدام سیستمیک» بود. از بین بردن همزمان دانشمندان، آرشیوها و زیرساختها، یعنی هدف، فلج کردن دائمی برنامه و غیرقابلبازسازی کردن آن در کوتاهمدت بوده است. همچنین، انهدام نیمی از ۳۰۰۰ موشک بالستیک و ۸۰ درصد از ۵۰۰ پرتابگر موشکی، توان تهاجمی متعارف ایران را نیز فلج کرده و نشاندهنده برتری هوایی مطلق اسرائیل در آسمان ایران بوده است.
۲. بمب EMP و ریاکاری ایدئولوژیک سپاه
تلاش سپاه برای ساخت بمب الکترومغناطیسی به بهانه «شرعی بودن»، اوج ریاکاری ایدئولوژیک و بازی با کلمات برای پیشبرد اهداف نظامی را نشان میدهد. این ثابت میکند که فرماندهان سپاه، فتوای رهبر جمهوری اسلامی را نه یک حکم مقدس، که یک مانع تاکتیکی میبینند که باید با «زرنگی» آن را دور زد. این افشاگری، کل روایت رژیم مبنی بر «صلحآمیز بودن» برنامه هستهای را از درون متلاشی میکند.
۳. ترامپ: کنترلکننده نهایی بازی
نقش ترامپ در این میان حیاتی است. او به اسرائیل «چراغ سبز» حمله را داد، اما همزمان «ترمز دستی» را نیز در اختیار خود نگه داشت. توقف عملیات درست قبل از ضربه به رأس حاکمیت، نشان میدهد که هدف ترامپ، نه سرنگونی رژیم، که «تضعیف مطلق» آن برای کشاندن به پای میز مذاکره و امضای یک «معامله بزرگ» است. او به یک رژیم ضعیفشده برای امضای تسلیمنامه نیاز دارد، نه یک ایران درگیر هرجومرج پس از فروپاشی.
🔸 بمب الکترومغناطیسی (EMP): این سلاح، یک بمب هستهای است که برای انفجار در ارتفاع بسیار بالا طراحی شده است. هدف آن تخریب فیزیکی نیست، بلکه ایجاد یک پالس الکترومغناطیسی بسیار قدرتمند است که میتواند تمام سیستمهای الکترونیکی، شبکههای برق، ارتباطات، اینترنت و زیرساختهای حیاتی یک کشور را در یک لحظه بسوزاند و از کار بیندازد. چنین حملهای میتواند یک جامعه مدرن را بدون کشتار مستقیم، به عصر حجر بازگرداند و آن را کاملاً فلج کند.
@khod2
👎25❤14👍6😱1
🔘 اپوزیسیون در فاز سازماندهی و خامنهای در فضا
▪️ روز گذشته، با برگزاری همایش «همکاری ملی برای نجات ایران» در مونیخ به میزبانی شاهزاده رضا پهلوی، بخشی از اپوزیسیون گام مهمی برای عبور از فاز «اعتراض» به فاز «سازماندهی برای جایگزینی» برداشت. این نشست که با حضور بیش از ۵۰۰ فعال سیاسی، مدنی و خانوادههای دادخواه برگزار شد، تلاشی برای ارائه یک نقشه راه مشخص برای گذار دموکراتیک و ایجاد یک ساختار جایگزین برای جمهوری اسلامی بود. نشریه پولیتیکو از این خبر داد که حدود ۵۰ هزار نفر از افراد دارای مقام دولتی و نظامی برای همکاری با رضا پهلوی اعلام آمادگی کردهاند.
▪️ این اولین بار است که بخشی از اپوزیسیون به شکلی جدی و سازمانیافته، از فاز «فراخوان به اعتراض» به فاز «ایجاد ساختار برای جایگزینی» حرکت میکند. این تلاش برای سازماندهی، در حالی صورت میگیرد که گزارشهایی، هرچند تایید نشده، از انزوای کامل رهبر جمهوری اسلامی خبر میدهند؛ تا جایی که یک حساب کاربری منسوب به موساد ادعا میکند او روزهای خود را در خواب و مصرف مواد مخدر میگذراند.
▫️ چرا پروژه جدید پهلوی مهم است؟
۱. عبور از «چه نمیخواهیم» به «چه میخواهیم»
اهمیت این اقدام، نه در صحت و سقم اعداد ادعاشده، که در خود «ایده» و «سازوکار» آن نهفته است. بزرگترین ضعف اپوزیسیون ایران تا به امروز، ناتوانی در پاسخ به سوال «بعد از جمهوری اسلامی چه؟» بوده است. این ترس از خلأ قدرت و هرجومرج، بسیاری از نیروهای داخلی را که از وضع موجود ناراضی هستند، در حالت انفعال نگه داشته است. پروژه جدید پهلوی، تلاشی برای پاسخ به همین سوال است؛ یک پیشنهاد برای «گذار مدیریتشده» به جای «فروپاشی آشوبناک».
۲. ساختن یک «پل» برای عبور ریزشیها
این پلتفرم، در واقع یک «پل» است که برای عبور آن دسته از مقامات و نظامیانی ساخته میشود که دیگر به بقای رژیم باور ندارند، اما راهی برای خروج یا پیوستن به یک آلترناتیو نمیبینند. با ارائه یک کانال امن و یک چشمانداز برای آینده، این طرح انگیزه «ریزش» را افزایش میدهد و به بدنه سردرگم رژیم نشان میدهد که یک گزینه دیگر به جز وفاداری به یک سیستم در حال فرسایش نیز وجود دارد.
۳. نقش فرسایش رهبری در تسریع این فرآیند
در چنین شرایطی، اخباری که تصویر رهبر جمهوری اسلامی را به عنوان فردی منزوی و جدا از واقعیت ترسیم میکند (فارغ از صحت و سقم آن)، نقش کاتالیزور را بازی میکند. وقتی یک نیروی نظامی یا یک کارمند دولتی، همزمان هم شاهد شکلگیری یک آلترناتیو سازمانیافته در خارج است و هم روایتهایی از ضعف و انحطاط در رأس هرم قدرت را میشنود، محاسبه او برای انتخاب میان «وفاداری» و «پیوستن به آینده» به مراتب سادهتر میشود. این دو فرآیند، مکمل یکدیگرند و فشار بر بدنه رژیم را از هر دو سو افزایش میدهند.
۴. «گذار مدیریتشده» در برابر «فروپاشی آشوبناک»
پروژه جدید رضا پهلوی، دقیقاً وجه دیگر استراتژی آشوب است. قدرتهای جهانی از یک «خلأ قدرت» و هرجومرج کنترلنشده در کشوری به اهمیت ایران، بیش از هر چیز دیگری وحشت دارند. یک گذار مدیریتشده، هرچند کندتر و فاقد هیجان انقلابی، اما از وقوع یک جنگ داخلی تمامعیار، تجزیه کشور و ظهور گروههای تروریستی (مشابه آنچه در سوریه و لیبی دیدیم) جلوگیری میکند. بنابراین، چه «ترمز ترامپ» برای جلوگیری از فروپاشی ناگهانی و چه «پلسازی پهلوی» برای سازماندهی ریزشها، هر دو تلاشی برای جلوگیری از بدترین سناریوی ممکن است: ایرانِ ویران و آشوبزده.
@khod2
▪️ روز گذشته، با برگزاری همایش «همکاری ملی برای نجات ایران» در مونیخ به میزبانی شاهزاده رضا پهلوی، بخشی از اپوزیسیون گام مهمی برای عبور از فاز «اعتراض» به فاز «سازماندهی برای جایگزینی» برداشت. این نشست که با حضور بیش از ۵۰۰ فعال سیاسی، مدنی و خانوادههای دادخواه برگزار شد، تلاشی برای ارائه یک نقشه راه مشخص برای گذار دموکراتیک و ایجاد یک ساختار جایگزین برای جمهوری اسلامی بود. نشریه پولیتیکو از این خبر داد که حدود ۵۰ هزار نفر از افراد دارای مقام دولتی و نظامی برای همکاری با رضا پهلوی اعلام آمادگی کردهاند.
▪️ این اولین بار است که بخشی از اپوزیسیون به شکلی جدی و سازمانیافته، از فاز «فراخوان به اعتراض» به فاز «ایجاد ساختار برای جایگزینی» حرکت میکند. این تلاش برای سازماندهی، در حالی صورت میگیرد که گزارشهایی، هرچند تایید نشده، از انزوای کامل رهبر جمهوری اسلامی خبر میدهند؛ تا جایی که یک حساب کاربری منسوب به موساد ادعا میکند او روزهای خود را در خواب و مصرف مواد مخدر میگذراند.
▫️ چرا پروژه جدید پهلوی مهم است؟
۱. عبور از «چه نمیخواهیم» به «چه میخواهیم»
اهمیت این اقدام، نه در صحت و سقم اعداد ادعاشده، که در خود «ایده» و «سازوکار» آن نهفته است. بزرگترین ضعف اپوزیسیون ایران تا به امروز، ناتوانی در پاسخ به سوال «بعد از جمهوری اسلامی چه؟» بوده است. این ترس از خلأ قدرت و هرجومرج، بسیاری از نیروهای داخلی را که از وضع موجود ناراضی هستند، در حالت انفعال نگه داشته است. پروژه جدید پهلوی، تلاشی برای پاسخ به همین سوال است؛ یک پیشنهاد برای «گذار مدیریتشده» به جای «فروپاشی آشوبناک».
۲. ساختن یک «پل» برای عبور ریزشیها
این پلتفرم، در واقع یک «پل» است که برای عبور آن دسته از مقامات و نظامیانی ساخته میشود که دیگر به بقای رژیم باور ندارند، اما راهی برای خروج یا پیوستن به یک آلترناتیو نمیبینند. با ارائه یک کانال امن و یک چشمانداز برای آینده، این طرح انگیزه «ریزش» را افزایش میدهد و به بدنه سردرگم رژیم نشان میدهد که یک گزینه دیگر به جز وفاداری به یک سیستم در حال فرسایش نیز وجود دارد.
۳. نقش فرسایش رهبری در تسریع این فرآیند
در چنین شرایطی، اخباری که تصویر رهبر جمهوری اسلامی را به عنوان فردی منزوی و جدا از واقعیت ترسیم میکند (فارغ از صحت و سقم آن)، نقش کاتالیزور را بازی میکند. وقتی یک نیروی نظامی یا یک کارمند دولتی، همزمان هم شاهد شکلگیری یک آلترناتیو سازمانیافته در خارج است و هم روایتهایی از ضعف و انحطاط در رأس هرم قدرت را میشنود، محاسبه او برای انتخاب میان «وفاداری» و «پیوستن به آینده» به مراتب سادهتر میشود. این دو فرآیند، مکمل یکدیگرند و فشار بر بدنه رژیم را از هر دو سو افزایش میدهند.
۴. «گذار مدیریتشده» در برابر «فروپاشی آشوبناک»
پروژه جدید رضا پهلوی، دقیقاً وجه دیگر استراتژی آشوب است. قدرتهای جهانی از یک «خلأ قدرت» و هرجومرج کنترلنشده در کشوری به اهمیت ایران، بیش از هر چیز دیگری وحشت دارند. یک گذار مدیریتشده، هرچند کندتر و فاقد هیجان انقلابی، اما از وقوع یک جنگ داخلی تمامعیار، تجزیه کشور و ظهور گروههای تروریستی (مشابه آنچه در سوریه و لیبی دیدیم) جلوگیری میکند. بنابراین، چه «ترمز ترامپ» برای جلوگیری از فروپاشی ناگهانی و چه «پلسازی پهلوی» برای سازماندهی ریزشها، هر دو تلاشی برای جلوگیری از بدترین سناریوی ممکن است: ایرانِ ویران و آشوبزده.
🔸 گذار مدیریتشده (Managed Transition): این مفهوم در علوم سیاسی به فرآیندی اطلاق میشود که در آن، انتقال قدرت از یک رژیم غیردموکراتیک به یک سیستم دموکراتیک، نه از طریق یک انقلاب ناگهانی و خشونتآمیز، بلکه از طریق یک فرآیند کنترلشده و مذاکرهشده (اغلب با مشارکت عناصری از رژیم سابق) صورت میگیرد. هدف از این مدل، جلوگیری از هرجومرج، جنگ داخلی و فروپاشی کامل نهادهای دولتی است. پروژه جدید رضا پهلوی، تلاشی برای پیادهسازی همین مدل و ارائه یک آلترناتیو به جای فروپاشی غیرقابلکنترل است.
@khod2
👍50🔥14❤11👎3😁2😱1
🔘وقتی سلطنت طلبی به خاک جهالت میافتد
💢در جهانی که انسانها برای آزادی، عدالت، خرد و مدرنیته مبارزه میکنند، تصاویری از این دست تنها نشانگر انحطاط فکری و فقر فرهنگی بخشی از اپوزیسیون ایرانی است که ادعای نجات کشور را دارند. تصویر مردی که در برابر رضا پهلوی، در سال ۲۰۲۵ میلادی، بر زمین سجده میبرد، نه فقط یک حرکت نمادین است، بلکه یک اعتراف ناخواسته به درماندگی ذهنی، بیهویتی فکری و بازگشت به ارتجاع است؛ ارتجاعی که دیگر حتی در جمهوری اسلامی نیز کمتر به چشم میخورد.
@khod2
💢در جهانی که انسانها برای آزادی، عدالت، خرد و مدرنیته مبارزه میکنند، تصاویری از این دست تنها نشانگر انحطاط فکری و فقر فرهنگی بخشی از اپوزیسیون ایرانی است که ادعای نجات کشور را دارند. تصویر مردی که در برابر رضا پهلوی، در سال ۲۰۲۵ میلادی، بر زمین سجده میبرد، نه فقط یک حرکت نمادین است، بلکه یک اعتراف ناخواسته به درماندگی ذهنی، بیهویتی فکری و بازگشت به ارتجاع است؛ ارتجاعی که دیگر حتی در جمهوری اسلامی نیز کمتر به چشم میخورد.
@khod2
👍49👎39❤6
من خدا هستم
🔘وقتی سلطنت طلبی به خاک جهالت میافتد 💢در جهانی که انسانها برای آزادی، عدالت، خرد و مدرنیته مبارزه میکنند، تصاویری از این دست تنها نشانگر انحطاط فکری و فقر فرهنگی بخشی از اپوزیسیون ایرانی است که ادعای نجات کشور را دارند. تصویر مردی که در برابر رضا پهلوی،…
💢در این صحنه نه نشانی از نقد مدرن است، نه فهمی از سیاست، و نه حتی ذرهای شعور تاریخی. این سجده نه از سر ارادت، که از سر بیریشگی و فقر عقلانی است. گویی برای این افراد، گذار از جمهوری اسلامی نه بهسوی جمهوریت و مدرنیزاسیون,بلکه برای بردگی دوباره است.
پرسش اصلی این است: آیا قرار بود جمهوری اسلامی را کنار بگذاریم تا باز هم به پای فرد دیگری بیفتیم و خاک پایش را ببوسیم؟ چه تفاوتی است میان چماقدار ولایت فقیه که رهبر را سایه خدا میخواند، با این بندهی تاجطلب که برای شاهزادهای که هیچ مسئولیتی نپذیرفته، سجده میکند؟ این تصویر نه نقد جمهوری اسلامی، که تکرار آن در لباس تازهای است؛ لباسی که رنگ آزادی به خود گرفته، اما بوی تعفن خرافه، فرقهگرایی و بردگی فکری از آن بلند است.
ادعای اپوزیسیون باید بر پایه عقل، نقد، آزادیخواهی و تلاش برای مدرنیزاسیون باشد، نه برپایی دوباره و بازسازی فرهنگ اطاعت بیچونوچرا. کسانی که اینچنین خود را به خاک میاندازند، نه تنها با جمهوری اسلامی تفاوتی ندارند، بلکه در بدویت و بیخردی، پا را فراتر گذاشتهاند. آنها نه نمایندهی تغییر، که میراثدار همان تفکری هستند که تاریخ ما را بارها به اسارت کشاند.
در دنیای مدرن، کرامت انسانی ارزش بنیادین است. هیچ فردی، تحت هیچ عنوانی، شایستهی آن نیست که انسانی دیگر در برابرش زانو بزند، چه رسد به سجده. این تصویر، سند ورشکستگی فرهنگی بخشی از اپوزیسیون است که از خرد تهی شدهاند و از فرط درماندگی، به بتسازیهای قرون وسطایی پناه بردهاند.
آنچه امروز ایران نیاز دارد، انسان آزاد، شهروند مسئول، و عقلانیتی ساختارشکن که بتواند از این باتلاقهای تاریخی عبور کند. سجدهبردن به جای خردورزی، تنها ما را از چاله به چاه میبرد.
@khod2
پرسش اصلی این است: آیا قرار بود جمهوری اسلامی را کنار بگذاریم تا باز هم به پای فرد دیگری بیفتیم و خاک پایش را ببوسیم؟ چه تفاوتی است میان چماقدار ولایت فقیه که رهبر را سایه خدا میخواند، با این بندهی تاجطلب که برای شاهزادهای که هیچ مسئولیتی نپذیرفته، سجده میکند؟ این تصویر نه نقد جمهوری اسلامی، که تکرار آن در لباس تازهای است؛ لباسی که رنگ آزادی به خود گرفته، اما بوی تعفن خرافه، فرقهگرایی و بردگی فکری از آن بلند است.
ادعای اپوزیسیون باید بر پایه عقل، نقد، آزادیخواهی و تلاش برای مدرنیزاسیون باشد، نه برپایی دوباره و بازسازی فرهنگ اطاعت بیچونوچرا. کسانی که اینچنین خود را به خاک میاندازند، نه تنها با جمهوری اسلامی تفاوتی ندارند، بلکه در بدویت و بیخردی، پا را فراتر گذاشتهاند. آنها نه نمایندهی تغییر، که میراثدار همان تفکری هستند که تاریخ ما را بارها به اسارت کشاند.
در دنیای مدرن، کرامت انسانی ارزش بنیادین است. هیچ فردی، تحت هیچ عنوانی، شایستهی آن نیست که انسانی دیگر در برابرش زانو بزند، چه رسد به سجده. این تصویر، سند ورشکستگی فرهنگی بخشی از اپوزیسیون است که از خرد تهی شدهاند و از فرط درماندگی، به بتسازیهای قرون وسطایی پناه بردهاند.
آنچه امروز ایران نیاز دارد، انسان آزاد، شهروند مسئول، و عقلانیتی ساختارشکن که بتواند از این باتلاقهای تاریخی عبور کند. سجدهبردن به جای خردورزی، تنها ما را از چاله به چاه میبرد.
@khod2
👍39👎30👏3❤2
Forwarded from من خدا هستم
کسی اصلاً جرأت نمیکرد به اعلیحضرت تملق بگوید اگر کسی تملق میگفت مورد ایراد واقع میشد برای اینکه اعلیحضرت میدانستند که ایرانیها با تملق همهچیز را خراب میکنند، به هیچ کس اجازه نمیدادند تملق بگوید. اعلیحضرت زندگی سربازیاش را کاملاً حفظ کرده بود صبحها خیلی زود از خواب بلند میشد. غذایش خیلی ساده بود لباسش خیلی ساده و خیلی آدم تمیزی بود و خیلی هم اخلاقاً منزه بود یعنی اهل قماربازی، خانم بازی، و از این قبیل کارها اصلاً نبود. تنها زندگی میکرد و علاوه بر کار فقط شاید سرگرمیاش همین دیدن خانواده موقع ناهار و موقع شام بود
از خاطرات فریدون جم، داماد رضا شاه
@khod2
👍53❤24👎1😁1🙏1
Forwarded from دروغها و خرافات اسلام
💢همراهان گرامی و فرهیخته
با سپاس بیکران از حضور ارزشمند شما در کانال«دروغها و خرافات اسلام»،مفتخریم که همراهیتان در مسیر آگاهیبخشی و ترویج گفتمان نقادانه،این فضا را به بستری برای خردورزی،روشنگری، نقد علمی،و افشای حقایق تاریک و ناگفته دین اسلام تبدیل کرده است.
محتوای این کانال با هدف ارتقای دانش و تحلیل انتقادی ارائه میشود،و حمایت شما میتواند ما را در این راه یاری دهد.
از شما دعوت میکنیم با بوست کردن کانال،به ما در دسترسی به امکانات ویژه تلگرام،مانند انتشار استوری، و گسترش دامنه تأثیرگذاری کمک کنید.
🔘اگر از اشتراک تلگرام پرمیوم برخوردار هستید،کافی است از طریق لینک زیر، گزینه Boost Channel را انتخاب کنید: https://t.me/boost/islie 🔗
هر بوست شما،گامی در جهت تقویت این فضای آگاهیبخش و گسترش گفتمانی مبتنی بر حقیقتجویی است. از مشارکت و همراهی صمیمانه شما سپاسگزاریم و امیدواریم همچنان در این مسیر با ما باشید.
با احترام، تیم مدیریت کانال«دروغها و خرافات اسلام»
@islie
با سپاس بیکران از حضور ارزشمند شما در کانال«دروغها و خرافات اسلام»،مفتخریم که همراهیتان در مسیر آگاهیبخشی و ترویج گفتمان نقادانه،این فضا را به بستری برای خردورزی،روشنگری، نقد علمی،و افشای حقایق تاریک و ناگفته دین اسلام تبدیل کرده است.
محتوای این کانال با هدف ارتقای دانش و تحلیل انتقادی ارائه میشود،و حمایت شما میتواند ما را در این راه یاری دهد.
از شما دعوت میکنیم با بوست کردن کانال،به ما در دسترسی به امکانات ویژه تلگرام،مانند انتشار استوری، و گسترش دامنه تأثیرگذاری کمک کنید.
🔘اگر از اشتراک تلگرام پرمیوم برخوردار هستید،کافی است از طریق لینک زیر، گزینه Boost Channel را انتخاب کنید: https://t.me/boost/islie 🔗
هر بوست شما،گامی در جهت تقویت این فضای آگاهیبخش و گسترش گفتمانی مبتنی بر حقیقتجویی است. از مشارکت و همراهی صمیمانه شما سپاسگزاریم و امیدواریم همچنان در این مسیر با ما باشید.
با احترام، تیم مدیریت کانال«دروغها و خرافات اسلام»
@islie
👍23❤6
Forwarded from دروغها و خرافات اسلام
🔘خلافت اسلامی :ظهور،افول و سقوط
فصل چهارم:بازگشت اسامه و اعزام لشکرکشیها علیه قبایل مرتد در سراسر شبهجزیره
۱۱ هجری / ۶۳۲ میلادی
💢بازگشت اسامه،ماه ششم هجری،سپتامبر ۶۳2میلادی
اسامه سرانجام از یورش خود بازگشت و مدینه فورا از خطر بیشتر رهایی یافت.یکپنجم غنایم (که طبق حکم شرعی برای دولت ذخیره میشد)به خلیفه تحویل داده شد و او آن را میان مردم توزیع کرد.این لشکرکشی هدف خود را برآورده کرده بود:وجدان ابوبکر را آرام کرد و شاید با فریب بادیهنشینان متخاصم،آنها رابه این باور رساند که او قویتر از آن چیزی است که در واقعیت بود.
💢لشکرکشی علیه بنیعبس و ذبیان
ابوبکر در بهرهبرداری از برتری که پیشتر علیه شورشیان به دست آورده بود،درنگ نکرد.شورشیان پس از عقبنشینی از ذوالقصة به ربذه حمله کرده و خشم خود را با کشتن برخی از پیروان وفادار محمد که هنوز در میان آنها باقی مانده بودند،با مرگهایی بیرحمانه خالی کردند.ابوبکر که از سرنوشت آنها عمیقا متأثر شده بود،سوگند خوردکه به همان تعداد که آنها کشتهاند،یاحتی بیشتر،از آنها را به همان شیوه نابود خواهد کرد.
در نهایت ابوبکر با سپردن فرماندهی شهر و ارتش باقیمانده به اسامه برای تجدید قوا،با نیروی کوچکی بهسوی ربذه حرکت کرد.سران برجسته علیه حضور او در میدان نبرد اعتراض کردند.اگر فرماندهی در جنگ کشته میشد،جای او بهراحتی پرمیشد؛اما اگر خلیفه جان میداد،سرور و رهبرشان از دست میرفت. ابوبکر پاسخ داد:نه، من خود به میدان میروم و مانند یکی از شما همرزمتان خواهم بود.پس حرکت کردندو با رسیدن به دشمن،آنها را کاملا درهم شکستند،برخی را کشتند و برخی دیگر را اسیر کردند.بنیعبس و ذبیان بهسوی طلیحه در بزاخه گریختند و به ارتش او پیوستند.ابوبکر سپس مراتع آنها را مصادره کرد تا برای همیشه بهعنوان ذخیرهای برای اسبها و شتران دولت حفظ شود.شورشیان پس از مدتی تسلیم شدند و سرانجام درسرزمینهای فتحشدهی خارج از شبهجزیره،جبرانی فراوان یافتند.
💢بازگرداندن اسلام به سراسر شبهجزیره
ابوبکر بارضایت از این موفقیت به مدینه بازگشت.ارتش تا آن زمان بازسازی شده بود.زکات ازقبایل همسایه بهعنوان نشانهای از تسلیم شروع به رسیدن کرد.مدینه دیگر در خطر نبود و شهروندان آزادانه نفس کشیدند.اما بارسنگینی همچنان بر دوش خلیفه بود.جز اندکی اینجا و آنجا،ایمان در حال محو شدن بود و عربهای سراسرشبهجزیره به ارتداد روی میآوردند.با این حال، اسلام باید دین تمام شبهجزیره میبود؛در سراسر این سرزمین نباید آیینی جز اسلام باشد،وصیت محمد بر بستر مرگش بود. مدعیان پیامبری باید درهم شکسته میشدند؛شورشیان شکست میخوردند؛مرتدان یا بازمیگشتند یا نابود میشدند؛و برتری اسلام اثبات میگشت.بهاختصار، مأموریت ابوبکر این بود که کلام در حال مرگ پیامبر را به حقیقت بدل کند.
💢اعزام یازده لشکرکشی به نقاط مختلف شبهجزیره
ابوبکر با این هدف بزرگ،بار دیگر به ذوالقصة رفت و تمام نیروهای در دسترس اسلام و همهی سران وفادار را فراخواند.او این نیروها را به یازده ستون مستقل تقسیم کرد وبرای هر یک، رهبری برجسته برگزید و به رسم استادش،به هر کدام پرچمی داد. شبهجزیره تقسیم شد و به هر لشکر منطقهای برای بازپسگیری اختصاص یافت،با دستوراتی برای آغاز و مسیر حرکت.خالد برای سرکوب طلیحه، عکرمه و شرحبیل برای مسیلمه، مهاجر به یمن،علاء به بحرین،هذیفه به مَهرَه و عمرو علیه بنیقداع فرستاده شدند.با این طرح بزرگ،در نهایت هیچ نقطهای فتحنشده باقی نمیماند. نیروهای نگهداشتهشده درمدینه اندک بودند،اما اکنون به تعداد کمی نیاز بود.
💢اعلامیه برای مرتدان جهت توبه، ماه هشتم هجری،اکتبر ۶۳۲ میلادی
ابوبکر پس از اعزام لشکرکشیها به مدینه بازگشت.اولین دغدغهاش انتشار فراخوانی به قبایل مرتد بود که به آنها دستور میداد درهر کجا که هستند توبه کنند و تسلیم شوند،به شرطی که بخشیده شوند و به اسلام بازگردند. کسانی که امتناع میکردند،مورد حمله قرار میگرفتند،مردان جنگجویشان تکهتکه میشدند و زنان و کودکانشان اسیر میگشتند.این فراخوان از طریق فرستادگان به هر استان و قبیلهی شورشی ارسال شد.اذان، یا فراخوان به نماز، معیار ایمان بود:اگر شنیده و پاسخ داده میشد،نیک بود؛اگر نه، مردم مرتد تلقی میشدند و تا پایان تلخ مجازات میگشتند.
💢عدم انتصاب یاران برجسته به فرماندهی
چرایی انتصاب نکردن یاران برجستهتر به فرماندهیهای اصلی کاملاً روشن نیست.عمر نیز بعدها همین سیاست را دنبال کرد و میگفت از این کار خودداری کرده است،بخشی به این دلیل که مسئولیت پاسخگویی،با شأن آنها ناسازگار بود،اما عمدتاً برای تقویت قدرت خود با نگهداشتن آنها درکنارش برای مشورت.
با این حال،عجیب است که افرادی مانند علی و زبیر،که در جنگهای زمان محمد برجسته بودند،اکنون برای لحظهای ازعملیات میدانی غایب باشند.
▪️ادامه دارد
@islie
فصل چهارم:بازگشت اسامه و اعزام لشکرکشیها علیه قبایل مرتد در سراسر شبهجزیره
۱۱ هجری / ۶۳۲ میلادی
💢بازگشت اسامه،ماه ششم هجری،سپتامبر ۶۳2میلادی
اسامه سرانجام از یورش خود بازگشت و مدینه فورا از خطر بیشتر رهایی یافت.یکپنجم غنایم (که طبق حکم شرعی برای دولت ذخیره میشد)به خلیفه تحویل داده شد و او آن را میان مردم توزیع کرد.این لشکرکشی هدف خود را برآورده کرده بود:وجدان ابوبکر را آرام کرد و شاید با فریب بادیهنشینان متخاصم،آنها رابه این باور رساند که او قویتر از آن چیزی است که در واقعیت بود.
💢لشکرکشی علیه بنیعبس و ذبیان
ابوبکر در بهرهبرداری از برتری که پیشتر علیه شورشیان به دست آورده بود،درنگ نکرد.شورشیان پس از عقبنشینی از ذوالقصة به ربذه حمله کرده و خشم خود را با کشتن برخی از پیروان وفادار محمد که هنوز در میان آنها باقی مانده بودند،با مرگهایی بیرحمانه خالی کردند.ابوبکر که از سرنوشت آنها عمیقا متأثر شده بود،سوگند خوردکه به همان تعداد که آنها کشتهاند،یاحتی بیشتر،از آنها را به همان شیوه نابود خواهد کرد.
در نهایت ابوبکر با سپردن فرماندهی شهر و ارتش باقیمانده به اسامه برای تجدید قوا،با نیروی کوچکی بهسوی ربذه حرکت کرد.سران برجسته علیه حضور او در میدان نبرد اعتراض کردند.اگر فرماندهی در جنگ کشته میشد،جای او بهراحتی پرمیشد؛اما اگر خلیفه جان میداد،سرور و رهبرشان از دست میرفت. ابوبکر پاسخ داد:نه، من خود به میدان میروم و مانند یکی از شما همرزمتان خواهم بود.پس حرکت کردندو با رسیدن به دشمن،آنها را کاملا درهم شکستند،برخی را کشتند و برخی دیگر را اسیر کردند.بنیعبس و ذبیان بهسوی طلیحه در بزاخه گریختند و به ارتش او پیوستند.ابوبکر سپس مراتع آنها را مصادره کرد تا برای همیشه بهعنوان ذخیرهای برای اسبها و شتران دولت حفظ شود.شورشیان پس از مدتی تسلیم شدند و سرانجام درسرزمینهای فتحشدهی خارج از شبهجزیره،جبرانی فراوان یافتند.
💢بازگرداندن اسلام به سراسر شبهجزیره
ابوبکر بارضایت از این موفقیت به مدینه بازگشت.ارتش تا آن زمان بازسازی شده بود.زکات ازقبایل همسایه بهعنوان نشانهای از تسلیم شروع به رسیدن کرد.مدینه دیگر در خطر نبود و شهروندان آزادانه نفس کشیدند.اما بارسنگینی همچنان بر دوش خلیفه بود.جز اندکی اینجا و آنجا،ایمان در حال محو شدن بود و عربهای سراسرشبهجزیره به ارتداد روی میآوردند.با این حال، اسلام باید دین تمام شبهجزیره میبود؛در سراسر این سرزمین نباید آیینی جز اسلام باشد،وصیت محمد بر بستر مرگش بود. مدعیان پیامبری باید درهم شکسته میشدند؛شورشیان شکست میخوردند؛مرتدان یا بازمیگشتند یا نابود میشدند؛و برتری اسلام اثبات میگشت.بهاختصار، مأموریت ابوبکر این بود که کلام در حال مرگ پیامبر را به حقیقت بدل کند.
💢اعزام یازده لشکرکشی به نقاط مختلف شبهجزیره
ابوبکر با این هدف بزرگ،بار دیگر به ذوالقصة رفت و تمام نیروهای در دسترس اسلام و همهی سران وفادار را فراخواند.او این نیروها را به یازده ستون مستقل تقسیم کرد وبرای هر یک، رهبری برجسته برگزید و به رسم استادش،به هر کدام پرچمی داد. شبهجزیره تقسیم شد و به هر لشکر منطقهای برای بازپسگیری اختصاص یافت،با دستوراتی برای آغاز و مسیر حرکت.خالد برای سرکوب طلیحه، عکرمه و شرحبیل برای مسیلمه، مهاجر به یمن،علاء به بحرین،هذیفه به مَهرَه و عمرو علیه بنیقداع فرستاده شدند.با این طرح بزرگ،در نهایت هیچ نقطهای فتحنشده باقی نمیماند. نیروهای نگهداشتهشده درمدینه اندک بودند،اما اکنون به تعداد کمی نیاز بود.
💢اعلامیه برای مرتدان جهت توبه، ماه هشتم هجری،اکتبر ۶۳۲ میلادی
ابوبکر پس از اعزام لشکرکشیها به مدینه بازگشت.اولین دغدغهاش انتشار فراخوانی به قبایل مرتد بود که به آنها دستور میداد درهر کجا که هستند توبه کنند و تسلیم شوند،به شرطی که بخشیده شوند و به اسلام بازگردند. کسانی که امتناع میکردند،مورد حمله قرار میگرفتند،مردان جنگجویشان تکهتکه میشدند و زنان و کودکانشان اسیر میگشتند.این فراخوان از طریق فرستادگان به هر استان و قبیلهی شورشی ارسال شد.اذان، یا فراخوان به نماز، معیار ایمان بود:اگر شنیده و پاسخ داده میشد،نیک بود؛اگر نه، مردم مرتد تلقی میشدند و تا پایان تلخ مجازات میگشتند.
💢عدم انتصاب یاران برجسته به فرماندهی
چرایی انتصاب نکردن یاران برجستهتر به فرماندهیهای اصلی کاملاً روشن نیست.عمر نیز بعدها همین سیاست را دنبال کرد و میگفت از این کار خودداری کرده است،بخشی به این دلیل که مسئولیت پاسخگویی،با شأن آنها ناسازگار بود،اما عمدتاً برای تقویت قدرت خود با نگهداشتن آنها درکنارش برای مشورت.
با این حال،عجیب است که افرادی مانند علی و زبیر،که در جنگهای زمان محمد برجسته بودند،اکنون برای لحظهای ازعملیات میدانی غایب باشند.
▪️ادامه دارد
@islie
❤14👍3
🔘 فرضیهٔ بازی بزرگ: چگونه «پیروزی» میتواند بزرگترین خدمت به ماشین جنگی آمریکا باشد؟
▪️ چه میشود اگر ضعف آمریکا در تأمین موشکهای رهگیر، نه یک نقص، که یک «طعمه» باشد؟ گزارش اخیر CNN در مورد کاهش شدید ذخایر موشکهای پیشرفته تاد (THAAD) آمریکا، این تحلیل ساده را به ذهن متبادر میکند که جمهوری اسلامی با یک جنگ فرسایشی میتواند سپر دفاعی اسرائیل را تهی کند. اما یک تئوری تاریکتر و محتملتر نیز وجود دارد: شاید این دقیقاً همان چیزی است که بخشی از ساختار قدرت در واشنگتن میخواهد.
▪️ در این سناریوی ترسناک، آمریکا با «قربانی کردن محدود» اسرائیل و اجازه دادن به جمهوری اسلامی برای کسب یک «پیروزی» موقتی و ویرانگر، بهانه لازم برای یک هدف بسیار بزرگتر را به دست میآورد: قویکردن موتور کمتوان فعلی «مجتمع نظامی-صنعتی» خود، تغییر در سیستم نظامی و ارسال یک پیام قدرت تکاندهنده به رقبای اصلیاش، یعنی چین و روسیه. این یک بازی بیرحمانه است که در آن، جمهوری اسلامی نه یک بازیگر اصلی، که یک «احمق» برای پیشبرد اهداف یک ابرقدرت است.
▫️ سه پرده از یک تله استراتژیک
۱. تله «پیروزی» ایران: خلق یک پرل هاربر برای قرن ۲۱ یا تکرار سناریوی ۷ اکتبر در ابعادی بزرگتر
مجتمع نظامی-صنعتی آمریکا برای بازسازی و گسترش، به یک شوک و یک دشمن آشکار نیاز دارد تا افکار عمومی انزواطلب را متحد کرده و بودجههای نجومی را توجیه کند. حملات ویرانگر جمهوری اسلامی به یک شهر بزرگ اسرائیلی، همان «پرل هاربر» مورد نیاز است. در آن لحظه، دیگر بحث بر سر دفاع از اسرائیل نیست؛ بلکه اجماع برای «مجازات» جمهوری اسلامی و بازسازی کامل توان نظامی آمریکا شکل میگیرد. در این سناریو، پیروزی موشکی جمهوری اسلامی، بزرگترین هدیه به کارخانههای اسلحهسازی لاکهید مارتین و ریتون است. این شباهت به همان حمله هفتم اکتبر دارد که در آن اسرائیل مجوز لازم برای تصرف غزه را از حماس دریافت کرد. یک ۷ اکتبر دوم، هم میتواند انتقادات از اسرائیل را خاموش کند و هم برنامه بزرگتری را فعالسازی نماید.
۲. نمایش قدرت برای پکن و مسکو و تغییر در راهبرد کلان نظامی: جمهوری اسلامی، میدان آزمایش سلاحهای آمریکایی
هدف واقعی این نمایش قدرت، نه تهران، که پکن و مسکو هستند. چین و روسیه با مشاهده مشکلات آمریکا در زنجیره تأمین، ممکن است دچار این خطای محاسباتی شوند که آمریکا دیگر توانایی ورود به یک جنگ بزرگ را ندارد. راهبر کلان آمریکا هم در حال حاضر توانایی پیروزی در یک جنگ بزرگ و یک جنگ کوچکتر بطور همزمان است. یک واکنش نظامی تمامعیار و ویرانگر علیه جمهوری اسلامی، با استفاده از پیشرفتهترین سلاحهای آمریکایی، این پیام را به آنها ارسال میکند: «قدرت ما را دست کم نگیرید؛ ببینید وقتی بیدار شویم، چه بر سر دشمنانمان میآوریم.» این یک نمایش بازدارندگی برای جلوگیری از هرگونه ماجراجویی چین در تایوان یا روسیه در اروپای شرقی است. در عین حال میتواند این بهانه را هم ایجاد کند که استراتژی کلی نبرد آمریکا هم دچار بازتعریف گردد و به توانایی پیروزی در دو جنگ بزرگ تغییر یابد.
۳. احمق مفید (Useful Idiot): چرا جمهوری اسلامی بهترین طعمه برای این بازی است؟
چرا این تله برای جمهوری اسلامی پهن میشود و نه برای چین یا روسیه؟ زیرا آن دو کشور، بازیگران عملگرا و محتاطی هستند. روسیه تلاش میکند به هر شکلی بگوید ما دشمن آمریکا نیستیم و با کمک رسانه خود تلاش دارد اوکراین را دشمن آمریکا (از نظر مالی) جلوه دهد. چین هر نوع تنشی را تلاش میکند رفع کند، آخرین نمونه تنش اقتصادی بود که بلافاصله با گفت و گو و توافق حل شد. هر دو این کشورها تلاش میکنند خود را دشمن آمریکا نشان ندهند. آنها هرگز بهانهای به این وضوح به دست آمریکا نمیدهند. اما جمهوری اسلامی، با ترکیب ایدئولوژی رادیکال و «نزدیکبینی استراتژیک»، بهترین طعمه است. آنها آنقدر به استراتژی «جنگ فرسایشی موشکی» خود ایمان دارند که احتمالاً با خوشحالی وارد این تله خواهند شد، بدون اینکه بفهمند در حال ایفای نقش در نمایشنامهای هستند که توسط دشمنشان نوشته شده است.
@khod2
▪️ چه میشود اگر ضعف آمریکا در تأمین موشکهای رهگیر، نه یک نقص، که یک «طعمه» باشد؟ گزارش اخیر CNN در مورد کاهش شدید ذخایر موشکهای پیشرفته تاد (THAAD) آمریکا، این تحلیل ساده را به ذهن متبادر میکند که جمهوری اسلامی با یک جنگ فرسایشی میتواند سپر دفاعی اسرائیل را تهی کند. اما یک تئوری تاریکتر و محتملتر نیز وجود دارد: شاید این دقیقاً همان چیزی است که بخشی از ساختار قدرت در واشنگتن میخواهد.
▪️ در این سناریوی ترسناک، آمریکا با «قربانی کردن محدود» اسرائیل و اجازه دادن به جمهوری اسلامی برای کسب یک «پیروزی» موقتی و ویرانگر، بهانه لازم برای یک هدف بسیار بزرگتر را به دست میآورد: قویکردن موتور کمتوان فعلی «مجتمع نظامی-صنعتی» خود، تغییر در سیستم نظامی و ارسال یک پیام قدرت تکاندهنده به رقبای اصلیاش، یعنی چین و روسیه. این یک بازی بیرحمانه است که در آن، جمهوری اسلامی نه یک بازیگر اصلی، که یک «احمق» برای پیشبرد اهداف یک ابرقدرت است.
▫️ سه پرده از یک تله استراتژیک
۱. تله «پیروزی» ایران: خلق یک پرل هاربر برای قرن ۲۱ یا تکرار سناریوی ۷ اکتبر در ابعادی بزرگتر
مجتمع نظامی-صنعتی آمریکا برای بازسازی و گسترش، به یک شوک و یک دشمن آشکار نیاز دارد تا افکار عمومی انزواطلب را متحد کرده و بودجههای نجومی را توجیه کند. حملات ویرانگر جمهوری اسلامی به یک شهر بزرگ اسرائیلی، همان «پرل هاربر» مورد نیاز است. در آن لحظه، دیگر بحث بر سر دفاع از اسرائیل نیست؛ بلکه اجماع برای «مجازات» جمهوری اسلامی و بازسازی کامل توان نظامی آمریکا شکل میگیرد. در این سناریو، پیروزی موشکی جمهوری اسلامی، بزرگترین هدیه به کارخانههای اسلحهسازی لاکهید مارتین و ریتون است. این شباهت به همان حمله هفتم اکتبر دارد که در آن اسرائیل مجوز لازم برای تصرف غزه را از حماس دریافت کرد. یک ۷ اکتبر دوم، هم میتواند انتقادات از اسرائیل را خاموش کند و هم برنامه بزرگتری را فعالسازی نماید.
۲. نمایش قدرت برای پکن و مسکو و تغییر در راهبرد کلان نظامی: جمهوری اسلامی، میدان آزمایش سلاحهای آمریکایی
هدف واقعی این نمایش قدرت، نه تهران، که پکن و مسکو هستند. چین و روسیه با مشاهده مشکلات آمریکا در زنجیره تأمین، ممکن است دچار این خطای محاسباتی شوند که آمریکا دیگر توانایی ورود به یک جنگ بزرگ را ندارد. راهبر کلان آمریکا هم در حال حاضر توانایی پیروزی در یک جنگ بزرگ و یک جنگ کوچکتر بطور همزمان است. یک واکنش نظامی تمامعیار و ویرانگر علیه جمهوری اسلامی، با استفاده از پیشرفتهترین سلاحهای آمریکایی، این پیام را به آنها ارسال میکند: «قدرت ما را دست کم نگیرید؛ ببینید وقتی بیدار شویم، چه بر سر دشمنانمان میآوریم.» این یک نمایش بازدارندگی برای جلوگیری از هرگونه ماجراجویی چین در تایوان یا روسیه در اروپای شرقی است. در عین حال میتواند این بهانه را هم ایجاد کند که استراتژی کلی نبرد آمریکا هم دچار بازتعریف گردد و به توانایی پیروزی در دو جنگ بزرگ تغییر یابد.
۳. احمق مفید (Useful Idiot): چرا جمهوری اسلامی بهترین طعمه برای این بازی است؟
چرا این تله برای جمهوری اسلامی پهن میشود و نه برای چین یا روسیه؟ زیرا آن دو کشور، بازیگران عملگرا و محتاطی هستند. روسیه تلاش میکند به هر شکلی بگوید ما دشمن آمریکا نیستیم و با کمک رسانه خود تلاش دارد اوکراین را دشمن آمریکا (از نظر مالی) جلوه دهد. چین هر نوع تنشی را تلاش میکند رفع کند، آخرین نمونه تنش اقتصادی بود که بلافاصله با گفت و گو و توافق حل شد. هر دو این کشورها تلاش میکنند خود را دشمن آمریکا نشان ندهند. آنها هرگز بهانهای به این وضوح به دست آمریکا نمیدهند. اما جمهوری اسلامی، با ترکیب ایدئولوژی رادیکال و «نزدیکبینی استراتژیک»، بهترین طعمه است. آنها آنقدر به استراتژی «جنگ فرسایشی موشکی» خود ایمان دارند که احتمالاً با خوشحالی وارد این تله خواهند شد، بدون اینکه بفهمند در حال ایفای نقش در نمایشنامهای هستند که توسط دشمنشان نوشته شده است.
🔸 مجتمع نظامی-صنعتی (Military-Industrial Complex): این اصطلاح اولین بار توسط دوایت آیزنهاور، رئیسجمهور و ژنرال سابق آمریکایی، در سخنرانی خداحافظیاش در سال ۱۹۶۱ به کار رفت. این مفهوم به شبکه قدرتمند و درهمتنیدهای از ارتش، صنایع دفاعی، و سیاستمداران اشاره دارد که از طریق جنگ و تنش دائمی، منافع اقتصادی و سیاسی خود را تأمین میکنند. این مجتمع برای بقا و رشد، به یک «دشمن» دائمی نیاز دارد و اگر دشمنی وجود نداشته باشد، آن را «خلق» یا «بزرگنمایی» میکند. تئوری بالا بر این فرض استوار است که این مجتمع قدرتمند، ممکن است از بحران جمهوری اسلامی به عنوان یک کاتالیزور برای بازسازی و گسترش خود استفاده کند.
@khod2
👍22❤14🤔4👎2🙏2🔥1😁1😡1
Forwarded from دروغها و خرافات اسلام
🔘محمد و حیوانات
✍️نویسنده:آرش
#بخش_اول
مقدمه
امروزه دین اسلام به دلیل خشونتهایش مدام در اخبار است. بسیاری از مردم میدانند که اسلام خشونتآمیز است، اما اطلاعات کمی درباره این دین دارند. برخی اطلاعات اندکی درباره محمد دارند: او رهبری موفق بود، آزار و اذیت شدیدی را تحمل کرد، فقر و قحطی را پشت سر گذاشت، در برابر مخالفان استوار ماند، پیروانش را عمیقاً دوست داشت و دومین دین بزرگ جهان را بنیان نهاد. اما جنبههای دیگری از اسلام و محمد وجود دارد که باید شناخته شود. محمد مجموعهای از باورهای خرافی و تا حدی عجیب داشت.
این مقاله شرح مختصری از باورهای خرافی محمد درباره حیوانات مختلف ارائه میدهد. برخی از این خرافات در جاهای دیگر به تفصیل بحث شدهاند. در اینجا، من اصول اولیه را ارائه میدهم و قضاوت را به شما واگذار میکنم. نکته تأسفبار این است که باورهای محمد، از جمله خرافاتش، اساس ایمان حدود دو میلیارد پیرو امروز را تشکیل میدهد. این افراد گرفتار سیستمی از باورها هستند که ذهنشان را با خرافات زنجیر کرده و مانع از شناخت جهان برای آنها میشود.
💢محمد و یهودیان: خوکها، میمونها، موشها و مارمولکها
قرآن شامل افسانههایی درباره یهودیان و مسیحیان است. سه آیه از قرآن که این افسانهها را منعکس میکنند، عبارتند از: سوره بقره، آیات ۶۳-۶۵، سوره مائده، آیه ۶۰ و سوره اعراف، آیه ۱۶۶. تمامی نقلقولها از «قرآن نفیس» است.
تفسیر مفسران قرآن کاملاً با محتوای این آیات همخوانی دارد (به بیضاوی، صفحه ۱۴؛ جلالین، صفحات ۱۰ و ۱۱؛ زمخشری، بخش ۱، صفحه ۲۸۶ مراجعه کنید). همچنین این واقعه در سوره اعراف، آیات ۱۶۳-۱۶۶ و سوره مائده، آیه ۶۰ ذکر شده است که در آن یهودیان به میمونها و خوکها تبدیل شدند.
💢حدیثهای صحیح (صحیح بخاری و مسلم): در حدیثهای معتبر آمده است که خدا یهودیان را به موجودات دیگری تبدیل کرد.
@islie
✍️نویسنده:آرش
#بخش_اول
مقدمه
امروزه دین اسلام به دلیل خشونتهایش مدام در اخبار است. بسیاری از مردم میدانند که اسلام خشونتآمیز است، اما اطلاعات کمی درباره این دین دارند. برخی اطلاعات اندکی درباره محمد دارند: او رهبری موفق بود، آزار و اذیت شدیدی را تحمل کرد، فقر و قحطی را پشت سر گذاشت، در برابر مخالفان استوار ماند، پیروانش را عمیقاً دوست داشت و دومین دین بزرگ جهان را بنیان نهاد. اما جنبههای دیگری از اسلام و محمد وجود دارد که باید شناخته شود. محمد مجموعهای از باورهای خرافی و تا حدی عجیب داشت.
این مقاله شرح مختصری از باورهای خرافی محمد درباره حیوانات مختلف ارائه میدهد. برخی از این خرافات در جاهای دیگر به تفصیل بحث شدهاند. در اینجا، من اصول اولیه را ارائه میدهم و قضاوت را به شما واگذار میکنم. نکته تأسفبار این است که باورهای محمد، از جمله خرافاتش، اساس ایمان حدود دو میلیارد پیرو امروز را تشکیل میدهد. این افراد گرفتار سیستمی از باورها هستند که ذهنشان را با خرافات زنجیر کرده و مانع از شناخت جهان برای آنها میشود.
💢محمد و یهودیان: خوکها، میمونها، موشها و مارمولکها
قرآن شامل افسانههایی درباره یهودیان و مسیحیان است. سه آیه از قرآن که این افسانهها را منعکس میکنند، عبارتند از: سوره بقره، آیات ۶۳-۶۵، سوره مائده، آیه ۶۰ و سوره اعراف، آیه ۱۶۶. تمامی نقلقولها از «قرآن نفیس» است.
سوره بقره، آیات ۶۳-۶۵: «و (ای فرزندان اسرائیل، به یاد آورید) هنگامی که ما از شما پیمان گرفتیم و کوه را بالای سرتان برافراشتیم (و گفتیم): آنچه به شما دادهایم، محکم نگه دارید و آنچه در آن است به خاطر آورید تا شاید پرهیزگار شوید. سپس پس از آن روی گرداندید. اگر لطف و رحمت خدا بر شما نبود، قطعاً از زیاندیدگان میبودید. و شما کسانی را از میان خود میشناختید که در امر سبت (روز شنبه) تجاوز کردند. به آنها گفتیم: میمونهایی باشید، خوار و طردشده.»
سوره مائده، آیه ۶۰: «بگو (ای محمد به اهل کتاب): آیا شما را از چیزی بدتر از این، درباره پاداش از سوی خدا، آگاه کنم؟ کسانی (یهودیان) که نفرین خدا و خشم او را بر خود خریدند، کسانی که برخی از آنها را خدا به میمونها و خوکها تبدیل کرد، کسانی که طاغوت (بتهای دروغین) را پرستیدند؛ اینان در جایگاه بدتری هستند (در روز قیامت در جهنم) و بسیار از راه راست گمراه شدهاند.»
سوره اعراف، آیه ۱۶۶: «پس هنگامی که از آنچه منع شده بودند، تجاوز کردند، به آنها گفتیم: میمونهایی باشید، خوار و طردشده.» (این هشداری سخت به بشریت است که نباید از آنچه خدا فرمان داده نابود کنند و از آنچه او منع کرده دوری کنند).
همچنین، میخوانیم که علما و مفسران تاریخی اسلام با تفسیر تحتاللفظی این آیات موافق بودند:
الف. یهودیان به میمون تبدیل شدند خدا این یهودیان را به میمون تبدیل کرد، زیرا از فرمان او سرپیچی کردند و در روز شنبه به صید ماهی رفتند. این یهودیان در شهری ساحلی زندگی میکردند (به سوره بقره، آیه ۶۵ مراجعه کنید). قرآن میگوید: «و شما از کسانی که سبت را شکستند آگاهید، چگونه به آنها گفتیم: میمونهایی باشید، خوار و منفور!»
تفسیر مفسران قرآن کاملاً با محتوای این آیات همخوانی دارد (به بیضاوی، صفحه ۱۴؛ جلالین، صفحات ۱۰ و ۱۱؛ زمخشری، بخش ۱، صفحه ۲۸۶ مراجعه کنید). همچنین این واقعه در سوره اعراف، آیات ۱۶۳-۱۶۶ و سوره مائده، آیه ۶۰ ذکر شده است که در آن یهودیان به میمونها و خوکها تبدیل شدند.
💢حدیثهای صحیح (صحیح بخاری و مسلم): در حدیثهای معتبر آمده است که خدا یهودیان را به موجودات دیگری تبدیل کرد.
بخاری، جلد ۴، حدیث ۵۲۴: ابوهریره نقل کرد: پیامبر گفت: «گروهی از بنیاسرائیل گم شدند. کسی نمیداند چه کردند. اما من آنها را جز این نمیبینم که نفرین شدند و به موش تبدیل شدند، زیرا اگر شیر شتر را جلوی موش بگذارید، آن را نمینوشد، اما اگر شیر گوسفند را جلوی آن بگذارید، مینوشد.» من این را به کعب گفتم، او از من پرسید: «آیا این را از پیامبر شنیدی؟» گفتم: «بله.»
مسلم، کتاب ۲۱، حدیث ۴۸۰۰: ابوسعید نقل کرد که عرب بادیهنشینی نزد پیامبر خدا آمد و گفت: من در سرزمینی زندگی میکنم که پر از مارمولک است و این غذای رایج خانوادهام است، اما او (پیامبر) پاسخی نداد. ما به او گفتیم: دوباره بگو، پس او دوباره گفت، اما پاسخی نداد. (سه بار تکرار شد) سپس پیامبر خدا او را در بار سوم صدا کرد و گفت: ای مرد بادیهنشین، بهراستی خدا قبیلهای از بنیاسرائیل را نفرین کرد یا خشم خود را بر آنها نشان داد و آنها را به حیواناتی که روی زمین راه میروند تبدیل کرد. نمیدانم، شاید این (مارمولک) یکی از آنها باشد. پس من آن را نمیخورم و خوردنش را هم ممنوع نمیکنم.
@islie
❤11👍11😁5😢1
🔘 بازی سهگانه تهران: از تهدید هستهای و محاصره در قفقاز تا فعالسازی سوپاپ اطمینان اصلاحات
▪️ برای درک استراتژی فعلی جمهوری اسلامی، باید سه نمایشنامه همزمان را تماشا کرد که هر کدام برای یک مخاطب متفاوت طراحی شده است:
۱. پرده اول (خط و نشان برای غرب): عباس عراقچی، وزیر خارجه، با اعلام توانایی بازگشت به غنیسازی با شرطوشروط و همزمان اظهار بیاطلاعی از محل اورانیوم، در حال تلاش برای ایجاد یک «بحران مدیریتشده» برای کشاندن غرب به پای میز مذاکره است.
۲. پرده دوم (اعتراف به فروپاشی داخلی): مسعود پزشکیان، با صراحتی بیسابقه از بحران خودساخته آب در کشور میگوید و هشدار میدهد که تهران تا پاییز آبی برای نوشیدن نخواهد داشت. این اعتراف به ناکارآمدی سیستمی، واقعیتی است که دیگر نمیتوان آن را پشت شعارهای ضدآمریکایی پنهان کرد.
۳. پرده سوم (ژست اصلاح برای جهان): و اما مهمترین پرده، مقالهای از جواد ظریف در گاردین است که طرحی برای «همکاری صلحآمیز هستهای در خاورمیانه» ارائه میدهد. این اقدام، نه یک پیشنهاد صادقانه برای صلح، که فعالسازی یکی از قدیمیترین ابزارهای بقای جمهوری اسلامی است.
▫️ بررسی استراتژیهای ناامیدانه جمهوری اسلامی
۱. نقطه کور استراتژیک: از دست دادن قفقاز
در حالی که جمهوری اسلامی مشغول این بازیهای چندلایه است، واقعیت تلخِ محاصره استراتژیک در مرزهای شمال غربی در حال وقوع است. پروژه «کریدور زنگزور»، که با حمایت ترکیه و چراغ سبز آمریکا در حال پیشرفت است، عملاً جمهوری اسلامی را از مسیر ترانزیتی شرق به غرب حذف و آن را به همسایگان متخاصم خود وابسته میکند. این نتیجه مستقیم «غفلت استراتژیک» رژیمی است که تمام تمرکز خود را صرف تقویت نیابتیهایش کرده و از حیاط خلوت خود در قفقاز غافل مانده است.
۲. بحران حکمرانی: از شعار تا واقعیت
کنار هم قرار دادن تحلیل رسانههای امنیتی که تمام مشکلات را به گردن تحریم و «جنگ اقتصادی» دشمن میاندازند، با سخنان پزشکیان که صراحتاً میگوید «تمام قوانین و برنامههای موجود» کشور را به سمت بحران آب هدایت کرده، عمق شکاف در حاکمیت را نشان میدهد. یک جناح با فرافکنی به دنبال حفظ ظاهر است، در حالی که جناح دیگر، که با واقعیتهای اجرایی روبروست، به فروپاشی زیرساختها اعتراف میکند. این دوگانگی، نشانه ورشکستگی کامل یک سیستم مدیریتی است.
۳. سوپاپ اطمینان: آخرین ابزار بقا
در شرایطی که فشار خارجی به اوج رسیده و ناکارآمدی داخلی آشکار شده، رژیم با به میدان فرستادن چهرههای بهظاهر میانهرو مانند ظریف و صحبت از «اصلاحات»، دو هدف را دنبال میکند:
- پیام به غرب: «ما را نابود نکنید، به جای تندروها با ما کار کنید.» این کار، اراده غرب برای اقدامات قاطع را تضعیف میکند و به آنها بهانهای برای ادامه دیپلماسی میدهد.
- پیام به داخل: «ناامید نشوید، هنوز راهی برای اصلاح وجود دارد.» این کار، انرژی اعتراضی جامعه را تخلیه کرده و از انفجار جلوگیری میکند.
این استراتژی، همانطور که چهرههای اصلاحطلب زمانی صراحتاً اعتراف کردند («اصلاحطلبان سوپاپ اطمینان نظامند!»)، نه برای تغییر واقعی، که برای حفظ و بقای خودِ سیستم در برابر فروپاشی طراحی شده است.
@khod2
▪️ برای درک استراتژی فعلی جمهوری اسلامی، باید سه نمایشنامه همزمان را تماشا کرد که هر کدام برای یک مخاطب متفاوت طراحی شده است:
۱. پرده اول (خط و نشان برای غرب): عباس عراقچی، وزیر خارجه، با اعلام توانایی بازگشت به غنیسازی با شرطوشروط و همزمان اظهار بیاطلاعی از محل اورانیوم، در حال تلاش برای ایجاد یک «بحران مدیریتشده» برای کشاندن غرب به پای میز مذاکره است.
۲. پرده دوم (اعتراف به فروپاشی داخلی): مسعود پزشکیان، با صراحتی بیسابقه از بحران خودساخته آب در کشور میگوید و هشدار میدهد که تهران تا پاییز آبی برای نوشیدن نخواهد داشت. این اعتراف به ناکارآمدی سیستمی، واقعیتی است که دیگر نمیتوان آن را پشت شعارهای ضدآمریکایی پنهان کرد.
۳. پرده سوم (ژست اصلاح برای جهان): و اما مهمترین پرده، مقالهای از جواد ظریف در گاردین است که طرحی برای «همکاری صلحآمیز هستهای در خاورمیانه» ارائه میدهد. این اقدام، نه یک پیشنهاد صادقانه برای صلح، که فعالسازی یکی از قدیمیترین ابزارهای بقای جمهوری اسلامی است.
▫️ بررسی استراتژیهای ناامیدانه جمهوری اسلامی
۱. نقطه کور استراتژیک: از دست دادن قفقاز
در حالی که جمهوری اسلامی مشغول این بازیهای چندلایه است، واقعیت تلخِ محاصره استراتژیک در مرزهای شمال غربی در حال وقوع است. پروژه «کریدور زنگزور»، که با حمایت ترکیه و چراغ سبز آمریکا در حال پیشرفت است، عملاً جمهوری اسلامی را از مسیر ترانزیتی شرق به غرب حذف و آن را به همسایگان متخاصم خود وابسته میکند. این نتیجه مستقیم «غفلت استراتژیک» رژیمی است که تمام تمرکز خود را صرف تقویت نیابتیهایش کرده و از حیاط خلوت خود در قفقاز غافل مانده است.
۲. بحران حکمرانی: از شعار تا واقعیت
کنار هم قرار دادن تحلیل رسانههای امنیتی که تمام مشکلات را به گردن تحریم و «جنگ اقتصادی» دشمن میاندازند، با سخنان پزشکیان که صراحتاً میگوید «تمام قوانین و برنامههای موجود» کشور را به سمت بحران آب هدایت کرده، عمق شکاف در حاکمیت را نشان میدهد. یک جناح با فرافکنی به دنبال حفظ ظاهر است، در حالی که جناح دیگر، که با واقعیتهای اجرایی روبروست، به فروپاشی زیرساختها اعتراف میکند. این دوگانگی، نشانه ورشکستگی کامل یک سیستم مدیریتی است.
۳. سوپاپ اطمینان: آخرین ابزار بقا
در شرایطی که فشار خارجی به اوج رسیده و ناکارآمدی داخلی آشکار شده، رژیم با به میدان فرستادن چهرههای بهظاهر میانهرو مانند ظریف و صحبت از «اصلاحات»، دو هدف را دنبال میکند:
- پیام به غرب: «ما را نابود نکنید، به جای تندروها با ما کار کنید.» این کار، اراده غرب برای اقدامات قاطع را تضعیف میکند و به آنها بهانهای برای ادامه دیپلماسی میدهد.
- پیام به داخل: «ناامید نشوید، هنوز راهی برای اصلاح وجود دارد.» این کار، انرژی اعتراضی جامعه را تخلیه کرده و از انفجار جلوگیری میکند.
این استراتژی، همانطور که چهرههای اصلاحطلب زمانی صراحتاً اعتراف کردند («اصلاحطلبان سوپاپ اطمینان نظامند!»)، نه برای تغییر واقعی، که برای حفظ و بقای خودِ سیستم در برابر فروپاشی طراحی شده است.
🔸 سوپاپ اطمینان (The Safety Valve): این یک مفهوم کلیدی در تحلیل سیستمهای تمامیتخواه است. این سیستمها برای جلوگیری از انفجار ناشی از فشار داخلی و خارجی، به صورت کنترلشده به برخی چهرهها یا جریانهای بهظاهر منتقد اجازه فعالیت محدود میدهند. این چهرهها، با ارائه یک چهره میانهرو و ایجاد امید به «اصلاح»، هم فشار جامعه بینالمللی را کاهش میدهند و هم انرژی اعتراضی در داخل را تخلیه میکنند. کارکرد اصلی سوپاپ اطمینان، نه «تغییر» نظام، که «حفظ» آن از طریق مدیریت بحران است.
@khod2
👍21❤12👎1🤬1
🔘 فتح تهران: صد سال انتظار و فرصتهای ازدسترفته
💢در ۲۵ تیر ۱۲۸۸، تهران شاهد لحظهای سرنوشتساز بود؛ مشروطهخواهان پس از سالها مبارزه علیه استبداد قاجاری، پایتخت را فتح کردند. این پیروزی، نهفقط یک تغییر سیاسی، که نقطه عطفی در تاریخ ایران بود که مشروطیت را بهعنوان نماد عدالتخواهی و آزادیطلبی تثبیت کرد. اما صد سال بعد، در تابستان ۱۳۸۸، تهران بار دیگر در تبوتاب اعتراضات مردمی (جنبش سبز) به جوشوخروش درآمد. خیابانها پر از فریادهایی بود که طنین عدالت و تغییر داشتند، اما این بار، برخلاف ۱۲۸۸، تهران فتح نشد. موج اعتراضات، با وجود شجاعت و آرمانخواهی مردم، در برابر سرکوب فروکش کرد و رویای تغییر ناکام ماند.
💢اگر تهران در ۱۳۸۸ فتح میشد، شاید تاریخ ایران مسیر دیگری میرفت. چه بسا زندگیهایی که در سایه سرکوب و خشونت ویران شدند، نجات مییافتند؛ جوانانی که جان باختند، امروز در کنار ما بودند؛ خانوادههایی که از هم پاشیدند، همچنان در آرامش زندگی میکردند. شاید جامعهای آزادتر، عادلانهتر و شکوفاتر شکل میگرفت، جایی که صداها شنیده میشدند و آرمانها به بار مینشستند. اما این «اگر»ها، تنها حسرتی بر دل تاریخ گذاشتند. صد سال پس از فتح مشروطهخواهان، تهران در ۱۳۸۸ فرصتی برای بازنویسی سرنوشت داشت، اما آن فرصت از کف رفت.
تاریخ به ما درس میدهد که فرصتها ابدی نیستند. اگر روزی بار سوم چنین لحظهای برای تغییر و فتح دوباره تهران پیش آید و باز هم از آن غفلت کنیم، شاید این بار نهفقط یک فرصت، که هویت و آیندهمان را بهکلی از دست بدهیم. غفلت سوم میتواند ما را محکوم به محو و نابودی کند، نهفقط در تاریخ، که در وجودمان بهعنوان ملتی که برای آزادی و عدالت برخاست. این بار، باید آماده باشیم تا تاریخ را نه با حسرت، که با پیروزی بنویسیم.
@khod2
💢در ۲۵ تیر ۱۲۸۸، تهران شاهد لحظهای سرنوشتساز بود؛ مشروطهخواهان پس از سالها مبارزه علیه استبداد قاجاری، پایتخت را فتح کردند. این پیروزی، نهفقط یک تغییر سیاسی، که نقطه عطفی در تاریخ ایران بود که مشروطیت را بهعنوان نماد عدالتخواهی و آزادیطلبی تثبیت کرد. اما صد سال بعد، در تابستان ۱۳۸۸، تهران بار دیگر در تبوتاب اعتراضات مردمی (جنبش سبز) به جوشوخروش درآمد. خیابانها پر از فریادهایی بود که طنین عدالت و تغییر داشتند، اما این بار، برخلاف ۱۲۸۸، تهران فتح نشد. موج اعتراضات، با وجود شجاعت و آرمانخواهی مردم، در برابر سرکوب فروکش کرد و رویای تغییر ناکام ماند.
💢اگر تهران در ۱۳۸۸ فتح میشد، شاید تاریخ ایران مسیر دیگری میرفت. چه بسا زندگیهایی که در سایه سرکوب و خشونت ویران شدند، نجات مییافتند؛ جوانانی که جان باختند، امروز در کنار ما بودند؛ خانوادههایی که از هم پاشیدند، همچنان در آرامش زندگی میکردند. شاید جامعهای آزادتر، عادلانهتر و شکوفاتر شکل میگرفت، جایی که صداها شنیده میشدند و آرمانها به بار مینشستند. اما این «اگر»ها، تنها حسرتی بر دل تاریخ گذاشتند. صد سال پس از فتح مشروطهخواهان، تهران در ۱۳۸۸ فرصتی برای بازنویسی سرنوشت داشت، اما آن فرصت از کف رفت.
تاریخ به ما درس میدهد که فرصتها ابدی نیستند. اگر روزی بار سوم چنین لحظهای برای تغییر و فتح دوباره تهران پیش آید و باز هم از آن غفلت کنیم، شاید این بار نهفقط یک فرصت، که هویت و آیندهمان را بهکلی از دست بدهیم. غفلت سوم میتواند ما را محکوم به محو و نابودی کند، نهفقط در تاریخ، که در وجودمان بهعنوان ملتی که برای آزادی و عدالت برخاست. این بار، باید آماده باشیم تا تاریخ را نه با حسرت، که با پیروزی بنویسیم.
@khod2
❤20👍18😢2😁1
ایران نه آب دارد ، نه برق دارد ، نه پول
بهترین گزینه برای اراده مملکت چیست !
نگهداشتن سایه جنگ و پافشاری بر توهم و تفکر احمقانه .
سپاه و ارازل بیت راهی جز ادامه حماقت های قبل ندارند . این سیستم مدام ریست فکتوری میشود .
روزهای جالبی در پیش است
@khod2
بهترین گزینه برای اراده مملکت چیست !
نگهداشتن سایه جنگ و پافشاری بر توهم و تفکر احمقانه .
سپاه و ارازل بیت راهی جز ادامه حماقت های قبل ندارند . این سیستم مدام ریست فکتوری میشود .
روزهای جالبی در پیش است
@khod2
👍68👎5❤3👌3👏1
Forwarded from دروغها و خرافات اسلام
🔘خلافت اسلامی :ظهور،افول و سقوط
فصل پنجم: بازپسگیری شبهجزیره و لشکرکشی خالد
#بخش_اول
۱۱ هجری / ۶۳۲-۶۳۳ میلادی
💢نبرد یکساله برای بازپسگیری شبهجزیره
زمان اقدام قاطع فرا رسیده بود. چند هفته پیش، کل شبهجزیره به ادعاهای محمد بهعنوان پیامبر و پادشاه تسلیم بود. اما ناگهان همهچیز تغییر کرد و عربها با انکار اسلام، بهسرعت بهسوی ارتداد و استقلال بازگشتند. یک سال نبرد سخت و مقاومت سرسختانه در هر گوشهی سرزمین طول کشید تا شبهجزیره بازپس گرفته شود.
عربها سرانجام با اکراه و قدمهایی ناخواسته،به اعتراف به ایمان محمد و تسلیم به جانشین او وادار شدند.
💢جزئیات اندک و مبهم
شرح مختصری از کارزار دوازدهماهه کافی است؛ زیرا روایات که تا زمان مرگ محمد روشن و مفصل بودند، ناگهان کوتاه، مبهم و پراکنده میشوند.صحنهی آشوب سراسر سرزمین، در خطوطی کمرنگ و مهآلود به ما نمایانده میشود. در حالی که اسلام برای بقای خود میجنگید، پیروانش در آن لحظه تنها به نیزه و شمشیر میاندیشیدند؛و هنگامی که نبرد پایان یافت، جز حس رهایی از خطری وحشتناک، چیز زیادی باقی نماند.تاریخ دقیقی برای نبردهای متعدد این سال ذکر نشده است.تنها میتوان ترتیب وقایع را حدس زد.
با توجه به این موضوع، ابتدا به کارزار خالد در شمال و شرق میپردازیم و سپس به دیگر مناطق، از بحرین در خلیج فارس تا یمن در دریای سرخ، به ترتیب میرسیم.
💢کارزار خالد
۱. علیه طلیحه
خالد بن ولید
پس از ابوبکر و عمر، برجستهترین چهره در روزهای آغازین اسلام بیتردید خالد بن ولید است. بیش از هر کس، او بود که باعث شد اسلام بهسرعت جایگاه خود را بازیابد و سپس با سرعتی شگفتانگیز گسترش یابد. عملکرد او در میدانهای نبرد که سرنوشت امپراتوری پارسی و سلطهی بیزانس در شام را رقم زد.
از کشتارهایش لقب «شمشیر خدا» گرفت؛ و چنان به مرگ بیاعتنا بود که با بیرحمی، بیوهی دشمنش را در میدانی که هنوز از خون سربازانش خیس بود، به همسری میگرفت.او پیشتر در تاریخ اسلام خود را متمایز کرده بود. هنگامی که در کنار قریش میجنگید، شکست محمد در احد عمدتاً بهدلیل دلاوری او بود.پس از گرویدن به اسلام، در فتح مکه،ستون تحت فرمانش تنها ستونی بود که با ریختن خون نافرمانی کرد؛و اندکی بعد، قتلعام بیرحمانهی قبیلهای بیگناه، سرزنش شدید محمد را برایش به ارمغان آورد.در میدان موته، هنگامی که ارتش مسلمانان از لژیونهای رومی شکست خورد و رهبرانش یکی پس از دیگری کشته شدند، او با تاکتیکهای ماهرانه و شجاعانه، بقایای متلاشیشدهی ارتش را از نابودی نجات داد و نشانهای از آیندهی بزرگ خود داد. اکنون ابوبکر این خالد را علیه مدعیان دروغین طلیحه و مسیلمه فرستاد.
💢خالد علیه طلیحه حرکت میکند
ستون او، که بهمراتب قویترین بود، از نخبگان مهاجران و انصار مدینه تشکیل شده بود. برای منحرف کردن توجه دشمن، ابوبکر مقصد او را خیبر اعلام کرد و برای ایجاد وحشت بیشتر، شایعه کرد که خود خلیفه با نیروی جدیدی به او خواهد پیوست. اما خالد بهزودی مسیر شمالی را ترک کرد و بهسمت رشتهکوههای محل سکونت بنیطای، که چندان از صحنهی شورش طلیحه در میان بنیاسد دور نبود، حرکت کرد.
💢طلیحه
از عقاید طلیحه و دیگر مدعیان نبوت اطلاعات کمی داریم و هیچچیز نشان نمیدهد که راز نفوذشان در چه بود. تا آنجا که پیداست، عبادت آنها صرفاً تقلیدی مضحک از اسلام بود. چند بیت شعر بیارزش و گفتههای کودکانه تنها چیزهایی است که صدای تحقیرآمیز روایات از تعالیم آنها منتقل کرده است. اینکه چهار مدعی (زیرا سجاح پیامبرزاده نیز یکی از آنها بود) در آن زمان در نقاط مختلف شبهجزیره ظهور کردند و تودهها را به دنبال خود کشیدند، حاکی از چیزی عمیقتر از اشعار بیمعنا و تفاوتهای جزئی در آیینهای اسلامی است. منطقی است که فرض کنیم حس معنوی شبهجزیره با تبلیغ محمد بیدار شده بود و نمونهی او هم ادعاهای دیگران را برانگیخته و هم به موفقیت سریع آنها کمک کرده بود.
💢حسادت بادیهنشینان به مکه و مدینه
علاوه بر این، حسادت به مکه و مدینه و بیتابی در برابر محدودیتهای اسلام، انگیزههای قدرتمندی برای قبایل بادیهنشین بود تا به مدعیان نبوت بپیوندند. بنابراین، بنیغطفان که پیشتر با بنیاسد متحد بودند، اخیراً با آنها اختلاف پیدا کرده و بخشی از مراتع خود را از دست داده بودند. عیینه، رئیس آنها، اکنون پیشنهاد بازگشت به اتحاد قدیمی را داد: «بیایید به اتحادی که پیش از اسلام با بنیاسد داشتیم بازگردیم، زیرا از زمان ترک آن، مراتع خود را بازنیافتهام.
▪️ادامه دارد
@islie
فصل پنجم: بازپسگیری شبهجزیره و لشکرکشی خالد
#بخش_اول
۱۱ هجری / ۶۳۲-۶۳۳ میلادی
💢نبرد یکساله برای بازپسگیری شبهجزیره
زمان اقدام قاطع فرا رسیده بود. چند هفته پیش، کل شبهجزیره به ادعاهای محمد بهعنوان پیامبر و پادشاه تسلیم بود. اما ناگهان همهچیز تغییر کرد و عربها با انکار اسلام، بهسرعت بهسوی ارتداد و استقلال بازگشتند. یک سال نبرد سخت و مقاومت سرسختانه در هر گوشهی سرزمین طول کشید تا شبهجزیره بازپس گرفته شود.
عربها سرانجام با اکراه و قدمهایی ناخواسته،به اعتراف به ایمان محمد و تسلیم به جانشین او وادار شدند.
💢جزئیات اندک و مبهم
شرح مختصری از کارزار دوازدهماهه کافی است؛ زیرا روایات که تا زمان مرگ محمد روشن و مفصل بودند، ناگهان کوتاه، مبهم و پراکنده میشوند.صحنهی آشوب سراسر سرزمین، در خطوطی کمرنگ و مهآلود به ما نمایانده میشود. در حالی که اسلام برای بقای خود میجنگید، پیروانش در آن لحظه تنها به نیزه و شمشیر میاندیشیدند؛و هنگامی که نبرد پایان یافت، جز حس رهایی از خطری وحشتناک، چیز زیادی باقی نماند.تاریخ دقیقی برای نبردهای متعدد این سال ذکر نشده است.تنها میتوان ترتیب وقایع را حدس زد.
با توجه به این موضوع، ابتدا به کارزار خالد در شمال و شرق میپردازیم و سپس به دیگر مناطق، از بحرین در خلیج فارس تا یمن در دریای سرخ، به ترتیب میرسیم.
💢کارزار خالد
۱. علیه طلیحه
خالد بن ولید
پس از ابوبکر و عمر، برجستهترین چهره در روزهای آغازین اسلام بیتردید خالد بن ولید است. بیش از هر کس، او بود که باعث شد اسلام بهسرعت جایگاه خود را بازیابد و سپس با سرعتی شگفتانگیز گسترش یابد. عملکرد او در میدانهای نبرد که سرنوشت امپراتوری پارسی و سلطهی بیزانس در شام را رقم زد.
از کشتارهایش لقب «شمشیر خدا» گرفت؛ و چنان به مرگ بیاعتنا بود که با بیرحمی، بیوهی دشمنش را در میدانی که هنوز از خون سربازانش خیس بود، به همسری میگرفت.او پیشتر در تاریخ اسلام خود را متمایز کرده بود. هنگامی که در کنار قریش میجنگید، شکست محمد در احد عمدتاً بهدلیل دلاوری او بود.پس از گرویدن به اسلام، در فتح مکه،ستون تحت فرمانش تنها ستونی بود که با ریختن خون نافرمانی کرد؛و اندکی بعد، قتلعام بیرحمانهی قبیلهای بیگناه، سرزنش شدید محمد را برایش به ارمغان آورد.در میدان موته، هنگامی که ارتش مسلمانان از لژیونهای رومی شکست خورد و رهبرانش یکی پس از دیگری کشته شدند، او با تاکتیکهای ماهرانه و شجاعانه، بقایای متلاشیشدهی ارتش را از نابودی نجات داد و نشانهای از آیندهی بزرگ خود داد. اکنون ابوبکر این خالد را علیه مدعیان دروغین طلیحه و مسیلمه فرستاد.
💢خالد علیه طلیحه حرکت میکند
ستون او، که بهمراتب قویترین بود، از نخبگان مهاجران و انصار مدینه تشکیل شده بود. برای منحرف کردن توجه دشمن، ابوبکر مقصد او را خیبر اعلام کرد و برای ایجاد وحشت بیشتر، شایعه کرد که خود خلیفه با نیروی جدیدی به او خواهد پیوست. اما خالد بهزودی مسیر شمالی را ترک کرد و بهسمت رشتهکوههای محل سکونت بنیطای، که چندان از صحنهی شورش طلیحه در میان بنیاسد دور نبود، حرکت کرد.
💢طلیحه
از عقاید طلیحه و دیگر مدعیان نبوت اطلاعات کمی داریم و هیچچیز نشان نمیدهد که راز نفوذشان در چه بود. تا آنجا که پیداست، عبادت آنها صرفاً تقلیدی مضحک از اسلام بود. چند بیت شعر بیارزش و گفتههای کودکانه تنها چیزهایی است که صدای تحقیرآمیز روایات از تعالیم آنها منتقل کرده است. اینکه چهار مدعی (زیرا سجاح پیامبرزاده نیز یکی از آنها بود) در آن زمان در نقاط مختلف شبهجزیره ظهور کردند و تودهها را به دنبال خود کشیدند، حاکی از چیزی عمیقتر از اشعار بیمعنا و تفاوتهای جزئی در آیینهای اسلامی است. منطقی است که فرض کنیم حس معنوی شبهجزیره با تبلیغ محمد بیدار شده بود و نمونهی او هم ادعاهای دیگران را برانگیخته و هم به موفقیت سریع آنها کمک کرده بود.
💢حسادت بادیهنشینان به مکه و مدینه
علاوه بر این، حسادت به مکه و مدینه و بیتابی در برابر محدودیتهای اسلام، انگیزههای قدرتمندی برای قبایل بادیهنشین بود تا به مدعیان نبوت بپیوندند. بنابراین، بنیغطفان که پیشتر با بنیاسد متحد بودند، اخیراً با آنها اختلاف پیدا کرده و بخشی از مراتع خود را از دست داده بودند. عیینه، رئیس آنها، اکنون پیشنهاد بازگشت به اتحاد قدیمی را داد: «بیایید به اتحادی که پیش از اسلام با بنیاسد داشتیم بازگردیم، زیرا از زمان ترک آن، مراتع خود را بازنیافتهام.
▪️ادامه دارد
@islie
❤10
🔘 پنج ایده «انقلابی» از طرفداران نظام که در واقع نسخه خودکشی است
▪️ در فضای رسانهای و شبکههای اجتماعی طرفدار جمهوری اسلامی، در واکنش به فشارهای خارجی، نسخههایی «انقلابی» و «جسورانه» برای اقدام متقابل پیچیده میشود. از تریبونهای مختلف، ایده ساخت بمب اتم، حمله تمامعیار به اسرائیل یا بستن تنگه هرمز، نه تنها به عنوان یک گزینه، که به عنوان یک «راه حل قهرمانانه» مطرح میگردد. اما آیا این ایدهها که از دل یک تفکر ایدئولوژیک بیرون میآیند، در دنیای واقعی و از منظر استراتژیک، منطقی هستند؟ در ادامه، پنج مورد از این «راه حلهای محبوب» را بررسی میکنیم تا نشان دهیم چگونه هرکدام، یک بلیط یکطرفه به سوی نابودی است.
▫️ ۱. ساختن بمب اتم: استفاده از ۴۰۰ کیلوگرم اورانیوم ۶۰ درصد برای غنیسازی نهایی و تولید بمب هستهای.
توهم کوتاهمدت: رژیم تصور میکند که دستیابی به سلاح هستهای، یک «بیمه عمر» و عامل بازدارندگی مطلق است که آن را از هرگونه حمله خارجی مصون میکند (مانند کره شمالی).
چرا احمقانه است؟ این بزرگترین اشتباه محاسباتی ممکن است. بمب اتم برای ایران بیمه عمر نیست؛ «دلیل مرگ» است. به محض تایید اطلاعاتی مبنی بر حرکت ایران به سمت ساخت بمب، این دیگر یک «تهدید» نیست، بلکه یک «خطر وجودی فوری» برای اسرائیل و جهان است که باید به هر قیمتی «حذف» شود. این اقدام، به آمریکا و اسرائیل مشروعیت کامل بینالمللی را برای یک حمله تمامعیار و نابودکننده میدهد که هدفش نه عقب انداختن برنامه، که انهدام کامل رژیم خواهد بود. بمب ایران، قبل از تولد، باعث مرگ سازندهاش میشود.
▫️ ۲. حمله مستقیم و گسترده به خاک اسرائیل: شلیک صدها موشک بالستیک به شهرها و زیرساختهای حیاتی اسرائیل، با هدف وارد کردن تلفات بالا و فلج کردن کشور.
توهم کوتاهمدت: تصور میکنند با وارد کردن یک ضربه دردناک، اسرائیل دچار وحشت شده و مجبور به عقبنشینی و پذیرش آتشبس میشود.
چرا احمقانه است؟ این اقدام، جنگ را از حالت «نیابتی» و «محدود» به یک «جنگ تمامعیار و وجودی» تبدیل میکند. اسرائیل پس از چنین حملهای، دیگر به دنبال بازدارندگی نخواهد بود، بلکه به دنبال «پیروزی کامل» خواهد رفت. این حمله، به دولت اسرائیل مجوز کامل را برای استفاده از تمام توان نظامی خود، از جمله گزینههای غیرمتعارف، با هدف مستقیم «سرنگونی رژیم در تهران» میدهد.
▫️ ۳. ترور ترامپ یا یک مقام ارشد دیگر: اجرای موفقیتآمیز فتوای قتل یا طرح ترور علیه یک شخصیت بلندپایه آمریکایی.
توهم کوتاهمدت: این اقدام به عنوان یک «انتقام سخت» و نمایش قدرت نفوذ در قلب دشمن، باعث تقویت روحیه بدنه داخلی و ارعاب دشمن میشود.
چرا احمقانه است؟ این کار، مناقشه را از یک بحران «سیاسی» به یک موضوع «شخصی» و «حیثیتی» برای یک ابرقدرت تبدیل میکند. هیچ دولت آمریکایی از نظر سیاسی نمیتواند در برابر چنین اقدامی سکوت کند. این حمله، یک اجماع داخلی بیسابقه در آمریکا برای یک پاسخ نظامی ویرانگر و کشنده ایجاد میکند که هدف آن دیگر مذاکره یا مهار نیست، بلکه انتقام و نابودی کامل عاملان آن است.
▫️ ۴. بستن کامل تنگه هرمز: مسدود کردن شاهراه حیاتی انرژی جهان با استفاده از مینریزی گسترده، قایقهای تندرو و موشکهای ساحل به دریا.
توهم کوتاهمدت: این اقدام اقتصاد جهانی را به گروگان گرفته و غرب را برای کاهش فشار و لغو تحریمها به پای میز مذاکره میکشاند.
چرا احمقانه است؟ این اقدام، ایران را نه فقط در برابر آمریکا و اسرائیل، که در برابر «تمام جهان» قرار میدهد. چین، هند، ژاپن و اروپا که حیات اقتصادیشان به این تنگه وابسته است، فوراً با هرگونه اقدام نظامی برای بازگشایی آن موافقت خواهند کرد. بستن تنگه هرمز، یک «ائتلاف جهانی» نظامی علیه ایران ایجاد میکند و هرگونه حمایت دیپلماتیک از سوی چین و روسیه را در لحظه از بین میبرد. این یک خودکشی اقتصادی و نظامی همزمان است.
▫️ ۵. خروج رسمی از NPT: اعلام خروج کامل از NPT و پایان دادن به هرگونه نظارت بینالمللی.
توهم کوتاهمدت: این یک نمایش استقلال و قدرت حاکمیتی است که به ایران اجازه میدهد بدون هیچ محدودیتی برنامه هستهای خود را دنبال کند.
چرا احمقانه است؟ این یک خودکشی دیپلماتیک است. خروج از NPT، آخرین نقاب را از چهره ایران برمیدارد و به جهان اعلام میکند که نیت آن نظامی است. این اقدام، به طور خودکار ایران را ذیل فصل هفتم منشور ملل متحد قرار داده و بهترین و بیدردسرترین بهانه حقوقی (Casus Belli) را برای یک حمله پیشگیرانه بینالمللی فراهم میکند. این کار، حمله به ایران را نه یک انتخاب، که یک «ضرورت قانونی» برای جامعه جهانی جلوه میدهد.
🔸 واقعیت این است که جمهوری اسلامی، با نابود کردن تمام گزینههای منطقی، مطلقاً هیچ راه فراری جز تسلیم کامل ندارد و هر اقدام، تنها سرعت و شدت نابودی نهایی را افزایش خواهد داد.
@khod2
▪️ در فضای رسانهای و شبکههای اجتماعی طرفدار جمهوری اسلامی، در واکنش به فشارهای خارجی، نسخههایی «انقلابی» و «جسورانه» برای اقدام متقابل پیچیده میشود. از تریبونهای مختلف، ایده ساخت بمب اتم، حمله تمامعیار به اسرائیل یا بستن تنگه هرمز، نه تنها به عنوان یک گزینه، که به عنوان یک «راه حل قهرمانانه» مطرح میگردد. اما آیا این ایدهها که از دل یک تفکر ایدئولوژیک بیرون میآیند، در دنیای واقعی و از منظر استراتژیک، منطقی هستند؟ در ادامه، پنج مورد از این «راه حلهای محبوب» را بررسی میکنیم تا نشان دهیم چگونه هرکدام، یک بلیط یکطرفه به سوی نابودی است.
▫️ ۱. ساختن بمب اتم: استفاده از ۴۰۰ کیلوگرم اورانیوم ۶۰ درصد برای غنیسازی نهایی و تولید بمب هستهای.
توهم کوتاهمدت: رژیم تصور میکند که دستیابی به سلاح هستهای، یک «بیمه عمر» و عامل بازدارندگی مطلق است که آن را از هرگونه حمله خارجی مصون میکند (مانند کره شمالی).
چرا احمقانه است؟ این بزرگترین اشتباه محاسباتی ممکن است. بمب اتم برای ایران بیمه عمر نیست؛ «دلیل مرگ» است. به محض تایید اطلاعاتی مبنی بر حرکت ایران به سمت ساخت بمب، این دیگر یک «تهدید» نیست، بلکه یک «خطر وجودی فوری» برای اسرائیل و جهان است که باید به هر قیمتی «حذف» شود. این اقدام، به آمریکا و اسرائیل مشروعیت کامل بینالمللی را برای یک حمله تمامعیار و نابودکننده میدهد که هدفش نه عقب انداختن برنامه، که انهدام کامل رژیم خواهد بود. بمب ایران، قبل از تولد، باعث مرگ سازندهاش میشود.
▫️ ۲. حمله مستقیم و گسترده به خاک اسرائیل: شلیک صدها موشک بالستیک به شهرها و زیرساختهای حیاتی اسرائیل، با هدف وارد کردن تلفات بالا و فلج کردن کشور.
توهم کوتاهمدت: تصور میکنند با وارد کردن یک ضربه دردناک، اسرائیل دچار وحشت شده و مجبور به عقبنشینی و پذیرش آتشبس میشود.
چرا احمقانه است؟ این اقدام، جنگ را از حالت «نیابتی» و «محدود» به یک «جنگ تمامعیار و وجودی» تبدیل میکند. اسرائیل پس از چنین حملهای، دیگر به دنبال بازدارندگی نخواهد بود، بلکه به دنبال «پیروزی کامل» خواهد رفت. این حمله، به دولت اسرائیل مجوز کامل را برای استفاده از تمام توان نظامی خود، از جمله گزینههای غیرمتعارف، با هدف مستقیم «سرنگونی رژیم در تهران» میدهد.
▫️ ۳. ترور ترامپ یا یک مقام ارشد دیگر: اجرای موفقیتآمیز فتوای قتل یا طرح ترور علیه یک شخصیت بلندپایه آمریکایی.
توهم کوتاهمدت: این اقدام به عنوان یک «انتقام سخت» و نمایش قدرت نفوذ در قلب دشمن، باعث تقویت روحیه بدنه داخلی و ارعاب دشمن میشود.
چرا احمقانه است؟ این کار، مناقشه را از یک بحران «سیاسی» به یک موضوع «شخصی» و «حیثیتی» برای یک ابرقدرت تبدیل میکند. هیچ دولت آمریکایی از نظر سیاسی نمیتواند در برابر چنین اقدامی سکوت کند. این حمله، یک اجماع داخلی بیسابقه در آمریکا برای یک پاسخ نظامی ویرانگر و کشنده ایجاد میکند که هدف آن دیگر مذاکره یا مهار نیست، بلکه انتقام و نابودی کامل عاملان آن است.
▫️ ۴. بستن کامل تنگه هرمز: مسدود کردن شاهراه حیاتی انرژی جهان با استفاده از مینریزی گسترده، قایقهای تندرو و موشکهای ساحل به دریا.
توهم کوتاهمدت: این اقدام اقتصاد جهانی را به گروگان گرفته و غرب را برای کاهش فشار و لغو تحریمها به پای میز مذاکره میکشاند.
چرا احمقانه است؟ این اقدام، ایران را نه فقط در برابر آمریکا و اسرائیل، که در برابر «تمام جهان» قرار میدهد. چین، هند، ژاپن و اروپا که حیات اقتصادیشان به این تنگه وابسته است، فوراً با هرگونه اقدام نظامی برای بازگشایی آن موافقت خواهند کرد. بستن تنگه هرمز، یک «ائتلاف جهانی» نظامی علیه ایران ایجاد میکند و هرگونه حمایت دیپلماتیک از سوی چین و روسیه را در لحظه از بین میبرد. این یک خودکشی اقتصادی و نظامی همزمان است.
▫️ ۵. خروج رسمی از NPT: اعلام خروج کامل از NPT و پایان دادن به هرگونه نظارت بینالمللی.
توهم کوتاهمدت: این یک نمایش استقلال و قدرت حاکمیتی است که به ایران اجازه میدهد بدون هیچ محدودیتی برنامه هستهای خود را دنبال کند.
چرا احمقانه است؟ این یک خودکشی دیپلماتیک است. خروج از NPT، آخرین نقاب را از چهره ایران برمیدارد و به جهان اعلام میکند که نیت آن نظامی است. این اقدام، به طور خودکار ایران را ذیل فصل هفتم منشور ملل متحد قرار داده و بهترین و بیدردسرترین بهانه حقوقی (Casus Belli) را برای یک حمله پیشگیرانه بینالمللی فراهم میکند. این کار، حمله به ایران را نه یک انتخاب، که یک «ضرورت قانونی» برای جامعه جهانی جلوه میدهد.
🔸 واقعیت این است که جمهوری اسلامی، با نابود کردن تمام گزینههای منطقی، مطلقاً هیچ راه فراری جز تسلیم کامل ندارد و هر اقدام، تنها سرعت و شدت نابودی نهایی را افزایش خواهد داد.
@khod2
👍45❤17👌7👎1
💢توئیت خیرت ویلدز، رهبر حزب آزادی (pvv)هلند: اسلام یک دروغ است.
و من برای حقیقت میجنگم.
برای آزادی، جدایی دین از حکومت.
برای حقوق زنان، مرتدان و مسیحیان.
برای بیخدایان.
برای آیندهی فرزندانمان.
برای امنیت ملتهای آزادمان.
برای ارزشهایمان.
برای آزادی و رهایی.
@khod2
و من برای حقیقت میجنگم.
برای آزادی، جدایی دین از حکومت.
برای حقوق زنان، مرتدان و مسیحیان.
برای بیخدایان.
برای آیندهی فرزندانمان.
برای امنیت ملتهای آزادمان.
برای ارزشهایمان.
برای آزادی و رهایی.
@khod2
❤47👍21👏3