من خدا هستم
18.5K subscribers
7.93K photos
10K videos
214 files
2.65K links
🔅مخور صائب فریب فضل از عمامه زاهد
که در گنبد ز بی مغزی صدا بسیار می پیچد🔅

Group: ️
@Islie_Group

☆CHANNELS⇩
@KTYAB ☜ⓚ
@ISLIE ←ⓓ
Download Telegram
#نامه_به_ترامپ
#اعتراض
#جمهوری_اسلامی
#بخش_اول
آقای دانلد ترامپ،
رییس‌جمهور منتخب امریکا،
@khod2
پیروزی شما در رقابت‌های انتخاباتی ریاست جمهوری ایالات متحده امریکا را تبریک می‌گوییم.

در خلال رقابت‌های انتخاباتی، ما و میلیون‌ها ایرانی، دیدگاه‌های صریح شما در اعتراض به توافق اتمی رییس جمهور اوباما با حاکمان جمهوری اسلامی ایران را دنبال می‌کردیم و امیدواریم با انتخاب شما، رییس‌جمهور منتخب و کنگره ایالات متحده برای نخستین بار فرصت بیابند که پیامدهای بین‌المللی و منطقه‌ای آن توافق فاجعه‌بار را، همان‌طور که به رای‌دهندگان وعده داده‌اند بدون ملاحظه و پرده‌پوشی بررسی کنند.

@khod2
در سال  ۲۰۰۹، میلیون‌ها ایرانی خواهان دمکراسی به خیابان‌های تهران آمدند و خواستار حمایت ريیس‌جمهور اوباما از اعتراضات‌شان شدند. در پاسخی ناامیدکننده، دولت رییس‌جمهور اوباما در یک جهت‌گیری غیرقابل باور و با چرخشی ۱۸۰‌درجه‌ای نسبت به همه ارزش‌های بنیادین ایالات متحده امریکا، هم‌زمان با به گلوله بسته شدن تظاهرکنندگان در خیابان‌های تهران، مشغول نامه‌نگاری پنهانی با آیت‌الله خامنه‌ای رهبر مادام‌العمر ایران بود. در اکتبر ۲۰۱۱، شما در اظهارنظری خردورزانه گفتید: «اگر اوباما دو سال قبل زمانی که ایران با مشکلات خیلی بزرگی روبه‌رو بود، از مردم آن کشور پشتیبانی می‌کرد، ما امروز هیچ مشکلی در ایران نداشتیم. ایران می‌توانست خیلی سریع تغییر کند اگر که او پشت آن مردم را خالی نمی‌کرد.» امروز، درنتیجه سیاست‌های غلط هشت سال گذشته، بسیاری از آزادی‌خواهان ایران، دولت امریکا را حامی حاکمان مستبد و غیرانتخابی خود می‌دانند و به امید و اعتمادشان به حمایت ایالات متحده از آزادی و دمکراسی در ایران لطمه وارد آمده است؛ لطماتی که جبران آن تنها با تغییر بنیادین رویکرد امریکا توسط شما ممکن خواهد شد.
@khod2
سی‌وهفت سال بی‌اعتنایی و چشم فروبستن نزدیک‌بینانه دنیای آزاد بر بنیادگرایی مسلح و انتحاری اسلامی، به طوفانی بزرگ انجامیده و وقایع تاسف‌باری چون شارلی اِبدو، باتاکلان، ترورهای پاریس، بروکسل، اورلاندو و سن‌برناردینو را در دو سال گذشته به بار آورده است. ۳۴ سال قبل زمانی که "احمد قصیر" جوان ۱۸ساله لبنانی با دستور رهبران جمهوری اسلامی ایران و حزب‌الله، نخستین بمب‌گذاری انتحاری قرن بیستم را با قتل خود و ده‌ها انسان دیگر به اجرا درآورد، هنوز خبری از القاعده و داعش نبود. قتل‌عام نویسندگان "شارلی ابدو" را نیز می‌بایست تنها حلقه دیگر زنجیره‌ای دانست که با فتوای قتل سلمان رشدی، نویسنده بریتانیایی توسط آیت‌الله خمینی آغاز شد و امروز جایزه دولتی تعیین‌شده برای آن به میلیون‌ها دلار رسیده است. تقسیم تروریست‌ها به خوب و بد و مذاکره و امضای قرارداد با حکومتی که در کنار حمایت کامل از گروه‌های تروریستی نظیر حماس و حزب‌الله و عملکردی موثر در مرگ هزاران سرباز جان برکف آمریکایی در عراق و لبنان، هنوز بر جایزه قتل نویسندگان و روزنامه‌نگاران در کشورهای دیگر اصرار دارد فقط و فقط زمینه‌ساز فجایعی به مراتب دردناک‌تر خواهد بود.
@khod2 👈👉 @khod3
👇 👇
http://telegram.me/joinchat/BVWmmz_Iq_-oFPYdIMb--g

#نامه_به_ترامپ #بخش_اول
🔽ادامه در پست بعدی🔽

🔺من خدا هستم🔻
#مغالطات

💢واکاوی مغالطالت مرسوم🔘

کانال آگاهی بخشی♻️
#من_خدا_هستم🌐
@khod2 🔛 @islie
قسمت دوم:2⃣
#بخش_اول

( #تعریف_مغلطه )
در کتاب ( کلیات فلسفه ) نوشته #ریچارد_پاپکین مغلطه این چنین تعریف شده است👇

(تعریف مغلطه به صورت ساده اینطور هست: "هر گونه خطا و اشتباه در استدلال یا استنتاج، و اصطلاحی است برای اشاره به آنچه موجب می شود استدلالی به خطا رود.)

امروزه بشر، شناسایی و شناخت و روان کاوی بسیاری از مغالطات را از زمان ارسطو مدیون دانشمند و نابغه بزرگ جهان، #برتراند_راسل است. که منطق کلاسیک و ارسطویی را که تا زمان خودش در جوامع جا خوش کرده بود پ مثل یک پیامبر شده بود با نظریه هایش به چالش کشید و بشر رو وادار به تفکر بیشتر در مورد ظاهر کلمات و معنی کلمات کرد.
@khod2 🔛 @islie

در علم فلسفه و شاخه منطق مبحث بسیار جالبی هست با عنوان "مغلطه" یا "سفسطه" که از پرکاربردترین مباحث فلسفه عملی در زندگی روزمره هست. پیدایش علم منطق در زمان ارسطو بوده و پایه های منطق کلاسیک تا زمانی که "برتراند راسل" نظریه منطق رو به چالش نکشیده بود پابرجا بود.
@khod2 🔛 @islie

همانطور که در ابتدا گفتم، مغلطه انواع مختلفی دارد که بررسی خواهند شد، ولی برای اینکه ما مفهوم اصلی مغلطه و مغلطه گری بهتر آشنا شویم، چند مثال و توضیح سطحی رو میزنم.

مثلا

 💢سفسطه ابهام: این سفسطه به صورت خلاصه به این معنا هست که از نوشته یا حرفی که نمیشه برداشت واضح داشت یا اینکه نوشته به صورت گنگ گفته شده نتیجه ای رو به نفع خودتون برداشت کنین. اساسا چون اون نوشته یا گفته فاقد شفافیت هست هر برداشتی ازش اشتباه در استدلال هست و مغالطه به حساب میاد.💢

یعنی مغاطه گر، حرف از چیزی میزند و آن را به مضوع هدف خویش ربط میدهد، که هنوز تعریف و برداشت درستی از آن نشده. مثلا مغلطه گر میگوید در سیاره قمر مگاM140 موجوداتی هستن که در سجده خدا هستن یا در آن سیاره خطی وجود دارت که جای انگشت فلان پیامبر است و حرفهای اینچنینی،
که اثبات این حرفها کار ساده ای نیست و مغلطه گر میگوید من راست میگم اگر باورتون نمیشه برید ببینید و کسی نمیتونه بره ببینه

در این مثال مغلطه گر چند مغلطه کرده که
1. استفاده از کار نشدنیست
2.استفاده از ندانستن مخاطب
3.استفاده از علم به نفع خویش با دروغ
4.استفاده و مصادره مباحث و ربط آنها به مضوع خودش

و یک نکته مهم در این مسئله که اون رو شماره پنج با توضیح قرار میدیم این هست که:

5.اگر شما بپرسید که خب شما از کجا فهمیدید که در آن سیاره این چنین است!؟
مغلطه گر میگوید: در فلان کتاب دینی آمده و یا فلان شخص دینی گفته و فلان امام فلان جمله رو گفت که اون جمله تفسیرش یعنی همین و ....
وبا اینها بسیاری از مخاطبین رو گول میزند. چرا که مخاطبی که اهل تفکر و تحقیق نیست، باور میکند و فکر میکند که اینها از چه علم سرشاری برخوردار بودند.

#من_خدا_هستم 👈 #حقیقت_طلبی

@khod2 🔜 @islie 🔜 @khod3 ☑️
👍1
#مستند
#پشت_پرده_جریان_زبان_مادری

🆔 @KHOD2
❇️پشت پرده جریان زبان مادری
#بخش_اول 👈 #روشنگری

1⃣
💠قسمت اول [روشنگری]

تیم تحقیق مجموعه:

🔆 مهمترین عامل #تمایز مردم ایران، #زبان های ایشان از یکدیگر است.
عموما زبان های موجود در ایران هم خانواده و بسیار نزدیک به یکدیگر هستند و فقط تعدادی زبان با ریشه غیر ایرانی وجود دارند، مانند عربی و ماندایی و عبری که از خانواده زبان های سامی و آذربایجانی و قشقایی و ترکمنی و... که از خانواده زبان های ترکی هستند.

🔆 طبعا مردمی که به این زبان های مختلف و متراکم صحبت میکنند به یک #زبان_مشترک برای ارتباط جمعی نیاز دارند که از گذشته های دور زبان #نوای_میهن #پارسی [فارسی] که بزرگترین و غنی ترین و قدرتمندترین زبان ایرانی است به دوش کشیده است.

از سویی بیشینه زبان های ایرانی از زبان های ایرانی نوین هستند و هم این زبان ها و هم خانواده زبان های ترکی ادبیات ضعیفی دارند و علتش هم زندگی کوچرو و قبیله ای یا کوه نشینی گویِشوَران این زبان ها می باشد.
حال آنکه زبان پارسی در شهرها رواج کامل داشت و توان آفرینش ادبیات را داشت.
تنها زبانی که توان رقابت با پارسی را دارد زبان #عربی است که آن هم «عربی معیار» است که در علوم حوزوی استفاده می شود و نه در میان عرب های ایران که به زبان عربی خلیجی و عراقی صحبت میکنند.
🆔 @KHOD2
🔆 زبان پارسی پیوند دهنده همه ایرانیان و نماینده زبان های ایرانی در جهان است و رسانه فرهنگ ایرانی می باشد.
کمااینکه تا قرن ها زبان یونانی و سپس لاتین و سپس فرانسه نماینده فرهنگ غرب محسوب میشدند و حالا زبان انگلیسی این وظیفه را دارد،
و یا زبان روسی که پیوند دهنده نه تنها اسلاو ها بلکه مردمانی است که تمدن جهانی را با روایت روسی آن پذیرفته اند. یعنی ازبک ها و قزاق ها و... که هنوز هم زبان روسیه را زبان علمی می دانند و در جامعه و دانشگاه های خود از این زبان استفاده میکنند.

🔆 اما (بحران زبان مادری) دقیقا از همان سرزمین روس ها آغاز شد.

هیولایی بنام #شوروی به رهبری مردی بنام #لنین ظهور کرد.

روسیه تزاری ازقبل درصدد #حذف زبان پارسی در اراضی متصرفی خود بود.
کمااینکه مردم این سرزمین ها را درقفقاز به «ترکی نویسی» و در آسیای میانه به «ازبکی نویسی» تشویق می کرد.

🔆 زمانی که «بالشویک ها» به رهبری لنین در روسیه قدرت گرفتند! لنین برای سلطه آسان تر بر مردمان تحت استیلای [خرس سرخ] به آنها بصورت تلویحی هویت ملی وخودمختاری اعطا کرد.
حال آنکه این مردمان هنوز خود را #امت می دانستند و نه #ملت .

لنین حتی قبایل بدوی ترک و مغول را #ملت نامید،
برای نمونه در مغولستان قلمرو شوروی جمهوری «تووا» شکل گرفت یا به "کالموک» ها جمهوری اعطا کرد. یا برای مهاجران آلمانی جمهوری آلمانی «ولگا» راتأسیس کرد که خود دارای هویت ملی مشخص بودند،
یا در قفقاز برای مهاجران کرد کشوری خودمختار تاسیس کرد بنام «کردستان سرخ»، حال آنکه کردها هنوز درگیر هویت قبیله ای بودند.

🔆 این اقدامات #غیر_علمی و #کارشناسی_نشده لنین و استالین که منجر به تشکیل هویت های جدید ومجعول شد بعدها گریبان خود شوروی راگرفته و طی سیاست های "گلاسنوست» و «پروسترویکای گورباچوف» آن را از هم پاشید.(بلایی که امت گرایان دارند برسر ایران ما می اورند)
🆔 @KHOD2
🔆 به هرروی شوروی و ایادی آن در خاورمیانه این سیاست را به این سرزمین آورده وتبلیغ کردند وهمچنین باقدرت گرفتن احزاب چپ در غرب، برخی از همین سیاست ها توسط سازمان های حقوق بشری به کار گرفته شد.

🔆 #چپ ها درایران نیزاقوام ایران راملت خواندند وایران راکشوری «کثیرالمله» معرفی کردند. حال اینکه دوسوم جامعه ایران هنوز مرحله شهرنشینی را هم تجربه نکرده بودند ودرگیر تنش های قبیله ای بودند امابزرگان و دانشمندان وقت جامعه ایران از هر قومی خودرا ایرانی می‌دانستند.

چپ ها برای اقوام ایران هویت های نوین تراشیدند و توهم نابودی زبان را به ایشان تلقین کردند حال آنکه همیشه در همه نقاط ایران مردم در زندگی روزمره از زبان محلی و درامور علمی ونوشتاری از زبان ملی که فارسی بود استفاده می کردند.

🔆 اما تخم لقی که چپ ها درایران کاشتند روییدن گرفت و قوم گرایانی ازنقاط مختلف باپایه واساس عقاید چپ شکل گرفتند، بسیار راسیست و #نژادپرست هستند و علنا سخن از #نسل‌کشی یکدیگر می گویند.
آن ها برای مظلوم نمایی وچنگ زدن به قطع نامه های حقوق بشری مدعی شدند که چون پارسی زبان رسمی است زبان مارا نابود میکند و ما خواهان حفظ زبان خود هستیم و این درحالی بود که هیچ تغییری صورت نگرفته بود وزبان های محلی مانندگذشته ادبیات شفاهی وموسیقی واشعار و داستان های خودرا نه تنها حفظ کرده بودند بلکه حتی کتاب های خودآموز نیز برای این زبان ها نوشته شده بود.
🔅 پایان بخش اول

👈 ادامه دارد....
https://t.me/khod2/15686

مجموعه دروغهاوخرافات اسلام

🆔 @KHOD2
📬 @khod3bot
🔘شرایط کنونی خاورمیانه به گونه ای است که بیشترین دولت های اسلامی یا اسلام گرا در آن وجود دارند، به همین دلیل طی چند قسمت توضیحی مفصل از این نوع شکل گیری اسلام سیاسی را در دوره معاصر ،تشریح میکنیم.

💢شکست‌های نظامی سنگین کشورهای عربی که در سال ۱۹۶۷ از نیروهای اسرائیلی متحمل شدند
پایان پان‌عربیسم و آغاز یک احیای اسلامی بود که به چالش کشیدن دولت-ملت‌ها در خاورمیانه پرداخت. برای کشف ریشه‌های ایدئولوژیک این احیا، باید به دوران تشکیل اخوان‌المسلمین در مصر بازگردیم. اخوان‌المسلمین در سال ۱۹۲۸ توسط حسن البنا که شخصیتی کاریزماتیک داشت تأسیس شد و طی چند سال به یک نیروی دینی و سیاسی قابل‌توجه تبدیل شد
دلیل رشد سریع و محبوبیت این جنبش را می‌توان در نگاه آن به اسلام به‌عنوان یک سیستم کامل یافت که جایگزینی برای غرب‌گرایی، سکولاریسم و مادی‌گرایی ارائه می‌داد که جوامع مسلمان را تهدید می‌کردند.
برای مقابله با این تأثیرات منفی، حسن البنا خواستار بازگشت به ریشه‌های دین، به‌ویژه دوره‌ای که به‌عنوان عصر طلایی اسلام در دوران خلافت راشدین شناخته می‌شود، بود

💢اهداف اصلی البنا و اخوان‌المسلمین در ابتدا سیاسی نبود، بلکه مذهبی بود و برای گسترش ایمان، این سازمان تعداد فزاینده‌ای از نهادهای دینی، رفاهی و آموزشی را تأسیس کرد.
این امر پایه و اساس شبکه گسترده‌ای را گذاشت که اخوان را در سال‌های سخت سرکوب وحشیانه توسط رژیم‌های متوالی که رهبران آن را از دست دادند (از جمله ترور البنا در سال ۱۹۴۹ و زندانی کردن اعضای آن) حفظ کرد. علیرغم سرکوب وحشیانه ناصر علیه این جنبش در دهه ۱۹۵۰، این گروه به یک جنبش مردمی فراطبقاتی تبدیل شد که اعضای آن از همه اقشار جامعه بودند، هرچند عضویت اصلی آن طبقه متوسط شهری بود. جذابیت این جنبش فراتر از مصر نیز گسترش یافت و منجر به شکل‌گیری شاخه‌هایی در کشورهایی مانند اردن، سوریه و فلسطین شد (شدید ۱۹۸۸). اگرچه انسجام داخلی همواره یکی از ویژگی‌های برجسته اخوان بوده است (اعضا باید وفاداری کامل خود را به این جنبش سوگند می‌خوردند)، سرکوب‌ها این جنبش را رادیکال کرد، همان‌طور که از دست دادن فلسطین و گسترش پان‌عربیسم چنین کرد. این شرایط راه را برای سید قطب هموار کرد

💢سید قطب به ایدئولوگ اصلی جدید این جنبش تبدیل شد. در حالی که حسن البنا و جانشین میانه‌رو او، حسن الهضیبی، برنامه‌ای تدریجی را ترویج می‌کردند که هدف آن اصلاح و در نهایت پاکسازی جامعه از طریق آموزش عمومی بود، قطب دستور کار فعال‌تری را پیش برد که هدف آن سرنگونی حکومت‌ها و حاکمان غیر اسلامی برای احیای قدرت اسلام بود
برنامه انقلابی قطب او را به تهدیدی برای رژیم مصر تبدیل کرد و در نتیجه او بیش از یک دهه
زندانی شد تا اینکه در سال ۱۹۶۶ اعدام گردید.
قطب در زندان آثار متعددی تولید کرد که برجسته‌ترین آنها کتاب نشانه‌ها در راه (معالم فی الطریق) است؛ تفسیری از قرآن که در سال ۱۹۶۵ از زندان منتشر شد و به‌عنوان یکی از مهم‌ترین متون رادیکال اسلامی شناخته می‌شود. در این کتاب، قطب تمایز میان النظام الجاهلی (یک نظم فاسد یا جاهلانه) و النظام الاسلامی (نظم اسلامی) را معرفی کرد و استدلال کرد که پایان دادن به اولی و ترویج دومی تنها از طریق “جنگ مقدس یا جهاد ممکن است (در حالی که حسن البنا خواهان تغییر تدریجی در جامعه (یک رویکرد تکاملی) بود، سید قطب به دنبال سرنگونی قدرت برای تأسیس یک دولت اسلامی (یک رویکرد انقلابی) بود. تا پایان دهه ۱۹۶۰، تحولات سیاسی در خاورمیانه – شکست‌های نظامی، افول اقتصادی و ناآرامی‌های اجتماعی – زمینه را برای احیای اسلامی فراهم کرد که بر اساس سیاسی‌سازی دین به سبک قطب، اکنون معمولاً به‌عنوان اسلام سیاسی شناخته می‌شود.

#اسلامگرایی
#بخش_اول
@khod2
👍33
Forwarded from Coup and chaos
🔘روابط ایالات متحده و چین: یک دیدگاه تاریخی مختصر
گزارشی از بنیاد سیاست ایالات متحده و چین
#بخش_اول
💢آغاز روابط

۱۷۸۴

کشتی امپراتور چین به گوانگژو می‌رسد
تماس بین ایالات متحده و چین در آگوست ۱۷۸۴ آغاز شد، زمانی که کشتی امپراتور چین به گوانگژو، استان‌ای در جنوب چین، سفر کرد. بر اساس گزارش دفتر تاریخ‌نگاری وزارت امور خارجه ایالات متحده، در قرن هجدهم، تمام تجارت با کشورهای غربی از طریق گوانگژو انجام می‌شد. سال ۱۷۸۴ "ورود این کشور جدید به تجارت پرسود چین در چای، ظروف چینی و ابریشم را نشان می‌دهد."

💢سایر آمریکایی‌ها نیز به چین رسیدند، اما تقریباً پنجاه سال بعد. اولین مبلغان مذهبی آمریکایی در فوریه ۱۸۳۰ در گوانگژو فرود آمدند. در این کشتی دو کشیش پروتستان، روحانیون الیجاه بریجمن و دیوید ابیل، حضور داشتند که توسط هیئت مدیره آمریکایی کمیسیون‌های مذهبی خارجی اعزام شده بودند. بریجمن قبل از ورود، به طور گسترده فرهنگ و تاریخ چین را مطالعه کرده بود. اولین مبلغ پزشکی، دکتر پیتر پارکر بود که در سال ۱۸۳۴ دوباره در گوانگژو وارد شد. او یک کلینیک کوچک در محله خارجی‌ها تأسیس کرد، اما با افزایش تعداد بیماران، به زودی آن را گسترش داد و آنجا به بیمارستان گوانگژو تبدیل شد.

💢مسافران چینی تقریباً در همان زمانی که آمریکایی‌ها به چین رسیدند، به ایالات متحده وارد شدند. در سال ۱۷۸۵، سه ملوان چینی در بالتیمور، مریلند، توسط یک کشتی تجاری به ساحل آورده شدند. آنها از گوانگژو آمده بودند، اما هیچ سابقه‌ای از سرنوشت آن‌ها پس از ورود وجود ندارد. فرهنگ و تاریخ چین اولین بار در سال ۱۸۳۹ به ایالات متحده رسید، زمانی که یک تاجر از فیلادلفیا که ۱۲ سال با چین تجارت کرده بود، مجموعه بزرگی از آثار هنری، اشیاء تاریخی، نمونه‌های گیاهی و موارد دیگر را به آنجا آورد. این تاجر، ناتان دان، موزه‌ای برای مجموعه خود در فیلادلفیا راه‌اندازی کرد و به بازدیدکنندگان امکان داد تا نگاهی به زندگی در چین بیندازند.

💢جنگ تریاک و معاهدات

۱۸۳۹-۱۹۴۹

"قرن تحقیر"

برای درک بهتر روابط بین ایالات متحده و چین، باید به تاریخ چین و تعاملات آن با سایر کشورها نیز نگاه کنیم، حتی آن‌هایی که مستقیماً شامل ایالات متحده نمی‌شوند. "قرن تحقیر" چین، دوره‌ای از سال ۱۸۳۹ تا ۱۹۴۹ که چین بخش‌های بزرگی از سرزمین خود را به قدرت‌های خارجی از دست داد، چارچوبی است که بسیاری از چینی‌ها حتی امروز جایگاه چین در جامعه بین‌المللی را از طریق آن می‌بینند. "قرن تحقیر" با جنگ تریاک در سال ۱۸۳۹ آغاز شد.

💢بریتانیا عاشق چای، ابریشم و سایر کالاهای چینی شد و تلاش کرد تا روابط تجاری را برای دستیابی به بیشتر این کالاها گسترش دهد. چینی‌ها این تلاش‌ها را رد کردند تا اینکه بریتانیایی‌ها چیزی ارائه دادند که چینی‌ها نتوانستند رد کنند: تریاک. بریتانیا شروع به صادرات تریاک به چین کرد و چینی‌ها به زودی به آن معتاد شدند. در سال ۱۸۳۸، امپراتور چین، کمیسر لین زِکْسو را به گوانگژو فرستاد تا تجارت تریاک را متوقف کند. لین خواستار تحویل ذخایر تریاک بریتانیا برای نابودی شد و بریتانیایی‌ها در نهایت موافقت کردند. بریتانیایی‌ها سپس گوانگژو را به مقصد ماکائو ترک کردند، اما اختلاف بر سر این وقایع در نهایت سال بعد منجر به جنگ شد. جنگ تریاک بین بریتانیا و چین آغاز شد.

💢معاهده نانکینگ — اولین معاهده‌ای که چینی‌ها به آن معاهدات نابرابر می‌گویند — جنگ تریاک را در سال ۱۸۴۲ با پیروزی بریتانیا به پایان رساند. این معاهده به شدت به نفع بریتانیا بود و تجارت بین‌المللی را گسترش داد و چهار بندر جدید را باز کرد. بر اساس گزارش دفتر تاریخ‌نگاری، این معاهده "مبنایی برای گسترش تجارت" فراهم کرد و "به عنوان الگویی برای معاهدات بعدی بین چین و سایر کشورهای غربی عمل کرد."

💢سپس معاهده وانگشیا در سال ۱۸۴۴ بین ایالات متحده و چین امضا شد و آغاز روابط رسمی بین دو کشور را نشان داد. در سال ۱۸۴۳، وزیر امور خارجه دانیل وبستر، کنگره‌نما کالب کوشینگ را به چین فرستاد تا با سلسله چینگ (که از سال ۱۶۴۴ در قدرت بود) مذاکره کند. کوشینگ از ورود به پکن منع شد و در حالی که در ماکائو منتظر بود، امید خود را برای مذاکرات از دست داد. درست زمانی که کوشینگ قصد داشت چین را ترک کند و به ایالات متحده بازگردد، کی یینگ، مذاکره‌کننده چینگ، با تمام شرایط پیشنهادی ایالات متحده موافقت کرد. این معاهده به ایالات متحده وضعیت ملت کامله‌الوداد با چین را اعطا کرد و امتیازات مختلفی را به آمریکایی‌ها در چین داد.

💢ایالات متحده پس از امضای معاهدات تیانجین بین چین و چندین قدرت خارجی، امتیازات بیشتری در چین به دست آورد. معاهدات جدیدی که در سال ۱۸۵۸ امضا شد، بندرهای بیشتری را برای تجارت و سکونت خارجی‌ها باز کرد و امتیازات تجاری خارجی‌ها را افزایش داد.

@khod2
👍28👎1
💢به مناسبت ۲۹اسفند روز دولتی شدن صنعت نفت!
#بخش_اول
برباد دادن سهام ایران از سود دهها شرکت تابعه ، نتیجه غلبه شعار بر شعور درملی کردن صنایع نفت
ملی کردن صنایع نفت در فضایی خون آلود(ترور سپهبد رزم ارا، ترور هژیر، ترور دهقان، ترور زنگنه وزیرفرهنگ،ترور حسین علا) ، پر ازرعب و وحشت، پر افترا ،پر شور و خالی از شعور صورت گرفت که نتیجه اش از هر نظر بضرر بود. اسناد زیر نشان میدهند که ملی کنندگان صنایع نفت حتی از کوچکترین اطلاعات ضروری نیز تهی بودند! نمونه مهم ان برباد دادن سهام ایران از سود دهها شرکت تابعه شرکت نفت انگلیس و ایران بود.
                                                 
دکتر مصدق:
عرض دیگر بنده این است که اینکار نفت آقا هر قدر که تاخیر شود برای مملکت ضرر است (صحیح است) بنده بکرات عرض کردم که روزی سیصد هزار لیره حداقل به ملت ایران ضرر می‌خورد و این پول امروز در دست کمپانی است و ما چقدر وضع مالیه مان معطل است (صحیح است) پس شما هر قدر نمایندگان خودتان را آن ۵ نفر را زودتر معین بفرمایید این بصلاح مملکت است (صحیح است) استدعا می‌کنم ۵ نفر از اشخاصی که مور توجه جامعه باشند از اشخاصیکه مورد توجه خودتان باشند هر چه زودتر آنرا هم معین امروز تعیین بفرمایید که ما در کار شرکت نفت تاخیر نکنیم و زودتر تکلیف مملکت و ملت را معلوم کنیم (صحیح است احسنت)
مذاکرات مجلس شورای ملی ۱۵ اردیبهشت ۱۳۳۰ نشست ۱۴۳

دکتر بقایی در جلسه سوم دی ماه ۱۳۲۹ مجلس علنی دوره شانزدهم که دنباله جلسات ۲۶ و ۲۸ آذر ماه ۱۳۲۹ بود می‌گوید:
«اگر صنعت نفت ایران به دست ملت ایران استخراج شده بود آیا به این وسعت می‌رسید؟ البته اولیای شرکت نفت و مزدوران آن این طور وانمود می‌کنند که ملت ایران خودش نمی‌تواند چنین کاری را بکند ولی من ثابت می‌کنم با وضعیت فعلی ایران با داشتن مهندسین تحصیل‌کرده و کارگران با تجربه با کمال سهولت قادر هستیم نفت مان را خودمان اداره کنیم. صنعت نفت اگر ملی شود انشاءالله هم خواهد شد اگر ناخدا جامه بر تن درد نه فقط مقداری از احتیاجات و ضروریات ما را تأمین خواهد کرد بلکه احتیاج ما را از قرضه ملی بیگانه نیز به کلی مرتفع خواهد ساخت و آقایان نخواهند توانست با دادن قرضه‌های مفتضح ۲۵ میلیون دلار که ۹ میلیون فرع به آن تعلق می‌گیرد اجناس بنجل خود را به ما بفروشند».
«تازه به فرض محال که متخصص به اندازه کافی نداشته باشیم چه مانعی دارد از ممالک بی‌طرف متخصص استخدام کنیم یا بالاتر از آن چه مانعی دارد از انگلستان استخدام کنیم.
«تازه یک موضوع دیگر اگر نفت را تصفیه نکنیم چه می‌شود؟ چون تمام آن قسمت‌ها و استدلالات…

@khod2
👍9
🔘«محمد و زنان اسیر»
#بخش_اول
محمد و پیروانش در جنگ‌های متعددی شرکت کردند، برخی تهاجمی و برخی دفاعی. پس از پیروزی، مسلمانان اسیرانی را به‌عنوان غنایم جنگی می‌گرفتند. محمد معمولاً این اسرا، اعم از مرد و زن، را به‌عنوان برده بین سربازانش تقسیم می‌کرد. اسلام حقوقی محدود برای بردگان در نظر گرفته است، اما حقوق یا خواسته‌های صاحب برده همیشه بر حقوق بردگان مقدم بود.
زنان برده عمدتاً برای کار استفاده می‌شدند، اما خدمت دیگری نیز به اربابان مرد خود ارائه می‌دادند…
این مقاله با جزئیات و استناد به منابع اسلامی نوشته شده است.

💢منابع مورد استفاده
1. قرآن
2. حدیث‌های بخاری (دومین مجموعه مهم در اسلام پس از قرآن)
3. حدیث‌های مسلم (سومین مجموعه مهم)
4. حدیث‌های ابوداود
5. سیره رسول‌الله نوشته ابن اسحاق (معتبرترین سیره محمد)
6. کتاب الطبقات الکبیر نوشته ابن سعد، ترجمه اس. موین‌الحق
7. تاریخ طبری، مجموعه‌ای 39 جلدی که توسط گروهی از محققان مسلمان و غیرمسلمان ترجمه شده است.

از قرآن - سوره معارج (70:22-30)
«…کسانی که شهوت خود را کنترل می‌کنند، جز با همسرانشان یا کنیزانشان، که برایشان حلال هستند. هرکس جز این‌ها را طلب کند، گناهکار است…»
این آیه نشان می‌دهد که مردان مسلمان مجاز بودند با همسران و کنیزان خود رابطه جنسی داشته باشند.
از قرآن - سوره مؤمنون (23:5-6)
«…کسانی که شهوت خود را کنترل می‌کنند، جز با همسرانشان یا کنیزانشان، که برایشان حلال هستند…»
بار دیگر، تأیید می‌شود که مردان مسلمان می‌توانستند با همسران و کنیزان خود رابطه جنسی داشته باشند.
از قرآن - سوره نساء (4:24)
«و زنان شوهردار برای شما حرام هستند، مگر آن‌هایی که دست راست شما مالک آن‌هاست. این فرمان خداست.»
این آیه به مردان مسلمان اجازه می‌دهد با کنیزان خود رابطه جنسی داشته باشند، حتی اگر شوهردار باشند. زمینه این آیه در حدیث مسلم (جلد 2، شماره 3432) به جنگ اوطاس اشاره دارد.
از قرآن - سوره احزاب (33:50)
«ای پیامبر، ما همسرانی که به آن‌ها مهریه داده‌ای و کنیزان غنیمتی که خدا به تو داده است را برایت حلال کردیم…»
این آیه برای محمد است و به او اجازه می‌دهد با کنیزان غنیمتی خود رابطه جنسی داشته باشد.
این آیات تأیید می‌کنند که مردان مسلمان مجاز بودند با کنیزان خود رابطه جنسی داشته باشند.

💢نمونه‌های اسلامی از رابطه جنسی مردان مسلمان با کنیزان

محمد با کنیز مسیحی به نام ماریه رابطه جنسی داشت و احتمالاً با کنیز دیگری به نام ریحانه نیز چنین کرد.
ماریه توسط حاکم مصر به محمد هدیه داده شد. او از محمد باردار شد و پسری به دنیا آورد که 18 ماه بعد درگذشت. سپس محمد با او ازدواج کرد.
نقل‌قول از کتاب الطبقات الکبیر (ص 151):
«حاکم اسکندریه به پیامبر ماریه، خواهرش سیرین، یک الاغ و یک قاطر سفید هدیه داد… پیامبر ماریه را که پوستی سفید و موهایی مجعد و زیبا داشت، دوست داشت… سپس با او به‌عنوان کنیز همبستر شد و او را به ملک خود در بنی‌النضیر فرستاد.»
توضیح: کنیزانی که فرزندی به دنیا می‌آوردند، به‌عنوان «ام‌ولد» شناخته شده و آزاد می‌شدند.
نقل‌قول از تاریخ طبری (جلد 39، ص 194):
«محمد به دیدار ماریه می‌رفت و به او دستور داد خود را بپوشاند، اما با او همبستر شد زیرا او ملک او بود.»
توضیح: محمد بدون ازدواج با ماریه با او رابطه داشت، که در اسلام مجاز بود زیرا کنیز «مال» صاحبش محسوب می‌شد.

💢شواهد از احادیث
از صحیح بخاری - جلد 3، شماره 432:
ابوسعید خدری نقل کرد که در حضور پیامبر گفتند: «ما زنانی را به‌عنوان غنیمت گرفتیم و به قیمت آن‌ها علاقه‌مندیم. نظرتان درباره الازل (خروج منی در خارج برای جلوگیری از بارداری) چیست؟» پیامبر گفت: «آیا این کار را می‌کنید؟ بهتر است نکنید، زیرا هر نفسی که خدا مقدر کرده وجود یابد، به وجود خواهد آمد.»

💢از صحیح بخاری - جلد 9، شماره 506:
ابوسعید خدری نقل کرد که در جنگ با بنی‌المصطلق، زنانی اسیر شدند و ما می‌خواستیم با آن‌ها رابطه داشته باشیم بدون باردار کردنشان. از پیامبر درباره الازل پرسیدیم. او گفت: «بهتر است این کار را نکنید، زیرا خدا هر که را بخواهد تا روز قیامت خلق می‌کند.»
از صحیح بخاری - جلد 5، شماره 637:
بریده نقل کرد: پیامبر، علی را برای آوردن خمس (یک‌پنجم غنایم) فرستاد. من از علی متنفر بودم چون او پس از رابطه با کنیزی از خمس حمام کرد. این را به پیامبر گفتم. او گفت: «ای بریده، آیا از علی متنفر هستی؟ او از خمس بیشتر از این شایسته است.»
توضیح: علی پیش از تقسیم خمس با کنیزی رابطه داشت و محمد او را سرزنش نکرد.
💢از صحیح مسلم - جلد 2، شماره 3371:
ابوسرمه از ابوسعید پرسید: «آیا از پیامبر درباره الازل شنیدی؟» او گفت: «بله. در جنگ با بنی‌المصطلق، زنان عربی را اسیر کردیم. از دوری همسرانمان رنج می‌بردیم و می‌خواستیم برایشان باج بگیریم.

@islie
10😁8👍3🤬2👌1
🔘 اسلام از شما متنفر است
✍️ نویسنده: آرش
#بخش_اول
💢 آیا اسلام نفرت یا محبت نسبت به غیرمسلمانان را آموزش می‌دهد؟
اسلام یک جهان‌بینی استاندارد نسبت به غیرمسلمانان ارائه می‌دهد.
آیا مسلمانان باید رویکردی نفرت‌انگیز، تهاجمی و سلطه‌جویانه نسبت به غیرمسلمانان داشته باشند یا رویکردی مهربان، محبت‌آمیز و با ملاحظه؟
یا پاسخ جایی در میانه است؟

🌍 درک جهان‌بینی اسلامی نسبت به غیرمسلمانان
میلیون‌ها مسلمان در سراسر جهان انسان‌هایی عالی هستند.
آن‌ها افرادی مهربان، محبت‌آمیز و بخشنده‌اند و شهروندانی نمونه و همسایگانی فوق‌العاده.
من شخصاً مسلمانان خوب و شریف بسیاری را می‌شناسم که نمی‌توان آن‌ها را با نگاهی بدخواهانه توصیف کرد.
با این حال، می‌دانم که میلیون‌ها مسلمان در جهان از تروریسم و سرکوب برای پیشبرد پادشاهی الله، یعنی پادشاهی محمد، به‌عنوان حاکم و مرجع جهانی حمایت می‌کنند.
این افراد همچنان خون مسلمانان و غیرمسلمانان را در سراسر جهان می‌ریزند.
در برخی کشورهای اسلامی، اکثریت با تروریسم اسلامی مخالفند، اما در برخی دیگر، اکثریت از نوعی زور یا خشونت حمایت می‌کنند، زیرا هدف آن گسترش سلطه اسلام است.
مشخصاً، تعیین اینکه آیا الله در اسلام از غیرمسلمانان متنفر است یا به آن‌ها محبت دارد، بر اساس نگرش‌ها و اقدامات متناقض مسلمانان در سراسر جهان، کاری نادرست است.
برای پاسخ به این پرسش، باید به منابع اسلامی، یعنی قرآن، حدیث و سیره، رجوع کنیم تا موضع محمد را بررسی کنیم.
محمد بزرگ‌ترین مسلمانی است که تاکنون زیسته و به مسلمانان امر شده که از کلام او پیروی کنند و از رفتارش الگو بگیرند.
بنابراین، باید از محمد، تعالیم و اقدامات او که در منابع اسلامی با در نظر گرفتن زمینه مناسب آن‌ها ذکر شده‌اند، به‌عنوان مرجع اصلی استفاده کنیم.
سؤال این است: موضع نهایی محمد درباره چگونگی دیدگاه و برخورد مسلمانان با غیرمسلمانان چه بود؟
سؤال بعدی این است: این موضع نهایی چگونه جهان‌بینی اسلامی امروز را شکل می‌دهد؟
هدف این مطالعه، شناسایی جهان‌بینی نهایی اسلام برای رویکرد معنوی و فیزیکی آن نسبت به غیرمسلمانان است.
این بررسی بر اساس ترکیبی از منابع اسلامی (قرآن، حدیث و سیره) که پایه الهیاتی اسلام را تشکیل می‌دهند، انجام می‌شود.
همچنین، نوشته‌های تاریخی مربوط به سال‌های اولیه پس از مرگ محمد را مرور می‌کنیم، زیرا این نوشته‌ها اجرای دستورات محمد برای رویکرد اسلامی نسبت به غیرمسلمانان را نشان می‌دهند.
علاوه بر این، به آثار برخی از علمای بزرگ الهیاتی اسلام نیز رجوع خواهیم کرد.
همچنین، نمونه‌های واقعی از تعاملات محمد با غیرمسلمانان را بررسی می‌کنیم.
محمد مرد عمل بود.
او نه‌تنها سخن اسلامی گفت، بلکه راه اسلامی را پیمود.
اگر رویکرد استانداردی در اسلام نسبت به غیرمسلمانان وجود داشته باشد، باید همبستگی بین سخنان محمد (تعالیم اسلام) و اقدامات او وجود داشته باشد.
ضرب‌المثل «عمل بلندتر از کلام سخن می‌گوید» در اینجا مناسب است و باید این همبستگی اثبات شود.
بررسی تعالیم و اقدامات محمد در ارتباط با تعاملاتش با غیرمسلمانان باید رویکرد اصلی و نهایی او را نشان دهد.
آیا این روشی هوشمندانه، منطقی و منصفانه برای بررسی این موضوع نیست؟

💢 موضع نهایی محمد درباره دیدگاه و برخورد مسلمانان با غیرمسلمانان
نگرش محمد نسبت به غیرمسلمانان در طول زمان تغییر کرد.
منابع سیره نشان می‌دهند که او در طول زندگی‌اش تعاملات متنوعی با غیرمسلمانان داشت.
نگرش او همیشه «برادر، تو را دوست دارم، بیا در آغوش بگیریم!» یا «کافر، از تو متنفرم، بمیر!» نبود.
نگرش او بسته به موقعیت، افراد و جایگاهش تغییر می‌کرد و متفاوت بود.
با این حال، در سال‌های آخر زندگی‌اش، با کسب قدرت نظامی، این نگرش استاندارد شد.
بنابراین، پاسخ را با رویدادی که در میانه ۲۳ سال رسالت محمد رخ داد آغاز می‌کنم، نه از ابتدای آن، زیرا این رویداد کاتالیزور تثبیت موضع نهایی او بود.

⚔️ دستور به جنگ
بزرگ‌ترین تغییر در الهیات اسلام زمانی رخ داد که الله به محمد دستوری خاص داد، معروف به «دستور به جنگ».
این دستور مبتنی بر آیات سوره بقره، آیه ۱۹۳ و سوره حج، آیات ۳۹-۴۱ است.
سوره حج، آیه ۳۹ اجازه خشونت برای دفاع از خود را می‌دهد، در حالی که سوره بقره، آیه ۱۹۳ خشونت برای تحمیل اسلام بر دیگران را مجاز می‌داند: «تا دین تنها برای الله باشد».
در ادامه به این موضوع بیشتر پرداخته خواهد شد.
محمد این دستور را در مکه، کمی پیش از هجرت به مدینه، در سال ۶۲۱/۶۲۲ میلادی دریافت کرد.
تا آن زمان، محمد و مسلمانان بسیار ضعیف بودند.
اگر آن‌ها دست به خشونت می‌زدند، قریش آن‌ها را خرد کرده و محمد را می‌کشت.

@islie
20👍10
🔘خلیفه: ظهور، افول و سقوط
فصل
اول/#بخش_اول
مرگ محمد و انتخاب ابوبکر
✍️نویسنده: آرش

۱۱ هجری / ۶۳۲ میلادی
مرگ محمد، ۱۳ ربیع‌الاول ۱۱ هجری، ۸ ژوئن ۶۳۲ میلادی

💢در میانه تابستان سال ۶۳۲ میلادی، محمد درگذشت. او ده سال در مدینه اقامت داشت و اکنون در یازدهمین سال هجرت، یعنی فرار از مکه، بود. محمد به سن شصت‌وسه سالگی رسیده بود و تا پیش از بیماری نهایی‌اش که تنها سیزده روز طول کشید، سالم و پرانرژی بود. مرگ او ضربه‌ای غیرمنتظره به مدینه وارد کرد.
غیبت ابوبکر
چند روز پیش از مرگ، تب شدید محمد را به شدت ضعیف کرده و او را به بستر بیماری کشانده بود. در تمام روز یکشنبه هفته مرگبار، او درازکش و گاهی هذیان‌گو بود. صبح دوشنبه حالش موقتاً بهبود یافت. هنگام نماز صبح، نمازگزاران در صحن مسجد بزرگ، کنار اتاق عایشه که در طول بیماری از همسرش پرستاری کرده بود، گرد آمده بودند. محمد که آن روز صبح احساس بهتری داشت، از بستر برخاست، پرده در را کنار زد و آرام به صحن مسجد قدم گذاشت، جایی که ابوبکر به دستور او، به جای پیامبر، نماز را رهبری می‌کرد. پس از پایان نماز، ابوبکر که حال استادش را ظاهراً بهتر دید، اجازه گرفت تا به دیدار همسرش در حومه بالای شهر برود. پس از رفتن او، پیامبر چند کلمه محبت‌آمیز با عمه‌اش و دیگران که اطرافش جمع شده بودند، گفت و سپس به اتاق عایشه بازگردانده شد. از شدت تلاش، نیرویش تحلیل رفت و کمی بعد، در آغوش همسر محبوبش آخرین نفس را کشید.
بازگشت ابوبکر؛ صحنه در صحن مسجد
هنوز ظهر نشده بود که شایعه مرگ پیامبر پخش شد و مسجد پر از جمعیتی حیران شد. عمر در میان آنها برخاست و با حالتی هیجان‌زده و دیوانه‌وار اعلام کرد که پیامبر نمرده، بلکه در حال خلسه است و به زودی بازمی‌گردد تا منافقان را ریشه‌کن کند. ابوبکر که تا آن زمان بازگشته بود، بی‌توجه به دوست پرشور خود از صحن عبور کرد و وارد اتاق عایشه شد. او بر پیشانی پیامبر بوسه زد و گفت: «تو که به من عزیزتر از پدر و مادرم بودی، در زندگی شیرین بودی و در مرگ نیز شیرین هستی.» سپس به صحن بازگشت و در حالی که عمر هنوز سخنرانی می‌کرد، او را کنار زد و با کلمات به‌یادماندنی گفت: «هرکه محمد را می‌پرستد، بداند که محمد مرده است؛ اما هرکه خدا را می‌پرستد، بداند که خدا زنده است و هرگز نمی‌میرد.» سپس آیاتی از قرآن (سوره آل‌عمران، آیه ۱۳۸) را خواند که نشان می‌داد محمد نیز مانند پیامبران پیشین فانی است: «و محمد جز رسولی نیست که پیش از او رسولانی آمده و رفته‌اند. اگر او بمیرد یا کشته شود، آیا به عقب بازمی‌گردید؟» عمر که معنای این آیات را تازه درک کرده بود، از شدت شوک به لرزه افتاد و گفت: «زانوانم لرزید و یقین کردم که محمد واقعاً مرده است.»

💢مردان مدینه برای انتخاب رهبر گردهم آمدند
جمع در صحن مسجد آرام شده بود که پیام‌رسانی نفس‌زنان خبر آورد مردان مدینه برای انتخاب حاکمی از میان خودشان گرد آمده‌اند. لحظه حساس بود؛ وحدت اسلام در خطر بود. قدرت تقسیم‌شده از هم می‌پاشید و همه‌چیز ممکن بود از دست برود. خلافت باید یکپارچه می‌ماند و اعراب تنها فردی از قریش را به‌عنوان رهبر می‌پذیرفتند. ابوبکر و عمر، همراه با ابوعبیده، یکی دیگر از سران برجسته، به سرعت به محل رفتند تا از این توطئه جلوگیری کنند. در راه، دو شهروند دوست به آنها هشدار دادند که ورود به این جمع خطرناک است، اما آنها پیش رفتند. مردان مدینه در یکی از تالارهای ساده شهر گرد آمده و مصمم به انتخاب مسیر مستقل بودند. آنها فریاد می‌زدند: «ما به این غریبه‌ها پناه دادیم و با شمشیرهایمان ایمان را گسترش دادیم. حاکم مدینه باید از میان ما باشد.» آنها سعد بن عباده، رهبر خزرج را که از تب بیمار و در گوشه تالار دراز کشیده بود، انتخاب کرده بودند.

💢مواجهه با ابوبکر، عمر و ابوعبیده
ورود سه صحابی به‌موقع بود؛ اگر مردان مدینه به سعد بیعت می‌کردند، مدینه ممکن بود به‌طور جبران‌ناپذیری به خطر افتد. عمر با شور ذاتی‌اش می‌خواست سخن بگوید که ابوبکر، آرام و استوار، پیش‌دستی کرد و گفت: «هرآنچه مردان مدینه در ستایش خود گفته‌اید درست و حتی بیشتر از آن است، اما قریش از نظر نسب و نفوذ برتری دارد و اعراب جز از میان آنها به کسی گردن نمی‌نهند.» آنها پاسخ دادند: «پس یک رهبر از شما و یکی از ما باشد.» عمر فریاد زد: «دو نفر نمی‌توانند کنار هم بایستند!» حتی سعد از زیر پتو زمزمه کرد که تقسیم قدرت، آن را ضعیف می‌کند. بحث بالا گرفت. حباب، کنار سعد، فریاد زد: «به او گوش ندهید! به من توجه کنید، من نخل خوش‌سابقه و پربارم. اگر نپذیرند، آنها را از شهر بیرون کنید.» عمر پاسخ داد: «خدا تو را نابود کند!» و حباب همان را به او بازگرداند. با داغ شدن بحث، ابوبکر که خطر را حس کرد، پیش آمد و گفت: «این دو را می‌بینید؟» و به عمر و ابوعبیده اشاره کرد. «یکی را انتخاب کنید و به او به‌عنوان رهبر بیعت کنید.

▪️ادامه دارد …

@islie
19👍5
🔘خلافت اسلامی :ظهور،افول و سقوط
فصل سوم: تهدید مدینه
#بخش_اول
۱۱ هجری / ۶۳۲ میلادی
✍️نویسنده:آرش
تأثیر اقدام ابوبکر؛ ماه‌های چهارم و پنجم هجری، ژوئن-ژوئیه ۶۳۲ میلادی

💢ابوبکر در سال‌های بعد با افتخار به این موضوع اشاره می‌کرد که با وجود مخالفت‌های گسترده، نیروی اسامه را اعزام کرد. افکار عمومی به‌زودی این تصمیم را تأیید کرد. موضع قاطع او، ثبات حکومتی‌اش را در ذهن بادیه‌نشینان حک کرد. اگر رهبران مدینه از قدرت داخلی خود مطمئن نبودند، ارتش خود را اعزام نمی‌کردند؛ و عرب‌ها با این استدلال، از بسیاری اقدامات که در غیر این صورت انجام می‌دادند، بازماندند. با این حال، موقعیت همچنان بحرانی و گاهی نگران‌کننده بود.
می‌خوانیم: «عرب‌ها از هر سو در حال شورش بودند. ارتداد و نافرمانی سر برآورد؛ مسیحیان و یهودیان گردن‌کشی کردند؛ و مؤمنان مانند گله‌ای بی‌چوپان بودند، پیامبرشان از دست رفته، تعدادشان اندک و دشمنانشان بسیار.» در برابر این همه، ابوبکر تنها نیروی خود را بدون امکان بازگشت اعزام کرده و مدینه را ظاهراً بی‌دفاع گذاشته بود.
💢شورش در سراسر شبه‌جزیره
خطر از هر سو مدینه را تهدید می‌کرد، زیرا در اواخر زندگی محمد، سه مدعی پیامبری، با الهام از موفقیت او، ادعای نبوت کردند و پرچم شورش برافراشتند. در جنوب، شورش به‌تازگی با مرگ «پیامبر نقاب‌دار» یمن فروکش کرده بود که با خبر درگذشت محمد، بار دیگر با شدت بیشتری شعله‌ور شد. در مرکز شبه‌جزیره، مسیلمه قبایل قدرتمند یمامه را از وفاداری به اسلام جدا کرده بود. در شمال شرقی، نزدیک‌تر به مدینه، طلیحه، سومین مدعی، آشکارا و به‌طور خطرناکی دشمنی می‌کرد. اخبار نافرمانی یکی پس از دیگری به‌سرعت می‌رسید. جمع‌آوران زکات (مالیاتی که برای بادیه‌نشینان منفور بود)، نمایندگان و کارگزاران محمد در استان‌ها، همگی یا فرار کردند یا رانده شدند. مؤمنان هر کجا که یافت می‌شدند، قتل‌عام شدند و برخی از آنان مرگ دردناکی متحمل شدند. مکه و طائف ابتدا مردد بودند، اما در نهایت، به دلیل نفوذ قوی قریش، استوار ماندند. آن‌ها تقریباً تنها بودند. اینجا و آنجا برخی قبایل، تحت رهبری رؤسای وفادار یا شاید فرصت‌طلب، ظاهری از اطاعت نشان می‌دادند، اما در میان انبوه شورش‌ها به‌سختی قابل تشخیص بودند. عمرو، که از عمان (جایی که محمد او را در حجةالوداع به‌عنوان سفیر فرستاده بود) با شتاب بازمی‌گشت، در مسیر خود سراسر مرکز شبه‌جزیره را یا در ارتداد آشکار یا آماده‌ی جدایی با اولین درخواست زکات دید؛ گزارش او شهروندان مدینه را وحشت‌زده کرد. در حقیقت، اسلام هرگز در استان‌های دوردست ریشه‌ی محکمی نداشت و بادیه‌نشینان، همان‌طور که محمد بارها به بی‌ثباتی آن‌ها خرده گرفته بود، به‌خاطر ترس از مجازات و طمع غنایم زیر پرچم پیامبر، نه علاقه به ایمان، مهار شده بودند. محدودیت‌ها و الزامات اسلام همیشه برایشان ناخوشایند بود و حالا که از آن‌ها رها شده بودند، به زندگی بی‌قانون خود بازمی‌گشتند.
💢خطر مدینه
با رسیدن گزارش‌های پی‌درپی از نافرمانی‌های جدید، ابوبکر به کارگزاران پراکنده‌اش دستور داد تا هر کجا که می‌توانند، گروه‌های کوچک وفاداران را متحد نگه دارند و شجاعانه امیدوار باشند تا بازگشت نیروی اسامه، بحران را پشت سر بگذارند. برای دفاع فوری از مدینه، او اقداماتی که ممکن بود انجام داد. قبایل وفادار اطراف را فراخواند و پاسگاه‌هایی در ورودی‌های شهر مستقر کرد. قبایل سرکش در بیابان‌های نزدیک، اولین کسانی بودند که رویکردی تهدیدآمیز نشان دادند. بنی‌عبس و ذبیان در چنان تعدادی در آنجا جمع شده بودند که «زمین از حضورشان تنگ شده بود» و به دو گروه تقسیم شدند: یکی به ربذه و دیگری به ذوالقصة، اولین ایستگاه از مدینه در مسیر نجد. طلیحه، پیامبر دروغین، برادرش را برای تشویق شورشیان فرستاد، اما آن‌ها هنوز بین ادعاهای او و اسلام مردد بودند. سرانجام، به فکر مصالحه افتادند. هیئتی پیشنهاد داد که به اسلام و آیین‌هایش پایبند بمانند، به شرطی که از پرداخت زکات معاف شوند. سران مدینه از این فرستادگان استقبال کردند، اما ابوبکر با خشم پیشنهادشان را رد کرد. او حتی یک ذره از حقوق قانونی را نادیده نمی‌گرفت. تندخویانه گفت: «اگر حتی بند شتری از زکات را نگه دارید، با شما می‌جنگم.» آن‌ها با این پاسخ و اطلاع از اینکه شهر مدافعان کمی دارد، بازگشتند. حالا لحظه‌ی حمله بود، نه فقط برای غارت، بلکه برای ضربه‌ای قاطع به مدینه. ابوبکر که این را پیش‌بینی کرده بود، اقدامات احتیاطی خود را دوچندان کرد. او پاسگاه‌ها را تقویت کرد و تنها سه نفر از سران باقی‌مانده با او، یعنی علی، طلحه و زبیر را بر آن‌ها گماشت. برای مردم عادی، مسجد بزرگ را به‌عنوان محل تجمع تعیین کرد. گفت: «سرزمین علیه ما شوریده و آن‌ها ضعف و بی‌دفاعی ما را دریافته‌اند.

▪️ادامه دارد…

@islie
13👍6
🔘محمد و حیوانات
✍️نویسنده:آرش
#بخش_اول
مقدمه
امروزه دین اسلام به دلیل خشونت‌هایش مدام در اخبار است. بسیاری از مردم می‌دانند که اسلام خشونت‌آمیز است، اما اطلاعات کمی درباره این دین دارند. برخی اطلاعات اندکی درباره محمد دارند: او رهبری موفق بود، آزار و اذیت شدیدی را تحمل کرد، فقر و قحطی را پشت سر گذاشت، در برابر مخالفان استوار ماند، پیروانش را عمیقاً دوست داشت و دومین دین بزرگ جهان را بنیان نهاد. اما جنبه‌های دیگری از اسلام و محمد وجود دارد که باید شناخته شود. محمد مجموعه‌ای از باورهای خرافی و تا حدی عجیب داشت.
این مقاله شرح مختصری از باورهای خرافی محمد درباره حیوانات مختلف ارائه می‌دهد. برخی از این خرافات در جاهای دیگر به تفصیل بحث شده‌اند. در اینجا، من اصول اولیه را ارائه می‌دهم و قضاوت را به شما واگذار می‌کنم. نکته تأسف‌بار این است که باورهای محمد، از جمله خرافاتش، اساس ایمان حدود دو میلیارد پیرو امروز را تشکیل می‌دهد. این افراد گرفتار سیستمی از باورها هستند که ذهنشان را با خرافات زنجیر کرده و مانع از شناخت جهان برای آنها می‌شود.

💢محمد و یهودیان: خوک‌ها، میمون‌ها، موش‌ها و مارمولک‌ها
قرآن شامل افسانه‌هایی درباره یهودیان و مسیحیان است. سه آیه از قرآن که این افسانه‌ها را منعکس می‌کنند، عبارتند از: سوره بقره، آیات ۶۳-۶۵، سوره مائده، آیه ۶۰ و سوره اعراف، آیه ۱۶۶. تمامی نقل‌قول‌ها از «قرآن نفیس» است.
سوره بقره، آیات ۶۳-۶۵: «و (ای فرزندان اسرائیل، به یاد آورید) هنگامی که ما از شما پیمان گرفتیم و کوه را بالای سرتان برافراشتیم (و گفتیم): آنچه به شما داده‌ایم، محکم نگه دارید و آنچه در آن است به خاطر آورید تا شاید پرهیزگار شوید. سپس پس از آن روی گرداندید. اگر لطف و رحمت خدا بر شما نبود، قطعاً از زیان‌دیدگان می‌بودید. و شما کسانی را از میان خود می‌شناختید که در امر سبت (روز شنبه) تجاوز کردند. به آنها گفتیم: میمون‌هایی باشید، خوار و طردشده.»

سوره مائده، آیه ۶۰: «بگو (ای محمد به اهل کتاب): آیا شما را از چیزی بدتر از این، درباره پاداش از سوی خدا، آگاه کنم؟ کسانی (یهودیان) که نفرین خدا و خشم او را بر خود خریدند، کسانی که برخی از آنها را خدا به میمون‌ها و خوک‌ها تبدیل کرد، کسانی که طاغوت (بت‌های دروغین) را پرستیدند؛ اینان در جایگاه بدتری هستند (در روز قیامت در جهنم) و بسیار از راه راست گمراه شده‌اند.»

سوره اعراف، آیه ۱۶۶: «پس هنگامی که از آنچه منع شده بودند، تجاوز کردند، به آنها گفتیم: میمون‌هایی باشید، خوار و طردشده.» (این هشداری سخت به بشریت است که نباید از آنچه خدا فرمان داده نابود کنند و از آنچه او منع کرده دوری کنند).
همچنین، می‌خوانیم که علما و مفسران تاریخی اسلام با تفسیر تحت‌اللفظی این آیات موافق بودند:
الف. یهودیان به میمون تبدیل شدند خدا این یهودیان را به میمون تبدیل کرد، زیرا از فرمان او سرپیچی کردند و در روز شنبه به صید ماهی رفتند. این یهودیان در شهری ساحلی زندگی می‌کردند (به سوره بقره، آیه ۶۵ مراجعه کنید). قرآن می‌گوید: «و شما از کسانی که سبت را شکستند آگاهید، چگونه به آنها گفتیم: میمون‌هایی باشید، خوار و منفور!»

تفسیر مفسران قرآن کاملاً با محتوای این آیات همخوانی دارد (به بیضاوی، صفحه ۱۴؛ جلالین، صفحات ۱۰ و ۱۱؛ زمخشری، بخش ۱، صفحه ۲۸۶ مراجعه کنید). همچنین این واقعه در سوره اعراف، آیات ۱۶۳-۱۶۶ و سوره مائده، آیه ۶۰ ذکر شده است که در آن یهودیان به میمون‌ها و خوک‌ها تبدیل شدند.
💢حدیث‌های صحیح (صحیح بخاری و مسلم): در حدیث‌های معتبر آمده است که خدا یهودیان را به موجودات دیگری تبدیل کرد.
بخاری، جلد ۴، حدیث ۵۲۴: ابوهریره نقل کرد: پیامبر گفت: «گروهی از بنی‌اسرائیل گم شدند. کسی نمی‌داند چه کردند. اما من آنها را جز این نمی‌بینم که نفرین شدند و به موش تبدیل شدند، زیرا اگر شیر شتر را جلوی موش بگذارید، آن را نمی‌نوشد، اما اگر شیر گوسفند را جلوی آن بگذارید، می‌نوشد.» من این را به کعب گفتم، او از من پرسید: «آیا این را از پیامبر شنیدی؟» گفتم: «بله.»

مسلم، کتاب ۲۱، حدیث ۴۸۰۰: ابوسعید نقل کرد که عرب بادیه‌نشینی نزد پیامبر خدا آمد و گفت: من در سرزمینی زندگی می‌کنم که پر از مارمولک است و این غذای رایج خانواده‌ام است، اما او (پیامبر) پاسخی نداد. ما به او گفتیم: دوباره بگو، پس او دوباره گفت، اما پاسخی نداد. (سه بار تکرار شد) سپس پیامبر خدا او را در بار سوم صدا کرد و گفت: ای مرد بادیه‌نشین، به‌راستی خدا قبیله‌ای از بنی‌اسرائیل را نفرین کرد یا خشم خود را بر آنها نشان داد و آنها را به حیواناتی که روی زمین راه می‌روند تبدیل کرد. نمی‌دانم، شاید این (مارمولک) یکی از آنها باشد. پس من آن را نمی‌خورم و خوردنش را هم ممنوع نمی‌کنم.

@islie
11👍11😁5😢1
🔘خلافت اسلامی :ظهور،افول و سقوط
فصل پنجم: بازپس‌گیری شبه‌جزیره و لشکرکشی خالد
#بخش_اول
۱۱ هجری / ۶۳۲-۶۳۳ میلادی

💢نبرد یک‌ساله برای بازپس‌گیری شبه‌جزیره
زمان اقدام قاطع فرا رسیده بود. چند هفته پیش، کل شبه‌جزیره به ادعاهای محمد به‌عنوان پیامبر و پادشاه تسلیم بود. اما ناگهان همه‌چیز تغییر کرد و عرب‌ها با انکار اسلام، به‌سرعت به‌سوی ارتداد و استقلال بازگشتند. یک سال نبرد سخت و مقاومت سرسختانه در هر گوشه‌ی سرزمین طول کشید تا شبه‌جزیره بازپس گرفته شود.
عرب‌ها سرانجام با اکراه و قدم‌هایی ناخواسته،به اعتراف به ایمان محمد و تسلیم به جانشین او وادار شدند.

💢جزئیات اندک و مبهم
شرح مختصری از کارزار دوازده‌ماهه کافی است؛ زیرا روایات که تا زمان مرگ محمد روشن و مفصل بودند، ناگهان کوتاه، مبهم و پراکنده می‌شوند.صحنه‌ی آشوب سراسر سرزمین، در خطوطی کم‌رنگ و مه‌آلود به ما نمایانده می‌شود. در حالی که اسلام برای بقای خود می‌جنگید، پیروانش در آن لحظه تنها به نیزه و شمشیر می‌اندیشیدند؛و هنگامی که نبرد پایان یافت، جز حس رهایی از خطری وحشتناک، چیز زیادی باقی نماند.تاریخ دقیقی برای نبردهای متعدد این سال ذکر نشده است.تنها می‌توان ترتیب وقایع را حدس زد.
با توجه به این موضوع، ابتدا به کارزار خالد در شمال و شرق می‌پردازیم و سپس به دیگر مناطق، از بحرین در خلیج فارس تا یمن در دریای سرخ، به ترتیب می‌رسیم.

💢کارزار خالد
۱. علیه طلیحه
خالد بن ولید
پس از ابوبکر و عمر، برجسته‌ترین چهره در روزهای آغازین اسلام بی‌تردید خالد بن ولید است. بیش از هر کس، او بود که باعث شد اسلام به‌سرعت جایگاه خود را بازیابد و سپس با سرعتی شگفت‌انگیز گسترش یابد. عملکرد او در میدان‌های نبرد که سرنوشت امپراتوری پارسی و سلطه‌ی بیزانس در شام را رقم زد.
از کشتارهایش لقب «شمشیر خدا» گرفت؛ و چنان به مرگ بی‌اعتنا بود که با بی‌رحمی، بیوه‌ی دشمنش را در میدانی که هنوز از خون سربازانش خیس بود، به همسری می‌گرفت.او پیش‌تر در تاریخ اسلام خود را متمایز کرده بود. هنگامی که در کنار قریش می‌جنگید، شکست محمد در احد عمدتاً به‌دلیل دلاوری او بود.پس از گرویدن به اسلام، در فتح مکه،ستون تحت فرمانش تنها ستونی بود که با ریختن خون نافرمانی کرد؛و اندکی بعد، قتل‌عام بی‌رحمانه‌ی قبیله‌ای بی‌گناه، سرزنش شدید محمد را برایش به ارمغان آورد.در میدان موته، هنگامی که ارتش مسلمانان از لژیون‌های رومی شکست خورد و رهبرانش یکی پس از دیگری کشته شدند، او با تاکتیک‌های ماهرانه و شجاعانه، بقایای متلاشی‌شده‌ی ارتش را از نابودی نجات داد و نشانه‌ای از آینده‌ی بزرگ خود داد. اکنون ابوبکر این خالد را علیه مدعیان دروغین طلیحه و مسیلمه فرستاد.

💢خالد علیه طلیحه حرکت می‌کند
ستون او، که به‌مراتب قوی‌ترین بود، از نخبگان مهاجران و انصار مدینه تشکیل شده بود. برای منحرف کردن توجه دشمن، ابوبکر مقصد او را خیبر اعلام کرد و برای ایجاد وحشت بیشتر، شایعه کرد که خود خلیفه با نیروی جدیدی به او خواهد پیوست. اما خالد به‌زودی مسیر شمالی را ترک کرد و به‌سمت رشته‌کوه‌های محل سکونت بنی‌طای، که چندان از صحنه‌ی شورش طلیحه در میان بنی‌اسد دور نبود، حرکت کرد.

💢طلیحه
از عقاید طلیحه و دیگر مدعیان نبوت اطلاعات کمی داریم و هیچ‌چیز نشان نمی‌دهد که راز نفوذشان در چه بود. تا آنجا که پیداست، عبادت آن‌ها صرفاً تقلیدی مضحک از اسلام بود. چند بیت شعر بی‌ارزش و گفته‌های کودکانه تنها چیزهایی است که صدای تحقیرآمیز روایات از تعالیم آن‌ها منتقل کرده است. اینکه چهار مدعی (زیرا سجاح پیامبرزاده نیز یکی از آن‌ها بود) در آن زمان در نقاط مختلف شبه‌جزیره ظهور کردند و توده‌ها را به دنبال خود کشیدند، حاکی از چیزی عمیق‌تر از اشعار بی‌معنا و تفاوت‌های جزئی در آیین‌های اسلامی است. منطقی است که فرض کنیم حس معنوی شبه‌جزیره با تبلیغ محمد بیدار شده بود و نمونه‌ی او هم ادعاهای دیگران را برانگیخته و هم به موفقیت سریع آن‌ها کمک کرده بود.

💢حسادت بادیه‌نشینان به مکه و مدینه
علاوه بر این، حسادت به مکه و مدینه و بی‌تابی در برابر محدودیت‌های اسلام، انگیزه‌های قدرتمندی برای قبایل بادیه‌نشین بود تا به مدعیان نبوت بپیوندند. بنابراین، بنی‌غطفان که پیش‌تر با بنی‌اسد متحد بودند، اخیراً با آن‌ها اختلاف پیدا کرده و بخشی از مراتع خود را از دست داده بودند. عیینه، رئیس آن‌ها، اکنون پیشنهاد بازگشت به اتحاد قدیمی را داد: «بیایید به اتحادی که پیش از اسلام با بنی‌اسد داشتیم بازگردیم، زیرا از زمان ترک آن، مراتع خود را بازنیافته‌ام.

▪️ادامه دارد

@islie
10
🔘روایتی از روحانیت و حوزه: سفری در تاریخ و هویت
#بخش_اول

💢واقعیت این است که موضوع روحانیت، یا آنچه ما «نهاد سنت» می‌نامیم، مسئله‌ای عمیقاً ایرانی است؛ از نظر فلسفی، فکری، فرهنگی، سیاسی و اجتماعی. این موضوع از حدود ۱۵۰ سال پیش آغاز شده و احتمالاً هیچ‌گاه به پایان نخواهد رسید. روحانیت برای ما یک مسئله بنیادی است. گروهی که خود را نماد و حافظ سنت می‌دانند، از نگاه تجددگرایان مانع پیشرفت‌اند، و از نگاه سنت‌گرایان، مدافع هویت در برابر موج تجدد. این دو اردوگاه همچنان به شیوه‌های مختلف خود را بازسازی می‌کنند. حتی با سقوط جمهوری اسلامی، مسئله روحانیت تمام نخواهد شد، همان‌طور که در غرب مسائل دین، روحانیت و سکولاریسم همچنان زنده‌اند.
ما شناخت بسیار کمی از روحانیت داریم. حتی کلمه «روحانیت» را خود این گروه انتخاب نکرده؛ این نامی است که تجددگرایان ایرانی، تحت تأثیر فرهنگ اروپایی، بر طبقه علما گذاشتند. آنها با این نام‌گذاری می‌خواستند بگویند این طبقه باید از امور دنیوی فاصله بگیرد و فقط به مسائل معنوی بپردازد. اما در گذشته، علما تنها روحانی نبودند؛ آنها فقها، قضات، عرفا، محدثین، مفسران و حکما بودند. روحانیت یک طبقه یکدست نبود، بلکه مجموعه‌ای متنوع از نقش‌ها و دانش‌ها بود.
وقتی با علوم انسانی مدرن آشنا شدیم، شروع کردیم خودمان را با مفاهیم غربی تعریف کنیم. روحانیت را به‌عنوان یک «نهاد اجتماعی» دیدیم، گویی با ظهور اسلام شکل گرفته و تا امروز ادامه یافته. اما این درک، ناقص است. روحانیت خودش هم نتوانسته خود را به‌خوبی به جهان بیرون توضیح دهد. در عصر جدید، بیشتر به دفاع و توجیه پرداخته تا خودآگاهی تاریخی. حتی روشنفکران ما هم درک دقیقی از روحانیت ندارند. وقتی می‌گوییم «آخوندها» یا «علما»، دقیقاً به چه اشاره می‌کنیم؟

💢در دهه ۶۰ آن زمان، حوزه هنوز رگه‌هایی از دنیای قدیم داشت، اما با آمدن خامنه‌ای، حوزه فرو ریخت و از نو ساخته شد؛ به شکلی که دیگر هیچ شباهتی به گذشته‌اش ندارد. قم، شهری کهن با ریشه‌های زرتشتی، حالا بی‌هویت شده، مثل حوزه‌ای که دیگر آن فضای سنتی قدیم نیست. حوزه دیگر یک «فضا» نیست، بلکه به سیستمی شبیه دانشگاه تبدیل شده؛ با امتحان ورودی، درس‌های اجباری، امتحانات ترمی و شهریه‌ای که بر اساس پیشرفت درسی تعیین می‌شود.
حوزه به یک بوروکراسی مدرن تبدیل شده که همه‌چیز را کنترل می‌کند؛ از دروس تا فعالیت‌های طلبه‌ها.
امروز حوزه کادر حکومتی تربیت می‌کند. طلبه‌ها دیگر برای عالم دین شدن درس نمی‌خوانند، بلکه برای شغل دولتی، قضاوت یا نمایندگی ولی فقیه می‌آیند. حتی طلاب خارجی در دانشگاه المصطفی آموزش می‌بینند تا مبلغ ایدئولوژی جمهوری اسلامی شوند. حوزه زنان هم برای تربیت «خانم جلسه‌ای» طراحی شده، نه فقیه زن. همه‌چیز در خدمت اهداف حکومتی است.

💢ما روحانیت را نمی‌شناسیم. تصوراتمان یا تبلیغاتی است یا غیرواقعی. برای شناخت خودمان و تاریخمان، باید روحانیت را علمی بشناسیم. اولین قدم این است که بپذیریم نمی‌دانیم. تصویر امروز روحانیت، غیرتاریخی است. بیایید با روش‌های مختلف، از دانشگاهی تا دیگر روش‌ها، به این موضوع فکر کنیم. این مسئله به زندگی همه ما گره خورده
است.

@islie
👎128👍2🔥2
🔘اسلام و شعر
تحلیل رابطه عشق-نفرت محمد با شاعران


نویسنده:آرش
#بخش_اول
💢قرآن به پیروان شاعران از باب تحقیر می‌نگرد:
آیا به تو بگویم، ای مردم، شیاطین بر چه کسانی نازل می‌شوند؟ آنها بر هر گناهکار دروغگو و تهمت‌زن نازل می‌شوند. کسانی که به شایعات گوش می‌دهند - و بیشتر آنها دروغگو هستند - و آن شاعرانی که پیروان گمراهان هستند. سوره الشعراء، آیات ۲۲۱-۲۲۴ (ترجمه فتح‌الله ملک)
اینجا، قرآن به شیاطین نازل‌شده در ارتباط با شعر اشاره می‌کند، با این تلویح که این موجودات شیطانی شعر را الهام می‌دهند. آیات فوق همچنین بیان می‌کنند که کسانی که نادرست هستند، گمراه شده‌اند، آنهایی هستند که از اشخاصی که اشعار می‌سرایند پیروی می‌کنند. با توجه به این، آیا تعجب‌آور است که قرآن چنین دیدگاه منفی نسبت به شعر داشته باشد؟
در واقع، گزارش شده است که محمد اظهارات بسیار تندی درباره شعر کرده است:
از ابن عمر نقل شده:
پیامبر گفت: «بهتر است برای مردی که داخل بدنش را با چرک پر کند تا اینکه با شعر پر کند.» (صحیح بخاری، جلد ۸، کتاب ۷۳، شماره ۱۷۵ از ابی هریره نقل شده:
رسول خدا گفت: «بهتر است برای هر یک از شما که داخل بدنش را با چرکی پر کند که ممکن است بدنش را بخورد، تا اینکه با شعر پر شود.» (صحیح بخاری، جلد ۸، کتاب ۷۳، شماره ۱۷۶
او حتی برخی شاعران را که او را به وسیله شعر هجو کرده بودند، به قتل رساند.
مأموریت سلیم بن عمیری برای کشتن ابو عفک
ابو عفک از بنی (قبیله) عمرو بن عوف از قبیله عبیده بود.
هنگامی که رسول حارث بن سمیت را کشت، او نارضایتی خود را نشان داد و گفت:
مدت‌ها زندگی کردم اما هرگز ندیده‌ام
مجمع یا جمعی از مردم
که به پیمان خود وفادارتر باشند
و به متحدان خود هنگامی که فراخوانده می‌شوند
از پسران قیله هنگامی که گرد هم آمدند،
مردانی که کوه‌ها را سرنگون کردند و تسلیم نشدند.
سواری که به آنها رسید آنها را به دو نیم تقسیم کرد (با گفتن)
«حلال»، «حرام» انواع و اقسام چیزها.
اگر تو به جلال یا پادشاهی اعتقاد داشتی
از تبّع پیروی می‌کردی.
رسول گفت: «چه کسی این اوباش را برای من سر و سامان خواهد داد؟» که سلیم بن عمیری، برادر بنی عمرو بن عوف از «گریه‌کنندگان» جلو آمد و او را کشت. امامه بن مزینیه درباره آن گفت:
تو دین خدا و مرد احمد را تکذیب کردی!
به او که پدر تو بود، بد است پسری که تولید کرد!
یک حنیف به تو در شب ضربه‌ای زد و گفت
«این را بگیر ابو عفک علی‌رغم سن و سالت!»
هرچند می‌دانستم که آیا انسان یا جن بود
که تو را در نیمه شب کشت (من چیزی نمی‌گویم)
(زندگی محمد، ترجمه سیره رسول‌الله ابن اسحاق، با مقدمه و یادداشت‌های آلفرد گیوم [انتشارات آکسفورد دانشگاه، کراچی، چاپ دهم ۱۹۹۵]، صفحه ۶۷۵)
و:
مسلمانان ابو عفک و اسماء را می‌کشند
قبل از پیروزی بدر، مسلمانان از غیرمسلمانان مدینه می‌ترسیدند، زیرا آنها هنوز خیلی ضعیف بودند تا بتوانند به هرگونه تجاوزی پاسخ دهند. اما وقتی از بدر پیروز بازگشتند، سلیم بن عمیری خود را موظف دانست که از شر ابو عفک، یکی از قبیله بنی عمرو بن عوف، خلاص شود. این شخص یک شاعر بود که اشعاری تمسخرآمیز درباره محمد و مسلمانان سروده بود و قبیله خود را بر ضد آنها تحریک می‌کرد. حتی پس از بدر، ابو عفک هنوز اشعار توهین‌آمیز می‌سرود و پخش می‌کرد. سلیم ابو عفک را در حالی که در خواب بود در حیاط خانه خود به کمین نشست و او را کشت. به همین ترتیب، اسماء، دختر مروان، از قبیله بنی امیه بن زید، اسلام و پیامبر را با تشویق احساسات بد علیه مسلمانان توهین می‌کرد. نبرد بدر باعث نشد که او تجدیدنظر کند. یک روز، عمیر بن عوف در حالی که او را در شب، در میان فرزندانش که یکی از آنها را شیر می‌داد، محاصره کرده بود به او حمله کرد. عمیر ضعیف‌النظر بود و مجبور شد برای یافتن او دست بگرداند. پس از برداشتن بچه از قربانی، او را کشت. سپس به نزد پیامبر رفت و او را از کاری که کرده بود مطلع ساخت. وقتی بستگان او از تشییع جنازه بازگشتند، از او پرسیدند که آیا او را کشته است یا نه. «چرا که نه،» عمیر گفت، «اگر بخواهید می‌توانید با من بجنگید. به کسی که بر جان من مسلط است، اگر شما انکار کنید که او اشعار توهین‌آمیز خود را سروده، من با شما خواهم جنگید تا اینکه یا شما یا من ساقط شویم.» شجاعت عمیر بود که باعث شد بنی ختمه، قبیله شوهر اسماء، به اسلام روی بیاورند. پس از مسلمان شدن اما از آزار دست‌پرستان خود می‌ترسیدند، برخی از آنها مسلمانی خود را مخفی کرده بودند. از این پس، دیگر این کار را نکردند.

@islie
👍96😁1
💢 تحلیل ژئوپلیتیک و اقتصادی وضعیت ایران در پرتو تنش‌های منطقه‌ای و بین‌المللی
#بخش_اول
مقدمه
در چارچوب تحلیل‌های ژئوپلیتیک معاصر، روابط ایران با اسرائیل، ایالات متحده، و بازیگران منطقه‌ای مانند کشورهای عربی و ترکیه، یکی از پیچیده‌ترین پویایی‌های خاورمیانه را تشکیل می‌دهد. این تحلیل بر اساس شواهد تاریخی، گزارش‌های تحلیلی، و داده‌های اقتصادی اخیر، به بررسی احتمال تجدید درگیری‌های نظامی، نقش لابی‌های خارجی در سیاست‌گذاری آمریکا، تمایز میان اهداف اسرائیل و آمریکا در قبال ایران، و پیامدهای اقتصادی بودجه پیشنهادی سال ۱۴۰۵ شمسی (مارس ۲۰۲۶ تا مارس ۲۰۲۷ میلادی) می‌پردازیم

💢تحلیل احتمال تجدید حمله اسرائیل به ایران
پس از جنگ ۱۲ روزه ژوئن ۲۰۲۵ میان ایران و اسرائیل، که با حملات گسترده اسرائیل به تأسیسات موشکی و دفاعی ایران همراه بود، سؤال اصلی این است که آیا درگیری‌های تازه‌ای رخ خواهد داد یا خیر. از منظر ژئوپلیتیک، اسرائیل به عنوان یک قدرت منطقه‌ای کوچک (با مساحتی معادل استان کرمانشاه ایران و جمعیتی مشابه استان تهران)، وابستگی شدیدی به حمایت‌های خارجی، به ویژه ایالات متحده، دارد. تحلیل‌های اخیر نشان می‌دهد که اسرائیل در حال بازسازی و تعمیر تأسیسات موشکی ایران را زیر نظر دارد و ممکن است برای تضعیف بیشتر قابلیت‌های بالستیک ایران، حمله‌ای دیگر را در نظر بگیرد. این اقدام نه تنها بر پایه تهدید ادراک‌شده از برنامه‌های هسته‌ای و موشکی ایران استوار است، بلکه بخشی از استراتژی "پیش‌دستی" (preemption) اسرائیل برای جلوگیری از بازسازی قابلیت‌های ایران محسوب می‌شود.
با این حال، تأخیر در حمله جدید می‌تواند به عوامل خارجی مانند لابی‌های ترکی-عربی در کاخ سفید نسبت داده شود. این لابی‌ها، که شامل منافع کشورهای عربی خلیج فارس و ترکیه می‌شوند، تمایلی به تغییر رژیم در ایران ندارند، زیرا یک جمهوری اسلامی ضعیف‌شده را به عنوان یک عامل توازن‌بخش در برابر نفوذ اسرائیل ترجیح می‌دهند. از دیدگاه نظریه روابط بین‌الملل، این لابی‌ها از طریق نفوذ در تصمیم‌گیری‌های آمریکا، سیاست "مهار محدود" (containment) را پیش می‌برند، که بر تضعیف اقتصادی و نظامی ایران تمرکز دارد بدون اینکه به تغییر بنیادین رژیم منجر شود. گزارش‌ها حاکی از آن است که این لابی‌ها در دولت ترامپ (که در سال ۲۰۲۵ مجدداً قدرت گرفته) نقش پررنگی ایفا می‌کنند و ترامپ را به سمت تغییر رفتار ایران (به جای تغییر رژیم) سوق می‌دهند.

💢تمایل اسرائیل به تغییر رژیم و محدودیت‌های آن

اسرائیل، برخلاف ایالات متحده و متحدان عربی-ترکی، به یک جمهوری اسلامی ضعیف رضایت نمی‌دهد و تغییر رژیم را به عنوان تنها راه‌حل پایدار برای تهدیدات هسته‌ای و موشکی ایران می‌بیند. دلیل اصلی این حساسیت، بومی‌سازی دانش هسته‌ای و موشکی در ایران است که حتی در صورت تضعیف موقت، امکان احیای سریع آن را فراهم می‌کند. از منظر ژئوپلیتیک، موقعیت جغرافیایی اسرائیل در خاورمیانه (در مقایسه با آمریکا که هزاران کیلومتر دورتر است) باعث می‌شود تهدید ایران برای آن مستقیم و حیاتی باشد. ایدئولوژی ضداسرائیلی رژیم ایران، همراه با برنامه‌های هسته‌ای، می‌تواند به یک تهدید وجودی (existential threat) تبدیل شود، همان‌طور که در تحلیل‌های مراکز تحقیقاتی مانند CSIS و RAND تأکید شده است.
با این وجود، اسرائیل بدون حمایت آمریکا قادر به تغییر رژیم نیست. تجربیات تاریخی مانند جنگ‌های عراق و افغانستان نشان می‌دهد که ایالات متحده دیگر تمایلی به مداخله مستقیم نظامی برای اشغال یا تغییر رژیم ندارد، زیرا افکار عمومی آمریکا به شدت مخالف جنگ‌های جدید است.
ترامپ نیز خود را "رئیس‌جمهور صلح" معرفی کرده و اولویتش را بر معاملات اقتصادی و تغییر رویکرد ایران (مانند مذاکرات هسته‌ای) قرار داده است. بنابراین، اسرائیل ناچار به تبعیت از سیاست آمریکا است، که بر "فشار حداکثری" (maximum pressure) از طریق تحریم‌ها تمرکز دارد تا رژیم ایران را از درون تضعیف کند یا به انقلاب مردمی یا کودتا منجر شود.

💢 سیاست آمریکا در قبال ایران: اولویت مهار چین و فشار غیرمستقیم
سیاست خارجی آمریکا تحت ترامپ در سال ۲۰۲۵، بر مهار چین به عنوان اولویت اصلی تمرکز دارد، که این امر منابع را از خاورمیانه منحرف می‌کند. تحلیل‌های شورای روابط خارجی (CFR) نشان می‌دهد که آمریکا تمایلی به تغییر مستقیم رژیم در ایران ندارد و به جای آن، از ابزارهایی مانند تحریم‌های اقتصادی، حمایت از اعتراضات داخلی، و فشار دیپلماتیک استفاده می‌کند. این رویکرد، که ریشه در درس‌های تلخ جنگ‌های گذشته دارد، هدفش ایجاد فروپاشی داخلی یا تغییر رفتار رژیم است. کشورهای عربی و ترکیه نیز از این سیاست حمایت می‌کنند، زیرا یک ایران ضعیف‌شده را به عنوان مانعی برای گسترش نفوذ شیعه می‌بینند، بدون اینکه ریسک بی‌ثباتی ناشی از تغییر رژیم را بپذیرند.

@khod2
👍129😁1