من خدا هستم
18.6K subscribers
7.93K photos
10K videos
214 files
2.64K links
🔅مخور صائب فریب فضل از عمامه زاهد
که در گنبد ز بی مغزی صدا بسیار می پیچد🔅

Group: ️
@Islie_Group

☆CHANNELS⇩
@KTYAB ☜ⓚ
@ISLIE ←ⓓ
Download Telegram
⭕️ تفاوت #آتئیسم جدید با قدیم در چیست؟

✴️ @khod2
بطور خلاصه آتئیسم جدید ایده ای است که تئیست ها اصلاً نمیتوانند تحمل کنند، زیرا به آنها پاسخ میدهد.

اگر شخصی تئیست است و پیام خود در رابطه با پراکنده سازی خشونت، دخالت در زندگی مردم، جنگ با عقاید و ... مطرح میکند، آتئیست این مطالب را نقد میکند و سکوت نمیکند.

آتئیست های جدید علاقه ای به بیان نکردن نظراتشون و سکوت ندارند.
دلیل این مسئله، وجود دین به شکل یک سازمان فاشیستی هست. تا زمانی که ادیانی که مخل زندگی مردم هستند مشکلشان برطرف نشود نمیتوان در مقابل این مشکل عظیم سکوت کرد و باید سکوت را شکست.
در هر کشوری به میزان نفوذ دین و گسترش باور های دخالت گر نیاز به ایستادگی و نقد هست.
ابزار آتئیست های امروز علم است، آنها در مقابل هرگونه نهاد دینی می ایستند و میگویند گفته های خود را با حقایق جدید علم هماهنگ کنید.

پس آتئیسم جدید تنها تفاوتی با آتئیسم قدیم دارد در شکستن سکوت است چون امروز ما توان ایستادگی را داریم که قبلاً بخاطر عقب ماندگی بیش از حد جامعه و بی سوادی نداشتیم.

ادامه ای روند منجر به گسترش #سکولاریسم و قوانین سکولار و ایجاد برابری بیشتر در بیان نظرات خواهد شد.

✴️ @khod2
اگرشما #آتئیسم راآنگونه درک کردیدکه:
بهترزندگی کنید،خوبترباشید،
ضد دروغ وخرافه باشید،
ارزش زندگی وانسانهارابدانید،
باسوادتر شوید و بطور کل به معنی واقعی کلمه #انسان باشید
شما #آتئیست هستید

🆔 @KHOD2
📍 #پاسخ_به_اسلامگرایان

🔅 پاسخگویی به ادعاهای کانال اسلامگرا:
#آتئیسم [9]

🚯 @ISLIE
⚔️ جدال خداباوران و خداناباوران: از پیدایش حیات تا آگاهی

در یکی از انجمن‌های اینترنتی، بحث داغی میان خداباوران و خداناباوران شکل گرفت که جرقه‌ی آن با یک سوال ساده زده شد: «آیا خداناباوران می‌توانند توضیح دهند که چرا حیات وجود دارد؟». این بحث به سرعت به لایه‌های عمیق‌تری از فلسفه، علم و دین کشیده شد. در ادامه، چکیده‌ای از مهم‌ترین محورهای این جدال فکری را مرور می‌کنیم.

💬 پرسش اصلی:
یک کاربر خداباور بحث را با این چالش آغاز کرد: «پیدایش حیات از نظر آنتروپی و انرژی، ایده‌آل به نظر نمی‌رسد. آیا آتئیسم پاسخی برای این "چرا" دارد؟»

🧬 محور اول: معمای پیدایش حیات و آنتروپی

دیدگاه خداباورانه: برخی معتقدند که پیدایش خودبه‌خودی حیات (Abiogenesis) و نظم پیچیده‌ی موجودات زنده، با قانون دوم ترمودینامیک (گرایش سیستم‌ها به بی‌نظمی یا آنتروپی) در تضاد است. از این منظر، وجود یک «طراح هوشمند» یا نیروی ماورایی برای خلق چنین نظمی ضروری به نظر می‌رسد. به عبارت دیگر، علم هنوز «شکاف» بین مواد شیمیایی بی‌جان و یک سلول زنده را پر نکرده است.

پاسخ خداناباورانه: طرف مقابل استدلال می‌کند که این برداشت از آنتروپی اشتباه است. موجودات زنده «سیستم‌های باز» هستند؛ یعنی با محیط اطراف خود انرژی و ماده مبادله می‌کنند. یک موجود زنده با مصرف انرژی (مثلاً غذا) و دفع گرما و مواد زائد، نظم درونی خود را حفظ می‌کند اما در مقیاس بزرگ‌تر، آنتروپی کل جهان را افزایش می‌دهد. بنابراین، حیات نه تنها قوانین فیزیک را نقض نمی‌کند، بلکه نمونه‌ای عالی از عملکرد آن است. از این دیدگاه، «ندانستن» چگونگی دقیق پیدایش حیات، به معنای اثبات وجود خدا نیست (مغالطه‌ی توسل به جهل یا God of the gaps).

🧠 محور دوم: آگاهی، حواس و مبانی باور (Axioms)

چالش خداباورانه: «اگر شما به چیزهایی که اثبات‌پذیر نیستند شک دارید، چرا به حواس خود اعتماد می‌کنید (مسئله استقراء هیوم)؟ یا چرا به سیستم‌های ریاضیاتی که بر پایه‌ی اصول اثبات‌نشده (Axioms) بنا شده‌اند، اعتماد دارید؟ آیا اینها نیز نوعی ایمان نیستند؟»

پاسخ خداناباورانه: اعتماد به حواس یک ضرورت عملی و روزمره است که نتایج سازگار و قابل پیش‌بینی تولید می‌کند. این اعتماد با باور به معجزات یا یک موجود ماورایی که هیچ شواهد مستقلی ندارد، تفاوت بنیادی دارد. ریاضیات نیز اگرچه بر اصول اولیه استوار است، اما یک سیستم منطقی سازگار و فوق‌العاده کاربردی برای توصیف جهان است، در حالی که دعا و باورهای دینی چنین نتایج ملموس و قابل تکراری را ارائه نمی‌دهند.

🌌 محور سوم: تعریف «خدا»

خود خداباوران نیز تعریف یکسانی از خدا ندارند:

- خدای ادیان ابراهیمی: یک وجود متشخص، آگاه و خالق که خارج از زمان و مکان قرار دارد و در جهان مداخله می‌کند.
- خدای پانتئیستی (Pantheism): خدا همان خودِ جهان هستی است و جدا از آن نیست.
- خدای فلسفی (Logos): خدا به عنوان یک اصل منطقی ابدی یا خودِ «وجود محض».

خداناباوران استدلال می‌کنند که این تعاریف متفاوت، نشان‌دهنده‌ی ابهام و تغییر مداوم مفهوم خدا برای فرار از انتقادات علمی و منطقی است.

🏛 محور چهارم: نقش دین در اخلاق و جامعه

دیدگاه خداباورانه: برخی معتقدند که ادیان، به ویژه مسیحیت در غرب، با نهادینه کردن اصول اخلاقی، پایه‌های تمدن را برای قرن‌ها حفظ کرده‌اند و زوال اخلاقی امروز نتیجه‌ی فاصله گرفتن از دین است.

پاسخ خداناباورانه/انتقادی: این دیدگاه با اشاره به تاریخ جنگ‌های صلیبی، تفتیش عقاید و سرکوب علم، ادعا می‌کند که دین نه تنها همیشه منبع اخلاق نبوده، بلکه گاهی مانع پیشرفت نیز شده است. ضمن اینکه اخلاق می‌تواند ریشه‌های انسانی و اجتماعی داشته باشد و نیازی به یک منبع ماورایی ندارد.

📒 این جدال بی‌پایان، تقابل دو جهان‌بینی اساسی را به نمایش می‌گذارد: یکی در جستجوی «چرا»ها و معنای غایی، و دیگری متمرکز بر «چگونه»ها و فرآیندهای طبیعی. هر دو طرف از ابزارهای علم، فلسفه و منطق برای دفاع از مواضع خود استفاده می‌کنند، اما در نهایت، نقطه‌ی شروع باورها (Axioms) و تفسیرشان از جهان، آن‌ها را در دو مسیر متفاوت قرار می‌دهد.

«ادعای وجود خدا، یک ادعای علمی درباره جهان است و باید با همان سخت‌گیری که با سایر نظریه‌ها برخورد می‌کنیم، با آن مواجه شویم.»

💬 این نقل قول، چکیده‌ی یکی از اصلی‌ترین استدلال‌های ریچارد داوکینز در کتاب مشهور خود، «پندار خدا» است. از نظر او، باور به یک خالق هوشمند یک ادعای بزرگ است و بار اثبات آن بر دوش خداباوران قرار دارد، نه اینکه خداناباوران موظف به رد آن باشند. داوکینز استدلال می‌کند که این فرضیه، اصل سادگی (تیغ اوکام) را نقض می‌کند؛ زیرا یک «طراح» خود باید موجودی بی‌نهایت پیچیده‌تر از جهان باشد و این ما را به سوال نهایی می‌رساند: چه کسی خودِ طراح را طراحی کرده است؟

📚 #فلسفه #آتئیسم #دین #علم #مبدا_حیات #آگاهی
📚 @ktyab
👍85