من خدا هستم
18.9K subscribers
7.85K photos
9.95K videos
214 files
2.57K links
🔅مخور صائب فریب فضل از عمامه زاهد
که در گنبد ز بی مغزی صدا بسیار می پیچد🔅

Group: ️
@Islie_Group

☆CHANNELS⇩
@KTYAB ☜ⓚ
@ISLIE ←ⓓ
Download Telegram
⭕️ آیا کسی که به خدا و دین اعتقاد ندارد خود را خدا می پندارد؟

یک انتقادی که به عدم اعتقاد به دین و خدا می شود این است که کسانی که «معتقد» نیستند بجای این که یک موجود مثل خدا را به عنوان الگوی درست بودن در نظر داشته باشند خودشان را خدا می پندارند و می گویند ما انسان هایی خوب و بی ایراد هستیم.
این شاید انتقاد موجهی به برخی افراد که خودشان را بی دین مینامند باشد ولی تا چه اندازه با عقل و منطق جور در می آید؟ ما اگر بی دین هستیم خود را حیواناتی مانند دیگر حیوانات میدانیم نه موجوداتی فراطبیعی و تماماً درست. مگر انسان جوری طراحی شده که بی نقص باشد؟
کسی که به اشتباه های خود معترف نیست و قبول ندارد که همواره دچار قضاوت های احساسی و زود هنگام میشود یا دچار مغلطه و خطا های شناختی است بطور خلاصه علم را هم قبول ندارد چون یک تفکر فرابشری و غیر مادی به خودش پیدا کرده که با حقایق علمی هماهنگ نیست.
چنین انسانی همانند یک دینداری که تفکر میکند با عبادت و ایمان به خدا تمامی گناهان و اشکالاتش بی هیچ زحمتی بخشیده و پاک می شود تفاوت چندان زیادی ندارد.
ما باید همواره توجه داشته باشیم که انسان موجودی مانند دیگر موجودات زنده است و طراحی بشر به شکل تصادفی صورت گرفته است، این باعث شده ما دچار اشکالات زیادی بخصوص در تفکر کردن و شناخت حقایق باشیم.
تلاش برای آگاهی بیشتر از علم و فلسفه و تلاش برای دوری از تفکرات احساسی و خارج از منطق باعث میشود که ما انسان بهتری باشیم و همین ما را از انسانهایی مغرور که فکر میکنند هرچه می گویند درست است دور می کند. ما همواره باید در جهت شک کردن به باور هایمان و زدودن افکار و اعتقادات اشتباه از ذهنمان تلاش کنیم و لحظه ای دست از تلاش نکشیم.
#سفسطه #خطاهای_شناختی
#at
@khod2
🔆 منشاء پیدایش الگوها

⭕️ یکی از نکات بسیار جالب در مورد حیات این است که چگونه این همه نظم و الگوهای جالب را میتوانیم در آن مشاهده کنیم. موجودات چگونه به این شکل فعلی مهندسی شده و با این نظم وجود دارند.
یکی از جواب هایی که به این سوال میتوان داد با ارائه شبیه سازی است که بتوانیم ایجاد این الگوها را شبیه سازی کنیم.
بازی زندگی یک شبیه ساز است که در دسته اتوماتای سلولی قرار میگیرد. این سیستم سلولها را در یک محیط دو بعدی شبیه سازی میکنن و برای هر سلول سلسله ای از قوانین را در نظر میگیرد که بر اساس آن در این شبیه ساز به واکنش با محیط می پردازد.

قوانین بازی زندگی کانوی توسط جان هورتون کانوی در سال 1970 ارائه شد که یکی از معروف ترین اتوماتای سلولی است. این بازی را یک بازی بدون بازیکن میدانند به این صورت که سلول ها بر اساس قوانینی که ما تعیین کردیم خودشان واکنش با محیط انجام می دهند.

این بازی یک محیط دو بعدی را شبیه سازی میکند که در آن یک خانه میتواند روشن باشد یا میتواند خاموش باشد. روشن بودن خانه به معنی وجود یک سلول زنده در آن است. سلسله قوانینی هم در طول هر نوبت یا در واقع گذر زمان واکنش این سلول زنده با محیط را تعیین می کند که به این شکل هستند.
۱. هر سلول زنده با کمتر از ۲ همسایه زنده، می‌میرد. (به دلیل کمبود جمعیت)
۲. هر سلول زنده با بیش از ۳ همسایه زنده، می‌میرد. (به دلیل ازدحام جمعیت)
۳. هر سلول زنده با ۲ یا ۳ همسایه زنده، زنده می‌ماند و به نسل بعد می‌رود.
۴. هر سلول مرده با دقیقاً ۳ همسایه زنده، دوباره زنده می‌شود.

با این قوانین و محیط ساده بسیاری توانسته اند الگوهایی جالب را در این بازی پیدا کنند که با دادن یک طرح یک الگوی منظم را میتوان ملاحظه کرد که یکی از آنها اسلحه گلایدر ساز است که توسط بیل گاسپر ریاضی دان آمریکایی کشف شده است.
#نظم #الگو
#at
@khod2
🔅 کنترل احساسات: چیزی که از آن متنفریم را عاقلانه بررسی کنیم.

⭕️ احساسات بخشی جدایی ناپذیر از سرشت ما انسان ها است و نمیتوانیم احساسات را از بین ببریم ولی توانایی کنترل این احساسات از توانایی هایی است که هر فرد باید تلاش در تقویت آن کند.
یکی از حس های ما تنفر و نفرت است. به طور طبیعی ما از چیزهایی نفرت داریم و این یک مسئله طبیعی است. ولی نباید اجازه بدهیم این حس بر منطق ما کنترل داشته باشد و تلاش کنیم در عین حالی که چیزی را به شدت نکوهش میکنیم آن را منطقی بررسی کنیم. در واقع اجازه دهیم این حس به ما انگیزه مبارزه منطقی بدهد نه این که ما را از کوره به در کند.

چیزی که باید همیشه بر آن تاکید داشت این است که یک حمله غیر منطقی و احساسی همواره به نفع طرف مقابل است. شما با فحاشی، توهین یا مغلطه و سفسطه کردن تنها دارید طرف مقابل را منطقی جلوه می دهید و بجای این که در مورد یک مسئله روشنگری کنید دارید به نشر بیشتر آن کمک میکنید.

مثالی میزنم، شخصی مخالف اسلام است و آن را به شدت نکوهش میکند پلاکاردی را به این عنوان به دست میگیرد «همه مسلمانان بچه باز و کثیف هستند چون پیامبرشان اینگونه بود» این نظر یک توهین است و تنها باعث میشود که مردم نسبت به مسلمانان و اسلام ( چیزی که این فرد به شدت نکوهش میکند ) حس همزاد پنداری و همدلی پیدا کنند.


امروزه موج هایی از افرادی که مخالف حمله به مسلمانان هستند به وجود آمده و آنها خود را ضد اسلام ستیزی میدانند، این افراد خود به اسلام اعتقاد ندارند، دلیلی که این موج و جریان به وجود آمده همین حمله کاملاً احساسی و به دور از منطق به مسلمانان است که گاهی حتی به سوی فیزیکی شدن هم رفته است و همانطور که حس نفرت در ما انسان ها وجود دارد حس همدلی هم وجود دارد، انسان از ظلم به مظلوم بیزار است و وقتی یک حمله غیر منطقی را ببیند تلاش میکند از مظلوم دفاع کند، جدای از این که منطقاً حق با کیست.

حتی گاهی اوقات افراد معقول و منطقی هم مورد اتهام این موج ضد اسلام ستیزی قرار گرفته اند و در واقع با حمله احساسی، ما به کسانی که حرف منطقی هم میزنند ضربه میزنیم و کاری میکنیم که آنها هم شنیده نشوند و متهم به اسلام ستیزی یا دین ستیزی شوند. مثل حمله هایی که به سم هریس و داوکینز و در نقد آنها شده است. برخی فکر میکنند چون این افراد نقد بر اسلام کرده اند این باعث جریان اسلام ستیز و حمله به مسلمانان شده است که این تنها یک ربط دادن بی مورد و در جهت سانسور نظرات آنها است. کسی که به شکل علمی و منطقی و با دنبال کردن افراد معقول اسلام را نقد میکند به دنبال خشونت و حرفهای توهین آمیز نمیرود.

نفرت داشتن احساسی کاملاً عادی است ما میتوانیم از چیزی نفرت داشته باشیم ولی این نباید باعث شود حرفهای توهین آمیز، خارج از منطق و احساسی بزنیم. بلکه با کنترل احساسات خود میتوانیم انگیزه برای مبارزه با آنچه نمیپسندیم استفاده کنیم و الگویی درست و صحیح را در مقابل آنچه نمیپسندیم ارائه کنیم.

اما دلیلی که ما دوست داریم احساساتی و خارج از منطق حرف بزنیم این است که گاهی اوقات خود ما هم تصور درستی از برخی مسائل نداریم و دلیل نفرت خود را کامل نمیدانیم، اگر تلاش کنیم که با منطق به مسئله نگاه کنیم در واقع در صدد اصلاح خود و افکارمان هم بر میاییم و چیز های زیادی را در رابطه با مسائل مختلف متوجه خواهیم شد و مسائل برای ما روشن تر میشود.

بطور مثال شخصی ممکن است به دلیل این که یک رفتار بد از یک مسلمان دیده از اسلام بدش بیاید. این دلیل کافی برای نقد و حمله به اسلام نیست آن شخص باید دلیلی منطقی و عقلانی برای نقد به اسلام ارائه کند و تلاش برای بررسی اسلام و یافتن این دلیل عقلانی خود به شناخت و روشن شدن مسئله برای خودش کمک میکند.

این را باید بدانیم که در راه روشنگری باید زحمت کشید. اگر نمیخواهیم و یا نمیتوانیم منطقی باشیم، با حمله غیر منطقی و غیر عقلانی، به افرادی که تلاش در جهت روشنگری میکنند ضربه نزنیم.
#خطاهای_شناختی #منطقی_بودن
#at
@khod2
🔅به زور نمی‌توانیم برابری را ایجاد کنیم

⭕️ ما نمی‌توانیم چیزهایی که با هم برابر نیستند را «تلاش کنیم» برابر کنیم. تصور ما از عدم برابری درکی کامل و حقیقی نیست.

ارسطو میگوید هم عدم برابری و هم برابری برای کسانی که آن را در ابتدا دارا هستند یک حق طبیعی است و درک ما از عدم برابری تنها مربوط به چیزهایی می شود که قضاوت ما را بر می انگیزد و هیچ کس نمیتواند قضاوتی عادلانه در مورد این مسئله داشته باشد و آنها تنها مسائلی را می بینند که توجه خودشان را جلب می کند. (این بیانات در کتاب سیاست شماره سه ارسطو بیان شده است.)

سیسرو در کتاب «در مورد جمهوری، بخش اول» می‌گوید که اگر بیاییم و قدرت سیاسی را به شکل کامل برابر در میان هر فرد پخش کنیم (دولت و یا قشر سطح بالای سیاسی وجود نداشته باشد) باز هم این برابری نیست چون هیچ ریشه ای در افتخار آفرینی ندارد (فردی که بیشتر تلاش میکند برای کشور قدرت بیشتر در تصمیم گیری ندارد و این یعنی تلاش وی بی فایده است یا بلعکس کسی که در راه نابودی کشور تلاش میکند به همان اندازه قدرت دارد که یک فرد مفید دارد)

پلینی کوچک در بخشی از نامه‌هایش نوشته است، اگر سیستم سیاسی معمول دگرگون شود و بخواهیم برای چیز های دیگری جز طبقه سیاسی و افتخار آفرینی اهمیت قائل شویم برای ایجاد برابری، این نوع ایجاد برابری از هر نوع عدم برابری بدتر خواهد بود.

پس میتوان گفت بدترین نوع نابرابری برابر کردن چیزهایی است که در اصل برابر نیستند.
#at
@khod2
🔅چطور کمتر خطا کنیم در موضوعات مختلف

1- شک گرایی رو الگو قرار بدید و با شک به هرچیزی نگاه کنید.
شک کردن به معنی سخت قبول کردن است، یعنی برای باور داشتن و قبول کردن دنبال دلیل باشیم. سریع راضی نشیم به چیزی که دوست داریم. یعنی فرض میکنیم یه چیزی درسته بعد میریم براش دنبال سند و مدرک می گردیم که این شروع بد فهمی و گمراه شدن. شما هر فرضی رو بزارید میتونید براش سند و مدرک پیدا کنید که درسته و خودتون رو راضی کنید. با شک نگاه کنید به مسائل و هیچ فرضی رو قائل نشید و نخواهید خودتون رو راضی کنید یا گول بزنید.

2- در هر ادعایی دنبال سند و مدرک باشید.
وقتی یکی یه مسئله ای رو میگه ازش منبع بخواید بگید از کجا این ادعا رو کردی، این به این معنی نیست که هر حرفی سند داره صحیحه، این برای اینه که برید منبع اصلی رو بخونید و بررسی کنید که از صحت و قوی بودن اون ادعا مطمئن بشید و بتونید در موردش مطالعه بیشتر از منابع بیشتر کنید.

3- همیشه در مورد یک موضوع مقالات مختلف از جاهای مختلف بخونید.
توی عصر فعلی دیگه به هیچ سایت و منبعی نمیشه اعتماد قطعی کرد، قطعا سایت های علمی و دانشگاهی اعتبار بالایی دارند نسبت به سایتای خبری ولی در کل شما برای این که یک حقیقتی رو متوجه بشید باید از زوایای مختلف بهش نگاه کنید و نظرات مختلف رو در مورد یک مسئله بخونید و به یک جا بسنده نکنید. همیشه متوجه خواهید شد که یک مقاله دارای کم گویی ها یا اشکالت شده و این باعث میشه شما درک بهتر از اون موضوع پیدا کنید.

4- هیچوقت خودتون رو دانای مطلق ندونید.
بزرگان علم هم اشتباه کردن توی حرفاشون و تصورات غلطی داشتن این که یک انسان اشتباه کنه یک مسئله معمول هستش و همیشه باید آمادگی یادگرفتن داشته باشیم و روحیه یادگیری رو از دست ندیم. یادگیری و تغییر نظر باعث میشه ذهن فعال بمونه و دچار خطای کمتری بشیم. اونقدر روی یک مسئله قطعی فکر نکنید که هیچ نقدی رو نپذیرید و با همه تند برخورد کنید. همیشه علم در حال پیشرفت و نظریات مختلف علمی در حال کامل شدن هستند.
#شک_گرایی #خطاهای_شناختی
#at
@khod2
▪️آیا تصمیم انسان جدای از دین حساب میشه؟

دین جدا از ساخته های بشری نیست و اگر بگوییم بسیاری از جنگ‌ها و کشتارها به بهانه دین بوده یعنی این انسان بوده که این کارها را انجام داده و بهانه‌های مختلفی مثل کافر بودن گروهی دیگر را دلیل حمله قرار داده است. چه موضوعی مثل جنگ قره باغ رو بخواهیم ربط به دین بدیم چه موضوعی مثل مالکیت اورشلیم و یا مسجد بودن بنای ایاصوفیه فرقی نمیکنه، در هر صورت ما داریم یک دلیلی فرای دلایل دنیوی و عقلانی میاریم برای توجیه اعمال خودمون. ما میتونیم مبنای دینی رو از مبنای عقلانی و منطقی جدا کنیم و در مورد این که دین مبنای تصمیم گیری ما نباید باشه نظر بدیم. این که اصل دین چیست رو هر کسی برای خودش مشخص میکنه و ارتباطی با نقد پیدا نمیکنه. چون خدا خودش سخن‌گو نیست پس ما چیزی به عنوان اصل دین نداریم که مبنا قرار بگیره.

ما چیزی به عنوان دین، جدای از برداشت انسان، نداریم. اون برداشتی هم که از طرف یک عده از دینداران صورت میگیره ممکنه از نظر دیندارای دیگه مورد قبول واقع نشه. ولی به هر صورت ما تصمیمات و اعمالی رو داریم که بر مبنای دین هستند و تصمیماتی رو داریم که مبنای دینی ندارن. نقد یک آتئیست به تصمیمات دینی هستش و این مسئله که نمیشه بر اساس افسانه‌ها و نظریات تخیلی تصمیمات دنیوی گرفت و این نظریات نه قابل رد هستند نه قابل اثبات پس از دایره تصمیم گیری برای امور معمول بشری باید خارج بشن.

#At

به ما بپیوندید ↩️
@KHOD2
Forwarded from اتچ بات
درباب کتاب‌خوانی و مطالعه

چیزی که شاید این‌روزها بسیار می‌شنوید سرانه مطالعه است. کتابخوان های حرفه‌ای مسائلی مثل عدم علم گرایی، ناآگاه بودن نسبت به سیاست، خرافی بودن ِ طیف وسیعی از افراد یک جامعه را به کتاب نخواندن آنان نسبت میدهند. واقعیت این است که درباره هر موضوعی که بخواهید حتی بی‌معنی‌ترین و خرافی‌ترین موضوعات هم کتاب هایی به نگارش درآمده اند. لازم است در اینجا بگویم که دیگر مسئله اصلی ما "سرانه مطالعه کتاب" نیست، بلکه این است که «چه چیزی میخوانیم». هرکسی می‌تواند اطلاعات مورد نیاز خود را به شکل مقاله، pdf، کتاب چاپی و یا حتی از طریق سایت‌های بسیاری بدست آورد ولی کتاب خواندن به خودی خود دارای ارزش نیست.

ما باید ذهنی علاقه‌مند برای یافتن پاسخی مناسب به پرسش‌های خود داشته باشیم. با توجه به گستردگی اطلاعات و درهم آمیزی علم و شبه علم بهتر است از منابع معتبر برای رسیدن به این مهم استفاده کنیم و از اطلاعات بدست آمده خود استفاده کاربردی داشته باشیم. اگر وقت کافی ندارید و یا می‌خواهید درباره موضوعات زیادی اطلاعات خوبی کسب کنید ما به شما خواندن مقاله را پیشنهاد می‌دهیم. مقاله‌ها به دلیل کوتاه‌تر بودن‌شان طرفداران زیادی را به خود جلب کرده‌اند و در عین‌حال می‌توانند در مدت زمان کوتاهی مسئله ای را از جهات مختلف مورد کنکاش قرار دهند.

اگر توجه کرده باشید دیگر کسی از شما نمی‌پرسد چقدر کتاب می‌خوانید بلکه در پاسخ به سرانه مطالعه جویای این پرسش می‌شوند که چه کتاب‌هایی میخوانید. شاید در این بین شخصی علاقمند به مسائل متافیزیکی باشد و اکثر مطالعاتش نیز در این حوزه جای میگیرد و کسی دیگر به روانشناسی، فلسفه، تاریخ، پزشکی، فیزیک، زیست و دیگر رشته ها علاقه دارد و مطالعه ی روزانه خود را محدود به علاقمندی خود می‌کند.

مطالعه پراکنده و نامنظم باعث میشود مغز ما بار زیادی را متحمل شود و اگر این اطلاعات علاوه بر پراکندگی قابل استفاده نیز نباشند خیلی سریع تمام آنچه را که کسب کرده ایم به فراموشی می‌سپاریم. درست است که حافظه بلندمدت ِ آدمی برعکس حافظه کوتاه مدت‌ش از گنجایش نامحدودی برخوردار است ولی این مزیت به معنای آن نیست که هر اطلاعاتی را به هر طریقی که بخواهید، می‌توان در این حافظه ذخیره کنید.

بخاطر سپردن و همچنین بازیابی اطلاعات از این حافظه به سختی و با زمان بیشتری انجام می‌گردد و به آن راحتی‌ای که تاکنون فکر می‌کردید نیست. برای اینکه بین اطلاعات بدست آمده خودتان پیوستگی و نظم ایجاد کنید و در نتیجه در مغز بهتر ذخیره شود و بازیابی آن نیز راحت‌تر باشد، باید قبل از مطالعه برای خودتان هدف‌گذاری کنید و بدانید به چه منظوری این مطلب را می‌خوانید و بعد به دنبال اطلاعات تخصصی تر بروید. وقتی بدون طرح پرسش و بی‌هدف دنبال مطالعه می‌روید نه تنها نمی‌دانید در این دریایی از اطلاعات به دنبال چه هستید، بلکه انگیزه ی خود را نیز از دست خواهید داد. هدف گذاری و اینکه از مطالعه چه می‌خواهید باعث میشود این مسیر طول و دراز برای شما به شیرینی یک نان‌خامه‌ای باشد و از پیش رفتن علاوه بر اینکه نمی‌هراسید بلکه خسته و فرسوده نیز نخواهید شد. دوست من این مسیر شامل دست‌انداز‌های زیادی است یادتان باشد به هر منبعی که بدست تان میرسد با دیدی انتقادی و کاوشگرانه به آن بنگرید.

#‌At

برای دوستان‌تان ارسال کنید
@KHOD2
من خدا هستم
🔘 خفگی در تهران، توهم در پاستور: چرا رژیم ایران برای بقای خود به «جنگ دوم» نیاز دارد؟ ▪️ در حالی که آسمان تهران و شش کلان‌شهر دیگر زیر لایه‌ای ضخیم از دود مازوت و آلاینده‌ها مدفون شده و طبق گزارش‌ها، روزانه ۱۶۱ ایرانی قربانی این «اتاق گاز» عمومی می‌شوند،…
🔘 فرار به جلو با جیب‌های پر: چرا جمهوری اسلامی به «بحران» معتاد است و نمی‌تواند «عادی» باشد؟

▪️ در روزهایی که ویدئوی عروسی اشرافی دختر علی شمخانی در هتل اسپیناس پالاس با لباس‌های غربی و تجملات خیره‌کننده دست‌به‌دست می‌شود، نعیم قاسم، رهبر حزب‌الله لبنان، رسماً اعلام می‌کند که جمهوری اسلامی هزینه بازسازی خانه‌های نیروهایش را (تا ۱۴ هزار دلار برای هر واحد) نقداً پرداخت می‌کند. این دو تصویر، وقتی در کنار فقر مطلق کارگران، جیره‌بندی آب در تهران و بازداشت زنان به خاطر حجاب قرار می‌گیرند، پرده از حقیقتی هولناک برمی‌دارند: ما در یک کشور زندگی نمی‌کنیم؛ ما در یک «نظام آپارتاید» زندگی می‌کنیم.

▪️ «سیم‌کارت سفید» و «شوکر قانونی»؛ نمادهای طبقه برتر
افشای لیست دارندگان «سیم‌کارت‌های سفید» (اینترنت بدون فیلتر) نشان داد که دیوار فیلترینگ، تنها برای مردم کشیده شده است. مسئولان، خبرنگاران خودی و آقازاده‌ها، آزادانه در دهکده جهانی قدم می‌زنند، در حالی که مردم عادی پشت دیوار دیجیتال حبس شده‌اند. همزمان، خبر توزیع قانونی «شوکر و اسپری» بین اقشار خاص (مانند بازیگران) در حالی که شهروندان عادی در برابر ناامنی بی‌پناهند، ثابت می‌کند که در جمهوری اسلامی، حتی «امنیت» هم کوپنی و رانتی است.

▫️ تحلیل: چرا رژیم به «بحران» معتاد است؟

۱. «جرم اولیه» و ترس ابدی از قانون
جمهوری اسلامی مانند مجرمی است که با یک جنایت بزرگ (مصادره انقلاب، اعدام‌های فراقانونی دهه ۶۰، کشتار ۶۷ و حذف سیستماتیک دگراندیشان) وارد خانه شده است. دیواری که با «خون» و «بی‌قانونی» کج چیده شده، دیگر راست نمی‌شود. سران رژیم می‌دانند که «عادی‌سازی» شرایط، مساوی با «پاسخگویی» است. اگر شرایط آرام شود، جامعه خواهد پرسید: «آن خون‌ها چه شد؟» و «این پول‌ها کجاست؟».
بنابراین، رژیم دائم فریاد می‌زند، دشمن‌تراشی می‌کند و بحران می‌سازد (از هسته‌ای تا جنگ با اسرائیل) تا صدای پای قانون و عدالت در هیاهوی جنگ گم شود. آنها از «صلح» بیشتر از «جنگ» می‌ترسند، زیرا صلح یعنی بازگشت به قانون، و قانون یعنی زندان برای آنها.

۲. چرا تورم پایین نمی‌آید؟ (هزینه سکوت)
روزنامه جمهوری اسلامی نوشته «سازمان‌های بی‌خاصیت بودجه می‌گیرند تا برای مردم مشکل بیافرینند». این سازمان‌های بی‌خاصیت (نهادهای ایدئولوژیک، تبلیغاتی و سرکوبگر)، ارتش خصوصی نظام هستند. رژیم نمی‌تواند تورم را کنترل کند، چون برای راضی نگه داشتن این ارتش وفادار و شبکه آقازاده‌ها (مانند خاندان شمخانی)، نیاز به پول‌پاشی دارد.
تورم در ایران، یک پدیده اقتصادی نیست؛ یک «باج سیاسی» است که حکومت از جیب ملت برمی‌دارد تا خرج بقای خود و اقمارش کند. پایین آوردن تورم یعنی قطع بودجه این انگل‌های سیستماتیک، و قطع بودجه یعنی ریزش وفاداران.

۳. بازگشت به دوران «ارباب و رعیتی»:
۱۲۰ سال پس از آنکه انقلاب مشروطه با شعار «برابری شاه و گدا در برابر قانون» پیروز شد، جمهوری اسلامی ایران را به دوران قاجار بازگردانده است. امروز ما دوباره دو طبقه داریم:
* طبقه "خودی" (اشرافیت ایدئولوژیک): که از قانون، حجاب اجباری، تحریم و فیلترینگ معاف‌اند. آنها نفت می‌فروشند، پورشه سوار می‌شوند و با «سیم‌کارت سفید» به ریش ملت می‌خندند.
* طبقه "رعیت" (اکثریت ملت): که باید هزینه جنگ‌های نیابتی را بدهند، در صف گوشت یخ‌زده بایستند، و اگر اعتراض کنند، «محارب» خوانده می‌شوند.

۴. منطق اقتصادی نابرابری:
وقتی رهبر حزب‌الله از کمک‌های میلیاردی ایران تشکر می‌کند، در واقع دارد از جیب کارگر ایرانی که حقوقش به ۱۵۰ دلار در ماه نمی‌رسد، تشکر می‌کند. این انتقال ثروت، یک سیاست اشتباه نیست؛ یک «غارت سازمان‌یافته» است. رژیم منابع ایران را می‌مکد تا وفاداری شبکه نیابتی‌اش (در لبنان، عراق و داخل کشور) را بخرد، زیرا می‌داند هیچ پایگاه مردمی واقعی در داخل ندارد.

۵. اولویت «تشدید» بر «تنش‌زدایی»

چرا در حالی که کشور زیر فشار تحریم له شده، رژیم به جای تعامل، به دنبال ماجراجویی جدید و درگیری با اسرائیل است؟ چون «وضعیت اضطراری» بهترین پوشش برای غارت است. در شرایط جنگی، پرسشگری متوقف می‌شود. در شرایط جنگی، فسادهای میلیارد دلاری (مثل چای دبش) زیر سایه «دور زدن تحریم» گم می‌شود.
آنها دائم فریاد می‌زنند «آی دزد» و «آی دشمن»، تا کسی متوجه نشود که دزد اصلی در خانه نشسته و دشمن اصلی، همان تفکری است که آب، هوا و نان مردم را گروگان گرفته است.

🔸 ما با یک دولت مواجه نیستیم که سیاست‌های اشتباه دارد؛ ما با یک «ساختار گروگان‌گیر» مواجهیم که در تله جنایات خودش گیر افتاده است. آنها نمی‌توانند به عقب برگردند و اصلاح کنند، چون عقب‌گرد به معنای رویارویی با کوهی از پرونده‌های جنایت و فساد است. پس تنها راهشان، «فرار به جلو» است: تولید بحران‌های بزرگتر، سرکوب شدیدتر و غارت سریع‌تر، پیش از آنکه این ماشین جهنمی متوقف شود.

#AT
@khod2
👍3913👎2
من خدا هستم
🔘 فرار به جلو با جیب‌های پر: چرا جمهوری اسلامی به «بحران» معتاد است و نمی‌تواند «عادی» باشد؟ ▪️ در روزهایی که ویدئوی عروسی اشرافی دختر علی شمخانی در هتل اسپیناس پالاس با لباس‌های غربی و تجملات خیره‌کننده دست‌به‌دست می‌شود، نعیم قاسم، رهبر حزب‌الله لبنان،…
🔘 شمارش معکوس برای «جنگ تعیین تکلیف»: اسرائیل لیزرها را روشن می‌کند، ایران در «طالقان ۲» تونل می‌زند

▪️ در حالی که مقامات جمهوری اسلامی همچنان درگیر انکار واقعیت و سرکوب داخلی (اعدام ۲۶۰ نفر در ماه نوامبر) هستند، گزارش‌های دقیق امنیتی و تحرکات نظامی در منطقه نشان می‌دهد که ساعت شنی برای یک درگیری بزرگتر و شاید نهایی، به سرعت در حال خالی شدن است. برخلاف جنگ ۱۲ روزه ژوئن که ماهیت «تنبیهی» داشت، آرایش جدید نیروها بوی «تعیین تکلیف» می‌دهد.

▪️ اسرائیل: تغییر فاز از موشک به لیزر
وزارت دفاع اسرائیل رسماً اعلام کرد که سامانه پدافند لیزری پیشرفته «پرتو آهنین» (Iron Beam) تا ۳۰ دسامبر (کمتر از یک ماه دیگر) عملیاتی می‌شود. این سامانه که هر شلیک آن تقریباً هزینه‌ای ندارد، معادله «هزینه-فایده» حملات موشکی و پهپادی ایران را به کلی نابود می‌کند. همزمان، تل‌آویو به ارتش لبنان برای خلع سلاح حزب‌الله تا ۷ دسامبر اولتیماتوم داده ؛ در غیر این صورت، عملیات زمینی گسترده آغاز خواهد شد. یک دیپلمات ارشد اروپایی به وای‌نت گفته است: «حمله نظامی اسرائیل به ایران در ۱۲ ماه آینده قطعی است، زیرا خامنه‌ای درس نگرفته است.»

▪️ ایران: فرار به سمت بمب در دل کوه
گزارش‌های جدید موسسه علوم و امنیت بین‌الملل، پرده از فعالیت‌های خطرناک در دو سایت مخفی برداشته است:
۱. طالقان ۲: ساخت یک «محفظه استوانه‌ای مهار انفجار» که مخصوص آزمایش چاشنی‌های هسته‌ای است.
۲. کوه کلنگ: تکمیل تأسیسات زیرزمینی در نزدیکی نطنز برای مونتاژ سانتریفیوژ و احتمالاً انتقال مواد حساس.
این یعنی رژیم در پاسخ به پیام «غنی‌سازی صفر» ترامپ، تصمیم گرفته است به سمت نظامی‌سازی کامل برنامه هسته‌ای خیز بردارد.

▫️ تحلیل: چرا جنگ دوم متفاوت خواهد بود؟

۱. پایان بازدارندگی موشکی: جمهوری اسلامی سال‌ها روی زرادخانه موشکی (و وعده شلیک ۲۰۰۰ موشک همزمان) حساب باز کرده بود. با ورود «پرتو آهنین»، اسرائیل می‌تواند بدون نگرانی از تمام شدن موشک‌های گنبد آهنین، آسمان خود را ببندد. این تکنولوژی، ایران را در جنگ بعدی بی‌خطرتر می‌کند.

۲. مشروعیت‌زدایی کامل در داخل: همزمان با محاصره خارجی، مشروعیت مذهبی رژیم نیز از درون هدف قرار گرفته است. آیت‌الله سیستانی با فتوای تاریخی خود مبنی بر اینکه «پشت سر امام جماعتی که حقوق‌بگیر دولت است نماز نخوانید»، عملاً خط بطلانی بر ساختار روحانیت حکومتی جمهوری اسلامی کشید. جمهوری‌اسلامی حتی پایگاه مذهبی خود را نیز از دست داده است.

۳. استراتژی انتحار:
توقیف نفت‌کش با پرچم اسواتینی در تنگه هرمز و بازی با کارت حوثی‌ها در سوریه، آخرین تقلای رژیم برای نشان دادن قدرت است. اما در برابر ائتلاف جدید (ترامپ، اسرائیل مجهز به لیزر، و اعراب مشتاق به پیمان ابراهیم)، این اقدامات تنها بهانه لازم را برای «ضربه به سر اختاپوس» فراهم می‌کند.

🔸 ایران در خطرناک‌ترین پیچ تاریخی خود قرار دارد. حکومتی که نان و آب مردم را قطع کرده تا در تونل‌های «کوه کلنگ» بمب بسازد، کشور را به سمت جنگی می‌برد که در آن، تکنولوژی قرن ۲۱ در برابر ایدئولوژی قرون وسطایی قرار خواهد گرفت. و تاریخ نشان داده است که برنده این نبرد کیست.
#AT
@khod2
👍5219👎3😁1😐1