کوبه
پیشنهادهای #سعید_خاقانی به مخاطبان کوبه #امسال_بخوانیم @Koubeh
📚توضیحات #سعید_خاقانی دربارهٔ انتخابهای نوروزیاش در طرح #امسال_بخوانیم
1️⃣رمان «برج»، نوشتهٔ جی جی بالارد، نشر چشمه
⭕️ رمانی که نقش اولش یک اثر معماری، یعنی یک برج مسکونی است.
2️⃣«در ستایش سایهها»، نوشتهٔ جونيچيرو تانيزاکی، نشر حرفه نویسنده
⭕️ اثری خواندنی که معماری و جهان ژاپنی را در قالب روایتی ادبی ارایه میکند.
3️⃣کتاب «ساختن اجتماع»، نوشتهٔ برایان الیوت، نشر دیباچه
⭕️ پلی است بین مباحث فلسفی (به ویژه نظریهٔ کنش ارتباطی هابرماس) و رویکردهای نوین شهرسازی. بسیار خواندنی است.
4️⃣Cognitive Architecture: Designing for How We Respond to the Built Environment, Ann Sussman and Justin Holander
⭕️ هر چند دیدگاههای محافظهکارانه ٔ آن جای بحث دارد، تحلیلی جالب از دریافت معماری بر اساس علوم شناختی و فلسفهٔ ذهن معاصر ارائه میدهد.
5️⃣Of Serpents and Dragons in Islamic Art: An Iconographical Study, Abbas Daneshvari
⭕️ یک مطالعهٔ آیکونوگرافیک خوب. مطالعهٔ آیکونوگرافیک نقش کمرنگی در مطالعات معماری و هنر ایرانی-اسلامی دارد.
@Koubeh
#امسال_بخوانیم #سعید_خاقانی
1️⃣رمان «برج»، نوشتهٔ جی جی بالارد، نشر چشمه
⭕️ رمانی که نقش اولش یک اثر معماری، یعنی یک برج مسکونی است.
2️⃣«در ستایش سایهها»، نوشتهٔ جونيچيرو تانيزاکی، نشر حرفه نویسنده
⭕️ اثری خواندنی که معماری و جهان ژاپنی را در قالب روایتی ادبی ارایه میکند.
3️⃣کتاب «ساختن اجتماع»، نوشتهٔ برایان الیوت، نشر دیباچه
⭕️ پلی است بین مباحث فلسفی (به ویژه نظریهٔ کنش ارتباطی هابرماس) و رویکردهای نوین شهرسازی. بسیار خواندنی است.
4️⃣Cognitive Architecture: Designing for How We Respond to the Built Environment, Ann Sussman and Justin Holander
⭕️ هر چند دیدگاههای محافظهکارانه ٔ آن جای بحث دارد، تحلیلی جالب از دریافت معماری بر اساس علوم شناختی و فلسفهٔ ذهن معاصر ارائه میدهد.
5️⃣Of Serpents and Dragons in Islamic Art: An Iconographical Study, Abbas Daneshvari
⭕️ یک مطالعهٔ آیکونوگرافیک خوب. مطالعهٔ آیکونوگرافیک نقش کمرنگی در مطالعات معماری و هنر ایرانی-اسلامی دارد.
@Koubeh
#امسال_بخوانیم #سعید_خاقانی
کوبه
پیشنهاد #محمدعلی_مرادی به مخاطبان کوبه #امسال_بخوانیم @Koubeh
📚توضیحات #محمدعلی_مرادی دربارهٔ انتخاب نوروزیاش در طرح #امسال_بخوانیم
1️⃣مغز معمار؛ نوشتهٔ هریفرانسیس مالگریو
⭕️در سال گذشته من کتاب «مغز معمار» را خواندم. مغز معمار کتابی است فلسفی که کوشیده است از منظر یکی از شاخههای فلسفه یعنی فلسفهٔ ذهن، با اتکا به فیزیولوژی مغز به معماری بپردازد و رابطهٔ علوم عصبی را با عنصر خلاقیت در معماری تبیین کند. این کتاب در سنت خاصی نوشته شده است و اگر کسی آن را میخواند، باید به ظرایف توجه کند.
مشخصات نشر: مالگریو، هریفرانسیس. مغز معمار. ترجمهٔ کریم مردمی و سیما ابراهیمی. تهران: هنرمعماری قرن.
@Koubeh
1️⃣مغز معمار؛ نوشتهٔ هریفرانسیس مالگریو
⭕️در سال گذشته من کتاب «مغز معمار» را خواندم. مغز معمار کتابی است فلسفی که کوشیده است از منظر یکی از شاخههای فلسفه یعنی فلسفهٔ ذهن، با اتکا به فیزیولوژی مغز به معماری بپردازد و رابطهٔ علوم عصبی را با عنصر خلاقیت در معماری تبیین کند. این کتاب در سنت خاصی نوشته شده است و اگر کسی آن را میخواند، باید به ظرایف توجه کند.
مشخصات نشر: مالگریو، هریفرانسیس. مغز معمار. ترجمهٔ کریم مردمی و سیما ابراهیمی. تهران: هنرمعماری قرن.
@Koubeh
کوبه
پیشنهادهای #عبدالله_کریمزاده به مخاطبان کوبه #امسال_بخوانیم @Koubeh
📚توضیحات #عبدالله_کریمزاده دربارهٔ انتخابهای نوروزیاش در طرح #امسال_بخوانیم
4️⃣نظریههای مطالعات کلاسیک/ لوئیس هیچکاک
⭕️این کتاب از منظر مطالعات فرهنگی به بررسی معماری و هنرهای دوران کلاسیک پرداخته است.
مشخصات نشر: هیچکاک، لوئیس. ۱۳۹۶. نظریههای مطالعات کلاسیک. ترجمهٔ عبدالله کریمزاده و حسین صبوری. تهران: انتشارات پژوهشکدهٔ فرهنگ، هنر و ارتباطات.
5️⃣نشانه در آستانه/ امیرعلی نجومیان
⭕️رویکرد نقد نشانهشناسی پساساختگرا را در متون هنری مانند نقاشی، معماری، عکاسی و ادبیات در عمل به نمایش میگذارد.
مشخصات نشر: نجومیان، امیرعلی. ۱۳۹۴. نشانه در آستانه: جستارهایی در نشانهشناسی. تهران: فرهنگ شهر نو.
4️⃣نظریههای مطالعات کلاسیک/ لوئیس هیچکاک
⭕️این کتاب از منظر مطالعات فرهنگی به بررسی معماری و هنرهای دوران کلاسیک پرداخته است.
مشخصات نشر: هیچکاک، لوئیس. ۱۳۹۶. نظریههای مطالعات کلاسیک. ترجمهٔ عبدالله کریمزاده و حسین صبوری. تهران: انتشارات پژوهشکدهٔ فرهنگ، هنر و ارتباطات.
5️⃣نشانه در آستانه/ امیرعلی نجومیان
⭕️رویکرد نقد نشانهشناسی پساساختگرا را در متون هنری مانند نقاشی، معماری، عکاسی و ادبیات در عمل به نمایش میگذارد.
مشخصات نشر: نجومیان، امیرعلی. ۱۳۹۴. نشانه در آستانه: جستارهایی در نشانهشناسی. تهران: فرهنگ شهر نو.
▪️پایان معماری؟
🖋سعید خاقانی | استادیار گروه مرمت و مطالعات معماری دانشگاه تهران
دکتر الهی قمشهای در یکی از داستانهای شیرینش از ماهیفروشی تعریف میکرد که بالای دکهاش زده بود: «در اینجا ماهی تازه عرضه میشود.» اما پس از مدتی «در اینجا» را حذف کرده و نوشته بود: «ماهی تازه عرضه میشود»؛ با این استدلال که اظهر من الشمس است که من اینجا و نه جایی دیگر کالایم را عرضه میکنم. دوباره بعد از مدتی «عرضه می شود» را هم حذف کرده بود؛ چون پیش خودش میگفت همه میدانند من برای فروش و نه از سر علافی اینجا ایستادهام. سپس تازه را هم از «ماهی تازه» حذف کرده بود و فقط زده بود «ماهی». چون ماهیها زنده بودند و کهنگی گزینۀ نامعقولی بود. در آخر «ماهی» را هم حذف کرده بود؛ چون اگر قرار بود کسی تابلو را ببیند، حتماً آدمِ ایستاده بالای سر ماهیها را هم میدید و دیگر لازم به اعلان دوباره نبود. شاید این داستان را بتوان تمثیلی از عاقبت معماری دانست. اگر معماری را «فضایی فرمیافته از طریق مصالح جهت رفع احتیاجات کارکردی خاص» دانست، بهنظر میرسد یکییکی دارد اعلانهای معماری زده میشود تا یک معماریِ بیاعلان بماند.
اگر معماری دارای هستۀ سخت عامی بود که در لایۀ نرم طراحیهای فردی و تفاوتهای فرهنگی متفاوت میشد، انگار دارد خود این هسته کمکم نرم میشود و معماری خاصیتِ جیوهای بیماهیت پیدا میکند. دیوار آزاد «لوکوربوزیه» اولین بیانیه در سختیزدایی از معماری بود؛ اما با اینکه عناصر ساختمانی از وظیفۀ کارکردی خاص خود آزاد شدند، در قالب زیباییشناسی هنوز حضور پررنگی داشتند. از بازی صفحههای داستیلها تا زمختیِ ساختگی بروتالیستها. «میس وندروهه» گامی بزرگتر برداشت و انگار زیبایی او نه تلاش مازادی بر زمینۀ موجود، که خود حضور ساختار عقلانی بود و با حضور پررنگ شیشه، جداره و به تبع آن، فرم کلاسیک، داشت خداحافظی میکرد. برج سیاه سیگرام و عقبههایش که بهطور مثال در برجهای نقرهای مرکز تجارت جهانی مرحوم دیده میشد، درجۀ صفر حضور فرم در معنای زیباییشناختیاش بود. بازی سطحی پستمدرن تلاشی نهچندان خوشفرجام در بازگرداندن صلابت این سطح بر پیکرهای بود که از درون، سختیاش مضمحل میشد. اما معماری از شعار مدرن خود هم کمکم دور میشد که همان تبعیت فرم از کارکرد بود. معماریهای امروز دو زندگی پیدا کردهاند: یکی عمر ساختار اصلی آن و دیگری عمر حضور کارکردهای خاص آنها، که با تغییرات داخلی و پارتیشین و امثالهم، زندگیهای چندبارهای را تجربه میکنند. اول تبعیت فرم از کارکرد بود، سپس انعطافپذیری شد و درآخر پیشبینیناپذیری و عدم تعین. معماری برای چیزی طراحی میشد که نمیدانست. اگر روزی ساختمان ادارۀ فلان طراحی میشد، امروز ساختمانی با امکان ایجاد کارکردهای عمومی طراحی میشود تا بتواند تغییرات گریزناپذیر را در طول عمر ساختمان درونی کند. فرم یک استقلال زیباییشناختی پیدا کرده که بیانیۀ پستمدرنها یعنی «فرم از فرم تبعیت میکند» بهخوبی این وضعیت را انعکاس میدهد. اما انگار این حذف قیودِ انتهایی ندارد و در عصر دیجیتال، معماری اگر هم باشد به بستری برای یک زندگی کوچنشینی، برای بینهایت تغییر بزرگ تبدیل میشود و انسان میپرسد پس در پاسخ به چه موقعیتی طراحی میگردد؟ باغ کتاب تهران جعبهای است شیشهای که فرمی دارد و منظری؛ طبقات و دسترسیهایی که درون آن هر اتفاقی امکانپذیر است. انسان از خود میپرسد آیا روزی نمیرسد که معماری از این قیود زیباییشناسی هم آزاد شود و در خلائی بیمعماری – معماری آنگونه که ما میشناسیم – رها شود؟ آیا این یک آزادی دلوزی بیماهیت است یا پایان معماری؟
#پایان_معماری #آیندۀ_معماری #سعید_خاقانی
⭕️ادامۀ مطلب را در سایت کوبه بخوانید:
http://koubeh.com/skh7/
@Koubeh
🖋سعید خاقانی | استادیار گروه مرمت و مطالعات معماری دانشگاه تهران
دکتر الهی قمشهای در یکی از داستانهای شیرینش از ماهیفروشی تعریف میکرد که بالای دکهاش زده بود: «در اینجا ماهی تازه عرضه میشود.» اما پس از مدتی «در اینجا» را حذف کرده و نوشته بود: «ماهی تازه عرضه میشود»؛ با این استدلال که اظهر من الشمس است که من اینجا و نه جایی دیگر کالایم را عرضه میکنم. دوباره بعد از مدتی «عرضه می شود» را هم حذف کرده بود؛ چون پیش خودش میگفت همه میدانند من برای فروش و نه از سر علافی اینجا ایستادهام. سپس تازه را هم از «ماهی تازه» حذف کرده بود و فقط زده بود «ماهی». چون ماهیها زنده بودند و کهنگی گزینۀ نامعقولی بود. در آخر «ماهی» را هم حذف کرده بود؛ چون اگر قرار بود کسی تابلو را ببیند، حتماً آدمِ ایستاده بالای سر ماهیها را هم میدید و دیگر لازم به اعلان دوباره نبود. شاید این داستان را بتوان تمثیلی از عاقبت معماری دانست. اگر معماری را «فضایی فرمیافته از طریق مصالح جهت رفع احتیاجات کارکردی خاص» دانست، بهنظر میرسد یکییکی دارد اعلانهای معماری زده میشود تا یک معماریِ بیاعلان بماند.
اگر معماری دارای هستۀ سخت عامی بود که در لایۀ نرم طراحیهای فردی و تفاوتهای فرهنگی متفاوت میشد، انگار دارد خود این هسته کمکم نرم میشود و معماری خاصیتِ جیوهای بیماهیت پیدا میکند. دیوار آزاد «لوکوربوزیه» اولین بیانیه در سختیزدایی از معماری بود؛ اما با اینکه عناصر ساختمانی از وظیفۀ کارکردی خاص خود آزاد شدند، در قالب زیباییشناسی هنوز حضور پررنگی داشتند. از بازی صفحههای داستیلها تا زمختیِ ساختگی بروتالیستها. «میس وندروهه» گامی بزرگتر برداشت و انگار زیبایی او نه تلاش مازادی بر زمینۀ موجود، که خود حضور ساختار عقلانی بود و با حضور پررنگ شیشه، جداره و به تبع آن، فرم کلاسیک، داشت خداحافظی میکرد. برج سیاه سیگرام و عقبههایش که بهطور مثال در برجهای نقرهای مرکز تجارت جهانی مرحوم دیده میشد، درجۀ صفر حضور فرم در معنای زیباییشناختیاش بود. بازی سطحی پستمدرن تلاشی نهچندان خوشفرجام در بازگرداندن صلابت این سطح بر پیکرهای بود که از درون، سختیاش مضمحل میشد. اما معماری از شعار مدرن خود هم کمکم دور میشد که همان تبعیت فرم از کارکرد بود. معماریهای امروز دو زندگی پیدا کردهاند: یکی عمر ساختار اصلی آن و دیگری عمر حضور کارکردهای خاص آنها، که با تغییرات داخلی و پارتیشین و امثالهم، زندگیهای چندبارهای را تجربه میکنند. اول تبعیت فرم از کارکرد بود، سپس انعطافپذیری شد و درآخر پیشبینیناپذیری و عدم تعین. معماری برای چیزی طراحی میشد که نمیدانست. اگر روزی ساختمان ادارۀ فلان طراحی میشد، امروز ساختمانی با امکان ایجاد کارکردهای عمومی طراحی میشود تا بتواند تغییرات گریزناپذیر را در طول عمر ساختمان درونی کند. فرم یک استقلال زیباییشناختی پیدا کرده که بیانیۀ پستمدرنها یعنی «فرم از فرم تبعیت میکند» بهخوبی این وضعیت را انعکاس میدهد. اما انگار این حذف قیودِ انتهایی ندارد و در عصر دیجیتال، معماری اگر هم باشد به بستری برای یک زندگی کوچنشینی، برای بینهایت تغییر بزرگ تبدیل میشود و انسان میپرسد پس در پاسخ به چه موقعیتی طراحی میگردد؟ باغ کتاب تهران جعبهای است شیشهای که فرمی دارد و منظری؛ طبقات و دسترسیهایی که درون آن هر اتفاقی امکانپذیر است. انسان از خود میپرسد آیا روزی نمیرسد که معماری از این قیود زیباییشناسی هم آزاد شود و در خلائی بیمعماری – معماری آنگونه که ما میشناسیم – رها شود؟ آیا این یک آزادی دلوزی بیماهیت است یا پایان معماری؟
#پایان_معماری #آیندۀ_معماری #سعید_خاقانی
⭕️ادامۀ مطلب را در سایت کوبه بخوانید:
http://koubeh.com/skh7/
@Koubeh
▪️سرهنگآبادی که دیگر نیست..
🖋ساناز تولائیان| دانشجوی کارشناسی ارشد مطالعات معماری ایران، دانشگاه اصفهان
«در آن طرف زواره در زمینۀ شمال شرقی ریگزاران رشته کوهی قرار دارد که چند آبادی را در گوشه و کنار آن جای دادهست. از زواره چندان دور نیست شاید تا دامنۀ آن ۱۵ کیلومتر بیشتر نباشد. جاده وجود ندارد، کورهراه چرا. به دامنه که برسیم مسیل خود راه را نشان میدهد. «درقه» و «احمدآباد» را پشت سر میگذاریم تا آنجا که مسیل تنگتر میشود و ناگهان فصل نو آغاز میگردد: فضایی محصور به دیوارهای از کوههای کم ارتفاع همچو جامی سبز پدیدار میشود. بر بدنۀ شمالی این جام مجموعۀ استثنایی سرهنگآباد قرار دارد.» این توصیفی که دکتر باقر آیتاللهزاده شیرازی در سال ۱۳۴۶ از مسیر منتهی به مجموعۀ سرهنگآباد زواره نوشت، در آبانماه ۱۳۹۵ نیز صادق بود. از زواره تا سرهنگآباد مسافت زیادی نیست. اما به قول دکتر شیرازی راه همواری وجود ندارد. کورهراه است، کورهراهی که گرمای آن حتی در نیمۀ آبان ماه هم آزاردهنده است. با خود فکر میکنید در انتها قرار است به چه برسیم؟ خانۀ کویری شبیه خانههای زواره؟ اقامتگاهی بین راهی یا یک باغ شبیه باغ فین کاشان؟ پاسخ هیچکدام از اینها نیست. آنچه در انتهای این مسیر وجود دارد و بیننده را غافلگیر میکند، یک قصر با کلیۀ امکانات و وسایل رفاهی مثل حمام، آسیاب آبی، باغ، اصطبل، خانههای خدمتکاران و بهارنشین است؛ مجموعهای که دور از گرمای کویر پاسخگوی نیازهای ساکنانش بوده و آنها را از هیاهوی شهر و روستاهای اطراف جدا میکرده است. این نوشته مروری گذرا بر ویژگیهای معماری این مجموعه و وضعیت آن دارد.
عمارت تاریخی سرهنگآباد در سال ۱۳۰۰ هجری قمری در مساحتی حدود ششصد مترمربع احداث شدهاست. «سهام السلطنه عرب» از امیران دربار ناصرالدین شاه، این کاخ را در دامنۀ کوههای دهستان کچو، جایی که به ییلاق شهرستان اردستان شهرت دارد، بنا کرد تا در آن از شاهزداگان قاجاری پذیرایی کند. سرهنگآباد به علت معماری کوشک اصلی آن و ایوان ستونداری که گویی با الهام از چهلستون و عالیقاپوی اصفهان ساخته شدهاست، به چهلستون کویر نیز شهرت دارد. دکتر شیرازی دربارۀ نوع معماری آن معتقد است: « معماری این مجموعه گوئي خواسته است تلفیقی از معماری دورۀ خود و سبک دورۀ صفویه باشد. ولی جز در بعضی از جزئیات تنوع فضایی خاص دورۀ قاجاریه با قدرت هرچه تمام در آن جلوهگری میکند. و آن طور که بایست باشد معرف فرهنگ خاص زمان و مکان خود و سندی ارزنده به شمار میآید و در نوع خود یکی از نمونههای موفق معماری دورۀ قاجاریه است.»
#سرهنگآباد #زواره #ساناز_تولائیان
⭕️ ادامۀ مطلب را در سایت کوبه به نشانی زیر بخوانید:
http://koubeh.com/st1/
@Koubeh
🖋ساناز تولائیان| دانشجوی کارشناسی ارشد مطالعات معماری ایران، دانشگاه اصفهان
«در آن طرف زواره در زمینۀ شمال شرقی ریگزاران رشته کوهی قرار دارد که چند آبادی را در گوشه و کنار آن جای دادهست. از زواره چندان دور نیست شاید تا دامنۀ آن ۱۵ کیلومتر بیشتر نباشد. جاده وجود ندارد، کورهراه چرا. به دامنه که برسیم مسیل خود راه را نشان میدهد. «درقه» و «احمدآباد» را پشت سر میگذاریم تا آنجا که مسیل تنگتر میشود و ناگهان فصل نو آغاز میگردد: فضایی محصور به دیوارهای از کوههای کم ارتفاع همچو جامی سبز پدیدار میشود. بر بدنۀ شمالی این جام مجموعۀ استثنایی سرهنگآباد قرار دارد.» این توصیفی که دکتر باقر آیتاللهزاده شیرازی در سال ۱۳۴۶ از مسیر منتهی به مجموعۀ سرهنگآباد زواره نوشت، در آبانماه ۱۳۹۵ نیز صادق بود. از زواره تا سرهنگآباد مسافت زیادی نیست. اما به قول دکتر شیرازی راه همواری وجود ندارد. کورهراه است، کورهراهی که گرمای آن حتی در نیمۀ آبان ماه هم آزاردهنده است. با خود فکر میکنید در انتها قرار است به چه برسیم؟ خانۀ کویری شبیه خانههای زواره؟ اقامتگاهی بین راهی یا یک باغ شبیه باغ فین کاشان؟ پاسخ هیچکدام از اینها نیست. آنچه در انتهای این مسیر وجود دارد و بیننده را غافلگیر میکند، یک قصر با کلیۀ امکانات و وسایل رفاهی مثل حمام، آسیاب آبی، باغ، اصطبل، خانههای خدمتکاران و بهارنشین است؛ مجموعهای که دور از گرمای کویر پاسخگوی نیازهای ساکنانش بوده و آنها را از هیاهوی شهر و روستاهای اطراف جدا میکرده است. این نوشته مروری گذرا بر ویژگیهای معماری این مجموعه و وضعیت آن دارد.
عمارت تاریخی سرهنگآباد در سال ۱۳۰۰ هجری قمری در مساحتی حدود ششصد مترمربع احداث شدهاست. «سهام السلطنه عرب» از امیران دربار ناصرالدین شاه، این کاخ را در دامنۀ کوههای دهستان کچو، جایی که به ییلاق شهرستان اردستان شهرت دارد، بنا کرد تا در آن از شاهزداگان قاجاری پذیرایی کند. سرهنگآباد به علت معماری کوشک اصلی آن و ایوان ستونداری که گویی با الهام از چهلستون و عالیقاپوی اصفهان ساخته شدهاست، به چهلستون کویر نیز شهرت دارد. دکتر شیرازی دربارۀ نوع معماری آن معتقد است: « معماری این مجموعه گوئي خواسته است تلفیقی از معماری دورۀ خود و سبک دورۀ صفویه باشد. ولی جز در بعضی از جزئیات تنوع فضایی خاص دورۀ قاجاریه با قدرت هرچه تمام در آن جلوهگری میکند. و آن طور که بایست باشد معرف فرهنگ خاص زمان و مکان خود و سندی ارزنده به شمار میآید و در نوع خود یکی از نمونههای موفق معماری دورۀ قاجاریه است.»
#سرهنگآباد #زواره #ساناز_تولائیان
⭕️ ادامۀ مطلب را در سایت کوبه به نشانی زیر بخوانید:
http://koubeh.com/st1/
@Koubeh
کوبه
سرهنگآبادی که دیگر نیست | کوبه
در این مطلب نگاهی به ویژگیهای کاخ تاریخی سرهنگآباد زواره انداختهایم؛ بنایی که سوزانده شدن ستونهای چوبیاش در روزهای اخیر خبرساز بوده است.