💠سپنتا و مسیری انحرافی به نام تشخیص مصلحت
ماجرای سپنتا نیکنام به کفایت مورد ارزیابی قرارگرفته است و بیش از این کمکی به حل مساله نمی کند. اما دقت در تحلیل ماجرا، از جهت تطبیق با دیگر مسائل مشابه اهمیت دارد.
برخی از دوست داران انقلاب که از منظر "درون دینی" با این مساله مواجه شدند، ضمن همراهی با شورای نگهبان پیشنهاد کردند که این موضوع در مجمع تشخیص مصلحت حل وفصل شود و احتمالا نظرشان براین است که حکم اسلام همان است که فقهای شورای نگهبان می گویند، ولی امروز مصلحت چنین است و چنان.
این مدل برخوردها با مسائل روز بسیار خطرناک است و با این دست فرمان بسیاری از موضوعات که در تعارض با دین قرار می گیرد به نام مصلحت کنار گذاشته می شود. ورود مجمع تشخیص مصلحت در جائی است که اجرای حکم دین در اجرای حکومتداری اخلال ایجاد کند.
💠مشکل اینست که اساسا این موضوع از جهت دیگری اشکال دارد و نیازی نیست در وزنه مصلحت سنجیده شود.
💠اشکال در انطباق فتوای دینی با مصداق اجتماعی است.
استدلال فقهای شورای نگهبان در یک جمله چیست؟ "مسلمانان نمی توانند اقلیت مذهبی را بر خودشان حاکم کنند."
اشکال جدی این بحث در بدفهمی ناشی از مصداق است. حکم کلی فقهای شورای نگهبان درباره تسلط اقلیت های مذهبی بر مسلمانان حرف درستی است اما تطبیق مصداقش در این موضوع دارای اشکال است.
💠"تسلط یافتن" با "بخدمت گرفتن" متفاوت است. آیا ما برای اداره یک نهاد یا سازمان از اقلیت مذهبی مدیر انتخاب نمی کنیم؟ مثلا برای فوتبال مربی خارجی نمی آوریم؟ برای درمان به پزشک اقلیت مراجعه نمی کنیم؟ حکمش صائب نیست؟ برای مکانیکی سراغ ارمنی نمی رویم؟ آیا رجوع به کارشناس اقلیت مذهبی، مصداق تسلط بر مسلمین است؟ رجوع به اهل ذمه از جهت توان کارشناسی آنها، یعنی اجیر آنها شدن؟
💠ظاهرا ماجرا از جهت وجود حکومت اسلامی بررسی نشده است. در شرایطی که حاکم اسلامی مسلط است و اقلیت های مذهبی به او وفادارند، مسلط بر مسلمانان نخواهند بود ولو اینکه مدیر بر مسلمانان شوند. باید توجه کرد که در شرایط وجود حکومت دینی، اقلیت مذهبی اگر مدیر هم شود، باز هم ذیل حکومت دینی اند.
لذا زنجانی در کتاب "حقوق اقلیت ها" به کار کردن پیغمبر برای اهل ذمه اشاره می کند و وام گرفتن ایشان از اقلیت ها و غیره.
💠در نهایت اینکه قاعده کلی فقهای محترم شورای نگهبان درباره تسلط اهل ذمه بر مسلمین درست است، ولی مصداقش اینجا نیست. ذیل حکومت اسلامی مسلمان و غیرمسلمان، تحت سیطره حکومت دین اند. چه رئیس باشند و چه مرئوس. شورای شهر یعنی مدیریت کالبدی شهر ونه بیشتر.
آنچه باید در مورد اقلیت های مذهبی، مورد توجه اکید قرار بگیرد کلید واژه "وفاداری" است.
کشکول سیاسی👇
http://telegram.me/joinchat/AAAAADvUg2MEk7p60toRIw
ماجرای سپنتا نیکنام به کفایت مورد ارزیابی قرارگرفته است و بیش از این کمکی به حل مساله نمی کند. اما دقت در تحلیل ماجرا، از جهت تطبیق با دیگر مسائل مشابه اهمیت دارد.
برخی از دوست داران انقلاب که از منظر "درون دینی" با این مساله مواجه شدند، ضمن همراهی با شورای نگهبان پیشنهاد کردند که این موضوع در مجمع تشخیص مصلحت حل وفصل شود و احتمالا نظرشان براین است که حکم اسلام همان است که فقهای شورای نگهبان می گویند، ولی امروز مصلحت چنین است و چنان.
این مدل برخوردها با مسائل روز بسیار خطرناک است و با این دست فرمان بسیاری از موضوعات که در تعارض با دین قرار می گیرد به نام مصلحت کنار گذاشته می شود. ورود مجمع تشخیص مصلحت در جائی است که اجرای حکم دین در اجرای حکومتداری اخلال ایجاد کند.
💠مشکل اینست که اساسا این موضوع از جهت دیگری اشکال دارد و نیازی نیست در وزنه مصلحت سنجیده شود.
💠اشکال در انطباق فتوای دینی با مصداق اجتماعی است.
استدلال فقهای شورای نگهبان در یک جمله چیست؟ "مسلمانان نمی توانند اقلیت مذهبی را بر خودشان حاکم کنند."
اشکال جدی این بحث در بدفهمی ناشی از مصداق است. حکم کلی فقهای شورای نگهبان درباره تسلط اقلیت های مذهبی بر مسلمانان حرف درستی است اما تطبیق مصداقش در این موضوع دارای اشکال است.
💠"تسلط یافتن" با "بخدمت گرفتن" متفاوت است. آیا ما برای اداره یک نهاد یا سازمان از اقلیت مذهبی مدیر انتخاب نمی کنیم؟ مثلا برای فوتبال مربی خارجی نمی آوریم؟ برای درمان به پزشک اقلیت مراجعه نمی کنیم؟ حکمش صائب نیست؟ برای مکانیکی سراغ ارمنی نمی رویم؟ آیا رجوع به کارشناس اقلیت مذهبی، مصداق تسلط بر مسلمین است؟ رجوع به اهل ذمه از جهت توان کارشناسی آنها، یعنی اجیر آنها شدن؟
💠ظاهرا ماجرا از جهت وجود حکومت اسلامی بررسی نشده است. در شرایطی که حاکم اسلامی مسلط است و اقلیت های مذهبی به او وفادارند، مسلط بر مسلمانان نخواهند بود ولو اینکه مدیر بر مسلمانان شوند. باید توجه کرد که در شرایط وجود حکومت دینی، اقلیت مذهبی اگر مدیر هم شود، باز هم ذیل حکومت دینی اند.
لذا زنجانی در کتاب "حقوق اقلیت ها" به کار کردن پیغمبر برای اهل ذمه اشاره می کند و وام گرفتن ایشان از اقلیت ها و غیره.
💠در نهایت اینکه قاعده کلی فقهای محترم شورای نگهبان درباره تسلط اهل ذمه بر مسلمین درست است، ولی مصداقش اینجا نیست. ذیل حکومت اسلامی مسلمان و غیرمسلمان، تحت سیطره حکومت دین اند. چه رئیس باشند و چه مرئوس. شورای شهر یعنی مدیریت کالبدی شهر ونه بیشتر.
آنچه باید در مورد اقلیت های مذهبی، مورد توجه اکید قرار بگیرد کلید واژه "وفاداری" است.
کشکول سیاسی👇
http://telegram.me/joinchat/AAAAADvUg2MEk7p60toRIw
✴️کم و کسری منبرهای ما در تبیین راهپیمائی اربعین
راهپیمائی اربعین از کجا آمده است؟ ارجاع به کدام سنت اهل بیت است؟ زیارت امامحسین در روز اربعین موضوعیت دارد یا پیادهروی؟ چه میزان ثواب نوشته می شود؟ چرا باید در توسعه این آئین کوشید؟
برای منبریهای ما پاسخ به این دست پرسش ها بسیار کلیدی است تا "لُبّ معرفتی راه پیمائی اربعین" لابه لای شور و هیجان این روزها فراموش نشود. کم دقتی در حاق این منسک عبادی-سیاسی مانع توسعه عالمگیرش است.
✴️اهل منبر ما با رجوع به احادیث تلاش کردند منزلت و شأن این "پیاده روی شیعی" را مستند به آثار و نتایج بهشتی اش کنند. لذا اغلب پاسخ ها از دو حالت خارج نیست؛ یکی اشاره به ماجرای اولین زیارت اربعین توسط جناب جابر و برخی بزرگان است که با پای پیاده تا کربلا طی مسیر کردند.
دسته دیگر مربوط به تاکیدات روایی بر ثواب و اجرمعنوی پیاده روی است. روایتی از امام صادق علیه السلام وجود دارد که می فرمایند: کسى که با پای پیاده به زیارت امام حسین(ع) برود، خداوند به هر قدمى که برمیدارد یک حسنه برایش می نویسد....تا انتهای روایت.
✴️اما به نظر می رسد این دو پاسخ کفایت نمی کند. سنت جناب جابر و علمای بزرگوار ما جای خود قابل اعتنا و تاسی، اما قوت لازم را برای شکل دادن به این راه پیمایی عظیم شیعی ندارد.
روایتی که در رابطه با ثواب پیاده روی ذکر شده است نیز هرچند انگیزه بخش است اما کامل کننده سنت جهانی پیاده روی نیست. چه آنکه از این دست روایات، جاهای دیگری نیز ذکر شده است. از جمله ثواب گام های نمازگزار برای رسیدن به مسجد. ثواب گام های حاجی. ثواب قدم های زائر حرم امیرالمومنین در روز عید غدیر و غیره.
پس ماجرا فراتر از ایندوست.
✴️مساله اینجاست که منابرما نتوانسته است چنین "جلوه گری ضدشیطانی" و "مانور تظلم خواهی" و "خدمت رسانی چشم نواز" و "مودت و محبت پرشور محبین به یکدیگر" را تبیین کند و لذا به دنبال استدلال هایی از جنس " #دین_فردگرایانه" است. اساسن اگر راه پیمائی اربعین را از جنس " #عبادت_فردی" ببینید، نمی توانید " #توسعه_جهانی" امروز را درست تحلیل کنید.
منابر ما برای اثبات و استدلال این حرکت قیام گونه، ثواب متکی به زیارت فردی را تبلیغ می کند حال آنکه امروز نیاز داریم نسبت این حرکت عظیم شیعی با اعتلا و قدرت یافتن جبهه حق تحلیل شود. آنگاه برای تبیین راه پیمائی به ثواب زیارت فردی اکتفا نمی کنیم و به صدها سرفصل روایی و حدیثی از اهل بیت ارجاع می دهیم که مستند به " #حرکت_جمعی" ، " #خدمترسانی_خاصانه"، " #محبتورزی_عاشقانه" و " #مبارزهبا_ظلم" و " #مانور_قدرت_شیعی" و دهها سرفصل دیگر است.
✴️راهپیمایی اربعین، یک " #عبادت_فردی" را به " #رستاخیز_عظیم_شیعی" مبدل ساخته است؛ "کلید" در فهم آثار اجتماعی این مناسک است و لاغیر.
✴️اینکه دولت ها نیز کمترین توجهی در توسعه این آئین ندارند به جهت همین بدفهمی است که فکر می کنند توسعه زیارت فردی کار دولت ها نیست.
#کشکول👇
http://telegram.me/joinchat/AAAAADvUg2MEk7p60toRIw
راهپیمائی اربعین از کجا آمده است؟ ارجاع به کدام سنت اهل بیت است؟ زیارت امامحسین در روز اربعین موضوعیت دارد یا پیادهروی؟ چه میزان ثواب نوشته می شود؟ چرا باید در توسعه این آئین کوشید؟
برای منبریهای ما پاسخ به این دست پرسش ها بسیار کلیدی است تا "لُبّ معرفتی راه پیمائی اربعین" لابه لای شور و هیجان این روزها فراموش نشود. کم دقتی در حاق این منسک عبادی-سیاسی مانع توسعه عالمگیرش است.
✴️اهل منبر ما با رجوع به احادیث تلاش کردند منزلت و شأن این "پیاده روی شیعی" را مستند به آثار و نتایج بهشتی اش کنند. لذا اغلب پاسخ ها از دو حالت خارج نیست؛ یکی اشاره به ماجرای اولین زیارت اربعین توسط جناب جابر و برخی بزرگان است که با پای پیاده تا کربلا طی مسیر کردند.
دسته دیگر مربوط به تاکیدات روایی بر ثواب و اجرمعنوی پیاده روی است. روایتی از امام صادق علیه السلام وجود دارد که می فرمایند: کسى که با پای پیاده به زیارت امام حسین(ع) برود، خداوند به هر قدمى که برمیدارد یک حسنه برایش می نویسد....تا انتهای روایت.
✴️اما به نظر می رسد این دو پاسخ کفایت نمی کند. سنت جناب جابر و علمای بزرگوار ما جای خود قابل اعتنا و تاسی، اما قوت لازم را برای شکل دادن به این راه پیمایی عظیم شیعی ندارد.
روایتی که در رابطه با ثواب پیاده روی ذکر شده است نیز هرچند انگیزه بخش است اما کامل کننده سنت جهانی پیاده روی نیست. چه آنکه از این دست روایات، جاهای دیگری نیز ذکر شده است. از جمله ثواب گام های نمازگزار برای رسیدن به مسجد. ثواب گام های حاجی. ثواب قدم های زائر حرم امیرالمومنین در روز عید غدیر و غیره.
پس ماجرا فراتر از ایندوست.
✴️مساله اینجاست که منابرما نتوانسته است چنین "جلوه گری ضدشیطانی" و "مانور تظلم خواهی" و "خدمت رسانی چشم نواز" و "مودت و محبت پرشور محبین به یکدیگر" را تبیین کند و لذا به دنبال استدلال هایی از جنس " #دین_فردگرایانه" است. اساسن اگر راه پیمائی اربعین را از جنس " #عبادت_فردی" ببینید، نمی توانید " #توسعه_جهانی" امروز را درست تحلیل کنید.
منابر ما برای اثبات و استدلال این حرکت قیام گونه، ثواب متکی به زیارت فردی را تبلیغ می کند حال آنکه امروز نیاز داریم نسبت این حرکت عظیم شیعی با اعتلا و قدرت یافتن جبهه حق تحلیل شود. آنگاه برای تبیین راه پیمائی به ثواب زیارت فردی اکتفا نمی کنیم و به صدها سرفصل روایی و حدیثی از اهل بیت ارجاع می دهیم که مستند به " #حرکت_جمعی" ، " #خدمترسانی_خاصانه"، " #محبتورزی_عاشقانه" و " #مبارزهبا_ظلم" و " #مانور_قدرت_شیعی" و دهها سرفصل دیگر است.
✴️راهپیمایی اربعین، یک " #عبادت_فردی" را به " #رستاخیز_عظیم_شیعی" مبدل ساخته است؛ "کلید" در فهم آثار اجتماعی این مناسک است و لاغیر.
✴️اینکه دولت ها نیز کمترین توجهی در توسعه این آئین ندارند به جهت همین بدفهمی است که فکر می کنند توسعه زیارت فردی کار دولت ها نیست.
#کشکول👇
http://telegram.me/joinchat/AAAAADvUg2MEk7p60toRIw
👤برای انقلابی های افسرده
جریانی از انقلابیون سابق وجود دارد که این روزها بجهت سیاسی بسیار افسرده اند. افسردگی شان نیز در دو حالت کاملا مشهود است؛ یا خانه نشین شدند و به کسب و کارشان مشغولند و یا نان اصولگرائی می خورند و حلیم اصلاح طلبی و غیرانقلابی ها را هم می زنند.
👤اما ریشه این افسردگی که بعد از انتخابات حالت مزمن به خود گرفته است کجاست؟
برخی ممکن است عامل اصلی افسردگی را شکست انتخاباتی بدانند، ولی واقعیت ها به جهت تاریخی فراتر از پیروزی این و آن است. اساسن افسرده های سیاسی مساله را تحلیل و تهدیم انقلاب می دانند.
👤اما علت این افسردگی در دو عامل کلیدی است. اگر نسبت به این دو عامل خوداگاهی صورت نگیرد این ویروس خطرناک که روح و روان فرد را مغشوش می کند و اولین اثرش، زائل شدن انقلابی گری است، به سرعت دامنگیر می شود.
1⃣عامل اول انفعال در برابر رشد سرطانی اخبار فساد است. این جریان به شدت مقهور و منهزم این اخبار است. معتقد است این حجم از اخبار فساد، نمایشی از خاک گرفتن جمهوری اسلامی است. اعتقاد دارند جامعه مشحون از فساد اخلاقی تا فساد سیاسی و اقتصادی است. کشور تا گردن در اخبار قتل و غارت و فقر و تباهی و حوادث فرو رفته است و حرفی از ارزش و آرمان خریدار ندارد.
2⃣عامل دوم نیز تصویری است که از مردم دارند. معتقدند غربزدگی جان و روح مردم را تسخیر کرده است و گرایش های سیاسی و انتخاباتی مردم برآمده از شل حجابی و مصرف گرائی و تجددخواهی و رفاه طلبی است و حرف از انقلاب و امام و شهدا گوش شنوا ندارد.
👤اما این طائفه دچار یک اشتباه تودرتو و عمیق هستند که به اختصار توضیح می دهم.
1⃣اشتباه اول شان ناشی از عدم شناخت رسانه جدید و منکوب شدن مقابل قدرت اسحاری و افسونی شبکه های اجتماعی است. اینکه اخبار تلخ و تباهی از پلشتی های سیاسی و اجتماعی در حال گسترش است بیش از آنکه ناشی از تغییر وضعیت جامعه باشد "خروجی ذاتی رسانه جدید" و "بی هنری رسانه چی" هاست. این فساد ها پیشتر هم کم وزیاد وجود داشته اما قدرت به رخ نمائی اش با شکل گیری رسانه های جدید فزونی یافته است. از سوئی بی هنری رسانه ای باعث شده است جذابیت و مشتری گرفتن تنها در ساده ترین حالت آن یعنی بیان استثناها و موارد نادر متوقف شود.
مهمترین عامل شکست انتخاباتی اصولگراها نشستن و فرو رفتن در شبکه های اجتماعی بود؛ همان خطای فاحش هنوز هم قربانی می گیرد. هجوم سرسام آور تولیدات شبکه های اجتماعی در کنار بی هنری رسانه چی ها، تصویری غیرواقعی از جامعه ارائه می کند و این یک حقیقت است.
2⃣و اما اشتباه دوم این جریان، ناشی از سطحی نگری و ظاهربینی است. این افراد برخلاف ادعایشان، دینداری مردم را در سطح دینداری عربستان تقلیل داده اند و تصور می کنند تدین تنها در پوسته ظاهری مناسک و حجاب و غیره است و تراز تقوا سنجی شان فراتر از ظاهر مردم فهم نمی کند. حال آنکه دین این مردم در لایه های پنهان وجودی شان نهفته است که در بزنگاه های تاریخی مثل "ظلم ستیزی" و "دادخواهی برای مظلوم" و "معنویت گرائی" و "خدمت رسانی به هم نوع" و غیره "ظهور انقلابی" دارد. ظاهر بخشی از مردم درگیر مظاهر دنیای تجدد است اما دلشان در جبهه حق است و کشش توحیدی دارد.
👤این افراد را این روزها از مواضع شان بشناسید. در جبهه انقلاب نشسته اند و برای "شُل انقلابی ها" تحلیل می کنند و دلشان از ستودن و مرحبا و حبذاهای سیاسی رقیب غنج می زند. حال آنکه خیال باطلی دارند؛ مردم پای صندوق به "صاحبان اصلی این گرایش ها" رای می دهند نه رونوشت هایِ "مذبذبین افسرده".
روزنامه صبح نو
#کشکول_رسانهای👇
http://telegram.me/joinchat/AAAAADvUg2MEk7p60toRIw
جریانی از انقلابیون سابق وجود دارد که این روزها بجهت سیاسی بسیار افسرده اند. افسردگی شان نیز در دو حالت کاملا مشهود است؛ یا خانه نشین شدند و به کسب و کارشان مشغولند و یا نان اصولگرائی می خورند و حلیم اصلاح طلبی و غیرانقلابی ها را هم می زنند.
👤اما ریشه این افسردگی که بعد از انتخابات حالت مزمن به خود گرفته است کجاست؟
برخی ممکن است عامل اصلی افسردگی را شکست انتخاباتی بدانند، ولی واقعیت ها به جهت تاریخی فراتر از پیروزی این و آن است. اساسن افسرده های سیاسی مساله را تحلیل و تهدیم انقلاب می دانند.
👤اما علت این افسردگی در دو عامل کلیدی است. اگر نسبت به این دو عامل خوداگاهی صورت نگیرد این ویروس خطرناک که روح و روان فرد را مغشوش می کند و اولین اثرش، زائل شدن انقلابی گری است، به سرعت دامنگیر می شود.
1⃣عامل اول انفعال در برابر رشد سرطانی اخبار فساد است. این جریان به شدت مقهور و منهزم این اخبار است. معتقد است این حجم از اخبار فساد، نمایشی از خاک گرفتن جمهوری اسلامی است. اعتقاد دارند جامعه مشحون از فساد اخلاقی تا فساد سیاسی و اقتصادی است. کشور تا گردن در اخبار قتل و غارت و فقر و تباهی و حوادث فرو رفته است و حرفی از ارزش و آرمان خریدار ندارد.
2⃣عامل دوم نیز تصویری است که از مردم دارند. معتقدند غربزدگی جان و روح مردم را تسخیر کرده است و گرایش های سیاسی و انتخاباتی مردم برآمده از شل حجابی و مصرف گرائی و تجددخواهی و رفاه طلبی است و حرف از انقلاب و امام و شهدا گوش شنوا ندارد.
👤اما این طائفه دچار یک اشتباه تودرتو و عمیق هستند که به اختصار توضیح می دهم.
1⃣اشتباه اول شان ناشی از عدم شناخت رسانه جدید و منکوب شدن مقابل قدرت اسحاری و افسونی شبکه های اجتماعی است. اینکه اخبار تلخ و تباهی از پلشتی های سیاسی و اجتماعی در حال گسترش است بیش از آنکه ناشی از تغییر وضعیت جامعه باشد "خروجی ذاتی رسانه جدید" و "بی هنری رسانه چی" هاست. این فساد ها پیشتر هم کم وزیاد وجود داشته اما قدرت به رخ نمائی اش با شکل گیری رسانه های جدید فزونی یافته است. از سوئی بی هنری رسانه ای باعث شده است جذابیت و مشتری گرفتن تنها در ساده ترین حالت آن یعنی بیان استثناها و موارد نادر متوقف شود.
مهمترین عامل شکست انتخاباتی اصولگراها نشستن و فرو رفتن در شبکه های اجتماعی بود؛ همان خطای فاحش هنوز هم قربانی می گیرد. هجوم سرسام آور تولیدات شبکه های اجتماعی در کنار بی هنری رسانه چی ها، تصویری غیرواقعی از جامعه ارائه می کند و این یک حقیقت است.
2⃣و اما اشتباه دوم این جریان، ناشی از سطحی نگری و ظاهربینی است. این افراد برخلاف ادعایشان، دینداری مردم را در سطح دینداری عربستان تقلیل داده اند و تصور می کنند تدین تنها در پوسته ظاهری مناسک و حجاب و غیره است و تراز تقوا سنجی شان فراتر از ظاهر مردم فهم نمی کند. حال آنکه دین این مردم در لایه های پنهان وجودی شان نهفته است که در بزنگاه های تاریخی مثل "ظلم ستیزی" و "دادخواهی برای مظلوم" و "معنویت گرائی" و "خدمت رسانی به هم نوع" و غیره "ظهور انقلابی" دارد. ظاهر بخشی از مردم درگیر مظاهر دنیای تجدد است اما دلشان در جبهه حق است و کشش توحیدی دارد.
👤این افراد را این روزها از مواضع شان بشناسید. در جبهه انقلاب نشسته اند و برای "شُل انقلابی ها" تحلیل می کنند و دلشان از ستودن و مرحبا و حبذاهای سیاسی رقیب غنج می زند. حال آنکه خیال باطلی دارند؛ مردم پای صندوق به "صاحبان اصلی این گرایش ها" رای می دهند نه رونوشت هایِ "مذبذبین افسرده".
روزنامه صبح نو
#کشکول_رسانهای👇
http://telegram.me/joinchat/AAAAADvUg2MEk7p60toRIw
🐈درباره گربه خانم توسلی
دلنوشته خانم توسلی برای مرگ گربه اش بازتاب فراوانی در شبکه های اجتماعی داشته است. این دلنوشته از دو "وجه عاطفی" و "وجه سیاسی" قابل توجه است.
🐈یکم. وجه عاطفی ماجرا
برخلاف واکنش های صورت گرفته به این سوگواره محزون که بعضا با طنز و تمسخر همراه بوده است، دلنوشته خانم توسلی طبیعی و واکنش عاطفی اش قابل فهم است. این تالم ناشی از فقدان یک موجود زنده است که مدتها دلبستگی بدان وجود داشته است. او حقیقتن نسبت به از دست دادن گربه اش تنگدل و غمین است. این ماجرا با شدت و حدت متفاوت برای همه ما نیز صادق است. اما او یک بازیگر سینماست که شهرت یافته و دلیلی ندارد واکنش یک عالم عارف را انتظار داشته باشیم.
🐈و اما وجه سیاسی داستان مهمترست.
بجای خانم توسلی هر سلبریتی دیگری بود تحلیل ما در بند اول متوقف می ماند. اما وی بازیگری است که به یک چهره سیاسی هم شهرت دارد. مثلا نام خانم توسلی بجز سینما به جشن تولد آقای خاتمی هم مطرح است. به همایش تقدیر از عارف و حمایت از روحانی هم نامدارست.
خانم توسلی در حمایت از آقای روحانی نوشت: " همه ما به امید زنده ایم و روحانی را تَکرار می کنیم."
اما خانم توسلی که به امید اصلاحات زنده بود، بعد از مرگ گربه اش از "تکرار می کنم" نیز ناامید می شود: " دیگه هیچی از خدا نمی خوام...فقط منتظرم که زودتر بیام پیشت..."
یعنی مرز امید و ناامیدی اش، مرگ یک گربه است. "امید به روحانی اش" فراتر از مرگ یک گربه امتداد نمی یابد.
این ویژگی شبکه های اجتماعی بسیار راهگشا است. مواضع سیاسی افراد را باید همراه با سبک زندگی شان تحلیل کرد؛ همراه با ویژگی های شخصیتی شان فهمید. افراد در شبکه های اجتماعی تنها از مواضع سیاسی شان نمی گویند، از زندگی شخصی و روحیات و خلقیات شان هم روایت می کنند. مواضع سیاسی افراد را باید در کنار همین خلقیات تحلیل کرد و وزن داد.
ابعاد ماجرا را تامل فرمائید؛ پروژه "تکرار می کنم" بر گرده چه افرادی نشسته است و سرنوشت یک کشور به چه اوزان شخصیتی متصل است!... انشاالله برای مردم روشنگر خواهد بود.
#کشکول_رسانهای
http://telegram.me/joinchat/AAAAADvUg2MEk7p60toRIw
دلنوشته خانم توسلی برای مرگ گربه اش بازتاب فراوانی در شبکه های اجتماعی داشته است. این دلنوشته از دو "وجه عاطفی" و "وجه سیاسی" قابل توجه است.
🐈یکم. وجه عاطفی ماجرا
برخلاف واکنش های صورت گرفته به این سوگواره محزون که بعضا با طنز و تمسخر همراه بوده است، دلنوشته خانم توسلی طبیعی و واکنش عاطفی اش قابل فهم است. این تالم ناشی از فقدان یک موجود زنده است که مدتها دلبستگی بدان وجود داشته است. او حقیقتن نسبت به از دست دادن گربه اش تنگدل و غمین است. این ماجرا با شدت و حدت متفاوت برای همه ما نیز صادق است. اما او یک بازیگر سینماست که شهرت یافته و دلیلی ندارد واکنش یک عالم عارف را انتظار داشته باشیم.
🐈و اما وجه سیاسی داستان مهمترست.
بجای خانم توسلی هر سلبریتی دیگری بود تحلیل ما در بند اول متوقف می ماند. اما وی بازیگری است که به یک چهره سیاسی هم شهرت دارد. مثلا نام خانم توسلی بجز سینما به جشن تولد آقای خاتمی هم مطرح است. به همایش تقدیر از عارف و حمایت از روحانی هم نامدارست.
خانم توسلی در حمایت از آقای روحانی نوشت: " همه ما به امید زنده ایم و روحانی را تَکرار می کنیم."
اما خانم توسلی که به امید اصلاحات زنده بود، بعد از مرگ گربه اش از "تکرار می کنم" نیز ناامید می شود: " دیگه هیچی از خدا نمی خوام...فقط منتظرم که زودتر بیام پیشت..."
یعنی مرز امید و ناامیدی اش، مرگ یک گربه است. "امید به روحانی اش" فراتر از مرگ یک گربه امتداد نمی یابد.
این ویژگی شبکه های اجتماعی بسیار راهگشا است. مواضع سیاسی افراد را باید همراه با سبک زندگی شان تحلیل کرد؛ همراه با ویژگی های شخصیتی شان فهمید. افراد در شبکه های اجتماعی تنها از مواضع سیاسی شان نمی گویند، از زندگی شخصی و روحیات و خلقیات شان هم روایت می کنند. مواضع سیاسی افراد را باید در کنار همین خلقیات تحلیل کرد و وزن داد.
ابعاد ماجرا را تامل فرمائید؛ پروژه "تکرار می کنم" بر گرده چه افرادی نشسته است و سرنوشت یک کشور به چه اوزان شخصیتی متصل است!... انشاالله برای مردم روشنگر خواهد بود.
#کشکول_رسانهای
http://telegram.me/joinchat/AAAAADvUg2MEk7p60toRIw
♦️آیا وظیفه شورای نگهبان رعایت مصلحت است؟
♦️پاسخ #امام: #بله
سوال رایج این روزها این است که آیا شورای نگهبان باید #مصلحتسنجی کند یا باید به وظیفه خودش در بیان احکام شرعی مشغول باشد؟ پاسخ این سوال ظاهرا خیلی روشن است.
تصور رایج ما چنین است که وظیفه شورای نگهبان بیان احکام شرع و وظیفه مجمع تشخیص مصلحت نظام نیز رعایت مصلحت است.
♦️اما نگاه #حضرت_امام خلاف این برداشت است. امام معتقد است رعایت مصلحت چیزی خارج از حکم شرعی نیست. رعایت مصلحت درون احکام شرع است. به تعبیر دیگر صدور یک حکم شرعی نمی تواند بدون توجه به اقتضای زمان و مصالح مهمتری مثل حاکمیت اسلامی صادر شود. این مصلحت سنجی خودش حکم دین است نه اینکه نهادی دیگر مصلحت را به حکم شرعی ضمیمه کند.
♦️جالبتر اینکه حضرت امام این بحث را در درس فقهی شان مطرح نکردند بلکه در خطاب به اعضای شورای نگهبان این اصل کلیدی را تذکر دادند و مهمتر اینکه رعایت آنرا در پیام شان به اعضای مجمع تشخیص مصلحت بیان کردند.
♦️"تذکرى پدرانه به اعضاى عزیز شوراى نگهبان مىدهم که خودشان قبل از این گیرها، مصلحت نظام را در نظر بگیرند، چرا که یکى از مسائل بسیار مهم در دنیاى پرآشوب کنونى نقش زمان و مکان در اجتهاد و نوع تصمیم گیریها است. حکومتْ فلسفه عملىِ برخورد با شرک و کفر و معضلات داخلى و خارجى را تعیین مىکند. و این بحثهاى طلبگى مدارس، که در چهارچوب تئوریهاست، نه تنها قابل حل نیست، که ما را به بن بستهایى مىکشاند که منجر به نقض ظاهرى قانون اساسى مىگردد. شما در عین اینکه باید تمام توان خودتان را بگذارید که خلاف شرعى صورت نگیرد- و خدا آن روز را نیاورد- باید تمام سعى خودتان را بنمایید که خداى ناکرده اسلام در پیچ و خمهاى اقتصادى، نظامى، اجتماعى و سیاسى، متهم به عدم قدرت اداره جهان نگردد."
۸/۱۰/۶۷، پیام به اعضای مجلس تشخیص مصلحت نظام، صحیفه امام، ج۲۱، ص۲۱۷ و ۲۱۸
♦️ممکن است سوال شود چه فرقی می کند؛ شورای نگهبان مصلحت سنجی کند یا مجمع تشخیص مصلحت؟
واقع ماجرا اینست که بسیار متفاوت است. رعایت مصلحت در بیان احکام شرعی شورای نگهبان، نشانه کارآمدی دین و اجتهادست و حال آنکه تعدد حضور مجمع تشخیص مصلحت، خلاف چنین تصویری در جامعه است.
در نهایت اینکه تطبیق این بحث با حوادث این روزها با مخاطب.
#کشکول_رسانهای
http://telegram.me/joinchat/AAAAADvUg2MEk7p60toRIw
♦️پاسخ #امام: #بله
سوال رایج این روزها این است که آیا شورای نگهبان باید #مصلحتسنجی کند یا باید به وظیفه خودش در بیان احکام شرعی مشغول باشد؟ پاسخ این سوال ظاهرا خیلی روشن است.
تصور رایج ما چنین است که وظیفه شورای نگهبان بیان احکام شرع و وظیفه مجمع تشخیص مصلحت نظام نیز رعایت مصلحت است.
♦️اما نگاه #حضرت_امام خلاف این برداشت است. امام معتقد است رعایت مصلحت چیزی خارج از حکم شرعی نیست. رعایت مصلحت درون احکام شرع است. به تعبیر دیگر صدور یک حکم شرعی نمی تواند بدون توجه به اقتضای زمان و مصالح مهمتری مثل حاکمیت اسلامی صادر شود. این مصلحت سنجی خودش حکم دین است نه اینکه نهادی دیگر مصلحت را به حکم شرعی ضمیمه کند.
♦️جالبتر اینکه حضرت امام این بحث را در درس فقهی شان مطرح نکردند بلکه در خطاب به اعضای شورای نگهبان این اصل کلیدی را تذکر دادند و مهمتر اینکه رعایت آنرا در پیام شان به اعضای مجمع تشخیص مصلحت بیان کردند.
♦️"تذکرى پدرانه به اعضاى عزیز شوراى نگهبان مىدهم که خودشان قبل از این گیرها، مصلحت نظام را در نظر بگیرند، چرا که یکى از مسائل بسیار مهم در دنیاى پرآشوب کنونى نقش زمان و مکان در اجتهاد و نوع تصمیم گیریها است. حکومتْ فلسفه عملىِ برخورد با شرک و کفر و معضلات داخلى و خارجى را تعیین مىکند. و این بحثهاى طلبگى مدارس، که در چهارچوب تئوریهاست، نه تنها قابل حل نیست، که ما را به بن بستهایى مىکشاند که منجر به نقض ظاهرى قانون اساسى مىگردد. شما در عین اینکه باید تمام توان خودتان را بگذارید که خلاف شرعى صورت نگیرد- و خدا آن روز را نیاورد- باید تمام سعى خودتان را بنمایید که خداى ناکرده اسلام در پیچ و خمهاى اقتصادى، نظامى، اجتماعى و سیاسى، متهم به عدم قدرت اداره جهان نگردد."
۸/۱۰/۶۷، پیام به اعضای مجلس تشخیص مصلحت نظام، صحیفه امام، ج۲۱، ص۲۱۷ و ۲۱۸
♦️ممکن است سوال شود چه فرقی می کند؛ شورای نگهبان مصلحت سنجی کند یا مجمع تشخیص مصلحت؟
واقع ماجرا اینست که بسیار متفاوت است. رعایت مصلحت در بیان احکام شرعی شورای نگهبان، نشانه کارآمدی دین و اجتهادست و حال آنکه تعدد حضور مجمع تشخیص مصلحت، خلاف چنین تصویری در جامعه است.
در نهایت اینکه تطبیق این بحث با حوادث این روزها با مخاطب.
#کشکول_رسانهای
http://telegram.me/joinchat/AAAAADvUg2MEk7p60toRIw
🔸آب و جارو کردند و مهیای برائت.
🔹یاد دوران مدرسه ام افتادم...
یاد همه معلمان و مربیان خوش معرفتی که همه همتشان، شکوه مناسک ۱۳ آبان بود.
🔸یادشان گرامی...
🔹همان ها که یادم دادند "مرگ بر آمریکا" روی دیگر "یاحسین" است.
🔸از کودکی یادمان دادند، "سلام بر حسین" و "لعنت بر یزید" پس از نوشیدن آب، شکر نعمت است و فزونی رحمت.
🔹و چه اربعینی است امسال...پیاده روی اربعین در امتداد خیابان طالقانی است...
http://yon.ir/QA0Gd
🔸الحمدالله.
🔹مشت های امسال گره کرده تر و فریادها با صلابت ترست...
@mahdian_mohsen
🔹یاد دوران مدرسه ام افتادم...
یاد همه معلمان و مربیان خوش معرفتی که همه همتشان، شکوه مناسک ۱۳ آبان بود.
🔸یادشان گرامی...
🔹همان ها که یادم دادند "مرگ بر آمریکا" روی دیگر "یاحسین" است.
🔸از کودکی یادمان دادند، "سلام بر حسین" و "لعنت بر یزید" پس از نوشیدن آب، شکر نعمت است و فزونی رحمت.
🔹و چه اربعینی است امسال...پیاده روی اربعین در امتداد خیابان طالقانی است...
http://yon.ir/QA0Gd
🔸الحمدالله.
🔹مشت های امسال گره کرده تر و فریادها با صلابت ترست...
@mahdian_mohsen
📵حیرت عمیق از فیلم دو دختر نوجوان
فیلم دو دختر نوجوان قبل خودکشی شان، یک هشدار جدی برای ماست. مساله تا پیش از این فراتر از خودکشی نبود. خودکشی یک آسیب جدی است اما امر جدیدی نیست. خودکشی رشته ای از افسردگی است. اما این فیلم نشان می دهد که ماجرا متفاوت از تلقی رایج ما از خودکشی است.
این فیلم مملو از سوال ها و ابهامات است. هرکه این فیلم را دیده دچار حیرتی سهمگین شده است. حقیقتا ماجرا چیست؟ چطور ممکن است دو دختر نوجوان اینطور مرگ را به بازی بگیرند؟
📵آنچه بعد از تماشای این فیلم کوتاه ذهن ها را درگیر می کند، فاصله ایست که از این نسل پیدا کرده ایم. با نسلی ناشناخته مواجهیم. جامعه ما این نسل را نمی فهمد. ادبیاتش را مطلع نیست. دغدغه ها و آرزوهایش را نمی شناسد. روابط شان مبهم است.
دقت بفرمائید؛ ماجرا کم توجهی نیست. ماجرا کم کاری برای یک نسل نیست. رهاسازی و فراموش کردن آنها نیست. ضعف نظام آموزشی و فرهنگی و غیره هم نیست. مساله فراتر از این حرفهاست. هنوز به این سطح از سوالات نرسیدیم.
مساله این است که اصلن این نسل چه می گوید؟ چه می فهمد؟ در ذهنش چه می گذرد؟ کجا می رود؟ ادبیاتش چیست؟ آرمان ها و آرزوهایش تا کجاهاست؟ اساسا نسل های بزرگتر از خودش را چطور تحلیل می کند؟
📵فضای مجازی برای سنینی که دارای بلوغ فکری هستند، صرفا یک دنیای متفاوت است. شخصیت آدم ها در دنیای مجازی از دنیای حقیقی شان متمایز است. این دنیای خیالی در شبکه های اجتماعی برای آدم بالغ و رشد یافته بیش از سرگرمی نیست. اما برای فرزندان نوجوان ما سبک زندگی غالب است. او میان دنیای فریب انگیز مجازی و دنیای واقعی تفکیکی قائل نیست. هنوز به این سطح از افسونگری و تقلب نرسیده است که دو نقش بازی کند. برای او جهان واقعی همین جهان مجازی خیال انگیزست که پر از توهمات است.
طبیعی است که این انسان متوهم، اگر در دنیای واقعیت ها قدم بگذرد همینطور عجیب وفضائی و ناشناخته است. تا دیر نشده فکری کنیم. با دست فرمان قبلی سراغ این نسل نمی شود رفت. ولو اینکه نقص هایمان را جبران و تلاش مان را مضاعف کنیم. گام اول شناخت است؛ شناخت توهم ناشی از دنیای مجازی.
منبع: صبح نو
#کشکول_رسانهای
http://telegram.me/joinchat/AAAAADvUg2MEk7p60toRIw
فیلم دو دختر نوجوان قبل خودکشی شان، یک هشدار جدی برای ماست. مساله تا پیش از این فراتر از خودکشی نبود. خودکشی یک آسیب جدی است اما امر جدیدی نیست. خودکشی رشته ای از افسردگی است. اما این فیلم نشان می دهد که ماجرا متفاوت از تلقی رایج ما از خودکشی است.
این فیلم مملو از سوال ها و ابهامات است. هرکه این فیلم را دیده دچار حیرتی سهمگین شده است. حقیقتا ماجرا چیست؟ چطور ممکن است دو دختر نوجوان اینطور مرگ را به بازی بگیرند؟
📵آنچه بعد از تماشای این فیلم کوتاه ذهن ها را درگیر می کند، فاصله ایست که از این نسل پیدا کرده ایم. با نسلی ناشناخته مواجهیم. جامعه ما این نسل را نمی فهمد. ادبیاتش را مطلع نیست. دغدغه ها و آرزوهایش را نمی شناسد. روابط شان مبهم است.
دقت بفرمائید؛ ماجرا کم توجهی نیست. ماجرا کم کاری برای یک نسل نیست. رهاسازی و فراموش کردن آنها نیست. ضعف نظام آموزشی و فرهنگی و غیره هم نیست. مساله فراتر از این حرفهاست. هنوز به این سطح از سوالات نرسیدیم.
مساله این است که اصلن این نسل چه می گوید؟ چه می فهمد؟ در ذهنش چه می گذرد؟ کجا می رود؟ ادبیاتش چیست؟ آرمان ها و آرزوهایش تا کجاهاست؟ اساسا نسل های بزرگتر از خودش را چطور تحلیل می کند؟
📵فضای مجازی برای سنینی که دارای بلوغ فکری هستند، صرفا یک دنیای متفاوت است. شخصیت آدم ها در دنیای مجازی از دنیای حقیقی شان متمایز است. این دنیای خیالی در شبکه های اجتماعی برای آدم بالغ و رشد یافته بیش از سرگرمی نیست. اما برای فرزندان نوجوان ما سبک زندگی غالب است. او میان دنیای فریب انگیز مجازی و دنیای واقعی تفکیکی قائل نیست. هنوز به این سطح از افسونگری و تقلب نرسیده است که دو نقش بازی کند. برای او جهان واقعی همین جهان مجازی خیال انگیزست که پر از توهمات است.
طبیعی است که این انسان متوهم، اگر در دنیای واقعیت ها قدم بگذرد همینطور عجیب وفضائی و ناشناخته است. تا دیر نشده فکری کنیم. با دست فرمان قبلی سراغ این نسل نمی شود رفت. ولو اینکه نقص هایمان را جبران و تلاش مان را مضاعف کنیم. گام اول شناخت است؛ شناخت توهم ناشی از دنیای مجازی.
منبع: صبح نو
#کشکول_رسانهای
http://telegram.me/joinchat/AAAAADvUg2MEk7p60toRIw
✍دادگاهی علیه اظهارنظر مخاطبین
#درحاشیه_دادگاه_توکلی
✍امروز دادگاه سایت خبری الف برگزار شد. اتهام احمد توکلی به عنوان مدیرمسوول سایت الف انتشار مطالب کذب و دفاع از سران فتنه بود که بعد از دفاعیه، هیات منصفه حکم تبرئه را صادر کرد.
اما فارغ از این اتهام و دادگاه برگزار شده، یک نکته قابل توجه وجود دارد که باید نسبت بدان تامل بیشتری داشت.
اتهام الف، اظهارنظرها و کامنت های مخاطبین بود نه اخبار یا مقالاتی که منتشر شده است. پیشتر نیز بسیاری از مدیران رسانه ای به همین بهانه در دادگاه حاضر شدند و یا عطای کامنت را به لقایش بخشیدند.
نکته قابل اعتنا، تعریف نادرستی است که از رسانه داریم.
✍احمدتوکلی در دادگاه امروز تلاش کرد از "حق اظهارنظر مخاطب" دفاع کند تا محتوای کامنت ها.
او تاکید داشت مخاطب الف حق دارد اظهارنظر کند ولو اینکه نظرش خلاف واقع باشد.
✍واقعیت این است که رسانه امروز، رسانه ای کاربر محورست. نمی شود کاربر را از رسانه حذف کرد. حذف کاربر از یک رسانه در دنیای امروز، مثل حذف جزئی از بدن است؛ رسانه از کارکرد خودش خارج می شود. اصرار بر حذف بخش کلیدی رسانه، در نهایت به تضعیف رسانه ها منجر می شود، آنهم رسانه ای که قرار است در جنگ فرهنگی دنیای امروز پیشگام باشد.
✍نظام حقوقی ما باید بین دو "عنوان" تفاوت قائل شود؛ یکی سهم رسانه و دیگری سهم مخاطب. نمی شود همان روش ارزیابی محتوای رسانه ها را در قبال محتوای اظهار نظر مخاطبین نیز پیاده کرد. رسانه ها در قبال صدق و کذب محتوای شان تکلیف دارند اما این حکم نمی تواند برای مخاطب نیز صادق باشد.
✍ آنچه درباره اظهارنظر مخاطبین حکم می کند، صدق و کذب محتوا نیست، اصل اظهارنظر اهمیت دارد. مخاطب نظرش را می گوید و البته این اظهارنظر می تواند خلاف واقع باشد.
مثلا ممکن است یک رسانه از وقوع یک فساد در جامعه بگوید و مخاطبی ذیل آن بنویسند: " همه کشور شده است دزدی" طبیعی است که این حرف غلط است ولی احساس یک مخاطب از وضعیت فساد در کشورست. یا مخاطبی دیگر ذیل مطلبی در ضرورت حصر، از سران فتنه دفاع کند.
✍مخاطب نیاز دارد اظهار نظر کند ولو خلاف واقع. اگر انعکاس حرف هایش را نتواند در رسانه های رسمی ببینید به رسانه های غیررسمی پناه می برد و آنجا مدیریت محتوا میسر نیست. اگر اجازه ندهیم مردم نظرات شان را در رسانه های قابل مدیریت بیان کنند، جائی می برند که تدبیرش دست کسی نخواهد بود، بدتر اینکه قدرت اثرگذاری رسانه های رسمی نیز از بین می رود.
منبع: صبح نو
#کشکول_رسانهای
http://telegram.me/joinchat/AAAAADvUg2MEk7p60toRIw
#درحاشیه_دادگاه_توکلی
✍امروز دادگاه سایت خبری الف برگزار شد. اتهام احمد توکلی به عنوان مدیرمسوول سایت الف انتشار مطالب کذب و دفاع از سران فتنه بود که بعد از دفاعیه، هیات منصفه حکم تبرئه را صادر کرد.
اما فارغ از این اتهام و دادگاه برگزار شده، یک نکته قابل توجه وجود دارد که باید نسبت بدان تامل بیشتری داشت.
اتهام الف، اظهارنظرها و کامنت های مخاطبین بود نه اخبار یا مقالاتی که منتشر شده است. پیشتر نیز بسیاری از مدیران رسانه ای به همین بهانه در دادگاه حاضر شدند و یا عطای کامنت را به لقایش بخشیدند.
نکته قابل اعتنا، تعریف نادرستی است که از رسانه داریم.
✍احمدتوکلی در دادگاه امروز تلاش کرد از "حق اظهارنظر مخاطب" دفاع کند تا محتوای کامنت ها.
او تاکید داشت مخاطب الف حق دارد اظهارنظر کند ولو اینکه نظرش خلاف واقع باشد.
✍واقعیت این است که رسانه امروز، رسانه ای کاربر محورست. نمی شود کاربر را از رسانه حذف کرد. حذف کاربر از یک رسانه در دنیای امروز، مثل حذف جزئی از بدن است؛ رسانه از کارکرد خودش خارج می شود. اصرار بر حذف بخش کلیدی رسانه، در نهایت به تضعیف رسانه ها منجر می شود، آنهم رسانه ای که قرار است در جنگ فرهنگی دنیای امروز پیشگام باشد.
✍نظام حقوقی ما باید بین دو "عنوان" تفاوت قائل شود؛ یکی سهم رسانه و دیگری سهم مخاطب. نمی شود همان روش ارزیابی محتوای رسانه ها را در قبال محتوای اظهار نظر مخاطبین نیز پیاده کرد. رسانه ها در قبال صدق و کذب محتوای شان تکلیف دارند اما این حکم نمی تواند برای مخاطب نیز صادق باشد.
✍ آنچه درباره اظهارنظر مخاطبین حکم می کند، صدق و کذب محتوا نیست، اصل اظهارنظر اهمیت دارد. مخاطب نظرش را می گوید و البته این اظهارنظر می تواند خلاف واقع باشد.
مثلا ممکن است یک رسانه از وقوع یک فساد در جامعه بگوید و مخاطبی ذیل آن بنویسند: " همه کشور شده است دزدی" طبیعی است که این حرف غلط است ولی احساس یک مخاطب از وضعیت فساد در کشورست. یا مخاطبی دیگر ذیل مطلبی در ضرورت حصر، از سران فتنه دفاع کند.
✍مخاطب نیاز دارد اظهار نظر کند ولو خلاف واقع. اگر انعکاس حرف هایش را نتواند در رسانه های رسمی ببینید به رسانه های غیررسمی پناه می برد و آنجا مدیریت محتوا میسر نیست. اگر اجازه ندهیم مردم نظرات شان را در رسانه های قابل مدیریت بیان کنند، جائی می برند که تدبیرش دست کسی نخواهد بود، بدتر اینکه قدرت اثرگذاری رسانه های رسمی نیز از بین می رود.
منبع: صبح نو
#کشکول_رسانهای
http://telegram.me/joinchat/AAAAADvUg2MEk7p60toRIw
🌺سبک زندگی اربعینیها
راه پیمائی اربعین در نسبت کلید واژه " #زائر" یک سبک زندگی تمدن ساز است. آنقدر غرق جوش و خروش این روزهائیم که کمتر قدر معرفتی این نعمت را توجه می کنیم.
🌺مراسم پرشور اربعین حسینی در کربلا جلوه ای از یک جامعه اخلاقی و دینی است. جامعه ای که مفهوم جدیدی از نظم و قانون و ایثار و همیاری و تعاون ایجاد کرده است.
🌺 #نظم در راه پیمایی اربعین عراق مفهوم متفاوتی از نظم رایج دارد . این نظم کاملن خودجوش و بدون هرگونه قرار داد دولتی و قانون از پیش نوشته شده است. نظمی است که از درون همکاری و تعاون عاشقانه زوار سیدالشهدا علیه السلام ایجاد شده است.
🌺کمک کردن افراد به یکدیگر فراتر از #ایثار و فداکاری های مرسوم است. کمک کردن به عنوان یک اصل ساختاری در راه پیایی اربعین ایجاد شده است و افراد برای کمک به دیگران از هم سبقت می گیرند. اهل کمک و ایثار حتا نگران ریا و تزویر هم نیستند چرا که اساسا راه پیمایی اربعین بر مبنای کمک و یاری و تعاون شکل گرفته است و همیاری در ساختار آن تعریف شده است.
🌺روابط ادم ها بسیار احترامآمیز است و این احترام بسیار فراتر از #ادب های مدرن و تصنعی جوامع امروزی است که بیشتر بر اساس رفتار کاسب کارانه سرمایه داری شکل گرفته است. در این مانور زیبا، ادب و احترام به دیگران جوشش درونی دارد و افراد برای عشق ورزیدن بهم عطش دارند.
🌺 #امر_به_معروف و نهی از منکر و نظارت های مردمی در بالاترین سطح و بلوغ خودش قرار گرفته است. در این جامعه نهی از منکر نهادینه و خاصیت پیشگیرانه پیدا کرده است. در چنین جامعه ای افراد می دانند که هر خطای احتمالی با واکنش دیگر اعضای این جامعه مواجه می شود و بنابراین کمتر آسیبی در این جامعه شکل می گیرد.
🌺 #سادگی و بی آلایشی و توقعات در حد نیاز و خورد و خوراک ساده، از دیگر نشانه های جامعه اربعینی عراق است. ساده زندگی می کنند و نیازهایشان صرفن براساس هدف تعریف می شود و در عین حال از این سبک زندگی لذت می برند.
🌺 #هجرت و عبور از وابستگی های مادی به شکل واقعی کلمه در این مسیر دیده می شود. هجرت از زن و فرزند و زندگی و دیار و تن دادن به خطراتی که در طول راه آنها را تهدید می کند. پیوند سبک زندگی اربعین با هجرت خودش یک معیار کلیدی در زندگی جهادی است.
🌼اما همه این زیبایی ها به یک مبدا برمی گردد؛ آن مبدا و نسبت چیست؟ "#محبت افراد به یکدیگر" منشا اصلی این جوشش خیرات است.
جامعه ای که روابط آدم ها در آن عاطفی و محبت آمیز است، نظام حاکم بر آن رنگ اخلاقی می گیرد. در جامعه ای که همه همدیگر را دوست دارند و نسبت به یکدیگر محبت می ورزند همراهی و همیاری معنی دیگری پیدا می کند.
بسیاری از خیرات و برکات سفر اربعین را باید در همین رابطه محبت آمیز دید. "انسان توحیدی و محبین اهل بیت" از کمک کردن به دیگران لذت می برند. شوق کمک کردن و آرامشی که از این یاری رسانی می برند اثر این دنیایی کار آنهاست و نگاه کاسب مآبانه نه به این دنیا دارد و نه حتا به آخرت. معتقدند انسان ها باید به یکدیگر کمک برسانند و این یک وظیفه است.
افراد وقتی کسی را دوست دارند تلاش می کنند به هر تقدیر به او خدمت کنند. کمکشان هم بدون درخواست و خواهش است . اگر چنین نگاهی بین ادم ها ایجاد شود دیگر لازم نیست منافع مادی این یاری رسانی متذکر شود. حتا فراتر از پاداش آخرت است. ادم ها چون همیدگر را دوست دارند به فکر هم هستند. اما رمز مانایی و ماندگاری این رابطه دوطرفه چیست؟ و چه ارتباطی به ماجرای اربعین دارد؟
🌼اما این رابطه محبتی چه وقت ایجاد می شود؟
رمز و راز تشکیل این "محبت" در تعبیر " #زائر" است. خیرات و برکات جامعه اخلاقی راه پیمایی اربعین را باید در نسبت زوار با یکدیگر دید. ارتباط عاطفی زائران اربعین، منشا اصلی همه این خیرات است؛ ارتباط عاطفی که در کمال خودش قرار دارد.
🌼در جامعه اربعین افراد همیدگر را در حد اعلا دوست دارند و به همین دلیل به هم احترام می گذارند و حریم یکدیگر را رعایت و فداکاری می کنند و برای ایثار از هم سبقت می گیرند. چرا ؟ چون اینها زائرند. اینها کسانی هستند که محبوب اصلی شان را دوست دارند. مردم عاشق سیدالشهدا هستند و به همین دلیل هرکس که سیدالشهدا را دوست دارند را دوست می دارند و به او محبت می کنند. در چنین جامعه ای که افراد نسبت شان را با یکدیگر بر اساس نسبت آنها با اهل بیت تعریف می کنند می توان انتظار تشکیل یک جامعه توحیدی در اعلاترین درجه داشت.
🌺و اما مهمتر اینکه تنها الگوی رشد و اعتلای جوامع نیز همین الگو است. الگویی که رفتار انسان ها را با هم عاطفی می کند آنهم محبت حقیقی. روابط عاطفی افراد با یکدیگر که که حول محبت آنها به اهل بیت ایجاد می شود، جامعه ساز است؛ آنهم جامعه کمال یافته اسلامی که جامعه ای توحیدی است.
منبع: روزنامه قدس
http://telegram.me/joinchat/AAAAADvUg2MEk7p60toRIw
راه پیمائی اربعین در نسبت کلید واژه " #زائر" یک سبک زندگی تمدن ساز است. آنقدر غرق جوش و خروش این روزهائیم که کمتر قدر معرفتی این نعمت را توجه می کنیم.
🌺مراسم پرشور اربعین حسینی در کربلا جلوه ای از یک جامعه اخلاقی و دینی است. جامعه ای که مفهوم جدیدی از نظم و قانون و ایثار و همیاری و تعاون ایجاد کرده است.
🌺 #نظم در راه پیمایی اربعین عراق مفهوم متفاوتی از نظم رایج دارد . این نظم کاملن خودجوش و بدون هرگونه قرار داد دولتی و قانون از پیش نوشته شده است. نظمی است که از درون همکاری و تعاون عاشقانه زوار سیدالشهدا علیه السلام ایجاد شده است.
🌺کمک کردن افراد به یکدیگر فراتر از #ایثار و فداکاری های مرسوم است. کمک کردن به عنوان یک اصل ساختاری در راه پیایی اربعین ایجاد شده است و افراد برای کمک به دیگران از هم سبقت می گیرند. اهل کمک و ایثار حتا نگران ریا و تزویر هم نیستند چرا که اساسا راه پیمایی اربعین بر مبنای کمک و یاری و تعاون شکل گرفته است و همیاری در ساختار آن تعریف شده است.
🌺روابط ادم ها بسیار احترامآمیز است و این احترام بسیار فراتر از #ادب های مدرن و تصنعی جوامع امروزی است که بیشتر بر اساس رفتار کاسب کارانه سرمایه داری شکل گرفته است. در این مانور زیبا، ادب و احترام به دیگران جوشش درونی دارد و افراد برای عشق ورزیدن بهم عطش دارند.
🌺 #امر_به_معروف و نهی از منکر و نظارت های مردمی در بالاترین سطح و بلوغ خودش قرار گرفته است. در این جامعه نهی از منکر نهادینه و خاصیت پیشگیرانه پیدا کرده است. در چنین جامعه ای افراد می دانند که هر خطای احتمالی با واکنش دیگر اعضای این جامعه مواجه می شود و بنابراین کمتر آسیبی در این جامعه شکل می گیرد.
🌺 #سادگی و بی آلایشی و توقعات در حد نیاز و خورد و خوراک ساده، از دیگر نشانه های جامعه اربعینی عراق است. ساده زندگی می کنند و نیازهایشان صرفن براساس هدف تعریف می شود و در عین حال از این سبک زندگی لذت می برند.
🌺 #هجرت و عبور از وابستگی های مادی به شکل واقعی کلمه در این مسیر دیده می شود. هجرت از زن و فرزند و زندگی و دیار و تن دادن به خطراتی که در طول راه آنها را تهدید می کند. پیوند سبک زندگی اربعین با هجرت خودش یک معیار کلیدی در زندگی جهادی است.
🌼اما همه این زیبایی ها به یک مبدا برمی گردد؛ آن مبدا و نسبت چیست؟ "#محبت افراد به یکدیگر" منشا اصلی این جوشش خیرات است.
جامعه ای که روابط آدم ها در آن عاطفی و محبت آمیز است، نظام حاکم بر آن رنگ اخلاقی می گیرد. در جامعه ای که همه همدیگر را دوست دارند و نسبت به یکدیگر محبت می ورزند همراهی و همیاری معنی دیگری پیدا می کند.
بسیاری از خیرات و برکات سفر اربعین را باید در همین رابطه محبت آمیز دید. "انسان توحیدی و محبین اهل بیت" از کمک کردن به دیگران لذت می برند. شوق کمک کردن و آرامشی که از این یاری رسانی می برند اثر این دنیایی کار آنهاست و نگاه کاسب مآبانه نه به این دنیا دارد و نه حتا به آخرت. معتقدند انسان ها باید به یکدیگر کمک برسانند و این یک وظیفه است.
افراد وقتی کسی را دوست دارند تلاش می کنند به هر تقدیر به او خدمت کنند. کمکشان هم بدون درخواست و خواهش است . اگر چنین نگاهی بین ادم ها ایجاد شود دیگر لازم نیست منافع مادی این یاری رسانی متذکر شود. حتا فراتر از پاداش آخرت است. ادم ها چون همیدگر را دوست دارند به فکر هم هستند. اما رمز مانایی و ماندگاری این رابطه دوطرفه چیست؟ و چه ارتباطی به ماجرای اربعین دارد؟
🌼اما این رابطه محبتی چه وقت ایجاد می شود؟
رمز و راز تشکیل این "محبت" در تعبیر " #زائر" است. خیرات و برکات جامعه اخلاقی راه پیمایی اربعین را باید در نسبت زوار با یکدیگر دید. ارتباط عاطفی زائران اربعین، منشا اصلی همه این خیرات است؛ ارتباط عاطفی که در کمال خودش قرار دارد.
🌼در جامعه اربعین افراد همیدگر را در حد اعلا دوست دارند و به همین دلیل به هم احترام می گذارند و حریم یکدیگر را رعایت و فداکاری می کنند و برای ایثار از هم سبقت می گیرند. چرا ؟ چون اینها زائرند. اینها کسانی هستند که محبوب اصلی شان را دوست دارند. مردم عاشق سیدالشهدا هستند و به همین دلیل هرکس که سیدالشهدا را دوست دارند را دوست می دارند و به او محبت می کنند. در چنین جامعه ای که افراد نسبت شان را با یکدیگر بر اساس نسبت آنها با اهل بیت تعریف می کنند می توان انتظار تشکیل یک جامعه توحیدی در اعلاترین درجه داشت.
🌺و اما مهمتر اینکه تنها الگوی رشد و اعتلای جوامع نیز همین الگو است. الگویی که رفتار انسان ها را با هم عاطفی می کند آنهم محبت حقیقی. روابط عاطفی افراد با یکدیگر که که حول محبت آنها به اهل بیت ایجاد می شود، جامعه ساز است؛ آنهم جامعه کمال یافته اسلامی که جامعه ای توحیدی است.
منبع: روزنامه قدس
http://telegram.me/joinchat/AAAAADvUg2MEk7p60toRIw
📶تفاوت موکبهای ایرانی با عراقی
یک اتفاق خوب و قابل اعتنا طی سالهای گذشته رشد موکب های ایرانی در مسیر پیاده روی اربعین است. اما همین حرکت پسندیده نیاز به اعتلا و ارتقا دارد.
*⃣"موکب داری" عراقی ها نیز شبیه "هیات داری" ما آدابی دارد که باید با اعتنا به همین ادب و سلک و رعایت جزئیات موکب داری، این بیرق را برافراخت.
چهار آسیب در کمین موکب های ایرانی است که باید مراقبت شود. طبیعی است که این آسیب ها برای اقلی است و صدالبته که همگی ماجورند.
1⃣اما اول از همه پرهیز از دولتی شدن است. هرنوع موکب غیرمردمی در مسیر راه پیمائی یک اشتباه پرآسیب است.
ویژگی بارز موکب های عراقی در مردمی بودنش است. هر نوع "موکب نفتی و وقفی" در این راه خطاست. اگر عزم و هزمیست، مردم را حمایت کنند نه بیشتر.
2⃣دوم پرکردن چاله های پیش پاست. موکب هدف نیست؛ مسیر "رفتن" شویم. ایرانی ها علمی را بلند کنند که بر زمین است. مثلا برخی ایرانی ها در جمع آوری زباله ها کمک کردند. برخی دیگر در مرزها و غیره. چه اشکالی دارد بجای موکب داری، نهضت حمل و نقل رایگان زوار را تا مرزها راه بیاندازیم؟ و دهها طرح مشابه.
به این فهم، مهمترین وظیفه ما در ایام راه پیمائی، "امتداد خادمی" تا این سوی مرزهاست؛ تا تهران، اصفهان، تبریز... آنسو بی نیاز ازماست.
3⃣سوم هضم شدن در مناسک عراقی هاست. ما میهمانیم؛ محو شویم. هرآنچه ایرانی نمائی است، خطاست. فرقی نمی کند چای ایرانی یا آش ایرانی. عکس "حاج قاسم" هم اگر با فخرنمائی است؛ خطاست. سال گذشته خبری منتشر شد که رهبری با نصب عکس هایش در مسیر اربعین مخالف است. حق همین است. تنها و تنها آنچه مربوط به جهان اسلام است باید سردست گرفت.
4⃣در نهایت توجه به اصل راه پیمائی و فلسفه شکل گیری موکب هاست. موکب داری یعنی خدمت رسانی؛ خدمت برای چه؟ برای "راه پیمائی". پوستر امام و رهبری و عکس شهدا و غیره خوب است اما جایش اینجا نیست. ما با امام و شهدا به مسیر "راه پیمائی" رسیدیم اما اینجا وظیفه مان خدمت برای پیاده روی است؛ نه عکس و پوستر پخش کردن.
"هویت موکب داری" یعنی خدمت به زوار برای "پیاده روی". موکب محل "رفتن" است نه "ماندن". موکب محل "خدمت دادن" است نه "جلوه کردن". موکب محل "دگرنمائی" است نه "خودنمائی". پیاده روی اربعین خودش بزرگترین کار فرهنگی است، دنبال "کار فرهنگی ضمیمه ای" نباشیم. بزرگترین کار تبلیغی و ترویجی، خادمی زوار و اعتلای این راه پیمائی عظیم است.
یکی از آداب مهم موکب داری عراقی ها تمرکز در خادمی است. با تمام وجود تلاش می کنند، "راه پیمائی" زوار را نصرت دهند.
#⃣واقعیت اینست که اشکال این سبک تربیتی، ریشه ایست. "توزیع بسته فرهنگی" در راه پیمائی اربعین مثل مدل کارفرهنگی ما در انقلاب اسلامی است. حقیقتا فکر می کنیم کار فرهنگی در جمهوری اسلامی منحصر در شعارها و مناسک است. اگر تمرین کنیم که بزرگترین کار فرهنگی در جمهوری اسلامی خدمت رسانی است و بزرگترین کار انقلابی، خادمی مردم است؛ آنگاه در مسیر راه پیمائی اربیعن که "انفجار فرهنگ اسلامی" و "جلوه قیام مظلومین" است، دنبال توزیع بسته فرهنگی نخواهیم بود.
http://yon.ir/FIZWU
بیشتر در کشکول می نویسم👇
http://telegram.me/joinchat/AAAAADvUg2MEk7p60toRIw
یک اتفاق خوب و قابل اعتنا طی سالهای گذشته رشد موکب های ایرانی در مسیر پیاده روی اربعین است. اما همین حرکت پسندیده نیاز به اعتلا و ارتقا دارد.
*⃣"موکب داری" عراقی ها نیز شبیه "هیات داری" ما آدابی دارد که باید با اعتنا به همین ادب و سلک و رعایت جزئیات موکب داری، این بیرق را برافراخت.
چهار آسیب در کمین موکب های ایرانی است که باید مراقبت شود. طبیعی است که این آسیب ها برای اقلی است و صدالبته که همگی ماجورند.
1⃣اما اول از همه پرهیز از دولتی شدن است. هرنوع موکب غیرمردمی در مسیر راه پیمائی یک اشتباه پرآسیب است.
ویژگی بارز موکب های عراقی در مردمی بودنش است. هر نوع "موکب نفتی و وقفی" در این راه خطاست. اگر عزم و هزمیست، مردم را حمایت کنند نه بیشتر.
2⃣دوم پرکردن چاله های پیش پاست. موکب هدف نیست؛ مسیر "رفتن" شویم. ایرانی ها علمی را بلند کنند که بر زمین است. مثلا برخی ایرانی ها در جمع آوری زباله ها کمک کردند. برخی دیگر در مرزها و غیره. چه اشکالی دارد بجای موکب داری، نهضت حمل و نقل رایگان زوار را تا مرزها راه بیاندازیم؟ و دهها طرح مشابه.
به این فهم، مهمترین وظیفه ما در ایام راه پیمائی، "امتداد خادمی" تا این سوی مرزهاست؛ تا تهران، اصفهان، تبریز... آنسو بی نیاز ازماست.
3⃣سوم هضم شدن در مناسک عراقی هاست. ما میهمانیم؛ محو شویم. هرآنچه ایرانی نمائی است، خطاست. فرقی نمی کند چای ایرانی یا آش ایرانی. عکس "حاج قاسم" هم اگر با فخرنمائی است؛ خطاست. سال گذشته خبری منتشر شد که رهبری با نصب عکس هایش در مسیر اربعین مخالف است. حق همین است. تنها و تنها آنچه مربوط به جهان اسلام است باید سردست گرفت.
4⃣در نهایت توجه به اصل راه پیمائی و فلسفه شکل گیری موکب هاست. موکب داری یعنی خدمت رسانی؛ خدمت برای چه؟ برای "راه پیمائی". پوستر امام و رهبری و عکس شهدا و غیره خوب است اما جایش اینجا نیست. ما با امام و شهدا به مسیر "راه پیمائی" رسیدیم اما اینجا وظیفه مان خدمت برای پیاده روی است؛ نه عکس و پوستر پخش کردن.
"هویت موکب داری" یعنی خدمت به زوار برای "پیاده روی". موکب محل "رفتن" است نه "ماندن". موکب محل "خدمت دادن" است نه "جلوه کردن". موکب محل "دگرنمائی" است نه "خودنمائی". پیاده روی اربعین خودش بزرگترین کار فرهنگی است، دنبال "کار فرهنگی ضمیمه ای" نباشیم. بزرگترین کار تبلیغی و ترویجی، خادمی زوار و اعتلای این راه پیمائی عظیم است.
یکی از آداب مهم موکب داری عراقی ها تمرکز در خادمی است. با تمام وجود تلاش می کنند، "راه پیمائی" زوار را نصرت دهند.
#⃣واقعیت اینست که اشکال این سبک تربیتی، ریشه ایست. "توزیع بسته فرهنگی" در راه پیمائی اربعین مثل مدل کارفرهنگی ما در انقلاب اسلامی است. حقیقتا فکر می کنیم کار فرهنگی در جمهوری اسلامی منحصر در شعارها و مناسک است. اگر تمرین کنیم که بزرگترین کار فرهنگی در جمهوری اسلامی خدمت رسانی است و بزرگترین کار انقلابی، خادمی مردم است؛ آنگاه در مسیر راه پیمائی اربیعن که "انفجار فرهنگ اسلامی" و "جلوه قیام مظلومین" است، دنبال توزیع بسته فرهنگی نخواهیم بود.
http://yon.ir/FIZWU
بیشتر در کشکول می نویسم👇
http://telegram.me/joinchat/AAAAADvUg2MEk7p60toRIw
Forwarded from جهادی محبین
▫️شب های سردِ مردم زلزله زده.
▪️همت کنیم...
🔸هرجای تهران هستید پتوهای اهدائی شما رابرای ارسال روز سه شنبه،درب منزل تان تحویل میگیریم.
@jahadi_mohebin
☎09121068227
🔺لطفا در انتشار این پیام مدد دهید.
▪️همت کنیم...
🔸هرجای تهران هستید پتوهای اهدائی شما رابرای ارسال روز سه شنبه،درب منزل تان تحویل میگیریم.
@jahadi_mohebin
☎09121068227
🔺لطفا در انتشار این پیام مدد دهید.
Forwarded from خبرگزاری تسنیم
.
🔴 یک گروه جهادی در نظر دارد فقط "چادرهای مسافرتی" را در سطح شهر تهران از درب منازل تحویل گرفته و برای زلزله زدگان کرمانشاه منتقل کند.
برای تحویل چادر می توانید با شماره 09121068227 تماس بگیرید و یا آدرس را پیامک کنید و یا به آیدی @mohsen_mahdian در تلگرام ارسال کنید.
@jahadi_mohebin
.
🔴 یک گروه جهادی در نظر دارد فقط "چادرهای مسافرتی" را در سطح شهر تهران از درب منازل تحویل گرفته و برای زلزله زدگان کرمانشاه منتقل کند.
برای تحویل چادر می توانید با شماره 09121068227 تماس بگیرید و یا آدرس را پیامک کنید و یا به آیدی @mohsen_mahdian در تلگرام ارسال کنید.
@jahadi_mohebin
.
سلام به هم گروهی های عزیز
این شماره که از من در شبکه های اجتماعی توزیع شده دست مردم زلزله زده هم رسیده.
تا حالا چند نفر زنگ زدند؛ زن و مرد میگن دیشب از سرما یخ زدیم. بما چادر و پتو برسونید. گزارش رفقای جهادیمون هم از منطقه همینه.
از فردا سردتر هم میشه.
واقعن مبلغ چادر زیاد نیست. یک همت کنین بین فامیل و اطرافیان هرکی هزینه چند تا چادر میتونه جور کنه.
باید از جیب و آبرو خرج کنیم؛ شرط مسلمانیست
ما از طرف گروه جهادی محبین داریم امشب چادر می فرستیم.هر کس تمایل داشت خبر بده. هر چادر خوب حدود ۱۳۰ تومنه.
نیت کنیم یک خانواده را امشب سرپناه حداقلی بدیم.
6362-1410-8113-7086
محسن مهدیان
@mohsen_mahdian
این شماره که از من در شبکه های اجتماعی توزیع شده دست مردم زلزله زده هم رسیده.
تا حالا چند نفر زنگ زدند؛ زن و مرد میگن دیشب از سرما یخ زدیم. بما چادر و پتو برسونید. گزارش رفقای جهادیمون هم از منطقه همینه.
از فردا سردتر هم میشه.
واقعن مبلغ چادر زیاد نیست. یک همت کنین بین فامیل و اطرافیان هرکی هزینه چند تا چادر میتونه جور کنه.
باید از جیب و آبرو خرج کنیم؛ شرط مسلمانیست
ما از طرف گروه جهادی محبین داریم امشب چادر می فرستیم.هر کس تمایل داشت خبر بده. هر چادر خوب حدود ۱۳۰ تومنه.
نیت کنیم یک خانواده را امشب سرپناه حداقلی بدیم.
6362-1410-8113-7086
محسن مهدیان
@mohsen_mahdian
❤️بخدا مردم ما خوبند...
زنگ زد گفت یک پتو دارم. میاید تحویل بگیرید.
گفتم: ببخشید. دیر گفتید. بار #کرمانشاه رفته.
گفت: پس شماره کارت بدید پول بریزم.
بعد همپیامکش اومد(داخل عکسه)
میگه ببخشید وسع من کمه. 40 تومن ریختم. طلا هم دارم ولی امکان تبدیلش رو ندارم.
گفتم ما انجام می دیم.
حالا زنگزده میگه این طلاها خیلی هم ارزش نداره. نهایتن ۶۰۰ تومن.
گفتم خدا قبول کنه
گفت چطوری برسونم؟
گفتم اسنپ بگیرید لطفن.
گفت: ببخشید . ولی دیگه هیچی پول ندارم
❤️از اینا شما هم سراغ دارید. برای خودتان مرور کنید.
یکی دیگه پیامک زده من کارگرم. 50 تومن بفرستم؟ (داخل عکس)
دینداری یعنی همین. معرفت مردم ما در هویت شان است.
اما مسئولین...
هنوز درگیرند که چه کسی مقصر است؟ این یا اون.
آن یکی نهاد هم که همه ماه و سال بیکارست تا بحران را مدیریت کند، خودش با بی مدیریتی عامل بحران است.
❤️کاش قدر مردم را بدانیم...
http://yon.ir/hopDK
🔻کشکولی
@mohsen_mahdian
زنگ زد گفت یک پتو دارم. میاید تحویل بگیرید.
گفتم: ببخشید. دیر گفتید. بار #کرمانشاه رفته.
گفت: پس شماره کارت بدید پول بریزم.
بعد همپیامکش اومد(داخل عکسه)
میگه ببخشید وسع من کمه. 40 تومن ریختم. طلا هم دارم ولی امکان تبدیلش رو ندارم.
گفتم ما انجام می دیم.
حالا زنگزده میگه این طلاها خیلی هم ارزش نداره. نهایتن ۶۰۰ تومن.
گفتم خدا قبول کنه
گفت چطوری برسونم؟
گفتم اسنپ بگیرید لطفن.
گفت: ببخشید . ولی دیگه هیچی پول ندارم
❤️از اینا شما هم سراغ دارید. برای خودتان مرور کنید.
یکی دیگه پیامک زده من کارگرم. 50 تومن بفرستم؟ (داخل عکس)
دینداری یعنی همین. معرفت مردم ما در هویت شان است.
اما مسئولین...
هنوز درگیرند که چه کسی مقصر است؟ این یا اون.
آن یکی نهاد هم که همه ماه و سال بیکارست تا بحران را مدیریت کند، خودش با بی مدیریتی عامل بحران است.
❤️کاش قدر مردم را بدانیم...
http://yon.ir/hopDK
🔻کشکولی
@mohsen_mahdian
👍1
💝الحمدالله به همراهی تان.
12 میلیون تومان از بعد ازظهر تا حالا جمع شده است.
💖بار امشب همین الان راهی شد؛ 110 چادر و 250 پتوی نو
به همراه پوشاک و شیرخشک.
انشالله فردا هم ادامه میدهیم
@mahdian_mohsen
12 میلیون تومان از بعد ازظهر تا حالا جمع شده است.
💖بار امشب همین الان راهی شد؛ 110 چادر و 250 پتوی نو
به همراه پوشاک و شیرخشک.
انشالله فردا هم ادامه میدهیم
@mahdian_mohsen
🌷این عروسک ها را بچه های یک مهدکودک جمع کردند و فرستادند برای بچه های کرمانشاه.
حتمن خیلی خوشحال می شوند.
شیشه شیرها را هم یه آدم خوشفکر فرستاده.
@mahdian_mohsen
حتمن خیلی خوشحال می شوند.
شیشه شیرها را هم یه آدم خوشفکر فرستاده.
@mahdian_mohsen
خیلی ها تقاضا دارند که اینمحموله دست اهلش برسد.
جهت اطلاع توزیع ما فقط در روستاهاست که متاسفانه هنوز امکانات نرفته است.
انشالله گزارش توزیع را هم منتشر می کنم.
@mahdian_mohsen
جهت اطلاع توزیع ما فقط در روستاهاست که متاسفانه هنوز امکانات نرفته است.
انشالله گزارش توزیع را هم منتشر می کنم.
@mahdian_mohsen
🔹سلام.
🔸با همت شما از دیروز بعداز ظهر تا امروز ظهر 45 میلیون تومان جمع آوری شده است.
دو خاور بار چادر و پتو دیشب ارسال و توزیع شده است.
امشب چادر ضدآب و پتو و پلاستیک می بریم.
مقصدمان هم روستائیان اهل سنت و اهل حقند. ظاهرا نیاز آنجا بیشترست.
خودم هم با محموله سوم میرم و از همان جا گزارش میدم.
شما هم با این بارها رهسپارید؛ به مدد کریم اهل بیت.
6362-1410-8113-7086
محسن مهدیان
@mahdian_mohsen
🔸با همت شما از دیروز بعداز ظهر تا امروز ظهر 45 میلیون تومان جمع آوری شده است.
دو خاور بار چادر و پتو دیشب ارسال و توزیع شده است.
امشب چادر ضدآب و پتو و پلاستیک می بریم.
مقصدمان هم روستائیان اهل سنت و اهل حقند. ظاهرا نیاز آنجا بیشترست.
خودم هم با محموله سوم میرم و از همان جا گزارش میدم.
شما هم با این بارها رهسپارید؛ به مدد کریم اهل بیت.
6362-1410-8113-7086
محسن مهدیان
@mahdian_mohsen
سلام
از دیروز تا الان مرحمتی دوستان به ۶۷ میلیون تومان رسیده.
محموله سوم را هم بار زدیم.
۱۰۰ عدد چادر بزرگ ضدآب.
۲۰۰ عدد پتو باکیفیت
۲ تن پلاستیک
وسائل بهداشتی بانوان
عازم کرمانشاهیم.
@mahdian_mohsen
از دیروز تا الان مرحمتی دوستان به ۶۷ میلیون تومان رسیده.
محموله سوم را هم بار زدیم.
۱۰۰ عدد چادر بزرگ ضدآب.
۲۰۰ عدد پتو باکیفیت
۲ تن پلاستیک
وسائل بهداشتی بانوان
عازم کرمانشاهیم.
@mahdian_mohsen