📶درگوشی با 16 میلیون اصولگرا
یک سوال مهم؛ واقعن سیاست اصولگراها برای 4 سال پیشرو چیست؟ مقابله با دولت؟
طبیعی است که هرجا نیاز به نقدباشد باید فعال بود. اما تحقق شعارهای انقلاب توسط دولت ها رقم می خورد. نمی شود بی اعتنا به قدرت برتر ، به چند رسانه و شبکه اجتماعی و غیره دلخوش بود. باید قدرت سیاسی حاکم را پای کار انقلاب آورد. بخواهیم و نخواهیم باید با همین دولت، ظلم ستیز باشیم و عدالتخواه. باید با همین دولت به مردم خدمت کرد و کار انقلاب را پیش برد.
📶پذیرفتن این گزاره که "باید با همین دولت بجنگ استکبار رفت"، بسیار کلیدی است. بی اعتنایی به این مهم، یعنی 4 سال مشغول انتقاد و خرده و ایرادگرفتن و آنگاه روی زمین ماندن شعارهای مهم.
اگر با این گارد سیاسی با دولت مواجه شویم، کاملا تعامل مان تغییر می کند. حتا نوع مواجهه مان با مردم و طرفداران دولت نیز تغییر می کند. هیچ امری مهمتر از پی گیری اهداف انقلاب و خدمت به مردم نیست و بخواهیم و نخواهیم باید با همین دولت منتخب این مهم را پیش ببریم.
⏹اما این تذکر چه تغییری در سیاست های ما می دهد؟
1⃣یکم. هرجائی که اقدام مثبتی از دولت و در هر سطحی در راه خدمت به مردم و مقاومت دیدیم، باید ضریب دهیم و تمجید کنیم و استقبال.
اگر رئیس جمهور گفت "هرکس نمی تواند با این حقوق در دولت کار کند، نماند" باید استقبال کنیم. اگر در ماجرای میانمار گفت "این دولت باید به جنایت های وحشیانه پایان دهد،" باید تیتر یک کیهان شود. اگر گفت "امضای طلائی نداریم" باید سرمقاله جوان شود. اگر "در شورای عالی امنیت ملی، به حصر کمک کرد" باید تا مدتها یادداشت روزنامه خراسان شود. اگر علیه "استاندار پروازی" موضع گرفت باید مورد تمجید خبرگزاری فارس قرار گیرد. و قس علی هذا.
2⃣دوم. مطالبات مان را از این دولت تنظیم کنیم. نه قرارست از آرمان ها عدول کنیم و نه باج دهیم و نه از کنار کم کاری ها بگذریم. اما تعدیل مطالبات بدین معناست که بدانیم با دولت اصلاح طلب و اعتدالی مواجهیم نه دولت اصولگرای دوآتشه.
نقد کنیم، اما سطح انتظارمان را منطقی کنیم. این دولت باید مطابق مشی و مرام سیاسی خودش در خدمت انقلاب قرار گیرد و این نکته ایست اجتناب ناپذیر. جهت دهیم اما منکر راه و نقشش نشویم.
3⃣سوم. ادبیات مان را بهینه کنیم. هنوز ادبیات برخی از ما همان ادبیات گذشته است. باید نشان دهیم در نقد و انتقاد دلسوزیم؛ به تعبیر رهبری "دلسوزانه و طبیبانه". توجه اکید کنیم که این دولت منتخب اکثریت مردم است. مخاطب ما، "مردمند" نه "این و آن یکی".
*⃣خلاصه اینکه؛
این حرفها را می شود از منظر اخلاق گفت؛ اما غرض فراترست.
می توان از منظر قانون گفت؛ اما هدف مان متعالی ترست.
می توان از منظر مردم سالاری گفت؛ اما دغدغه مان رفیع ترست.
◀️باور کنیم که باید با همین دولت کار انقلاب را پیش برد؛ واگرنه بعد از 4 سال خسر الدنیا و الاخرتیم.
✅درباره سیاست و فرهنگ و اقتصاد هرچه بذهنم برسد اینجا مینویسم.👇
http://telegram.me/joinchat/AAAAADvUg2MEk7p60toRIw
یک سوال مهم؛ واقعن سیاست اصولگراها برای 4 سال پیشرو چیست؟ مقابله با دولت؟
طبیعی است که هرجا نیاز به نقدباشد باید فعال بود. اما تحقق شعارهای انقلاب توسط دولت ها رقم می خورد. نمی شود بی اعتنا به قدرت برتر ، به چند رسانه و شبکه اجتماعی و غیره دلخوش بود. باید قدرت سیاسی حاکم را پای کار انقلاب آورد. بخواهیم و نخواهیم باید با همین دولت، ظلم ستیز باشیم و عدالتخواه. باید با همین دولت به مردم خدمت کرد و کار انقلاب را پیش برد.
📶پذیرفتن این گزاره که "باید با همین دولت بجنگ استکبار رفت"، بسیار کلیدی است. بی اعتنایی به این مهم، یعنی 4 سال مشغول انتقاد و خرده و ایرادگرفتن و آنگاه روی زمین ماندن شعارهای مهم.
اگر با این گارد سیاسی با دولت مواجه شویم، کاملا تعامل مان تغییر می کند. حتا نوع مواجهه مان با مردم و طرفداران دولت نیز تغییر می کند. هیچ امری مهمتر از پی گیری اهداف انقلاب و خدمت به مردم نیست و بخواهیم و نخواهیم باید با همین دولت منتخب این مهم را پیش ببریم.
⏹اما این تذکر چه تغییری در سیاست های ما می دهد؟
1⃣یکم. هرجائی که اقدام مثبتی از دولت و در هر سطحی در راه خدمت به مردم و مقاومت دیدیم، باید ضریب دهیم و تمجید کنیم و استقبال.
اگر رئیس جمهور گفت "هرکس نمی تواند با این حقوق در دولت کار کند، نماند" باید استقبال کنیم. اگر در ماجرای میانمار گفت "این دولت باید به جنایت های وحشیانه پایان دهد،" باید تیتر یک کیهان شود. اگر گفت "امضای طلائی نداریم" باید سرمقاله جوان شود. اگر "در شورای عالی امنیت ملی، به حصر کمک کرد" باید تا مدتها یادداشت روزنامه خراسان شود. اگر علیه "استاندار پروازی" موضع گرفت باید مورد تمجید خبرگزاری فارس قرار گیرد. و قس علی هذا.
2⃣دوم. مطالبات مان را از این دولت تنظیم کنیم. نه قرارست از آرمان ها عدول کنیم و نه باج دهیم و نه از کنار کم کاری ها بگذریم. اما تعدیل مطالبات بدین معناست که بدانیم با دولت اصلاح طلب و اعتدالی مواجهیم نه دولت اصولگرای دوآتشه.
نقد کنیم، اما سطح انتظارمان را منطقی کنیم. این دولت باید مطابق مشی و مرام سیاسی خودش در خدمت انقلاب قرار گیرد و این نکته ایست اجتناب ناپذیر. جهت دهیم اما منکر راه و نقشش نشویم.
3⃣سوم. ادبیات مان را بهینه کنیم. هنوز ادبیات برخی از ما همان ادبیات گذشته است. باید نشان دهیم در نقد و انتقاد دلسوزیم؛ به تعبیر رهبری "دلسوزانه و طبیبانه". توجه اکید کنیم که این دولت منتخب اکثریت مردم است. مخاطب ما، "مردمند" نه "این و آن یکی".
*⃣خلاصه اینکه؛
این حرفها را می شود از منظر اخلاق گفت؛ اما غرض فراترست.
می توان از منظر قانون گفت؛ اما هدف مان متعالی ترست.
می توان از منظر مردم سالاری گفت؛ اما دغدغه مان رفیع ترست.
◀️باور کنیم که باید با همین دولت کار انقلاب را پیش برد؛ واگرنه بعد از 4 سال خسر الدنیا و الاخرتیم.
✅درباره سیاست و فرهنگ و اقتصاد هرچه بذهنم برسد اینجا مینویسم.👇
http://telegram.me/joinchat/AAAAADvUg2MEk7p60toRIw
🔹درباره انقلابی بودن و هزینه دادن
🔸پاسخی به یادداشت اخیر آقای زائری
حجت الاسلام زائری یادداشتی با عنوان انقلابی گری نوشتند و ضمن اشاره به برخی هزینه های انقلابی بودن، مثل عواقب انتقاد از قوه قضائیه درباره رضا شهابی و یا سرطان رجائی نوشتند که "با این هزینه ها و دردسرها نمی توان انقلابی بود و ترجیح می دهم به نماز و روزه ام برسم تا انقلابی باشم."
🔸حقیقتن آقای زائری اشاره درستی به این هزینه ها داشتند و به حق انقلابی گری و نقد عدلیه و غیره، این روزها دردسر زاست. اما درباره نتیجه گیری ایشان که در نهایت به "افسردگی سیاسی" و "مومن سکولار" منجر می شود، چند نکته قابل توجه است.
1⃣یکم. نقد اول، سبک استدلالی جناب زائری است. این روش استدلال که از کنارهم قرار دادن چند مصداق صغروی، نتیجه گیری کبروی می کنند مسبوق به سابقه است. مثلا همیشه برای من عجیب بوده است که ایشان چطور از چند خبر مربوط به تخلفات مامورین گشت ارشاد به حذف گشت ارشاد می رسند؟ همیشه از خودم سوال کردم که آیا این سبک استدلال خودشان را قانع می کند؟ مثلا اگر در ثبت احوال هم تعدادی کارمند تخلف کردند، باید این سازمان را جمع کرد؟
مطلب اخیرشان نیز گرفتار همین روش استدلالی است. چطور ممکن است از برخی هزینه ها، به نفی انقلابی گری رسید؟ یعنی انقلابی گری را تنها در همین حوزه ها دیدند؟ اگر در برخی حوزه ها انقلابی گری پیش نرفت، انقلاب را باید کنار گذاشت و سر سجاده نشست؟
🔹اما اشکال ایشان صرفن اینجا نیست.
2⃣دوم. آقای زائری چه برداشتی از انقلابی گری دارند؟ یعنی همه چیز استاندارد باشد تا ما به فعالیت انقلابی گری مان برسیم؟ انقلابی گری دقیقا چیست؟ انقلابی گری یعنی تلاش برای استمرار انقلاب. استمرار انقلاب یعنی رفع همین مشکلات. همین هزینه دادن خودش انقلابی گری است. انقلابی گری این نیست که همه چیز سرجای خودش باشد تا ما شعار دهیم. انقلابی گری یعنی هزینه دهیم تا همه چیز جای خودش قرار بگیرد تا شعارها محقق شود.
به زبان ساده تر صرفن مطالبه گری درباره یک زندانی، انقلابی گری نیست، مطالبه گری برای "آزادی مطالبه" خودش انقلابی گری است.
🔹البته این استدلال هم، همه حرف مان نیست.
3⃣سوم. اساسن چرا انقلابی هستیم؟ واقعن فکر کردیم انقلابی گری یک پروژه است که در دوره ای می توان انقلابی بود و در دوره ای دیگر می توان کنار گذاشت؟ از برادر زائری بیشتر از این توقع است. بدون انقلابی گری هویتی نداریم. هویت ما از انقلاب است. مگر ممکن است کسی نام و کنیه اش را منکر شود؟ مگر ممکن است بگوید برخی روزها زائریم و برخی روزها نیستم؟
انقلابی هستیم چون انقلاب به ما همه چیز داده است؛ دین و معنویت و اخلاق و عدالت و غیره.
با همه کسری هایی که جناب زائری تنها گوشه ای از آنرا گفتند، بازهم کفه مثبت انقلاب با فاصله سنگین ترست. کمی با خودمان خلوت کنیم تا متوجه شویم، انقلابی گری ما شکر نعمت ماست و اگرنه انقلاب به انقلابی گری من و امثال من بی نیازست. ما انقلابی هستیم چون انقلابی نباشیم، نیستیم.
✅چیزی بذهنم برسد اینجا مینویسم. دوست داشتید همراهی کنید👇
http://telegram.me/joinchat/AAAAADvUg2MEk7p60toRIw
🔸پاسخی به یادداشت اخیر آقای زائری
حجت الاسلام زائری یادداشتی با عنوان انقلابی گری نوشتند و ضمن اشاره به برخی هزینه های انقلابی بودن، مثل عواقب انتقاد از قوه قضائیه درباره رضا شهابی و یا سرطان رجائی نوشتند که "با این هزینه ها و دردسرها نمی توان انقلابی بود و ترجیح می دهم به نماز و روزه ام برسم تا انقلابی باشم."
🔸حقیقتن آقای زائری اشاره درستی به این هزینه ها داشتند و به حق انقلابی گری و نقد عدلیه و غیره، این روزها دردسر زاست. اما درباره نتیجه گیری ایشان که در نهایت به "افسردگی سیاسی" و "مومن سکولار" منجر می شود، چند نکته قابل توجه است.
1⃣یکم. نقد اول، سبک استدلالی جناب زائری است. این روش استدلال که از کنارهم قرار دادن چند مصداق صغروی، نتیجه گیری کبروی می کنند مسبوق به سابقه است. مثلا همیشه برای من عجیب بوده است که ایشان چطور از چند خبر مربوط به تخلفات مامورین گشت ارشاد به حذف گشت ارشاد می رسند؟ همیشه از خودم سوال کردم که آیا این سبک استدلال خودشان را قانع می کند؟ مثلا اگر در ثبت احوال هم تعدادی کارمند تخلف کردند، باید این سازمان را جمع کرد؟
مطلب اخیرشان نیز گرفتار همین روش استدلالی است. چطور ممکن است از برخی هزینه ها، به نفی انقلابی گری رسید؟ یعنی انقلابی گری را تنها در همین حوزه ها دیدند؟ اگر در برخی حوزه ها انقلابی گری پیش نرفت، انقلاب را باید کنار گذاشت و سر سجاده نشست؟
🔹اما اشکال ایشان صرفن اینجا نیست.
2⃣دوم. آقای زائری چه برداشتی از انقلابی گری دارند؟ یعنی همه چیز استاندارد باشد تا ما به فعالیت انقلابی گری مان برسیم؟ انقلابی گری دقیقا چیست؟ انقلابی گری یعنی تلاش برای استمرار انقلاب. استمرار انقلاب یعنی رفع همین مشکلات. همین هزینه دادن خودش انقلابی گری است. انقلابی گری این نیست که همه چیز سرجای خودش باشد تا ما شعار دهیم. انقلابی گری یعنی هزینه دهیم تا همه چیز جای خودش قرار بگیرد تا شعارها محقق شود.
به زبان ساده تر صرفن مطالبه گری درباره یک زندانی، انقلابی گری نیست، مطالبه گری برای "آزادی مطالبه" خودش انقلابی گری است.
🔹البته این استدلال هم، همه حرف مان نیست.
3⃣سوم. اساسن چرا انقلابی هستیم؟ واقعن فکر کردیم انقلابی گری یک پروژه است که در دوره ای می توان انقلابی بود و در دوره ای دیگر می توان کنار گذاشت؟ از برادر زائری بیشتر از این توقع است. بدون انقلابی گری هویتی نداریم. هویت ما از انقلاب است. مگر ممکن است کسی نام و کنیه اش را منکر شود؟ مگر ممکن است بگوید برخی روزها زائریم و برخی روزها نیستم؟
انقلابی هستیم چون انقلاب به ما همه چیز داده است؛ دین و معنویت و اخلاق و عدالت و غیره.
با همه کسری هایی که جناب زائری تنها گوشه ای از آنرا گفتند، بازهم کفه مثبت انقلاب با فاصله سنگین ترست. کمی با خودمان خلوت کنیم تا متوجه شویم، انقلابی گری ما شکر نعمت ماست و اگرنه انقلاب به انقلابی گری من و امثال من بی نیازست. ما انقلابی هستیم چون انقلابی نباشیم، نیستیم.
✅چیزی بذهنم برسد اینجا مینویسم. دوست داشتید همراهی کنید👇
http://telegram.me/joinchat/AAAAADvUg2MEk7p60toRIw
💠بازهم دلواپسی برای هیاتی ها
عمده ترین گرفتاری ما کج سلیقگی و بی هنری است. یک نمونه اش نهضت انتقاد از هیات و هیات داری است که هر سال محرم باب می شود و امسال مختصری هم پیشواز رفته ایم.
💠یکی می گوید سینه زنی رشد فکری نمی دهد، آن بزرگوار دیگر می گوید در اسلام استقبال از محرم نداریم، آن دیگری واژه "پیرغلام" را نپسندیده است و آن یکی می گوید که نام عبدالحسین و عبدالعلی خطاست و آن یک هم به نحوه گفتن یازهرا و یاعلی انتقاد کرده است.
💠غرض پاسخ دادن به این نقدها نیست. برخی شان درست و برخی شان از اساس باطل است و بارها بزرگان و اهل فن پاسخ داده اند. اما با فرض صحت، حرف مهمتری در میان است. در 3 بند اشاره می کنم.
1⃣یکم. #زمانشناسی نقدهاست .
منکر آسیب در هیات ها نیستیم. مخالف نقد کردن هم نیستیم. اما با کدام منطق هرسال اول محرم یادمان می افتد که باید به آسیب هیات و هیات داری رسیدگی کرد؟ چرا بقیه سال ساکتیم؟
واقعن فکر می کنیم نقد این روزها باعث می شود آسیبی برطرف شود؟
مثال می زنم تا ماجرا روشنتر شود. شخصاً به دسته گل هائی که برای مجالس ختم خریده می شود، از حیث اسراف و اتراف انتقاد دارم. اما بدون تردید اگر روزی پدر یکی از دوستانم به رحمت خدا رود در مجلس ختم پدرش نسبت به اسراف گل های مقابل مسجد انتقاد نخواهم کرد.
و یا اگر به برخی کسری ها در کشور انتقاد داشته باشم، در سالروز پیروزی انقلاب اسلامی از تعداد روستاهائی که هنوز برق ندارند و یا مدارس کپرنشین نخواهم نوشت.
اگر کسی چنین کرد کج سلیقه است. کج سلیقگی اثر حرف را کم یا معکوس می کند.
2⃣دوم. نقد دوم سبک #ادبیات ماست. نقدهیات ظرافت های بسیاری می طلبد. هر نقدی هم نیاز به منبر عمومی ندارد. مثلا یکی از مهمترین روش ها برای اصلاح برخی آسیب ها کمک گرفتن از هیات دارها و مادحین است. تقابل با جوانی که در آستانه محرم همه هوش و حواسش عزاداری است کاملا بی اثر است.
💠از طرفی این روزها بهترین زمان برای استفاده از پتانسیل هیات است. این سبک نقدها بهره برداری از این ظرفیت را تحت الشعاع قرار می دهد. هیات از تنها نهادهای مردمی انسان ساز و خروش آفرین است که قدرت انقلاب سازی دارد. زمان نشناسی و این ادبیات بی محابا و غیرهنرماندانه تنها یک پیام دارد و ان اینکه به اهمیت این دستگاه انسان سازی واقف نیستیم.
3⃣سوم. مهمتر از همه #اهمیت نقدهائی است که صورت می گیرد. وقتی در آستانه محرم چنین نقدهائی روی منبرهای رسمی گفته می شود، یعنی از نگاه ما مهمترین آسیب هیات ها همین است. واقعن هیچ موضوع مهمتری جز تعبیر "پیرغلام" و نحوه عزاداری و سینه زدن ندیدیم؟ مثلا هیچ وقت فکر کردیم که چرا هیات های ما به سمت فاصله گرفتن از سیاست -به معنای غیر جناحی اش- پیش می رود؟ آسیبی به نام هیات سکولار را چطور فهمیدیم؟
💠بیائید اجازه ندهیم جوان ما احساس کند که عده ای مسئولیت سازمانی شان تقابل با آنهاست؛ حداقل درباره هیات و هیاتداری بیشتر به ظرائف آن توجه کنیم.
✅چیزی بذهنم برسد اینجا مینویسم. دوست داشتید همراهی کنید👇
http://telegram.me/joinchat/AAAAADvUg2MEk7p60toRIw
عمده ترین گرفتاری ما کج سلیقگی و بی هنری است. یک نمونه اش نهضت انتقاد از هیات و هیات داری است که هر سال محرم باب می شود و امسال مختصری هم پیشواز رفته ایم.
💠یکی می گوید سینه زنی رشد فکری نمی دهد، آن بزرگوار دیگر می گوید در اسلام استقبال از محرم نداریم، آن دیگری واژه "پیرغلام" را نپسندیده است و آن یکی می گوید که نام عبدالحسین و عبدالعلی خطاست و آن یک هم به نحوه گفتن یازهرا و یاعلی انتقاد کرده است.
💠غرض پاسخ دادن به این نقدها نیست. برخی شان درست و برخی شان از اساس باطل است و بارها بزرگان و اهل فن پاسخ داده اند. اما با فرض صحت، حرف مهمتری در میان است. در 3 بند اشاره می کنم.
1⃣یکم. #زمانشناسی نقدهاست .
منکر آسیب در هیات ها نیستیم. مخالف نقد کردن هم نیستیم. اما با کدام منطق هرسال اول محرم یادمان می افتد که باید به آسیب هیات و هیات داری رسیدگی کرد؟ چرا بقیه سال ساکتیم؟
واقعن فکر می کنیم نقد این روزها باعث می شود آسیبی برطرف شود؟
مثال می زنم تا ماجرا روشنتر شود. شخصاً به دسته گل هائی که برای مجالس ختم خریده می شود، از حیث اسراف و اتراف انتقاد دارم. اما بدون تردید اگر روزی پدر یکی از دوستانم به رحمت خدا رود در مجلس ختم پدرش نسبت به اسراف گل های مقابل مسجد انتقاد نخواهم کرد.
و یا اگر به برخی کسری ها در کشور انتقاد داشته باشم، در سالروز پیروزی انقلاب اسلامی از تعداد روستاهائی که هنوز برق ندارند و یا مدارس کپرنشین نخواهم نوشت.
اگر کسی چنین کرد کج سلیقه است. کج سلیقگی اثر حرف را کم یا معکوس می کند.
2⃣دوم. نقد دوم سبک #ادبیات ماست. نقدهیات ظرافت های بسیاری می طلبد. هر نقدی هم نیاز به منبر عمومی ندارد. مثلا یکی از مهمترین روش ها برای اصلاح برخی آسیب ها کمک گرفتن از هیات دارها و مادحین است. تقابل با جوانی که در آستانه محرم همه هوش و حواسش عزاداری است کاملا بی اثر است.
💠از طرفی این روزها بهترین زمان برای استفاده از پتانسیل هیات است. این سبک نقدها بهره برداری از این ظرفیت را تحت الشعاع قرار می دهد. هیات از تنها نهادهای مردمی انسان ساز و خروش آفرین است که قدرت انقلاب سازی دارد. زمان نشناسی و این ادبیات بی محابا و غیرهنرماندانه تنها یک پیام دارد و ان اینکه به اهمیت این دستگاه انسان سازی واقف نیستیم.
3⃣سوم. مهمتر از همه #اهمیت نقدهائی است که صورت می گیرد. وقتی در آستانه محرم چنین نقدهائی روی منبرهای رسمی گفته می شود، یعنی از نگاه ما مهمترین آسیب هیات ها همین است. واقعن هیچ موضوع مهمتری جز تعبیر "پیرغلام" و نحوه عزاداری و سینه زدن ندیدیم؟ مثلا هیچ وقت فکر کردیم که چرا هیات های ما به سمت فاصله گرفتن از سیاست -به معنای غیر جناحی اش- پیش می رود؟ آسیبی به نام هیات سکولار را چطور فهمیدیم؟
💠بیائید اجازه ندهیم جوان ما احساس کند که عده ای مسئولیت سازمانی شان تقابل با آنهاست؛ حداقل درباره هیات و هیاتداری بیشتر به ظرائف آن توجه کنیم.
✅چیزی بذهنم برسد اینجا مینویسم. دوست داشتید همراهی کنید👇
http://telegram.me/joinchat/AAAAADvUg2MEk7p60toRIw
#این_ظلم_آشکار_نیست؟
⚡️رئیس کل بانک مرکزی به مالباختگان کاسپین گفته که هرکس اشتباه می کند باید پایش بایستد.
⚡️کاسپین از موسسات مالی اعتباری دارای مجوز بانک مرکزی است.
@mahdian_mohsen
⚡️رئیس کل بانک مرکزی به مالباختگان کاسپین گفته که هرکس اشتباه می کند باید پایش بایستد.
⚡️کاسپین از موسسات مالی اعتباری دارای مجوز بانک مرکزی است.
@mahdian_mohsen
💎درباره ماموریت جدید و تاریخی رهبری به خبرگان
#نظارت بر #ولی یا #ولایت
💡رهبری انقلاب در دیدار با نمایندگان مجلس خبرگان به ماموریت جدیدی اشاره کردند که نقش این نهادانقلابی را در مناسبات سیاسی کشور بسیار پررنگ می سازد. رهبری انقلاب فرمودند: " این مجلس باید با تشکیل یک هیأت اندیشه ورز که دارای نگاه کلان و راهبردی و عمیق باشد، به بررسی چگونگی حرکت انقلاب اسلامی در 38 سال گذشته به سمت اهداف اصلی خود و پیشرفتها، توقفها و احیاناً پسرفتها در این مسیر بپردازد و براساس جمع بندی خود از دستگاههای مختلف مطالبهگری کند."
این مطالبه از دو جهت اهمیت دارد. یکی اهمیت "ماموریت نظارتی" مجلس خبرگان و دیگری جایگاه این ماموریت در "نظام فکری" و اندیشه ای رهبری و "جایگاه حقوقی" این مسئولیت.
💎یکم. اهمیت ماموریت جدید از کجاست؟
نظارت از شئون ولی است. لذا توصیه رهبرانقلاب درباره نقش نظارتی مجلس خبرگان را می توان در تداوم حکم اخیر مجمع تشخیص مصلحت نظام دید. رهبری انقلاب در حکم دوره جدید مجمع، بر رسالت نظارتی این نهاد تاکید ویژه ای داشتند. نظارت مجمع تشخیص مصلحت از جهت تطبیق با سیاست های کلی نظام است.
همین نقش نظارتی را در ساحتی دیگر برای مجلس خبرگان در نظر گرفتند. اما اینبار این نظارت از جهت مقایسه و تطبیق با اهداف اصلی انقلاب است. لذا مثالهائی که می زنند، از جهت اهمیت همین اهداف اصولی مورد عنایت است؛ مثل توجه به شعار کلیدی "نه شرقی نه غربی"، توجه به "رشد تدین درجامعه"، تقویت "روحیه انقلابی گری"، تاکید بر "اقتدار اقتصادی" و غیره.
💎دوم. جایگاه این ماموریت در نظام اندیشه رهبری!؟
ممکن است این سوال مطرح شود که این ماموریت جدید چه نسبتی با نقش مجلس خبرگان دارد؟ در پاسخ به این سوال باید بر واژه "ولایت" بجای "ولی" تاکید کرد.
اگر نقش مجلس خبرگان را تنها نظارت و صیانت از "ولی" ببینیم طبیعی است که از نظارت بر شخص ولی و نهادهای زیرمجموعه مستقیم رهبری خارج نمی شویم. اما اگر اهمیت ولی را از جهت ولایتش در جامعه و نقش کلیدی اش به عنوان قلب جامعه ببینیم آنگاه نقش خبرگان بسیار کلیدی تر است. چرا که گستره ولایت تنها نهادهای زیرمجموعه رهبری نیست و شئونات رهبری همه ارکان نظام را در برمی گیرد. اهداف و سیاست های رهبری زمانی در جامعه محقق می شود که همه ارکان نظام در تناسب با ولی عمل کنند؛ اساسا معنای ولایت همین است. به همین جهت در مجلس خبرگان کمسیون صیانت از ولایت داریم، اما شرح وظایفش نظارت نیست.
💎سوم. اما جایگاه این ماموریت در نظام حقوقی؟!
ممکن است این سوال مطرح شود که این ماموریت جدید در نظام حقوقی چه جایگاهی دارد؟ پاسخ به این سوال نیز در ارتقای نقش صیانتی و نظارتی خبرگان بر امر ولایت است.
مطابق اصل 111 قانون اساسی وظیفه مجلس خبرگان نظارت بر رهبری است. اما این نظارت بر چه چیز است؟ آیا فقط شرایط ولی اهمیت دارد؟ مثلا کارآمدی رهبری مورد توجه نیست؟ کارآمدی ولی، همان استمرار امر ولایت در همه سطوح جامعه است.
با این توضیح مجلس خبرگان در شرایط موجود، بر شرایط رهبری و احیانا نهادهای زیر مجموعه رهبری و انتصابات و غیره نظارت دارد. اما " ولایت" منحصر به عملکرد مستقیم شخص ولی نیست. همه نهادها و دستگاه های کشور اهرام های گسترش امر ولی هستند. لذا نظارت بر آنها، با واسطه، نظارت بر تداوم امر ولایت در جامعه است. امر ولایت نیز همان اصول اولیه و آرمان ها و ارزشهای انقلاب اسلامی مثل نه شرقی و نه غربی و تدین و انقلابی گری و استقلال است.
با این توضیح وظیفه خبرگان ضمن نظارت بر شخص ولی و نهادهای زیرمجموعه و انتصابات و غیره، نظارت بر چنین اهرام های مجری گسترش و نفوذ ولایت است و طبیعی است که این نظارت ابتدا با تذکر به همان نهاد(مطالبه گری) و بعد هم گزارش به رهبری انجام می شود.
http://yon.ir/LdnJI
🔸صبح نو
💎درباره مسائل روز می نویسم؛ با تنوع کشکول.👇
http://telegram.me/joinchat/AAAAADvUg2MEk7p60toRIw
.
#نظارت بر #ولی یا #ولایت
💡رهبری انقلاب در دیدار با نمایندگان مجلس خبرگان به ماموریت جدیدی اشاره کردند که نقش این نهادانقلابی را در مناسبات سیاسی کشور بسیار پررنگ می سازد. رهبری انقلاب فرمودند: " این مجلس باید با تشکیل یک هیأت اندیشه ورز که دارای نگاه کلان و راهبردی و عمیق باشد، به بررسی چگونگی حرکت انقلاب اسلامی در 38 سال گذشته به سمت اهداف اصلی خود و پیشرفتها، توقفها و احیاناً پسرفتها در این مسیر بپردازد و براساس جمع بندی خود از دستگاههای مختلف مطالبهگری کند."
این مطالبه از دو جهت اهمیت دارد. یکی اهمیت "ماموریت نظارتی" مجلس خبرگان و دیگری جایگاه این ماموریت در "نظام فکری" و اندیشه ای رهبری و "جایگاه حقوقی" این مسئولیت.
💎یکم. اهمیت ماموریت جدید از کجاست؟
نظارت از شئون ولی است. لذا توصیه رهبرانقلاب درباره نقش نظارتی مجلس خبرگان را می توان در تداوم حکم اخیر مجمع تشخیص مصلحت نظام دید. رهبری انقلاب در حکم دوره جدید مجمع، بر رسالت نظارتی این نهاد تاکید ویژه ای داشتند. نظارت مجمع تشخیص مصلحت از جهت تطبیق با سیاست های کلی نظام است.
همین نقش نظارتی را در ساحتی دیگر برای مجلس خبرگان در نظر گرفتند. اما اینبار این نظارت از جهت مقایسه و تطبیق با اهداف اصلی انقلاب است. لذا مثالهائی که می زنند، از جهت اهمیت همین اهداف اصولی مورد عنایت است؛ مثل توجه به شعار کلیدی "نه شرقی نه غربی"، توجه به "رشد تدین درجامعه"، تقویت "روحیه انقلابی گری"، تاکید بر "اقتدار اقتصادی" و غیره.
💎دوم. جایگاه این ماموریت در نظام اندیشه رهبری!؟
ممکن است این سوال مطرح شود که این ماموریت جدید چه نسبتی با نقش مجلس خبرگان دارد؟ در پاسخ به این سوال باید بر واژه "ولایت" بجای "ولی" تاکید کرد.
اگر نقش مجلس خبرگان را تنها نظارت و صیانت از "ولی" ببینیم طبیعی است که از نظارت بر شخص ولی و نهادهای زیرمجموعه مستقیم رهبری خارج نمی شویم. اما اگر اهمیت ولی را از جهت ولایتش در جامعه و نقش کلیدی اش به عنوان قلب جامعه ببینیم آنگاه نقش خبرگان بسیار کلیدی تر است. چرا که گستره ولایت تنها نهادهای زیرمجموعه رهبری نیست و شئونات رهبری همه ارکان نظام را در برمی گیرد. اهداف و سیاست های رهبری زمانی در جامعه محقق می شود که همه ارکان نظام در تناسب با ولی عمل کنند؛ اساسا معنای ولایت همین است. به همین جهت در مجلس خبرگان کمسیون صیانت از ولایت داریم، اما شرح وظایفش نظارت نیست.
💎سوم. اما جایگاه این ماموریت در نظام حقوقی؟!
ممکن است این سوال مطرح شود که این ماموریت جدید در نظام حقوقی چه جایگاهی دارد؟ پاسخ به این سوال نیز در ارتقای نقش صیانتی و نظارتی خبرگان بر امر ولایت است.
مطابق اصل 111 قانون اساسی وظیفه مجلس خبرگان نظارت بر رهبری است. اما این نظارت بر چه چیز است؟ آیا فقط شرایط ولی اهمیت دارد؟ مثلا کارآمدی رهبری مورد توجه نیست؟ کارآمدی ولی، همان استمرار امر ولایت در همه سطوح جامعه است.
با این توضیح مجلس خبرگان در شرایط موجود، بر شرایط رهبری و احیانا نهادهای زیر مجموعه رهبری و انتصابات و غیره نظارت دارد. اما " ولایت" منحصر به عملکرد مستقیم شخص ولی نیست. همه نهادها و دستگاه های کشور اهرام های گسترش امر ولی هستند. لذا نظارت بر آنها، با واسطه، نظارت بر تداوم امر ولایت در جامعه است. امر ولایت نیز همان اصول اولیه و آرمان ها و ارزشهای انقلاب اسلامی مثل نه شرقی و نه غربی و تدین و انقلابی گری و استقلال است.
با این توضیح وظیفه خبرگان ضمن نظارت بر شخص ولی و نهادهای زیرمجموعه و انتصابات و غیره، نظارت بر چنین اهرام های مجری گسترش و نفوذ ولایت است و طبیعی است که این نظارت ابتدا با تذکر به همان نهاد(مطالبه گری) و بعد هم گزارش به رهبری انجام می شود.
http://yon.ir/LdnJI
🔸صبح نو
💎درباره مسائل روز می نویسم؛ با تنوع کشکول.👇
http://telegram.me/joinchat/AAAAADvUg2MEk7p60toRIw
.
✅نمادهای روی عَلَم نشانه چیست؟
🔴این روزها را بگذریم؛ اما این علم و علم کشی بی اصل و نسب نیست. بی حکمت نیست. اینجا نیز حقایقی نهفته است.
هرکدام از این اجزا نشانی است از فرهنگ عاشورایی مردم تهران.
🔸تیغه ها نماد حق طلبی شیعه است که هیچگاه در نیام نخواهد بود.
🔹تعداد تیغه ها 5 تن و 12 امام و 14 معصوم است. تیغه وسط نیز الله است که تعادل علم را حفظ می کند. بیشتر هم نمی سازند. بودند اهل هنری که سفارش بیش از 15 تیغه نمی پذیرفتند.
🔸علم طوق دار و تک تیغ هم هرجا برود اولی بر احترام است(شبیه عکس).
🔹روی تیغه ها زیارت عاشورا و یا اشعار محتشم است.
🔸شیر در علم نشان قدرت است و شجاعت؛امیرالمومنین. اسدالله الغالب.
برخی نیز معتقدند به ماجرای آمدن شیر بعد از شهادت سیدالشهدا در کربلا اشاره دارد.
🔹آهو نماد "ضامن آهو" است. نماد امام رضا. اشاره به ضمانت و رحمت و مغفرت سیدالشهدا در کربلا دارد؛ هم داستان حضرت حر و هم نصیحت به شمر ملعون.
🔸زنگوله، زنگ حیدری است که وقتی وارد زورخانه می شوید به صدا در میاید. برخی هم آنرا مرتبط به ماجرای ساکت شدن زنگوله های شتران در ابتدای خطبه حضرت زینب در شام می دانند.
🔹طاووس نماد امام زمان علیه السلام است .المهدی طاووس اهل الجنة
🔸شتر نشانه اسارت اهل بیت است. برخی هم آنرا اشاره به حدیث پیامبر در معراج می دانند که فرمود دیدم کاروان بی پایانی از شترها حرکت می کردند که حامل فضائل امیرالمومنین بودند.
🔹"مرغ رخ" در کنار علم استفاده می شود و ترکیب پرنده و صورت انسان است و نماد محافظ علم. برخی می گویند همان براق است که در شب معراج مرکوب پیامبر اکرم بوده است.
🔸هدهد نشانه سفیری و پیام بری عاشورا است.
🔹سراژدها نیز نشان نفس سرکش است و هم اشاره به داستان لشکر جنیان در کربلا برای کمک به امام حسین دارد و نپذیرفتن این نصرت از سوی ایشان.
🔸خروس اذان گو، نماد غیرت است.
🔹کبوتر هم نشانه آزادگی و شهادت است.
🔸شمع و فانوس نماد قداست و پاکی است.
🔹گفتنی است علم را پهلوانان خوشنام شهر حمل می کردند.
http://yon.ir/LdnJI
✅کمتر سنت ماندگاری است از قدیمی های ما، که بدون رمز و راز و اسرار باشد.
درباره مسائل روز اینجا می نویسم؛.👇
http://telegram.me/joinchat/AAAAADvUg2MEk7p60toRIw
🔴این روزها را بگذریم؛ اما این علم و علم کشی بی اصل و نسب نیست. بی حکمت نیست. اینجا نیز حقایقی نهفته است.
هرکدام از این اجزا نشانی است از فرهنگ عاشورایی مردم تهران.
🔸تیغه ها نماد حق طلبی شیعه است که هیچگاه در نیام نخواهد بود.
🔹تعداد تیغه ها 5 تن و 12 امام و 14 معصوم است. تیغه وسط نیز الله است که تعادل علم را حفظ می کند. بیشتر هم نمی سازند. بودند اهل هنری که سفارش بیش از 15 تیغه نمی پذیرفتند.
🔸علم طوق دار و تک تیغ هم هرجا برود اولی بر احترام است(شبیه عکس).
🔹روی تیغه ها زیارت عاشورا و یا اشعار محتشم است.
🔸شیر در علم نشان قدرت است و شجاعت؛امیرالمومنین. اسدالله الغالب.
برخی نیز معتقدند به ماجرای آمدن شیر بعد از شهادت سیدالشهدا در کربلا اشاره دارد.
🔹آهو نماد "ضامن آهو" است. نماد امام رضا. اشاره به ضمانت و رحمت و مغفرت سیدالشهدا در کربلا دارد؛ هم داستان حضرت حر و هم نصیحت به شمر ملعون.
🔸زنگوله، زنگ حیدری است که وقتی وارد زورخانه می شوید به صدا در میاید. برخی هم آنرا مرتبط به ماجرای ساکت شدن زنگوله های شتران در ابتدای خطبه حضرت زینب در شام می دانند.
🔹طاووس نماد امام زمان علیه السلام است .المهدی طاووس اهل الجنة
🔸شتر نشانه اسارت اهل بیت است. برخی هم آنرا اشاره به حدیث پیامبر در معراج می دانند که فرمود دیدم کاروان بی پایانی از شترها حرکت می کردند که حامل فضائل امیرالمومنین بودند.
🔹"مرغ رخ" در کنار علم استفاده می شود و ترکیب پرنده و صورت انسان است و نماد محافظ علم. برخی می گویند همان براق است که در شب معراج مرکوب پیامبر اکرم بوده است.
🔸هدهد نشانه سفیری و پیام بری عاشورا است.
🔹سراژدها نیز نشان نفس سرکش است و هم اشاره به داستان لشکر جنیان در کربلا برای کمک به امام حسین دارد و نپذیرفتن این نصرت از سوی ایشان.
🔸خروس اذان گو، نماد غیرت است.
🔹کبوتر هم نشانه آزادگی و شهادت است.
🔸شمع و فانوس نماد قداست و پاکی است.
🔹گفتنی است علم را پهلوانان خوشنام شهر حمل می کردند.
http://yon.ir/LdnJI
✅کمتر سنت ماندگاری است از قدیمی های ما، که بدون رمز و راز و اسرار باشد.
درباره مسائل روز اینجا می نویسم؛.👇
http://telegram.me/joinchat/AAAAADvUg2MEk7p60toRIw
بعد هربار حضور مردم، خوبه همه باهم بریم و توبه کنیم.
ما مردم را نمی شناسیم.
دین مردم را با تشییع شهدای غواص و مدافع حرم و عاشورا و تاسوعا بشناسیم؛ کم و کسری باقیش هم، از ماست.
@mahdian_mohsen
ما مردم را نمی شناسیم.
دین مردم را با تشییع شهدای غواص و مدافع حرم و عاشورا و تاسوعا بشناسیم؛ کم و کسری باقیش هم، از ماست.
@mahdian_mohsen
✳️درباره انتقاد آقایان "قاسمیان" و "پناهیان" به عدالتخواهان
❇️آقای قاسیمان از روحانیون انقلابی و اهل علم اخیرا گفتند که "بدانید که فتنههایی در راه هست که محصول بچه حزباللهیهای دو آتیشه است و عاملان آن به شدت عدالتخواه هستند...چراکه رهبر را کندرو میدانند."
❇️آقای پناهیان از منبری های حزب اللهی و خوش سخن نیز گفتند: "انتقادات خوارج درست بود اما مصلحت رانفهمیدند، بهنام عدالت مقابل ولایت ایستادند".
چرایی این هشدار در این ایام خاص را باید از خود این دو بزرگوار پرسید اما به نظر می رسد این تذکر از یک جهت مبنائی اهمیت اساسی دارد.
❇️بزرگترین اشکال این جریان چیست و این تندروی ناشی از چه رویکردی است؟
آیا این تندروی ناشی از اخلاق است؟
آیا ناشی از عدم شناخت مصلحت است؟
آیا منشا این تندروی آرمان گرائی بدور از واقع بینی است؟
همه این موارد ممکن است اما به نظر میرسد مساله بااهمیت تری وجود دارد که عدم توجه بینشی به این موضوع منجر به طرح این هشدارها شده است.
❇️جریان عدالتخواهی ما دچار یک اشتباه معرفتی و فقدان یک نظام بینشی است که اولویت های نزاع جبهه ای را رعایت نمی کند.
❇️مصداقن یعنی چی؟
اینکه عدالتخواهان ما برای مبارزه با فساد، حاضر می شوند با یک جنبش سبزی متحد شوند و حتی فسادستیزی او را تکریم کنند، ریشه در همین فهم غلط دارد.
❇️اشکال کجاست؟
به تعبیر قرآنی همواره مبارزه با "طاغوت فرعونی" بر "طاغوت قارونی" ارجح است. این مهم جهت حق طلبی و عدالتخواهی ما را روشن می کند. بالاتر از فساد اقتصادی، فساد سیاسی است. فساد سیاسی است که رانت توزیع می کند. فساد سیاسی است که به فساد اقتصادی ساختار می بخشد.
با این توضیح چطور ممکن است برای مبارزه با فساد اقتصادی به جهت این مبارزه اعتنا نکنیم؟ چطور ممکن است جریان عدالتخواهی حب و بغض اش به گروه ها و جریانات را صرفا بر اساس مبارزه بخشی تنظیم کند؟
این حرف ما یعنی قبیله گرایی؟ برداشت سطحی از یک رهنمود قرآنی نداشته باشیم.
بحث در فهم اولویت هاست؛ فهم اصلی فرعیست. هنر مبارزه و مهمتر از همه جهت گیری مبارزه است. باید محاسبه کرد نتیجه این مبارزه، در نهایت به نفع جبهه حق است یا نه؟ نفع نهایی را جبهه حق می برد یا باطل؟
❇️مهمترین اختلاف میان "فساد اقتصادی در طاغوت فرعونی" با "فساد اقتصادی در جبهه حق" اینست که در فساد فرعونی، فساد فرد مولود فساد یک جبهه است اما در جبهه حق چنین نیست. همان ماجرای تفاوت آخوند دزد با دزد آخوند است.
زود دچار مطلق انگاری نشویم. نمیخواهیم یک طرف را حق مطلق و یک طرف را باطل محض بدانیم. اصلن بحث اصولگرا و اصلاح طلب نیست؛ بحث انقلابی و ضدانقلابیست. مساله نسبی است اما همین نسبیت و طیف را باید در مبارزه مان نیز مراعات کنیم.
❇️عدم این نظام معرفتی باعث می شود که به نام عدالتخواهی و مبارزه با فساد در زمین اهل باطل بازی کنیم. چرا که مبارزه را نقطه ای می بینیم نه جبهه ای. منفک دیدن یک نقطه از یک جبهه، باعث سوتفاهمات و خطاهای تحلیلی فاحش می شود چون به "زمینه" ها و "عواقب" بی توجه است. در نهایت هر "دادزدنی" را "انقلابی گری" و هر "سکوتی" را "عافیت اندیشی"می داند.
صبح نو
http://yon.ir/LdnJI
درباره مسائل روز اینجا می نویسم؛.👇
http://telegram.me/joinchat/AAAAADvUg2MEk7p60toRIw
❇️آقای قاسیمان از روحانیون انقلابی و اهل علم اخیرا گفتند که "بدانید که فتنههایی در راه هست که محصول بچه حزباللهیهای دو آتیشه است و عاملان آن به شدت عدالتخواه هستند...چراکه رهبر را کندرو میدانند."
❇️آقای پناهیان از منبری های حزب اللهی و خوش سخن نیز گفتند: "انتقادات خوارج درست بود اما مصلحت رانفهمیدند، بهنام عدالت مقابل ولایت ایستادند".
چرایی این هشدار در این ایام خاص را باید از خود این دو بزرگوار پرسید اما به نظر می رسد این تذکر از یک جهت مبنائی اهمیت اساسی دارد.
❇️بزرگترین اشکال این جریان چیست و این تندروی ناشی از چه رویکردی است؟
آیا این تندروی ناشی از اخلاق است؟
آیا ناشی از عدم شناخت مصلحت است؟
آیا منشا این تندروی آرمان گرائی بدور از واقع بینی است؟
همه این موارد ممکن است اما به نظر میرسد مساله بااهمیت تری وجود دارد که عدم توجه بینشی به این موضوع منجر به طرح این هشدارها شده است.
❇️جریان عدالتخواهی ما دچار یک اشتباه معرفتی و فقدان یک نظام بینشی است که اولویت های نزاع جبهه ای را رعایت نمی کند.
❇️مصداقن یعنی چی؟
اینکه عدالتخواهان ما برای مبارزه با فساد، حاضر می شوند با یک جنبش سبزی متحد شوند و حتی فسادستیزی او را تکریم کنند، ریشه در همین فهم غلط دارد.
❇️اشکال کجاست؟
به تعبیر قرآنی همواره مبارزه با "طاغوت فرعونی" بر "طاغوت قارونی" ارجح است. این مهم جهت حق طلبی و عدالتخواهی ما را روشن می کند. بالاتر از فساد اقتصادی، فساد سیاسی است. فساد سیاسی است که رانت توزیع می کند. فساد سیاسی است که به فساد اقتصادی ساختار می بخشد.
با این توضیح چطور ممکن است برای مبارزه با فساد اقتصادی به جهت این مبارزه اعتنا نکنیم؟ چطور ممکن است جریان عدالتخواهی حب و بغض اش به گروه ها و جریانات را صرفا بر اساس مبارزه بخشی تنظیم کند؟
این حرف ما یعنی قبیله گرایی؟ برداشت سطحی از یک رهنمود قرآنی نداشته باشیم.
بحث در فهم اولویت هاست؛ فهم اصلی فرعیست. هنر مبارزه و مهمتر از همه جهت گیری مبارزه است. باید محاسبه کرد نتیجه این مبارزه، در نهایت به نفع جبهه حق است یا نه؟ نفع نهایی را جبهه حق می برد یا باطل؟
❇️مهمترین اختلاف میان "فساد اقتصادی در طاغوت فرعونی" با "فساد اقتصادی در جبهه حق" اینست که در فساد فرعونی، فساد فرد مولود فساد یک جبهه است اما در جبهه حق چنین نیست. همان ماجرای تفاوت آخوند دزد با دزد آخوند است.
زود دچار مطلق انگاری نشویم. نمیخواهیم یک طرف را حق مطلق و یک طرف را باطل محض بدانیم. اصلن بحث اصولگرا و اصلاح طلب نیست؛ بحث انقلابی و ضدانقلابیست. مساله نسبی است اما همین نسبیت و طیف را باید در مبارزه مان نیز مراعات کنیم.
❇️عدم این نظام معرفتی باعث می شود که به نام عدالتخواهی و مبارزه با فساد در زمین اهل باطل بازی کنیم. چرا که مبارزه را نقطه ای می بینیم نه جبهه ای. منفک دیدن یک نقطه از یک جبهه، باعث سوتفاهمات و خطاهای تحلیلی فاحش می شود چون به "زمینه" ها و "عواقب" بی توجه است. در نهایت هر "دادزدنی" را "انقلابی گری" و هر "سکوتی" را "عافیت اندیشی"می داند.
صبح نو
http://yon.ir/LdnJI
درباره مسائل روز اینجا می نویسم؛.👇
http://telegram.me/joinchat/AAAAADvUg2MEk7p60toRIw
✅دو شرط کلیدی برای عدالتخواهی مشروع
#سکوت یا #افشاگری
فرق مبارزه با فساد، توسط "آمد نیوز" و "کلمه نیوز" با رسانه های عدالتخواه چیست؟؛ البته با فرض افشاگری های صادق نه کاذب.
❎در یادداشت قبلی و اینجا
https://t.me/mahdian_mohsen/360
گفته شد که عدالت خواهی باید جبهه ای باشد نه نقطه ای. به تعبیری اگر عدالت خواهی بدون توجه به "زمنیه ها" و "عوارضش" در جبهه حق باشد، می تواند خدمت به باطل باشد؛ اگر چنین شود مبارزه با ظلم، خودش ظلم بزرگتر است.
یعنی مقابل هر فسادی در نظام دینی سکوت کنیم؟ ممکن است تلقی برخی این باشد که با این مقدمه، هر مبارزه با فسادی می تواند منجر به تضعیف انقلاب باشد و محکوم شود به مصلحت اندیشی و سکوت. آیا این نتیجه گیری حق است؟
پاسخ روشن است. مبارزه با فساد هیچ محدودیتی ندارد. ما درباره "جهت" مبارزه تذکر می دهیم. جهت باید در خدمت جبهه حق باشد واگرنه به اسم عدالتخواهی مقابل نظام می ایستیم.
مبارزه با فساد هیچ حد و مرزی ندارد مگر با #رعایت_دو_شرط؛
❎شرط اول؛
هر مبارزه ای باید در نهایت به نفع جبهه حق تمام شود.
یعنی چی؟
هر نوع مبارزه با ظلمی باید به تقویت انقلاب اسلامی منجر شود.
چرا؟ مگر ما کارمند حکومتیم که انقدر نگران انقلاب باشیم؟ یا نکند شعار می دهیم؟ خیر. این حرف ها بازی نیست و اینجا هم تریبون نماز جمعه نیست. داریم درباره یک حقیقت حرف می زنیم.
حق بزرگتر، حق "تشکیل" و "مراقبت" از حکومت اسلامی است. همین حکومت است که امام فرمود حفظ آن اوجب واجبات است؛ یا فرمودند جان امام زمان نیز فدای نظام اسلامی می شود. چرا؟
حکومت اسلامی را قدرت سیاسی گرفتیم؟ خطاست.
حکومت اسلامی را نظام تدبیر و معیشت مردم گرفتیم؟ بازهم خطاست.
حکومت اسلامی یعنی بروز و ظهور دین. دین بدون حکومت قدرت بروز ندارد. دینداری کامل ما بدون حکومت میسر نیست. حکومت "بستر ظلم ستیزی" و "رشد معنویت" اجتماعیست. دینداری بدون حکومت شوخی است. برای همینست که به تعبیر رهبری، همه انبیا و اولیا و اهل بیت در صدد تشکیل حکومت بودند؛ حالا یا توانستند یا نگذاشتند.
انقلاب اسلامی برای دینداری ما مثل جریان هواست؛ تنفس می کنیم و متوجه اش نیستیم.
❎پس نمی شود به بهانه عدالت خواهی و مبارزه بافساد، چنین حق بزرگی ضایع و تضعیف شود. هر نوع مبارزه با ظلمی که به تضعیف انقلاب منجر شود خودش ظلم اکبرست.
❎خلاصه و محسوس چه باید کرد؟
عدالتخواهی ما باید منجر به تقویت انقلاب شود. ساده تر یعنی هر نوع مبارزه بافسادی باید به تقویت امید به آینده و اطمینان مردم به انقلاب منجر شود. با همین دو شاخص می توانیم مشروعیت عدالتخواهی در جامعه قضاوت کنیم.
❎شرط دوم
دومین شرط برای عدالتخواهی اینست که دشمن نفع نبرد. ممکن است بگوئید دشمن همیشه از افشاگری در نظام اسلامی خوشحال می شود و با این استدلال بازهم افشاگری و عدالت خواهی تعطیل می شود. خیر؛ شاخص محسوس داریم.
دو نسبت میان عدالتخواهی ما با دشمن وجود دارد. یکبار دشمن ما را "تائید" می کند، یکبار ما دشمن را "تکمیل" می کنیم. دومی ملاک است. رهبری هم اگر انتقادی از انقلاب داشته باشند دشمن پوشش گسترده می دهد و همراهی می کند. این طبیعی است و ملاک نیست. ملاک این است که نقد ما نقشه دشمن را تکمیل کند. مثلا دشمن می خواهد بگوید ما تروریستیم، ما هم اماره خرجش کنیم.
اگر شرط اول درست رعایت شود ، عدالت خواهی ما نقشه دشمن را تکمیل نمی کند ولو اینکه تائید کند.
✅با این دو شرط از صدر تا ذیل حکومت را نقد کنیم، که هرچه عدالت خواهی کنیم به جیب انقلاب و جبهه حق می رود. والسلام.
درباره مسائل روز اینجا می نویسم؛.👇
http://telegram.me/joinchat/AAAAADvUg2MEk7p60toRIw
#سکوت یا #افشاگری
فرق مبارزه با فساد، توسط "آمد نیوز" و "کلمه نیوز" با رسانه های عدالتخواه چیست؟؛ البته با فرض افشاگری های صادق نه کاذب.
❎در یادداشت قبلی و اینجا
https://t.me/mahdian_mohsen/360
گفته شد که عدالت خواهی باید جبهه ای باشد نه نقطه ای. به تعبیری اگر عدالت خواهی بدون توجه به "زمنیه ها" و "عوارضش" در جبهه حق باشد، می تواند خدمت به باطل باشد؛ اگر چنین شود مبارزه با ظلم، خودش ظلم بزرگتر است.
یعنی مقابل هر فسادی در نظام دینی سکوت کنیم؟ ممکن است تلقی برخی این باشد که با این مقدمه، هر مبارزه با فسادی می تواند منجر به تضعیف انقلاب باشد و محکوم شود به مصلحت اندیشی و سکوت. آیا این نتیجه گیری حق است؟
پاسخ روشن است. مبارزه با فساد هیچ محدودیتی ندارد. ما درباره "جهت" مبارزه تذکر می دهیم. جهت باید در خدمت جبهه حق باشد واگرنه به اسم عدالتخواهی مقابل نظام می ایستیم.
مبارزه با فساد هیچ حد و مرزی ندارد مگر با #رعایت_دو_شرط؛
❎شرط اول؛
هر مبارزه ای باید در نهایت به نفع جبهه حق تمام شود.
یعنی چی؟
هر نوع مبارزه با ظلمی باید به تقویت انقلاب اسلامی منجر شود.
چرا؟ مگر ما کارمند حکومتیم که انقدر نگران انقلاب باشیم؟ یا نکند شعار می دهیم؟ خیر. این حرف ها بازی نیست و اینجا هم تریبون نماز جمعه نیست. داریم درباره یک حقیقت حرف می زنیم.
حق بزرگتر، حق "تشکیل" و "مراقبت" از حکومت اسلامی است. همین حکومت است که امام فرمود حفظ آن اوجب واجبات است؛ یا فرمودند جان امام زمان نیز فدای نظام اسلامی می شود. چرا؟
حکومت اسلامی را قدرت سیاسی گرفتیم؟ خطاست.
حکومت اسلامی را نظام تدبیر و معیشت مردم گرفتیم؟ بازهم خطاست.
حکومت اسلامی یعنی بروز و ظهور دین. دین بدون حکومت قدرت بروز ندارد. دینداری کامل ما بدون حکومت میسر نیست. حکومت "بستر ظلم ستیزی" و "رشد معنویت" اجتماعیست. دینداری بدون حکومت شوخی است. برای همینست که به تعبیر رهبری، همه انبیا و اولیا و اهل بیت در صدد تشکیل حکومت بودند؛ حالا یا توانستند یا نگذاشتند.
انقلاب اسلامی برای دینداری ما مثل جریان هواست؛ تنفس می کنیم و متوجه اش نیستیم.
❎پس نمی شود به بهانه عدالت خواهی و مبارزه بافساد، چنین حق بزرگی ضایع و تضعیف شود. هر نوع مبارزه با ظلمی که به تضعیف انقلاب منجر شود خودش ظلم اکبرست.
❎خلاصه و محسوس چه باید کرد؟
عدالتخواهی ما باید منجر به تقویت انقلاب شود. ساده تر یعنی هر نوع مبارزه بافسادی باید به تقویت امید به آینده و اطمینان مردم به انقلاب منجر شود. با همین دو شاخص می توانیم مشروعیت عدالتخواهی در جامعه قضاوت کنیم.
❎شرط دوم
دومین شرط برای عدالتخواهی اینست که دشمن نفع نبرد. ممکن است بگوئید دشمن همیشه از افشاگری در نظام اسلامی خوشحال می شود و با این استدلال بازهم افشاگری و عدالت خواهی تعطیل می شود. خیر؛ شاخص محسوس داریم.
دو نسبت میان عدالتخواهی ما با دشمن وجود دارد. یکبار دشمن ما را "تائید" می کند، یکبار ما دشمن را "تکمیل" می کنیم. دومی ملاک است. رهبری هم اگر انتقادی از انقلاب داشته باشند دشمن پوشش گسترده می دهد و همراهی می کند. این طبیعی است و ملاک نیست. ملاک این است که نقد ما نقشه دشمن را تکمیل کند. مثلا دشمن می خواهد بگوید ما تروریستیم، ما هم اماره خرجش کنیم.
اگر شرط اول درست رعایت شود ، عدالت خواهی ما نقشه دشمن را تکمیل نمی کند ولو اینکه تائید کند.
✅با این دو شرط از صدر تا ذیل حکومت را نقد کنیم، که هرچه عدالت خواهی کنیم به جیب انقلاب و جبهه حق می رود. والسلام.
درباره مسائل روز اینجا می نویسم؛.👇
http://telegram.me/joinchat/AAAAADvUg2MEk7p60toRIw
Telegram
کشکول|محسن مهدیان
✳️درباره انتقاد آقایان "قاسمیان" و "پناهیان" به عدالتخواهان
❇️آقای قاسیمان از روحانیون انقلابی و اهل علم اخیرا گفتند که "بدانید که فتنههایی در راه هست که محصول بچه حزباللهیهای دو آتیشه است و عاملان آن به شدت عدالتخواه هستند...چراکه رهبر را کندرو میدانند."…
❇️آقای قاسیمان از روحانیون انقلابی و اهل علم اخیرا گفتند که "بدانید که فتنههایی در راه هست که محصول بچه حزباللهیهای دو آتیشه است و عاملان آن به شدت عدالتخواه هستند...چراکه رهبر را کندرو میدانند."…
📵ریشه های خباثت آمدنیوز
"خباثت" و "پلیدی" امثال آمدنیوز روشن است. طی سالهای گذشته این میزان "ناپاکی" و "پلشتی" در کمتر رسانه ای یک جا جمع شده است. اما بعد از انتشار خبر جعلی، درباره صبیه آیت الله لاریجانی، برایم سوالی ایجاد شد که چرا کاسبی امثال این "دجال های رسانه ای" باید رونق بگیرد؟ پاسخ اینست که شکل گیری این رسانه ها را نباید از سهم تقاضای مخاطب منفک دید.
اما چرا و چگونه ذائقه مخاطب ما تغییر کرده است که "اصولی ترین" و "بدیهی ترین" اصل رسانه ای یعنی "مستند بودن" خبر را نادیده گرفته است؟
#واقعیت_تلخی_است؛
اما گریزی از بیانش نیست. امثال ما رسانه ها در تغییر این "ذائقه رسانه ای" مقصریم.
چه کسانی پای "خبر بی منبع" را در رسانه ها باز کردند؟ چه کسانی "اخبار محفلی" را رونق دادند؟ آنروز که در انتشار "اخبار بولتنی" و "خبر محرمانه" و "خبر پشت پرده" و غیره از هم سبقت می گرفتیم باید برای تغییر ذائقه مخاطبان فکر می کردیم. فرقی هم نمی کند این انحراف رسانه ای در "سلام" موسوی خوئینی ها باشد یا رسانه های اصولگرا.
قدیم ترها انتشار خبر و افشاگری بدون سند شوخی بود و بی معنا. رسانه ای که خبر و گزارش بدون منبع منتشر می کرد، تحقیر می شد و مخاطبش را از دست می داد. بدعت خبرپنهان و خبربولتنی را کسانی ایجاد کردند که پشتوانه اعتماد مخاطب را قدرت سیاسی شان می دانستند نه تلاش و دسترنج خبرنگار.
رسانه ای موفق بود که نشان دهد دسترسی مدیرش به بولتن های خبری بیشتر است. مسابقه انتشار "اخبار سررسیدی"، مخاطب را به پذیرفتن خبر بی منبع عادت داد و امروز این خباثت های رسانه ای بر گرده همین تغییر ذائقه مخاطب نشسته است.
چیزی بفهمم اینجا مینویسم👇
http://telegram.me/joinchat/AAAAADvUg2MEk7p60toRIw
"خباثت" و "پلیدی" امثال آمدنیوز روشن است. طی سالهای گذشته این میزان "ناپاکی" و "پلشتی" در کمتر رسانه ای یک جا جمع شده است. اما بعد از انتشار خبر جعلی، درباره صبیه آیت الله لاریجانی، برایم سوالی ایجاد شد که چرا کاسبی امثال این "دجال های رسانه ای" باید رونق بگیرد؟ پاسخ اینست که شکل گیری این رسانه ها را نباید از سهم تقاضای مخاطب منفک دید.
اما چرا و چگونه ذائقه مخاطب ما تغییر کرده است که "اصولی ترین" و "بدیهی ترین" اصل رسانه ای یعنی "مستند بودن" خبر را نادیده گرفته است؟
#واقعیت_تلخی_است؛
اما گریزی از بیانش نیست. امثال ما رسانه ها در تغییر این "ذائقه رسانه ای" مقصریم.
چه کسانی پای "خبر بی منبع" را در رسانه ها باز کردند؟ چه کسانی "اخبار محفلی" را رونق دادند؟ آنروز که در انتشار "اخبار بولتنی" و "خبر محرمانه" و "خبر پشت پرده" و غیره از هم سبقت می گرفتیم باید برای تغییر ذائقه مخاطبان فکر می کردیم. فرقی هم نمی کند این انحراف رسانه ای در "سلام" موسوی خوئینی ها باشد یا رسانه های اصولگرا.
قدیم ترها انتشار خبر و افشاگری بدون سند شوخی بود و بی معنا. رسانه ای که خبر و گزارش بدون منبع منتشر می کرد، تحقیر می شد و مخاطبش را از دست می داد. بدعت خبرپنهان و خبربولتنی را کسانی ایجاد کردند که پشتوانه اعتماد مخاطب را قدرت سیاسی شان می دانستند نه تلاش و دسترنج خبرنگار.
رسانه ای موفق بود که نشان دهد دسترسی مدیرش به بولتن های خبری بیشتر است. مسابقه انتشار "اخبار سررسیدی"، مخاطب را به پذیرفتن خبر بی منبع عادت داد و امروز این خباثت های رسانه ای بر گرده همین تغییر ذائقه مخاطب نشسته است.
چیزی بفهمم اینجا مینویسم👇
http://telegram.me/joinchat/AAAAADvUg2MEk7p60toRIw
⏮درباره محدودیت های جدید خاتمی
#⃣امیدوارم خبر بزودی تکذیب شود؛ مسیری که پیش می رود بیش از محدودیت خاتمی، خودمان را محدود می کند. سیاست غلط ممنوعیت عکس، از "خاتمیِ منفور" در میان طرفدارانش، "اسطوره دست ساز" ساخت و پروژه توزیع جهل را با #تکرار_میکنم رقم زد؛ و حالا محدودیت های جدید معلوم نیست به چه سرنوشتی منتهی می شود.
⏬چند نکته در این رابطه وجود دارد.
1⃣یکم. خاتمی در فتنه، گناهش کمتر از موسوی و کروبی نیست. آنچه آندو کورکورانه انجام دادند، خاتمی از علماً انجام داد. خاتمی به اعتراف خودش، دانسته این مسیر خطا را همراهی کرد. رفتار متناقض و دوگانه خاتمی باعث شد در میان طرفدارانش نیز مورد نفرت و اعتراض قرار گیرد. اما سیاست غلط ممنوعیت عکس، از او یک "قهرمان مظلوم" ساخت تا "پروژه تکرار می کنم" را در سایه "غفلت عمومی" کلید بزند.
و اما محدودیت های جدید- اگر صحت داشته باشد- تقویت همان پروژه مظلوم نمائی سابق است. چرا وارد مسیری می شویم که بعدا نتوانیم از راه طی شده اش دفاع کنیم؟
2⃣دوم. این تصمیم عدلیه قابل دفاع نیست. عدلیه وظیفه ذاتی اش برگزاری دادگاه است. دادگاه یک طرفه خلاف بَیّن عدالت است. دفاع ما از حصر به جهت تصمیم شورای عالی امنیت ملی است و نه حتا دبیرخانه شورا و یا عدلیه و غیره.
استدلال هم روشن است، شورای عالی امنیت ملی وظیفه اش رفع تعارض "حق فردی" با "حق جمع" است. چون برگزاری دادگاه فتنه گران می تواند امنیت مردم را بخطر بیاندازد، شورای عالی امنیت ملی، در صلاحیتش است تا به نفع مردم حکم کند. همه جای دنیا، حق جمع بر حق فرد ارجح است. اما این تشخیص در صلاحیت شورای عالی امنیت ملی است نه عدلیه.
3⃣سوم. فارغ از توجیه حقوقی و رعایت عدالت و اثر سیاسی این تصمیم، دنیای امروز رسانه، این تصمیم را برنمی تابد. ممنوعیت عکس و صدا و تصویر و غیره فارغ از هراستدلال دیگری، اساسن عملی نیست. دوران قدرت تک رسانه ای صدا و سیما گذشته است. رسانه دنیای امروز در تدبیر ما نیست که بخواهیم با امر و نهی مدیریتش کنیم. چرا تصمیمی می گیریم که نه عملی است و نه منطقی؟
محدودیت جدید خاتمی صدایش را بلندتر بگوش مردم می رساند؛ روشن نیست؟
⚡️نقدتان خیرخواهی برای من است.👇
http://telegram.me/joinchat/AAAAADvUg2MEk7p60toRIw
#⃣امیدوارم خبر بزودی تکذیب شود؛ مسیری که پیش می رود بیش از محدودیت خاتمی، خودمان را محدود می کند. سیاست غلط ممنوعیت عکس، از "خاتمیِ منفور" در میان طرفدارانش، "اسطوره دست ساز" ساخت و پروژه توزیع جهل را با #تکرار_میکنم رقم زد؛ و حالا محدودیت های جدید معلوم نیست به چه سرنوشتی منتهی می شود.
⏬چند نکته در این رابطه وجود دارد.
1⃣یکم. خاتمی در فتنه، گناهش کمتر از موسوی و کروبی نیست. آنچه آندو کورکورانه انجام دادند، خاتمی از علماً انجام داد. خاتمی به اعتراف خودش، دانسته این مسیر خطا را همراهی کرد. رفتار متناقض و دوگانه خاتمی باعث شد در میان طرفدارانش نیز مورد نفرت و اعتراض قرار گیرد. اما سیاست غلط ممنوعیت عکس، از او یک "قهرمان مظلوم" ساخت تا "پروژه تکرار می کنم" را در سایه "غفلت عمومی" کلید بزند.
و اما محدودیت های جدید- اگر صحت داشته باشد- تقویت همان پروژه مظلوم نمائی سابق است. چرا وارد مسیری می شویم که بعدا نتوانیم از راه طی شده اش دفاع کنیم؟
2⃣دوم. این تصمیم عدلیه قابل دفاع نیست. عدلیه وظیفه ذاتی اش برگزاری دادگاه است. دادگاه یک طرفه خلاف بَیّن عدالت است. دفاع ما از حصر به جهت تصمیم شورای عالی امنیت ملی است و نه حتا دبیرخانه شورا و یا عدلیه و غیره.
استدلال هم روشن است، شورای عالی امنیت ملی وظیفه اش رفع تعارض "حق فردی" با "حق جمع" است. چون برگزاری دادگاه فتنه گران می تواند امنیت مردم را بخطر بیاندازد، شورای عالی امنیت ملی، در صلاحیتش است تا به نفع مردم حکم کند. همه جای دنیا، حق جمع بر حق فرد ارجح است. اما این تشخیص در صلاحیت شورای عالی امنیت ملی است نه عدلیه.
3⃣سوم. فارغ از توجیه حقوقی و رعایت عدالت و اثر سیاسی این تصمیم، دنیای امروز رسانه، این تصمیم را برنمی تابد. ممنوعیت عکس و صدا و تصویر و غیره فارغ از هراستدلال دیگری، اساسن عملی نیست. دوران قدرت تک رسانه ای صدا و سیما گذشته است. رسانه دنیای امروز در تدبیر ما نیست که بخواهیم با امر و نهی مدیریتش کنیم. چرا تصمیمی می گیریم که نه عملی است و نه منطقی؟
محدودیت جدید خاتمی صدایش را بلندتر بگوش مردم می رساند؛ روشن نیست؟
⚡️نقدتان خیرخواهی برای من است.👇
http://telegram.me/joinchat/AAAAADvUg2MEk7p60toRIw
❤️توصیه رهبری و حکیمانه های مادربزرگ ها...
"سعی کنید در قصه گوئی ها اولین چیزی که در کودک ایجاد می کنید، ایمان باشد"
این توصیه رهبرانقلاب را امروز رسانه ایشان به مناسبت #روز_کودک منتشر کردند.
❤️یاد این طلیعه قصه های شبانه مادربزرگ هایمان افتادم؛ "یکی بود و یکی نبود...غیر خدا هیچ کس نبود..."
آنروزها آنقدر این جمله تکرار شده بود که کمتر توجهمان را جلب می کرد اما بزرگتر که شدیم فهمیدیم قصه مادربزرگ ریشه های معرفتی اش تا کجاهاست.
❤️بعدها فهمیدیم توحیدی ترین جمله تاریخ عرفا و فلاسفه زمزمه شب های کودکی مان بوده است. قدیمی ها، آرامش و طمانینه این تعابیر را با تمام وجود درک می کردند، هرچند از عمق اعتقادی آن غافل باشند.
ادبیات و فرهنگ عامیانه و اما حکمت آمیز قدیم را باید در خانه اهل معرفت جست. از همان جا جریان می گرفت و به دست مردم می رسید.
❤️یکی بود یکی نبود غیر از خدا هیچ کس نبود...
غباربازی های کودکانه که نشست متوجه شدیم، همه معارف در همین یک جمله جمع است. همین تعبیر بلند حکمی است که آرامش بخش بود و قصه شب مادربزرگ را به خواب شیرین کودکانه مان پیوند می داد. و چه تعبیری بلند تر از اینکه غیر از خدا هیچ کس نبود و اوست که همه جا را پر کرده است.
❤️وز تو جهان پُر است و جهان از تو بى خبر...
چنین بلوغی بزرگترهای ما داشتند. هنوز نوشتن و خواندن نمی دانستیم که یادمان دادند این کثرات وهم است و جز وحدت نیست
کان الله و لم یکن معه شیء و الان کما کان
🔹اسم اعظم در همه عالم یکی است
🔸وحدت اسم و مسمی بی شکی است
🔹هرچه بینی صورت اسما اوست
🔸هرکه یابی غرقه دریای اوست
❤️یکی بود و یکی نبود؛ یعنی یکی بود که "یک"ی نبود. یکی بود که یک ی بودنش مانند سایرین نبود. آنچنان وحدتش همه جا را گرفته بود که هیچ غیری نبود.به تعبیر حضرت امام " او بود و کسی نبود با او"
🔹که یکی هست و هیچ نیست جز او
🔸«وحــــده لا الــه الا هــــــو»
اینجا کشکولی مینویسم👇
http://telegram.me/joinchat/AAAAADvUg2MEk7p60toRIw
"سعی کنید در قصه گوئی ها اولین چیزی که در کودک ایجاد می کنید، ایمان باشد"
این توصیه رهبرانقلاب را امروز رسانه ایشان به مناسبت #روز_کودک منتشر کردند.
❤️یاد این طلیعه قصه های شبانه مادربزرگ هایمان افتادم؛ "یکی بود و یکی نبود...غیر خدا هیچ کس نبود..."
آنروزها آنقدر این جمله تکرار شده بود که کمتر توجهمان را جلب می کرد اما بزرگتر که شدیم فهمیدیم قصه مادربزرگ ریشه های معرفتی اش تا کجاهاست.
❤️بعدها فهمیدیم توحیدی ترین جمله تاریخ عرفا و فلاسفه زمزمه شب های کودکی مان بوده است. قدیمی ها، آرامش و طمانینه این تعابیر را با تمام وجود درک می کردند، هرچند از عمق اعتقادی آن غافل باشند.
ادبیات و فرهنگ عامیانه و اما حکمت آمیز قدیم را باید در خانه اهل معرفت جست. از همان جا جریان می گرفت و به دست مردم می رسید.
❤️یکی بود یکی نبود غیر از خدا هیچ کس نبود...
غباربازی های کودکانه که نشست متوجه شدیم، همه معارف در همین یک جمله جمع است. همین تعبیر بلند حکمی است که آرامش بخش بود و قصه شب مادربزرگ را به خواب شیرین کودکانه مان پیوند می داد. و چه تعبیری بلند تر از اینکه غیر از خدا هیچ کس نبود و اوست که همه جا را پر کرده است.
❤️وز تو جهان پُر است و جهان از تو بى خبر...
چنین بلوغی بزرگترهای ما داشتند. هنوز نوشتن و خواندن نمی دانستیم که یادمان دادند این کثرات وهم است و جز وحدت نیست
کان الله و لم یکن معه شیء و الان کما کان
🔹اسم اعظم در همه عالم یکی است
🔸وحدت اسم و مسمی بی شکی است
🔹هرچه بینی صورت اسما اوست
🔸هرکه یابی غرقه دریای اوست
❤️یکی بود و یکی نبود؛ یعنی یکی بود که "یک"ی نبود. یکی بود که یک ی بودنش مانند سایرین نبود. آنچنان وحدتش همه جا را گرفته بود که هیچ غیری نبود.به تعبیر حضرت امام " او بود و کسی نبود با او"
🔹که یکی هست و هیچ نیست جز او
🔸«وحــــده لا الــه الا هــــــو»
اینجا کشکولی مینویسم👇
http://telegram.me/joinchat/AAAAADvUg2MEk7p60toRIw
#از_برکات_مذاکره؛
🌐شعار مرگ بر آمریکا را متفاوت بشنوید...
امروز برکت مذاکره با آمریکا برای بسیاری از ما روشن شده است. مذاکره ای که با هدایت رهبری انقلاب پیش رفت، ثمراتش این روزها در برابرماست.
شاید سالها پیش ابهام داشتیم که نرمش قهرمانانه مقصدش کجاست؟ و نمی توانستیم موافقت رهبری با مذاکره را همزمان با بدبینی شان نسبت به سرنوشت مذاکره جمع کنیم، اما امروز حجاب ها افتاده است و مساله روشن است.
🌐دستاوردهای برجام را نادیده نگیرید. مسیری که برجام طی کرد، آورده ای ذی قیمت داشت که به هزینه های مادی آن برابری می کند. مسیری که به تدبیر رهبری گام به گام به روشن شدن "حقیقت" شعار "مرگ بر آمریکا" انجامید.
امروز درحالیکه رئیس جمهور آمریکا به شدت از شعار "مرگ بر آمریکا" برآشفته است، عمیق ترین باور به این شعار در میان مردم ما شکل گرفته است. امروز شعار مرگ بر آمریکا از جان ها و دل ها فریاد می شود و صرفا لقلقه زبان و تنها یک شعار سیاسی با یک دوره تاریخی مشخص نیست. این شعار ایدئولوژیک انقلاب اسلامی است که تمام صف بندی جبهه حق را مقابل تجسم زمینی شیطان و ائمه باطل نشان می دهد.
چه میزان هزینه باید می دادیم تا این رشد اجتماعی شکل بگیرید؟ همه عوامل دست به دست هم دادند تا این تجربه شعور گرا موثر افتد. با افتادن نقاب تزویر و دوروئی در آمریکا، ظاهرگرایان داخلی هم باورشان شکسته شد و امروز بالاترین سطح وحدت داخلی علیه جبهه استکبار شکل گرفته است.
🌐امروز دادخواهی رهبری از زبان رئیس جمهور و ژنرال های اصلی مذاکره با آمریکا فریاد می شود. رسانه های اصلاح طلب و اصولگرا یک حرف می زنند. تنفر و ضجرت و بیزاری از آمریکا سراسر شبکه های اجتماعی را فراگرفته است. اشمئزاز و اکراه از امپریالیسم مرز رای دهنگان در انتخابات را جابجا کرده است. این ها همه و همه اش برکت است و نعمت. "مقاومت" و "مبارزه"، اعتقاد و انگیزه می خواهد که این روزها با شفاف شدن عرصه تنازع شکل گرفته است.
🌐قدر شعار مرگ بر آمریکا را بدانیم؛ تحقق این شعار در عرصه اقتصاد می شود اقتصاد مقاومتی و در عرصه سیاست، مبارزه با ظلم و دفاع از مظلوم و در عرصه فرهنگ بازگشت به عزت و اقتدار تاریخی مان.
داشته های کشکولی ام👇
http://telegram.me/joinchat/AAAAADvUg2MEk7p60toRIw
🌐شعار مرگ بر آمریکا را متفاوت بشنوید...
امروز برکت مذاکره با آمریکا برای بسیاری از ما روشن شده است. مذاکره ای که با هدایت رهبری انقلاب پیش رفت، ثمراتش این روزها در برابرماست.
شاید سالها پیش ابهام داشتیم که نرمش قهرمانانه مقصدش کجاست؟ و نمی توانستیم موافقت رهبری با مذاکره را همزمان با بدبینی شان نسبت به سرنوشت مذاکره جمع کنیم، اما امروز حجاب ها افتاده است و مساله روشن است.
🌐دستاوردهای برجام را نادیده نگیرید. مسیری که برجام طی کرد، آورده ای ذی قیمت داشت که به هزینه های مادی آن برابری می کند. مسیری که به تدبیر رهبری گام به گام به روشن شدن "حقیقت" شعار "مرگ بر آمریکا" انجامید.
امروز درحالیکه رئیس جمهور آمریکا به شدت از شعار "مرگ بر آمریکا" برآشفته است، عمیق ترین باور به این شعار در میان مردم ما شکل گرفته است. امروز شعار مرگ بر آمریکا از جان ها و دل ها فریاد می شود و صرفا لقلقه زبان و تنها یک شعار سیاسی با یک دوره تاریخی مشخص نیست. این شعار ایدئولوژیک انقلاب اسلامی است که تمام صف بندی جبهه حق را مقابل تجسم زمینی شیطان و ائمه باطل نشان می دهد.
چه میزان هزینه باید می دادیم تا این رشد اجتماعی شکل بگیرید؟ همه عوامل دست به دست هم دادند تا این تجربه شعور گرا موثر افتد. با افتادن نقاب تزویر و دوروئی در آمریکا، ظاهرگرایان داخلی هم باورشان شکسته شد و امروز بالاترین سطح وحدت داخلی علیه جبهه استکبار شکل گرفته است.
🌐امروز دادخواهی رهبری از زبان رئیس جمهور و ژنرال های اصلی مذاکره با آمریکا فریاد می شود. رسانه های اصلاح طلب و اصولگرا یک حرف می زنند. تنفر و ضجرت و بیزاری از آمریکا سراسر شبکه های اجتماعی را فراگرفته است. اشمئزاز و اکراه از امپریالیسم مرز رای دهنگان در انتخابات را جابجا کرده است. این ها همه و همه اش برکت است و نعمت. "مقاومت" و "مبارزه"، اعتقاد و انگیزه می خواهد که این روزها با شفاف شدن عرصه تنازع شکل گرفته است.
🌐قدر شعار مرگ بر آمریکا را بدانیم؛ تحقق این شعار در عرصه اقتصاد می شود اقتصاد مقاومتی و در عرصه سیاست، مبارزه با ظلم و دفاع از مظلوم و در عرصه فرهنگ بازگشت به عزت و اقتدار تاریخی مان.
داشته های کشکولی ام👇
http://telegram.me/joinchat/AAAAADvUg2MEk7p60toRIw
🔹یک گپ دوستانه
🔹بداخلاقی این روزهای ما
🔸به دوستی گفتم این روزها زمان چیدن میوه برجام است؛ باید قدر دانست. میوه برجام خودآگاهی ملی از چهره واقعی استکبار بود. خوش باوران به آمریکا امروز در دل و زبان فهمیده اند که امپریالیزم دچار مکر و خدعه ذاتی است و قابل اعتماد نیست.
گفتم امروز، روز وحدت است و حالا که این خودآگاهی ملی شکل گرفته است، به رخ کشیدن اشتباه هات گذشته بداخلاقی است و به ضرر انقلاب.
🔹رفیق خوب مان گفت: اینها نفاق دارند و در دلشان هنوز دلبسته به آمریکا اند.
🔸گفتم از چه کسانی حرف می زنی؟ من از مردم حرف می زنم و مراعات مسئولین نیز از جهت اتصالشان به پایگاه اجتماعی شان است. وقتی منتخبین این مردم موضع گذشته شان را اصلاح کردند ، پایگاه اجتماعی متصل به آنها نیز همین می کند. نباید این فرصت وحدت گونه را هدر داد.
ضمن اینکه ما شاخص روشنی برای موضع نفاق گونه نداریم. صحنه شفاف شده و طبیعی است که مواضع مسئولین ما نیز از خوش باوری درآمده و واقع بین شده اند.
🔹گفت: نخیر. من یقین دارم اینها نفاق دارند و مجبورند با مردم همراهی کنند.
🔸گفتم با فرض که چنین باشد اینهم فرصت است. هیچ حجتی برای رها کردن ظاهرشان و برملا کردن نهان شان نداریم. همین ظاهر ضدآمریکائی بسیار کارگشاست؛ چون مردم و طرفداران آنها با ظاهرآنها کار دارند نه باطن شان.
🔹گفت: پس تاریخ چه می شود؟ چه وقت آیندگان باید بدانند که اینها چه کردند و چه شده است؟
🔸گفتم برادر عزیزم، امروز زمان وحدت است. زمان لازم برای روشنگری وجود دارد. هیچ آدم عاقلی وقتی یک نفر رویه اش را اصلاح و اعلام کرد، بلافاصله گذشته اش را به رخش نمی کشد.
این روزها یک زبانی مردم و مسئولین ما تاریخ سازست. برای نوشتن حواشی تاریخ نیز زمان بسیارست. چه آنکه همین امروز هم تاریخ گواهست که چه گذشته و نیاز نیست " راه طی شده" را در چشم تاریخ کنیم.
🔹گفت: به نظرم این وادادگی مقابل دولت است. الان بهترین فرصت است تا رویه غلط این دولت را به رخش بکشیم.
🔸گفتم به نظر من سیاست ورزی ما باید تهش تقویت وحدانی جبهه انقلاب باشد؛ باقیش هرچه باشد نامش انقلابی گری نیست.
اگر تمایل داشتید، همراهی کنین👇
http://telegram.me/joinchat/AAAAADvUg2MEk7p60toRIw
🔹بداخلاقی این روزهای ما
🔸به دوستی گفتم این روزها زمان چیدن میوه برجام است؛ باید قدر دانست. میوه برجام خودآگاهی ملی از چهره واقعی استکبار بود. خوش باوران به آمریکا امروز در دل و زبان فهمیده اند که امپریالیزم دچار مکر و خدعه ذاتی است و قابل اعتماد نیست.
گفتم امروز، روز وحدت است و حالا که این خودآگاهی ملی شکل گرفته است، به رخ کشیدن اشتباه هات گذشته بداخلاقی است و به ضرر انقلاب.
🔹رفیق خوب مان گفت: اینها نفاق دارند و در دلشان هنوز دلبسته به آمریکا اند.
🔸گفتم از چه کسانی حرف می زنی؟ من از مردم حرف می زنم و مراعات مسئولین نیز از جهت اتصالشان به پایگاه اجتماعی شان است. وقتی منتخبین این مردم موضع گذشته شان را اصلاح کردند ، پایگاه اجتماعی متصل به آنها نیز همین می کند. نباید این فرصت وحدت گونه را هدر داد.
ضمن اینکه ما شاخص روشنی برای موضع نفاق گونه نداریم. صحنه شفاف شده و طبیعی است که مواضع مسئولین ما نیز از خوش باوری درآمده و واقع بین شده اند.
🔹گفت: نخیر. من یقین دارم اینها نفاق دارند و مجبورند با مردم همراهی کنند.
🔸گفتم با فرض که چنین باشد اینهم فرصت است. هیچ حجتی برای رها کردن ظاهرشان و برملا کردن نهان شان نداریم. همین ظاهر ضدآمریکائی بسیار کارگشاست؛ چون مردم و طرفداران آنها با ظاهرآنها کار دارند نه باطن شان.
🔹گفت: پس تاریخ چه می شود؟ چه وقت آیندگان باید بدانند که اینها چه کردند و چه شده است؟
🔸گفتم برادر عزیزم، امروز زمان وحدت است. زمان لازم برای روشنگری وجود دارد. هیچ آدم عاقلی وقتی یک نفر رویه اش را اصلاح و اعلام کرد، بلافاصله گذشته اش را به رخش نمی کشد.
این روزها یک زبانی مردم و مسئولین ما تاریخ سازست. برای نوشتن حواشی تاریخ نیز زمان بسیارست. چه آنکه همین امروز هم تاریخ گواهست که چه گذشته و نیاز نیست " راه طی شده" را در چشم تاریخ کنیم.
🔹گفت: به نظرم این وادادگی مقابل دولت است. الان بهترین فرصت است تا رویه غلط این دولت را به رخش بکشیم.
🔸گفتم به نظر من سیاست ورزی ما باید تهش تقویت وحدانی جبهه انقلاب باشد؛ باقیش هرچه باشد نامش انقلابی گری نیست.
اگر تمایل داشتید، همراهی کنین👇
http://telegram.me/joinchat/AAAAADvUg2MEk7p60toRIw
💠این روزها و تبارشناسی موافقان و مخالفان برجام
این روزها فرصتی شده برای "دیدی گفتم ها..." و "ما بردیم و ما بردیم ها...".
این قبیل هیجانات طبیعی است و تاریخ مصرفش فراتر از "حاشیه نگاشت" های این چندروز نیست. اما یک نگرانی وجود دارد که این حاشیه سازی ها و بازخوانی های نادرست تاریخی، بهانه ای شود برای محو اشتباهات گذشته و دور جدید حذف عده ای از جبهه انقلاب. از روزنامه خراسان تا خط حزب الله تا صفارهرندی و بسیاری دیگر از اصولگراها طی این چند روز متهم شده اند به جاده صاف کنی برای غربزده ها. از اینجهت مناسب است یکبار همه گونه های موافق و مخالف برجام مرور شود.
به شرط اینکه جریان های سیاسی به وجدان شان مراجعه کنند، در عهد شکنی آمریکائی ها درس های بزرگی نهفته است که همه اش انشاالله ذخیره انقلاب است.
💠گونه شناسی موافقان برجام
باید توجه داشت که موافقان برجام یک گروه نبودند و نباید با یک تحلیل مطالعه شوند. ذیل موافقان برجام سه گروه قرار داشتند.
1⃣دسته اول غربزده های ایدئولوژیک.
این گروه که بیشتر در راس دولت قرار داشتند، به جهت ایدئولوژیک، تمدن غرب و نظم نوین آمریکائی را پذیرفته بودند و اعتقاد داشتند برای نفس کشیدن در دنیای امروز چاره ای جز بستن با کدخدا نیست. این دسته عبرت امروز شان نیز در این حد است که بدعهدی آمریکا را در بداخلاقی یک فرد خلاصه کردند نه ماهیت نظام استکبار.
2⃣دسته دوم ساده اندیشان سیاسی.
دسته دوم بیشتر در تیم مذاکره قرار داشتند و اگر چه غربزده ایدئولوژیک نبودند اما حقیقتا باورشان این بود که آمریکا قابل اعتماد است و می توان با آنها مذاکره و بازی برد برد تعریف کرد. این گروه با گذشت زمان واقع بین تر شدند.
3⃣دسته سوم بازیگران قدرت.
این گروه خیلی برایشان نفع و ضرر قرارداد اهمیت نداشت و حمایت از برجام را کهف القدرت سیاسی شان می دانستند. این دسته در مجلس وقت بیشتر حاضر بودند و الان هم ممکن است مخالف برجام باشند و فردا هم شاید نظر دیگری پیدا کنند.
💠اما گونه شناسی مخالفان برجام.
برخلاف تصور رایج مخالفان برجام همه شان یکدست نبودند؛ مرور می کنیم؛
1⃣دسته اول قائلان به خیانت.
این گروه از مخالفان برجام اعتقاد داشتند تیم مذاکره کننده خائن و خاک فروش است. لذا در عمده تحلیل هایشان تلاش می کردند اثبات کنند تیم مذاکره کننده نفوذی هستند و ماموریت دارند نظام را متلاشی کنند. این جریان طی همان روزها بارها از سوی رهبری تذکر گرفتند و تعاریف رهبری از تیم مذاکره را برخلاف مدعای خود دیدند با این حال اعتقاد داشتند رهبری را مشاورین نفوذی و خائن دوره کردند و تدبیر امور از دستش خارج شده و مجبور است به خواسته دولتی ها تن دهد. این گروه هیچ وقت نتوانست مجوز رهبری به مذاکره با آمریکا در پایان دولت نهم و نرمش قهرمانانه و دفاع از تیم مذاکره کننده و غیره را تحلیل کند.
2⃣دسته دوم موافقان نگران.
گروه دوم کسانی بودند که علیرغم نگرانی از روند مذاکرات و مفاد برجام، اعتقاد داشتند این قرارداد در نهایت، آورده بیشتری برای ما دارد و ضمنن در شرایطی قرار داریم که گریزی از ورود به این قرارداد و مذاکرات نبوده و نیست.
3⃣دسته سوم قائلان تجربه اجتماعی.
این دسته که مخالف خائن خواندن تیم مذاکره بودند، اعتقاد داشتند نوک انتقاد از برجام باید سمت غرب گرفته شود نه داخلی ها. این گروه معتقد بودند مذاکرات را باید فراهسته ای تحلیل کرد. همچنین اعتقاد داشتند مذاکره با آمریکا و فرآیند کلی برجام تحت تدبیر رهبری اتخاذ شده است تا انقلاب در یک تجربه تاریخی به خودآگاهی مقاوت و ایستادگی برسد. چه انکه رمز و راز پایداری و تثبیت انقلاب در رشدآگاهی مردم است و این مهم اتفاق نمی افتد مگر با یک تجربه تاریخی.
طبیعی بود که متهم کردن تیم مذاکره به خیانت، باعث میشد این راهبرد ناکام بماند، چراکه بجای شناخت دشمن اصلی، همه توجهات به سمت داخل معطوف می شد و همه نقدها در سطح اختلافات جناحی تقلیل می یافت.
💠گذشت تا امروز...
و امروز روشن است که آنچه به نتیجه رسید راهبرد هسته ای رهبری بود که برپایه راهبرد تجربه سازی، هم باعث شد تیم مذاکره کننده به ساده انگاری خود پی ببرند و هم غربزده ها را همراه انقلاب کند و هم جامعه را به جهت آگاهی از ماهیت استکبار رشد دهد.
منبع: روزنامه صبح نو
نقدتان محبت است..👇
http://telegram.me/joinchat/AAAAADvUg2MEk7p60toRIw
این روزها فرصتی شده برای "دیدی گفتم ها..." و "ما بردیم و ما بردیم ها...".
این قبیل هیجانات طبیعی است و تاریخ مصرفش فراتر از "حاشیه نگاشت" های این چندروز نیست. اما یک نگرانی وجود دارد که این حاشیه سازی ها و بازخوانی های نادرست تاریخی، بهانه ای شود برای محو اشتباهات گذشته و دور جدید حذف عده ای از جبهه انقلاب. از روزنامه خراسان تا خط حزب الله تا صفارهرندی و بسیاری دیگر از اصولگراها طی این چند روز متهم شده اند به جاده صاف کنی برای غربزده ها. از اینجهت مناسب است یکبار همه گونه های موافق و مخالف برجام مرور شود.
به شرط اینکه جریان های سیاسی به وجدان شان مراجعه کنند، در عهد شکنی آمریکائی ها درس های بزرگی نهفته است که همه اش انشاالله ذخیره انقلاب است.
💠گونه شناسی موافقان برجام
باید توجه داشت که موافقان برجام یک گروه نبودند و نباید با یک تحلیل مطالعه شوند. ذیل موافقان برجام سه گروه قرار داشتند.
1⃣دسته اول غربزده های ایدئولوژیک.
این گروه که بیشتر در راس دولت قرار داشتند، به جهت ایدئولوژیک، تمدن غرب و نظم نوین آمریکائی را پذیرفته بودند و اعتقاد داشتند برای نفس کشیدن در دنیای امروز چاره ای جز بستن با کدخدا نیست. این دسته عبرت امروز شان نیز در این حد است که بدعهدی آمریکا را در بداخلاقی یک فرد خلاصه کردند نه ماهیت نظام استکبار.
2⃣دسته دوم ساده اندیشان سیاسی.
دسته دوم بیشتر در تیم مذاکره قرار داشتند و اگر چه غربزده ایدئولوژیک نبودند اما حقیقتا باورشان این بود که آمریکا قابل اعتماد است و می توان با آنها مذاکره و بازی برد برد تعریف کرد. این گروه با گذشت زمان واقع بین تر شدند.
3⃣دسته سوم بازیگران قدرت.
این گروه خیلی برایشان نفع و ضرر قرارداد اهمیت نداشت و حمایت از برجام را کهف القدرت سیاسی شان می دانستند. این دسته در مجلس وقت بیشتر حاضر بودند و الان هم ممکن است مخالف برجام باشند و فردا هم شاید نظر دیگری پیدا کنند.
💠اما گونه شناسی مخالفان برجام.
برخلاف تصور رایج مخالفان برجام همه شان یکدست نبودند؛ مرور می کنیم؛
1⃣دسته اول قائلان به خیانت.
این گروه از مخالفان برجام اعتقاد داشتند تیم مذاکره کننده خائن و خاک فروش است. لذا در عمده تحلیل هایشان تلاش می کردند اثبات کنند تیم مذاکره کننده نفوذی هستند و ماموریت دارند نظام را متلاشی کنند. این جریان طی همان روزها بارها از سوی رهبری تذکر گرفتند و تعاریف رهبری از تیم مذاکره را برخلاف مدعای خود دیدند با این حال اعتقاد داشتند رهبری را مشاورین نفوذی و خائن دوره کردند و تدبیر امور از دستش خارج شده و مجبور است به خواسته دولتی ها تن دهد. این گروه هیچ وقت نتوانست مجوز رهبری به مذاکره با آمریکا در پایان دولت نهم و نرمش قهرمانانه و دفاع از تیم مذاکره کننده و غیره را تحلیل کند.
2⃣دسته دوم موافقان نگران.
گروه دوم کسانی بودند که علیرغم نگرانی از روند مذاکرات و مفاد برجام، اعتقاد داشتند این قرارداد در نهایت، آورده بیشتری برای ما دارد و ضمنن در شرایطی قرار داریم که گریزی از ورود به این قرارداد و مذاکرات نبوده و نیست.
3⃣دسته سوم قائلان تجربه اجتماعی.
این دسته که مخالف خائن خواندن تیم مذاکره بودند، اعتقاد داشتند نوک انتقاد از برجام باید سمت غرب گرفته شود نه داخلی ها. این گروه معتقد بودند مذاکرات را باید فراهسته ای تحلیل کرد. همچنین اعتقاد داشتند مذاکره با آمریکا و فرآیند کلی برجام تحت تدبیر رهبری اتخاذ شده است تا انقلاب در یک تجربه تاریخی به خودآگاهی مقاوت و ایستادگی برسد. چه انکه رمز و راز پایداری و تثبیت انقلاب در رشدآگاهی مردم است و این مهم اتفاق نمی افتد مگر با یک تجربه تاریخی.
طبیعی بود که متهم کردن تیم مذاکره به خیانت، باعث میشد این راهبرد ناکام بماند، چراکه بجای شناخت دشمن اصلی، همه توجهات به سمت داخل معطوف می شد و همه نقدها در سطح اختلافات جناحی تقلیل می یافت.
💠گذشت تا امروز...
و امروز روشن است که آنچه به نتیجه رسید راهبرد هسته ای رهبری بود که برپایه راهبرد تجربه سازی، هم باعث شد تیم مذاکره کننده به ساده انگاری خود پی ببرند و هم غربزده ها را همراه انقلاب کند و هم جامعه را به جهت آگاهی از ماهیت استکبار رشد دهد.
منبع: روزنامه صبح نو
نقدتان محبت است..👇
http://telegram.me/joinchat/AAAAADvUg2MEk7p60toRIw
#عذرخواهی...
منبرداری یکی مثل #قرائتی میخواهد که زندگی عادیش نیز #درسهائی_از_قرآن باشد.
چنین منبری همیشه در اوج است.
@mahdian_mohsen
منبرداری یکی مثل #قرائتی میخواهد که زندگی عادیش نیز #درسهائی_از_قرآن باشد.
چنین منبری همیشه در اوج است.
@mahdian_mohsen
🔴دو نکته درباره زنبیل قرمز آقای بقائی
آقای بقائی امروز با "زنبیل قرمز" به دادگاه رفته است. ممکن است برایتان سوال شود که زنبیل قرمز چه معنائی دارد؟ دنبال اسرار خاصی نباشید؛ اما به این دو ملاحظه توجه کنید.
🔴بحران دیده نشدن
رنگ قرمز رنگ تحریک کنندگی خبری است. "بریکینگ خبری" در اغلب رسانه ها به رنگ قرمز است. آقای بقائی برای دیده شدن چاره ای ندارد سراغ زنبیل قرمز رود.
شبکه های اجتماعی یکی اثر تخریبی قابل ملاحظه در حوزه خبررسانی دارند و آنهم دیده نشدن است. برخلاف تصور رایج، شبکه اجتماعی به جهت حجم بالای انتشار خبر، عامل دیده نشدن اند. کسی که بخواهد خوب دیده شود یا باید سلبریتی باشد یا کارهای خارق العاده انجام دهد. آقای بقائی چون سلبریتی نیست مجبورست دست به خرق عادت بزند؛ البته دقت نکردند که توجه مردم در "زنبیل قرمز" متوقف می شود و به دادگاه و دفاعیه نمی رسد.
اما تحلیل ما فراتر از "زنبیل قرمز" و "بریکینگ خبری" است.
🔴لودگی سیاسی
#لودگی_سیاسی سرنوشت بسیاری از کارگزاران فعلی جامعه است.
فقط زنبیل قرمز برایتان جالب بود؟ رای بقائی به احمدی نژاد در انتخابات گذشته هم شبیه هم زنبیل قرمز است. اصلن در بقائی و زنبیل قرمز نمانید. نطق خانم نماینده و شعر "خدای رنگین کمان" هم از همین دست است. سلفی گرفتن با خانم موگرینی و لوور پاریس هم.
روی دیگر این سکه چیست؟ مشت آقای نماینده به صورت پلیس. داد و هوار خانم نماینده سر معاون استاندار. فحاشی آقای نماینده جلوی دانشگاه.
سطح آدم ها را دو جا باید شناخت؛ یک جا وقتی خواستند رای بیاورند و یک جا هم وقتی "خود" واقعی شان هستند؛ مثلا وقتی عصبانی اند.
لودگی سیاسی نتیجه سوار شدن بر "جهل مردم" است. لودگی سیاسی نتیجه "توده گرائی مفرط" است. کسانی که با لودگی سیاسی توجه مردم را جلب می کنند، سطح سیاسی شان عکس گرفتن با موگرینی و عصبی مزاجی مقابل نقد مردم و زنبیل قرمز برای جلب توجه است.
لودگی سیاسی، خروجی قدرت یافتن از طریق "هیجان" مردمی است نه "عقلانیت". در بقائی نمانید؛ خروجی سیاسی "تکرار می کنم..." نیز از جنس زنبیل قرمز است.
"توده گرائی" با "مردم گرائی" متفاوت است. باید در اینباره بیشتر نوشت.
اینجا مینویسم؛ کشکول...👇
http://telegram.me/joinchat/AAAAADvUg2MEk7p60toRIw
آقای بقائی امروز با "زنبیل قرمز" به دادگاه رفته است. ممکن است برایتان سوال شود که زنبیل قرمز چه معنائی دارد؟ دنبال اسرار خاصی نباشید؛ اما به این دو ملاحظه توجه کنید.
🔴بحران دیده نشدن
رنگ قرمز رنگ تحریک کنندگی خبری است. "بریکینگ خبری" در اغلب رسانه ها به رنگ قرمز است. آقای بقائی برای دیده شدن چاره ای ندارد سراغ زنبیل قرمز رود.
شبکه های اجتماعی یکی اثر تخریبی قابل ملاحظه در حوزه خبررسانی دارند و آنهم دیده نشدن است. برخلاف تصور رایج، شبکه اجتماعی به جهت حجم بالای انتشار خبر، عامل دیده نشدن اند. کسی که بخواهد خوب دیده شود یا باید سلبریتی باشد یا کارهای خارق العاده انجام دهد. آقای بقائی چون سلبریتی نیست مجبورست دست به خرق عادت بزند؛ البته دقت نکردند که توجه مردم در "زنبیل قرمز" متوقف می شود و به دادگاه و دفاعیه نمی رسد.
اما تحلیل ما فراتر از "زنبیل قرمز" و "بریکینگ خبری" است.
🔴لودگی سیاسی
#لودگی_سیاسی سرنوشت بسیاری از کارگزاران فعلی جامعه است.
فقط زنبیل قرمز برایتان جالب بود؟ رای بقائی به احمدی نژاد در انتخابات گذشته هم شبیه هم زنبیل قرمز است. اصلن در بقائی و زنبیل قرمز نمانید. نطق خانم نماینده و شعر "خدای رنگین کمان" هم از همین دست است. سلفی گرفتن با خانم موگرینی و لوور پاریس هم.
روی دیگر این سکه چیست؟ مشت آقای نماینده به صورت پلیس. داد و هوار خانم نماینده سر معاون استاندار. فحاشی آقای نماینده جلوی دانشگاه.
سطح آدم ها را دو جا باید شناخت؛ یک جا وقتی خواستند رای بیاورند و یک جا هم وقتی "خود" واقعی شان هستند؛ مثلا وقتی عصبانی اند.
لودگی سیاسی نتیجه سوار شدن بر "جهل مردم" است. لودگی سیاسی نتیجه "توده گرائی مفرط" است. کسانی که با لودگی سیاسی توجه مردم را جلب می کنند، سطح سیاسی شان عکس گرفتن با موگرینی و عصبی مزاجی مقابل نقد مردم و زنبیل قرمز برای جلب توجه است.
لودگی سیاسی، خروجی قدرت یافتن از طریق "هیجان" مردمی است نه "عقلانیت". در بقائی نمانید؛ خروجی سیاسی "تکرار می کنم..." نیز از جنس زنبیل قرمز است.
"توده گرائی" با "مردم گرائی" متفاوت است. باید در اینباره بیشتر نوشت.
اینجا مینویسم؛ کشکول...👇
http://telegram.me/joinchat/AAAAADvUg2MEk7p60toRIw
✳️این حرفها را هر روز باخودمان مرور کنیم
✳️گمشده ای لابه لای اخبار فساد
این روزها با رشد شبکه های اجتماعی، پلشتی های جامعه بیشتر از گذشته جلوه می کند. هر روز با مجموعه از اخبار تلخ و ناگوار مواجهیم. هرازگاهی با اخبار فساد اقتصادی و گزارش های مربوط به فساد های اخلاقی و تعرض و قتل و آسیب های اجتماعی ناخوش می شویم و حزین . برخی بی حجابی و هرهری مذهبی و غیره را هم به این لیست اضافه می کنند.
اما اگر در چنبره این اخبار گرفتار شویم و نتوانیم به تحلیلی جامع از وضع موجود برسیم، احتمالا نسبت به "راه طی شده انقلاب" و آینده کشور دچار تردید و منفی بافی شویم.
بافته های نادرست ناشی از این اخبار، در کنار پروژه برنامه ریزی برای تطهیر رژیم گذشته، می تواند ابهامات جدی برای نسل های جدید فراهم کند و سوال هائی که احتمالا کمتر به آنها پاسخ داده می شود؛ "اگر انقلاب نبود وضعیت مان از این هم بدتر می شد؟"
❇️اما نکته فراموش شده لابه لای این پلشتی ها و زشتی ها چیست؟ این اخبار را چطور باید تحلیل کرد؟ جای این اخبار در تحلیل ما نسبت به انقلاب کجاست؟ این اخبار کدامیک از اهداف انقلاب را مورد تعرض قرار داده اند؟
طبیعی است که غرض توجیه این قبایح بدنما و کریه نیست. نیاز به گفتن هم نیست که باید ایستاد و مبارزه و مقابله کرد. اما سوال این است که آیا حرکت انقلاب با شکل گیری این فساد متوقف شده است؟
❇️ماجرا چنین است؛
بی اخلاقی سرنشینان در خودروئی که به سمت مقصد حرکت می کنند، باعث نمی شود حرکت خودرو و وجاهت مسیر و اصالت و عینیت حرکت زیر سوال رود. مقصد مشخص و حرکت باقیست؛ هرچند بی اخلاقی سرنشینان سخت باشد و طاقت فرسا. بماند که این اخبار تلخ، همه واقعیت جامعه ما نیست اما تحلیل را حدی گرفتیم تا مطلب روشن شود.
❇️یک سوال کلیدی؛
واقعن مسیر و مقصد اصلی چیست؟ اهداف انقلاب را چه در نظر گرفتیم که حرکت برقرار است؟ بدون شک رفع فساد اخلاقی و کاهش آسیب ها از اهداف انقلاب است اما شاخص های اصلی انقلاب چیست که همچنان بر حرکتیم؟ انقلاب را با چه شاخص هایی باید تحلیل کرد و حرکت و توقفش را سنجید؟ ساده تر اینکه به چه چیز فخر کنیم؟
☑️انقلاب یعنی بستری برای رشد معنویت؛ مناسکی شبیه عزاداری ها شاهد است. اما کافی نیست؛ شهید پروری تصویری کاملتر از رشد معنویت در جامعه است. شهید پروری خروجی عزاداری بر سیدالشهداست.
☑️انقلاب یعنی رشد ظلم ستیزی و دادخواهی از مظلوم. دشمن ستیزی مردم و رشد آگاهی های امروز از استکبار گواهی است روشن.
☑️انقلاب یعنی مردم سالاری. امروز مردم با انتخابات و غیره برسرنوشت شان مسلطند ولو که به این نعمت آگاه نباشند.
☑️انقلاب یعنی خدمت به هم نوع و ایثار و دگرخواهی. امروز بالاترین سطح خدمت به خلق در جامعه شکل گرفته است و محدود به هیچ صنف و گروهی هم نیست.
☑️انقلاب یعنی آزادی واقعی؛ آنقدر مساله روشن است که با کجی ها و بدسلیقگی برخی مسئولین، دچار فراموشی و ضرارت نمی شویم.
☑️انقلاب یعنی بیرق حق خواهی در عالم؛ کافی است چشم باز کنیم و ببینم.
❇️حرکت به سمت مقصد است. داخل خودرو هم تلخی هائیست که هم طبیعی است و هم همه ماجرا نیست. اخبار فساد را ببینیم و مبارزه کنیم اما دچار اشتباه راهبردی نشویم.
"شاخص های اصلی انقلاب" را هر روز باخودمان مروز کنیم.
روزنامه صبح نو
بماند این کشکول ذخیره قبرمان. انشاالله
http://telegram.me/joinchat/AAAAADvUg2MEk7p60toRIw
✳️گمشده ای لابه لای اخبار فساد
این روزها با رشد شبکه های اجتماعی، پلشتی های جامعه بیشتر از گذشته جلوه می کند. هر روز با مجموعه از اخبار تلخ و ناگوار مواجهیم. هرازگاهی با اخبار فساد اقتصادی و گزارش های مربوط به فساد های اخلاقی و تعرض و قتل و آسیب های اجتماعی ناخوش می شویم و حزین . برخی بی حجابی و هرهری مذهبی و غیره را هم به این لیست اضافه می کنند.
اما اگر در چنبره این اخبار گرفتار شویم و نتوانیم به تحلیلی جامع از وضع موجود برسیم، احتمالا نسبت به "راه طی شده انقلاب" و آینده کشور دچار تردید و منفی بافی شویم.
بافته های نادرست ناشی از این اخبار، در کنار پروژه برنامه ریزی برای تطهیر رژیم گذشته، می تواند ابهامات جدی برای نسل های جدید فراهم کند و سوال هائی که احتمالا کمتر به آنها پاسخ داده می شود؛ "اگر انقلاب نبود وضعیت مان از این هم بدتر می شد؟"
❇️اما نکته فراموش شده لابه لای این پلشتی ها و زشتی ها چیست؟ این اخبار را چطور باید تحلیل کرد؟ جای این اخبار در تحلیل ما نسبت به انقلاب کجاست؟ این اخبار کدامیک از اهداف انقلاب را مورد تعرض قرار داده اند؟
طبیعی است که غرض توجیه این قبایح بدنما و کریه نیست. نیاز به گفتن هم نیست که باید ایستاد و مبارزه و مقابله کرد. اما سوال این است که آیا حرکت انقلاب با شکل گیری این فساد متوقف شده است؟
❇️ماجرا چنین است؛
بی اخلاقی سرنشینان در خودروئی که به سمت مقصد حرکت می کنند، باعث نمی شود حرکت خودرو و وجاهت مسیر و اصالت و عینیت حرکت زیر سوال رود. مقصد مشخص و حرکت باقیست؛ هرچند بی اخلاقی سرنشینان سخت باشد و طاقت فرسا. بماند که این اخبار تلخ، همه واقعیت جامعه ما نیست اما تحلیل را حدی گرفتیم تا مطلب روشن شود.
❇️یک سوال کلیدی؛
واقعن مسیر و مقصد اصلی چیست؟ اهداف انقلاب را چه در نظر گرفتیم که حرکت برقرار است؟ بدون شک رفع فساد اخلاقی و کاهش آسیب ها از اهداف انقلاب است اما شاخص های اصلی انقلاب چیست که همچنان بر حرکتیم؟ انقلاب را با چه شاخص هایی باید تحلیل کرد و حرکت و توقفش را سنجید؟ ساده تر اینکه به چه چیز فخر کنیم؟
☑️انقلاب یعنی بستری برای رشد معنویت؛ مناسکی شبیه عزاداری ها شاهد است. اما کافی نیست؛ شهید پروری تصویری کاملتر از رشد معنویت در جامعه است. شهید پروری خروجی عزاداری بر سیدالشهداست.
☑️انقلاب یعنی رشد ظلم ستیزی و دادخواهی از مظلوم. دشمن ستیزی مردم و رشد آگاهی های امروز از استکبار گواهی است روشن.
☑️انقلاب یعنی مردم سالاری. امروز مردم با انتخابات و غیره برسرنوشت شان مسلطند ولو که به این نعمت آگاه نباشند.
☑️انقلاب یعنی خدمت به هم نوع و ایثار و دگرخواهی. امروز بالاترین سطح خدمت به خلق در جامعه شکل گرفته است و محدود به هیچ صنف و گروهی هم نیست.
☑️انقلاب یعنی آزادی واقعی؛ آنقدر مساله روشن است که با کجی ها و بدسلیقگی برخی مسئولین، دچار فراموشی و ضرارت نمی شویم.
☑️انقلاب یعنی بیرق حق خواهی در عالم؛ کافی است چشم باز کنیم و ببینم.
❇️حرکت به سمت مقصد است. داخل خودرو هم تلخی هائیست که هم طبیعی است و هم همه ماجرا نیست. اخبار فساد را ببینیم و مبارزه کنیم اما دچار اشتباه راهبردی نشویم.
"شاخص های اصلی انقلاب" را هر روز باخودمان مروز کنیم.
روزنامه صبح نو
بماند این کشکول ذخیره قبرمان. انشاالله
http://telegram.me/joinchat/AAAAADvUg2MEk7p60toRIw
#انقلابیون_بدون_ولایت
🚫ترکیب اجتماعی آخرین یاران آقای احمدی نژاد
موضوع این روزهای ما آقایان احمدی نژاد و بقائی و غیره نیستند. اما بعد از ماجرای "زنبیل قرمز" و سروصدای شبهه ناک بعد از جلسه دادگاه، حضور معنادار سمپات های بقائی در شبکه های اجتماعی سوال برانگیز بود.
اما همین نیز بهانه اصلی یادداشت نیست.
روز گذشته نقدهائی به جلسه بزرگداشت آقامصطفی مطرح شد که جنس مشابهی با حمایت از بقائی داشت؛ اجازه دهید بیشتر توضیح دهم.
⭕️نقد برخی گونه های انقلابی به جلسه بزرگرداشت آقا مصطفی این بود که چرا باید جلسه ای با حضور تعدادی فتنه گر در محضر رهبری انقلاب برگزار شود؟ اعتقاد داشتند رهبری نباید اینها را به حضور بپذیرد؛ احتمالن نظرشان محتشمی پور و غیره بود...
این افراد هم از جهت تبارشناسی از باقی مانده های یاران احمدی نژاد محسوب می شوند.
⭕️اما یک سوال کلیدی وجود دارد؛
ترکیب اجتماعی این نحله سیاسی چیست؟ چطور فکر می کند؟ نسبت شان با دیگر گونه های سیاسی کشور چیست؟ خلاصه اینکه این افراد را چطور باید تحلیل کرد؟
این گونه سیاسی خودش را جریان سوم می داند. اصلاح طلب نیستند اما از اصولگراها تنفر دارند. برای همین ممکن است به "راس اصلاحات" نامه بنویسند، یا یک "فتنه گر افشاگر" را تکریم کنند، اما برای اینکه یک رای از طرفداران شان سمت اصولگراها در انتخابات نرود، هرکاری از دست شان بربیاید انجام دهند.
⭕️نشانه های این جریان چیست؟
در ماجرای فتنه اعتقاد داشته و دارند که آقایان موسوی و کروبی گناه شان از مرحوم هاشمی و علی لاریجانی و غیره کمتر است.
در ماجرای برجام اعتقاد داشته و دارند که تیم مذاکره کننده خائن و نفوذی استکبارند و رهبری در حال استیصال از تیم مذاکره کننده دفاع کرده است.
این گونه معتقد است نرمش قهرمانانه ناشی از مصلحت سنجی نظام بود و راهبردی غلط محسوب می شد.
این افراد در ماجرای "نهی بزرگ" در علن و خفا رهبری را مورد انتقاد قرار دادند و بعد هم بحث ارشادی و مولوی را پیش کشیدند و آقای احمدی نژاد را به عبور از نهی رهبری تشویق کردند.
بخشی از این جریان در انتخابات گذشته رایشان یا سفید بود یا احمدی نژاد و بقائی!
این گونه سیاسی البته طیف بندی دارد و حب وبغض شان به آقایان احمدی نژاد و مشائی و بقائی در یک شعاع وجودی قرار ندارد. با این حال ذیل یک عنوان جمع می شوند؛ و آنهم "انقلابیون بدون ولایت" است.
⛔️ما با نحله ای مواجهیم که در "آرمانخواهی بدون واقع بینی" تاجائی پیش رفته است که به "انقلابی گری بدون ولایت" رسیده است. به جهت مبنائی نیز اعتقاد دارند هرنوع مصلحت سنجی، عافیت اندیشی است و "ولایت مصلحت اندیش" به جهت ضدیت با عدالت قابل اعتنا نیست.
⛔️این جریان احتمالن به نام عدالتخواهی، مقابل نظام خواهد ایستاد و یا با افسردگی خانه نشین می شود؛ و در هر دو حالت حذف می شود.
کشکول شماست👇
http://telegram.me/joinchat/AAAAADvUg2MEk7p60toRIw
🚫ترکیب اجتماعی آخرین یاران آقای احمدی نژاد
موضوع این روزهای ما آقایان احمدی نژاد و بقائی و غیره نیستند. اما بعد از ماجرای "زنبیل قرمز" و سروصدای شبهه ناک بعد از جلسه دادگاه، حضور معنادار سمپات های بقائی در شبکه های اجتماعی سوال برانگیز بود.
اما همین نیز بهانه اصلی یادداشت نیست.
روز گذشته نقدهائی به جلسه بزرگداشت آقامصطفی مطرح شد که جنس مشابهی با حمایت از بقائی داشت؛ اجازه دهید بیشتر توضیح دهم.
⭕️نقد برخی گونه های انقلابی به جلسه بزرگرداشت آقا مصطفی این بود که چرا باید جلسه ای با حضور تعدادی فتنه گر در محضر رهبری انقلاب برگزار شود؟ اعتقاد داشتند رهبری نباید اینها را به حضور بپذیرد؛ احتمالن نظرشان محتشمی پور و غیره بود...
این افراد هم از جهت تبارشناسی از باقی مانده های یاران احمدی نژاد محسوب می شوند.
⭕️اما یک سوال کلیدی وجود دارد؛
ترکیب اجتماعی این نحله سیاسی چیست؟ چطور فکر می کند؟ نسبت شان با دیگر گونه های سیاسی کشور چیست؟ خلاصه اینکه این افراد را چطور باید تحلیل کرد؟
این گونه سیاسی خودش را جریان سوم می داند. اصلاح طلب نیستند اما از اصولگراها تنفر دارند. برای همین ممکن است به "راس اصلاحات" نامه بنویسند، یا یک "فتنه گر افشاگر" را تکریم کنند، اما برای اینکه یک رای از طرفداران شان سمت اصولگراها در انتخابات نرود، هرکاری از دست شان بربیاید انجام دهند.
⭕️نشانه های این جریان چیست؟
در ماجرای فتنه اعتقاد داشته و دارند که آقایان موسوی و کروبی گناه شان از مرحوم هاشمی و علی لاریجانی و غیره کمتر است.
در ماجرای برجام اعتقاد داشته و دارند که تیم مذاکره کننده خائن و نفوذی استکبارند و رهبری در حال استیصال از تیم مذاکره کننده دفاع کرده است.
این گونه معتقد است نرمش قهرمانانه ناشی از مصلحت سنجی نظام بود و راهبردی غلط محسوب می شد.
این افراد در ماجرای "نهی بزرگ" در علن و خفا رهبری را مورد انتقاد قرار دادند و بعد هم بحث ارشادی و مولوی را پیش کشیدند و آقای احمدی نژاد را به عبور از نهی رهبری تشویق کردند.
بخشی از این جریان در انتخابات گذشته رایشان یا سفید بود یا احمدی نژاد و بقائی!
این گونه سیاسی البته طیف بندی دارد و حب وبغض شان به آقایان احمدی نژاد و مشائی و بقائی در یک شعاع وجودی قرار ندارد. با این حال ذیل یک عنوان جمع می شوند؛ و آنهم "انقلابیون بدون ولایت" است.
⛔️ما با نحله ای مواجهیم که در "آرمانخواهی بدون واقع بینی" تاجائی پیش رفته است که به "انقلابی گری بدون ولایت" رسیده است. به جهت مبنائی نیز اعتقاد دارند هرنوع مصلحت سنجی، عافیت اندیشی است و "ولایت مصلحت اندیش" به جهت ضدیت با عدالت قابل اعتنا نیست.
⛔️این جریان احتمالن به نام عدالتخواهی، مقابل نظام خواهد ایستاد و یا با افسردگی خانه نشین می شود؛ و در هر دو حالت حذف می شود.
کشکول شماست👇
http://telegram.me/joinchat/AAAAADvUg2MEk7p60toRIw
🔄درباره استدلال آیت الله یزدی برای نماینده زرتشتی ها
پرونده تعلیق یک نماینده زرتشتی در شورای شهر یزد، روز گذشته با اظهارات صریح آیت الله یزدی بسته شد اما همچنان ابهاماتی در این رابطه وجود دارد که باید تبیین شود.
⤵️لب کلام آیت الله یزدی از جهت ممنوعیت حضور یک زرتشتی در شورای شهر و تفاوتش با مجلس این است که چون مصوبات مجلس توسط شورای نگهبان بررسی می شود و جهات شرعی آن مورد توجه قرار می گیرد، نگرانی از حضور اقلیت های مذهبی وجود ندارد اما برای مصوبات شورای شهر چنین فیلتری نیست و ممکن است خلاف مصلحت دینی اکثریت یک شهر، مصوبه ای گذرانده شود.
↪️این استدلال از منظر وظایف قانونی شورای نگهبان بدون اشکال است؛ اما بازهم پرونده ماجرا بسته نمی شود.
1⃣اولین سوال مقدماتی و اجرائی این است که اگر چنین منعی وجود دارد چرا نباید نسبت بدان تصریح شود که هم نامزدها بدانند و هم ناظرین و هم مردم؟
2⃣سوال دوم این است که موضوعات عمومی و مربوط به اداره شهر بیش از آنکه مرتبط به دین فردیِ اقلیت های مذهبی باشد، در حوزه ملاحظات کارشناسی و شهری است. با این توضیح آیا باز هم بر مصوبات شورا باید نگران بود؟
فرضا مشکل دین اقلیت ها را حل کردیم؛ با مشکل "مسلمانان بی تقوا" و "شل مذهب های مسلمان" چه کنیم؟ در بدترین حالت، هر فکری برای تصمیمات "لاقیدهای شورای شهر" می کنیم برای اقلیت های مذهبی نیز همان چاره کنیم.
3⃣دیگر اینکه در حال حاضر نهادناظر بر مصوبات شورای شهر، وزارت کشور است و بعد هم دیوان عدالت اداری که در صورت شکایت ورود می کند.
سوال سوم اینست که اساسا تعیین تکلیف مصوبات شورای شهر از جهت شرعیت با چه نهادی است؟ آیا مصوبات خلاف دین تنها با حضور نماینده زرتشتی ها اتفاق می افتد؟ اساسن اگر چنین فیلتری که منطق و ضرورت آن روشن است، شکل بگیرد بازهم حضور نماینده اقلیت در شورای شهر خلاف قانون و مصلحت مسلمین است؟
آنچه از ظاهر سخنان آیت الله یزدی برداشت می شود اینست که حقوق اقلیت های مذهبی می تواند با رعایت نهادناظر بر مصوبات شورای شهر مورد اعتنای بیشتری قرار گیرد و شبیه مجلس رفتار شود.
*⃣شاید شوخی بنظر برسد ولی ای کاش جمهوری اسلامی #سخنگو داشت که ابهامات ذهن مردم را فارغ از ملاحظات بخشی و نهادی پاسخ دهد. پاسخ آیت الله یزدی به این پرونده از منظر شورای نگهبان دقیق است ولی رافع ابهامات اجتماع نیست. آنچه نیاز داریم پاسخی است فرا بخشی و جامع.
چیزی بفهمم اینجا مینویسم👇
http://telegram.me/joinchat/AAAAADvUg2MEk7p60toRIw
پرونده تعلیق یک نماینده زرتشتی در شورای شهر یزد، روز گذشته با اظهارات صریح آیت الله یزدی بسته شد اما همچنان ابهاماتی در این رابطه وجود دارد که باید تبیین شود.
⤵️لب کلام آیت الله یزدی از جهت ممنوعیت حضور یک زرتشتی در شورای شهر و تفاوتش با مجلس این است که چون مصوبات مجلس توسط شورای نگهبان بررسی می شود و جهات شرعی آن مورد توجه قرار می گیرد، نگرانی از حضور اقلیت های مذهبی وجود ندارد اما برای مصوبات شورای شهر چنین فیلتری نیست و ممکن است خلاف مصلحت دینی اکثریت یک شهر، مصوبه ای گذرانده شود.
↪️این استدلال از منظر وظایف قانونی شورای نگهبان بدون اشکال است؛ اما بازهم پرونده ماجرا بسته نمی شود.
1⃣اولین سوال مقدماتی و اجرائی این است که اگر چنین منعی وجود دارد چرا نباید نسبت بدان تصریح شود که هم نامزدها بدانند و هم ناظرین و هم مردم؟
2⃣سوال دوم این است که موضوعات عمومی و مربوط به اداره شهر بیش از آنکه مرتبط به دین فردیِ اقلیت های مذهبی باشد، در حوزه ملاحظات کارشناسی و شهری است. با این توضیح آیا باز هم بر مصوبات شورا باید نگران بود؟
فرضا مشکل دین اقلیت ها را حل کردیم؛ با مشکل "مسلمانان بی تقوا" و "شل مذهب های مسلمان" چه کنیم؟ در بدترین حالت، هر فکری برای تصمیمات "لاقیدهای شورای شهر" می کنیم برای اقلیت های مذهبی نیز همان چاره کنیم.
3⃣دیگر اینکه در حال حاضر نهادناظر بر مصوبات شورای شهر، وزارت کشور است و بعد هم دیوان عدالت اداری که در صورت شکایت ورود می کند.
سوال سوم اینست که اساسا تعیین تکلیف مصوبات شورای شهر از جهت شرعیت با چه نهادی است؟ آیا مصوبات خلاف دین تنها با حضور نماینده زرتشتی ها اتفاق می افتد؟ اساسن اگر چنین فیلتری که منطق و ضرورت آن روشن است، شکل بگیرد بازهم حضور نماینده اقلیت در شورای شهر خلاف قانون و مصلحت مسلمین است؟
آنچه از ظاهر سخنان آیت الله یزدی برداشت می شود اینست که حقوق اقلیت های مذهبی می تواند با رعایت نهادناظر بر مصوبات شورای شهر مورد اعتنای بیشتری قرار گیرد و شبیه مجلس رفتار شود.
*⃣شاید شوخی بنظر برسد ولی ای کاش جمهوری اسلامی #سخنگو داشت که ابهامات ذهن مردم را فارغ از ملاحظات بخشی و نهادی پاسخ دهد. پاسخ آیت الله یزدی به این پرونده از منظر شورای نگهبان دقیق است ولی رافع ابهامات اجتماع نیست. آنچه نیاز داریم پاسخی است فرا بخشی و جامع.
چیزی بفهمم اینجا مینویسم👇
http://telegram.me/joinchat/AAAAADvUg2MEk7p60toRIw