کشکول|محسن مهدیان
2.65K subscribers
484 photos
185 videos
6 files
279 links
روزنامه نگارم.
@mohsen_mahdian
اینجا هم از فعالیت های گروه جهادی محبین می نویسم.
@jahadi_mohebin
دغدغه رسانه ایم:
#خبرخوب
Download Telegram
🔹این حقارت را دست به دست نکنید
🔸ننگ این عکس تاریخی

این عکس یادگاری یکی از تلخ ترین صحنه های سیاسی است که در تاریخ این کشور ثبت خواهد شد. مساله برجام و هسته ای و موگرینی نیست. مساله هیجان زننده ایست که در دل این تصویر نهفته است. چه بسا عکس یادگاری هم منعی نداشت؛ با بدتر از موگرینی هم منع نداشت.

متاسفانه این عکس اصلا سیاسی نیست. ای کاش می شد از این عکس برداشت سیاسی کرد؛ مثل اینکه عطش سیاسی برای عکس یادگاری با موافقان برجام. اما اینطور نیست و این برداشت خطاست. این عکس یک تحقیر ملیست نه به جهت اینکه با "میاندار برجام" به یادگار مانده است؛ بلکه حقارتش به جهت "هیجان خود کم پنداری" است.

یکی از نمایندگان حاضر در این عکس که گویا در زمان عکس گرفتن زشتی رفتارش را درک نکرده است، با دیدن تصاویر مجبور به عذرخواهی شد. اما عذرخواهی از چه چیز؟ اتفاقا هیچ خطائی صورت نگرفته است. این عکس منویات قلبی و خصائص درونی است که در یک بزنگاه خودش را نشان داده است. خطائی نیست که عرض اعتذار ببرد. کسی که ترسید رنگش زرد می شود. از زردی رنگ که عذرخواهی نمی کنند.
درون مان چه خبر است که چنین سراسیمه شدیم که نکند از قاب عکس جا بمانیم؟

نماینده مجلس، نماینده ملت است. این عکس ها تصویر ملت ماست؟ ملت ما اینگونه اند؟ کرامت و عزت نفس و علو هویتی مردم ما چنین است؟

خواستم بنویسم این عکس ها را دست به دست کنید تا همگان باخبر شوند که در خانه شان چه خبرست؛ اما نگران شدم خدای نکرده این عکس ها دست پدران و مادران شهدا بیافتد. غصه نمی خورند؟ رنج نمی کشند؟ احساس حقارت نمی کنند؟

کاش سطح اختلاف با این مجلس شبیه مجلس ششم بود. کاش دعوای هر روزمان سیاسی بود. کاش سر اولویت آزادی یا عدالت بحث می کردیم. اما این مجلس یکبار برای دفاع دختر از حقوق نجومی پدر خبرساز می شود. یکبار شکستن دماغ مامور قانون. حالا هم هیجان مشمئز کننده برای عکس یادگاری.
چه اتفاقی افتاده است؟
آن قدیم ها نگران "انحراف سیاسی" مسئولین بودیم و حالا نگران "کوتاهی سیاسی" شان. بماند در تاریخ که اینها نتیجه رای دادن با "تکرار می کنم..." است.
http://yon.ir/GVCfM


تحلیل های روز سیاسی را اینجا می نویسم👇
http://telegram.me/joinchat/AAAAADvUg2MEk7p60toRIw
♦️واکنش جامعه به 2 خبر
♦️رفراندوم این روزهای جامعه ما

🔍رفراندوم تنها پای صندوق رای نیست. خیلی وقت ها از کنش مردم می توان "سبک تصمیم گیری" و "جهت گرایش های اجتماعی" را تحلیل کرد.
📌دو خبر را بدون هرگونه مقایسه ارزشی مدنظر قرار دهید.
#شهیدحججی
#مهدوی‌کیا

1⃣یکم. خبر شهادت محسن حججی را از جهت کنش های اجتماعی مورد تحلیل قرار دهید. حتما به نتایج شگفت انگیزی می رسید.

یک اثرش محبت پرحرارت مردم نسبت به مردان شجاع و باغیرت مدافع حرم.
اثر دیگر اهمیت تقابل با جریان های تروریستی در خارج از مرزها.
اثر سوم یک تلنگر درونی در جامعه؛ این عکس ها و نوشته ها سراسر تذکرست و تنبه.
اثر نهایی رشد معنوی جامعه است. و دهها آثار دیگر که قابل شمارش است.

با یک خبر هزاران یادداشت و دلنوشته منتشر و توزیع گسترده می شود و مورد استقبال قرار می گیرد. همه گروه ها و رسانه ها با هرنوع گرایش سیاسی و فرهنگی درگیر ماجرا می شوند. شعرها سروده و طرح ها و نقاشی ها کشیده می شود. سرود و آواز و موسیقی و کلیپ و غیره همه نشانه های یک تحرک اجتماعی گسترده است. همه و همه نیز مردمی و خودجوش است. از خبر شهادت فراتر رویم؛ بحث سر یک "شناخت" از "گرایش های مردم" است.

2⃣دوم. تحلیل واکنش های اجتماعی نسبت به نقطه مقابل این خبر را هم ارزیابی کنید. نقطه مقابل این خبر بازی مقابل تیم رژیم صهیونیستی است.
اصل خبر اولیه غرض ما نیست. دو فوتبالیست می توانند جاهلانه و یا طمع ورزانه دچار این خطای فاحش شده باشند.
خبر مقابل شهادت محسن حججی، خبر دفاع یک فوتبالیست از این تابوشکنی است.
چرا دومی مهمترست؟ چون دفاع این بازیگر فوتبال، کاملا آگاهانه صورت گرفته است و دقیقا هم در یک بازه زمانی نسبت به خبر شهادت حججی منتشر شده است و بجهت "محتوایی" نیز کاملا در نقطه مقابل آن قرار دارد.

اشتباه نشود. این فوتبالیست هم مهم نیست. از یک فوتبالیست مگر چقدر انتظار است؟ کسی که خوب شوت می زند الزاما اهل فکر و تحلیل نیست. باید برای جهل عمیقش دلسوزی کرد و راهنمائی شود. چه بسا اگر برایش توضیح دهند آیا شما حاضرید با تیم فوتبال تروریست های داعشی که امثال محسن را به شهادت رساندند مسابقه دهید، به فکر فرو رود و حرفش را پس بگیرد.

مساله اصلی واکنش ها به این پیام است. اثر این پیام چه بود؟ این خبر تا کجا نفوذ پیدا کرد؟ چه میزان واکنش ایجاد کرد؟ از واکنش های هیجانی و خبری عبور کنید. بالاخره هر نوع ساختار شکنی جذابیت خبری هم دارد. سوال این است که حوزه اثر چه میزان است؟ چه تعداد از هم صنفی هایش را همراه کرد؟ چه میزان توان کمپینی پیدا کرد؟ ادبار و واپسی اجتماعی به این خبر معنادارست. ماجرا آنقدر تلخ می شود که مجبورست نه تنها کامنت های همان پست که کامنت های چند پست قبلی را هم در شبکه اجتماعی اش حذف کند تا کمتر بشنود.

این تحلیل کنشی خودش یک رفراندوم است؛ یک انتخابات است. شناخت دقیق مردم ما ازین طریق است. گرایش غالب در جامعه را باید بدین روش برآورد ساخت. نتایج انتخابات همیشه تصویر دقیقی از جامعه نمی دهد. خیلی وقت ها خروجی صندوق رای ناشی از تدلیس آراست. باید سر بزنگاه های طبیعی که قدرت های ویرانگر و فریبنده تبلیغاتی غائبند، جامعه را تحلیل کرد.

تحلیل های روز سیاسی را اینجا می نویسم👇
http://telegram.me/joinchat/AAAAADvUg2MEk7p60toRIw
🚩حجاب و همسر شهید...
#شهید_حججی

همسر شهید حججی اعتقادش را گفت؛ اما عده ای بی حساب آشفته شدند. چرا؟ اگر رابطه شهادت و حجاب را نمی دانیم مشکل از فهم ماست. اوکه به قلبش می فهمد و چشم جانش بازست و مردانه از غیرت شوهر می گوید و جلوی دوربینِ "محرم و نامحرم انقلاب" چین به جبین و خم به ابرو نمی آورد و با صلابت سخن می گوید، به زبانش معرفت جاری است.

استدلال مخالفان چیست؟ از "هرهری مذهب" ها انتظاری نیست. نمی دانند چه می گویند. از "مزدوران حرامی" برخی رسانه های ضدانقلاب هم انتظاری نیست؛ اجیرند. "رسانه نجس فلان نیوز" که هیچ مرزی برای اخلاق نمی شناسند، عکس همسر بی حجاب اسد و حجاب زنان تکفیری را منتشر کرده است که بگوید از شهادت محسن به حجاب نمی شود رسید.
با این "شبهه ی بی مایه" به انکار سخن همسر شهید رسیدیم؟
محسن ها و حججی ها شهید شدند که نکبت اسلام دروغین تکفیری ها جمع شود. تروریست محجبه را مخاطب همسر شهید گرفتید؟ شهید شدند تا محور مقاومت جمع نشود. زن بی حجاب اسد را مخاطب گرفتید؟

بله. محسن شهید شد تا روسری ها عقب نرود. روسری نمادی از دینداری است. با رفتن محسن ها گره روسری ها سفت تر می شود. نگاه ها انسانی تر می شود. شهادت محسن ها شهر را آنقدر معنوی می سازد که حجب و حیا رنگ می گیرد ومی درخشد. این اثر آسمانی خون شهید است. کاردستی من و تو و او نیست.

عناد نباشد و پرده جهل بیافتد، دینداری نیز رشد می کند. بی حجابی از کجاست؟ از دورویی مسئولین؟ خون محسن ها بار این تزویر و تظاهرسیاسی اهل قدرت را بدوش می کشد تا مردم متوجه شوند خواص این جامعه فقط در چرخه باطل سیاسیون و بازیگرها و فوتبالیست ها نیستند. خواص اصیل این جامعه به دوربین زل می زنند و یک دنیا را با صلابت و قدرت نگاه شان، پابند و پاسوز می کنند.

بی حجابی از کجاست؟ از جهل است؛ جهلی که تصور می کند روسری عقب رفته، نشانه ارج و قرب اجتماعی است. امروز همه متوجه می شوند حرمت به چیست و اعزاز کجاست؟

بی حجابی از چیست؟ از احساس ذلت درونی. امروز با خون محسن ها همه متوجه می شوند منشا عزت نفس و کرامت چیست.

خون محسن، حجاب سازست. همسر شهید با جانش فهم کرده است. اگر فهم نکردیم برای قضاوت عجله نکنیم. اگر خیلی احساس "درشت معرفتی" دستمان داده است خاطرات شخصی مان را مرور کنیم که ردپای این داشته های علمی در صحنه عمل و زندگی مان کجاست؟ چقدر در اهتزاز پرچم اسلام سهم داشتیم؟

و البته می فهمیم چه می گوئیم. راه شهید راه "مبارزه با ظلم" و "رشد معنویت" است. "روسری" هم نشانه است.

@mohsen_mahdian

تحلیل های روز سیاسی را اینجا می نویسم👇
http://telegram.me/joinchat/AAAAADvUg2MEk7p60toRIw
💠مجمع تشخیصی جدی تر
💠۵ نکته درباره انتصابات جدید

حکم انتصاب جدید رئیس و اعضای حقیقی و حقوقی مجمع تشخیص مصلحت نظام منتشر شد. درباره این حکم چند نکته حایز اهمیت است.

💠تغییر ساختار
1⃣یکم. در این حکم و متفاوت از گذشته بیشتر تاکیدات بر نظارت و حسن اجرای سیاست های کلی نظام است. بر این اساس ارتقای نقش نظارتی مجمع تشخیص مصلحت قابل تامل است و جایگاه این نهاد را برجسته تر می کند.
بازنگری در نقش مجمع تشخیص مصلحت و پررنگ تر شدن موضوع نظارت، سال 92 تصویب و به تائید رهبری رسید. از آن مصوبه و بعد از اینکه شیوه های آن در سال 93 در مجلس به تصویب رسید حدود 3 سال می گذرد و هنوز هیچ گزارش نظارتی روشنی درباره سیاست های کلی نظام از جمله اقتصادمقاومتی و یا سیاست های فرهنگی و چشم انداز و غیره منتشر نشده است. به عنوان مثال در سیاست های اصل 44 تاکید شده است که مجمع وظیفه دارد بصورت دوره ای گزارش دهد که در این رابطه نیز هیچ اظهارنظری منتشر نشده است.

از این جهت تاکید رهبری در این حکم بر نظارت و اثربخشی سیاست ها اهمیت بسزایی دارد که بدون تردید در نحوه انتخاب اعضا نیز تاثیر داشته است.

مجمع در این دوره باید جدای وظیفه سنتی اش و میان داری بین مجلس و شورای نگهبان، به رعایت سیاست های کلی در مصوبات مجلس و اجرای آن در دولت نظارت بیشتری کنند و گزارش دهند.
با این توجه می توان گفت این مجمع نسبت به گذشته نقش معنادار و پررنگ تری خواهد داشت.

💠اعضای جدید
2⃣دوم. برخی از اعضای جدید را باید متناسب با هدف گذاری اصلی و پررنگ شدن حوزه نظارت ارزیابی کرد. به عنوان مثال، تجربه قضائی آقای رئیسی از جهت اهمیت نظارت بر عدلیه و تجربه تقنینی آقای توکلی از جهت نظارت بر مجلس و تجربه آقای قالیباف از جهت نظارت بر اجرا در این حکم قابل توجه است.

💠تنوع افکار
3⃣سوم. یکی از نکات ویژه این حکم تنوع سیاسی در انتصاب اعضاست. ماندگاری آقای ناطق نوری و انصاری و عارف اهمیت دارد.
آقای احمدی نژاد نیز علیرغم اینکه ردصلاحیت شد اما قرار نبود و نیست که هرکس به کار ریاست جمهوری نیامد از تجربیاتش نیز استفاده نشود. کما اینکه مرحوم آیت الله هاشمی نیز مورد اعتماد رهبری برای ریاست مجمع بود اما مطابق قانون، مناسب اداره کشور نبود و ردصلاحیت شد. واین امر جز بلوغ سیاست مداری در کشور نیست.

آقای میرمحمدی از نزدیکان آقای هاشمی بود و سید محمدصدر هم از موسسین حزب مشارکت و از نزدیکان آقای خاتمی است. این هم پیام غیرمستقیم دیگری است به اصلاح طلبان و اینکه غیرفتنه گر در انقلاب جای دارد و نیازی هم به آشتی ملی نیست.

با این نگاه از ترکیب اعضای حقیقی جدید یک سوم اصلاح طلب اند و یک سوم اصولگرا و یک سوم دیگر نیز اصولگرای تحول خواه و نواصولگرا.

💠حذف لاریجانی و روحانی
4⃣چهارم. برخی نوشتند که لاریجانی و روحانی از اعضای حقیقی حذف شدند و با سمت حقوقی حاضرند و این پیام ها دارد. به نظر نمی رسد چنین باشد. چه آنکه دوره های قبل نیز احمدی نژاد و خاتمی در دوره ریاست جمهوری با سمت حقیقی حضور نداشتند و بعد هم به عنوان عضو حقیقی اضافه شدند.

💠نقش آیت الله
5⃣پنجم. نقش آیت الله شاهردوی در تغییر جایگاه سیاسی مجمع را باید جدی تر مورد توجه قرار داد. نکته برجسته در این حوزه ویژگی فراجناحی و سعه صدر بالا و ارتباط گسترده آیت الله با گروه های مختلف سیاسی است. از اینجهت جایگاه مجمع به نقطه ایده آل خودش نزدیک می شود.

تحلیل های روز سیاسی را اینجا می نویسم👇
http://telegram.me/joinchat/AAAAADvUg2MEk7p60toRIw
🔴نقش نهاد غائب و مقصر در حوادث دستفروشی

#به_بهانه_این_روزهای_قم

هرازگاهی اخبار تلخ و متاثرکننده از برخورد با دست فروشان شهر منتشر می شود که موجی از اعتراضات بحق اجتماعی را بدنبال دارد.

⁉️اشکال کجاست؟ دستفروش مقصر است؟ شهرداری ها ظلم می کنند؟ مشکل از نوع برخورد است؟ مشکل از قانون است؟

⚠️مخالفان دستفروشی سه استدلال دارند.

1⃣یکم. جرم هائی وجود دارد که در حاشیه دستفروشی اتفاق می افتد. بسیاری از باندهای قاچاق و مواد مخدر در پوشش دستفروشی رفتار می کنند.

2⃣دوم مخالفت کسبه بازار است که معتقدند با وجود دستفروش ها و هزینه ها بالای مالیاتی و اجاره سرسام آور دکانداری آنها متضرر می شوند.

3⃣سوم. سدمعبر و تعرض به حقوق عابرپیاده و ایجاد ترافیک شهری است.

از سوی دیگر دستفروشی قابل انکار نیست.
مهمتر اینکه نقش حاکمیت، حمایت از دستفروشی با رعایت قوانین مرتبط است. فراموش نکنیم که وظیفه اصلی حاکمیت حفظ کرامت انسانی از طریق رفع فقر و ایجاد اشتغال است. هدف اصلی حکومت نباید لابه لای مواردی شبیه "سدمعبر" و "اعتراض کسبه بازار" گم و گور شود.

جمع این موارد چگونه است؟

✔️اول اینکه دستفروشی را محق بدانیم. دستفروشی هم به جهت اقتصادی و هم اجتماعی یک پدیده طبیعی و مشروع است.

✔️گام دوم هدایت و ساماندهی این حوزه با بخش هائی است که در تعارض است. باید از جمعیت دستفروش شهر شناخت پیدا کنیم و سامانه اطلاعاتی داشته باشیم.

✔️گام سوم ایجاد بازار دست فروشی است. برای این گروه از جامعه باید بازارهای شهری که البته به اصطلاح پاخور هم باشند تدارک ببینم و بساطی ها و دستفروش ها را به این بازارها هدایت کنیم.

✔️گام نهائی این است که با متخلفین خارج از این سامانه و چرخه برخورد کنیم. در این مسیر دستفروش متخلف از دستفروش قانونی تفکیک می شود. پیرمرد زحمتکش از قاچاقچی مواد مخدر شناسائی می شود. کودک گل فروش از باندهای قاچاق کالا مجزا می شود.

⬇️اما برای گام نهائی و برخورد قهری دو ملاحظه وجود دارد؛
☑️اول اینکه "برخورد"، گام نهائی است نه گام اول. این ماجرا مثل حجاب نیست که همه نهادهای فرهنگی خواب باشند و تنها گشت ارشاد کار کند. اینجا پای معیشت و کرامت مردم در میان است. قدم نهائی را ابتدا بر نداریم. اینکه کل ماجرا را به جمع آوری دست فروش ها تقلیل دهیم، خطایی فاحش و غیرانسانی است.

☑️دوم و مهمتر اینکه برخورد با بخش متخلف بر عهده عدلیه است. باتوم را دست شرکت خصوصی نمی دهند. خیلی بی معنی است که آنچه وظیفه دستگاه قضائی و انتظامی است به یک شرکت خصوصی محول کنیم و بعد هم انتظار داشته باشیم حادثه ای رخ ندهد.

🔴واما؛
نهادی که این روزها در لابه لای این قبیل حوادث غائب است و البته مقصر است، نهادقانون گذار است. شورای شهر چرا باید وظیفه برخورد با دستفروشان را برعهده شهرداری قرار دهد؟ مجلس و دولت کجا هستند؟ با اجرای این قانون ناقص چه کسی مقصر است؟ شهرداری یا شهربان؟ چرا مساله دستفروشی را جامع ندیده است و بی توجه به ترتیب ساماندهی و مقدمات امر، مقابله با این پدیده را تنها به برخورد قهری خلاصه کرده است؟

در نهایت اینکه اگر فرصت اصلاح نهادی و قانونی این پدیده را به هر دلیل نداریم، علی الحساب سدمعبر و اعتراض کسبه را پذیرا باشیم و بساط دستفروش های بی نوا را رها کنیم.

تحلیل های روز سیاسی را اینجا می نویسم👇
http://telegram.me/joinchat/AAAAADvUg2MEk7p60toRIw
👨‍👩‍👦‍👦سبک زندگی اصولگرائی چیست؟

سبک زندگی اصولگرائی یعنی چی؟ مگه اصولگرائی هم سبک زندگی دارد؟ اصلا پرداختن به این موضوع چه اهمیت دارد؟ چرا باید بین فعالیت های سیاسی با زندگی فردی سیاسیون پیوند برقرار کنیم؟ چه ارتباطی به #نواصولگرائی دارد؟ یعنی شکست های انتخاباتی ما به سبک زندگی اصولگرائی مرتبط است؟

اجمالا باید گفت اصولگرائی را نباید فارغ از سبک زندگی اش تحلیل کرد. چرا؟

اگر تصور می کنیم اصولگرائی صرفا یک جهت گیری سیاسی است، آغاز اشتباه است. برای نواصولگرائی ابتدا باید همین تلقی ناصواب را اصلاح کرد. اساسا سیاست ورزی جوان متدین انقلابی جزئی از سبک زندگی اش است.
انقلاب را اگر درست معنا کنیم و جهت گیری های سیاسی را دقیق ببینیم ماموریت های ما در زندگی فردی مان نیز تغییر می کند. اساسا انقلابی گری فارغ از زندگی شخصی نیست.

به تاریخ رجوع کنیم. اوایل انقلاب و به اصطلاح بچه مکتبی ها، روزها مبارزه سیاسی می کردند و شبها برای اهل محل نفت می بردند و شب ها برای خانواده از سفره ایدئولوژی می گفتند.
به خانواده شان یاد داده بودند زندگی همراه با مبارزه چه سبکی است.

بعدها و در دوران جنگ نیز ماجرا همین بود. اساسا سبک زندگی بچه رزمنده ها شبیه به هم بود. پیکان خودروی انقلابی ها بود. بچه رزمنده را از دور اهل محل تشخیص می دادند. ریش مناسب و پیراهن سفید روی شلوار و تسبیح و غیره.
نقل است که شهید همت پوتین را دراورده بود و کتونی اسپرتکس می پوشید و می گفت می خواهم شبیه بچه های انقلابی باشم.

حزب الله هم برای خودش مد داشت. رفتارشان نیز با انقلاب جهت یافته بود. قناعت و ساده زیستی و احترام به بزرگتر و حضور در محله و کمک به مردم و غیره جزء طبیعت انقلابی ها بود.

روزگاری بزرگترهای انقلابی ما برای پیش بردن امر سیاسی شان در دل شب بلند می شدند و نماز شب می خواندند.

👜👞اما امروز اصولگرائی به چه سبک زندگی می کند؟ اصولگرا را چطور می توان از زندگی اش شناخت؟

باید گفت هیچ شاخصی روشنی وجود دارد. این روزها برخلاف انتظارمان با جامعه ای از اصولگرایان مواجهیم که تنها در سیاست اصولگرایند. اتفاقا در زندگی شخصی خیلی مبنای روشنی ندارند.

نوع پوششان همان مد های روزست. در مواجهه با جنس مخالف خیلی اهل رعایت حریم نیستند. لوکس ترین خودرو را هم سوار می شوند. گرانترین گوشی را هم دست می گیرند. برند هم می پوشند. و...

💼اما این حرفها اثر سیاسی اش چیست؟

جریان اصولگراهای ما برخلاف گذشتگان خود از انقلابی حرف می زنند که هیچ اثری در زندگی شخصی شان ندارد. فارغ از اینکه در بسیاری از شعارها دچار تزویر و دوروئی ناخواسته می شوند، انقلابی گری برای آنها اوقافت فراغت است.

وقت های بیکاری درباره انقلاب حرف می زنند و یا کارمند نهادهای انقلابی ند و حقوق می گیرند.

توضیح بیشتر دهم؛
اصولگرائی بدون سبک زندگی، نمی تواند انقلابی گری را در زندگی تبدیل به یک "ماموریت" کند. انقلابی گری برایش یک "پروژه" است.

تفاوت ماموریت با پروژه چیست؟
ماموریت کل زندگی را تحت تاثیر قرار می دهد و به خدمت انقلاب می برد. پروژه جزئی از زندگی را درگیر می کند.
مثلا شب انتخابات انقلابی می شود. ما به انقلابیونی نیاز داریم که همه زندگی شان را پای انقلاب بیارند نه فقط شعار دادن شان یا پست گذاشتن در شبکه اجتماعی و یا رای دادن شان پای صندوق.

اگر انقلابی گری ماموریت زندگی مان شود، با زندگی مان انقلاب را تبلیغ می کنیم نه صرفا با زبان و قلم مان . آنگاه شعارمان با عمل مان متفاوت نمی شود.

اما چه باید کرد؟
برای سبک زندگی انقلابی نیز به امام و رهبری رجوع کنیم.
بزرگترین خطائی که صورت گرفت این است که نگذاشتند امام و رهبری را جامع ببینیم. تصور کردیم این دو بزرگوار تنها در سیاست ظاهری خلاصه می شوند.

متوجه نشدیم زندگی شخصی این بزرگواران چطور به مسلک سیاسی شان پیوند می خورد. سیاست برای امام و رهبری تنفس است نه یک شاخه از امر اجتماعی.

به سبک زندگی شان رجوع کنیم. هنردوستی و عرفان شان و اخلاق شخصی شان و ورزش و دعا و توکل شان و باقی موارد را هم ببینیم و درس بگیرم.

❤️یک نمونه؛
رهبری انقلاب یک سخنرانی درباره ورزش باستانی دارند که خوب است رجوع کنیم. آنجا رهبری نام فردی را می برند و تاکید می کنند احوالات ایشان را مطالعه کنید و درس بگیرید. این فرد نامش سید حسن رزاز است. سید حسن رزاز، مجتهدی است که قبل انقلاب پهلوان شهر بوده است و از بزرگانی چون سید حسن مدرس حمایت و حفاظت می کرده است. داستان زندگی این فرد، طوفانی است که سبک زندگی فردی و سیاسی ما را در هم می نوردد.

🌷یک جمله ماند؛
البته امروز با نسلی از جوانان انقلابی مواجهیم که با همین خودآگاهی نسل جدیدی از اصولگرائی انقلابی را شکل دادند و بزودی آثارشان در سیاست نمایان می شود.

📍نقدتان را بااحترام پذیرایم
@mohsen_mahdian

📍کانال کشکول👇
@mahdian_mohsen
⚠️درباره اعتصاب غذا

پیشنهادی درباره حصر

آقای کروبی اعتصاب غذا کردند و به بهانه نگرانی از سلامت وی، مباحثی هم درباره رفع حصر مطرح شد.

🔅ضدانقلاب داخلی و خارجی مخاطب ما نیستند. اما اگر برایتان کشور و نظام اهمیت دارد و از طرفی درباره حصر ابهام دارید و نگران هستید چند نکته را باید مرور کنیم.

1⃣یکم. آقای کروبی ممکن بود با این اعتصاب غذا از دنیا بروند. ایشان آخوند هستند و می دانند این یعنی خودکشی. بعدها در تاریخ خواهند نوشت یک روحانی مسلط به شرع، برای مخالفت با قانون نظام، قانون خدا را زیر پا گذاشت.

البته سابقه ای هم از این جنس وجود دارد؛ وی برای اعتراض به نتیجه انتخابات، قانون اساسی کشور را زیر پا گذاشت.

2⃣دوم. حصر برای چه چیز است؟ یک منطق خیلی ساده وجود دارد.
محاکمه آقای کروبی حق ایشان است. حق هم دارند چنین مطالبه ای داشته باشند. مطالبه ما نیز چنین است.
اما چرا نظام دادگاه علنی برگزار نمی کند؟ خیلی ساده است. نگران امنیت مردم است.
از آنجائیکه سابقه قانون شکنی سال 88 وجود دارد، اگر قرار باشد برگزاری یک دادگاه به آشوب در کشور منتهی شود کدام حق ارجح است؟ حفظ امنیت مردم یا برگزاری دادگاه برای یک نفر؟

اقای مطهری و دیگران به همین سوال ساده جواب دهند. ممکن است گفته شود که ما پیش بینی می کنیم آشوب نشود. چرا باید حافظان امنیت مردم باور کنند؟ مگر نهاد قانونی برای فهم این موضوع وجود ندارد؟ نهادی که در تصمیم دیروز و امروزش برای حصر، آقای رئیس جمهور حضور داشتند، قابل اتکاتر ست.

3⃣سوم . آقای مطهری از جناب کروبی نقل کرده اند که به او گفته شده برای برداشتن حصر باید توبه کند. احتمال می دهم سوء تفاهم شده باشد. توبه از چه چیز؟

اشتباه بزرگی است که تصور می شود حصر به جهت ادعای تقلب است. حصر یک سال بعد انتخابات اجرا شد و به جهت حفظ امنیت کشور بود نه ادعای تقلب. حصر واکنش به آتش افکنی در کشور است؛ نه نتیجه ادعای تقلب و یا محاکمه.

نباید آدرس غلط داد. البته احتمال می رود منظورشان از توبه، اعلام برائت از قانون شکنی ها باشد؛ اگر چنین بوده پیشنهاد خوبی است. بهتر بود ایشان می پذیرفتند.
پیشنهادی که به این فهم می رسد؛ همین است.

4⃣چهارم و پیشنهاد؛
آقای خاتمی و مطهری و باقی دوستان شان، به این موضوع فکر کنند که چطور می شود به مردم تضمین دهند که با رفع حصر و برگزاری دادگاه، امنیت کشور بهم نریزد.
شور بگیرند و پیشنهاد دهند. مثلا محصورین تضمین کتبی دهند یا هرچیز دیگر. با این تضمین سیاسی حصر برداشته شود و بعد هم در انتظار دادگاه باشیم.

5⃣پنجم. یک نکته درباره دادگاه باقی مانده است.
فراموش نشود که این دادگاه درباره اتهام "اقدام علیه امنیت ملی" است. ساده تر اینکه اگر اقای کروبی حتا بتواند ثابت کند احمدی نژاد صد هزار رای و موسوی 30 میلیون رای داشته است، بازهم به جرم اعتراض خارج از ساختار قانونی و دعوت مردم برای ریختن به خیابان ها "باغی" محسوب می شود و حکم شان روشن است.

تحلیل های روز سیاسی را اینجا می نویسم👇
http://telegram.me/joinchat/AAAAADvUg2MEk7p60toRIw
🔴 "نماز اجباری" را کامل ادا کنید

ستاد اقامه نماز، خبر "نماز جماعت اجباری" در یکی از کارخانه های تبریز را تائید و تصریح کرده است طی تماسی که با رئیس کارخانه گرفتیم مشخص شد وی علیرغم نیت پاک، کج سلیقگی کرده است.

🔴چرا تقلیل می دهیم؟!
اخباری که درباره صاحب این کارخانه منتشر شده است اگر تنها به نماز جماعت اجباری محدود می شد، شاید کج سلیقگی بود. اما نماز جماعت را باید در کنار دیگر بخشنامه های تحقیرآمیزش تحلیل کرد.

🔴ماجرا را در یک کج سلیقگی متوقف نکنید.

همین آدم نیز مهم نیست. بی تردید این کارخانه "نشانه" ای از وضعیت بنگاه های خصوصی و بلکه دولتی در کشور ماست. این سبک مدیریت را باید در پیوند با "رخنه سرمایه داری" نظاره کرد.

از تلقی "ددمنشانه ی لیبرالیسم اقتصادی" است که کارگر را ابزار فنی تولید حساب می کند و او را مثل در و تخته و زمین و تجهیزات، اجیر و تحت مالکیت و یوغ سرمایه دار می داند. از چنین نگاه مشمئز کننده ای آن بخشنامه ها صادر می شود.

🔴کج سلیقگی چیست؟ فکری برای "بی اخلاقی ساختاری" نفوذ سرمایه داری کنید. این خلق و خوی ویرانگر همه جائی و ناشی از "نیروی های کور بازار" است.

🔴"لیبرال های وطنی" را نباید رها کرد. باید بایستند و از "اقتصاد آنگلوساکسونی" که عمری از آن دم زدند دفاع کنند. "افسانه آزادسازی اقتصادی" قرار است اینطور رقم بخورد؟ مالک آزادست هرکاری خواست انجام دهد؟ حتما می گویند کارگر هم مخیر است بماند یا نماند؟

کارگر زحمتکشی که دستش بوسیدنی و عرقش متبرک است، حرمت خود را پای " قدرت طلبی جنون وار سرمایه دار" می دهد.

این "تشنج عصبی سرمایه داری" و "چپاول علنی پول پرستان" است نه کج سلیقگی.
از طرفی "ولنگاری اقتصادی" نیز باعث شده است اثری از قوانین نظارتی چون قانون کار نماند. دولت نیز از نظارت بر بنگاه ها شانه خالی کند.

خدا رحمت کند مرحوم عباس معارف را؛ کسی که قانون کار را باتاکید بر ضدسرمایه داری نوشت و مقابل هجمه های "شیفتگان اقتصاد قمارخانه ای" و هم آوازان "سرمایه داری اسلامی" پرقدرت ایستاد.

🔴رونوشت برای مسعود نیلی و و دیگر مدافعان قشری بازار در دولت

تحلیل های روز سیاسی را اینجا می نویسم👇
http://telegram.me/joinchat/AAAAADvUg2MEk7p60toRIw
🌸یک نکته کلیدی از سخنان رهبرانقلاب درباره شهید حججی

🌸اخلاق و سبک زندگی انقلابی

رهبری انقلاب شهید حججی ها را رویش های انقلاب دانستند و تاکید کردند "اخلاق" نیز در گرو "تربیت انقلابی" است: " باید همه تلاش خود را مصروف تربیت دینی و انقلابی جوانان کنید و بدانید اخلاق نیز همراه با تقویت روحیه انقلابی و دینی و حرکت جهادی و میل به جهاد در راه خدا، ایجاد و ماندگار می‌شود."

🌸سوالی که مطرح می شود اینست که چه رابطه ای بین اخلاق و تربیت انقلابی وجود دارد؟
چرا برای ایجاد و ماندگاری اخلاق باید سراغ تربیت انقلابی رفت؟
رابطه اخلاق فردی و اخلاق انقلابی را رهبری چطور دیدند؟

این موضوع، کلید راهگشائی در سبک زندگی انقلابی است. سبک زندگی دینی و اخلاقی جوان متدین در روحیه انقلابی گری است. جوشش و کشش انقلابی است که اخلاق فردی را هم ایجاد و اصلاح و ماندگار می کند. باید توجه داشت که این نکته با اهمیت، بحثی متفاوتی در حوزه اخلاق است و شایسته است در حوزه های علمیه مورد توجه قرار گیرد. پیش از این هیچگاه اخلاق فردی را از این جهت مورد توجه قرار نداده بودند.

🌸انقلابی بودن مگر چه می کند که اخلاق فردی را هم اصلاح می کند؟
مگر چه تغییری در فرد ایجاد می کند که رابطه فرد با خودش و خدایش و جامعه اش را نیز اصلاح می کند؟

وقتی می گوئیم سبک زندگی انقلابی منظور یک جریان سیاسی خاص نیست. منظور هرکسی است که به هر روشی و با هرجهت گیری سیاسی، آرمان هایش آرمان های انقلاب است. دنبال ظلم ستیزی و معنویت و عدالتخواهی است. فرقی نمی کند اصولگرا باشد یا اصلاح طلب.

🌸انقلابی گری، آرمان های فرد را ارتقا می بخشد. نگاهش را از جلوی پایش بلند می کند و کلان نگر می کند. انقلابی گری افق پیش روی فرد را تغییر می دهد و همین باعث می شود نفس او سعه یافته و عالی شود. اولین اصلی که درون انسان را اصلاح می کند عزت نفس و احساس کرامت است. انقلاب ایندو را در فرد ارتقا می بخشد و خود به خود درونش رشد یافته و اخلاقش متعالی می شود.
انقلاب روحیه جمع گرائی را در فرد ارتقا می بخشد و همین نیز خودبینی و تکبر را در فرد از بین می برد و او را اخلاقی می سازد.
انقلابی گری روحیه جهاد و قیام به فرد می بخشد و همین نیز قدرت ایثار و از خودگذشتگی را در فرد اصلاح می کند.
انقلابی گری از فرد یک منتظر واقعی می سازد که با نگاه به افق مهدویت، در تقلا و تکاپوی ایجاد بسترهای ظهورست و از کنار تلخی ها و سختی های پیرامونش بی تفاوت نمی گذرد.

🌸انقلابی گری مثل طوفان، اخلاق فردی را زیر و رو می کند؛ جوان انقلابی به معنای واقعی کلمه مومن و متدین و اخلاق گراست. اگر جوان انقلابی ما اخلاق گرا نبود، بدون تردید انقلابی گریش ضعیف است.
در یک جمله انقلابی گری قیام لله است و قیام برای خدا همه امور انسان را همساز و همراه می سازد؛ از اخلاقش تا معرفتش تا قیامش تا قعودش تا سیاست اش و اقتصادش و فرهنگش و غیره.

شهید حججی ها را تنها در میدان مبارزه و جنگ نبینیم. شهید حججی از جهاد در مناطق محروم به جهاد مقابل جبهه استکبار تکفیری ها رسید. از هیات و عزاداری برای سالار شهیدان به مرحله ای رسید که شبیه به مقتدایش سر میدهد. برای او روی دیگر ظلم ستیزی و انقلابی گری، معنویت است و خدمت و محبت به مردم. انقلابی گری بر گرده اخلاق گرائی سوارست.

🌸در آخر اینکه اگر می خواهیم جامعه را از جهت دینداری ارزیابی کنیم باید سراغ رشد مولفه های انقلابی رفت. رشد مولفه های انقلابی نیز ارتباطی به انتخاب سیاسی این و آن ندارد. اینکه مردم آرمان شان ارتقا یافته اهمیت دارد نه اینکه چه کسی را مصداق تشخیص دادند. با این معیار خواهیم دید که مردم ما بعد از انقلاب به جهت دینداری فردی نیز رشد کردند.‏

تحلیل های روز سیاسی را اینجا می نویسم👇
http://telegram.me/joinchat/AAAAADvUg2MEk7p60toRIw
🛑اشتباه فاحش آقای زائری در ماجرای حجاب

آقای زائری عزیز که الحمدالله هم نگاه بلندی به مسائل اجتماعی دارند و هم اهل استدلال و منطق هستند مدتهاست درباره حجاب موضع شاذی را مطرح می کنند که به نظر می رسد دارای یک اشکال اساسی "شناختی" است و ظاهرا هم مورد عنایت شان نیست.

اخیرا هم فیلمی درشبکه اجتماعی شان منتشر کردند که نشان می دهد مامورین ناجا یک خانم کاملا بی حجاب را با اصرار و الحاح سوار خودروی پلیس می کنند و آقای زائری نوشتند: " با ترویج دین به سبک ترویج نماز مدیر چسب هل و ترویج حجاب گشت ارشاد، به خدا نیازی به آمریکا نداریم..."

⭕️آقای زائری روحانی خوش فکری است و اگر فرد دیگری غیر ایشان بود به حساب تالم خاطر ناشی از فیلم می گذاشتیم. اما نوشته های قبلی ایشان هم نشان می دهد، هیجانی نیستند و نگاه شان به گشت ارشاد همان است که نوشتند.

نقد به ایشان و این طرز فکر، فراتر از هیجان ناشی از فیلم است. مساله این است که ما چه فهمی از گشت ارشاد داریم؟

⭕️اهم استدلال برادر زائری و هم فکران ایشان بدین نحو است:

یکم. مبارزه با حجاب اولویت اول نیست. اولیت اول مثلا مبارزه با فساد اقتصادی است.
دوم. بجای گشت ارشاد باید فرهنگ جامعه را اصلاح کرد و بی حجابی معلول است نه علت.
سوم. حجاب اجبار نیست.

⭕️واقعیت ماجرا این است که اشکال عمده این تحلیل، عدم تفکیک میان "حقوق فرد" با "حقوق جامعه "است. از اینجهت علیرغم اینکه هر سه اشکال برادر زائری عزیز دقیق است اما هیچ ارتباط منطقی به گشت ارشاد ندارد.

⭕️چرا؟
مقدمه کلی اینکه ایشان حجاب را یک امر فردی گرفتند و این بزرگترین خطای تحلیلی شان است که مدام نیز تکرار می شود. همین که حجاب را با نماز جماعت اجباری یکی دانستند، نشانه همین خطاست.
واقعیت ماجرا اینطور است که آقای زائری عزیز تصور کردند قرار است با گشت ارشاد بی حجابی را باحجاب کنیم.

⭕️حجاب دو وجه دارد امر فردی و حیث اجتماعی. گشت ارشاد را باید از حیثیت اجتماعی تحلیل کرد. به سخن دیگر اگر بحث از حجاب فردی باشد، طبیعی است که راهش گشت ارشاد نیست.

اما گشت ارشاد صیانت از یک هویت اجتماعی است نه باحجاب کردن یک فرد. در همه جای عالم حق جامعه بر حق فرد اولی است؛ این از مسلمات حقوق بشرست.
به قاعده دموکراسی نیز اگر خطای یک فرد به ضرر جامعه باشد باید مقابل آن ایستاد. از این منظر آیا بی حجابی و برهنه شدن در خیابان فارغ از ارزش گذاری دینی، خلاف دموکراسی نیست؟

⭕️از سوی دیگر مخالفان گشت ارشاد به این سوال ساده باید پاسخ دهند که بالاخره حجاب یک اصل دینی است یا خیر؟ اگر اصلی دینی است آنگاه جامعه اسلامی نسبت به این اصل دینی چه وظیفه ای دارد؟ اینجاست که باید گفت کار فرهنگی و زیربنائی و غیره سرجای خودش بااهمیت است و اولی است، اما ضرورت قهریه را نفی نمی کند. مگر می شود امری را مذموم بدانیم اما قهریه را حذف کنیم؟

🔞عرض اعتذار از مخاطب محترم؛ مجبورم مثال حدی بزنم. از آقای زائری محترم باید سوال کرد اگر خانمی کاملا برهنه به خیابان آمد باید چه کرد؟ طبیعی است که می گویند باید برخورد شود. آیا با این برخورد می خواهند خانم سراپا برهنه را باحجاب کنند؟ خیر. می خواهند جامعه را صیانت کنند. اگر حین برخورد داد و فریاد کرد و یکی فیلم گرفت، بازهم نظرشان تغییر نمی کند.
حالا باید پرسید معیار برهنگی چیست؟ ما تعیین می کنیم یا اسلام؟ چرا فکر می کنیم اگر زن یا مردی در خیابان کامل برهنه شدند خلاف است ولی اگر روسری اش را برداشت قابل تحمل است؟ با کدام حجت دینی؟

⭕️این حرف که مبارزه با حجاب مساله اصلی نیست هم حرف درستی است اما بازهم رد گشت ارشاد نیست. بله؛ مساله اصلی ما عدالت است و مبارزه با ظلم و چه و چه. کسی از گشت ارشاد به عنوان یک مساله اصلی دفاع نمی کند هرچند اگر حجاب را از جهت اثرش روی روان جامعه تحلیل کنید ضرورت ماجرا بیشتر و مساله متفاوت می شود؛ با این حال نقد گشت ارشاد ارتباطی به مساله اصلی و فرعیش ندارد. الان اگر همان خانم برهنه به خیابان آمد چه کنیم؟ برویم سراغ مبارزه بافساد اقتصادی؟ بله خنده دارست.

خلاصه اینکه ضرورت گشت ارشاد روشن است. از گشت ارشاد بجهت حیثیت اجتماعی اش دفاع کنیم و البته کارهای ناکرده زیربنائی در حوزه حجاب را هم مطالبه کنیم.

@mohsen_mahdian
تحلیل های روز سیاسی را اینجا می نویسم👇
http://telegram.me/joinchat/AAAAADvUg2MEk7p60toRIw
🔸پاسخ به برخی نقدها
🔸حجاب از حق الله تا حق الناس

دفاع از گشت ارشاد در یادداشت قبلی https://t.me/mahdian_mohsen/342
باعث شد نقدهائی در این رابطه نوشته شود که خلاصه نقدها بدین نحو است؛

🔸یکم. اساسا حجاب اجباری است یا نه؟
🔸دوم. اگر حجاب زمان حکومت انبیا اجباری نبوده است، چرا ما اجباری کردیم؟
🔸سوم. چرا باید حکومت از قوه قهریه برای حجاب استفاده کند؟ مگر دین اختیاری نیست؟
🔸چهارم. گشت ارشاد و استفاده از قوه قهریه هیچ تاثیری در کاهش بی حجابی نداشته است. پس چرا ادامه می دهیم؟
🔸پنجم. آیا از خشونت دفاع می کنیم؟

🔸پاسخ مساله اول؛
قریب به اتفاق فقها حجاب را جز ضروریات دین می دانند. آیه "قل للمومنات یغضضن...." به تعبیر اکثر مفسیرین مانند طبرسی و علامه طباطبائی و مکارم شیرازی و...با این شان نزول است که چون زنان پیراهنی می پوشیدند که گریبانشان باز بوده است، این آیه نازل شده است که باید روسری راطوری ببندند که قسمت های یاد شده و مو و دور گردن و غیره پوشیده شود.
بعد از نزول این آیات داریم که عايشه زنان انصار را چنین ستایش می کرد که " حتا یک نفر آنان مانند سابق بیرون نیامدند و سر خود را با روسری مشکی می پوشاندند."
اینجا خیلی اختلافی نیست. عبور کنیم.

🔸پاسخ مساله دوم.
برخی معتقدند در زمان انبیا حجاب اجبار نبوده است. اولا در این رابطه اجماع نیست. مثلا به اعتقاد شهید مطهری اساساً دوره ای را نمی توان نشان داد که به طور عمومی شدت حجاب بیش از زمان رسول اکرم است. و احتمالا این شدت حجاب بیانگر اهتمام حکومت نبوی در اجرای این دستور الهی باشد.
با این حال استدلال ما اینجا نیست.
حجاب امری اجتماعی است. وقتی درباره اجتماعی بودن حجاب حرف می زنیم از یک حکم ثانوی سخن می گوئیم که حکم حکومت است. چه آنکه حکم اجتماعی در نظام دینی(ثانوی و حکومتی) می تواند حکم اولیه را هم در نوردد؛ بگذریم. به تعبیر دیگر حکومت اسلامی به دلائل فراتر از دلائل فردی، مثل بهداشت اجتماعی و دینی می تواند حکم به اجباری بودن حجاب کند.
دقت بفرمائید اهمیت اجبار فراتر از خود حجاب است؛ بهداشت اجتماعی و روانی و روحی و صیانت از هویت دینی و ایجاد بستر دین گرائی و حفظ و نگهبانی از کلیت دین.
کسانی که دنبال سیره در مساله اجباری بودن حجاب می گردند احتمالا نمی توانند پاسخ دهند که چرا کمربند ایمنی واجب است؟ چرا سربازی واجب است؟ چرا پرداخت مالیات واجب است؟ و ...
علت این است که فهم درستی از حکم اجتماعی پیدا نکردند. حضرت امام این دسته از احکام اجتماعی را حکم الهی می داند شبیه احکام اولیه اسلام که به قاعده "نفی ضرر" مطرح می شود. همان قاعده عقلائی و بدیهی که در منشور حقوق بشر غربی نیز تصریح شده است.

🔸پاسخ سوال سوم.
دین اختیاری است. ولی مردم در انتخاب دین آزادند نه انتخاب جزئیات دین. اگر اسلام را پذیرفتید حجاب و نماز و حج جزئی از آن است. بازهم مردم می توانند دینی که پذیرفتند را کامل کنار گذارند که البته متضمن آثار اخروی است. اما کنار گذاشتن جزئی از دین نباید منجر به ضرر جامعه شود. لذا شرب خمر در خانه یک حکم دارد و در خیابان متضمن ضرر اجتماعی و یک حکم. لذا برای حاکم بیش از آنکه حرام خواری شراب خوار مهم باشد، ضرر به جامعه اهمیت دارد. انشالله در این رابطه دقت داریم.
از اینرو قوه قهریه برای جلوگیری از ضرر جمع مقابل تعرض فرد از بدیهیات است. وجود قهریه در حکومت اسلام به روشنائی خورشید است.

🔸پاسخ سوال چهارم.
گفته شده است قوه قهریه در موضوع حجاب بی تاثیر است. بی تاثیر در چه چیز؟
برخی تصور می کنند با گشت ارشاد قرار است بی حجاب ، باحجاب شود. غلط فاحشی است.
برخی تصور می کنند با گشت ارشاد قرار است حجاب در جامعه رشد کند. غلط فاحشی است.
پس گشت ارشاد چیست؟
گشت ارشاد دفاع از حق الناس است؛ چیزی فراتر از حق الله. حجاب فردی، تکلیف شرعی و حق الله است ولی وظیفه نظام دفاع از حق الناس است.
قوانین حکومت باید بنحوی باشد که نتنها اهل حجاب احساس غربت نکنند، بلکه فضای اجتماعی نیز به خودی‎ خود مشوق آن‌‎ها باشد. قانونی شدن حجاب یکی از روش‌‎هایی است که فضای اجتماعی را با خواست درونی اهل حجاب، هماهنگ می‎کند؛ حتی اگر بدحجاب‌‎ها در عمل بیشتر از محجبه‌‎ها باشند. لذا امام صادق فرمود اگر همه مردم نیز حج را نخواستند مقابل آنها بایست.

🔸سوال نهائی؛
آیا از خشونت دفاع می کنید؟
دقت کنیم که از اجبار دفاع می کنیم نه خشونت. کمربند ایمنی اجبار است اما خشونت نیست.
طرح این مباحث با این هدف است که فهم درستی بجهت تئوری پیدا کنیم و متوجه باشیم که نقدمان را کجا ببریم. کم کاری نهادهای فرهنگی و آموزشی و غیره ارتباطی به نقش گشت ارشاد ندارد. نیازی هم به تذکر نیست که از اشکالات گشت ارشاد هم دفاع نمی کنیم.

نقدتان لطف شماست👇
@mohsen_mahdian

تحلیل های روز را اینجا می نویسم👇
http://telegram.me/joinchat/AAAAADvUg2MEk7p60toRIw
💠فیلسوف اصولگراها چه کسی است؟

یک جریان سیاسی به نظام گفتمانی اش زنده است. مبانی معرفتی هرجریانی، نظام دهنده فعالیت های سیاسی و اجتماعی آن محسوب می شود. فهم اندیشه ای باید منطبق بر یک چارچوب نظام یافته باشد.
جریانی که سیاست اش با اقتصادش با فرهنگش و غیره هماهنگی ندارد یعنی در نظام اندیشه ای دچار چندپارگی اساسی است. با هویت اندیشه ای چهل تکه نمی شود موثر بود و مذبذب بودن اجتناب ناپذیر است.
جریان اصولگرائی برای هرنوع تغییر و اصلاحی، ابتدا باید به نظام اندیشه ایش رجوع کند و آن موقف را سروسامان دهد.

انشقاق ها و اختلافات سیاسی جریان اصولگرائی تقریبا روشن است. اغلب نیز در بزنگاه ها مثل فتنه ها نمایان می شود. اما این بهم ریختگی در حوزه های دیگر از جمله اقتصاد نیز قابل مشاهده است. اصولگراها در اقتصاد از بازار آزاد شروع می شوند و تا اقتصاد دولتی و کاملا مدیریت شده و نهادگرا و در انتها به گرایشات کاملا چپ نیز می رسند. از اقتصاد بازار آزاد جناح راست دانشگاهی تا اقتصاد بازاری موتلفه اسلامی.
مگر می شود با اقتصاد لیبرال از فرهنگ اسلامی سخن گفت؟ حوزه فرهنگ نیز چنین است. همه طیفی الحمدالله هستند؛ مثلا از آزادی خواهان تا عدالت طلبان. از دشمنان ایدئولوژیک تمدن غرب تا دلباختگان مظاهرش.

💠این بهم ریختگی ناشی از چیست؟ مگر ممکن است اصولگرائی تکلیفش با اقتصاد آزاد روشن نباشد؟ مگر ممکن است نسبت عدالت و آزادی را نداند؟ مگر میسر است بدون تعیین تکلیف در حوزه جایگاه مردم، سراغ سیاست برود؟ مگر میسر است بدون ارزیابی اختیارات حکومت و ولی فقیه اندازه و نسبت خودش را تشخیص دهد؟ مگر بدون تعیین تکلیف با نظام تمدنی غرب می تواند به جنگ امپریالیسم سرمایه داری برود؟

💠بر این اساس سوال ساده این است که اصولگراها با کدام نظام اندیشه وارد سیاست شده اند؟ برای اینکه مصداقی تر و روی زمین بحث کنیم فیلسوف اصولگرا چه کسی است؟ از شخصیت می شود به شاخص رسید.

💠فیلسوف اصولگراها #آیت‌الله_مصباح یزدی است؟ یعنی نظام اندیشه ای اصولگرایی منطبق بر طرح ولایت دهه 70 است؟ یعنی کلیدی ترین نگاه سیاسی آیت مصباح درباره جایگاه مردم در حکومت را پذیرفتند؟ یعنی نقش مردم در حکومت را صرفا از جهت کارآمدی می بینند نه مشروعیت دینی؟ با اختلاف آیت الله مصباح و رهبری انقلاب در این حوزه کنار آمدند؟

💠فیلسوف اصولگرا ها #آیت‌الله_میرباقری است؟ یعنی نظام اندیشه ای اصولگرائی منطبق بر فرهنگستان علوم است؟ یعنی فلسفه و عرفانی که امام، آنجا را محل جوشش اندیشه ای انقلاب می داند و معتقد است انقلاب اسلامی، سفرچهارم صدرائی است، برنمی تابند و امام را بی ارتباط به نظام اندیشه ای فلسفی و عرفانیش تحلیل می کنند و منتظر فلسفه "شدن" فرهنگستان ماندند؟

💠فیلسوف اصولگراها #آیت‌الله_حکیمی است؟ یعنی نظام اندیشه ای اصولگرائی منطبق برمجلدات الحیات است؟ یعنی مبنا را صرفا رسیدن به عدالت با قرائت تفکیکی ها می دانند؟ معتقدند اگر به عدالت نرسیدیم و تلاشمان نیز میسر نشد حکومت جور و ظلمیم؟ یعنی این وضعیت برخی شاگران افسرده و منتسب به آیت الله حکیمی را می پسندند؟

فیلسوف اصولگرا چه کسی است؟ به نظر می رسد همین سوال ساده سالهاست که پاسخش روی منبر بزرگان و دوره های مطالعاتی شان دست به دست می شود. غرض مان تائید و تکذیب هیچ اندیشه ای نیست و خدای ناکرده بنای مان زیر سوال بردن سرمایه های تاریخی و گرانبهای انقلاب نیست. مساله این است که طی سالهای گذشته گروه های مختلف انقلابی از جهت اینکه تکلیف شان در حوزه شناختی انقلاب اسلامی روشن نبوده است کلون هر دری را کوبیدند و هنوز تشنه معرفتند.

معمولا اصولگراهای سنتی به این سوال تلخ یک پاسخ کلیشه ای دارند و آنهم اینکه نظام اندیشه جریان انقلابی از مبانی معرفتی امام ورهبری اخذ شده است. اگر چنین است این سطح از اختلاف در حوزه های کلیدی و اساسی برای چیست؟ روشن است که دست جریان انقلابی در دست امام ورهبری نیست؛ در دست هربزرگ دیگری است اما به اندیشه امام ورهبری راه ندارد.

راه چاره نواصولگراها این است که به خویشتن رجوع کنند. بسیاری از اختلافات سیاسی ریشه در همین پراکندگی اندیشه ای دارد. برای انقلابی گری راهی نداریم جز اینکه ببینیم امام و رهبری چه خواستند و چطور اندیشیدند؟ باید کرسی های صحیفه خوانی راه بندازیم و سخنان و کتاب های امام و رهبری را کلمه به کلمه هجی کنیم.
منبع: صبح نو
نقدتان لطف شماست👇
@mohsen_mahdian

تحلیل های روز را اینجا می نویسم👇
http://telegram.me/joinchat/AAAAADvUg2MEk7p60toRIw
#این_ماجرا_واقعی_ست
🔴عذرخواهی طلبه جوان از زن معتاد

با جمعی از "حلقه جهادی محبین" برای توزیع یک وعده شام گرم به محله امام زاده یحیی رفتیم. میانه راه خانه ای قدیمی و نسبتا متروکه ای سر زدیم که 27 خانوار دورتادور حیاط خانه در آلونک های 7 تا 11 متری زندگی می کردند.

کوچه ای تنگ و درب آهنی خشن و کم عرض و زنگ گرفته و بعد هم پله های بلند با موزائیک های شکسته، راه رسیدن به حیاط خانه بود.
حجاب دیوارهای گچ مرده، لباس های کهنه و خیس روی طناب بود . بوی تند مواد و ذغال از زیرزمینی که از طریق پنجره ای به کف حیاط راه داشت، بیرون می زد و هوا را تلخ می کرد.

آنطرف تر زنی نشسته بود که گفته می شد شوهرش را دستگیر کردند و به جرم حمل مواد مخدر به 5 سال زندان محکوم است. همراه و آشنای محل می گفت این زن جوان در آستانه انحراف است و می گوید اگر شیرخشک نوزادم جور نشود مجبورم تن فروشی کنم.

خانم دیگری مضطرب و چادر به کمر ایستاده و بی توجه به توزیع غذا، مدام از عقب افتادن اجاره خانه اش می نالد. از بداخلاقی صاحب خانه می گفت و اینکه تهدیدش کرده اسباب و اثاثیه را بیرون می ریزد؛ ماهی 100 هزار تومان اجاره این اتاقک بود.

پیرزن خسته و غمین دیگری روی بالکن نشسته و زیر لب ورد می خواند. آنطرف تر هم کودکان خردسال با موتور معیوب و از کار افتاده همسایه بازی می کردند.

🔴از جمع ما برخی در حال توزیع غذا و برخی هم با بچه ها بازی می کردند. بین این گروه جهادی چند نفری هم طلبه بودند.
طلبه ها همزمان با توزیع غذا با اهل خانه گپ و گفت و خوش و بش داشتند. در این اثنا طلبه جوانی سمت یکی از این آلونک های تنگ و تاریک رفت. خانه ای 9 متری که بوی تند تریاک از پنجره کوچک اتاق بیرون می زد. طلبه در می زند و دختر جوان از پشت پنجره می گوید لطفا در را از پشت باز کنید. از بیرون روی در قفل زده بودند تا نتواند از خانه خارج شود. در از بیرون باز می شود و زن جوان معتاد با آرایش زننده ای جلو می آید تا غذا را تحویل بگیرد. اما چشمش که به عبا و عمامه می افتد گوئی که انتظار نداشته، سفره دلش باز می شود و بی مقدمه از زندگی تلخش می گوید.
روحانی جمع ما خجالت می کشد و در تمام مدت سکوت کرده و سرش پایین است. زن با صدائی بی جوهر و با لحن آرام حرف می زند که نکند جز طلبه کسی بشنود. چند دقیقه ای می گذرد تا اینکه حرفش تمام و ساکت می شود. شاید منتظر بود طلبه نصیحتی کند، یا وعده ای دهد، یا حداقل دعائی کند و رد شود.

طلبه جوان مکثی می کند و در انتها یک جمله می گوید و بسرعت از اتاق بیرون می آید: "خواهرم ببخشید. به خاطر کم کاری ماست که شماها در این سختی هستید و گرفتارید. خواهرم ببخشید، ببخشید..."

🔴با خودم فکر کردم این طلبه از چه چیز عذرخواهی می کند؟ از کدام کار ناکرده اش می گوید؟ از کدام قصور و تقصیر سخن می گوید؟

لحظاتی گذشت و افکاری از ذهنم عبور کرد که در واپیسن دقایق حضور، نگاهم به این خانه دودآلود و فسرده را تغییر داد. دوست داشتم مجدد برگردم و از تک تک اهالی خانه طلب عذر کنم.

🔴آری این مردم اگر گرفتار مشکلات تودرتو و معاصی هولناک و درد آلود شدند؛ ما مقصریم.
🔴مقصریم از اینکه برای رفع گرفتاری این مردم تلاش نکردیم. شاید هم بالاتر از این...
🔴مقصریم از اینکه جامعه ای فراهم ساختیم که قربانی اش این مردم آسیب دیده اند. شاید هم بالاتر از این....

بزرگی می گفت؛ ما مقصریم. مقصریم که آنقدر انسانیت بخرج ندادیم و دیندار نبودیم و به تکلیف مان عمل نکردیم که شرایط #ظهور فراهم شود تا آنقدر ظلم و رنج در گوشه گوشه عالم نباشد. رنج این عالم از گناهان ماست؛ گناه این مردم از معاصی ما.

کشکول👇

http://telegram.me/joinchat/AAAAADvUg2MEk7p60toRIw
#مسلمیه

⬛️مسلمیه شهر ری و چهارپایه سیاسی پیرغلام ها

◾️سالها پیش که توفیق شد و برای اولین بار در مراسم مسلیمه شرکت کردم، با یک هیات قدیمی تهران وارد گذر "حضرتی" شدیم و بعد از چهارپایه خوانی و بعد هم شور دیباچه و ورودی صحن، داخل حرم شدم. گوشه حرم جمعی از عزاداران گعده کرده و ذکر می گفتند.

◾️پیرمرد مه سیمایی که از ابتدا میان دسته حرکت می کرد و آرام به سینه می زد، وسط جمع مشغول روضه خوانی بود. نزدیک شدم.... "ادب روضه خوانی" و معرفت و "نفس پر حرارت" و "حال جانانه "و "لطافت طبع" و تسلط و "صدای حزینش"، اولین حضورم در مسلیمه را خاطره انگیز کرد.

◾️سال بعد که ایام مسلیمه شد بی درنگ شال و کلاه کردم و راهی شدم. در بین راه قدم هایم، شوق دیدار همان پیرغلام صاحب سبک داشت. گویی عزم مسلیمه ام دیدار تازه با همین "آیتِ خوش لحن و نگارِ اهل بیت" بود.

ابتدای بازار چشم انداختم و سر چرخاندم. دسته دسته می رفتند و پی صدای گرمش بودم... خبری نبود. بی اختیار و با ازدحام دسته های عزاداری وارد بازار و کنار چارپایه متوقف شدم. در جستجوی خلوتی بودم که چشمم به آذینِ میانهِ بازار و طاقِ سرِ چارچایه کشیده شد.عکس همه "زال های خوش نفس" و پیرغلام ها و مداحان قدیمی طهران "زینتِ رواق" بود.

◾️حاج احمد صالح. شاه حسین بهاری. ماشالله چاووش. مرشد باقر و حاج اکبرناظم. حاج احمد دلجو و حاج احمد شمشیری و حاج مرزوق و دیگران....
آهم سرد و سینه ام سنگین شد.... لابه لای این عکس ها گمشده خودم را پیدا کردم. روحش شاد...

روح همه پیرغلام های صاحب نفس تهران شاد و همه شان مهمان ابدی بر خوان کرم.

⬛️اما برای من از "آیئن کهنه مسلمیه"، جمله ای ناب از یک پیرغلام یادگارست که یک "منبرِ سیاسی" معرفت دارد.
تعبیری که از جان و قلب همه قدیمی های مسلیمه می جوشد؛ و آن اینکه "آغاز محرم و عزای ما از مسلمیه است."

چه آنکه آن مرشد ریش سفید با صدایی رسا، "ذکر مسلمیه" گرفته بود و "حزن عمیق" روز "عاشورا" را روی چهارپایه یاد‌‌‌آور می‌كرد‌‌‌:
▪️كوفه‌نیا حسین جان كوفه وفا ند‌‌‌ارد‌‌‌....
▪️كوفی بی‌مروت شرم حیا ند‌‌‌ارد‌‌‌...

◼️اما راز این عزای زودهنگام چیست؟ چه بر قلب "صاحب نفسانِ مصیبت خوان" گذشته است که از مسلمیه، محزونِ عاشورا شدند؟

◼️گوئی بین این امام زاده لازم الاتکریم که زیارتش هم طراز زیارت کربلا شرف یافته است، با "سفیری" حضرت مسلم و این مناسک آئینی در شهر ما رابطه ای است.

⬛️حق همین است؛ اهل حقیقت، از روزی عزادار سالار شهیدان می شوند که بدعهدی و دنیا گرائی مردم کوفه در تاریخ رقم خورده است. روزی که مردم عافیت اندیش شوند و به دنیا گرائی بیافتند و به وعده و عهدشان با امام شان پشت کنند و "سفیرش" را یاری نرسانند، باید منتظر بود "خون خدا" ریخته شود و ذره ذره عالم به عزای این "مصیبتِ اعظم" بنشیند.

◾️شمر یک فرد نبود، یک حرکت انحرافی در بستر تاریخ بود که در یک نقطه جمع و شمر شد. شمر جلوه وظهور بدعهدی و پشت کردن مردم کوفه به "سفیرِ امام" است.

◾️عاشورای طهرانی های اصیل و با هویت و اهل راز، از روز شهادت حضرت مسلم است....عجب فهمی داشتند قدما و اجداد ما.
هرکه را اندازه ظرفیتش می میدهند
هرکه شد پیرخراباتی شرابش بیشتر...

🔳درسی که از پیرغلام چهارپایه خوان مسلمیه گرفتم، تا ابدیت قدردانم.

مسلمیه شب های منتهی به عرفه است. غنیمت شمارید...

کشکول👇

http://telegram.me/joinchat/AAAAADvUg2MEk7p60toRIw
#خبری_که_خوانده_نشد

🔻برای حراج کلیه کارگری سرِ بازار...

این خبر را با دقت بخوانیم؛ 🔻
"تعدادی از کارگران کارخانه (....) که 6 ماهست حقوق نگرفتند و 12 ماهست حق بیمه شان رد نشده است طی تجمعی اعلام کردند که مجبورند کلیه شان را بفروشند".

🔺خبر را از کدام طرف خواندید؟ از چه سمت تحلیل کردید؟ فروش کلیه؟ تعویق در پرداخت 6 ماهه حقوق؟ رد نشدن حق بیمه؟ ورشگستگی کارگاه ها؟ مشکلات اقتصادی؟ فقر خانوارها؟ و یا چی؟

با این خبر که مواجه شدم بارها و بارها بین همین سوالات در رفت و برگشت بودم. اما در انتها با زمینه خبر، پایم سست شد. فقر و بیمه و حقوق و حتا فروش کلیه یک طرف؛ اما اعلان علنی و سردست گرفتن و فریاد کردن یک طرف. کارد به استخوان رسیده است که سرِ بازار سیلی به صورت می زنند نه در پستوی خانه شان. 6 ماه بدون حقوق خانه رفتن، یعنی "شکستن مقابل همسر"، "خرد شدن مقابل فرزند" و ردنشدن حق بیمه یعنی "اضطراب از بیماری" و "استرس از ایام پیری". کارد که از گوشت بگذرد، کلیه فروشی را سرچوق فریاد و حراج می کنند.

🔻چه بر سر جامعه مان رفته است؟ چه کسی مقصر است؟ انشاالله که متوجه ایم تا کجاها هزینه داده ایم؟ فریاد کردن فقر، یعنی کرامت انسانی را کشته ایم؛ کارگری که صورتش را با سیلی سرخ نگه می داشت تا اگر سفره اش خالیست آبرویش بماند، اینبار کرامتش را حراج برده است و نه کلیه اش. ای کاش ابعاد دهشتناک ماجرا را درست فهم کنیم.

مقصر کیست؟ کارخانه دار نابلد است؟ حتمن هست. سرمایه دار زیاده خواه است؟ حتمن هست. دولت و سیستم اقتصادی نارکارآمد است؟ حتمن هستند. اما فراتر از اینها، سکوت برای چیست؟ رسانه چرا ساکت است؟ اهل سیاست کجا هستند؟ انقلابی ها کجا رفتند؟ عدالتخواه ها چرا غائبند؟

🔻جامعه ای که کرامتش بازاری شود باید برایش مجلس ختم گرفت و تسلیت گفت. اینجا دیگر انسان نیست که پای سفره فقر هزینه شود، انسانیت است که سربازار خرج می شود.

🔻لیبرال های وطنی اقتصاد کجا هستند؟ چرا پاسخگوی افسانه سرائی های بازار آزاد نیستند؟ نیروهای کور بازار کجا هستند تا در نقطه کارائی عرضه و تقاضا برای کارگر بینوا تعیین تکلیف کنند. این اقتصاد مستعمراتی که هر روز تضادطبقاتی را بیشتر و عزت درونی جامعه را مسلخ می برد چرا نباید پاسخگو باشد؟ فقر امروز، نتیجه آوای وحش سرمایه داریست که در غوغای شبه علمی مقراض دوتکه بازار هر روز قربانی می گیرد.

روزگار تلخی است. امروز هم آوائی و هم سرائی سرمایه دار و شرخرمدرن و دلال و تکنوکرات های سیاسی و شاگردان متعصب فریدمن، گروه های مشترک المنافعی ساخته است که کمترین جنایتش کرامت انسانی است و بیشترین اثرش ظاهرفریبنده ای که انقلابی متعصب را هم دچار خلسه بی تفاوتی کرده است.

🔻هرچه می کشیم از بی توجهی به میراث گرانبهای جنگ فقر و غنای پیرانقلاب است. فرهنگ مبارزه و تقابل تمام عیار با سرمایه داری را با "وهم باوری تکنوکرات ها" و "خیال سرائی لیبرال های اقتصادی" به رقابت فقیر و غنی تبدیل کردیم و کار بدانجا رسید که آتش عدالتخواهی نیز به سردی گرائید.
وخامت ماجرا به جائی رسیده است که فقیر و غنی داشته و نداشته شان را فریاد می کنند؛ فقیر عزت نفسش را و غنی گستاخی نفس و تفرعنش. یکی به "هیچ" رسیده است و دیگری به احساس "خدائی". یکی حراج کلیه اش را فریاد می کند و دیگری همراه با آقازاده های مولتی ملیاردر، در خیابان های تهران مانور لاکچری ها می دهند و هر دو هم عکس و فیلم شان دست به دست می شود.

🔺ماجرای تاریخی همسایگی کوخ و کاخ قرائت دیگری هم دارد؛ هرجا کرامت و عزت نفس انسانی به خاکستر نشست، بدون تردید در جوارش فرعونیت و طاغوت قارونی عده ای دیگر شعله می کشد و ایندو شکل نمی گیرد مگر در سایه " #ساکتین_جنگ_فقر_و_غنا".

#کشکول👇

http://telegram.me/joinchat/AAAAADvUg2MEk7p60toRIw
🌖سطحی گرائی درباره امام موسی صدر

مدتی است مجدد نام امام موسی صدر سرزبان افتاده و عکس هایش دست به دست می شود. فارغ از مناسبت تاریخی این روزها، برخی تلاش می کنند از آن بزرگ در تائید خودشان استدلال بسازند. متاسفانه اوج شناخت شان از امام موسی صدر نیز برخورد وی با بی حجاب ها و مماشات با گروه های ضددینی و نامسلمان است.

🌕امام موسی صدر را به این فهم باید با دو ویژگی کلیدی شناخت. یکی "وحدت اجتماعی" و "سبک زندگی دینداری" در "جامعه متکثر" است و دیگری نیز خروج دین از "پوسته فردی" و تبدیل آن به "دین اجتماعی" ست. دین اجتماعی در شرایط تاریخی آن بزرگ، فراتر از خیرخواهی نبود، چه آنکه تاکید داشت اسلام را باید با میوه آن شناخت که همین خدمت و محبت به مردم است.

🌗اما بازگشت امروز به امام موسی صدر دارای یک سطحی گرائی بی ثمر است که ممکن است وجاهت آن بزرگ را هم لطمه بزند.
یعنی آن رفتار و منش دارای اشکال بود؟ خیر. مساله اینست که آن سبک برخوردی برای "مقدمه انقلاب" مفید است نه "استمرار انقلاب".
یعنی چی؟

🌕نکته بسیار کلیدی که شیفتگان ظاهرگرای امام موسی صدر بدان توجه نمی کنند این است که "دینداری اجتماعی" آن بزرگوار تحت "حکومت طاغوت" بود نه ذیل "حکومت اسلامی". دقت کنیم؛ تغییر حکومت باعث نمی شود آن سبک دینداری "عوض" شود؛ بلکه باعث می شود "رشد" کند.

دینداری در جامعه متکثر و دین اجتماعی در اندازه خیرخواهی و انسان دوستی حرف های خوبی است اما دهها گام عقب تر از تشکیل نظام اسلامی است. نظام اسلامی همین خوبی ها را چنان رشد می دهد که دیگر بازگشت بدان ها سطحی گرائی و پسرفت به مقدمات محسوب می شود.

🌕دین اجتماع در سطح فعالیت های خیرخواهانه، می شود سبک رفتاری استاد عرفان امام، آیت الله شاه آبادی در ایجاد صندوق قرض الحسنه در بازار.
برخورد اخلاقی با جامعه متکثر می شود سیدمهدی لاله زاری. اما امام همین ها را رشد داد و از "وحدت در جامعه متکثر" و "فعالیت خیرخواهانه"، نظام اسلامی ساخت نه صرفا انسان های اخلاق گرا. امام به تعبیر خودشان همان لات و کاباره ای را آورد پای حکومت دین.
بنابراین برای یک انقلاب، این سطح دینورزی اجتماعی نکته جدید و دستاورد متفاوتی نیست. خوب است؛ اما دروس متوسطه را که با آب و تاب سرکلاس تحصیلات تکمیلی نمی برند.
این مردم با همان لات و لوت ها و بی حجاب ها و بی دین ها وحدت و همدلی کرده و انقلاب کردند و گفتند اسلام را می خواهیم. وظیفه دیندار متدین امروزی نگهبانی از آن خواست و کشش و رشد بیشتر است. نگهبانی و استمرار "هویت دینی یک جامعه" بسیار فراتر از نحوه تعامل یک "گروه دینی" با "جامعه متکثر غیردینی" است. انسان دوستی در حد فعالیت های خیریه ای کجا، دفاع از مظلوم در مقابل ظالم کجا؟ لذا وظایف دیندار امروزی را باید در نسبت به نظام اسلامی تحلیل کرد نه دینداری ذیل حکومت طاغوت. خیلی متفاوت است؛ خیلی.

🌕البته اگر متوجه این مهم باشیم آنگاه بهره برداری از سبک تبلیغی امام موسی صدر مفید و بسیار راهگشاست.

#کشکول👇

http://telegram.me/joinchat/AAAAADvUg2MEk7p60toRIw
#خبر_خوب از شورای عالی امنیت ملی

نقش خاتمی در برداشتن حصر

روز گذشته سخنگوی قوه قضائیه از آخرین جلسه شورای عالی امنیت ملی درباره حصر خبر داد. در این‌جلسه که باحضور رئیس جمهور محترم برگزار شده است، تصمیم گرفته شد تا برقراری علت اصلی حصر، این مصوبه استمرار یابد.

منطق این اراده روشن است؛ تنها علت برقراری و استمرار حصر، نگرانی عالی ترین نهاد امنیتی کشور از بهم ریختن نظم و ایجاد آشوب و فراهم ساختن حضور منافقین و تروریست ها در کشورست.

اما تصمیم اخیر شورای عالی امنیت ملی یک گام برای پیشرفت ماجراست.
چرا؟
برخلاف تصور رایج و تبلیغات نادرست، این مصوبه حکایت از اجماع و اتفاق نظر مسوولین نسبت به حصر دارد. به تعبیری نماینده اکثریت و ۲۳ میلیونی در انتخابات اخیر نیز برای حفظ امنیت کشور بهترین و بدیهی ترین اقدام را استمرار حصر دانسته است. این اجماع پیشتر هم سابقه داشته است و البته تاکید مجدد آن بعد انتخابات، پیام روشنی دارد و گام بلندی است.

دومین اجماعی که بین مسوولین و گروه ها و جریانات سیاسی وجود دارد برگزاری دادگاه است. طبیعی است که احدی موافق تداوم حصر نیست و حصر را مجازات نمی دانیم.
اما برای برگزاری دادگاه و اعلام حکم عادلانه، لازمست امنیت کشور تضمین شود.

گام اول در برداشتن حصر و برگزاری عدلیه، حل و فصل دلیل اصلی حصر و تضمین امنیت کشورست.

برای کاهش نگرانی ها درباره امنیت کشور دو گروه باید تضمین دهند.
گروه اول محصوین هستند و گروه دوم جریان سیاسی متصل به محصورین.

نقش خاتمی در فراهم ساختن این #تضمین_دوگانه بسیار کلیدی است. وی میتواند ضمن تضمین گرفتن از محصورین، جریان سیاسی وابسته را هم نسبت به آرامش پس از حصر و پذیرفتن حکم دادگاه بخط کند.

امروز یک فرصت تاریخی برای سنجش صداقت خاتمی است تا با فراهم ساختن شرایط حذف حصر، فرصت برگزاری دادگاه را فراهم سازد.

🔸نقدتان را دوست دارم
@mohsen_mahdian
#کشکول👇
http://telegram.me/joinchat/AAAAADvUg2MEk7p60toRIw
#⃣مهمترین خطای نبویان چیست؟

#⃣اشتباهی که به پای امام نوشته شد

اخیرا جمله ای از آقای نبویان در رسانه ها نقل شده است و موجی از اعتراضات و مخالفت ها را برانگیخته است: "اگر کسی ولایت فقیه را قبول نداشته باشد مرتد است و ..."

#⃣استدلال و ادبیات نادرست آقای نبویان یک طرف، اما انتساب یک جمله نادرست و ناقص به امام سخت ترست.
بعد از هجمه منتقدین یکبار سخنرانی را گوش کردم و متوجه شدم که اینجا دو خطای فاحش صورت گرفته است. اول اینکه رسانه ها جمله آقای نبویان را تغییر دادند؛ هرچند همان جمله نیز بیانش بدسلیقگی است و مهمتر اینکه نیاز به توضیح دارد تا مخاطب به اشتباه نیافتد. آقای نبویان می گوید "هرکس ولایت فقیه را #تشریفاتی بداند" نه اینکه "هرکس #اعتقاد نداشته باشد..." ایندو فرق دارند.

#⃣دوم اینکه آقای نبویان جدای بدسلیقگی، سخنان امام را هم تحریف کردند. ضمن اینکه مهمترین بخش جمله امام را حذف کردند، در ادامه تعابیری به نقل از امام مثل اعدام و غیره اضافه کردند که مربوط به امام نیست.

جمله دقیق امام اینست که؛ "بعضی شان می گویند: مساله ولایت فقیه، یک مساله تشریفاتی باشد...اگر بخواهد دخالت بکند در امور، نه، ما آن را قبول نداریم حتما باید یک کسی از غرب بیاید. ما قبول نداریم که یک کسی اسلام تعیین کرده، او دخالت بکند. اگر متوجه به لازم این معنا باشند، مرتد می شوند، لکن متوجه نیستند."

#⃣اما بین "تشریفاتی دانستن ولایت فقیه" با "اعتقاد نداشتن به ولایت فقیه" زمین تا آسمان تفاوت است. اساسا عدم اعتقاد به ولایت فقیه حکمش ارتداد نیست. رهبری صریح می فرمانید: "اگر كسى به نظر خود بر اساس استدلال و برهان به عدم لزوم اعتقاد به آن رسیده باشد، معذور است..." اجوبة الاستفتائات، سوال 61

پس این حکم مرتد برای چه کسی است؟
این سوال مربوط به همان بخشی است که آقای نبویان حذف کردند و توضیح هم ندادند و باعث شده اند هم مخاطب دچار سوء برداشت شود و هم اشتباه شان به پای حضرت امام نوشته شود.

#⃣دو نکته در جمله امام اهمیت دارد؛
اولا از سر علم مخالفت کردن نه جهل.
دوم اینکه ولایت فقیه را تشریفاتی بداند. یعنی چی؟ یعنی ضمن علم به جایگاه ولایت فقیه، بخواهد این شان را تشریفاتی کند. مثل اینکه جایگاه امامت و نبوت را کسی بداند و بخواهد آنرا کنار بگذارد.

یعنی دقیقن با تشریفاتی کردن ولایت می خواهد چه کند؟ یعنی به تعبیر امام می خواهد حکومت طاغوت درست کند. می گوید ولی فقیه را قبول دارم اما کنار باشد تا یک غربی بیاید. این را امام می فرماید مرتد.

به سخن دیگر اگر کسی ولایت فقیه را اعتقاد داشت و اما آنرا کنار گذاشت تا حکومت طاغوت بر مسلمانان حاکم شود، اجماع فقها این است که منکر ضروری ترین حکم دین شده است.

امام می فرماید: حکومت که شعبه‌ای از ولایت مطلقه رسول‌ا... است یکی از احکام اولیه اسلام است و مقدم بر تمامی احکام فرعیه اسلام حتی نماز و روزه و حج است.

#⃣بنابراین تشریفاتی کردن ولایت فقیه، عدم اعتقاد به ولایت فقیه نیست، مخالفت با ولایت فقیه است؛ آنهم برای آدم عالم.

#کشکول👇
http://telegram.me/joinchat/AAAAADvUg2MEk7p60toRIw
⚽️درباره منع ورود بانوان به ورزشگاه

بازی ایران و سوریه بهانه ای شد تا مجدد و برای بار چندم، منع حضور تماشاچیان خانم در ورزشگاه مورد اعتراض قرار گیرد.

اشتباه اساسی تقلیل این "منع اخلاقی" به "لجبازی های سیاسی" است.
فی نفسه حضور بانوان به عنوان تماشاچی در ورزشگاه منعی ندارد. کسی هم مخالف تشویق بانوان نیست. همین الان در بسیاری از ورزش ها حضور خانم ها به عنوان تماشاچی آزاد است. از قدیم نیز چنین بوده است.
یکبار فکر کنیم ببینیم ماجرا چیست و چه فرقی بین مسابقه فوتبال و دیگر مسابقات است؟

⚽️اینکه مراجع ما مخالف حضور بانوان در مسابقه فوتبال هستند و آنرا خلاف شرع و اخلاق می دانند دلیل روشنی دارد که نمی توان از کنار آن بسادگی گذشت. ماجرا را به مباحث سیاسی کوچه بازاری نازل نکنیم؛ واگرنه در مقام جدل باید بگوئیم برخی از همین مراجع حامی دولت حکم حرمت دادند.

⚽️اما؛
حتما شما هم با این صحنه مواجه شدید؛ یک جمع فامیلی با شخصیت های مختلف دور هم نشسته اند و ناگهان مسابقه فوتبال از تلویزیون پخش می شود و به سرعت فضای رسمی تغییر می کند. سرو صدا و داد و فریاد و هیجان و هیجان و هیجان. گوئی این آدم ها اساسا در شخصیت سابق خودشان قرار ندارند. چرا؟ خیلی ساده است. هیجان بالای فوتبال اجازه کنترل بر احساسات را نمی دهد. حرجی هم نیست. فوتبال که تمام می شود همه مجددا عصا قورت داده کنار هم می نشینند و تخمه را کنار گذاشته و حداکثر میوه میل می کنند و درباره مسائل مهم مملکت حرف می زنند.

⚽️مسابقه فوتبال به جهت هیجان بالایش که در دیگر مسابقات کمتر یافت می شود، رفتارهای احساسی و کاملا غریزی را بر محیط حاکم می کند.

مسابقه فوتبال اوج شکلگیری چنین هیجانی است. طبیعی است که حضور بانوان در این شرایط منجر به روابطی می شود که نه شان آنها برش رعایت می شود و نه روابط اخلاقی و نه حرمت شرع مقدس.

⚽️ممکن است فردی بگوید خیر؛ برای من چنین نیست. یا من بر احساسات خودم مسلطم. سلمنا. ولی این حکم برای یک نفر نیست. برای فضای غالب بر مسابقه است. احکام اجتماعی روی فرد فرد افراد قرار نمی گیرد. روی فضای کلی حاکم بر جامعه می رود. برای همین تاکید شده است در مجلس گناه نروید. نه اینکه قطعا به گناه می افتید؛ خیر چون در معرض گناه قرار می گیرید.
اگر بدانیم این دیوار ممکن است بریزد زیر سایه اش نمی خوابیم. شرع نیز بر همین حکم عقلی تاکید می کند.

⚽️ممکن است بگویند آزاد بگذارید تا کسانی که برایشان اخلاق مهم نیست حضور پیدا کنند. اما حکومت نقشش تماشاچی نیست. از طرفی نباید راه را برای کسانی باز کند که نادانسته و صرفا برای ورزش و تشویق وارد ورزشگاه می شوند ولی حاضر نیستند در معرض گناه و بداخلاقی قرار بگیرند. غیر این برای حکومت دینی و اخلاقی چه نقشی دیده ایم؟
وظیفه حاکم مثل یک پدر دلسوز است که هم به هیجان و شادی فرزندش توجه می کند و هم اگر محیط را پر خطر و آسیب زا ببیند، محدودیت گذاشته و مانع می شود. فرد برای خودزنی آزاد است اما حاکم نباید بستر خودزنی فراهم سازد.

⛳️اما چاره چیست؟
چاره این ماجرا خیلی کلیدی است. این داستان از آن دست موضوعاتی است که حل و فصلش بیش از دولت، بدست خود مردم است. رشد فرهنگی و رعایت اخلاق انسانی و اسلامی از سوی تماشاچی ها کمک می کند مقدمه لازم فراهم شود. البته دولت هم باید شرایطی را به جهت سخت افزاری و محیطی فراهم کند که این اختلاط و نگرانی های اخلاقی به حداقل برسد.

#کشکول👇
http://telegram.me/joinchat/AAAAADvUg2MEk7p60toRIw
از سیدمهدی لاله زاری تا آخوندهای جوان امروزی

نقدی بر شیوه تبلیغاتی برخی روحانیون سرشناس

قدیم ترها، تهران چند روحانی سرشناس داشت که به یک ویژگی کلیدی اشتراک داشتند و آنهم مردمداری بود. #سید‌مهدی_قوام، #سیدمهدی_لاله‌زاری و #شیخ‌رضا_سراج و #سیدرضا_فیروزآبادی و دهها روحانی دیگر که می توان به این لیست اضافه کرد.
محبوبیت آنها باعث شده بود بین مردم اعتباری عجیب و گردن خیلی ها حق داشته باشند.

یکی از ویژگی های مهم این افراد، ارتباط با افرادی بود که ظاهرا ایمان ضعیفی دارند و اهل خلاف و معصیت آشکارند. اما همین ارتباط #صمیمانه و #دلسوزانه کمک می کرد تا لات و لوت های آن زمان به منبر آنها اعتماد کنند و خیلی هایشان با تلنگری براه شوند. نقل شده وقتی سیدمهدی قوام، #مصطفی_دیوونه از لات های قداره کش آن زمان را می بیند، با یک جمله ساده زندگی شان را متحول می کند.

سید مهدی می گوید "آقا مصطفی مهمترین ویژگی شما لات ها چیه" و او می گوید"اگر نمک خوردیم اهل نمک دان شکستن نیستیم." سید مهدی هم می گوید "واقعن به این جمله باور دارید و یا لقلقه زبانتان است؟" مصطفی هم محکم می گوید "اعتقادمان است." مرحوم قوام با همین مقدمه او را به "رحمت بی کران حضرت حق" توجه می دهد و از او می خواهد که بیش ازین نمکدان نشکند.
همین جمله با مصطفی دیوونه چنان می کند که یکی از خوبان نام آور و نام آشنای تهران می شود.

نقل است سیدمهدی لاله زاری وقتی سعدی افشار، بازیگر فیلم های مساله دار را در خیابان لاله زار می بیند خودش سراغ او می رود و می گوید "مدتی است در مسجد غائبید، اما من دلتنگ شماهستم و می خواهم به تاتر خانه شما بیام و دیدار تازه کنیم..."

نکته کلیدی در روش تبلیغاتی آن دوران "ارتباط صمیمانه" با مردم و دلسوزی برای دین و دنیایشان بود. همین راه و رسم #صادقانه باعث می شد مردم اعتماد کنند و حرف شان را بخرند.

اما این روزها یک اتفاق عجیب و غیرطبیعی در روش های تبلیغی در حال جریان است که متاسفانه هیچ نسبتی با شان و جایگاه هدایتگری روحانیت ندارد.

تلقی رایجی که این روزها بین برخی روحانیون سرشناس ایجاد شده این است که برای نزدیک شدن به مردم از اصول خود کوتاه بیایند و هویت شان را تغییر دهند؛ عجیب خطای فاحشی است.
نقل است همین سیدمهدی لاله زاری در محله درکه، گفته بود هرکس علنی شراب خورد، امانش ندهید تا جائیکه دربار و گارد هم جرئت خلاف علنی نداشتند.

راه نزدیک شدن به مردم پشت سر مردم حرکت کردن نیست، محبت کردن و رابطه صمیمانه با آنهاست. راه نزدیکی به مردم کوتاه آمدن از دین خدا و حرف نزدن از انقلابی گری نیست، راهش صداقت است. مردم صدق و صفا را می فهمند و جز انذار و تنبه نیز از آخوند انتظار ندارند.

نفی محکمات دینی و شوخی های زننده بالای منبر و مطالبات دسته چندم گروه های لاابالی را سردست گرفتن و نفی ضروریات دین کردن، روحانیت را مردمی نمی کند. محبوبیت پشت سر مردم حرکت کردن نیست، رفیق شدن و محبت کردن برای هدایت است.
فرقست بین رفیق شدن با جوان خطاکار یا توجیه کردن خطایش.

#کشکول👇
http://telegram.me/joinchat/AAAAADvUg2MEk7p60toRIw