کشکول|محسن مهدیان
2.65K subscribers
484 photos
185 videos
6 files
279 links
روزنامه نگارم.
@mohsen_mahdian
اینجا هم از فعالیت های گروه جهادی محبین می نویسم.
@jahadi_mohebin
دغدغه رسانه ایم:
#خبرخوب
Download Telegram
#خبری_که_خوانده_نشد

🔻برای حراج کلیه کارگری سرِ بازار...

این خبر را با دقت بخوانیم؛ 🔻
"تعدادی از کارگران کارخانه (....) که 6 ماهست حقوق نگرفتند و 12 ماهست حق بیمه شان رد نشده است طی تجمعی اعلام کردند که مجبورند کلیه شان را بفروشند".

🔺خبر را از کدام طرف خواندید؟ از چه سمت تحلیل کردید؟ فروش کلیه؟ تعویق در پرداخت 6 ماهه حقوق؟ رد نشدن حق بیمه؟ ورشگستگی کارگاه ها؟ مشکلات اقتصادی؟ فقر خانوارها؟ و یا چی؟

با این خبر که مواجه شدم بارها و بارها بین همین سوالات در رفت و برگشت بودم. اما در انتها با زمینه خبر، پایم سست شد. فقر و بیمه و حقوق و حتا فروش کلیه یک طرف؛ اما اعلان علنی و سردست گرفتن و فریاد کردن یک طرف. کارد به استخوان رسیده است که سرِ بازار سیلی به صورت می زنند نه در پستوی خانه شان. 6 ماه بدون حقوق خانه رفتن، یعنی "شکستن مقابل همسر"، "خرد شدن مقابل فرزند" و ردنشدن حق بیمه یعنی "اضطراب از بیماری" و "استرس از ایام پیری". کارد که از گوشت بگذرد، کلیه فروشی را سرچوق فریاد و حراج می کنند.

🔻چه بر سر جامعه مان رفته است؟ چه کسی مقصر است؟ انشاالله که متوجه ایم تا کجاها هزینه داده ایم؟ فریاد کردن فقر، یعنی کرامت انسانی را کشته ایم؛ کارگری که صورتش را با سیلی سرخ نگه می داشت تا اگر سفره اش خالیست آبرویش بماند، اینبار کرامتش را حراج برده است و نه کلیه اش. ای کاش ابعاد دهشتناک ماجرا را درست فهم کنیم.

مقصر کیست؟ کارخانه دار نابلد است؟ حتمن هست. سرمایه دار زیاده خواه است؟ حتمن هست. دولت و سیستم اقتصادی نارکارآمد است؟ حتمن هستند. اما فراتر از اینها، سکوت برای چیست؟ رسانه چرا ساکت است؟ اهل سیاست کجا هستند؟ انقلابی ها کجا رفتند؟ عدالتخواه ها چرا غائبند؟

🔻جامعه ای که کرامتش بازاری شود باید برایش مجلس ختم گرفت و تسلیت گفت. اینجا دیگر انسان نیست که پای سفره فقر هزینه شود، انسانیت است که سربازار خرج می شود.

🔻لیبرال های وطنی اقتصاد کجا هستند؟ چرا پاسخگوی افسانه سرائی های بازار آزاد نیستند؟ نیروهای کور بازار کجا هستند تا در نقطه کارائی عرضه و تقاضا برای کارگر بینوا تعیین تکلیف کنند. این اقتصاد مستعمراتی که هر روز تضادطبقاتی را بیشتر و عزت درونی جامعه را مسلخ می برد چرا نباید پاسخگو باشد؟ فقر امروز، نتیجه آوای وحش سرمایه داریست که در غوغای شبه علمی مقراض دوتکه بازار هر روز قربانی می گیرد.

روزگار تلخی است. امروز هم آوائی و هم سرائی سرمایه دار و شرخرمدرن و دلال و تکنوکرات های سیاسی و شاگردان متعصب فریدمن، گروه های مشترک المنافعی ساخته است که کمترین جنایتش کرامت انسانی است و بیشترین اثرش ظاهرفریبنده ای که انقلابی متعصب را هم دچار خلسه بی تفاوتی کرده است.

🔻هرچه می کشیم از بی توجهی به میراث گرانبهای جنگ فقر و غنای پیرانقلاب است. فرهنگ مبارزه و تقابل تمام عیار با سرمایه داری را با "وهم باوری تکنوکرات ها" و "خیال سرائی لیبرال های اقتصادی" به رقابت فقیر و غنی تبدیل کردیم و کار بدانجا رسید که آتش عدالتخواهی نیز به سردی گرائید.
وخامت ماجرا به جائی رسیده است که فقیر و غنی داشته و نداشته شان را فریاد می کنند؛ فقیر عزت نفسش را و غنی گستاخی نفس و تفرعنش. یکی به "هیچ" رسیده است و دیگری به احساس "خدائی". یکی حراج کلیه اش را فریاد می کند و دیگری همراه با آقازاده های مولتی ملیاردر، در خیابان های تهران مانور لاکچری ها می دهند و هر دو هم عکس و فیلم شان دست به دست می شود.

🔺ماجرای تاریخی همسایگی کوخ و کاخ قرائت دیگری هم دارد؛ هرجا کرامت و عزت نفس انسانی به خاکستر نشست، بدون تردید در جوارش فرعونیت و طاغوت قارونی عده ای دیگر شعله می کشد و ایندو شکل نمی گیرد مگر در سایه " #ساکتین_جنگ_فقر_و_غنا".

#کشکول👇

http://telegram.me/joinchat/AAAAADvUg2MEk7p60toRIw
🌖سطحی گرائی درباره امام موسی صدر

مدتی است مجدد نام امام موسی صدر سرزبان افتاده و عکس هایش دست به دست می شود. فارغ از مناسبت تاریخی این روزها، برخی تلاش می کنند از آن بزرگ در تائید خودشان استدلال بسازند. متاسفانه اوج شناخت شان از امام موسی صدر نیز برخورد وی با بی حجاب ها و مماشات با گروه های ضددینی و نامسلمان است.

🌕امام موسی صدر را به این فهم باید با دو ویژگی کلیدی شناخت. یکی "وحدت اجتماعی" و "سبک زندگی دینداری" در "جامعه متکثر" است و دیگری نیز خروج دین از "پوسته فردی" و تبدیل آن به "دین اجتماعی" ست. دین اجتماعی در شرایط تاریخی آن بزرگ، فراتر از خیرخواهی نبود، چه آنکه تاکید داشت اسلام را باید با میوه آن شناخت که همین خدمت و محبت به مردم است.

🌗اما بازگشت امروز به امام موسی صدر دارای یک سطحی گرائی بی ثمر است که ممکن است وجاهت آن بزرگ را هم لطمه بزند.
یعنی آن رفتار و منش دارای اشکال بود؟ خیر. مساله اینست که آن سبک برخوردی برای "مقدمه انقلاب" مفید است نه "استمرار انقلاب".
یعنی چی؟

🌕نکته بسیار کلیدی که شیفتگان ظاهرگرای امام موسی صدر بدان توجه نمی کنند این است که "دینداری اجتماعی" آن بزرگوار تحت "حکومت طاغوت" بود نه ذیل "حکومت اسلامی". دقت کنیم؛ تغییر حکومت باعث نمی شود آن سبک دینداری "عوض" شود؛ بلکه باعث می شود "رشد" کند.

دینداری در جامعه متکثر و دین اجتماعی در اندازه خیرخواهی و انسان دوستی حرف های خوبی است اما دهها گام عقب تر از تشکیل نظام اسلامی است. نظام اسلامی همین خوبی ها را چنان رشد می دهد که دیگر بازگشت بدان ها سطحی گرائی و پسرفت به مقدمات محسوب می شود.

🌕دین اجتماع در سطح فعالیت های خیرخواهانه، می شود سبک رفتاری استاد عرفان امام، آیت الله شاه آبادی در ایجاد صندوق قرض الحسنه در بازار.
برخورد اخلاقی با جامعه متکثر می شود سیدمهدی لاله زاری. اما امام همین ها را رشد داد و از "وحدت در جامعه متکثر" و "فعالیت خیرخواهانه"، نظام اسلامی ساخت نه صرفا انسان های اخلاق گرا. امام به تعبیر خودشان همان لات و کاباره ای را آورد پای حکومت دین.
بنابراین برای یک انقلاب، این سطح دینورزی اجتماعی نکته جدید و دستاورد متفاوتی نیست. خوب است؛ اما دروس متوسطه را که با آب و تاب سرکلاس تحصیلات تکمیلی نمی برند.
این مردم با همان لات و لوت ها و بی حجاب ها و بی دین ها وحدت و همدلی کرده و انقلاب کردند و گفتند اسلام را می خواهیم. وظیفه دیندار متدین امروزی نگهبانی از آن خواست و کشش و رشد بیشتر است. نگهبانی و استمرار "هویت دینی یک جامعه" بسیار فراتر از نحوه تعامل یک "گروه دینی" با "جامعه متکثر غیردینی" است. انسان دوستی در حد فعالیت های خیریه ای کجا، دفاع از مظلوم در مقابل ظالم کجا؟ لذا وظایف دیندار امروزی را باید در نسبت به نظام اسلامی تحلیل کرد نه دینداری ذیل حکومت طاغوت. خیلی متفاوت است؛ خیلی.

🌕البته اگر متوجه این مهم باشیم آنگاه بهره برداری از سبک تبلیغی امام موسی صدر مفید و بسیار راهگشاست.

#کشکول👇

http://telegram.me/joinchat/AAAAADvUg2MEk7p60toRIw
#خبر_خوب از شورای عالی امنیت ملی

نقش خاتمی در برداشتن حصر

روز گذشته سخنگوی قوه قضائیه از آخرین جلسه شورای عالی امنیت ملی درباره حصر خبر داد. در این‌جلسه که باحضور رئیس جمهور محترم برگزار شده است، تصمیم گرفته شد تا برقراری علت اصلی حصر، این مصوبه استمرار یابد.

منطق این اراده روشن است؛ تنها علت برقراری و استمرار حصر، نگرانی عالی ترین نهاد امنیتی کشور از بهم ریختن نظم و ایجاد آشوب و فراهم ساختن حضور منافقین و تروریست ها در کشورست.

اما تصمیم اخیر شورای عالی امنیت ملی یک گام برای پیشرفت ماجراست.
چرا؟
برخلاف تصور رایج و تبلیغات نادرست، این مصوبه حکایت از اجماع و اتفاق نظر مسوولین نسبت به حصر دارد. به تعبیری نماینده اکثریت و ۲۳ میلیونی در انتخابات اخیر نیز برای حفظ امنیت کشور بهترین و بدیهی ترین اقدام را استمرار حصر دانسته است. این اجماع پیشتر هم سابقه داشته است و البته تاکید مجدد آن بعد انتخابات، پیام روشنی دارد و گام بلندی است.

دومین اجماعی که بین مسوولین و گروه ها و جریانات سیاسی وجود دارد برگزاری دادگاه است. طبیعی است که احدی موافق تداوم حصر نیست و حصر را مجازات نمی دانیم.
اما برای برگزاری دادگاه و اعلام حکم عادلانه، لازمست امنیت کشور تضمین شود.

گام اول در برداشتن حصر و برگزاری عدلیه، حل و فصل دلیل اصلی حصر و تضمین امنیت کشورست.

برای کاهش نگرانی ها درباره امنیت کشور دو گروه باید تضمین دهند.
گروه اول محصوین هستند و گروه دوم جریان سیاسی متصل به محصورین.

نقش خاتمی در فراهم ساختن این #تضمین_دوگانه بسیار کلیدی است. وی میتواند ضمن تضمین گرفتن از محصورین، جریان سیاسی وابسته را هم نسبت به آرامش پس از حصر و پذیرفتن حکم دادگاه بخط کند.

امروز یک فرصت تاریخی برای سنجش صداقت خاتمی است تا با فراهم ساختن شرایط حذف حصر، فرصت برگزاری دادگاه را فراهم سازد.

🔸نقدتان را دوست دارم
@mohsen_mahdian
#کشکول👇
http://telegram.me/joinchat/AAAAADvUg2MEk7p60toRIw
#⃣مهمترین خطای نبویان چیست؟

#⃣اشتباهی که به پای امام نوشته شد

اخیرا جمله ای از آقای نبویان در رسانه ها نقل شده است و موجی از اعتراضات و مخالفت ها را برانگیخته است: "اگر کسی ولایت فقیه را قبول نداشته باشد مرتد است و ..."

#⃣استدلال و ادبیات نادرست آقای نبویان یک طرف، اما انتساب یک جمله نادرست و ناقص به امام سخت ترست.
بعد از هجمه منتقدین یکبار سخنرانی را گوش کردم و متوجه شدم که اینجا دو خطای فاحش صورت گرفته است. اول اینکه رسانه ها جمله آقای نبویان را تغییر دادند؛ هرچند همان جمله نیز بیانش بدسلیقگی است و مهمتر اینکه نیاز به توضیح دارد تا مخاطب به اشتباه نیافتد. آقای نبویان می گوید "هرکس ولایت فقیه را #تشریفاتی بداند" نه اینکه "هرکس #اعتقاد نداشته باشد..." ایندو فرق دارند.

#⃣دوم اینکه آقای نبویان جدای بدسلیقگی، سخنان امام را هم تحریف کردند. ضمن اینکه مهمترین بخش جمله امام را حذف کردند، در ادامه تعابیری به نقل از امام مثل اعدام و غیره اضافه کردند که مربوط به امام نیست.

جمله دقیق امام اینست که؛ "بعضی شان می گویند: مساله ولایت فقیه، یک مساله تشریفاتی باشد...اگر بخواهد دخالت بکند در امور، نه، ما آن را قبول نداریم حتما باید یک کسی از غرب بیاید. ما قبول نداریم که یک کسی اسلام تعیین کرده، او دخالت بکند. اگر متوجه به لازم این معنا باشند، مرتد می شوند، لکن متوجه نیستند."

#⃣اما بین "تشریفاتی دانستن ولایت فقیه" با "اعتقاد نداشتن به ولایت فقیه" زمین تا آسمان تفاوت است. اساسا عدم اعتقاد به ولایت فقیه حکمش ارتداد نیست. رهبری صریح می فرمانید: "اگر كسى به نظر خود بر اساس استدلال و برهان به عدم لزوم اعتقاد به آن رسیده باشد، معذور است..." اجوبة الاستفتائات، سوال 61

پس این حکم مرتد برای چه کسی است؟
این سوال مربوط به همان بخشی است که آقای نبویان حذف کردند و توضیح هم ندادند و باعث شده اند هم مخاطب دچار سوء برداشت شود و هم اشتباه شان به پای حضرت امام نوشته شود.

#⃣دو نکته در جمله امام اهمیت دارد؛
اولا از سر علم مخالفت کردن نه جهل.
دوم اینکه ولایت فقیه را تشریفاتی بداند. یعنی چی؟ یعنی ضمن علم به جایگاه ولایت فقیه، بخواهد این شان را تشریفاتی کند. مثل اینکه جایگاه امامت و نبوت را کسی بداند و بخواهد آنرا کنار بگذارد.

یعنی دقیقن با تشریفاتی کردن ولایت می خواهد چه کند؟ یعنی به تعبیر امام می خواهد حکومت طاغوت درست کند. می گوید ولی فقیه را قبول دارم اما کنار باشد تا یک غربی بیاید. این را امام می فرماید مرتد.

به سخن دیگر اگر کسی ولایت فقیه را اعتقاد داشت و اما آنرا کنار گذاشت تا حکومت طاغوت بر مسلمانان حاکم شود، اجماع فقها این است که منکر ضروری ترین حکم دین شده است.

امام می فرماید: حکومت که شعبه‌ای از ولایت مطلقه رسول‌ا... است یکی از احکام اولیه اسلام است و مقدم بر تمامی احکام فرعیه اسلام حتی نماز و روزه و حج است.

#⃣بنابراین تشریفاتی کردن ولایت فقیه، عدم اعتقاد به ولایت فقیه نیست، مخالفت با ولایت فقیه است؛ آنهم برای آدم عالم.

#کشکول👇
http://telegram.me/joinchat/AAAAADvUg2MEk7p60toRIw
⚽️درباره منع ورود بانوان به ورزشگاه

بازی ایران و سوریه بهانه ای شد تا مجدد و برای بار چندم، منع حضور تماشاچیان خانم در ورزشگاه مورد اعتراض قرار گیرد.

اشتباه اساسی تقلیل این "منع اخلاقی" به "لجبازی های سیاسی" است.
فی نفسه حضور بانوان به عنوان تماشاچی در ورزشگاه منعی ندارد. کسی هم مخالف تشویق بانوان نیست. همین الان در بسیاری از ورزش ها حضور خانم ها به عنوان تماشاچی آزاد است. از قدیم نیز چنین بوده است.
یکبار فکر کنیم ببینیم ماجرا چیست و چه فرقی بین مسابقه فوتبال و دیگر مسابقات است؟

⚽️اینکه مراجع ما مخالف حضور بانوان در مسابقه فوتبال هستند و آنرا خلاف شرع و اخلاق می دانند دلیل روشنی دارد که نمی توان از کنار آن بسادگی گذشت. ماجرا را به مباحث سیاسی کوچه بازاری نازل نکنیم؛ واگرنه در مقام جدل باید بگوئیم برخی از همین مراجع حامی دولت حکم حرمت دادند.

⚽️اما؛
حتما شما هم با این صحنه مواجه شدید؛ یک جمع فامیلی با شخصیت های مختلف دور هم نشسته اند و ناگهان مسابقه فوتبال از تلویزیون پخش می شود و به سرعت فضای رسمی تغییر می کند. سرو صدا و داد و فریاد و هیجان و هیجان و هیجان. گوئی این آدم ها اساسا در شخصیت سابق خودشان قرار ندارند. چرا؟ خیلی ساده است. هیجان بالای فوتبال اجازه کنترل بر احساسات را نمی دهد. حرجی هم نیست. فوتبال که تمام می شود همه مجددا عصا قورت داده کنار هم می نشینند و تخمه را کنار گذاشته و حداکثر میوه میل می کنند و درباره مسائل مهم مملکت حرف می زنند.

⚽️مسابقه فوتبال به جهت هیجان بالایش که در دیگر مسابقات کمتر یافت می شود، رفتارهای احساسی و کاملا غریزی را بر محیط حاکم می کند.

مسابقه فوتبال اوج شکلگیری چنین هیجانی است. طبیعی است که حضور بانوان در این شرایط منجر به روابطی می شود که نه شان آنها برش رعایت می شود و نه روابط اخلاقی و نه حرمت شرع مقدس.

⚽️ممکن است فردی بگوید خیر؛ برای من چنین نیست. یا من بر احساسات خودم مسلطم. سلمنا. ولی این حکم برای یک نفر نیست. برای فضای غالب بر مسابقه است. احکام اجتماعی روی فرد فرد افراد قرار نمی گیرد. روی فضای کلی حاکم بر جامعه می رود. برای همین تاکید شده است در مجلس گناه نروید. نه اینکه قطعا به گناه می افتید؛ خیر چون در معرض گناه قرار می گیرید.
اگر بدانیم این دیوار ممکن است بریزد زیر سایه اش نمی خوابیم. شرع نیز بر همین حکم عقلی تاکید می کند.

⚽️ممکن است بگویند آزاد بگذارید تا کسانی که برایشان اخلاق مهم نیست حضور پیدا کنند. اما حکومت نقشش تماشاچی نیست. از طرفی نباید راه را برای کسانی باز کند که نادانسته و صرفا برای ورزش و تشویق وارد ورزشگاه می شوند ولی حاضر نیستند در معرض گناه و بداخلاقی قرار بگیرند. غیر این برای حکومت دینی و اخلاقی چه نقشی دیده ایم؟
وظیفه حاکم مثل یک پدر دلسوز است که هم به هیجان و شادی فرزندش توجه می کند و هم اگر محیط را پر خطر و آسیب زا ببیند، محدودیت گذاشته و مانع می شود. فرد برای خودزنی آزاد است اما حاکم نباید بستر خودزنی فراهم سازد.

⛳️اما چاره چیست؟
چاره این ماجرا خیلی کلیدی است. این داستان از آن دست موضوعاتی است که حل و فصلش بیش از دولت، بدست خود مردم است. رشد فرهنگی و رعایت اخلاق انسانی و اسلامی از سوی تماشاچی ها کمک می کند مقدمه لازم فراهم شود. البته دولت هم باید شرایطی را به جهت سخت افزاری و محیطی فراهم کند که این اختلاط و نگرانی های اخلاقی به حداقل برسد.

#کشکول👇
http://telegram.me/joinchat/AAAAADvUg2MEk7p60toRIw
از سیدمهدی لاله زاری تا آخوندهای جوان امروزی

نقدی بر شیوه تبلیغاتی برخی روحانیون سرشناس

قدیم ترها، تهران چند روحانی سرشناس داشت که به یک ویژگی کلیدی اشتراک داشتند و آنهم مردمداری بود. #سید‌مهدی_قوام، #سیدمهدی_لاله‌زاری و #شیخ‌رضا_سراج و #سیدرضا_فیروزآبادی و دهها روحانی دیگر که می توان به این لیست اضافه کرد.
محبوبیت آنها باعث شده بود بین مردم اعتباری عجیب و گردن خیلی ها حق داشته باشند.

یکی از ویژگی های مهم این افراد، ارتباط با افرادی بود که ظاهرا ایمان ضعیفی دارند و اهل خلاف و معصیت آشکارند. اما همین ارتباط #صمیمانه و #دلسوزانه کمک می کرد تا لات و لوت های آن زمان به منبر آنها اعتماد کنند و خیلی هایشان با تلنگری براه شوند. نقل شده وقتی سیدمهدی قوام، #مصطفی_دیوونه از لات های قداره کش آن زمان را می بیند، با یک جمله ساده زندگی شان را متحول می کند.

سید مهدی می گوید "آقا مصطفی مهمترین ویژگی شما لات ها چیه" و او می گوید"اگر نمک خوردیم اهل نمک دان شکستن نیستیم." سید مهدی هم می گوید "واقعن به این جمله باور دارید و یا لقلقه زبانتان است؟" مصطفی هم محکم می گوید "اعتقادمان است." مرحوم قوام با همین مقدمه او را به "رحمت بی کران حضرت حق" توجه می دهد و از او می خواهد که بیش ازین نمکدان نشکند.
همین جمله با مصطفی دیوونه چنان می کند که یکی از خوبان نام آور و نام آشنای تهران می شود.

نقل است سیدمهدی لاله زاری وقتی سعدی افشار، بازیگر فیلم های مساله دار را در خیابان لاله زار می بیند خودش سراغ او می رود و می گوید "مدتی است در مسجد غائبید، اما من دلتنگ شماهستم و می خواهم به تاتر خانه شما بیام و دیدار تازه کنیم..."

نکته کلیدی در روش تبلیغاتی آن دوران "ارتباط صمیمانه" با مردم و دلسوزی برای دین و دنیایشان بود. همین راه و رسم #صادقانه باعث می شد مردم اعتماد کنند و حرف شان را بخرند.

اما این روزها یک اتفاق عجیب و غیرطبیعی در روش های تبلیغی در حال جریان است که متاسفانه هیچ نسبتی با شان و جایگاه هدایتگری روحانیت ندارد.

تلقی رایجی که این روزها بین برخی روحانیون سرشناس ایجاد شده این است که برای نزدیک شدن به مردم از اصول خود کوتاه بیایند و هویت شان را تغییر دهند؛ عجیب خطای فاحشی است.
نقل است همین سیدمهدی لاله زاری در محله درکه، گفته بود هرکس علنی شراب خورد، امانش ندهید تا جائیکه دربار و گارد هم جرئت خلاف علنی نداشتند.

راه نزدیک شدن به مردم پشت سر مردم حرکت کردن نیست، محبت کردن و رابطه صمیمانه با آنهاست. راه نزدیکی به مردم کوتاه آمدن از دین خدا و حرف نزدن از انقلابی گری نیست، راهش صداقت است. مردم صدق و صفا را می فهمند و جز انذار و تنبه نیز از آخوند انتظار ندارند.

نفی محکمات دینی و شوخی های زننده بالای منبر و مطالبات دسته چندم گروه های لاابالی را سردست گرفتن و نفی ضروریات دین کردن، روحانیت را مردمی نمی کند. محبوبیت پشت سر مردم حرکت کردن نیست، رفیق شدن و محبت کردن برای هدایت است.
فرقست بین رفیق شدن با جوان خطاکار یا توجیه کردن خطایش.

#کشکول👇
http://telegram.me/joinchat/AAAAADvUg2MEk7p60toRIw
✴️کم و کسری منبرهای ما در تبیین راه‌پیمائی اربعین

راه‌پیمائی اربعین از کجا آمده است؟ ارجاع به کدام سنت اهل بیت است؟ زیارت امام‌حسین در روز اربعین موضوعیت دارد یا پیاده‌روی؟ چه میزان ثواب نوشته می شود؟ چرا باید در توسعه این آئین کوشید؟

برای منبری‌های ما پاسخ به این دست پرسش ها بسیار کلیدی است تا "لُبّ معرفتی راه پیمائی اربعین" لابه لای شور و هیجان این روزها فراموش نشود. کم دقتی در حاق این منسک عبادی-سیاسی مانع توسعه عالمگیرش است.

✴️اهل منبر ما با رجوع به احادیث تلاش کردند منزلت و شأن این "پیاده روی شیعی" را مستند به آثار و نتایج بهشتی اش کنند. لذا اغلب پاسخ ها از دو حالت خارج نیست؛ یکی اشاره به ماجرای اولین زیارت اربعین توسط جناب جابر و برخی بزرگان است که با پای پیاده تا کربلا طی مسیر کردند.

دسته دیگر مربوط به تاکیدات روایی بر ثواب و اجرمعنوی پیاده روی است. روایتی از امام صادق علیه السلام وجود دارد که می فرمایند: کسى که با پای پیاده به زیارت امام حسین(ع) برود، خداوند به هر قدمى که برمی‌دارد یک حسنه برایش می نویسد....تا انتهای روایت.

✴️اما به نظر می رسد این دو پاسخ کفایت نمی کند. سنت جناب جابر و علمای بزرگوار ما جای خود قابل اعتنا و تاسی، اما قوت لازم را برای شکل دادن به این راه پیمایی عظیم شیعی ندارد.
روایتی که در رابطه با ثواب پیاده روی ذکر شده است نیز هرچند انگیزه بخش است اما کامل کننده سنت جهانی پیاده روی نیست. چه آنکه از این دست روایات، جاهای دیگری نیز ذکر شده است. از جمله ثواب گام های نمازگزار برای رسیدن به مسجد. ثواب گام های حاجی. ثواب قدم های زائر حرم امیرالمومنین در روز عید غدیر و غیره.
پس ماجرا فراتر از ایندوست.

✴️مساله اینجاست که منابرما نتوانسته است چنین "جلوه گری ضدشیطانی" و "مانور تظلم خواهی" و "خدمت رسانی چشم نواز" و "مودت و محبت پرشور محبین به یکدیگر" را تبیین کند و لذا به دنبال استدلال هایی از جنس " #دین_فردگرایانه" است. اساسن اگر راه پیمائی اربعین را از جنس " #عبادت_فردی" ببینید، نمی توانید " #توسعه_جهانی" امروز را درست تحلیل کنید.

منابر ما برای اثبات و استدلال این حرکت قیام گونه، ثواب متکی به زیارت فردی را تبلیغ می کند حال آنکه امروز نیاز داریم نسبت این حرکت عظیم شیعی با اعتلا و قدرت یافتن جبهه حق تحلیل شود. آنگاه برای تبیین راه پیمائی به ثواب زیارت فردی اکتفا نمی کنیم و به صدها سرفصل روایی و حدیثی از اهل بیت ارجاع می دهیم که مستند به " #حرکت_جمعی" ، " #خدمت‌رسانی_خاصانه"، " #محبت‌ورزی_عاشقانه" و " #مبارزه‌با_ظلم" و " #مانور_قدرت_شیعی" و دهها سرفصل دیگر است.

✴️راهپیمایی اربعین، یک " #عبادت_فردی" را به " #رستاخیز_عظیم_شیعی" مبدل ساخته است؛ "کلید" در فهم آثار اجتماعی این مناسک است و لاغیر.
✴️اینکه دولت ها نیز کمترین توجهی در توسعه این آئین ندارند به جهت همین بدفهمی است که فکر می کنند توسعه زیارت فردی کار دولت ها نیست.

#کشکول👇
http://telegram.me/joinchat/AAAAADvUg2MEk7p60toRIw
👤برای انقلابی های افسرده

جریانی از انقلابیون سابق وجود دارد که این روزها بجهت سیاسی بسیار افسرده اند. افسردگی شان نیز در دو حالت کاملا مشهود است؛ یا خانه نشین شدند و به کسب و کارشان مشغولند و یا نان اصولگرائی می خورند و حلیم اصلاح طلبی و غیرانقلابی ها را هم می زنند.

👤اما ریشه این افسردگی که بعد از انتخابات حالت مزمن به خود گرفته است کجاست؟
برخی ممکن است عامل اصلی افسردگی را شکست انتخاباتی بدانند، ولی واقعیت ها به جهت تاریخی فراتر از پیروزی این و آن است. اساسن افسرده های سیاسی مساله را تحلیل و تهدیم انقلاب می دانند.

👤اما علت این افسردگی در دو عامل کلیدی است. اگر نسبت به این دو عامل خوداگاهی صورت نگیرد این ویروس خطرناک که روح و روان فرد را مغشوش می کند و اولین اثرش، زائل شدن انقلابی گری است، به سرعت دامنگیر می شود.

1⃣عامل اول انفعال در برابر رشد سرطانی اخبار فساد است. این جریان به شدت مقهور و منهزم این اخبار است. معتقد است این حجم از اخبار فساد، نمایشی از خاک گرفتن جمهوری اسلامی است. اعتقاد دارند جامعه مشحون از فساد اخلاقی تا فساد سیاسی و اقتصادی است. کشور تا گردن در اخبار قتل و غارت و فقر و تباهی و حوادث فرو رفته است و حرفی از ارزش و آرمان خریدار ندارد.

2⃣عامل دوم نیز تصویری است که از مردم دارند. معتقدند غربزدگی جان و روح مردم را تسخیر کرده است و گرایش های سیاسی و انتخاباتی مردم برآمده از شل حجابی و مصرف گرائی و تجددخواهی و رفاه طلبی است و حرف از انقلاب و امام و شهدا گوش شنوا ندارد.

👤اما این طائفه دچار یک اشتباه تودرتو و عمیق هستند که به اختصار توضیح می دهم.

1⃣اشتباه اول شان ناشی از عدم شناخت رسانه جدید و منکوب شدن مقابل قدرت اسحاری و افسونی شبکه های اجتماعی است. اینکه اخبار تلخ و تباهی از پلشتی های سیاسی و اجتماعی در حال گسترش است بیش از آنکه ناشی از تغییر وضعیت جامعه باشد "خروجی ذاتی رسانه جدید" و "بی هنری رسانه چی" هاست. این فساد ها پیشتر هم کم وزیاد وجود داشته اما قدرت به رخ نمائی اش با شکل گیری رسانه های جدید فزونی یافته است. از سوئی بی هنری رسانه ای باعث شده است جذابیت و مشتری گرفتن تنها در ساده ترین حالت آن یعنی بیان استثناها و موارد نادر متوقف شود.

مهمترین عامل شکست انتخاباتی اصولگراها نشستن و فرو رفتن در شبکه های اجتماعی بود؛ همان خطای فاحش هنوز هم قربانی می گیرد. هجوم سرسام آور تولیدات شبکه های اجتماعی در کنار بی هنری رسانه چی ها، تصویری غیرواقعی از جامعه ارائه می کند و این یک حقیقت است.

2⃣و اما اشتباه دوم این جریان، ناشی از سطحی نگری و ظاهربینی است. این افراد برخلاف ادعایشان، دینداری مردم را در سطح دینداری عربستان تقلیل داده اند و تصور می کنند تدین تنها در پوسته ظاهری مناسک و حجاب و غیره است و تراز تقوا سنجی شان فراتر از ظاهر مردم فهم نمی کند. حال آنکه دین این مردم در لایه های پنهان وجودی شان نهفته است که در بزنگاه های تاریخی مثل "ظلم ستیزی" و "دادخواهی برای مظلوم" و "معنویت گرائی" و "خدمت رسانی به هم نوع" و غیره "ظهور انقلابی" دارد. ظاهر بخشی از مردم درگیر مظاهر دنیای تجدد است اما دلشان در جبهه حق است و کشش توحیدی دارد.

👤این افراد را این روزها از مواضع شان بشناسید. در جبهه انقلاب نشسته اند و برای "شُل انقلابی ها" تحلیل می کنند و دلشان از ستودن و مرحبا و حبذاهای سیاسی رقیب غنج می زند. حال آنکه خیال باطلی دارند؛ مردم پای صندوق به "صاحبان اصلی این گرایش ها" رای می دهند نه رونوشت هایِ "مذبذبین افسرده".
روزنامه صبح نو

#کشکول_رسانه‌ای👇
http://telegram.me/joinchat/AAAAADvUg2MEk7p60toRIw
🐈درباره گربه خانم توسلی

دلنوشته خانم توسلی برای مرگ گربه اش بازتاب فراوانی در شبکه های اجتماعی داشته است. این دلنوشته از دو "وجه عاطفی" و "وجه سیاسی" قابل توجه است.

🐈یکم. وجه عاطفی ماجرا
برخلاف واکنش های صورت گرفته به این سوگواره محزون که بعضا با طنز و تمسخر همراه بوده است، دلنوشته خانم توسلی طبیعی و واکنش عاطفی اش قابل فهم است. این تالم ناشی از فقدان یک موجود زنده است که مدتها دلبستگی بدان وجود داشته است. او حقیقتن نسبت به از دست دادن گربه اش تنگدل و غمین است. این ماجرا با شدت و حدت متفاوت برای همه ما نیز صادق است. اما او یک بازیگر سینماست که شهرت یافته و دلیلی ندارد واکنش یک عالم عارف را انتظار داشته باشیم.

🐈و اما وجه سیاسی داستان مهمترست.

بجای خانم توسلی هر سلبریتی دیگری بود تحلیل ما در بند اول متوقف می ماند. اما وی بازیگری است که به یک چهره سیاسی هم شهرت دارد. مثلا نام خانم توسلی بجز سینما به جشن تولد آقای خاتمی هم مطرح است. به همایش تقدیر از عارف و حمایت از روحانی هم نامدارست.
خانم توسلی در حمایت از آقای روحانی نوشت: " همه ما به امید زنده ایم و روحانی را تَکرار می کنیم."
اما خانم توسلی که به امید اصلاحات زنده بود، بعد از مرگ گربه اش از "تکرار می کنم" نیز ناامید می شود: " دیگه هیچی از خدا نمی خوام...فقط منتظرم که زودتر بیام پیشت..."
یعنی مرز امید و ناامیدی اش، مرگ یک گربه است. "امید به روحانی اش" فراتر از مرگ یک گربه امتداد نمی یابد.

این ویژگی شبکه های اجتماعی بسیار راهگشا است. مواضع سیاسی افراد را باید همراه با سبک زندگی شان تحلیل کرد؛ همراه با ویژگی های شخصیتی شان فهمید. افراد در شبکه های اجتماعی تنها از مواضع سیاسی شان نمی گویند، از زندگی شخصی و روحیات و خلقیات شان هم روایت می کنند. مواضع سیاسی افراد را باید در کنار همین خلقیات تحلیل کرد و وزن داد.

ابعاد ماجرا را تامل فرمائید؛ پروژه "تکرار می کنم" بر گرده چه افرادی نشسته است و سرنوشت یک کشور به چه اوزان شخصیتی متصل است!... انشاالله برای مردم روشنگر خواهد بود.

#کشکول_رسانه‌ای
http://telegram.me/joinchat/AAAAADvUg2MEk7p60toRIw
♦️آیا وظیفه شورای نگهبان رعایت مصلحت است؟
♦️پاسخ #امام: #بله

سوال رایج این روزها این است که آیا شورای نگهبان باید #مصلحت‌سنجی کند یا باید به وظیفه خودش در بیان احکام شرعی مشغول باشد؟ پاسخ این سوال ظاهرا خیلی روشن است.
تصور رایج ما چنین است که وظیفه شورای نگهبان بیان احکام شرع و وظیفه مجمع تشخیص مصلحت نظام نیز رعایت مصلحت است.

♦️اما نگاه #حضرت_امام خلاف این برداشت است. امام معتقد است رعایت مصلحت چیزی خارج از حکم شرعی نیست. رعایت مصلحت درون احکام شرع است. به تعبیر دیگر صدور یک حکم شرعی نمی تواند بدون توجه به اقتضای زمان و مصالح مهمتری مثل حاکمیت اسلامی صادر شود. این مصلحت سنجی خودش حکم دین است نه اینکه نهادی دیگر مصلحت را به حکم شرعی ضمیمه کند.

♦️جالبتر اینکه حضرت امام این بحث را در درس فقهی شان مطرح نکردند بلکه در خطاب به اعضای شورای نگهبان این اصل کلیدی را تذکر دادند و مهمتر اینکه رعایت آنرا در پیام شان به اعضای مجمع تشخیص مصلحت بیان کردند.

♦️"تذکرى پدرانه به اعضاى عزیز شوراى نگهبان مى‏‌دهم که خودشان قبل از این گیر‌ها، مصلحت نظام را در نظر بگیرند، چرا که یکى از مسائل بسیار مهم در دنیاى پرآشوب کنونى نقش زمان و مکان در اجتهاد و نوع تصمیم گیری‌ها است. حکومتْ فلسفه عملىِ برخورد با شرک و کفر و معضلات داخلى و خارجى را تعیین مى‏‌کند. و این بحثهاى طلبگى مدارس، که در چهارچوب تئوریهاست، نه تنها قابل حل نیست، که ما را به بن بستهایى مى‏‌کشاند که منجر به نقض ظاهرى قانون اساسى مى‏‌گردد. شما در عین اینکه باید تمام توان خودتان را بگذارید که خلاف شرعى صورت نگیرد- و خدا آن روز را نیاورد- باید تمام سعى خودتان را بنمایید که خداى ناکرده اسلام در پیچ و خمهاى اقتصادى، نظامى، اجتماعى و سیاسى، متهم به عدم قدرت اداره جهان نگردد."

۸/۱۰/۶۷، پیام به اعضای مجلس تشخیص مصلحت نظام، صحیفه امام، ج۲۱، ص۲۱۷ و ۲۱۸

♦️ممکن است سوال شود چه فرقی می کند؛ شورای نگهبان مصلحت سنجی کند یا مجمع تشخیص مصلحت؟

واقع ماجرا اینست که بسیار متفاوت است. رعایت مصلحت در بیان احکام شرعی شورای نگهبان، نشانه کارآمدی دین و اجتهادست و حال آنکه تعدد حضور مجمع تشخیص مصلحت، خلاف چنین تصویری در جامعه است.

در نهایت اینکه تطبیق این بحث با حوادث این روزها با مخاطب.

#کشکول_رسانه‌ای
http://telegram.me/joinchat/AAAAADvUg2MEk7p60toRIw
📵حیرت عمیق از فیلم دو دختر نوجوان

فیلم دو دختر نوجوان قبل خودکشی شان، یک هشدار جدی برای ماست. مساله تا پیش از این فراتر از خودکشی نبود. خودکشی یک آسیب جدی است اما امر جدیدی نیست. خودکشی رشته ای از افسردگی است. اما این فیلم نشان می دهد که ماجرا متفاوت از تلقی رایج ما از خودکشی است.

این فیلم مملو از سوال ها و ابهامات است. هرکه این فیلم را دیده دچار حیرتی سهمگین شده است. حقیقتا ماجرا چیست؟ چطور ممکن است دو دختر نوجوان اینطور مرگ را به بازی بگیرند؟

📵آنچه بعد از تماشای این فیلم کوتاه ذهن ها را درگیر می کند، فاصله ایست که از این نسل پیدا کرده ایم. با نسلی ناشناخته مواجهیم. جامعه ما این نسل را نمی فهمد. ادبیاتش را مطلع نیست. دغدغه ها و آرزوهایش را نمی شناسد. روابط شان مبهم است.

دقت بفرمائید؛ ماجرا کم توجهی نیست. ماجرا کم کاری برای یک نسل نیست. رهاسازی و فراموش کردن آنها نیست. ضعف نظام آموزشی و فرهنگی و غیره هم نیست. مساله فراتر از این حرفهاست. هنوز به این سطح از سوالات نرسیدیم.

مساله این است که اصلن این نسل چه می گوید؟ چه می فهمد؟ در ذهنش چه می گذرد؟ کجا می رود؟ ادبیاتش چیست؟ آرمان ها و آرزوهایش تا کجاهاست؟ اساسا نسل های بزرگتر از خودش را چطور تحلیل می کند؟

📵فضای مجازی برای سنینی که دارای بلوغ فکری هستند، صرفا یک دنیای متفاوت است. شخصیت آدم ها در دنیای مجازی از دنیای حقیقی شان متمایز است. این دنیای خیالی در شبکه های اجتماعی برای آدم بالغ و رشد یافته بیش از سرگرمی نیست. اما برای فرزندان نوجوان ما سبک زندگی غالب است. او میان دنیای فریب انگیز مجازی و دنیای واقعی تفکیکی قائل نیست. هنوز به این سطح از افسونگری و تقلب نرسیده است که دو نقش بازی کند. برای او جهان واقعی همین جهان مجازی خیال انگیزست که پر از توهمات است.

طبیعی است که این انسان متوهم، اگر در دنیای واقعیت ها قدم بگذرد همینطور عجیب وفضائی و ناشناخته است. تا دیر نشده فکری کنیم. با دست فرمان قبلی سراغ این نسل نمی شود رفت. ولو اینکه نقص هایمان را جبران و تلاش مان را مضاعف کنیم. گام اول شناخت است؛ شناخت توهم ناشی از دنیای مجازی.
منبع: صبح نو

#کشکول_رسانه‌ای
http://telegram.me/joinchat/AAAAADvUg2MEk7p60toRIw
دادگاهی علیه اظهارنظر مخاطبین

#درحاشیه_دادگاه_توکلی

امروز دادگاه سایت خبری الف برگزار شد. اتهام احمد توکلی به عنوان مدیرمسوول سایت الف انتشار مطالب کذب و دفاع از سران فتنه بود که بعد از دفاعیه، هیات منصفه حکم تبرئه را صادر کرد.

اما فارغ از این اتهام و دادگاه برگزار شده، یک نکته قابل توجه وجود دارد که باید نسبت بدان تامل بیشتری داشت.

اتهام الف، اظهارنظرها و کامنت های مخاطبین بود نه اخبار یا مقالاتی که منتشر شده است. پیشتر نیز بسیاری از مدیران رسانه ای به همین بهانه در دادگاه حاضر شدند و یا عطای کامنت را به لقایش بخشیدند.
نکته قابل اعتنا، تعریف نادرستی است که از رسانه داریم.

احمدتوکلی در دادگاه امروز تلاش کرد از "حق اظهارنظر مخاطب" دفاع کند تا محتوای کامنت ها.
او تاکید داشت مخاطب الف حق دارد اظهارنظر کند ولو اینکه نظرش خلاف واقع باشد.

واقعیت این است که رسانه امروز، رسانه ای کاربر محورست. نمی شود کاربر را از رسانه حذف کرد. حذف کاربر از یک رسانه در دنیای امروز، مثل حذف جزئی از بدن است؛ رسانه از کارکرد خودش خارج می شود. اصرار بر حذف بخش کلیدی رسانه، در نهایت به تضعیف رسانه ها منجر می شود، آنهم رسانه ای که قرار است در جنگ فرهنگی دنیای امروز پیشگام باشد.

نظام حقوقی ما باید بین دو "عنوان" تفاوت قائل شود؛ یکی سهم رسانه و دیگری سهم مخاطب. نمی شود همان روش ارزیابی محتوای رسانه ها را در قبال محتوای اظهار نظر مخاطبین نیز پیاده کرد. رسانه ها در قبال صدق و کذب محتوای شان تکلیف دارند اما این حکم نمی تواند برای مخاطب نیز صادق باشد.

آنچه درباره اظهارنظر مخاطبین حکم می کند، صدق و کذب محتوا نیست، اصل اظهارنظر اهمیت دارد. مخاطب نظرش را می گوید و البته این اظهارنظر می تواند خلاف واقع باشد.

مثلا ممکن است یک رسانه از وقوع یک فساد در جامعه بگوید و مخاطبی ذیل آن بنویسند: " همه کشور شده است دزدی" طبیعی است که این حرف غلط است ولی احساس یک مخاطب از وضعیت فساد در کشورست. یا مخاطبی دیگر ذیل مطلبی در ضرورت حصر، از سران فتنه دفاع کند.

مخاطب نیاز دارد اظهار نظر کند ولو خلاف واقع. اگر انعکاس حرف هایش را نتواند در رسانه های رسمی ببینید به رسانه های غیررسمی پناه می برد و آنجا مدیریت محتوا میسر نیست. اگر اجازه ندهیم مردم نظرات شان را در رسانه های قابل مدیریت بیان کنند، جائی می برند که تدبیرش دست کسی نخواهد بود، بدتر اینکه قدرت اثرگذاری رسانه های رسمی نیز از بین می رود.
منبع: صبح نو

#کشکول_رسانه‌ای
http://telegram.me/joinchat/AAAAADvUg2MEk7p60toRIw
✴️مختصر از مناطق زلزله زده
✴️گزارشی از هدایای شما در کرمانشاه

تا امروز حدود 110 میلیون تومان مرحمتی و محبت شماست که برای مردم زلزله زده جمع آوری شده است. امروز نیز هدایا و محموله سوم بین مردم توزیع شد.
محموله اول سه شنبه ارسال شد که شامل پتو و موادغذائی بود. محموله دوم برای روز چهارشنبه و شامل پتو و چادر بود. محموله سوم شب جمعه ارسال شد که شامل پلاستیک و پتوی ضخیم تر و چادر ضدآب بود.

با محموله سوم خودم نیز همراه شدم. محموله سوم در روستاهای منطقه ریجاب که اغلب اهل سنت و اهل حق بودند توزیع شد.

✴️و اما مختصری از آنچه دیدم؛

1⃣یکم. اولین تصویری که از این مردم در ذهنم نقش بست، آرامش و مناعت طبع شان بود. اصلن جزع و فزع ندیدم. بسیار شاکر بودند. امید داشتند به رونق مجدد زندگی. دورهمی های شاد شبانه و قلیون و چای ذغالی شان کنار آتش، حقیقتا غبطه آور و صبر و استفامت شان آموزنده بود.

2⃣دوم. برخلاف برخی اظهارنظرها، بخش قابل اعتنائی از مردم چادر نداشتند. برخی از آنها خودشان با پارچه و گونی چادر درست کرده بودند. خانواده ای با بچه 10 روزه چادر نداشت. زن و شوهری دیگر پشت وانت می خوابیدند و پیرمردی روی زمین سرد و بدون چادر شب را سر می کرد و غیره.
چادرها بین همین مردم توزیع شد.

3⃣سوم. چادرهای هلال احمر هم رسیده بود. اما کفایت نمی کرد. اینکه چرا هلال احمر چادرها را ناقص توزیع می کرد برایم روشن نبود. بعید است کسری چادر داشته باشند. چون چادرهای هلال احمر به قیمت 600 تا 700 هزار تومان توسط خود هلال احمری ها در تهران فروخته می شد.

4⃣چهارم. در روستای داراب، اهل روستا دیوار مهربانی درست کرده بودند و از آنچه داشتند به دیگر نیازمندان و زلزله زده ها هبه می کردند.

5⃣پنجم. راننده کامیونی که بار مارا جابجا کرد خودش صاحب یک آژانس حمل و نقل در محله قیطریه تهران بود. گفتم چرا خودت پشت فرمان نشستی که پاسخش کوتاه بود وشنیدنی: "از "مردی" نیست این روزها فکر کسب و کار باشم." آخردست هم پول نگرفت و بار را از تهران رایگان در منطقه تخلیه کرد. روستا به روستا هم همراه بود.

6⃣ششم. حضور مردم برای کمک به مردم حقیقتا زیبا و مایه مباهات است. اما لازم بود مسئولین این مشارکت را هدفمند و کنترل شده تدبیر کنند تا مانع امدادرسانی نباشد.
مسیر 10 دقیقه ای را 4 ساعت طی کردیم و همین باعث شد چادر ها یک شب دیر دست مردم برسد.

7⃣هفتم. برداشت مردم زلزله زده اینست مسئولین کم توجه اند؛ هرچند این برداشت ناشی از اطلاعات نادرست است. مردم امدادرسانی را مرهون عنایت هم وطنان می بینند و نه مسئولین. بی اعتمادی به مسئولین امدادی اصلا خوب نیست که باید چاره شود. یکی از راه های مناسب سرزدن مسئولین منطقه ای به مردم و گزارش های غیرتبلیغاتی است.

8⃣هشتم. یک شب خواستم کنار مردم در روستا بخوابم. هم چادر داشتیم و هم پتو. یک ساعت بیرون خوابیدم و از سوز سرما و استخوان درد مجبور شدم شبانه 60 کیلومتر برگردم تا در مقر و زیر سقف بخوابم. حقیقتا سرد بود. خدا به این مردم توان و مدد فزونتر عنایت کند. تصور کنید بچه ها و سالخورده ها را در این شبها. آن مادر و فرزند 10 روزه اش همه اش جلوی چشمم است.

9⃣نهم. امداد رسانی به منطقه وارد فاز دوم شده است که بیشتر حمیت حاکمیتی می طلبد و البته به حمایت و مشارکت مردم نیازاست. از امروز به بعد چادر و پتو و مواد غذائی لازم نیست. چادر هم به کفایت آمده است. توزیع وسایل گرمایشی و غذای گرم نیاز امروز و فردای منطقه است.

🔟دهم. محموله چهارم ما تخصصی بخاری برقی و چراغ والوور است. پی گیری ما نشان می دهد نفت موجودست. از امروز تا فردا چراغ والوور و بخاری برقی جمع آوری می کنیم. انشاالله همراهید.
6362-1410-8113-7086
محسن مهدیان
http://yon.ir/jqoDo
#جهادی_محبین
#کشکول🔽
http://telegram.me/joinchat/AAAAADvUg2MEk7p60toRIw