کشکول|محسن مهدیان
2.65K subscribers
484 photos
185 videos
6 files
279 links
روزنامه نگارم.
@mohsen_mahdian
اینجا هم از فعالیت های گروه جهادی محبین می نویسم.
@jahadi_mohebin
دغدغه رسانه ایم:
#خبرخوب
Download Telegram
🚘🚙از "رولز رویس" #اشرف_پهلوی تا "پیکان" #ایدئولوژیک

🔷مدتی پیش در جریان یک #تهران_گردی فرصتی شد تا بازدیدی از موزه خودروهای دربار در کاخ سعدآباد داشته باشیم. یکی از موضوعاتی که توجه ام را جلب کرد نسبت این خودروهای لوکس و سفارشی با شخصیت مالکان خودرو بود. به عنوان مثال خودروی اشرف کاملا متناسب با شخصیت وی انتخاب شده بود؛ غول پیکر و مافیایی و بدون هرگونه ظرافت هنری؛ خودروی فرح نیز متناسب با وی.

اساسا مصرف بی ارتباط با هویت و جایگاه افراد نیست. آدم ها بطور طبیعی مصرف را بخشی از سبک زندگی می دانند و در نهایت متناسب با ویژگی های هویتی و اقتصادی و ایدئولوژیکی مصرف شان را شکل می دهند. این موضوع تنها منحصر با زندگی اشرافی دربار پهلوی ندارد. پیکان نیز از این هویت فرامادی مستثنی نبود. یکی از بهترین نمونه های تبدیل یک خودروی مصرفی به یک خودروی ایدئولوژیک همین پیکان است.

🚙🚕پیکان در جامعه ما نمونه بارز یک خودروی ایدئولوژیک بود. پیکان برای بسیاری از ما حس نوستالژیک دارد و این به جهت جایگاه فرهنگی این خودرو در زندگی ماست؛ تاجاییکه پیکان را به یک خودروی انقلابی می شناسیم.

🔸یکی از ویژگی های اصلی پیکان در سالهای اولیه، جهت نمادین و توده ای این خودرو بود. پیکان نشانه روشنی از یک توده بی رنگ و وحدت یافته داشت.

🔹طبقه متوسط بسیار فربه بود و پیکان نیز به جهت قیمت مناسب متعلق به این طبقه بود. لذا شهر کاملن پیکانیزه شده بود. بنابراین برخلاف خودروهای امروزی که بیشتر تمایز را نشان می دهد، پیکان وحدت نما و نشانه بی رنگی جامعه بود.

🔹پیکان بعد از مدتی توانست هویت ایرانی پیدا کند. با بیرون آوردن لباس انگلیسی اش و ایرانی شدن لوازم یدکی آن، توانست بیشتر به فرهنگ ایرانی نزدیک شود.

🔹از طرفی قیمت ارزان آن باعث شد پرمشتری باشد. سادگی و بی آلایشی و فقدان زرق و برق هم باعث شد به خودروی نیروهای انقلابی تبدیل شود؛ چه آنکه تا سالها معیار یک فرد انقلابی و مدیرساده زیست بود.

🔸پیکان حتا به جهت جنسیت نیز جهت گیری داشت. نوع صورت و ظاهر و فرمان سفت و دنده های خشن، این خودرو را کاملا مردانه کرده بود.

🔹پیکان همچنین نمادی از همراهی و همدلی و صمیمت بود. بسیاری از ما پیکان را با 8 یا 9 نفر مسافر می شناسیم که با زحمت کنار هم می نشستند و در شهر جابجا می شدند. از طرفی به جهت خراب شدن های مستمر، هل دادن پیکان و همراهی و همیاری مردم با راننده نیز خاطره انگیز است و نشانه ای از رابطه همدلانه مردم.

بنابراین پیکان ناخواسته در ذهن ما کالایی است که نمادی از فضای ایدئولوژیک سالهای بعد انقلاب است.

برخلاف تصور رایج، ابزار به جهت فرهنگی خنثی نیستند و سطح تاثیر آن فراتر از مصرف صرف مادی است. کالا در دنیای امروز به جهت نسبت هویتی و ایدئولوژیک آن مورد توجه قرار می گیرند. حال ممکن است خاصیت تمایز طلبی و خودنمایی و اشراف نمایی داشته باشد و یا در درون یک فرهنگ متعالی و دینی و بومی هضم و جذب شود. اگر نگاه اینچنینی به مصرف داشته باشیم، نسبت به ورود و تولید و مصرف هرنوع کالایی بی تفاوت نخواهیم بود و مهمتر اینکه ساخت یک سبک زندگی ایرانی-اسلامی را در دسترس می دانیم.

#همشهری_محله
#محسن_مهدیان

https://telegram.me/joinchat/AAAAADvUg2MEk7p60toRIw
🔷اقتصاد استبدادی ؛ از دربار تا سرمایه دار
🔹ماجرای جوراب اشرف پهلوی و ورشکستگی امروز

1⃣یکم
ساختمان موزه #7_چنار تهران مربوط به کارخانه #جوراب بافی است. این کارخانه آجرچین و خوش نقش با گچبری و قندیل های دیدنی مربوط به دوره رضا خان و به دستور او ساخته شده است.

اما ماجرای ساخت این کارخانه جوراب بافی جالب است. شاید برای برخی جالب باشد که جوراب از چه وقت وارد کشور شد؟ چطور شد که از بین این همه گرایش نساجی کارخانه جوراب بافی در تهران تاسیس می شود؟

زنان ما پیش تر اهل پوشیدن جوراب نبودند. در واقع شلواری داشتند که روی پاهایشان را می پوشاند. تا اینکه یکی از مردان دربار سفری به فرنگ داشت و برای معشوقه اش جوراب هدیه آورد. #اشرف پهلوی هم متوجه این جوراب شد و هوس کرد و در نهایت ماجرا به گوش رضا خان می رسد. رضا خان هم دستور می دهد کارخانه جوراب بافی در #محله_بریانک و 7 چنار تهران که آن روزها خارج شهر محسوب می شد، به دست سربازان آلمانی ساخته شود.

2⃣دوم.
طی چند سال گذشته #واردات جوراب به کشور حدود 4 برابر افزایش داشته است. آخرین گزارش ها حاکیست، واردات جوراب و ساپورت به ارزش کمتر از 500 هزار دلار رسیده است. همچنین یک مسوول اتحادیه نساجی می گوید حدود 40 درصد بازار جوراب در اختیار اجناس خارجی است.

3⃣سوم.
یک عضو اتاق بازرگانی می گوید حدود 60 درصد کارخانه های جوراب بافی تعطیل یا نیمه تعطیل شده اند. انبارها پر و مشتری برای جوراب داخلی نیست. تنها در شهری مثل زنجان 100 کارخانه جوراب بافی به 25 کارخانه کاهش یافته است.

🔷و اما رابطه این سه بند چیست؟

"#استبداد_اقتصادی" اگر با "#اشرافیت_اشرف" به تولید ناهمگون و غیرضروری می رسد با "#سرمایه_دار_اشرافی" به واردات و نابودی همین تولید داخلی منتهی می شود.

اقتصاد استبدادی #دربار و #سرمایه_دار دو روی یک سکه اند. "اقتصاد استبداد ساخته" تنها به دربار اشرافی منحصر نمی شود. سرمایه دار اشرافی نیز در دامن همین اقتصاد استبداد زده رشد می کند و اقتصاد را جهت می دهد.

استبداد اقتصادی برای اشرافیت و خواهش شخصی اشرف پهلوی حاضر می شود بی توجه به نیاز اصلی اقتصاد و صرفا براساس هوا و خواسته شاهزاده، کارخانه جوراب بافی بزند و امروز هم برای اشرافیت و خودنمایی بخشی دیگر از جامعه دهها کارخانه تعطیل و صدها کارگر بیکار و هزاران نفر سر سفره فقر بروند.

اقتصاد استبدادی یک روز برای "اشرافیت اشرف" کارخانه می زند و روز دیگر برای "اشرافیت اشرافی ها" کارخانه تعطیل می کند. "اقتصاد اشرافی" حکم ثابتی دارد. چه زمانیکه برای دربار کارخانه تاسیس می کند و چه دوره ای که برای بورژوا واردات می کند.
در هر دوصورت این مردم اند که باید هزینه شوند؛ تنها "اقتصاد استبدادی دربار" به "اقتصاد استبداد سرمایه دار" تبدیل شده است.

برای "#اقتصاد_مقاومتی" باید ابتدا ابتدا این "اقتصاد استبدادی" شکسته شود تا بتوان مقابل "#اقتصاد_استعماری" ایستاد.

محسن مهدیان
صبح نو
@mahdian_mohsen