✅برای #اقتصاد_مقاومتی؛
✅✅"یک لبیک" آموزنده از مرد خوش اعتبار بازار
محسن مهدیان
📍اگر سراغ #خوبان در قید حیات بازار را بگیرید، بسیاری از بازاری ها به "#حاج_محسن_قلهکی" اشاره می کنند.
حاج محسن از قدیمی ها و معتمدین بازار است. اهل اخلاق و تدین و انصاف کاسبی.
اما بهانه ما فراتر از خصوصیات فردی حاج محسن است. داستان "#لبیک_آموزنده" حاج محسن برای این روزهای ماست.
🔹در #صندوق_رفاه_بازار فعال است. سن وسالش بالا رفته است و کمتر بازار سر می زند. وقتی هم که می آید همه وقتش به رفع مشکل مردم و گفتن #احکام و اصول #عقاید و در نهایت امامت #مسجد بازار و #استخاره گرفتن است.
🔸شاگرد مرحوم #حق شناس و شیخ محمدحسین #زاهد بوده و محضر دیگر بزرگانی مثل آیت الله #شعرانی استاد عرفان آیت الله حسن زاده آملی را هم درک کرده است. درس خارج را هم پیش آیت الله #خوانساری در مسجد سیدعزیز الله خوانده است.
🔹نقل شده از آیت الله #مجتهدی که خیلی حاج محسن را دوست داشتند و می گفتند حاج محسن در امور دینی بازار افضل است.
ایامی که در بازار حجره داشت، خیلی به ریزه کاری های کسب و کار اهمیت می داد.
🔸نقل است دکان خرازی او بین باقی خرازی های دیگر #کوچه_غریبان_بازار رونق و برکت دیگری داشت .مردم مقابل مغازه اش صف می کشیدند. مشتری ها دوستش داشتند و هیچ کس احساس غبن از معامله با حاج محسن نمی کردند. خودش می گوید "اقاله نادم" در بازار مستحب است. یعنی اگر مشتری جنس را خرید و پس آورد، بپذیرید.
🔹به #نماز بسیار اهمیت می داد. پسرش محمد قلهکی از تقیدات پدر می گوید؛ "پدرم از وقتی به سن بلوغ رسید #نماز_شبش ترک نشده است." جالب اینکه شرط حاج محسن برای گرفتن #کارگر، خواندن نماز اول وقت بود.
🔹یکی دیگر از ویژگی های حاج محسن که زیاد نقل شده است برخورد احترام آمیز با مشتری، خاصه خانم ها بود. می گویند سرش را بالا نمی کرد. یکبار هم در جوانی به جهت همین نگاه نکردن به زن #بی_حجاب با صاحب کار حرفش می شود و کار به اخراجش می کشد. خودش می گوید یکروز هم بیکار نماندم.
📍حاج محسن را به اخلاقش می شناسند و امروز اسم و #آبروی حاج محسن کار میلیارد ها میلیارد اعتبار می کند.
📍اما مرور این مقدمه لازم بود تا برسیم به داستان "یک لبیک" آموزنده برای این روزهای ما.
🔷قدیم ترها #انقلابی و #ولایت مداری بیشتر از حرف به عمل بود. کافی بود یک حرف و سخنی و نصیحتی از سوی امام امت مطرح شود؛ تا مدتها نقل محافل بود که چطور می شود و چگونه این حرف باید به منصه عمل برسد.
شاید اواخر سال گذشته بود که این "رسم ماندگار" و این "همت عالی" قدیم ترها مورد اشاره رهبرانقلاب قرار گرفت.
وقتی در دیدار با طلاب و روحانیون به خاطره زمان امام اشاره کردند و تصریح داشتند که زمان امام، طلاب وظیفه اصلی شان انتقال سخنان ایشان به جامعه و اجرای آنها بود.
این خاصیت در طلبه ها بیشتر بود ولی مختص طلبه ها نیز نبود. اساسا بدون حضور چنین #حلقه های_انتقال_پیامی، سخنان امام امت فراتر از یک سخنرانی و یک دستورالعمل و قانون نمی رفت و نمی رود. حرف #ولی نباید زمین بماند. پیشتر، بیشتر مراقبت می شد.
🔹با این مقدمه ماجرای شکل گیری یک #صندوق_خیریه در بازار، برای این روزهای اقتصاد مقاومتی بسیار آموزنده است.
داستان از این قرار است که اواخر دوران #طاغوت، بازار به جهت اعتصابات سیاسی، تعطیلی مستمر داشت. یکبار حضرت امام از پاریس طی #بیانیه ای که به مبارزات سیاسی اشاره کردند، تاکید ضمنی داشتند که به خانواده #اعتصاب_کننده های بازار باید رسیدگی شود.
🔸حاج محسن قلهکی می گوید "همان اشاره #ضمنی برای ما #کفایت می کرد." خلاصه اینکه در تهران با رفقا جمع شدند تا برای این خواسته حضرت امام راهکاری اندیشه شود. در نهایت هم تصمیم می گیرند صندوقی برای کمک به خانواده اعتصاب کننده ها تشکیل شود.
به جهت اینکه همه شان نیز مشغله های فراوان داشتند #عهد بستند هر کس روزی چند ساعت را به حضور در این صندوق اختصاص دهد.
قرار هم این بود اگر کسی نتوانست وام را پس دهد سراغش نروند. این صندوق تشکیل شد و هنوز هم هست و فقط کاربری تسهیلاتش تغییر کرده است. جالب اینکه همان عهد و رسم ابتدای انقلاب نیز به قوت سابق برقرار است.
✅انقلاب چنین #مردانی می خواهد. کسانی که حرف ولی را در #گوشه ای از بیانیه سیاسی با تمام وجود درک کرده و بکار ببندند و نگذارد این مهم بر زمین بماند. اقتصاد مقاومتی که نه "حاشیه" بیانیه که "متن" بیانیه است. آنهم نه یکبار که بارها و بارها "بیان و بیانیه" شده است.
http://yon.ir/X45Z
#همشهری_محله
#طهرونی
✅✅"یک لبیک" آموزنده از مرد خوش اعتبار بازار
محسن مهدیان
📍اگر سراغ #خوبان در قید حیات بازار را بگیرید، بسیاری از بازاری ها به "#حاج_محسن_قلهکی" اشاره می کنند.
حاج محسن از قدیمی ها و معتمدین بازار است. اهل اخلاق و تدین و انصاف کاسبی.
اما بهانه ما فراتر از خصوصیات فردی حاج محسن است. داستان "#لبیک_آموزنده" حاج محسن برای این روزهای ماست.
🔹در #صندوق_رفاه_بازار فعال است. سن وسالش بالا رفته است و کمتر بازار سر می زند. وقتی هم که می آید همه وقتش به رفع مشکل مردم و گفتن #احکام و اصول #عقاید و در نهایت امامت #مسجد بازار و #استخاره گرفتن است.
🔸شاگرد مرحوم #حق شناس و شیخ محمدحسین #زاهد بوده و محضر دیگر بزرگانی مثل آیت الله #شعرانی استاد عرفان آیت الله حسن زاده آملی را هم درک کرده است. درس خارج را هم پیش آیت الله #خوانساری در مسجد سیدعزیز الله خوانده است.
🔹نقل شده از آیت الله #مجتهدی که خیلی حاج محسن را دوست داشتند و می گفتند حاج محسن در امور دینی بازار افضل است.
ایامی که در بازار حجره داشت، خیلی به ریزه کاری های کسب و کار اهمیت می داد.
🔸نقل است دکان خرازی او بین باقی خرازی های دیگر #کوچه_غریبان_بازار رونق و برکت دیگری داشت .مردم مقابل مغازه اش صف می کشیدند. مشتری ها دوستش داشتند و هیچ کس احساس غبن از معامله با حاج محسن نمی کردند. خودش می گوید "اقاله نادم" در بازار مستحب است. یعنی اگر مشتری جنس را خرید و پس آورد، بپذیرید.
🔹به #نماز بسیار اهمیت می داد. پسرش محمد قلهکی از تقیدات پدر می گوید؛ "پدرم از وقتی به سن بلوغ رسید #نماز_شبش ترک نشده است." جالب اینکه شرط حاج محسن برای گرفتن #کارگر، خواندن نماز اول وقت بود.
🔹یکی دیگر از ویژگی های حاج محسن که زیاد نقل شده است برخورد احترام آمیز با مشتری، خاصه خانم ها بود. می گویند سرش را بالا نمی کرد. یکبار هم در جوانی به جهت همین نگاه نکردن به زن #بی_حجاب با صاحب کار حرفش می شود و کار به اخراجش می کشد. خودش می گوید یکروز هم بیکار نماندم.
📍حاج محسن را به اخلاقش می شناسند و امروز اسم و #آبروی حاج محسن کار میلیارد ها میلیارد اعتبار می کند.
📍اما مرور این مقدمه لازم بود تا برسیم به داستان "یک لبیک" آموزنده برای این روزهای ما.
🔷قدیم ترها #انقلابی و #ولایت مداری بیشتر از حرف به عمل بود. کافی بود یک حرف و سخنی و نصیحتی از سوی امام امت مطرح شود؛ تا مدتها نقل محافل بود که چطور می شود و چگونه این حرف باید به منصه عمل برسد.
شاید اواخر سال گذشته بود که این "رسم ماندگار" و این "همت عالی" قدیم ترها مورد اشاره رهبرانقلاب قرار گرفت.
وقتی در دیدار با طلاب و روحانیون به خاطره زمان امام اشاره کردند و تصریح داشتند که زمان امام، طلاب وظیفه اصلی شان انتقال سخنان ایشان به جامعه و اجرای آنها بود.
این خاصیت در طلبه ها بیشتر بود ولی مختص طلبه ها نیز نبود. اساسا بدون حضور چنین #حلقه های_انتقال_پیامی، سخنان امام امت فراتر از یک سخنرانی و یک دستورالعمل و قانون نمی رفت و نمی رود. حرف #ولی نباید زمین بماند. پیشتر، بیشتر مراقبت می شد.
🔹با این مقدمه ماجرای شکل گیری یک #صندوق_خیریه در بازار، برای این روزهای اقتصاد مقاومتی بسیار آموزنده است.
داستان از این قرار است که اواخر دوران #طاغوت، بازار به جهت اعتصابات سیاسی، تعطیلی مستمر داشت. یکبار حضرت امام از پاریس طی #بیانیه ای که به مبارزات سیاسی اشاره کردند، تاکید ضمنی داشتند که به خانواده #اعتصاب_کننده های بازار باید رسیدگی شود.
🔸حاج محسن قلهکی می گوید "همان اشاره #ضمنی برای ما #کفایت می کرد." خلاصه اینکه در تهران با رفقا جمع شدند تا برای این خواسته حضرت امام راهکاری اندیشه شود. در نهایت هم تصمیم می گیرند صندوقی برای کمک به خانواده اعتصاب کننده ها تشکیل شود.
به جهت اینکه همه شان نیز مشغله های فراوان داشتند #عهد بستند هر کس روزی چند ساعت را به حضور در این صندوق اختصاص دهد.
قرار هم این بود اگر کسی نتوانست وام را پس دهد سراغش نروند. این صندوق تشکیل شد و هنوز هم هست و فقط کاربری تسهیلاتش تغییر کرده است. جالب اینکه همان عهد و رسم ابتدای انقلاب نیز به قوت سابق برقرار است.
✅انقلاب چنین #مردانی می خواهد. کسانی که حرف ولی را در #گوشه ای از بیانیه سیاسی با تمام وجود درک کرده و بکار ببندند و نگذارد این مهم بر زمین بماند. اقتصاد مقاومتی که نه "حاشیه" بیانیه که "متن" بیانیه است. آنهم نه یکبار که بارها و بارها "بیان و بیانیه" شده است.
http://yon.ir/X45Z
#همشهری_محله
#طهرونی
😔تاریخ مصرف حرف های آقا برای ما
#رهبری_منبری
#روحانی_بنیصدر
👤منبری های قدیم یک ویژگی مشابه داشتند و آنهم اینکه هیچ ارتباطی بین این منبر و آن منبرشان نبود؛ چون بهانه مجلس و مخاطبشان فرق می کرد.بیان منبرنیز متناسب با مخاطب همان مجلس بود. طبیعتا خروجی محتوایی منبر هم فراتر از مخاطبان همان مجلس نمی رفت. تاریخ مصرف هر منبر هم از این مجلس بود تا آن مجلس.
❗️حالا؛
منبر رهبری را زمانی و مکانی تا کجا می دانیم؟ رابطه منبرها را چطور تحلیل می کنیم؟ تلقی مان از سخنان رهبری یک منبر سنتی است؟
تاریخ مصرف سخنان رهبری برای ما چند روز است؟ یک روز؟ یک هفته؟ یک ماه؟ به نظرم در بهترین حالت از این سخنرانی تا سخنرانی بعدی است. دیروز گفت بازخوانی دهه 60 و امروز آتش به اختیار و فردا دوقطبی و بنی صدر؛ تا برسیم به پس فردا. تاریخ مصرف حرف ها هم برای ما همان دیروز است و امروز و فردا تا پس فردا.
🔸چند سال پیش همین انتقاد را برای یک جریان دانشجویی نوشتم. اینکه رهبری می گفت کرسی آزاداندیشی و تا مدتها با همین دست فرمون می رفتند. اولین سخنرانی که بحث بیداری اسلامی مطرح می شد کرسی های آزاداندیشی جمع می شد. رهبری را یک منبری و هر سخنرانی را یک منبر مجزا فرض کرده بودند.
⏭اشکال و عوارض این نوع برخورد روشن است. رهبری را به آخرین سخنانش تقلیل می دهیم. در " #رهبری_اخیرا..." متوقف می شوند.
اما همه اشکال، اینجا نیست. اشکال جریانی که رهبری را تنها با آخرین منبرش می شناسد این است که هیچگاه به #نظام_فکری_رهبری دست پیدا نمی کند. این افراد معمولا "آن به آن" دچار چرخش های رفتاری و فکری می شوند چون نمی توانند نظام تدبیری رهبری را تحلیل کنند.
🔳اما عوارض جدی تر #پامنبریهای_سنتی، که بعد از پایان منبر دیگر هیچ رجوعی به منبرهای قبلی و رابطه آنها با هم ندارند؛
1⃣یکم. اگر رهبری بگوید همدلی و همزبانی، نقد دولت را تعطیل می کنند. اگر رهبری نقد کند از روی دولت عبور می کنند.
2⃣دوم. رهبری را در آخرین مواضعش متوقف می دانند. وقتی رهبری می گوید آتش به اختیار تصور می کند بحرانی خاصی افتاده است و رهبری خرق عادت کردند وماموریت ویژه ای به امت حزب الله دادند. مثلا نمی توانند این حرف را با سخنان قبلی درباره افسرجنگ نرم پیوند دهند.
3⃣سوم. قدرت ارجاع متشابهات را با محکمات ندارند. وقتی رهبری دولت را نقد می کند می گویند رهبری کمر به نابودی دولت بسته است و نمی توانند با محکماتی چون حمایت همیشگی و دلسوزانه رهبری این نقدها را جمع کنند.
4⃣چهارم. منکر سخنان قدیمی تر رهبری می شوند. اگر بگویید رهبری نگاهش به موسیقی چنان است می گویند این حرفهای قدیمی رهبری است. #رهبری_جدید_چی_داری؟
5⃣پنجم. از همه بدتر اینکه، اگر رهبری مدتی بدون دیدار باشد هیچ قدرت تدبیری در مسائل جدید ندارد. چون نظام فکری رهبری را متوجه نیست و نمی تواند رهبری را پیش بینی کند.
🆕این جریان احتمالا با سخنان اخیر رهبری، خیز برداشته تا روحانی را #بنی صدر کند. خلاصه اینکه حزب اللهی #رهبری_منبری؛ شعبه ای از همان #انقلابی_ارتدکس است.
🔸نقدهایتان را با جان و دل می خوانم
@mohsen_mahdian
✍تحلیل های روز سیاسی را اینجا نوشتم👇
http://telegram.me/joinchat/AAAAADvUg2MEk7p60toRIw
#رهبری_منبری
#روحانی_بنیصدر
👤منبری های قدیم یک ویژگی مشابه داشتند و آنهم اینکه هیچ ارتباطی بین این منبر و آن منبرشان نبود؛ چون بهانه مجلس و مخاطبشان فرق می کرد.بیان منبرنیز متناسب با مخاطب همان مجلس بود. طبیعتا خروجی محتوایی منبر هم فراتر از مخاطبان همان مجلس نمی رفت. تاریخ مصرف هر منبر هم از این مجلس بود تا آن مجلس.
❗️حالا؛
منبر رهبری را زمانی و مکانی تا کجا می دانیم؟ رابطه منبرها را چطور تحلیل می کنیم؟ تلقی مان از سخنان رهبری یک منبر سنتی است؟
تاریخ مصرف سخنان رهبری برای ما چند روز است؟ یک روز؟ یک هفته؟ یک ماه؟ به نظرم در بهترین حالت از این سخنرانی تا سخنرانی بعدی است. دیروز گفت بازخوانی دهه 60 و امروز آتش به اختیار و فردا دوقطبی و بنی صدر؛ تا برسیم به پس فردا. تاریخ مصرف حرف ها هم برای ما همان دیروز است و امروز و فردا تا پس فردا.
🔸چند سال پیش همین انتقاد را برای یک جریان دانشجویی نوشتم. اینکه رهبری می گفت کرسی آزاداندیشی و تا مدتها با همین دست فرمون می رفتند. اولین سخنرانی که بحث بیداری اسلامی مطرح می شد کرسی های آزاداندیشی جمع می شد. رهبری را یک منبری و هر سخنرانی را یک منبر مجزا فرض کرده بودند.
⏭اشکال و عوارض این نوع برخورد روشن است. رهبری را به آخرین سخنانش تقلیل می دهیم. در " #رهبری_اخیرا..." متوقف می شوند.
اما همه اشکال، اینجا نیست. اشکال جریانی که رهبری را تنها با آخرین منبرش می شناسد این است که هیچگاه به #نظام_فکری_رهبری دست پیدا نمی کند. این افراد معمولا "آن به آن" دچار چرخش های رفتاری و فکری می شوند چون نمی توانند نظام تدبیری رهبری را تحلیل کنند.
🔳اما عوارض جدی تر #پامنبریهای_سنتی، که بعد از پایان منبر دیگر هیچ رجوعی به منبرهای قبلی و رابطه آنها با هم ندارند؛
1⃣یکم. اگر رهبری بگوید همدلی و همزبانی، نقد دولت را تعطیل می کنند. اگر رهبری نقد کند از روی دولت عبور می کنند.
2⃣دوم. رهبری را در آخرین مواضعش متوقف می دانند. وقتی رهبری می گوید آتش به اختیار تصور می کند بحرانی خاصی افتاده است و رهبری خرق عادت کردند وماموریت ویژه ای به امت حزب الله دادند. مثلا نمی توانند این حرف را با سخنان قبلی درباره افسرجنگ نرم پیوند دهند.
3⃣سوم. قدرت ارجاع متشابهات را با محکمات ندارند. وقتی رهبری دولت را نقد می کند می گویند رهبری کمر به نابودی دولت بسته است و نمی توانند با محکماتی چون حمایت همیشگی و دلسوزانه رهبری این نقدها را جمع کنند.
4⃣چهارم. منکر سخنان قدیمی تر رهبری می شوند. اگر بگویید رهبری نگاهش به موسیقی چنان است می گویند این حرفهای قدیمی رهبری است. #رهبری_جدید_چی_داری؟
5⃣پنجم. از همه بدتر اینکه، اگر رهبری مدتی بدون دیدار باشد هیچ قدرت تدبیری در مسائل جدید ندارد. چون نظام فکری رهبری را متوجه نیست و نمی تواند رهبری را پیش بینی کند.
🆕این جریان احتمالا با سخنان اخیر رهبری، خیز برداشته تا روحانی را #بنی صدر کند. خلاصه اینکه حزب اللهی #رهبری_منبری؛ شعبه ای از همان #انقلابی_ارتدکس است.
🔸نقدهایتان را با جان و دل می خوانم
@mohsen_mahdian
✍تحلیل های روز سیاسی را اینجا نوشتم👇
http://telegram.me/joinchat/AAAAADvUg2MEk7p60toRIw
✅توصیه کلیدی "حاج قاسم" به من و شما
#حزباللهی_محفلی
#انقلابی_ذوقی
لابه لای توصیه های اخیر حاج قاسم سلیمانی، یک جمله کلیدی وجود داشت که برای من وشما است؛ درس آموز و آموختنی.
تعبیر حاج قاسم چنین بود: "سینه سپاه برای مردم سپرست. برای ما بالا و پائین شهر فرقی نمی کند"
📍از این جمله چه برداشتی داریم؟ اینکه سپاه وظیفه امنیت مردم را برعهده دارد و طبیعتا نباید بین مردم فرق بگذارد؟ چون پای امنیت وسط است همه مردم یکی اند؟ امنیت را چه چیز تعریف می کنیم؟ فقط مقابله با هجمه های نظامی؟
جمله دیگر حاج قاسم پاسخ به این سوالات است؛ وقتی "تضعیف ارزش" ها را هم "هجمه" می بیند و می گوید: "اینجا رابطه حزب اللهی با حزب اللهی موضوعیت ندارد و بلکه رابطه حزب اللهی با غیرحزب اللهی اهمیت دارد."
📍این جمله حاج قاسم سرفصل دهها جلسه آسیب شناسی است.
سوال اساسی اینست که رابطه انقلابی ترها با مردم به چه نحوی است؟
جریان انقلابی سالهاست "محفلی" و "گعده ای" شده است و "ذوقی" رفتار می کند. یعنی چی؟ یعنی عمده فعالیتش در نسبت با رفقا و هم فکرانش تعریف می شود تا مردم. این آسیب جدی، از جریان انقلابی یک "گعده سیاسی" ساخته است. انقلابی ما خواسته و ناخواسته جایی ورود می کند که بیشتر "حظ گفتمانی" ببرد، نه اینکه باری از روی زمین انقلاب بردارد.
📍نتیجه این آسیب جدی چیست؟ نتیجه اش "محفلی زیستن" است؛ "زندگی" اش را جدا می کند و"شهرک" می سازد. "سینما و جشنواره" اش را جدا می کند و وارد "رقابت" نمی شود. پارک و رستورانش نیز. مدرسه و کلاس زبانش هم و قس علی هذا.
البته این محافل اگر برای "برهم افزایی" و انجام ماموریت های مهمتر در میان مردم باشد، توصیه می شود. ولی اگر قرار بر محفلی زیستن و جدا شدن از متن مردم باشد، همین می شود که قدرت "هم زبانی" و "همدلی ش" را از دست می دهد.
📍اثر سیاسی این محفلی زیستن چیست؟
1⃣اولین اثرش این است که قدرت و زندگی اش را از مردم نمی بیند. رای بیاورد و نیاورد، سرکار است. مردم اقبال کنند یا نکنند، فیلمش را می سازد. مخاطب بخرد یا نخرد، نشریه اش منتشر و سایتش بروز می شود.
2⃣اما اثر دوم مهمترست. اثر دوم اینست که قدرت و توان ترجمه ارزش های انقلاب به زبان طبقات مختلف اجتماعی را از دست می دهد. "آتش به اختیار" را متوجه می شود اما از "کار فرهنگی تمیز" عبور می کند. "دادزدن" را دوست دارد اما "آتش بس" در امور فرعی را بر نمی تابد.
📍راهبرد اصلی جریان انقلاب، تبدیل و ترجمه ارزش های انقلاب به زبان مردم است. اما زیست سیاسی محفلی، باعث "ندیدن دیگران" می شود. ندیدن هم در بلند مدت منجر به "عدم شناخت" می شود؛ لذا "بدفهمی مردم" را "دشمنی" تلقی می کند و گارد تهاجمی می گیرد.
🔴در نهایت هم به این نتیجه می رسد، کار انقلاب را بدون مردم جلو ببرد. هرچند رهبری هست و اجازه نمی دهد و تذکر می دهد که؛ "صندوق رای فصل الخطاب است و اولویت انقلاب مشارکت حداکثریست. پس بروید با مردم کار کنید."
✍تحلیل های روز سیاسی را اینجا می نویسم👇
http://telegram.me/joinchat/AAAAADvUg2MEk7p60toRIw
#حزباللهی_محفلی
#انقلابی_ذوقی
لابه لای توصیه های اخیر حاج قاسم سلیمانی، یک جمله کلیدی وجود داشت که برای من وشما است؛ درس آموز و آموختنی.
تعبیر حاج قاسم چنین بود: "سینه سپاه برای مردم سپرست. برای ما بالا و پائین شهر فرقی نمی کند"
📍از این جمله چه برداشتی داریم؟ اینکه سپاه وظیفه امنیت مردم را برعهده دارد و طبیعتا نباید بین مردم فرق بگذارد؟ چون پای امنیت وسط است همه مردم یکی اند؟ امنیت را چه چیز تعریف می کنیم؟ فقط مقابله با هجمه های نظامی؟
جمله دیگر حاج قاسم پاسخ به این سوالات است؛ وقتی "تضعیف ارزش" ها را هم "هجمه" می بیند و می گوید: "اینجا رابطه حزب اللهی با حزب اللهی موضوعیت ندارد و بلکه رابطه حزب اللهی با غیرحزب اللهی اهمیت دارد."
📍این جمله حاج قاسم سرفصل دهها جلسه آسیب شناسی است.
سوال اساسی اینست که رابطه انقلابی ترها با مردم به چه نحوی است؟
جریان انقلابی سالهاست "محفلی" و "گعده ای" شده است و "ذوقی" رفتار می کند. یعنی چی؟ یعنی عمده فعالیتش در نسبت با رفقا و هم فکرانش تعریف می شود تا مردم. این آسیب جدی، از جریان انقلابی یک "گعده سیاسی" ساخته است. انقلابی ما خواسته و ناخواسته جایی ورود می کند که بیشتر "حظ گفتمانی" ببرد، نه اینکه باری از روی زمین انقلاب بردارد.
📍نتیجه این آسیب جدی چیست؟ نتیجه اش "محفلی زیستن" است؛ "زندگی" اش را جدا می کند و"شهرک" می سازد. "سینما و جشنواره" اش را جدا می کند و وارد "رقابت" نمی شود. پارک و رستورانش نیز. مدرسه و کلاس زبانش هم و قس علی هذا.
البته این محافل اگر برای "برهم افزایی" و انجام ماموریت های مهمتر در میان مردم باشد، توصیه می شود. ولی اگر قرار بر محفلی زیستن و جدا شدن از متن مردم باشد، همین می شود که قدرت "هم زبانی" و "همدلی ش" را از دست می دهد.
📍اثر سیاسی این محفلی زیستن چیست؟
1⃣اولین اثرش این است که قدرت و زندگی اش را از مردم نمی بیند. رای بیاورد و نیاورد، سرکار است. مردم اقبال کنند یا نکنند، فیلمش را می سازد. مخاطب بخرد یا نخرد، نشریه اش منتشر و سایتش بروز می شود.
2⃣اما اثر دوم مهمترست. اثر دوم اینست که قدرت و توان ترجمه ارزش های انقلاب به زبان طبقات مختلف اجتماعی را از دست می دهد. "آتش به اختیار" را متوجه می شود اما از "کار فرهنگی تمیز" عبور می کند. "دادزدن" را دوست دارد اما "آتش بس" در امور فرعی را بر نمی تابد.
📍راهبرد اصلی جریان انقلاب، تبدیل و ترجمه ارزش های انقلاب به زبان مردم است. اما زیست سیاسی محفلی، باعث "ندیدن دیگران" می شود. ندیدن هم در بلند مدت منجر به "عدم شناخت" می شود؛ لذا "بدفهمی مردم" را "دشمنی" تلقی می کند و گارد تهاجمی می گیرد.
🔴در نهایت هم به این نتیجه می رسد، کار انقلاب را بدون مردم جلو ببرد. هرچند رهبری هست و اجازه نمی دهد و تذکر می دهد که؛ "صندوق رای فصل الخطاب است و اولویت انقلاب مشارکت حداکثریست. پس بروید با مردم کار کنید."
✍تحلیل های روز سیاسی را اینجا می نویسم👇
http://telegram.me/joinchat/AAAAADvUg2MEk7p60toRIw