کشکول|محسن مهدیان
2.65K subscribers
484 photos
185 videos
6 files
279 links
روزنامه نگارم.
@mohsen_mahdian
اینجا هم از فعالیت های گروه جهادی محبین می نویسم.
@jahadi_mohebin
دغدغه رسانه ایم:
#خبرخوب
Download Telegram
#درباره_انتخابات. بخش دوم.

🔴به رای مردم #بدوبیراه نگیم
🔵بزرگترین #اشتباه این روزهای ما

بزرگترین اشتباه این روزهای ما نشستن و #افسردگی بعد از شکست است. بدتر اینکه خدای نکرده به رای و گرایش مردم بدگمان باشیم.

اولا تکلیف یک چیز را برای خودمان روشن کنیم؛ اینجا رقابت حق و باطل نیست. رقابت انقلاب و ضدانقلاب هم نیست. رقابت دو نوع نگاه به انقلاب بود. البته انقلاب به ما معیار حق داده است و می توانیم بُعد و قُرب آدم ها به "حق و انقلابی گری" را تحلیل کنیم.

📣و اما مهمتر؛
🔻آیا خواست مردم برگشت از حق و انقلاب است؟
این #اشتباه_فاحشی است.
#رای‌مردم #حق است.
رای مردم به انقلاب است.
رای مردم به عزت و شفافیت و کرامت و غیره است.
▫️تردید نکنیم.
اگر هم خطایی است در #تشخیص_مصداق است. و این نیز از کم کاری ماست. نتوانستیم "حق غلیظ تر" و "انقلابی تر" را نشان دهیم. هم "ما نتوانستیم" و هم اهل مکر و نیرنگ "نگذاشتند" و رقیب هراسی کردند.

با این نگاه باید پرقدرت تر ظاهر شد. مردم دلشان با حق است. باید تلاش کنیم #حق‌نمایی کنیم.

👈اینجا درباره "همه برد وباخت انقلابیون" در انتخابات نوشتم.👇
https://t.me/mahdian_mohsen/238

🔷 https://telegram.me/joinchat/AAAAADvUg2MEk7p60toRIw
#درباره_انتخابات. سوم

‼️دولت اول دیگر تکرار نمی شود

🔻دور دوم دولت روحانی با گذشته تفاوت های اساسی خواهد داشت.
برخی ممکن است نگران باشند که پیروزی مجدد روحانی باعث تکرار و حتا صریح تر شدن تندروی های گذشته باشد.

☑️به نظر میرسد ماجرا چنین نیست.
به سه دلیل؛

1⃣یکم. نسبت دولت با مردم
#رشد_مردم
مردم در این انتخابات شناخت دقیقی از دولت پیدا کردند ولو اینکه به هر دلیلی روحانی را برای ادامه کارهای نیمه تمام گذشته انتخاب کرده باشند. بسیاری از ناگفته‌ها گفته شد. امروز این دولت با مردمی مواجه است که "می دانند". ادامه کتمان‌کاری‌ها ممکن نیست.


2⃣دوم.نسبت دولت با منتقدان.
#منتقد‌۱۶‌میلیونی
دولت آقای روحانی با جبهه انتقادی سرسختی مواجه است. این جریان انتقادی برای اولین بارست که چنین پرقدرت شکل می گیرد. بعد از هیچ انتخاباتی چنین جبهه یک پارچه و منسجمی ایجاد نشده است. البته سال 88 نمونه ای از این جریان منتقد یکپارچه در میان اصلاح طلبان در حال شکل گیری بود که با قانون گریزی سران آن از هم پاشید.
سال 92 هم به جهت تکثر نامزدهای اصولگرا، بعد از انتخابات این جبهه واحد منتقد شکل نگرفت. اما این دوره کاملا متفاوت است.
یک منتقد قدرتمند و متحد 16 میلیون نفری.

3⃣سوم. نسبت دولت با طرفداران.
#مطالبات_متفاوت
طرفداران دولت در دور دوم انتخابات تنها افراد سیاسی نیستند. بسیاری از کسانی که به روحانی رای دادند انتظار دارند کارهای ناتمام گذشته را تمام کند و به وعده های انتخاباتی اش جامه عمل بپوشاند. بی اعتنایی به وعده های انتخاباتی اینبار ممکن نیست چون با رای متن مردم استمرار یافته است نه صرفا آرای سیاسی. ناچار است کار کند.

به سه دلیل گفته شده انتظار می رود دولت روحانی در دور دوم انتخابات نسبت به دور اول کارآمدتر ظاهر شود.

👈اینجا درباره "پیروزی انقلابیون" در انتخابات نوشتم.👇
https://t.me/mahdian_mohsen/238

👈اینجا هم درباره بزرگترین اشتباه اصولگراها بعد از شکست👇
https://t.me/mahdian_mohsen/239


https://telegram.me/joinchat/AAAAADvUg2MEk7p60toRIw
🔷سهم اصولگراها در کناره گیری قالیباف

🔹محمدباقر قالیباف روز دوشنبه منتهی به انتخابات به نفع حجت الاسلام رئیسی کناره گیری کرد.
🔸اما سهم اصولگراها؟!
قالیباف از ابتدا اعلام کرده بود در این انتخابات یک نفر باید در رقابت نهایی بماند و یک هفته مانده به انتخابات این مطالبه را جدی تر کرد.
منطق ماجرا روشن بود.
در همه نظرسنجی ها روحانی به تنهایی در آستانه حدنصاب اکثریت بود و با توجه به آرای بالای مرددها در این انتخابات، می توانست در دور اول پیروز شود.

❗️خواست قالیباف "منطق روشن" داشت و کسی مخالف نبود؛ اما سوال این بود چه کسی؟

منطق نظرسنجی ها و آرایش سبدهای رای به روشنی نشان می داد که کناره گیری قالیباف 50 درصد به نفع رئیسی است و 50 درصد دیگر به سبد روحانی ریخته می شود. از سوی دیگر در تمام نظرسنجی ها قالیباف بالاتر از رئیسی قرار داشت هرچند رشد او متوقف و رئیسی در حال رشد بود.

پس هم به جهت کمیت آرا و هم کیفیت آرا یعنی ترکیب آرا، ماندن قالیباف منطقی بود. قالیباف معتقد بود با این شرایط یک نفر باید بماند و لازم بود اصولگرا ها پیشقدم شوند و رئیسی را مجاب به کناره گیری کنند؛ نکردند و در نهایت قالیباف با "فداکاری" کناره گیری کرد.

🔻اما چرا اصولگراها سمت رئیسی رفتند؟
پاسخ بزرگان اصولگرا چنین بود که این عِده و عُده سیاسی جناب رئیسی و حامیان کف خیابان اجازه نمی دهند که او کناره گیری کند.

اما اشتباه اصولگراها کجا بود؟
2 اشتباه داشتند. یکی تحلیل آرای جانفداها و بی توجهی به سرنوشت دوقطبی سازی خشن و دوم بی عملی شان در مواجه منطقی با جان فداها.

اشتباه اول آنها در تحلیل آرای #جانفداها این بود که خیال می کردند اگر آقای رئیسی کناره گیری کند در توجیه آنها دچار مشکل می شوند.
برخلاف تصورشان، جانفداها و آرای ایدئولوژیک ممکن است با حذف نامزد محبوب شان " #اعتراض_سخت" کنند ولی حداقل رایشان به سمت نامزد رقیب نمی رود.

دوم اینکه توجه نکردند آنچه باعث پیروزی روحانی می شود دوقطبی های متعصب و خشن است که این تنها با حضور رئیسی ساخته می شود. بسیاری از آرایی که سمت روحانی رفت از "نه به رئیسی" بود. هرچند این #دوقطبی_متعصب ناشی از #رقیب‌هراسی دروغین حریف بود ولی زمینه پذیرش آن به هر دلیل(حق و ناحق) وجود داشت، حال انکه این دوقطبی را نمی توانستند با قالیباف درست کنند.

در نهایت اینکه اصولگرا ها دو اشتباه کردند. هم در تحلیل صحنه و دومی که بدتر است در بی عملی شان. بی عملی از اینکه نخواستند و اعتماد به نفس لازم را برای هدایت پایگاه اجتماعی جناب رئیسی نداشتند.

هدایت پایگاه اجتماعی رئیسی هرچند سخت بود ولی بدون ریسک بود چون اطمینان وجود داشت که سمت صندوق روحانی نمی روند حال آنکه درباره جابجایی پایگاه رای قالیباف هیچ تضمینی وجود نداشت.

#درباره_انتخابات. بخش چهارم

https://telegram.me/joinchat/AAAAADvUg2MEk7p60toRIw
🛑بعد از شکست چه باید کرد؟

🔸اصولگراها بعد از اینکه با قهر آرای خاکستری، در انتخابات مجلس مواجه شدند و شکست خوردند تصمیم گرفتند از پیله حزبی و طائفه ای و قبیله ای خارج شوند و به هویت اصیل شان بازگردند.
حرفهای انتقادی خوبی توسط جوانترهای اصولگرا مطرح شد ولی تغییری حاصل نشد. چرا؟ چون جذابیت و هیجان پشت تلگرام و توئیتر نشستن بیشتر بود. به زبان نیامد ولی در خلوت شان خدمت به مردم را "اوقات فراغت فانتزی جوانترها" می دانستند و "شمشیر زدن در شبکه های اجتماعی" را کار بزرگترها و ریش سفیدها.

🔷این دوره بازهم شکست خوردیم. رای اصولگراها همان رای سال 92 بود درحالیکه اینبار آرای خاکستری هم قهر نکردند و آمدند. اصولگراها شکست خوردند چون نتوانستند خودشان را ثابت کنند. نتوانستند تصویر واقعی شان را به مردم منتقل کنند. این بدفهمی دو دلیل داشت.
یکی تدلیس و وارونه نمایی و رقیب هراسی حریف و دیگری ناتوانی اصولگراها از معرفی خود به مردم.

⚡️اولی که هیچ؛ اما دومی چرا؟
👈مساله این است که شب انتخابات تنها دو راه وجود دارد؛ یک حرف های هیجانی و شاخ دار و رقیب هراسی و سوار شدن بر "جهل مردم". دوم صداقت در معرفی و بیان وعده ها و قول ها و قرارها.

هیجان های کاذب و دروغین اثر کوتاه مدت دارد و نتیجه بخش است اما قاعدتا نامزد متدین و اخلاقی اهلش نیست. اما راه دوم صداقت است که احتمالا در هجمه بداخلاقی های حریف، بی اثر است.
🔴با این دست فرمان باقی انتخابات ها را هم باید واگذار کنیم. پس راه حل چیست؟

"صداقت" وقتی در کوتاه مدت و صحنه اجتماع جواب می دهد که "اعتماد" باشد. اعتماد تنها و تنها زمانی ایجاد می شود که "علقه محبتی" با مردم شکل بگیرد.

این علقه محبتی ایجاد نمی شود مگر با "کار اجتماعی" و "خدمت رسانی محسوس".

"هویت انقلابی" ما "خدمت رسانی به محرومین" و "توجه به مردم" است. مردم به ماهو مردم. طبقه متوسط نیز مردم است. بی حجاب و کم حجاب و مطرب هم مردمند. هویت جوان انقلابی "دیدن و توجه" به مردم و فعالیت اجتماعی با چنین گستره ایست. یک گام فراتر نیز خادمی مردم مستضعف و پابرهنه است.

این "کار اجتماعی" و "خادمی محرومین" علقه محبتی می سازد. اعتماد ایجاد می کند و در نهایت صداقت را باور می کنند و تاب مقابله با جهل پراکنی ها را خواهند داشت.
🚫اشتباه نکنیم؛ غرض صرفا انتخابات و قدرت نیست. برای دفاع از انقلاب به این اعتماد نیاز داریم.
۴ سال فرصت هست تا به هویت اصیلمان بازگردیم.

#درباره_انتخابات. بخش پنجم

https://telegram.me/joinchat/AAAAADvUg2MEk7p60toRIw
📍غیبت معنادار اصولگراها

🔷این انتخابات بدون حضور چهره های اصولگرا برگزار شد. لازم نیست اسم ببریم؛ اما بسیاری از آنها حاضر نبودند و نقشی نداشتند. شاید یک دلیل، تمرکز آنها در جمنا و عبور قالیباف و رئیسی از کنار آنها باشد. اما در هر صورت حضور نداشتند؛ به جز عده ای که منتخب خود رئیسی بودند و بغیر از جلیلی که تمام قوا پای کار رئیسی بود، جای خالی باقی اصولگراها احساس می شد. قالیباف که تنها آمد و تنها رفت.

موضوع این نیست که حضور آنها می توانست "چه کند" یا "نکند"، مساله این است که "غیبت چهره های اصولگرا" در این انتخابات یک امتحان سیاسی بود و فراموش نخواهد شد. ژنرال های اصولگرا در تقابل روشن دو جریان سیاسی حاضر نشدند نقش آفرینی کنند.

🔴اما علت چه بود؟ چرا در صحنه حاضر نشدند؟
سوال را باید به نحو دیگری مطرح کرد؛ اصولگراها چه باید می کردند که نکردند؟ آیا نقش آفرینی اصولگرها تنها تبلیغات و اعلام حمایت بود؟ تنها سخنرانی و اعلام موضع بود؟ اینطور نیست.

اصولگراها غایب بودند چون در دو برهه حساس حضور نداشتند.
مرحله نخست پیش از ثبت نام ها بود. وقتی که باید تلاش می کردند نامزد اصلح را به اصلح مقبول تبدیل می کردند. اساسا وظیفه جریان های سیاسی همین است. تبدیل "اصلح" به "اصلح مقبول" وظیفه گروه ها و شخصیت های سیاسی است. اما اصولگراها در انتظار فردی بودند که رای داشته باشد. فارغ از اینکه چه کسی اصلح است، نشستند تا از آسمان یکی برسد. اگر همان روز تلاش اجتماعی می کردند با تعدد نامزدها مواجه نبودیم و به "وحدت هدایت شده" میرسیدیم نه "وحدت ناخواسته."

برهه دوم زمانی بود که باید تلاش می کردند پایگاه رای و جانفداهای رئیسی را پای کار قالیباف بیاورند. اما نکردند با اینکه می دانستند با کنار رفتن قالیباف آرای او حیف و میل می شود. ساده ترین راه را انتخاب کردند چون حاضر نبودند تلاشی کنند. چون در مقابل تعصب جان فداهای کف خیابان احساس ضعف و بی سلاحی می کردند.

🔷اما این بی عملی برای چیست؟
این بی عملی را می توانید در بستن لیست شورای شهر تهران نیز مشاهده کنید. وقتی بی هیچ برنامه ای منتظر نشستند که چه کسی ثبت نام می کند تا با آنها لیست ببندند؛ حتا نرفتند مذاکره کنند و چهره های جدید را به صحنه بیاورند.

این بی عملی ناشی از #عدم‌اعتماد_به_نفس است. اصولگراها "اعتماد به نفس سیاسی" خود را مقابل طرفداران شان از دست داده اند.

مدتهاست که پذیرفته اند باید #دنباله‌رو و پیرو پایگاه اجتماعی شان باشند نه #راهبر. تصمیمات گذشته آنها و شکست های پیاپی در انتخابات مختلف باعث شده است اعتماد به نفس خود را مقابل هواداران و طرفداران از دست بدهند و خلع سلاح کاریزماتیک شوند و قدرت تصمیم گیری و نقش آفرینی نداشته باشند.

🔸این 4 سال فرصتی برای بازسازی این اعتماد به نفس است.

#درباره_انتخابات. بخش ششم

https://telegram.me/joinchat/AAAAADvUg2MEk7p60toRIw