🔷4 گرفتاری اساسی در مدیریت ریزگردها
🔹هفته گذشته همراه با کاروان مدیران رسانه ای در سفر به #اهواز، فرصتی فراهم شد تا از نزدیک با معضل #ریزگردها در خوزستان آشنا شویم. با امام جمعه محترم اهواز و معاون استاندار و شهردار شهر و جمعی از فعالان محیط زیست استان دیدار داشتیم و در حاشیه بازدید مختصری از شهر و گپ و گفتی کوتاه با مردم، جمعبندی اجمالی از معضل کهنه شده ریزگردها داشتیم که به نظر می رسد حل وفصل آن، زنجیره ای از مشکلات را مرتفع می سازد.
🔸مجموعه دریافت های تحلیلی از مدیریت ریزگردها در 4 سرفصل قابل ارائه است؛
1⃣یکم. #حقیقت ماجرا
اولین و اساسی ترین مساله، حقیقت زیست محیطی ریزگردها است. مساله این است که بر خلاف تصور رایج، عمده حجم ریزگردها در استان خوزستان #منشا_داخلی دارد تا خارجی. این که ترکیب سهم به چه نحوی است، کارشناسی بیشتری می طلبد اما اجمالا #بی_اعتنایی به منشا داخلی ریزگردها از جمله نکاتی است که به اتفاق مورد انتقاد مردم و کارشناسان بود.
همین کتمان حقیقت منجر به ارائه #آدرس_غلط مسئولین فرا محلی از منشا ریزگردها و در نهایت دلخوری مردم شده است.
2⃣دوم. #مدیریت_بحران
مساله دومی که در نتیجه دیدار با برخی مسئولین و گفت وگو ها روشن شد، ضعف نهادی مدیریت بحران است. متاسفانه هیچ یک از مسئولین شهری، مسئولیت مدیریت این معضل را برعهده ندارند و مشخصا هیچ مسوولی حاضر نبود مسئولیت کل ماجرا را بپذیرد و البته این ضعف مدیریتی بیش از هرچیز معطوف به اشکالات قانونی و نهادی در این میان بود. به عنوان مثال نوع تعارض برنامه ریزی بین نهادهای ملی با نهادهای استانی، باعث بخشی از #بهم_ریختگی مدیریتی شده است.
شهرداری معتقد بود وظایف خودش را در مساله ریزگردها انجام داده است و کارهای باقی مانده ضعف دیگر نهادهاست و بالعکس.
✔️خلاصه اینکه مهمترین ضعف در این حوزه عدم یک مدیریت واحد و کارامد با تصمیم گیری منسجم و استانی و دارای اختیارات کافی است که همین سبب می شود افزایش بودجه بتنهایی نتواند مشکل مردم را حل و فصل کند.
3⃣سوم. تصمیمات #رانتی
یکی از مهمترین نتایج این سفر، مشاهده محسوس سیاست هایی است که متاسفانه در بهترین گمانه زنی، ناشی از #چانه_زنی های قومی و بخشی است. بسیاری از تصمیمات در بهم زدن های طبیعت خوزستان طی سالهای گذشته، آسیب های جبران ناپذیری داشته که گریبان مردم و مسئولین شهر را گرفته است. تصمیماتی شبیه سدسازی های بی رویه و غیرکارشناسی و بدون توجه به ملاحظات و پیوست های بومی و منطقه ای باعث شده است تخریب های پی در پی در طبیعت ایجاد شود که کمترین اش گرد و غبار شهر و قطعی برق و آب است.
❗️هنوز برآورد دقیقی از ضرر و زیان های اجتماعی و اقتصادی ریزگردها و از همه مهمتر اثرش بر سلامت مردم وجود ندارد؛ لذا تعلل در اصلاح برخی تصمیمات غلط گذشته، می تواند مشکلات موجود را استمرار و فزونی بخشد.
💢علت این تصمیمات غلط نیز در دو سر فصل قابل جمعبندی است.
🔸یکم. برخی تصمیمات بخشی و بدون پیوست های کارشناسی است که اغلب نیز ناشی از چانه زنی های سیاسی و قومی اتخاذ شده است.
🔸دوم برخی تعارض های تصمیم گیری و مدیریتی بین نهادهای ملی مثل شرکت نفت با برنامه ریزی و مدیریت محلی است.
4⃣چهارم. #بی_اعتمادی مردم
یکی از عناصر موثر بر مدیریت بحران، القای این واقعیت در جامعه است که مسئولین در پی تلاش و اصلاح وضعیت و بهبود شرایط هستند.
کتمان حقیقت و ارجاع آن به خارج از مرزها، همراه با حواله مشکلات به گذشته و دولت های سابق نوعی بی اعتمادی به مسوولین را فراهم کرده است که اجازه نمی دهد حتا تلاش های مشفقانه هم دیده شود.
از سویی دیگر برخی کم توجهی ها به ساماندهی مشکلات شهری باعث شده است سرمایه اعتمادی مردم شکسته شود. گشت و گذار ساده ای در شهر اهواز نشان می دهد که مسئولین شهری به هر دلیل، همت لازم را برای نگهداری و مدیریت شهری در اندازه یک مرکز استان نداشتند. از وضعیت فاضلاب شهری گرفته تا آلوده شدن آب کارون با پساب ها و پسماندهای بهداشتی و کمبود فضای سبز و کسری در حمل و نقل عمومی و غیره که همه و همه نشان دهنده نوعی کم اعتنایی به مدیریت کارآمد شهری است.
🔴مجموعه عوامل این تلقی را بین مردم ایجاد کرده است که مسئولین شهری و استانی دست روی دست گذاشتند و هیچ اقدام موثری برای رفع مشکلات انجام نمی دهند؛ چه بسا این تلقی عمومی از خود ریزگردها پرهزینه تر است.
✅خلاصه آنچه این روزها شاهدیم بیش از آنکه مشکل فرامرزی و کمبود بودجه و اشکال دولت های سابق باشد، ضعف های مدیریتی و اشکالات در تصمیم گیری ها است.
✳️در نهایت اینکه آنچه امروز در خوزستان می گذرد، از هیچ منظری متناسب با حرمت این مردم و حریم تاریخی این استان نیست.
محسن مهدیان
روزنامه همشهری
@mahdian_mohsen
🔹هفته گذشته همراه با کاروان مدیران رسانه ای در سفر به #اهواز، فرصتی فراهم شد تا از نزدیک با معضل #ریزگردها در خوزستان آشنا شویم. با امام جمعه محترم اهواز و معاون استاندار و شهردار شهر و جمعی از فعالان محیط زیست استان دیدار داشتیم و در حاشیه بازدید مختصری از شهر و گپ و گفتی کوتاه با مردم، جمعبندی اجمالی از معضل کهنه شده ریزگردها داشتیم که به نظر می رسد حل وفصل آن، زنجیره ای از مشکلات را مرتفع می سازد.
🔸مجموعه دریافت های تحلیلی از مدیریت ریزگردها در 4 سرفصل قابل ارائه است؛
1⃣یکم. #حقیقت ماجرا
اولین و اساسی ترین مساله، حقیقت زیست محیطی ریزگردها است. مساله این است که بر خلاف تصور رایج، عمده حجم ریزگردها در استان خوزستان #منشا_داخلی دارد تا خارجی. این که ترکیب سهم به چه نحوی است، کارشناسی بیشتری می طلبد اما اجمالا #بی_اعتنایی به منشا داخلی ریزگردها از جمله نکاتی است که به اتفاق مورد انتقاد مردم و کارشناسان بود.
همین کتمان حقیقت منجر به ارائه #آدرس_غلط مسئولین فرا محلی از منشا ریزگردها و در نهایت دلخوری مردم شده است.
2⃣دوم. #مدیریت_بحران
مساله دومی که در نتیجه دیدار با برخی مسئولین و گفت وگو ها روشن شد، ضعف نهادی مدیریت بحران است. متاسفانه هیچ یک از مسئولین شهری، مسئولیت مدیریت این معضل را برعهده ندارند و مشخصا هیچ مسوولی حاضر نبود مسئولیت کل ماجرا را بپذیرد و البته این ضعف مدیریتی بیش از هرچیز معطوف به اشکالات قانونی و نهادی در این میان بود. به عنوان مثال نوع تعارض برنامه ریزی بین نهادهای ملی با نهادهای استانی، باعث بخشی از #بهم_ریختگی مدیریتی شده است.
شهرداری معتقد بود وظایف خودش را در مساله ریزگردها انجام داده است و کارهای باقی مانده ضعف دیگر نهادهاست و بالعکس.
✔️خلاصه اینکه مهمترین ضعف در این حوزه عدم یک مدیریت واحد و کارامد با تصمیم گیری منسجم و استانی و دارای اختیارات کافی است که همین سبب می شود افزایش بودجه بتنهایی نتواند مشکل مردم را حل و فصل کند.
3⃣سوم. تصمیمات #رانتی
یکی از مهمترین نتایج این سفر، مشاهده محسوس سیاست هایی است که متاسفانه در بهترین گمانه زنی، ناشی از #چانه_زنی های قومی و بخشی است. بسیاری از تصمیمات در بهم زدن های طبیعت خوزستان طی سالهای گذشته، آسیب های جبران ناپذیری داشته که گریبان مردم و مسئولین شهر را گرفته است. تصمیماتی شبیه سدسازی های بی رویه و غیرکارشناسی و بدون توجه به ملاحظات و پیوست های بومی و منطقه ای باعث شده است تخریب های پی در پی در طبیعت ایجاد شود که کمترین اش گرد و غبار شهر و قطعی برق و آب است.
❗️هنوز برآورد دقیقی از ضرر و زیان های اجتماعی و اقتصادی ریزگردها و از همه مهمتر اثرش بر سلامت مردم وجود ندارد؛ لذا تعلل در اصلاح برخی تصمیمات غلط گذشته، می تواند مشکلات موجود را استمرار و فزونی بخشد.
💢علت این تصمیمات غلط نیز در دو سر فصل قابل جمعبندی است.
🔸یکم. برخی تصمیمات بخشی و بدون پیوست های کارشناسی است که اغلب نیز ناشی از چانه زنی های سیاسی و قومی اتخاذ شده است.
🔸دوم برخی تعارض های تصمیم گیری و مدیریتی بین نهادهای ملی مثل شرکت نفت با برنامه ریزی و مدیریت محلی است.
4⃣چهارم. #بی_اعتمادی مردم
یکی از عناصر موثر بر مدیریت بحران، القای این واقعیت در جامعه است که مسئولین در پی تلاش و اصلاح وضعیت و بهبود شرایط هستند.
کتمان حقیقت و ارجاع آن به خارج از مرزها، همراه با حواله مشکلات به گذشته و دولت های سابق نوعی بی اعتمادی به مسوولین را فراهم کرده است که اجازه نمی دهد حتا تلاش های مشفقانه هم دیده شود.
از سویی دیگر برخی کم توجهی ها به ساماندهی مشکلات شهری باعث شده است سرمایه اعتمادی مردم شکسته شود. گشت و گذار ساده ای در شهر اهواز نشان می دهد که مسئولین شهری به هر دلیل، همت لازم را برای نگهداری و مدیریت شهری در اندازه یک مرکز استان نداشتند. از وضعیت فاضلاب شهری گرفته تا آلوده شدن آب کارون با پساب ها و پسماندهای بهداشتی و کمبود فضای سبز و کسری در حمل و نقل عمومی و غیره که همه و همه نشان دهنده نوعی کم اعتنایی به مدیریت کارآمد شهری است.
🔴مجموعه عوامل این تلقی را بین مردم ایجاد کرده است که مسئولین شهری و استانی دست روی دست گذاشتند و هیچ اقدام موثری برای رفع مشکلات انجام نمی دهند؛ چه بسا این تلقی عمومی از خود ریزگردها پرهزینه تر است.
✅خلاصه آنچه این روزها شاهدیم بیش از آنکه مشکل فرامرزی و کمبود بودجه و اشکال دولت های سابق باشد، ضعف های مدیریتی و اشکالات در تصمیم گیری ها است.
✳️در نهایت اینکه آنچه امروز در خوزستان می گذرد، از هیچ منظری متناسب با حرمت این مردم و حریم تاریخی این استان نیست.
محسن مهدیان
روزنامه همشهری
@mahdian_mohsen
🔴رابطه دولت 51 درصدی با اقلیت 4 درصدی
📍قالیباف شب گذشته دو گروه را مورد خطاب قرار داد؛ اول #دولتی ها و دوم #مافیای 4 درصدی.
👈رابطه ایندو چیست؟
⚡️چند نکته؛
1⃣اول اینکه برای اولین بار در تبلیغات انتخاباتی، انتقادها بجز "قدرت سیاسی" سمت یک "قدرت اقتصادی" رفته است. اینکار شجاعت می خواهد؛ چون بدون شک "موتور تخریب های مافیایی" کلید می خورد.
این مدل انتقادی را باید در نسبت "قدرت داران" و "قدرت سازان" تحلیل کرد.
قدرت سیاسی جابجا می شود اما جریانی وجود دارد که "همه زمانی" و "همه مکانی" است و خیلی ها را #وامدار می کند و با تغییر دولت ها جابجا نمی شود.
▫️اهمیت سخنان قالیباف اینجا است که رقیب مردم تنها یک "قدرت سیاسی انحرافی" نیست. در کنار این قدرت سیاسی، یک "جریان اقلیتی قدرت ساز" باید حذف شود.
منشا برخی قدرت ها از ناحیه ای است که نه "نظارت پذیر" است و نه "دموکراتیک"؛ اما از "ثبات" برخوردار است.
2⃣دوم. #تبار این اقلیت 4 درصدی چیست؟
این جریان 4 درصدی مافیای واردات و قاچاق و اقتصاد زیرزمینی است که بجهت "هم سودی" و "هم منافعی" با قدرت سیاسی پیوند می خورد. لذا مهمترین ویژگی این جریان #رانتی بودن آن است.
از سوی دیگر "سود سرشار" این جریان در آزاد سازی اقتصادی است ولذا با #لیبرالیسم_اقتصادی بیشترین "هم آوایی" و "هم سازی" را دارد؛ این درحالی است که محل تجمع #لیبرال_های_وطنی در این دولت است. لذا چه از جهت قدرت سیاسی و چه قدرت علمی و برنامه ریزی، با این دولت پیوندی درهم تنیده دارد.
3⃣سوم. رابطه رانت اقتصادی و قدرت سیاسی
مافیای 4درصدی نمی تواند بدون ارتباط به بدنه قدرت سیاسی "حیات" داشته باشد. نباید مافیای 4 درصدی را با "خلافکاران جیب زن" و "قاچاق چیان کول بر" اشتباه گرفت. این جریان برای حذف رقیب سیاسی دست به هرکاری می زند چون حیاتش به استقرار قدرت وابسته است. 4 درصدی ها در جای جای قدرت رد پا دارند.این گروه را «منتفعانِ وضع موجود»شکل می دهند.
⏹ اشتباه نشود؛ نباید تصور کرد که بین قدرت سیاسی و مافیای اقتصادی تبانی آشکار وجود دارد. گرچه ممکن است در مواردی هم تبانی شکل بگیرد اما عمده این رابطه از ناحیه "هم سودی" است. عهدی نانوشته که منجر به "تقسیم کار" می شود.
4⃣چهارم. رابطه اقلیت 4 درصدی و دولت 51 درصدی
دولت آقای روحانی، دولت "اکثریت 51 درصدی" است. با کمترین مقبولیت "قرار قدرت" یافته است. این قدرت به شدت متزلزل است و به آسانی می شکند.
❗️اما چه ارتباطی بین این #اکثریت_حداقلی با مافیای 4 درصدی وجود دارد؟
مهمترین ویژگی مافیای 4 درصدی، #عدم_شفافیت و #کدری است. دولتی با حداکثر آرا به قدرت می رسد که بالاترین سطح شفافیت را برای مردم ایجاد کند. اقبال مردم در شفافیت صورت می گیرد. اما توان مافیای 4 درصدی فراتر از ساخت یک دولت 51 درصدی نیست. علت هم این است که دشمن مافیای 4 درصدی، شفافیت است. هرمیزان شفافیت ایجاد شود این جریان زودتر نابود می شود.
برای همین مردمی تر شدن هر دولتی یعنی شفافیت که معادل نابودی بیشتر این مافیاست. لذا به حداقلی برای قدرت اکتفا می کند؛ امیدش به "دو قطبی ها توهمی" است. سازش و مقاومت، جنگ و صلح، مرگ و زندگی.
🛑اما با روشن تر شدن فضای سیاسی و نشستن "غبارهای موهومی" در دوقطبی های کاذب، "دولت اکثریت حداقلی" به سقوط نزدیک می شود.
https://telegram.me/joinchat/AAAAADvUg2MEk7p60toRIw
📍قالیباف شب گذشته دو گروه را مورد خطاب قرار داد؛ اول #دولتی ها و دوم #مافیای 4 درصدی.
👈رابطه ایندو چیست؟
⚡️چند نکته؛
1⃣اول اینکه برای اولین بار در تبلیغات انتخاباتی، انتقادها بجز "قدرت سیاسی" سمت یک "قدرت اقتصادی" رفته است. اینکار شجاعت می خواهد؛ چون بدون شک "موتور تخریب های مافیایی" کلید می خورد.
این مدل انتقادی را باید در نسبت "قدرت داران" و "قدرت سازان" تحلیل کرد.
قدرت سیاسی جابجا می شود اما جریانی وجود دارد که "همه زمانی" و "همه مکانی" است و خیلی ها را #وامدار می کند و با تغییر دولت ها جابجا نمی شود.
▫️اهمیت سخنان قالیباف اینجا است که رقیب مردم تنها یک "قدرت سیاسی انحرافی" نیست. در کنار این قدرت سیاسی، یک "جریان اقلیتی قدرت ساز" باید حذف شود.
منشا برخی قدرت ها از ناحیه ای است که نه "نظارت پذیر" است و نه "دموکراتیک"؛ اما از "ثبات" برخوردار است.
2⃣دوم. #تبار این اقلیت 4 درصدی چیست؟
این جریان 4 درصدی مافیای واردات و قاچاق و اقتصاد زیرزمینی است که بجهت "هم سودی" و "هم منافعی" با قدرت سیاسی پیوند می خورد. لذا مهمترین ویژگی این جریان #رانتی بودن آن است.
از سوی دیگر "سود سرشار" این جریان در آزاد سازی اقتصادی است ولذا با #لیبرالیسم_اقتصادی بیشترین "هم آوایی" و "هم سازی" را دارد؛ این درحالی است که محل تجمع #لیبرال_های_وطنی در این دولت است. لذا چه از جهت قدرت سیاسی و چه قدرت علمی و برنامه ریزی، با این دولت پیوندی درهم تنیده دارد.
3⃣سوم. رابطه رانت اقتصادی و قدرت سیاسی
مافیای 4درصدی نمی تواند بدون ارتباط به بدنه قدرت سیاسی "حیات" داشته باشد. نباید مافیای 4 درصدی را با "خلافکاران جیب زن" و "قاچاق چیان کول بر" اشتباه گرفت. این جریان برای حذف رقیب سیاسی دست به هرکاری می زند چون حیاتش به استقرار قدرت وابسته است. 4 درصدی ها در جای جای قدرت رد پا دارند.این گروه را «منتفعانِ وضع موجود»شکل می دهند.
⏹ اشتباه نشود؛ نباید تصور کرد که بین قدرت سیاسی و مافیای اقتصادی تبانی آشکار وجود دارد. گرچه ممکن است در مواردی هم تبانی شکل بگیرد اما عمده این رابطه از ناحیه "هم سودی" است. عهدی نانوشته که منجر به "تقسیم کار" می شود.
4⃣چهارم. رابطه اقلیت 4 درصدی و دولت 51 درصدی
دولت آقای روحانی، دولت "اکثریت 51 درصدی" است. با کمترین مقبولیت "قرار قدرت" یافته است. این قدرت به شدت متزلزل است و به آسانی می شکند.
❗️اما چه ارتباطی بین این #اکثریت_حداقلی با مافیای 4 درصدی وجود دارد؟
مهمترین ویژگی مافیای 4 درصدی، #عدم_شفافیت و #کدری است. دولتی با حداکثر آرا به قدرت می رسد که بالاترین سطح شفافیت را برای مردم ایجاد کند. اقبال مردم در شفافیت صورت می گیرد. اما توان مافیای 4 درصدی فراتر از ساخت یک دولت 51 درصدی نیست. علت هم این است که دشمن مافیای 4 درصدی، شفافیت است. هرمیزان شفافیت ایجاد شود این جریان زودتر نابود می شود.
برای همین مردمی تر شدن هر دولتی یعنی شفافیت که معادل نابودی بیشتر این مافیاست. لذا به حداقلی برای قدرت اکتفا می کند؛ امیدش به "دو قطبی ها توهمی" است. سازش و مقاومت، جنگ و صلح، مرگ و زندگی.
🛑اما با روشن تر شدن فضای سیاسی و نشستن "غبارهای موهومی" در دوقطبی های کاذب، "دولت اکثریت حداقلی" به سقوط نزدیک می شود.
https://telegram.me/joinchat/AAAAADvUg2MEk7p60toRIw
🚘حمایت از تولید و تناقض خودروی ایرانی
اسم #تولید_داخلی که میاد ناخواسته ذهن ها سمت #ایران_خودرو و #سایپا می رود. رفتار #انحصاری و #سوداگرانه خودروسازان داخلی در تولید خودروی بی کیفیت و گران قیمت، ذهنیت تاریخی مردم در حمایت از تولید را تخریب کردند.
اما باید چه کرد؟ آیا سال حمایت از تولید داخلی بهانه ای برای استمرار وضع کنونی و شرایط #رانتی برای برخی شرکت هاست؟
یک نکته را باید توجه کرد؛ بین #اقتصاد_مقاومتی با #خودکفائی_اقتصادی و یاخوداتکائی اقتصادی تفاوت است. اساسا امروزه حرف از خودکفائی اقتصادی بی معنی است. بجای خودکفائی باید از #استقلال_اقتصادی یا همان اقتصاد مقاومتی سخن گفت.
تفاوت ایندو چیست؟
خودکفائی یعنی اتکا به تولید داخلی فارغ از #رقابت با دنیا. اما استقلال یا همان اقتصاد مقاومتی یعنی حمایت از تولید داخلی برای رقابت با رقبای خارجی.
رهبری درباره اقتصاد مقاومتی می گویند اقتصادی که در مقابل تکانه ها و شوک های خارجی مقاوم باشد. شوک و تکانه خارجی فقط تحریم نیست. تولید کننده داخلی باید بتواند با رقیب مشابه خارجی رقابت کند؛ هم در قیمت و هم کیفیت. البته رسیدن به این مرحله #حمایت می خواهد.
با این توضیح حمایت از تولید داخلی باید همراه با دو #شرط باشد؛ #محدود باشد و #مشروط.
محدود باشد یعنی به تولید کننده فرصت داده شود تا فلان زمان مشخص، قدرت رقابت پیدا کند و احساس مادام العمری در حمایت رانتی و بازار انحصاری نداشته باشد.
دوم اینکه مشروط باشد که تولید کننده باید سود خود را از طریق رشد بهره وری کسب کند نه افزایش قیمت. باید به اشتغال و سرمایه گذاری و نوآوری و کیفی سازی توجه داشته باشد و با شاخص های کمی عملکرد این بخش در رقابت پذیری مورد ارزیابی قرار گیرد.
در غیر اینصورت حمایت از تولید داخلی فرصتی برای انحصار تولید کننده و ظلم به مصرف کننده می شود و بعد از مدتی تعصب لازم برای حمایت از تولید داخلی ازبین خواهد رفت.
@mahdian_mohsen
اسم #تولید_داخلی که میاد ناخواسته ذهن ها سمت #ایران_خودرو و #سایپا می رود. رفتار #انحصاری و #سوداگرانه خودروسازان داخلی در تولید خودروی بی کیفیت و گران قیمت، ذهنیت تاریخی مردم در حمایت از تولید را تخریب کردند.
اما باید چه کرد؟ آیا سال حمایت از تولید داخلی بهانه ای برای استمرار وضع کنونی و شرایط #رانتی برای برخی شرکت هاست؟
یک نکته را باید توجه کرد؛ بین #اقتصاد_مقاومتی با #خودکفائی_اقتصادی و یاخوداتکائی اقتصادی تفاوت است. اساسا امروزه حرف از خودکفائی اقتصادی بی معنی است. بجای خودکفائی باید از #استقلال_اقتصادی یا همان اقتصاد مقاومتی سخن گفت.
تفاوت ایندو چیست؟
خودکفائی یعنی اتکا به تولید داخلی فارغ از #رقابت با دنیا. اما استقلال یا همان اقتصاد مقاومتی یعنی حمایت از تولید داخلی برای رقابت با رقبای خارجی.
رهبری درباره اقتصاد مقاومتی می گویند اقتصادی که در مقابل تکانه ها و شوک های خارجی مقاوم باشد. شوک و تکانه خارجی فقط تحریم نیست. تولید کننده داخلی باید بتواند با رقیب مشابه خارجی رقابت کند؛ هم در قیمت و هم کیفیت. البته رسیدن به این مرحله #حمایت می خواهد.
با این توضیح حمایت از تولید داخلی باید همراه با دو #شرط باشد؛ #محدود باشد و #مشروط.
محدود باشد یعنی به تولید کننده فرصت داده شود تا فلان زمان مشخص، قدرت رقابت پیدا کند و احساس مادام العمری در حمایت رانتی و بازار انحصاری نداشته باشد.
دوم اینکه مشروط باشد که تولید کننده باید سود خود را از طریق رشد بهره وری کسب کند نه افزایش قیمت. باید به اشتغال و سرمایه گذاری و نوآوری و کیفی سازی توجه داشته باشد و با شاخص های کمی عملکرد این بخش در رقابت پذیری مورد ارزیابی قرار گیرد.
در غیر اینصورت حمایت از تولید داخلی فرصتی برای انحصار تولید کننده و ظلم به مصرف کننده می شود و بعد از مدتی تعصب لازم برای حمایت از تولید داخلی ازبین خواهد رفت.
@mahdian_mohsen