🔷دوره جدید جاهلیت خبری
احتمالا برای شما هم پیش آمده است که ساعتها مشغول تلگرام و دیگر شبکه های اجتماعی باشید اما باز هم از خبری جا بمانید. بی خبری فقط عقب ماندن از خبرنیست؛ خیلی وقت ها بی حسی خبری است؛ خیلی وقتها هم عبور از خبر است.
تلگرام با همه مزایا و محاسن ارتباطی اش، اما برخلاف ظاهر پرطمطراقش منشا #جاهلیت_نوین خبری است.
🔸جاهلیت خبری از کجاست؟
جاهلیت خبری زمانی اتفاق می افتد که جامعه بی خبر است اما تصور کند در دل خبر قرار دارد.
اما چطور ممکن است در این بازار پرهیاهوی خبر تلگرامی، جهل خبری رخ دهد؟ پاسخ به این سوال از چند وجه است.
1⃣یکم. #گم_شدن خبری
یکی از رخدادهای جدید خبررسانی گم شدن مخاطب است. بسیاری از اخبار مهم در لابه لای انتشار سراسیمه اخبار تلگرامی دست مخاطب نمی رسد و کمتر دیده می شود. به تعبیری یکی از مهمترین آثار خبررسانی تلگرامی گم شدن مخاطب در انبوه اخبار است.
2دوم. #کمرنگی خبری
اثر دوم کمرنگ شدن اخباری است که اهمیت دارند اما جذابیت ندارند. بسیاری از اخبار مهم که لازم است مردم از آن مطلع باشند در رقابت جذابیت ها خود به خود حذف می شوند و بسیاری از مخاطبین تلگرام از آن بی اطلاعند.
3⃣سوم. #بی_حسی خبری
انتشار هم زمان هزاران خبر در روز با حوزه های متنوع، مخاطب را دچار بی تفاوتی خبری می کند. پیش تر در رسانه های مکتوب و تصویری به #چینش اخبار در کنار هم برای انتقال به مخاطب اهمیت بسیاری داده می شد. مثلا هیچگاه یک خبر تلخ در رسانه ملی بلافاصله بعد از یک خبر مفرح منتشر نمی شد.
4⃣چهارم. #بی_اعتباری خبری
رسانه های تلگرامی در #رقابت #هوس_آلود برای جذب مخاطب به انتشار اخبار #جعلی و #بزرگنمایی های غیرواقعی روی میاورند و همین نیز در کوتاه مدت به توزیع اخبار نادرست و در میان مدت به بی اعتباری رسانه ها منجر می شود. مخاطب بعد از مدتی اعتمادش را به رسانه های تلگرامی از دست می دهد و به جهت فراوانی برندهای رسانه ای و گم شدن رسانه جاعل، بی اعتمادی اش به همه رسانه ها تسری می یابد.
5⃣پنجم. #سطحی_گرایی خبری
در شبکه های اجتماعی مخاطب خاص و حرفه ای قابل هدف گیری نیست و رسانه ها مجبورند برای طیف متنوعی از مخاطبین خبر تولید کنند. از سوی دیگر مخاطب عام در تلگرام به دنبال #جذابیت و #اختصار است. این دو عامل باعث می شود رسانه ها از خیر اخبار مهم اما غیر جذاب و مطول بگذرند. بنابراین چنین اخباری اساسا تولید نمی شود که خوانده شود.
6⃣ششم. #خام_فروشی خبری
یکی از آثار شبکه های اجتماعی ، خام فروشی خبری است. به این معنا که خبر بدون هرگونه ارزش افزوده #تکمیلی و جانبی منتشر می شود و مخاطب را #اقناع و #ارضا نمی سازد. علت این خلاء بزرگ خبری در غیبت فعالان حرفه ای رسانه ای است.
7⃣هفتم. #فراموشی خبری
یکی از نتایج خسارت بار شبکه های اجتماعی در حوزه خبررسانی، قطع کردن دنباله های خبری است. خبر باید با خبرهای پسینی پی گیری و تکمیل شود تا فراموش نشده و اثرگذار باشد.
حال آنکه در شبکه های اجتماعی عمر مفید یک سوژه خبری بسیار کوتاه است و به جهت دل زدگی خبری، رسانه ها قادر نیستند یک خبر را روی پیشخوان شبکه های اجتماعی بیشتر از کوتاه مدت نگه دارند و در نهایت سوژه های ستاره دار #ماندگاری نخواهند داشت و زود فراموش می شوند.
8⃣هشتم. #بی_تحلیلی خبری
پیشتر رسانه های ما دو بخش داشت. یک بخش خبر و بخش دیگر تحلیل اخبار. بخش تحلیل اخبار به جهاتی از خود خبر اهمیت بیشتری داشت. مخاطب کنار هر خبر، تحلیل های پیرامونی را مرور می کرد.
اساسا تفاوت رسانه ها در همین بخش بود. اما امروز به دلایلی که گفته شد تحلیل نه تولید و نه دیده می شود.
9⃣نهم. #بی_وزنی خبری
یکی از ویژگی های خبررسانی ماقبل تلگرام، وزن دهی خبری بود. یک خبر #تیتر_یک روزنامه می شد و خبر دیگر #تاپ_نیوز سایت و خبرگزاری. این مهم از جهت وزن دادن به اخبار بسیار اهمیت داشت. وزن اخبار که توسط اتاق تیتر تعیین می شد ناخوداگاه مخاطب را هدایت تحلیلی می کرد. اما در خبررسانی تلگرامی مخاطب درگیر وزن اخبار نمی شود و همه اخبار را در یک سطح مرور می کند.
🔟دهم. #بی_منبعی خبری
یکی از آثار خبررسانی تلگرامی شکل گیری رسانه های غیرحرفه ای و اما پرمخاطب است. #پرمخاطبی_بی_هزینه ، رسانه را بی نیاز از تولید خبر کرده است . به همین جهت تعامل خبری با منابع اطلاع رسانی بی معنی است. در نهایت منابع خبری خود به خود حذف می شوند و جای آنرا #توزیع اخبار دیگران و یا اخبار #جعلی می گیرد. در نهایت نه تنها منبع خبری در تلگرام حذف می شود بلکه اخبار مهم نزد منابع خبری حصر و منتشر نمی شوند.
🔷خلاصه اینکه ما به زودی با دوره جدیدی از جاهلیت خبری مواجه می شویم که مخاطب برخلاف تصورش که بر اخبار احاطه یافته است تنها درگیر خبر #حاشیه ای شده و از اخبار مهم و سرنوشت ساز جامعه جهانی غافل است.
محسن مهدیان
منبع: صبح نو
@mahdian_mohsen
احتمالا برای شما هم پیش آمده است که ساعتها مشغول تلگرام و دیگر شبکه های اجتماعی باشید اما باز هم از خبری جا بمانید. بی خبری فقط عقب ماندن از خبرنیست؛ خیلی وقت ها بی حسی خبری است؛ خیلی وقتها هم عبور از خبر است.
تلگرام با همه مزایا و محاسن ارتباطی اش، اما برخلاف ظاهر پرطمطراقش منشا #جاهلیت_نوین خبری است.
🔸جاهلیت خبری از کجاست؟
جاهلیت خبری زمانی اتفاق می افتد که جامعه بی خبر است اما تصور کند در دل خبر قرار دارد.
اما چطور ممکن است در این بازار پرهیاهوی خبر تلگرامی، جهل خبری رخ دهد؟ پاسخ به این سوال از چند وجه است.
1⃣یکم. #گم_شدن خبری
یکی از رخدادهای جدید خبررسانی گم شدن مخاطب است. بسیاری از اخبار مهم در لابه لای انتشار سراسیمه اخبار تلگرامی دست مخاطب نمی رسد و کمتر دیده می شود. به تعبیری یکی از مهمترین آثار خبررسانی تلگرامی گم شدن مخاطب در انبوه اخبار است.
2دوم. #کمرنگی خبری
اثر دوم کمرنگ شدن اخباری است که اهمیت دارند اما جذابیت ندارند. بسیاری از اخبار مهم که لازم است مردم از آن مطلع باشند در رقابت جذابیت ها خود به خود حذف می شوند و بسیاری از مخاطبین تلگرام از آن بی اطلاعند.
3⃣سوم. #بی_حسی خبری
انتشار هم زمان هزاران خبر در روز با حوزه های متنوع، مخاطب را دچار بی تفاوتی خبری می کند. پیش تر در رسانه های مکتوب و تصویری به #چینش اخبار در کنار هم برای انتقال به مخاطب اهمیت بسیاری داده می شد. مثلا هیچگاه یک خبر تلخ در رسانه ملی بلافاصله بعد از یک خبر مفرح منتشر نمی شد.
4⃣چهارم. #بی_اعتباری خبری
رسانه های تلگرامی در #رقابت #هوس_آلود برای جذب مخاطب به انتشار اخبار #جعلی و #بزرگنمایی های غیرواقعی روی میاورند و همین نیز در کوتاه مدت به توزیع اخبار نادرست و در میان مدت به بی اعتباری رسانه ها منجر می شود. مخاطب بعد از مدتی اعتمادش را به رسانه های تلگرامی از دست می دهد و به جهت فراوانی برندهای رسانه ای و گم شدن رسانه جاعل، بی اعتمادی اش به همه رسانه ها تسری می یابد.
5⃣پنجم. #سطحی_گرایی خبری
در شبکه های اجتماعی مخاطب خاص و حرفه ای قابل هدف گیری نیست و رسانه ها مجبورند برای طیف متنوعی از مخاطبین خبر تولید کنند. از سوی دیگر مخاطب عام در تلگرام به دنبال #جذابیت و #اختصار است. این دو عامل باعث می شود رسانه ها از خیر اخبار مهم اما غیر جذاب و مطول بگذرند. بنابراین چنین اخباری اساسا تولید نمی شود که خوانده شود.
6⃣ششم. #خام_فروشی خبری
یکی از آثار شبکه های اجتماعی ، خام فروشی خبری است. به این معنا که خبر بدون هرگونه ارزش افزوده #تکمیلی و جانبی منتشر می شود و مخاطب را #اقناع و #ارضا نمی سازد. علت این خلاء بزرگ خبری در غیبت فعالان حرفه ای رسانه ای است.
7⃣هفتم. #فراموشی خبری
یکی از نتایج خسارت بار شبکه های اجتماعی در حوزه خبررسانی، قطع کردن دنباله های خبری است. خبر باید با خبرهای پسینی پی گیری و تکمیل شود تا فراموش نشده و اثرگذار باشد.
حال آنکه در شبکه های اجتماعی عمر مفید یک سوژه خبری بسیار کوتاه است و به جهت دل زدگی خبری، رسانه ها قادر نیستند یک خبر را روی پیشخوان شبکه های اجتماعی بیشتر از کوتاه مدت نگه دارند و در نهایت سوژه های ستاره دار #ماندگاری نخواهند داشت و زود فراموش می شوند.
8⃣هشتم. #بی_تحلیلی خبری
پیشتر رسانه های ما دو بخش داشت. یک بخش خبر و بخش دیگر تحلیل اخبار. بخش تحلیل اخبار به جهاتی از خود خبر اهمیت بیشتری داشت. مخاطب کنار هر خبر، تحلیل های پیرامونی را مرور می کرد.
اساسا تفاوت رسانه ها در همین بخش بود. اما امروز به دلایلی که گفته شد تحلیل نه تولید و نه دیده می شود.
9⃣نهم. #بی_وزنی خبری
یکی از ویژگی های خبررسانی ماقبل تلگرام، وزن دهی خبری بود. یک خبر #تیتر_یک روزنامه می شد و خبر دیگر #تاپ_نیوز سایت و خبرگزاری. این مهم از جهت وزن دادن به اخبار بسیار اهمیت داشت. وزن اخبار که توسط اتاق تیتر تعیین می شد ناخوداگاه مخاطب را هدایت تحلیلی می کرد. اما در خبررسانی تلگرامی مخاطب درگیر وزن اخبار نمی شود و همه اخبار را در یک سطح مرور می کند.
🔟دهم. #بی_منبعی خبری
یکی از آثار خبررسانی تلگرامی شکل گیری رسانه های غیرحرفه ای و اما پرمخاطب است. #پرمخاطبی_بی_هزینه ، رسانه را بی نیاز از تولید خبر کرده است . به همین جهت تعامل خبری با منابع اطلاع رسانی بی معنی است. در نهایت منابع خبری خود به خود حذف می شوند و جای آنرا #توزیع اخبار دیگران و یا اخبار #جعلی می گیرد. در نهایت نه تنها منبع خبری در تلگرام حذف می شود بلکه اخبار مهم نزد منابع خبری حصر و منتشر نمی شوند.
🔷خلاصه اینکه ما به زودی با دوره جدیدی از جاهلیت خبری مواجه می شویم که مخاطب برخلاف تصورش که بر اخبار احاطه یافته است تنها درگیر خبر #حاشیه ای شده و از اخبار مهم و سرنوشت ساز جامعه جهانی غافل است.
محسن مهدیان
منبع: صبح نو
@mahdian_mohsen
🔷از قیام "محرومین" تا شورش اعتراضی "مادون طبقه"
🔷چگونه از "مستضعفین" به "گورخواب ها" رسیدیم؟
🔹تهران روزگاری شاهد محرومیت های سختی چون "چاله خانه" ها و "حلبی آباد"ها و غیره بود. اما این محرومیت به ظاهر نازیبا منشا انقلاب و مبارزه شد. همین طبقه مردم انقلاب کردند. اجماع انقلاب نویس ها و تاریخ نگارها این است که انقلاب بر گرده محرومین جامعه شکل گرفت. لذا حضرت امام به روشنی انقلاب را مدیون قیام مستضعفین می دانند.
سالهای بعد پدیده هایی چون #حلبی آباد ها و #چاله میدان ها از بین رفت اما محرومیت به شکل دیگری استمرار یافت. اما این بقا و مداومت تنها در ظاهر فقر نبود؛ گویی جنس و محتوای این محرومیت نیز تغییر یافته است.
❓❗️سوال این است که چطور از #مستضعفین به #گور_خواب رسیدیم؟ فقر همان فقر است؛ اما گورخواب و معتادان متجاهر و خیابان خواب ها هم همان مستضعفین اول انقلابند؟ اگر نه؛ چه اتفاقی افتاده است؟ چه کسی مقصر است؟
پاسخ به این سوال را می توان در یک گزاره خلاصه کرد. مستضعفین و محرومینی مستعد قیامند، که از درون "#جنگ_فقر_و_غنا" درآیند؛ نه "#رقابت_فقیر_و_غنی".
👈به تعبیر دیگر ، مستضعفین محصول جنگ فقر و غنایند و گورخواب نتیجه قهری رقابت فقیر وغنی.
در نگاه حضرت امام، محرومین قوه اولیه نهضت اسلامی و قیام الله است. حضرت امام محرومین را میراث داران و پیشتازان انقلاب معرفی می کنند و این انقلاب را مدیون پابرهنه ها و مستضعفین می دانند.
🔴حضرت امام نه صرفا با تعریف و تمجید و بلکه با نشان دادن جایگاه حقیقی محرومیت در نظام الهی، #کرامتی از این طبقه اجتماعی تصویر می کرد که براساس استعداد وجودی اش، قدرت قیام و مبارزه با ظلم پیدا می کند. با چنین رویکردی حضرت امام جنگ فقر و غنا را جنگ حق و باطل و جنگ استضعاف و استکبار معرفی می کنند.
بکار بردن تعبیر «جنگ » برای رویاروئی میان «فقر و غنا» ناظر بر شدت اهمیت و حساسیت مساله برای نظام اسلامی است.
نظام توجهی انقلاب و امام به محرومین را باید در یک "تعبیر کانونی" سراغ گرفت؛ "#احساس_کرامت". از طرفی تاکید امام بر مذموم بودن غنا و رفاه طلبی، خاصه برای مسوولین اشاره به تکلیفی برای طرد این پدیده شوم از صحنه نظام اسلامی دارد.
🚩اما این جنگ چه سرنوشتی پیدا کرد؟ چه اتفاقی افتاد که رویارویی تمام قد فقر و غنا به رقابت فقیر و غنی تبدیل شد؟
آنچه محرومیت را به صحنه #مبارزه می کشد عزت نفس و کرامت درونی است. تقابل تمام عیار با ظلم و سرمایه داری است که عزت ساز است. جنگ فقر و غنا عرصه اجتماعی و جولان چنین احساس درونی است. حال آنکه رقابت فقیر و غنی این حس درونی که کرامت و عزت نفس است نابود می کند؛ تا آنجه که فقیر خودش را #طفیلی_سرمایه دار می داند.
مجموع سیاست های اقتصادی و تدابیر سیاسی و برنامه ریزی های فرهنگی، چنان کرد که کاخ نشینی در جامعه به "ارزش غالب" تبدیل شود.
این ارزش با پیشتازی مسوولین و کارگزاران وجاهت سیاسی گرفت. با گسترش اقتصاد سرمایه داری، به صورت اقتصادی نهادینه و با هجمه فرهنگ غربی، تبدیل به سبک زندگی اجتماعی شد.
نهادینه شدن اجتماعی کاخ نشینی و تقویت اقتصادی این مفهوم در حوزه اقتصاد و تثبیت آن با زندگی کارگزاران حکومتی، باعث شد رقابت سیری ناپذیری برای دست یابی به این ارزش مسلط صورت بگیرد. اتفاقی که افتاد تنها حاکم شدن سبک زندگی سرمایه داری نبود. هزینه فزون تر، از دست دادن کرامت در میان طبقات محروم جامعه بود. از دست دادن این کرامت درونی باعث شد جنگ اولیه به رقابتی نامتناهی تبدیل شود که هیچگاه طبقات پایین درآمد جامعه، غالب نشوند و این مغلوب شدن تاریخی زمینه از بین بردن کرامت درونی را ایجاد کند.
✅پدیده امروزی که با آن مواجهیم؛ حاشیه نشینی یا #مادون_طبقه است. طبقه ای که از فرهنگ محرومیت کنده شده است و عطش رفاه زدگی امانش را بریده است و چه آنکه به مقصود هم نمی رسد.
مادون طبقه بیشتر از درون شکست خورده است. این کرامت زائل شده سبب شد جامعه ای #اعتراضی شکل بگیرد که نمایش اعتراضش بیشتر ضربه زدن به خودش است تا جامعه.
📍امروز پدیده گورخوابی و خیابان خوابی و خانه های اعتیاد و فساد، سبک اعتراضی جامعه مادون طبقه است.
سیطره سرمایه داری در جامعه ما با ایجاد رقابت فقیر و غنی باعث شکست درونی کرامت شد و میراث داران انقلاب را ابتدا به دهک های پایین درآمدی و در نهایت به گورخواب های حاشیه نشین تبدیل کرد.
و البته در این میان آنانکه وارد این رقابت نشدند و خوی محرومیت را حفظ کردند همان کسانی هستند که امروز در دفاع از ارزش های انقلابی پیشرو هستند. و آنانکه خوی این محورمیت را احساس و مزه پابرهنگی را چشیده و در خود حفظ کرده اند کسانی اند که هم قدرت قیام دارند و هم قدرت صدور محتوای عالمیگر آن.
محسن مهدیان
منبع: همشهری محله
@mahdian_mohsen
🔷چگونه از "مستضعفین" به "گورخواب ها" رسیدیم؟
🔹تهران روزگاری شاهد محرومیت های سختی چون "چاله خانه" ها و "حلبی آباد"ها و غیره بود. اما این محرومیت به ظاهر نازیبا منشا انقلاب و مبارزه شد. همین طبقه مردم انقلاب کردند. اجماع انقلاب نویس ها و تاریخ نگارها این است که انقلاب بر گرده محرومین جامعه شکل گرفت. لذا حضرت امام به روشنی انقلاب را مدیون قیام مستضعفین می دانند.
سالهای بعد پدیده هایی چون #حلبی آباد ها و #چاله میدان ها از بین رفت اما محرومیت به شکل دیگری استمرار یافت. اما این بقا و مداومت تنها در ظاهر فقر نبود؛ گویی جنس و محتوای این محرومیت نیز تغییر یافته است.
❓❗️سوال این است که چطور از #مستضعفین به #گور_خواب رسیدیم؟ فقر همان فقر است؛ اما گورخواب و معتادان متجاهر و خیابان خواب ها هم همان مستضعفین اول انقلابند؟ اگر نه؛ چه اتفاقی افتاده است؟ چه کسی مقصر است؟
پاسخ به این سوال را می توان در یک گزاره خلاصه کرد. مستضعفین و محرومینی مستعد قیامند، که از درون "#جنگ_فقر_و_غنا" درآیند؛ نه "#رقابت_فقیر_و_غنی".
👈به تعبیر دیگر ، مستضعفین محصول جنگ فقر و غنایند و گورخواب نتیجه قهری رقابت فقیر وغنی.
در نگاه حضرت امام، محرومین قوه اولیه نهضت اسلامی و قیام الله است. حضرت امام محرومین را میراث داران و پیشتازان انقلاب معرفی می کنند و این انقلاب را مدیون پابرهنه ها و مستضعفین می دانند.
🔴حضرت امام نه صرفا با تعریف و تمجید و بلکه با نشان دادن جایگاه حقیقی محرومیت در نظام الهی، #کرامتی از این طبقه اجتماعی تصویر می کرد که براساس استعداد وجودی اش، قدرت قیام و مبارزه با ظلم پیدا می کند. با چنین رویکردی حضرت امام جنگ فقر و غنا را جنگ حق و باطل و جنگ استضعاف و استکبار معرفی می کنند.
بکار بردن تعبیر «جنگ » برای رویاروئی میان «فقر و غنا» ناظر بر شدت اهمیت و حساسیت مساله برای نظام اسلامی است.
نظام توجهی انقلاب و امام به محرومین را باید در یک "تعبیر کانونی" سراغ گرفت؛ "#احساس_کرامت". از طرفی تاکید امام بر مذموم بودن غنا و رفاه طلبی، خاصه برای مسوولین اشاره به تکلیفی برای طرد این پدیده شوم از صحنه نظام اسلامی دارد.
🚩اما این جنگ چه سرنوشتی پیدا کرد؟ چه اتفاقی افتاد که رویارویی تمام قد فقر و غنا به رقابت فقیر و غنی تبدیل شد؟
آنچه محرومیت را به صحنه #مبارزه می کشد عزت نفس و کرامت درونی است. تقابل تمام عیار با ظلم و سرمایه داری است که عزت ساز است. جنگ فقر و غنا عرصه اجتماعی و جولان چنین احساس درونی است. حال آنکه رقابت فقیر و غنی این حس درونی که کرامت و عزت نفس است نابود می کند؛ تا آنجه که فقیر خودش را #طفیلی_سرمایه دار می داند.
مجموع سیاست های اقتصادی و تدابیر سیاسی و برنامه ریزی های فرهنگی، چنان کرد که کاخ نشینی در جامعه به "ارزش غالب" تبدیل شود.
این ارزش با پیشتازی مسوولین و کارگزاران وجاهت سیاسی گرفت. با گسترش اقتصاد سرمایه داری، به صورت اقتصادی نهادینه و با هجمه فرهنگ غربی، تبدیل به سبک زندگی اجتماعی شد.
نهادینه شدن اجتماعی کاخ نشینی و تقویت اقتصادی این مفهوم در حوزه اقتصاد و تثبیت آن با زندگی کارگزاران حکومتی، باعث شد رقابت سیری ناپذیری برای دست یابی به این ارزش مسلط صورت بگیرد. اتفاقی که افتاد تنها حاکم شدن سبک زندگی سرمایه داری نبود. هزینه فزون تر، از دست دادن کرامت در میان طبقات محروم جامعه بود. از دست دادن این کرامت درونی باعث شد جنگ اولیه به رقابتی نامتناهی تبدیل شود که هیچگاه طبقات پایین درآمد جامعه، غالب نشوند و این مغلوب شدن تاریخی زمینه از بین بردن کرامت درونی را ایجاد کند.
✅پدیده امروزی که با آن مواجهیم؛ حاشیه نشینی یا #مادون_طبقه است. طبقه ای که از فرهنگ محرومیت کنده شده است و عطش رفاه زدگی امانش را بریده است و چه آنکه به مقصود هم نمی رسد.
مادون طبقه بیشتر از درون شکست خورده است. این کرامت زائل شده سبب شد جامعه ای #اعتراضی شکل بگیرد که نمایش اعتراضش بیشتر ضربه زدن به خودش است تا جامعه.
📍امروز پدیده گورخوابی و خیابان خوابی و خانه های اعتیاد و فساد، سبک اعتراضی جامعه مادون طبقه است.
سیطره سرمایه داری در جامعه ما با ایجاد رقابت فقیر و غنی باعث شکست درونی کرامت شد و میراث داران انقلاب را ابتدا به دهک های پایین درآمدی و در نهایت به گورخواب های حاشیه نشین تبدیل کرد.
و البته در این میان آنانکه وارد این رقابت نشدند و خوی محرومیت را حفظ کردند همان کسانی هستند که امروز در دفاع از ارزش های انقلابی پیشرو هستند. و آنانکه خوی این محورمیت را احساس و مزه پابرهنگی را چشیده و در خود حفظ کرده اند کسانی اند که هم قدرت قیام دارند و هم قدرت صدور محتوای عالمیگر آن.
محسن مهدیان
منبع: همشهری محله
@mahdian_mohsen
🚘حمایت از تولید و تناقض خودروی ایرانی
اسم #تولید_داخلی که میاد ناخواسته ذهن ها سمت #ایران_خودرو و #سایپا می رود. رفتار #انحصاری و #سوداگرانه خودروسازان داخلی در تولید خودروی بی کیفیت و گران قیمت، ذهنیت تاریخی مردم در حمایت از تولید را تخریب کردند.
اما باید چه کرد؟ آیا سال حمایت از تولید داخلی بهانه ای برای استمرار وضع کنونی و شرایط #رانتی برای برخی شرکت هاست؟
یک نکته را باید توجه کرد؛ بین #اقتصاد_مقاومتی با #خودکفائی_اقتصادی و یاخوداتکائی اقتصادی تفاوت است. اساسا امروزه حرف از خودکفائی اقتصادی بی معنی است. بجای خودکفائی باید از #استقلال_اقتصادی یا همان اقتصاد مقاومتی سخن گفت.
تفاوت ایندو چیست؟
خودکفائی یعنی اتکا به تولید داخلی فارغ از #رقابت با دنیا. اما استقلال یا همان اقتصاد مقاومتی یعنی حمایت از تولید داخلی برای رقابت با رقبای خارجی.
رهبری درباره اقتصاد مقاومتی می گویند اقتصادی که در مقابل تکانه ها و شوک های خارجی مقاوم باشد. شوک و تکانه خارجی فقط تحریم نیست. تولید کننده داخلی باید بتواند با رقیب مشابه خارجی رقابت کند؛ هم در قیمت و هم کیفیت. البته رسیدن به این مرحله #حمایت می خواهد.
با این توضیح حمایت از تولید داخلی باید همراه با دو #شرط باشد؛ #محدود باشد و #مشروط.
محدود باشد یعنی به تولید کننده فرصت داده شود تا فلان زمان مشخص، قدرت رقابت پیدا کند و احساس مادام العمری در حمایت رانتی و بازار انحصاری نداشته باشد.
دوم اینکه مشروط باشد که تولید کننده باید سود خود را از طریق رشد بهره وری کسب کند نه افزایش قیمت. باید به اشتغال و سرمایه گذاری و نوآوری و کیفی سازی توجه داشته باشد و با شاخص های کمی عملکرد این بخش در رقابت پذیری مورد ارزیابی قرار گیرد.
در غیر اینصورت حمایت از تولید داخلی فرصتی برای انحصار تولید کننده و ظلم به مصرف کننده می شود و بعد از مدتی تعصب لازم برای حمایت از تولید داخلی ازبین خواهد رفت.
@mahdian_mohsen
اسم #تولید_داخلی که میاد ناخواسته ذهن ها سمت #ایران_خودرو و #سایپا می رود. رفتار #انحصاری و #سوداگرانه خودروسازان داخلی در تولید خودروی بی کیفیت و گران قیمت، ذهنیت تاریخی مردم در حمایت از تولید را تخریب کردند.
اما باید چه کرد؟ آیا سال حمایت از تولید داخلی بهانه ای برای استمرار وضع کنونی و شرایط #رانتی برای برخی شرکت هاست؟
یک نکته را باید توجه کرد؛ بین #اقتصاد_مقاومتی با #خودکفائی_اقتصادی و یاخوداتکائی اقتصادی تفاوت است. اساسا امروزه حرف از خودکفائی اقتصادی بی معنی است. بجای خودکفائی باید از #استقلال_اقتصادی یا همان اقتصاد مقاومتی سخن گفت.
تفاوت ایندو چیست؟
خودکفائی یعنی اتکا به تولید داخلی فارغ از #رقابت با دنیا. اما استقلال یا همان اقتصاد مقاومتی یعنی حمایت از تولید داخلی برای رقابت با رقبای خارجی.
رهبری درباره اقتصاد مقاومتی می گویند اقتصادی که در مقابل تکانه ها و شوک های خارجی مقاوم باشد. شوک و تکانه خارجی فقط تحریم نیست. تولید کننده داخلی باید بتواند با رقیب مشابه خارجی رقابت کند؛ هم در قیمت و هم کیفیت. البته رسیدن به این مرحله #حمایت می خواهد.
با این توضیح حمایت از تولید داخلی باید همراه با دو #شرط باشد؛ #محدود باشد و #مشروط.
محدود باشد یعنی به تولید کننده فرصت داده شود تا فلان زمان مشخص، قدرت رقابت پیدا کند و احساس مادام العمری در حمایت رانتی و بازار انحصاری نداشته باشد.
دوم اینکه مشروط باشد که تولید کننده باید سود خود را از طریق رشد بهره وری کسب کند نه افزایش قیمت. باید به اشتغال و سرمایه گذاری و نوآوری و کیفی سازی توجه داشته باشد و با شاخص های کمی عملکرد این بخش در رقابت پذیری مورد ارزیابی قرار گیرد.
در غیر اینصورت حمایت از تولید داخلی فرصتی برای انحصار تولید کننده و ظلم به مصرف کننده می شود و بعد از مدتی تعصب لازم برای حمایت از تولید داخلی ازبین خواهد رفت.
@mahdian_mohsen