🔷فراتر از "حبیب الله"
🔷🔷"کوک چهارم" کفاش و "اقتصاد مقاومتی"
🔹چه وقت کسب #نانحلال می شود #مجاهدت؟ آیا هر کسب حلالی جهاد است؟ کسب حلال یک شاخص #کاسبحبیبالله است. یک شاخص در اقتصاد اسلامی است. اما #جهاداقتصادی فراتر از کسب نان حلال است.
یک نفر ممکن است در دکانش نشسته و خمس مالش را بدهد و به مشتری کالای نامرغوب نفروشد و دروغ نگوید و سودش متعارف باشد و غیره. اما #کسباخلاقی فراتر از کسب حلال است. اگر کسب حلال #حداقلی است کسب اخلاقی سقف کاسبی است که اتفاقا نهایت هم ندارد. پایان پذیر نیست.
🔹کاسب حبیب الله، کسب حداقلی دین است. کاسب اخلاق گرایی که دکانش را جزیی از یک نظام دینی می داند و مردم را نه تنها مشتری بلکه سرمایه های یک کشور می پندارد آنگاه کسبش فراتر از #عبادت که حتا #جهاد است و #مبارزه.
🔹با چنین کسبی است که یک اقتصاد پیش می رود و مردمداری یک کاسب تنها در چارچوب دکانش منحصر نمی ماند.
#کسبجهادگونه کسبی است که با اتکای بدان، فراتر از معاملات متداول بازار اثربخشی وجود دارد. جهاد کاسبی زمانی است که فراتر از رضایت مشتری مدنظر باشد. زمانیکه هم به رضایت مشتری فکر کنیم و هم رضایت اجتماع.
وقتی است که درک کنیم همین کاسبی، سنگر خیرخواهی اجتماعی است و هرکدام از ما سهمی در این خیرخواهی داریم. آنوقت تنها به کسب حلال حداقلی فکر نمی کنیم. فکر می کنیم که چطور میشود با همین کسب ساده کار مردم و یک کشور را پیش ببریم.
🔸داستان جالبی از حضرت #علامهجعفری نقل شده که خواندنی است. نقل شده یک روز بعد از پایان کلاس شرح معنوی، استاد علامه جعفری فرمودند: من خیلی فکر کردم و به این جمعبندی رسیدهام که رسالت 124 هزار پیغمبر در یک جمله خلاصه میشود و آن #کوکچهارم است و جمع مریدان مثل من با چشمانی گرد پرسان بودند که «کوک چهارم» چیست!؟
علامه با آن لهجه شیرین توضیح میدهند که: کسی کفشش را برای تعمیر نزد کفاش میبرد. کفاش با نگاهی میگوید این کفش سه کوک میخواهد و خرج کفش میشود فلان قدر. مشتری هم قبول میکند. کفاش دست به کار میشود. کوک اول. کوک دوم و در نهایت کوک سوم و تمام... اما... اما با یک نگاه عمیق درمییابد اگرچه کار تمام است ولی یک کوک دیگر اگر بزند عمر کفش بیشتر میشود و کفش کفشتر خواهد شد.
🔷البته حوالی همسایگی ما هستند مردمی که نگاهشان به کسب فراتر از حبیب الله شدن است؛ سقف پروازشان مجاهد الله است.
🔹آقای #عارف کاسب #محلهشهران است. امانت داری را در کاسبی یک اصل مهم می داند. کفش های دور ریز مشتری ها را گرفته و تعمیر می کند و بدست نیازمندان شهر می رساند.
🔸آقا #غلامعلیشهرابی کفاش #خیابانایران است. او نیز به سبک هم صنفی خود کفش های غیرسالم را تعمیر کرده و بعد از آماده سازی نیازمندان را به دکان خود دعوت می کند تا خودشان کشف انتخاب کنند. اما آقا غلامعلی یک ویژگی دیگر هم دارد و آن تاکید بر تولید کفش باکیفیت ایرانی است. برای همین نیز بین اهالی شهره است.
🔹علی آقا #صالح کفاش #شهرکولیعصر است. معتقد است رمز موفقیت یک کاسب اخلاق و مهربانی با مشتری است. اما یک اصل رعایت اخلاق را راهنمایی صحیح مشتری می داند. می گوید یکی از کارهای ما دکاندارها اطلاع دقیق به مشتری است. اینکه عوارض استفاده از کفش خارجی را منتقل کنیم.
🔸سعید #آذری کاسب خیابان #ولیعصر است. آقا سعید سالهاست که اجازه نداده است کفش خارجی وارد مغازه اش شود. در مغازه آقای آذری تابلویی نصب است که نوشته شده در "در این مغازه کفش چینی و خارجی نداریم"
🔷 #کوکسوم، #کسبحلال است و #کوکچهارم، #اقتصادمقاومتی.
🔸محسن مهدیان
http://yon.ir/b0gx
#همشهری_محله
🔷🔷"کوک چهارم" کفاش و "اقتصاد مقاومتی"
🔹چه وقت کسب #نانحلال می شود #مجاهدت؟ آیا هر کسب حلالی جهاد است؟ کسب حلال یک شاخص #کاسبحبیبالله است. یک شاخص در اقتصاد اسلامی است. اما #جهاداقتصادی فراتر از کسب نان حلال است.
یک نفر ممکن است در دکانش نشسته و خمس مالش را بدهد و به مشتری کالای نامرغوب نفروشد و دروغ نگوید و سودش متعارف باشد و غیره. اما #کسباخلاقی فراتر از کسب حلال است. اگر کسب حلال #حداقلی است کسب اخلاقی سقف کاسبی است که اتفاقا نهایت هم ندارد. پایان پذیر نیست.
🔹کاسب حبیب الله، کسب حداقلی دین است. کاسب اخلاق گرایی که دکانش را جزیی از یک نظام دینی می داند و مردم را نه تنها مشتری بلکه سرمایه های یک کشور می پندارد آنگاه کسبش فراتر از #عبادت که حتا #جهاد است و #مبارزه.
🔹با چنین کسبی است که یک اقتصاد پیش می رود و مردمداری یک کاسب تنها در چارچوب دکانش منحصر نمی ماند.
#کسبجهادگونه کسبی است که با اتکای بدان، فراتر از معاملات متداول بازار اثربخشی وجود دارد. جهاد کاسبی زمانی است که فراتر از رضایت مشتری مدنظر باشد. زمانیکه هم به رضایت مشتری فکر کنیم و هم رضایت اجتماع.
وقتی است که درک کنیم همین کاسبی، سنگر خیرخواهی اجتماعی است و هرکدام از ما سهمی در این خیرخواهی داریم. آنوقت تنها به کسب حلال حداقلی فکر نمی کنیم. فکر می کنیم که چطور میشود با همین کسب ساده کار مردم و یک کشور را پیش ببریم.
🔸داستان جالبی از حضرت #علامهجعفری نقل شده که خواندنی است. نقل شده یک روز بعد از پایان کلاس شرح معنوی، استاد علامه جعفری فرمودند: من خیلی فکر کردم و به این جمعبندی رسیدهام که رسالت 124 هزار پیغمبر در یک جمله خلاصه میشود و آن #کوکچهارم است و جمع مریدان مثل من با چشمانی گرد پرسان بودند که «کوک چهارم» چیست!؟
علامه با آن لهجه شیرین توضیح میدهند که: کسی کفشش را برای تعمیر نزد کفاش میبرد. کفاش با نگاهی میگوید این کفش سه کوک میخواهد و خرج کفش میشود فلان قدر. مشتری هم قبول میکند. کفاش دست به کار میشود. کوک اول. کوک دوم و در نهایت کوک سوم و تمام... اما... اما با یک نگاه عمیق درمییابد اگرچه کار تمام است ولی یک کوک دیگر اگر بزند عمر کفش بیشتر میشود و کفش کفشتر خواهد شد.
🔷البته حوالی همسایگی ما هستند مردمی که نگاهشان به کسب فراتر از حبیب الله شدن است؛ سقف پروازشان مجاهد الله است.
🔹آقای #عارف کاسب #محلهشهران است. امانت داری را در کاسبی یک اصل مهم می داند. کفش های دور ریز مشتری ها را گرفته و تعمیر می کند و بدست نیازمندان شهر می رساند.
🔸آقا #غلامعلیشهرابی کفاش #خیابانایران است. او نیز به سبک هم صنفی خود کفش های غیرسالم را تعمیر کرده و بعد از آماده سازی نیازمندان را به دکان خود دعوت می کند تا خودشان کشف انتخاب کنند. اما آقا غلامعلی یک ویژگی دیگر هم دارد و آن تاکید بر تولید کفش باکیفیت ایرانی است. برای همین نیز بین اهالی شهره است.
🔹علی آقا #صالح کفاش #شهرکولیعصر است. معتقد است رمز موفقیت یک کاسب اخلاق و مهربانی با مشتری است. اما یک اصل رعایت اخلاق را راهنمایی صحیح مشتری می داند. می گوید یکی از کارهای ما دکاندارها اطلاع دقیق به مشتری است. اینکه عوارض استفاده از کفش خارجی را منتقل کنیم.
🔸سعید #آذری کاسب خیابان #ولیعصر است. آقا سعید سالهاست که اجازه نداده است کفش خارجی وارد مغازه اش شود. در مغازه آقای آذری تابلویی نصب است که نوشته شده در "در این مغازه کفش چینی و خارجی نداریم"
🔷 #کوکسوم، #کسبحلال است و #کوکچهارم، #اقتصادمقاومتی.
🔸محسن مهدیان
http://yon.ir/b0gx
#همشهری_محله
🔷از قیام "محرومین" تا شورش اعتراضی "مادون طبقه"
🔷چگونه از "مستضعفین" به "گورخواب ها" رسیدیم؟
🔹تهران روزگاری شاهد محرومیت های سختی چون "چاله خانه" ها و "حلبی آباد"ها و غیره بود. اما این محرومیت به ظاهر نازیبا منشا انقلاب و مبارزه شد. همین طبقه مردم انقلاب کردند. اجماع انقلاب نویس ها و تاریخ نگارها این است که انقلاب بر گرده محرومین جامعه شکل گرفت. لذا حضرت امام به روشنی انقلاب را مدیون قیام مستضعفین می دانند.
سالهای بعد پدیده هایی چون #حلبی آباد ها و #چاله میدان ها از بین رفت اما محرومیت به شکل دیگری استمرار یافت. اما این بقا و مداومت تنها در ظاهر فقر نبود؛ گویی جنس و محتوای این محرومیت نیز تغییر یافته است.
❓❗️سوال این است که چطور از #مستضعفین به #گور_خواب رسیدیم؟ فقر همان فقر است؛ اما گورخواب و معتادان متجاهر و خیابان خواب ها هم همان مستضعفین اول انقلابند؟ اگر نه؛ چه اتفاقی افتاده است؟ چه کسی مقصر است؟
پاسخ به این سوال را می توان در یک گزاره خلاصه کرد. مستضعفین و محرومینی مستعد قیامند، که از درون "#جنگ_فقر_و_غنا" درآیند؛ نه "#رقابت_فقیر_و_غنی".
👈به تعبیر دیگر ، مستضعفین محصول جنگ فقر و غنایند و گورخواب نتیجه قهری رقابت فقیر وغنی.
در نگاه حضرت امام، محرومین قوه اولیه نهضت اسلامی و قیام الله است. حضرت امام محرومین را میراث داران و پیشتازان انقلاب معرفی می کنند و این انقلاب را مدیون پابرهنه ها و مستضعفین می دانند.
🔴حضرت امام نه صرفا با تعریف و تمجید و بلکه با نشان دادن جایگاه حقیقی محرومیت در نظام الهی، #کرامتی از این طبقه اجتماعی تصویر می کرد که براساس استعداد وجودی اش، قدرت قیام و مبارزه با ظلم پیدا می کند. با چنین رویکردی حضرت امام جنگ فقر و غنا را جنگ حق و باطل و جنگ استضعاف و استکبار معرفی می کنند.
بکار بردن تعبیر «جنگ » برای رویاروئی میان «فقر و غنا» ناظر بر شدت اهمیت و حساسیت مساله برای نظام اسلامی است.
نظام توجهی انقلاب و امام به محرومین را باید در یک "تعبیر کانونی" سراغ گرفت؛ "#احساس_کرامت". از طرفی تاکید امام بر مذموم بودن غنا و رفاه طلبی، خاصه برای مسوولین اشاره به تکلیفی برای طرد این پدیده شوم از صحنه نظام اسلامی دارد.
🚩اما این جنگ چه سرنوشتی پیدا کرد؟ چه اتفاقی افتاد که رویارویی تمام قد فقر و غنا به رقابت فقیر و غنی تبدیل شد؟
آنچه محرومیت را به صحنه #مبارزه می کشد عزت نفس و کرامت درونی است. تقابل تمام عیار با ظلم و سرمایه داری است که عزت ساز است. جنگ فقر و غنا عرصه اجتماعی و جولان چنین احساس درونی است. حال آنکه رقابت فقیر و غنی این حس درونی که کرامت و عزت نفس است نابود می کند؛ تا آنجه که فقیر خودش را #طفیلی_سرمایه دار می داند.
مجموع سیاست های اقتصادی و تدابیر سیاسی و برنامه ریزی های فرهنگی، چنان کرد که کاخ نشینی در جامعه به "ارزش غالب" تبدیل شود.
این ارزش با پیشتازی مسوولین و کارگزاران وجاهت سیاسی گرفت. با گسترش اقتصاد سرمایه داری، به صورت اقتصادی نهادینه و با هجمه فرهنگ غربی، تبدیل به سبک زندگی اجتماعی شد.
نهادینه شدن اجتماعی کاخ نشینی و تقویت اقتصادی این مفهوم در حوزه اقتصاد و تثبیت آن با زندگی کارگزاران حکومتی، باعث شد رقابت سیری ناپذیری برای دست یابی به این ارزش مسلط صورت بگیرد. اتفاقی که افتاد تنها حاکم شدن سبک زندگی سرمایه داری نبود. هزینه فزون تر، از دست دادن کرامت در میان طبقات محروم جامعه بود. از دست دادن این کرامت درونی باعث شد جنگ اولیه به رقابتی نامتناهی تبدیل شود که هیچگاه طبقات پایین درآمد جامعه، غالب نشوند و این مغلوب شدن تاریخی زمینه از بین بردن کرامت درونی را ایجاد کند.
✅پدیده امروزی که با آن مواجهیم؛ حاشیه نشینی یا #مادون_طبقه است. طبقه ای که از فرهنگ محرومیت کنده شده است و عطش رفاه زدگی امانش را بریده است و چه آنکه به مقصود هم نمی رسد.
مادون طبقه بیشتر از درون شکست خورده است. این کرامت زائل شده سبب شد جامعه ای #اعتراضی شکل بگیرد که نمایش اعتراضش بیشتر ضربه زدن به خودش است تا جامعه.
📍امروز پدیده گورخوابی و خیابان خوابی و خانه های اعتیاد و فساد، سبک اعتراضی جامعه مادون طبقه است.
سیطره سرمایه داری در جامعه ما با ایجاد رقابت فقیر و غنی باعث شکست درونی کرامت شد و میراث داران انقلاب را ابتدا به دهک های پایین درآمدی و در نهایت به گورخواب های حاشیه نشین تبدیل کرد.
و البته در این میان آنانکه وارد این رقابت نشدند و خوی محرومیت را حفظ کردند همان کسانی هستند که امروز در دفاع از ارزش های انقلابی پیشرو هستند. و آنانکه خوی این محورمیت را احساس و مزه پابرهنگی را چشیده و در خود حفظ کرده اند کسانی اند که هم قدرت قیام دارند و هم قدرت صدور محتوای عالمیگر آن.
محسن مهدیان
منبع: همشهری محله
@mahdian_mohsen
🔷چگونه از "مستضعفین" به "گورخواب ها" رسیدیم؟
🔹تهران روزگاری شاهد محرومیت های سختی چون "چاله خانه" ها و "حلبی آباد"ها و غیره بود. اما این محرومیت به ظاهر نازیبا منشا انقلاب و مبارزه شد. همین طبقه مردم انقلاب کردند. اجماع انقلاب نویس ها و تاریخ نگارها این است که انقلاب بر گرده محرومین جامعه شکل گرفت. لذا حضرت امام به روشنی انقلاب را مدیون قیام مستضعفین می دانند.
سالهای بعد پدیده هایی چون #حلبی آباد ها و #چاله میدان ها از بین رفت اما محرومیت به شکل دیگری استمرار یافت. اما این بقا و مداومت تنها در ظاهر فقر نبود؛ گویی جنس و محتوای این محرومیت نیز تغییر یافته است.
❓❗️سوال این است که چطور از #مستضعفین به #گور_خواب رسیدیم؟ فقر همان فقر است؛ اما گورخواب و معتادان متجاهر و خیابان خواب ها هم همان مستضعفین اول انقلابند؟ اگر نه؛ چه اتفاقی افتاده است؟ چه کسی مقصر است؟
پاسخ به این سوال را می توان در یک گزاره خلاصه کرد. مستضعفین و محرومینی مستعد قیامند، که از درون "#جنگ_فقر_و_غنا" درآیند؛ نه "#رقابت_فقیر_و_غنی".
👈به تعبیر دیگر ، مستضعفین محصول جنگ فقر و غنایند و گورخواب نتیجه قهری رقابت فقیر وغنی.
در نگاه حضرت امام، محرومین قوه اولیه نهضت اسلامی و قیام الله است. حضرت امام محرومین را میراث داران و پیشتازان انقلاب معرفی می کنند و این انقلاب را مدیون پابرهنه ها و مستضعفین می دانند.
🔴حضرت امام نه صرفا با تعریف و تمجید و بلکه با نشان دادن جایگاه حقیقی محرومیت در نظام الهی، #کرامتی از این طبقه اجتماعی تصویر می کرد که براساس استعداد وجودی اش، قدرت قیام و مبارزه با ظلم پیدا می کند. با چنین رویکردی حضرت امام جنگ فقر و غنا را جنگ حق و باطل و جنگ استضعاف و استکبار معرفی می کنند.
بکار بردن تعبیر «جنگ » برای رویاروئی میان «فقر و غنا» ناظر بر شدت اهمیت و حساسیت مساله برای نظام اسلامی است.
نظام توجهی انقلاب و امام به محرومین را باید در یک "تعبیر کانونی" سراغ گرفت؛ "#احساس_کرامت". از طرفی تاکید امام بر مذموم بودن غنا و رفاه طلبی، خاصه برای مسوولین اشاره به تکلیفی برای طرد این پدیده شوم از صحنه نظام اسلامی دارد.
🚩اما این جنگ چه سرنوشتی پیدا کرد؟ چه اتفاقی افتاد که رویارویی تمام قد فقر و غنا به رقابت فقیر و غنی تبدیل شد؟
آنچه محرومیت را به صحنه #مبارزه می کشد عزت نفس و کرامت درونی است. تقابل تمام عیار با ظلم و سرمایه داری است که عزت ساز است. جنگ فقر و غنا عرصه اجتماعی و جولان چنین احساس درونی است. حال آنکه رقابت فقیر و غنی این حس درونی که کرامت و عزت نفس است نابود می کند؛ تا آنجه که فقیر خودش را #طفیلی_سرمایه دار می داند.
مجموع سیاست های اقتصادی و تدابیر سیاسی و برنامه ریزی های فرهنگی، چنان کرد که کاخ نشینی در جامعه به "ارزش غالب" تبدیل شود.
این ارزش با پیشتازی مسوولین و کارگزاران وجاهت سیاسی گرفت. با گسترش اقتصاد سرمایه داری، به صورت اقتصادی نهادینه و با هجمه فرهنگ غربی، تبدیل به سبک زندگی اجتماعی شد.
نهادینه شدن اجتماعی کاخ نشینی و تقویت اقتصادی این مفهوم در حوزه اقتصاد و تثبیت آن با زندگی کارگزاران حکومتی، باعث شد رقابت سیری ناپذیری برای دست یابی به این ارزش مسلط صورت بگیرد. اتفاقی که افتاد تنها حاکم شدن سبک زندگی سرمایه داری نبود. هزینه فزون تر، از دست دادن کرامت در میان طبقات محروم جامعه بود. از دست دادن این کرامت درونی باعث شد جنگ اولیه به رقابتی نامتناهی تبدیل شود که هیچگاه طبقات پایین درآمد جامعه، غالب نشوند و این مغلوب شدن تاریخی زمینه از بین بردن کرامت درونی را ایجاد کند.
✅پدیده امروزی که با آن مواجهیم؛ حاشیه نشینی یا #مادون_طبقه است. طبقه ای که از فرهنگ محرومیت کنده شده است و عطش رفاه زدگی امانش را بریده است و چه آنکه به مقصود هم نمی رسد.
مادون طبقه بیشتر از درون شکست خورده است. این کرامت زائل شده سبب شد جامعه ای #اعتراضی شکل بگیرد که نمایش اعتراضش بیشتر ضربه زدن به خودش است تا جامعه.
📍امروز پدیده گورخوابی و خیابان خوابی و خانه های اعتیاد و فساد، سبک اعتراضی جامعه مادون طبقه است.
سیطره سرمایه داری در جامعه ما با ایجاد رقابت فقیر و غنی باعث شکست درونی کرامت شد و میراث داران انقلاب را ابتدا به دهک های پایین درآمدی و در نهایت به گورخواب های حاشیه نشین تبدیل کرد.
و البته در این میان آنانکه وارد این رقابت نشدند و خوی محرومیت را حفظ کردند همان کسانی هستند که امروز در دفاع از ارزش های انقلابی پیشرو هستند. و آنانکه خوی این محورمیت را احساس و مزه پابرهنگی را چشیده و در خود حفظ کرده اند کسانی اند که هم قدرت قیام دارند و هم قدرت صدور محتوای عالمیگر آن.
محسن مهدیان
منبع: همشهری محله
@mahdian_mohsen
✅یک برداشت از سقاخونه محل
🔹فکر می کردم؛ حقیقت رفع الله رایت العباس چیست؟
🔸خدا خواست پرچم عباس را برافراشته ببیند؛ تا قیامت.
اما خواست خدا به سنت های قطعی اش محقق می شود.
🔹علم عباس افراشته است به خون محبین اش؛
و خدا چنین خواست.
🔸باید خون داد تا این پرچم زمین نماند.
🔹اما پرچم عباس را چه دانستیم؟
نباید در پرچم ماند.
پرچم عباس، #بیرق حفاظت از حریم اهل بیت است.
و حریم اهل بیت، قیام و #مبارزه است برای #عدالت و #معنویت.
در عزاداری نمانیم.
#رایه_العباس
#قیام می خواهد و #خون.
🔸حقیقت رایت العباس، سربازان #روح_الله اند.
💧عجب #سقاخونه ای. عجب آب گوارایی.
🌷ﻧﺎﻣﻪٔ ﭘﯿﭽﯿﺪﻩ ﺭﺍ ﭼﻮﻥ #ﺁﺏ ﺧﻮﺍﻧﺪﻥ ﺣﻖ ﻣﺎﺳﺖ...
http://yon.ir/B27T
@mahdian_mohsen
🔹فکر می کردم؛ حقیقت رفع الله رایت العباس چیست؟
🔸خدا خواست پرچم عباس را برافراشته ببیند؛ تا قیامت.
اما خواست خدا به سنت های قطعی اش محقق می شود.
🔹علم عباس افراشته است به خون محبین اش؛
و خدا چنین خواست.
🔸باید خون داد تا این پرچم زمین نماند.
🔹اما پرچم عباس را چه دانستیم؟
نباید در پرچم ماند.
پرچم عباس، #بیرق حفاظت از حریم اهل بیت است.
و حریم اهل بیت، قیام و #مبارزه است برای #عدالت و #معنویت.
در عزاداری نمانیم.
#رایه_العباس
#قیام می خواهد و #خون.
🔸حقیقت رایت العباس، سربازان #روح_الله اند.
💧عجب #سقاخونه ای. عجب آب گوارایی.
🌷ﻧﺎﻣﻪٔ ﭘﯿﭽﯿﺪﻩ ﺭﺍ ﭼﻮﻥ #ﺁﺏ ﺧﻮﺍﻧﺪﻥ ﺣﻖ ﻣﺎﺳﺖ...
http://yon.ir/B27T
@mahdian_mohsen
🌊سبک تربیتیِ اقتصاد مقاومتی
🌊برای "پدر" و "مادر" مرحوم عالی نسب
مرحوم میرمصطفی #عالینسب را می شناسید؛ اگر هم معرف حضورتان نباشد حتمن نام #سماور_عالی به گوش تان آشناست. اینکه جامعه ما هنوز با این مرحوم به عنوان #قهرمان_تولید_ملی آشنا نیست ضعف اهل هنر و رسانه است. حقیقتا چو اوئی کمتر یافت شود.
🌊هرچند حق مطلب ادا نمی شود اما اشاره مختصر به دو برهه تاریخی از زندگی مرحوم عالی نسب شیرین است.
🌊سماور عالی نسب ماجرا دارد. وقتی مصدق مجبور شد برای #نهضت_مقاومت_ملی، مصرف داخلی نفت را افزایش دهد، سراغ عالی نسب می رود و در نهایت سماوری با همین هدف تولید می شود تا سوخت ذغالی را نفتی و مصرف داخلی نفت را افزایش دهد .
در جریان باشید که تمسخر رزم آرا درباره اینکه ایرانی #لولهنگ هم نمی تواند بسازد خطاب به همین همت عالی نسب بود که آن زمان کسی فکر نمی کرد توفیق یابد.
🌊اقدام دیگر عالی نسب راه اندازی کارخانه #کارتن_سازی بود که به درخواست آیت الله طالقانی ودیگر مبارزین ملی و مذهبی بپا شد و هدفش حذف انحصار تولید کارتن از دست یک یهودی بود که درامدش را خرج صهیونیست ها می کرد.
🌊انشاالله توجه داریم؛ کسب و کار اقتصادی از منظر عالی نسب بسیار فراتر از سود و نفع فردی بود." #مبارزه سیاسی" را به "کسب و کار اقتصادی" کشیده بود. اقتصاد مقاومتی چنین #مجاهدینی می خواهد که #نفع_جامعه را بر #نفع_شخصی ارجح بدانند.
🌊میرمصطفی پدرش را در طفولیت ازدست داد. اما همان دوران کوتاه برایش یک عمر درس زندگی بود. 8 ساله بود که تازه کارخانه #کبریتسازی_توکلی در تبریز راه اندازی شده بود. خودش نقل می کند که پدرم آنقدر تولید ملی برایش اهمیت داشت که روزها برایمان کبریت توکلی می خرید و ترغیب مان می کرد که در بازار بچخریم و برای این کبریت بین مردم تبلیغ کنیم.
🌊اما عالی نسب بیشتر از هرکس خود را مدیون سبک تربیتی و نقش آموزشی مادرشان "عالیه خانم" می داند.
مدت ها پیش این خاطره را از فرشاد مومنی به نقل از سید مصطفی عالی نسب شنیدم: سالهای دور که ماشین در شهر نبود یا کمتر وجود داشت، ما برای سفرهای شهری مجبور بودیم تا ساعتها منتظر درشکه باشیم. نکته مهم این بود که مرحوم مادرمان به ما یاد داده بود که در این فرصت نباید بیکار باشید. دست همه ما یک جارو می داد و تا درشکه برسد همه خانواده خیابان اطراف یا مسجد نزدیک را تمیز می کردیم. خاطره دیگری هم نقل کرد که تا سالها به خواست مادر بسته های بزرگ ذغال را بر دوش می گذاشتیم و به خانه فقرا می رفتیم.
🌊حق هم همین است. از چنین پدر ومادری باید قهرمان ملی تربیت شود که همه عمرش مجاهدت است.
🌊علامه #محمدرضاحکیمی در مورد مرحوم عالی نسب می گوید: ایشان در زمان ما مصداق كامل آیه «والذین فیالاموالهم حق للسائل و المحروم»بود.
http://telegram.me/joinchat/AAAAADvUg2MEk7p60toRIw
🌊برای "پدر" و "مادر" مرحوم عالی نسب
مرحوم میرمصطفی #عالینسب را می شناسید؛ اگر هم معرف حضورتان نباشد حتمن نام #سماور_عالی به گوش تان آشناست. اینکه جامعه ما هنوز با این مرحوم به عنوان #قهرمان_تولید_ملی آشنا نیست ضعف اهل هنر و رسانه است. حقیقتا چو اوئی کمتر یافت شود.
🌊هرچند حق مطلب ادا نمی شود اما اشاره مختصر به دو برهه تاریخی از زندگی مرحوم عالی نسب شیرین است.
🌊سماور عالی نسب ماجرا دارد. وقتی مصدق مجبور شد برای #نهضت_مقاومت_ملی، مصرف داخلی نفت را افزایش دهد، سراغ عالی نسب می رود و در نهایت سماوری با همین هدف تولید می شود تا سوخت ذغالی را نفتی و مصرف داخلی نفت را افزایش دهد .
در جریان باشید که تمسخر رزم آرا درباره اینکه ایرانی #لولهنگ هم نمی تواند بسازد خطاب به همین همت عالی نسب بود که آن زمان کسی فکر نمی کرد توفیق یابد.
🌊اقدام دیگر عالی نسب راه اندازی کارخانه #کارتن_سازی بود که به درخواست آیت الله طالقانی ودیگر مبارزین ملی و مذهبی بپا شد و هدفش حذف انحصار تولید کارتن از دست یک یهودی بود که درامدش را خرج صهیونیست ها می کرد.
🌊انشاالله توجه داریم؛ کسب و کار اقتصادی از منظر عالی نسب بسیار فراتر از سود و نفع فردی بود." #مبارزه سیاسی" را به "کسب و کار اقتصادی" کشیده بود. اقتصاد مقاومتی چنین #مجاهدینی می خواهد که #نفع_جامعه را بر #نفع_شخصی ارجح بدانند.
🌊میرمصطفی پدرش را در طفولیت ازدست داد. اما همان دوران کوتاه برایش یک عمر درس زندگی بود. 8 ساله بود که تازه کارخانه #کبریتسازی_توکلی در تبریز راه اندازی شده بود. خودش نقل می کند که پدرم آنقدر تولید ملی برایش اهمیت داشت که روزها برایمان کبریت توکلی می خرید و ترغیب مان می کرد که در بازار بچخریم و برای این کبریت بین مردم تبلیغ کنیم.
🌊اما عالی نسب بیشتر از هرکس خود را مدیون سبک تربیتی و نقش آموزشی مادرشان "عالیه خانم" می داند.
مدت ها پیش این خاطره را از فرشاد مومنی به نقل از سید مصطفی عالی نسب شنیدم: سالهای دور که ماشین در شهر نبود یا کمتر وجود داشت، ما برای سفرهای شهری مجبور بودیم تا ساعتها منتظر درشکه باشیم. نکته مهم این بود که مرحوم مادرمان به ما یاد داده بود که در این فرصت نباید بیکار باشید. دست همه ما یک جارو می داد و تا درشکه برسد همه خانواده خیابان اطراف یا مسجد نزدیک را تمیز می کردیم. خاطره دیگری هم نقل کرد که تا سالها به خواست مادر بسته های بزرگ ذغال را بر دوش می گذاشتیم و به خانه فقرا می رفتیم.
🌊حق هم همین است. از چنین پدر ومادری باید قهرمان ملی تربیت شود که همه عمرش مجاهدت است.
🌊علامه #محمدرضاحکیمی در مورد مرحوم عالی نسب می گوید: ایشان در زمان ما مصداق كامل آیه «والذین فیالاموالهم حق للسائل و المحروم»بود.
http://telegram.me/joinchat/AAAAADvUg2MEk7p60toRIw
❤️یک سقاخانه دلچسب
مدتی پیش سقاخانه ای پائین شهر دیدم که هیبت زیبائی داشت؛ برفرازش عکس شهدا و بر دلش حک شده بود "رفع الله رایت العباس."
این سقاخانه گوئی حقیقت رفع الله رایت العباس بود...
خدا خواست پرچم عباس را برافراشته ببیند؛ تا قیامت.
اما خواست خدا به سنت های قطعی اش محقق می شود.
علم عباس افراشته است به خون محبین اش؛
و خدا چنین خواست.
باید خون داد تا این پرچم زمین نماند.
اما پرچم عباس را چه دانستیم؟
نباید در پرچم ماند.
پرچم عباس، #بیرق حفاظت از حریم اهل بیت است.
و حریم اهل بیت، قیام و #مبارزه است برای #عدالت و #معنویت.
#رایه_العباس
#قیام می خواهد و #خون.
حقیقت رایت العباس، سربازان #روح_الله اند؛ همین شهدا.
عجب #سقاخانه ای. عجب آب گوارایی.
.
ﻧﺎﻣﻪٔ ﭘﯿﭽﯿﺪﻩ ﺭﺍ ﭼﻮﻥ #ﺁﺏ ﺧﻮﺍﻧﺪﻥ ﺣﻖ ﻣﺎﺳﺖ...
@mahdian_mohsen
.
مدتی پیش سقاخانه ای پائین شهر دیدم که هیبت زیبائی داشت؛ برفرازش عکس شهدا و بر دلش حک شده بود "رفع الله رایت العباس."
این سقاخانه گوئی حقیقت رفع الله رایت العباس بود...
خدا خواست پرچم عباس را برافراشته ببیند؛ تا قیامت.
اما خواست خدا به سنت های قطعی اش محقق می شود.
علم عباس افراشته است به خون محبین اش؛
و خدا چنین خواست.
باید خون داد تا این پرچم زمین نماند.
اما پرچم عباس را چه دانستیم؟
نباید در پرچم ماند.
پرچم عباس، #بیرق حفاظت از حریم اهل بیت است.
و حریم اهل بیت، قیام و #مبارزه است برای #عدالت و #معنویت.
#رایه_العباس
#قیام می خواهد و #خون.
حقیقت رایت العباس، سربازان #روح_الله اند؛ همین شهدا.
عجب #سقاخانه ای. عجب آب گوارایی.
.
ﻧﺎﻣﻪٔ ﭘﯿﭽﯿﺪﻩ ﺭﺍ ﭼﻮﻥ #ﺁﺏ ﺧﻮﺍﻧﺪﻥ ﺣﻖ ﻣﺎﺳﺖ...
@mahdian_mohsen
.
Telegram
attach 📎
🔷"کوک چهارم" کَفّاش
🔸نقل شده یک روز بعد از پایان کلاس شرح مثنوی معنوی، استاد علامه جعفری فرمودند: من خیلی فکر کردم و به این جمعبندی رسیدهام که رسالت 124 هزار پیغمبر در یک جمله خلاصه میشود و آن #کوکچهارم است. جمع مریدان پرسیدند «کوک چهارم» چیست!؟
علامه با آن لهجه شیرین توضیح میدهند که: کسی کفشش را برای تعمیر نزد کفاش میبرد. کفاش با نگاهی میگوید این کفش سه کوک میخواهد و خرج کفش میشود فلان قدر. مشتری هم قبول میکند. کفاش دست به کار میشود. کوک اول. کوک دوم و در نهایت کوک سوم و تمام... اما... اما با یک نگاه عمیق درمییابد اگرچه کار تمام است ولی یک کوک دیگر اگر بزند عمر کفش بیشتر میشود و کفش کفشتر خواهد شد.
🔹چه وقت کسب #نانحلال می شود #مجاهدت؟ آیا هر کسب حلالی جهاد است؟ کسب حلال یک شاخص #کاسبحبیبالله است. یک شاخص در اقتصاد اسلامی است. اما #جهاداقتصادی فراتر از کسب نان حلال است.
یک نفر ممکن است در دکانش نشسته و خمس مالش را بدهد و به مشتری کالای نامرغوب نفروشد و دروغ نگوید و سودش متعارف باشد و غیره. اما #کسب_مجاهدانه فراتر از کسب حلال است.
🔹کاسب حبیب الله، کسب حداقلی دین است. کاسب مجاهد که دکانش را جزیی از یک نظام دینی می داند و مردم را نه تنها مشتری بلکه سرمایه های یک کشور می پندارد آنگاه کسبش فراتر از کسب حلال که حتا #جهاد است و #مبارزه.
🔷 #کوکسوم، #کسبحلال است و #کوکچهارم، #اقتصادمقاومتی.
@mahdian_mohsen
.
🔸نقل شده یک روز بعد از پایان کلاس شرح مثنوی معنوی، استاد علامه جعفری فرمودند: من خیلی فکر کردم و به این جمعبندی رسیدهام که رسالت 124 هزار پیغمبر در یک جمله خلاصه میشود و آن #کوکچهارم است. جمع مریدان پرسیدند «کوک چهارم» چیست!؟
علامه با آن لهجه شیرین توضیح میدهند که: کسی کفشش را برای تعمیر نزد کفاش میبرد. کفاش با نگاهی میگوید این کفش سه کوک میخواهد و خرج کفش میشود فلان قدر. مشتری هم قبول میکند. کفاش دست به کار میشود. کوک اول. کوک دوم و در نهایت کوک سوم و تمام... اما... اما با یک نگاه عمیق درمییابد اگرچه کار تمام است ولی یک کوک دیگر اگر بزند عمر کفش بیشتر میشود و کفش کفشتر خواهد شد.
🔹چه وقت کسب #نانحلال می شود #مجاهدت؟ آیا هر کسب حلالی جهاد است؟ کسب حلال یک شاخص #کاسبحبیبالله است. یک شاخص در اقتصاد اسلامی است. اما #جهاداقتصادی فراتر از کسب نان حلال است.
یک نفر ممکن است در دکانش نشسته و خمس مالش را بدهد و به مشتری کالای نامرغوب نفروشد و دروغ نگوید و سودش متعارف باشد و غیره. اما #کسب_مجاهدانه فراتر از کسب حلال است.
🔹کاسب حبیب الله، کسب حداقلی دین است. کاسب مجاهد که دکانش را جزیی از یک نظام دینی می داند و مردم را نه تنها مشتری بلکه سرمایه های یک کشور می پندارد آنگاه کسبش فراتر از کسب حلال که حتا #جهاد است و #مبارزه.
🔷 #کوکسوم، #کسبحلال است و #کوکچهارم، #اقتصادمقاومتی.
@mahdian_mohsen
.
Telegram
attach 📎
دقت کردین چرا آمدنیوز و بقیه ضدانقلاب روی روحانیت در ماجرای سیل تمرکز کردن؟
از چی عصبانی اند؟
همین بهترین دلیل برای پوشیدن لباس نیست؟
با لباس کارکردن یعنی خدمت رسانی همراه با مبارزه.
اینا نه فقط نگران اند به مردم کمک بشه، بلکه نگرانند این امدادگری به پای اسلام و انقلاب نوشته بشه.
مرحبا به هوش این طلبه ها...
#مبارزه
#خدمت_رسانی
@mahdian_mohsen
از چی عصبانی اند؟
همین بهترین دلیل برای پوشیدن لباس نیست؟
با لباس کارکردن یعنی خدمت رسانی همراه با مبارزه.
اینا نه فقط نگران اند به مردم کمک بشه، بلکه نگرانند این امدادگری به پای اسلام و انقلاب نوشته بشه.
مرحبا به هوش این طلبه ها...
#مبارزه
#خدمت_رسانی
@mahdian_mohsen