"چه باید کرد" برای "پایان خبرنگاری"
🎦روایتگری...
تا حالا دقت کردید؛
دقیق ترین استدلال ها را درباره حجاب می آورید اما اقبال ندارد؟ چرا؟ مخالفان، استدلال قوی تری دارند؟ احتمالن می گوئید خیر.
محکم ترین استدلال ها را درباره حصر طرح می کنید اما اصل شبهه جابجا نمی شود؟ چرا؟ منتقدین استدلال محکم تری دارند؟ احتمالن می گویید حاضریم برای استدلال قوی تر جایزه قرار دهیم. پس چرا استدلال شما نمی گیرد؟
در اغتشاشات، شهر را بهم ریختند، حسینیه آتش زدند و 25 نفر آدم کشتند؛ اما همچنان مدعی اند. با کدام ابزار چنین می کنند؟
📶ماجرا #پایان_روزنامهنگاریست. باید #ابزارمان را تغییر دهیم.
در یادداشت #قبلی مختصر توضیح دادم که پایان خبرنگاری یا پایان روزنامه نگاری یعنی چی
👈خیلی زمان نمی گیرد؛ مطالعه کنید:👇
https://t.me/mahdian_mohsen/452
اما خیلی ها اشکال کردند که یادداشت فوق " #چه_باید_کرد" نداشت.
در این یادداشت از "چه باید کرد" می نویسم .
⏯در دوره #پسا_حقیقت، #واقعیتها رنگ میبازند و #روایتها هستند که جای واقعیت ها قرار می گیرند. پسا حقیقت، پایان خبرنگاری و آغاز روایت گری در عصر شبکه های اجتماعیست.
همانطور که دوره خبرنگاری گذشته است؛ دوره #صدق و #کذب خبر هم گذشته است. به طریق اولی دوره "تکذیب خبر" و "توضیح خبر" هم گذشته است. این روایت ما از خبر است که می تواند نزدیک به واقعیت باشد یا نباشد.
نکته بسیار مهم اینست که روایت خبر معمولا صدق و کذب ندارد. روایت، روایت است. هر فردی بر اساس فهم و سلیقه و اطلاعات خودش روایت می کند.
در دوران روایت محوری، #مرجع_خبر، الزاما #منبع_خبر نیست، بلکه #راوی_خبرست. برای همین در شبکه های اجتماعی کسی به منبع خبر کار ندارد. مهم اینست که خبر را از کسی بشنود که بیشترین #شباهت را با او دارد.
#اعتماد به خبر با #همزادپنداری با راوی خبر رابطه بسیار تنگاتنگ دارد.
⏭حال به #مخاطب چه #آموزش دهیم؟
بهترین کار برای کسانی که درجریان روایت دیگران قرار گرفته اند، آموزش صدق و کذب خبر نیست بلکه وظیفه ما آموزش #تحلیل_روایت است. باید به مردم آموزش داد که عناصر تحلیل یک روایت چیست؟
⏭اما خودمان چه کنیم؟
وظیفه راوی چیست؟
اسم راوی می آید ذهنتان کجا می رود؟ درست است. #راویان_اردوهای_جنوب؛ البته راویان اصلی که از نزدیک جنگ را دیده اند نه راویان بعد جنگ و آموزش دیده. برای روایت گری اول باید مشاهده کرد، با آموزش کسی راوی نمی شود.
راوی اردوی جبهه های جنوب چه می کرد؟ مخاطب را سر #صحنه می برد؛ به چه نحو؟ فقط #ذهن مخاطب را درگیر نمی کرد. #احساسات و #عواطف او را هم بکار می گرفت.
کار اصلی روایت گری، " #نشان_دادن" به مخاطب است " نه #گفتن و #بیان_کردن". #جان مخاطب باید درگیر شود نه صرفا #ذهنش.
🔴بنابراین روایتی مسلط است که چند ویژگی داشته باشد.
1⃣یکم. #قلب_گرائی.
قلب را باید هدف گرفت نه صرفن ذهن. لذا ذهن و احساسات را توامان باید درگیر کند.
2⃣دوم. #کثرت_گرائی
#تکرارپذیری و ضریب دست به دست شدنش میان مخاطب بالا باشد. "روایت من" باید "روایت همه" شود. بنابراین باید متناسب با #ذائقه_مخاطب باشد.
3⃣سوم. #دربرگیرندگی
#عوام_فهم و #خواص_پسند باشد. دربرگیرندگی بالا داشته باشد.
4⃣چهارم. #برانگیختگی
نقطه کانونی در برانگیختگی مخاطب داشته باشد. هر موضوعی به یک نقطه کلیدی برای درگیر کردن مخاطب نیاز دارد تا او را برانگیزد.
5⃣پنجم و از همه مهمتر
#اعتمادپذیری
برای مخاطب راوی خبر مهم است. باید اعتماد مخاطب را کسب کرد که ما کنار اوئیم. دلسوز و رفیق اوئیم. #صمیمیت اعتماد می سازد.
اما مگر در شبکه اجتماعی می توان صمیمیت ساخت؟ بله. یکی از راه های نزدیکی، واکنش های بهنگام و همراه با ذائقه و احساسات و مطالبات جامعه نسبت به موضوعات مختلف است.
🆗راوی جنگ چنین می کرد که موثر بود. چنین می کرد که از زاویه او عملیات جنگی را مشاهده و در خاطراتش با او سفر می کردید. و چنان تاثیر می گرفتید که تا چند هفته یا ماه در یک خاطره اش متوقف می شدید.
✅امروز به روایت گری نیاز داریم. روایت گری #هنر می خواهد.
تلاش کردم بگویم #ابزار_مبارزه تغییر کرده است. #سربازان این عرصه هم متفاوتند.
http://telegram.me/joinchat/AAAAADvUg2MEk7p60toRIw
🎦روایتگری...
تا حالا دقت کردید؛
دقیق ترین استدلال ها را درباره حجاب می آورید اما اقبال ندارد؟ چرا؟ مخالفان، استدلال قوی تری دارند؟ احتمالن می گوئید خیر.
محکم ترین استدلال ها را درباره حصر طرح می کنید اما اصل شبهه جابجا نمی شود؟ چرا؟ منتقدین استدلال محکم تری دارند؟ احتمالن می گویید حاضریم برای استدلال قوی تر جایزه قرار دهیم. پس چرا استدلال شما نمی گیرد؟
در اغتشاشات، شهر را بهم ریختند، حسینیه آتش زدند و 25 نفر آدم کشتند؛ اما همچنان مدعی اند. با کدام ابزار چنین می کنند؟
📶ماجرا #پایان_روزنامهنگاریست. باید #ابزارمان را تغییر دهیم.
در یادداشت #قبلی مختصر توضیح دادم که پایان خبرنگاری یا پایان روزنامه نگاری یعنی چی
👈خیلی زمان نمی گیرد؛ مطالعه کنید:👇
https://t.me/mahdian_mohsen/452
اما خیلی ها اشکال کردند که یادداشت فوق " #چه_باید_کرد" نداشت.
در این یادداشت از "چه باید کرد" می نویسم .
⏯در دوره #پسا_حقیقت، #واقعیتها رنگ میبازند و #روایتها هستند که جای واقعیت ها قرار می گیرند. پسا حقیقت، پایان خبرنگاری و آغاز روایت گری در عصر شبکه های اجتماعیست.
همانطور که دوره خبرنگاری گذشته است؛ دوره #صدق و #کذب خبر هم گذشته است. به طریق اولی دوره "تکذیب خبر" و "توضیح خبر" هم گذشته است. این روایت ما از خبر است که می تواند نزدیک به واقعیت باشد یا نباشد.
نکته بسیار مهم اینست که روایت خبر معمولا صدق و کذب ندارد. روایت، روایت است. هر فردی بر اساس فهم و سلیقه و اطلاعات خودش روایت می کند.
در دوران روایت محوری، #مرجع_خبر، الزاما #منبع_خبر نیست، بلکه #راوی_خبرست. برای همین در شبکه های اجتماعی کسی به منبع خبر کار ندارد. مهم اینست که خبر را از کسی بشنود که بیشترین #شباهت را با او دارد.
#اعتماد به خبر با #همزادپنداری با راوی خبر رابطه بسیار تنگاتنگ دارد.
⏭حال به #مخاطب چه #آموزش دهیم؟
بهترین کار برای کسانی که درجریان روایت دیگران قرار گرفته اند، آموزش صدق و کذب خبر نیست بلکه وظیفه ما آموزش #تحلیل_روایت است. باید به مردم آموزش داد که عناصر تحلیل یک روایت چیست؟
⏭اما خودمان چه کنیم؟
وظیفه راوی چیست؟
اسم راوی می آید ذهنتان کجا می رود؟ درست است. #راویان_اردوهای_جنوب؛ البته راویان اصلی که از نزدیک جنگ را دیده اند نه راویان بعد جنگ و آموزش دیده. برای روایت گری اول باید مشاهده کرد، با آموزش کسی راوی نمی شود.
راوی اردوی جبهه های جنوب چه می کرد؟ مخاطب را سر #صحنه می برد؛ به چه نحو؟ فقط #ذهن مخاطب را درگیر نمی کرد. #احساسات و #عواطف او را هم بکار می گرفت.
کار اصلی روایت گری، " #نشان_دادن" به مخاطب است " نه #گفتن و #بیان_کردن". #جان مخاطب باید درگیر شود نه صرفا #ذهنش.
🔴بنابراین روایتی مسلط است که چند ویژگی داشته باشد.
1⃣یکم. #قلب_گرائی.
قلب را باید هدف گرفت نه صرفن ذهن. لذا ذهن و احساسات را توامان باید درگیر کند.
2⃣دوم. #کثرت_گرائی
#تکرارپذیری و ضریب دست به دست شدنش میان مخاطب بالا باشد. "روایت من" باید "روایت همه" شود. بنابراین باید متناسب با #ذائقه_مخاطب باشد.
3⃣سوم. #دربرگیرندگی
#عوام_فهم و #خواص_پسند باشد. دربرگیرندگی بالا داشته باشد.
4⃣چهارم. #برانگیختگی
نقطه کانونی در برانگیختگی مخاطب داشته باشد. هر موضوعی به یک نقطه کلیدی برای درگیر کردن مخاطب نیاز دارد تا او را برانگیزد.
5⃣پنجم و از همه مهمتر
#اعتمادپذیری
برای مخاطب راوی خبر مهم است. باید اعتماد مخاطب را کسب کرد که ما کنار اوئیم. دلسوز و رفیق اوئیم. #صمیمیت اعتماد می سازد.
اما مگر در شبکه اجتماعی می توان صمیمیت ساخت؟ بله. یکی از راه های نزدیکی، واکنش های بهنگام و همراه با ذائقه و احساسات و مطالبات جامعه نسبت به موضوعات مختلف است.
🆗راوی جنگ چنین می کرد که موثر بود. چنین می کرد که از زاویه او عملیات جنگی را مشاهده و در خاطراتش با او سفر می کردید. و چنان تاثیر می گرفتید که تا چند هفته یا ماه در یک خاطره اش متوقف می شدید.
✅امروز به روایت گری نیاز داریم. روایت گری #هنر می خواهد.
تلاش کردم بگویم #ابزار_مبارزه تغییر کرده است. #سربازان این عرصه هم متفاوتند.
http://telegram.me/joinchat/AAAAADvUg2MEk7p60toRIw
Telegram
کشکول|محسن مهدیان
🔷پایان خبرنگاری
#عصر_روایتگری
#پساحقیقت
#post_truth
دوران خبرنگاری به شکل سنتی آن گذشته است. اساسن دیگر خبر اهمیت گذشته را ندارد.
یکبار با خودتان مرور کنید. آخرین خبری که توجهتان را جلب کرد منبعش کجا بود؟ احتمالن خاطر ندارید. مثلن حقوق نجومی را چه کسی…
#عصر_روایتگری
#پساحقیقت
#post_truth
دوران خبرنگاری به شکل سنتی آن گذشته است. اساسن دیگر خبر اهمیت گذشته را ندارد.
یکبار با خودتان مرور کنید. آخرین خبری که توجهتان را جلب کرد منبعش کجا بود؟ احتمالن خاطر ندارید. مثلن حقوق نجومی را چه کسی…
✅در سوگ خبرهای مهم
جامعه امروز "ظاهرا" در بالاترین سطح دسترسی به اخبار قرار دارد. کوچک و بزرگ به کانال های خبری راه دارند و به سرعت و آنلاین خبر دریافت می کنند. اما برخلاف تصور رایج، مردم در نهایت بی خبری اند و اساسن "اخبارمهم"، "مهم" نیستند.
چرا؟
قدیم ترها اصلی در رسانه ها وجود داشت که اجازه نمی داد اخبار مهم در کنار اخبار زرد و هیجانی منتشر شود. مثلن مجری خبری صداوسیما مراقب بود تا خبرحمله تروریستی به غزه را در کنار خبر به دنیا آمدن 7 قلوها نخواند. دلیلش روشن بود؛ نباید اثر درام یک خبر از بین برود. اخبار به نحوی باید چینش یابد که اثر هم را ضایع نکند.
طبیعی است که این روزها خبری ازین سنت نیست. در یک کانال، خبر سقوط هواپیما را میخوانید و بلافاصله خبر بدنیا آمدن گوسفند دو سر و بعد از این به کانال طنز سرمی زنید و سپس خبر حمله جنایت داعش و بعد یک کلیپ شاد و موسیقی و غیره.
نتیجه چیست؟ اثر اخبار مهم در ذهن بسیار کاهش پیدا می کند. لذااخبار مهم قدرت ماندگاری ندارند، چه رسد تبدیل شدن به اراده عمل.
مگر چه خبری؟خبری که قدرت دست به دست شدن پیدا کند. خبری که قدرت توزیع شوندگی دارد به تبع ماندگاری بیشتری دارد.
اما چه اخباری بیشتر دست به دست می شود؟ اخباری که دارای هیجان بیشتر و قدرت برانگیختگی داشته باشند.
لذا خبر سخنان مهم رئیس دولت یا فلان مسوول سیاسی لابه لای اخبار هیجانی گم می شود. تامل فرمائید؛ در شبکه های اجتماعی احتمالن خبر دختر خیابان انقلاب بیشتر از پسر خیابان انقلاب می گیرد. چراییش مهم نیست. خبر تجاوز گروهی در فلان روستای دورافتاده هند بیشتر از سخنان مهم رئیس دولت خوانده می شود. حتا اخبار شخصیت ها هم با حاشیه هایش دیده می شود.
مواضع سیاسی نیز هرچه بیشتر همراه با داد و فریاد باشد بیشتر گُر می گیرد. شبکه اجتماعی بستر هیجان است و هیجان.
اما ماجرا بدینجا هم ختم نمی شود. متناسب با این ذائقه، رسانه ها نیز مجبورند با همین دست فرمان تولید کنند. لذا این چرخه معیوب ادامه دارد و به خودی خود اخبار مهم گم می شود.
اما ادامه این روند در رسانه ها نوعی جاهلیت خبری می سازد. همه فکر می کنند می دانند حال آنکه هیچ نمی دانند. اینجاست که باید در سوگ خبرهای مهم نشست.
عوارض این ماجرا را حدس بزنید.
✅کار رسانه های باهویت مشکل است و باید با رسانه های بر پایه شهوت و غریزه رقابت کنند. اینجاست که ضرورت توجه به #هنر در رسانه های جدید بسیار اهمیت پیدا می کند.
@mahdian_mohsen
جامعه امروز "ظاهرا" در بالاترین سطح دسترسی به اخبار قرار دارد. کوچک و بزرگ به کانال های خبری راه دارند و به سرعت و آنلاین خبر دریافت می کنند. اما برخلاف تصور رایج، مردم در نهایت بی خبری اند و اساسن "اخبارمهم"، "مهم" نیستند.
چرا؟
قدیم ترها اصلی در رسانه ها وجود داشت که اجازه نمی داد اخبار مهم در کنار اخبار زرد و هیجانی منتشر شود. مثلن مجری خبری صداوسیما مراقب بود تا خبرحمله تروریستی به غزه را در کنار خبر به دنیا آمدن 7 قلوها نخواند. دلیلش روشن بود؛ نباید اثر درام یک خبر از بین برود. اخبار به نحوی باید چینش یابد که اثر هم را ضایع نکند.
طبیعی است که این روزها خبری ازین سنت نیست. در یک کانال، خبر سقوط هواپیما را میخوانید و بلافاصله خبر بدنیا آمدن گوسفند دو سر و بعد از این به کانال طنز سرمی زنید و سپس خبر حمله جنایت داعش و بعد یک کلیپ شاد و موسیقی و غیره.
نتیجه چیست؟ اثر اخبار مهم در ذهن بسیار کاهش پیدا می کند. لذااخبار مهم قدرت ماندگاری ندارند، چه رسد تبدیل شدن به اراده عمل.
مگر چه خبری؟خبری که قدرت دست به دست شدن پیدا کند. خبری که قدرت توزیع شوندگی دارد به تبع ماندگاری بیشتری دارد.
اما چه اخباری بیشتر دست به دست می شود؟ اخباری که دارای هیجان بیشتر و قدرت برانگیختگی داشته باشند.
لذا خبر سخنان مهم رئیس دولت یا فلان مسوول سیاسی لابه لای اخبار هیجانی گم می شود. تامل فرمائید؛ در شبکه های اجتماعی احتمالن خبر دختر خیابان انقلاب بیشتر از پسر خیابان انقلاب می گیرد. چراییش مهم نیست. خبر تجاوز گروهی در فلان روستای دورافتاده هند بیشتر از سخنان مهم رئیس دولت خوانده می شود. حتا اخبار شخصیت ها هم با حاشیه هایش دیده می شود.
مواضع سیاسی نیز هرچه بیشتر همراه با داد و فریاد باشد بیشتر گُر می گیرد. شبکه اجتماعی بستر هیجان است و هیجان.
اما ماجرا بدینجا هم ختم نمی شود. متناسب با این ذائقه، رسانه ها نیز مجبورند با همین دست فرمان تولید کنند. لذا این چرخه معیوب ادامه دارد و به خودی خود اخبار مهم گم می شود.
اما ادامه این روند در رسانه ها نوعی جاهلیت خبری می سازد. همه فکر می کنند می دانند حال آنکه هیچ نمی دانند. اینجاست که باید در سوگ خبرهای مهم نشست.
عوارض این ماجرا را حدس بزنید.
✅کار رسانه های باهویت مشکل است و باید با رسانه های بر پایه شهوت و غریزه رقابت کنند. اینجاست که ضرورت توجه به #هنر در رسانه های جدید بسیار اهمیت پیدا می کند.
@mahdian_mohsen