✅کاسبان پلاسکو و چرخش در یک استعفا
🔷هفته گذشته جناب #مسجد_جامعی از عضویت در شورای شهر #استعفا داد تا در کتابخانه ملی مشغول به فعالیت شود. اما امروز در خبرها آمد که تصمیم تغییر کرده است و بجهت پی گیری ماجرای #پلاسکو استعفای شان را پس گرفتند.
به نظر میرسد برای این #چرخش سیاسی کمتر فرصت بررسی و تامل داشتند و #شتابزدگی احتمالی اجازه نداده است حداقل ظاهر آنرا در انظار عمومی سامان دهند؛ از تجربه سیاسی جناب مسجد جامعی بیش از این انتظار بود.
استعفای جناب مسجد جامعی که مطرح شد این سوال در افکار عمومی شکل گرفت که چطور ممکن است یک نفر با رای مردم مسئولیت بگیرد و در پایان دوره به جهت یک مسئولیت اداری استعفا دهد؟ چطور ممکن است به #اعتماد مردم بی اعتنا بود؟ چه توجیهی برای این بی توجهی آشکار به خواست مردم وجود دارد؟ آیا این وهن #مردمسالاری نیست؟ یک نفر با رای مردم انتخاب شود که مشکلات و مسائل شهر را پی گیری کند و بعد با همین اسم و رسم و مکنتی که یافته است رای مردم را سکوی پرشی برای پست های اداری و دولتی قرار دهد؟
اما این ابهام درباره تصمیم جناب مسجد جامعی با پس گرفتن استعفا برطرف شد و روشن شد که آنچه انگیزه بخش است #نزاع_قدرت است نه #خدمت_به_مردم. فهم این موضوع برای مردم اصلا پیچیده نیست.
جناب مسجد جامعی در توجیه این چرخش و بازگشت به شورا تاکید کردند که تا بسته شدن پرونده پلاسکو در شورا خواهند ماند.
حال سوال این است که چرا یکباره حادثه پلاسکو اهمیت پیدا کرد؟ چه اتفاق جدیدی افتاده است که ایشان احساس کردند مسائل مردم اهمیت دارد و قابل چشم پوشی نیست؟
آیا وقتی که استعفا دادند فکر می کردند مشکلات شهر بکلی رفع شده است؟ فکر می کردند هیچ حادثه ای در راه نیست؟ فکر می کردند نیاز نیست برای حل یک مساله شهری ورود کنند؟
همه این ها قابل پیش بینی بود. شهر تهران هر روز دهها مساله دارد که لازم است مسوولی که از مردم رای گرفته است پای آن بماند و تا آخرین لحظه تلاش کند.
این رفت و برگشت پیام روشنی دارد. بازگشت جناب مسجد جامعی نه برای مردم، که فرصتی است برای #تسویه_حساب سیاسی. فرصتی پیدا کردند برای یک نزاع جناحی دیگر. احساس کردند ماموریت شان پایان نیافته است. احتمالا از سوی دوستان خود مورد طعنه قرار گرفتند که چه نشسته اید و چه استعفایی که امروز وقت نبرد است.
برای فهم این #انگیزه_قبیله ای نیازی به هوش سرشار سیاسی نیست. نقش تند سیاست زدگی و وهن رای مردم تاریخی خواهد بود و یک #عبرت دیگر در پرونده جریانی است که نام مردم را برای مکنت و قدرت می برد و چه بسا #بی_اعتقاد_ترین جریان سیاسی به مردمداری است. #کاسبان_پلاسکو حتا اجازه ندادند تفحص شهدای خادم پایان یابد. اما اینبار عمر این کاسبی زیاد نیست. اینبار مردم و #وجدان_عمومی مقابل کاسبان بحران اند نه دیگر جریان های سیاسی.
https://t.me/joinchat/AAAAADvUg2MEk7p60toRIw
🔷هفته گذشته جناب #مسجد_جامعی از عضویت در شورای شهر #استعفا داد تا در کتابخانه ملی مشغول به فعالیت شود. اما امروز در خبرها آمد که تصمیم تغییر کرده است و بجهت پی گیری ماجرای #پلاسکو استعفای شان را پس گرفتند.
به نظر میرسد برای این #چرخش سیاسی کمتر فرصت بررسی و تامل داشتند و #شتابزدگی احتمالی اجازه نداده است حداقل ظاهر آنرا در انظار عمومی سامان دهند؛ از تجربه سیاسی جناب مسجد جامعی بیش از این انتظار بود.
استعفای جناب مسجد جامعی که مطرح شد این سوال در افکار عمومی شکل گرفت که چطور ممکن است یک نفر با رای مردم مسئولیت بگیرد و در پایان دوره به جهت یک مسئولیت اداری استعفا دهد؟ چطور ممکن است به #اعتماد مردم بی اعتنا بود؟ چه توجیهی برای این بی توجهی آشکار به خواست مردم وجود دارد؟ آیا این وهن #مردمسالاری نیست؟ یک نفر با رای مردم انتخاب شود که مشکلات و مسائل شهر را پی گیری کند و بعد با همین اسم و رسم و مکنتی که یافته است رای مردم را سکوی پرشی برای پست های اداری و دولتی قرار دهد؟
اما این ابهام درباره تصمیم جناب مسجد جامعی با پس گرفتن استعفا برطرف شد و روشن شد که آنچه انگیزه بخش است #نزاع_قدرت است نه #خدمت_به_مردم. فهم این موضوع برای مردم اصلا پیچیده نیست.
جناب مسجد جامعی در توجیه این چرخش و بازگشت به شورا تاکید کردند که تا بسته شدن پرونده پلاسکو در شورا خواهند ماند.
حال سوال این است که چرا یکباره حادثه پلاسکو اهمیت پیدا کرد؟ چه اتفاق جدیدی افتاده است که ایشان احساس کردند مسائل مردم اهمیت دارد و قابل چشم پوشی نیست؟
آیا وقتی که استعفا دادند فکر می کردند مشکلات شهر بکلی رفع شده است؟ فکر می کردند هیچ حادثه ای در راه نیست؟ فکر می کردند نیاز نیست برای حل یک مساله شهری ورود کنند؟
همه این ها قابل پیش بینی بود. شهر تهران هر روز دهها مساله دارد که لازم است مسوولی که از مردم رای گرفته است پای آن بماند و تا آخرین لحظه تلاش کند.
این رفت و برگشت پیام روشنی دارد. بازگشت جناب مسجد جامعی نه برای مردم، که فرصتی است برای #تسویه_حساب سیاسی. فرصتی پیدا کردند برای یک نزاع جناحی دیگر. احساس کردند ماموریت شان پایان نیافته است. احتمالا از سوی دوستان خود مورد طعنه قرار گرفتند که چه نشسته اید و چه استعفایی که امروز وقت نبرد است.
برای فهم این #انگیزه_قبیله ای نیازی به هوش سرشار سیاسی نیست. نقش تند سیاست زدگی و وهن رای مردم تاریخی خواهد بود و یک #عبرت دیگر در پرونده جریانی است که نام مردم را برای مکنت و قدرت می برد و چه بسا #بی_اعتقاد_ترین جریان سیاسی به مردمداری است. #کاسبان_پلاسکو حتا اجازه ندادند تفحص شهدای خادم پایان یابد. اما اینبار عمر این کاسبی زیاد نیست. اینبار مردم و #وجدان_عمومی مقابل کاسبان بحران اند نه دیگر جریان های سیاسی.
https://t.me/joinchat/AAAAADvUg2MEk7p60toRIw
⚠️ #هشتگ #ترند شده در روستا
⚠️تغییر آرای محرومین
❌اگر ترکیب آرا در شهرها و استانهای مختلف را بررسی کنیم یک نکته نگران کننده وجود دارد؛ رای محرومین هم مطابق انتظار ما نیست. نمونه اش افزایش مشارکت در تهران و عدم تغییر در آرای نامزد اصولگرا نسبت به 94 و 92.
و یا از مجموع 31 استان، رای روحانی در 24 استان بالاترست. جالب اینکه استانهای توسعه نیافته نیز در همین 24 استانند.
🛑چرا؟
دلایل مختلف دارد. مثلا تهدیدها و تطمیع ها و غیره.
اما دلیل نگران کننده #تهرانیزه_شدن ایران است. نگرانی این است که پیام #دوقطبیهای_القایی به مناطق محروم رسیده است.
اصلاح طلب ها تا امروز یک ضعف جدی داشتند و آنهم عدم توفیق در تبدیل "ادبیات انتخاباتی تهران" برای "روستاها" بود. اما تلگرام و توئیتر و غیره به اصلاحات کمک کرده است تا ادبیات تهران و شهرستان یکی شود.
⭕️امروز #هشتگ ترند شده شهرهای بزرگ در روستاها هم ترند است.
✴️معنای این اتفاق ناگوار چیست؟ یعنی در روستا نیز آنچه ترند شده دیده می شود و دیگر پیام ها خاک می خورد.
بنابراین اینطور نیست که روستا نشین ما بین بیکاری فرزند و موسیقی سمت آزادی کنسرت ها رفته باشد. مساله این است که پیام و وعده های واقعی و معیشتی اصلن به او منتقل نمی شود.
♻️به عبارت دیگر اصلاح طلبان نتوانستند ادبیات خود را برای روستائیان تغییر دهند و بومی کنند بلکه همان ادبیات قبلی را حقنه و القا کرده اند و این به مدد "دوقطبی های کاذب" و "ابزار شبکه های اجتماعی" است که این روزها در همه کشور توزیع شده است.
❇️از سوی دیگر نباید رشد رفاه در روستاها را نادیده گرفت. رشد رفاه یعنی موضوعیت یافتن #اوقات_فراغت و توجه به آزادی و غیره. این هم به برکت نظام جمهوری اسلامی است و مایه افتخار.
✅اما راه حل چیست؟ بازگشت اصولگرایی به #هویت_اصلی خودش.
گام اول نیز کسب #اعتماد است. کسب اعتماد "قدرت ویرانگیری بالایی" در تضعیف ترندهای ساختگی و دوقطبی های القایی دارد.
🔸اینجا توضیح دادم کسب اعتماد به چه نحوی است.👇
https://t.me/mahdian_mohsen/244
#آسیبشناسی_شکست. بخش هشتم
telegram.me/joinchat/AAAAADvUg2MEk7p60toRIw
⚠️تغییر آرای محرومین
❌اگر ترکیب آرا در شهرها و استانهای مختلف را بررسی کنیم یک نکته نگران کننده وجود دارد؛ رای محرومین هم مطابق انتظار ما نیست. نمونه اش افزایش مشارکت در تهران و عدم تغییر در آرای نامزد اصولگرا نسبت به 94 و 92.
و یا از مجموع 31 استان، رای روحانی در 24 استان بالاترست. جالب اینکه استانهای توسعه نیافته نیز در همین 24 استانند.
🛑چرا؟
دلایل مختلف دارد. مثلا تهدیدها و تطمیع ها و غیره.
اما دلیل نگران کننده #تهرانیزه_شدن ایران است. نگرانی این است که پیام #دوقطبیهای_القایی به مناطق محروم رسیده است.
اصلاح طلب ها تا امروز یک ضعف جدی داشتند و آنهم عدم توفیق در تبدیل "ادبیات انتخاباتی تهران" برای "روستاها" بود. اما تلگرام و توئیتر و غیره به اصلاحات کمک کرده است تا ادبیات تهران و شهرستان یکی شود.
⭕️امروز #هشتگ ترند شده شهرهای بزرگ در روستاها هم ترند است.
✴️معنای این اتفاق ناگوار چیست؟ یعنی در روستا نیز آنچه ترند شده دیده می شود و دیگر پیام ها خاک می خورد.
بنابراین اینطور نیست که روستا نشین ما بین بیکاری فرزند و موسیقی سمت آزادی کنسرت ها رفته باشد. مساله این است که پیام و وعده های واقعی و معیشتی اصلن به او منتقل نمی شود.
♻️به عبارت دیگر اصلاح طلبان نتوانستند ادبیات خود را برای روستائیان تغییر دهند و بومی کنند بلکه همان ادبیات قبلی را حقنه و القا کرده اند و این به مدد "دوقطبی های کاذب" و "ابزار شبکه های اجتماعی" است که این روزها در همه کشور توزیع شده است.
❇️از سوی دیگر نباید رشد رفاه در روستاها را نادیده گرفت. رشد رفاه یعنی موضوعیت یافتن #اوقات_فراغت و توجه به آزادی و غیره. این هم به برکت نظام جمهوری اسلامی است و مایه افتخار.
✅اما راه حل چیست؟ بازگشت اصولگرایی به #هویت_اصلی خودش.
گام اول نیز کسب #اعتماد است. کسب اعتماد "قدرت ویرانگیری بالایی" در تضعیف ترندهای ساختگی و دوقطبی های القایی دارد.
🔸اینجا توضیح دادم کسب اعتماد به چه نحوی است.👇
https://t.me/mahdian_mohsen/244
#آسیبشناسی_شکست. بخش هشتم
telegram.me/joinchat/AAAAADvUg2MEk7p60toRIw
✅درباره #ابومسلم و #اسنپ و #هلالاحمر
🔸یک برهه هائی احساس می کنم جوانان حزب اللهی و متدین بجای پی گیری کارهای مهم و روی زمین مانده " #انقلاب_اسلامی"، عمده فعالیت شان به ماله کشیِ عملکرد " #کارگزاران_انقلاب_اسلامی" تقلیل یافته است. اما برخی مواقع برای دفاع کردن نیز کم می آوریم.
خاضعانه و صمیمانه و خالصانه از مسئولین محترم تقاضا دارم ما را در رسانه ها برای پشتیبانی استدلالی و منطقی از تصمیمات شان کمک کنند. واقعن جواب مردم را چه بدهیم؟
🔸همین یک هفته گذشته را مرور بفرمائید؛
باشگاه یک تیم 50 ساله پلمپ می شود تا نامش از #سیاهجامگان به مشکی پوشان تغییر پیدا کند. واقعن تصور می کردیم وقتی اسم تیم فوتبال سیاه جامگان برده می شود، ذهن مردم سمت دشمنان امام رضا می رود؟!
آنسوتر در شهر مشهد اعلام شد برای کمک به زلزله زدگان تنها و تنها باید به حساب های دولتی پول واریز کرد. دو حساب شخصی را هم مسدود کردند. واقعا تصور می کنیم اعتماد به #هلالاحمر زوری است؟
دیروز خبری منتشر شد که رانندگان #اسنپ اگر از فلان نرم افزار در تلفن همراه شان استفاده کنند، حق مسافرکشی ندارند. واقعن تصور کردیم این هشدار در دنیای مجازی امروز، راه گشاست؟
دوران #تصمیمات_بخشنامهای گذشته است. همه عملکرد ما قبل و بعدش در مقابل دیدگان مردم است. باید بتوانیم برای هر تصمیمی استدلال کنیم. منکر ضرورت برخی اصلاحات، شبیه آنچه مرور شد، نیستیم. ولی راهش زور و اجبار نیست. به راه های جایگزین و #اقناعی فکر کنیم.
مثلا برای حذف یک نرم افزار مساله دار، لازمست نرم افزارهای "مشابه و بومی" با "قابلیت های یکسان" تولید کرد. برای کمک مردم به مناطق زلزله زده، لازمست حساب های شخصی "نظارت پذیر" را ترویج کرد.
🔸حفظ و تقویت #اعتماد مردم مهمتر از هر اقدام ترمیمی مقطعی و گذراست. تصمیماتی که "پشتوانه استدلالی" برای جامعه ندارد، ولو اینکه اصلاح گرایانه باشد، ضرر اجراش بیشتر از رها کردنش است چون پایه های اعتماد مردم را متزلزل می کند. اعتماد ضربه ببیند در بزنگاه ها #خسران_عظیم می بینیم. به فهم مردم احترام بگذاریم؛ به اعتمادشان نیازداریم.
اینکه مردم به حساب فلان و بهمان اعتماد می کنند و به هلال احمر بی اعتمادند، نگرانمان کند. همه اش مستقیما، تقصیر هلال احمر و کمیته امداد نیست.
🔸کشکول
http://telegram.me/joinchat/AAAAADvUg2MEk7p60toRIw
🔸یک برهه هائی احساس می کنم جوانان حزب اللهی و متدین بجای پی گیری کارهای مهم و روی زمین مانده " #انقلاب_اسلامی"، عمده فعالیت شان به ماله کشیِ عملکرد " #کارگزاران_انقلاب_اسلامی" تقلیل یافته است. اما برخی مواقع برای دفاع کردن نیز کم می آوریم.
خاضعانه و صمیمانه و خالصانه از مسئولین محترم تقاضا دارم ما را در رسانه ها برای پشتیبانی استدلالی و منطقی از تصمیمات شان کمک کنند. واقعن جواب مردم را چه بدهیم؟
🔸همین یک هفته گذشته را مرور بفرمائید؛
باشگاه یک تیم 50 ساله پلمپ می شود تا نامش از #سیاهجامگان به مشکی پوشان تغییر پیدا کند. واقعن تصور می کردیم وقتی اسم تیم فوتبال سیاه جامگان برده می شود، ذهن مردم سمت دشمنان امام رضا می رود؟!
آنسوتر در شهر مشهد اعلام شد برای کمک به زلزله زدگان تنها و تنها باید به حساب های دولتی پول واریز کرد. دو حساب شخصی را هم مسدود کردند. واقعا تصور می کنیم اعتماد به #هلالاحمر زوری است؟
دیروز خبری منتشر شد که رانندگان #اسنپ اگر از فلان نرم افزار در تلفن همراه شان استفاده کنند، حق مسافرکشی ندارند. واقعن تصور کردیم این هشدار در دنیای مجازی امروز، راه گشاست؟
دوران #تصمیمات_بخشنامهای گذشته است. همه عملکرد ما قبل و بعدش در مقابل دیدگان مردم است. باید بتوانیم برای هر تصمیمی استدلال کنیم. منکر ضرورت برخی اصلاحات، شبیه آنچه مرور شد، نیستیم. ولی راهش زور و اجبار نیست. به راه های جایگزین و #اقناعی فکر کنیم.
مثلا برای حذف یک نرم افزار مساله دار، لازمست نرم افزارهای "مشابه و بومی" با "قابلیت های یکسان" تولید کرد. برای کمک مردم به مناطق زلزله زده، لازمست حساب های شخصی "نظارت پذیر" را ترویج کرد.
🔸حفظ و تقویت #اعتماد مردم مهمتر از هر اقدام ترمیمی مقطعی و گذراست. تصمیماتی که "پشتوانه استدلالی" برای جامعه ندارد، ولو اینکه اصلاح گرایانه باشد، ضرر اجراش بیشتر از رها کردنش است چون پایه های اعتماد مردم را متزلزل می کند. اعتماد ضربه ببیند در بزنگاه ها #خسران_عظیم می بینیم. به فهم مردم احترام بگذاریم؛ به اعتمادشان نیازداریم.
اینکه مردم به حساب فلان و بهمان اعتماد می کنند و به هلال احمر بی اعتمادند، نگرانمان کند. همه اش مستقیما، تقصیر هلال احمر و کمیته امداد نیست.
🔸کشکول
http://telegram.me/joinchat/AAAAADvUg2MEk7p60toRIw
"چه باید کرد" برای "پایان خبرنگاری"
🎦روایتگری...
تا حالا دقت کردید؛
دقیق ترین استدلال ها را درباره حجاب می آورید اما اقبال ندارد؟ چرا؟ مخالفان، استدلال قوی تری دارند؟ احتمالن می گوئید خیر.
محکم ترین استدلال ها را درباره حصر طرح می کنید اما اصل شبهه جابجا نمی شود؟ چرا؟ منتقدین استدلال محکم تری دارند؟ احتمالن می گویید حاضریم برای استدلال قوی تر جایزه قرار دهیم. پس چرا استدلال شما نمی گیرد؟
در اغتشاشات، شهر را بهم ریختند، حسینیه آتش زدند و 25 نفر آدم کشتند؛ اما همچنان مدعی اند. با کدام ابزار چنین می کنند؟
📶ماجرا #پایان_روزنامهنگاریست. باید #ابزارمان را تغییر دهیم.
در یادداشت #قبلی مختصر توضیح دادم که پایان خبرنگاری یا پایان روزنامه نگاری یعنی چی
👈خیلی زمان نمی گیرد؛ مطالعه کنید:👇
https://t.me/mahdian_mohsen/452
اما خیلی ها اشکال کردند که یادداشت فوق " #چه_باید_کرد" نداشت.
در این یادداشت از "چه باید کرد" می نویسم .
⏯در دوره #پسا_حقیقت، #واقعیتها رنگ میبازند و #روایتها هستند که جای واقعیت ها قرار می گیرند. پسا حقیقت، پایان خبرنگاری و آغاز روایت گری در عصر شبکه های اجتماعیست.
همانطور که دوره خبرنگاری گذشته است؛ دوره #صدق و #کذب خبر هم گذشته است. به طریق اولی دوره "تکذیب خبر" و "توضیح خبر" هم گذشته است. این روایت ما از خبر است که می تواند نزدیک به واقعیت باشد یا نباشد.
نکته بسیار مهم اینست که روایت خبر معمولا صدق و کذب ندارد. روایت، روایت است. هر فردی بر اساس فهم و سلیقه و اطلاعات خودش روایت می کند.
در دوران روایت محوری، #مرجع_خبر، الزاما #منبع_خبر نیست، بلکه #راوی_خبرست. برای همین در شبکه های اجتماعی کسی به منبع خبر کار ندارد. مهم اینست که خبر را از کسی بشنود که بیشترین #شباهت را با او دارد.
#اعتماد به خبر با #همزادپنداری با راوی خبر رابطه بسیار تنگاتنگ دارد.
⏭حال به #مخاطب چه #آموزش دهیم؟
بهترین کار برای کسانی که درجریان روایت دیگران قرار گرفته اند، آموزش صدق و کذب خبر نیست بلکه وظیفه ما آموزش #تحلیل_روایت است. باید به مردم آموزش داد که عناصر تحلیل یک روایت چیست؟
⏭اما خودمان چه کنیم؟
وظیفه راوی چیست؟
اسم راوی می آید ذهنتان کجا می رود؟ درست است. #راویان_اردوهای_جنوب؛ البته راویان اصلی که از نزدیک جنگ را دیده اند نه راویان بعد جنگ و آموزش دیده. برای روایت گری اول باید مشاهده کرد، با آموزش کسی راوی نمی شود.
راوی اردوی جبهه های جنوب چه می کرد؟ مخاطب را سر #صحنه می برد؛ به چه نحو؟ فقط #ذهن مخاطب را درگیر نمی کرد. #احساسات و #عواطف او را هم بکار می گرفت.
کار اصلی روایت گری، " #نشان_دادن" به مخاطب است " نه #گفتن و #بیان_کردن". #جان مخاطب باید درگیر شود نه صرفا #ذهنش.
🔴بنابراین روایتی مسلط است که چند ویژگی داشته باشد.
1⃣یکم. #قلب_گرائی.
قلب را باید هدف گرفت نه صرفن ذهن. لذا ذهن و احساسات را توامان باید درگیر کند.
2⃣دوم. #کثرت_گرائی
#تکرارپذیری و ضریب دست به دست شدنش میان مخاطب بالا باشد. "روایت من" باید "روایت همه" شود. بنابراین باید متناسب با #ذائقه_مخاطب باشد.
3⃣سوم. #دربرگیرندگی
#عوام_فهم و #خواص_پسند باشد. دربرگیرندگی بالا داشته باشد.
4⃣چهارم. #برانگیختگی
نقطه کانونی در برانگیختگی مخاطب داشته باشد. هر موضوعی به یک نقطه کلیدی برای درگیر کردن مخاطب نیاز دارد تا او را برانگیزد.
5⃣پنجم و از همه مهمتر
#اعتمادپذیری
برای مخاطب راوی خبر مهم است. باید اعتماد مخاطب را کسب کرد که ما کنار اوئیم. دلسوز و رفیق اوئیم. #صمیمیت اعتماد می سازد.
اما مگر در شبکه اجتماعی می توان صمیمیت ساخت؟ بله. یکی از راه های نزدیکی، واکنش های بهنگام و همراه با ذائقه و احساسات و مطالبات جامعه نسبت به موضوعات مختلف است.
🆗راوی جنگ چنین می کرد که موثر بود. چنین می کرد که از زاویه او عملیات جنگی را مشاهده و در خاطراتش با او سفر می کردید. و چنان تاثیر می گرفتید که تا چند هفته یا ماه در یک خاطره اش متوقف می شدید.
✅امروز به روایت گری نیاز داریم. روایت گری #هنر می خواهد.
تلاش کردم بگویم #ابزار_مبارزه تغییر کرده است. #سربازان این عرصه هم متفاوتند.
http://telegram.me/joinchat/AAAAADvUg2MEk7p60toRIw
🎦روایتگری...
تا حالا دقت کردید؛
دقیق ترین استدلال ها را درباره حجاب می آورید اما اقبال ندارد؟ چرا؟ مخالفان، استدلال قوی تری دارند؟ احتمالن می گوئید خیر.
محکم ترین استدلال ها را درباره حصر طرح می کنید اما اصل شبهه جابجا نمی شود؟ چرا؟ منتقدین استدلال محکم تری دارند؟ احتمالن می گویید حاضریم برای استدلال قوی تر جایزه قرار دهیم. پس چرا استدلال شما نمی گیرد؟
در اغتشاشات، شهر را بهم ریختند، حسینیه آتش زدند و 25 نفر آدم کشتند؛ اما همچنان مدعی اند. با کدام ابزار چنین می کنند؟
📶ماجرا #پایان_روزنامهنگاریست. باید #ابزارمان را تغییر دهیم.
در یادداشت #قبلی مختصر توضیح دادم که پایان خبرنگاری یا پایان روزنامه نگاری یعنی چی
👈خیلی زمان نمی گیرد؛ مطالعه کنید:👇
https://t.me/mahdian_mohsen/452
اما خیلی ها اشکال کردند که یادداشت فوق " #چه_باید_کرد" نداشت.
در این یادداشت از "چه باید کرد" می نویسم .
⏯در دوره #پسا_حقیقت، #واقعیتها رنگ میبازند و #روایتها هستند که جای واقعیت ها قرار می گیرند. پسا حقیقت، پایان خبرنگاری و آغاز روایت گری در عصر شبکه های اجتماعیست.
همانطور که دوره خبرنگاری گذشته است؛ دوره #صدق و #کذب خبر هم گذشته است. به طریق اولی دوره "تکذیب خبر" و "توضیح خبر" هم گذشته است. این روایت ما از خبر است که می تواند نزدیک به واقعیت باشد یا نباشد.
نکته بسیار مهم اینست که روایت خبر معمولا صدق و کذب ندارد. روایت، روایت است. هر فردی بر اساس فهم و سلیقه و اطلاعات خودش روایت می کند.
در دوران روایت محوری، #مرجع_خبر، الزاما #منبع_خبر نیست، بلکه #راوی_خبرست. برای همین در شبکه های اجتماعی کسی به منبع خبر کار ندارد. مهم اینست که خبر را از کسی بشنود که بیشترین #شباهت را با او دارد.
#اعتماد به خبر با #همزادپنداری با راوی خبر رابطه بسیار تنگاتنگ دارد.
⏭حال به #مخاطب چه #آموزش دهیم؟
بهترین کار برای کسانی که درجریان روایت دیگران قرار گرفته اند، آموزش صدق و کذب خبر نیست بلکه وظیفه ما آموزش #تحلیل_روایت است. باید به مردم آموزش داد که عناصر تحلیل یک روایت چیست؟
⏭اما خودمان چه کنیم؟
وظیفه راوی چیست؟
اسم راوی می آید ذهنتان کجا می رود؟ درست است. #راویان_اردوهای_جنوب؛ البته راویان اصلی که از نزدیک جنگ را دیده اند نه راویان بعد جنگ و آموزش دیده. برای روایت گری اول باید مشاهده کرد، با آموزش کسی راوی نمی شود.
راوی اردوی جبهه های جنوب چه می کرد؟ مخاطب را سر #صحنه می برد؛ به چه نحو؟ فقط #ذهن مخاطب را درگیر نمی کرد. #احساسات و #عواطف او را هم بکار می گرفت.
کار اصلی روایت گری، " #نشان_دادن" به مخاطب است " نه #گفتن و #بیان_کردن". #جان مخاطب باید درگیر شود نه صرفا #ذهنش.
🔴بنابراین روایتی مسلط است که چند ویژگی داشته باشد.
1⃣یکم. #قلب_گرائی.
قلب را باید هدف گرفت نه صرفن ذهن. لذا ذهن و احساسات را توامان باید درگیر کند.
2⃣دوم. #کثرت_گرائی
#تکرارپذیری و ضریب دست به دست شدنش میان مخاطب بالا باشد. "روایت من" باید "روایت همه" شود. بنابراین باید متناسب با #ذائقه_مخاطب باشد.
3⃣سوم. #دربرگیرندگی
#عوام_فهم و #خواص_پسند باشد. دربرگیرندگی بالا داشته باشد.
4⃣چهارم. #برانگیختگی
نقطه کانونی در برانگیختگی مخاطب داشته باشد. هر موضوعی به یک نقطه کلیدی برای درگیر کردن مخاطب نیاز دارد تا او را برانگیزد.
5⃣پنجم و از همه مهمتر
#اعتمادپذیری
برای مخاطب راوی خبر مهم است. باید اعتماد مخاطب را کسب کرد که ما کنار اوئیم. دلسوز و رفیق اوئیم. #صمیمیت اعتماد می سازد.
اما مگر در شبکه اجتماعی می توان صمیمیت ساخت؟ بله. یکی از راه های نزدیکی، واکنش های بهنگام و همراه با ذائقه و احساسات و مطالبات جامعه نسبت به موضوعات مختلف است.
🆗راوی جنگ چنین می کرد که موثر بود. چنین می کرد که از زاویه او عملیات جنگی را مشاهده و در خاطراتش با او سفر می کردید. و چنان تاثیر می گرفتید که تا چند هفته یا ماه در یک خاطره اش متوقف می شدید.
✅امروز به روایت گری نیاز داریم. روایت گری #هنر می خواهد.
تلاش کردم بگویم #ابزار_مبارزه تغییر کرده است. #سربازان این عرصه هم متفاوتند.
http://telegram.me/joinchat/AAAAADvUg2MEk7p60toRIw
Telegram
کشکول|محسن مهدیان
🔷پایان خبرنگاری
#عصر_روایتگری
#پساحقیقت
#post_truth
دوران خبرنگاری به شکل سنتی آن گذشته است. اساسن دیگر خبر اهمیت گذشته را ندارد.
یکبار با خودتان مرور کنید. آخرین خبری که توجهتان را جلب کرد منبعش کجا بود؟ احتمالن خاطر ندارید. مثلن حقوق نجومی را چه کسی…
#عصر_روایتگری
#پساحقیقت
#post_truth
دوران خبرنگاری به شکل سنتی آن گذشته است. اساسن دیگر خبر اهمیت گذشته را ندارد.
یکبار با خودتان مرور کنید. آخرین خبری که توجهتان را جلب کرد منبعش کجا بود؟ احتمالن خاطر ندارید. مثلن حقوق نجومی را چه کسی…