🔹 مخاطب مورد نظر در شبکه موجود نمیباشد.
من همیشه از انتشار چنین مطالبی پرهیز کردهام، چون خیلی وقتها مایۀ رنجش عزیزانی شده است که خدمت به آنان، برایم دلپذیر و بلکه مایۀ مباهات بوده است. ولی از طرفی با درخواستهای بیملاحظۀ بسیار کسان هم روبهرویم که مرا ناچار میکند وضعیت خاص خودم را توضیح دهم.
۱. من کارهای نوشتنی بسیاری دارم که سالهاست بر زمین مانده است. چند کتاب هست که باید تدوین و منتشر کنم و نوشتن این کتابها برای من از هر کار فرهنگی دیگری اولویت دارد. تا حال هم بیشتر خدمت من به ادبیات و فرهنگ، از رهگذر کتاب نوشتن بوده است تا خدمات دیگر.
۲. هر انسانی در کنار امور ذوقی، به کار کردن هم نیاز دارد، به خصوص ما در این سالها، که چالههای بزرگی در حوزۀ معیشت داریم و باید به طور جدی کار کنیم تا این وضعیت بگذرد.
۳. با این وصف، من باید بخشی از وقت را صرف نوشتن کنم و بخشی را صرف کار. دیگر در این وضع برای فعالیتها و خدمات فرهنگی مثل نقد شعر و کتاب، گفتگوها و مطالب مطبوعاتی، شرکت در جلسات مختلف، شرکت در نمایشگاهها، شرکت در هماندیشیها، مشاورههای مختلف ادبی، حضور در گروهها و کانالهای مجازی و دیگر خدماتی که خیلی از عزیزان از سر لطف از من انتظار دارند، فرصتی نمیماند. مگر این که آن فعالیتها بتوانند به شکل یک «کار» تعریف شود و من بتوانم بخشی از فرصت کارم را به آن اختصاص دهم.
🔻
ممنون همه عزیزانی هستم که این وضعیت را درک میکنند و برای پیمودن این مسیر یاریام میکنند و اگر باری پیام و تماسشان بیپاسخ میماند یا از کانال و گروهی خارج میشوم یا از اجابت درخواستهایشان عاجزم، حمل بر بیادبی و کماعتنایی نمیکنند.
محمدکاظم کاظمی
مرداد ۱۳۹۷
من همیشه از انتشار چنین مطالبی پرهیز کردهام، چون خیلی وقتها مایۀ رنجش عزیزانی شده است که خدمت به آنان، برایم دلپذیر و بلکه مایۀ مباهات بوده است. ولی از طرفی با درخواستهای بیملاحظۀ بسیار کسان هم روبهرویم که مرا ناچار میکند وضعیت خاص خودم را توضیح دهم.
۱. من کارهای نوشتنی بسیاری دارم که سالهاست بر زمین مانده است. چند کتاب هست که باید تدوین و منتشر کنم و نوشتن این کتابها برای من از هر کار فرهنگی دیگری اولویت دارد. تا حال هم بیشتر خدمت من به ادبیات و فرهنگ، از رهگذر کتاب نوشتن بوده است تا خدمات دیگر.
۲. هر انسانی در کنار امور ذوقی، به کار کردن هم نیاز دارد، به خصوص ما در این سالها، که چالههای بزرگی در حوزۀ معیشت داریم و باید به طور جدی کار کنیم تا این وضعیت بگذرد.
۳. با این وصف، من باید بخشی از وقت را صرف نوشتن کنم و بخشی را صرف کار. دیگر در این وضع برای فعالیتها و خدمات فرهنگی مثل نقد شعر و کتاب، گفتگوها و مطالب مطبوعاتی، شرکت در جلسات مختلف، شرکت در نمایشگاهها، شرکت در هماندیشیها، مشاورههای مختلف ادبی، حضور در گروهها و کانالهای مجازی و دیگر خدماتی که خیلی از عزیزان از سر لطف از من انتظار دارند، فرصتی نمیماند. مگر این که آن فعالیتها بتوانند به شکل یک «کار» تعریف شود و من بتوانم بخشی از فرصت کارم را به آن اختصاص دهم.
🔻
ممنون همه عزیزانی هستم که این وضعیت را درک میکنند و برای پیمودن این مسیر یاریام میکنند و اگر باری پیام و تماسشان بیپاسخ میماند یا از کانال و گروهی خارج میشوم یا از اجابت درخواستهایشان عاجزم، حمل بر بیادبی و کماعتنایی نمیکنند.
محمدکاظم کاظمی
مرداد ۱۳۹۷
کانال محمدکاظم کاظمی pinned «🔹 مخاطب مورد نظر در شبکه موجود نمیباشد. من همیشه از انتشار چنین مطالبی پرهیز کردهام، چون خیلی وقتها مایۀ رنجش عزیزانی شده است که خدمت به آنان، برایم دلپذیر و بلکه مایۀ مباهات بوده است. ولی از طرفی با درخواستهای بیملاحظۀ بسیار کسان هم روبهرویم که مرا…»
http://www.mkkazemi.com/1397/05/12/del/
🔹 شش اجرا از آهنگ «دل در خون تپیدهای دارم» استاد سرآهنگ، در سایت محمدکاظم کاظمی.
🔹 شش اجرا از آهنگ «دل در خون تپیدهای دارم» استاد سرآهنگ، در سایت محمدکاظم کاظمی.
Forwarded from برنامه تلویزیونی همقصه
🔹مِّنَ الْمُؤْمِنِينَ رِجَالٌ صَدَقُوا مَا عَاهَدُوا اللَّهَ عَلَيْهِ ۖ فَمِنْهُم مَّن قَضَىٰ نَحْبَهُ وَمِنْهُم مَّن يَنتَظِرُ ۖ وَمَا بَدَّلُوا تَبْدِيلًا...🔹
🔹روح بلند مبارز خستگی ناپذیر دکتر سید محمد علیشاه موسوی دیروز در مصلای نماز جمعه به خیل ارواح طیبه شهدا پیوست.
🔹همقصه هفتم فارغ التحصیل رشته پزشکی از دانشگاه تهران و عضو لویی جرگه موقت افغانستان بود که از 22 مرداد 1382 به اتهامات واهي در خانهاش دستگير و ۴۰ ماه از زندگی اش را در زندان آمريکاييها در بگرام و سپس گوانتانامو گذراند.
🔹روحش شاد که هم زخم روسها را بر بدن داشت هم در جبهه های ضد بعث جنگید هم بیش از ۱۰۰۰ شبانه روز وحشیگری امریکایی ها را چشید و دست آخر به دست تهیمغزان خارجی به شهادت رسید.
🔹اللهم تقبله بواسع رحمتك واجعل مثواه الجنة...
🔹روح بلند مبارز خستگی ناپذیر دکتر سید محمد علیشاه موسوی دیروز در مصلای نماز جمعه به خیل ارواح طیبه شهدا پیوست.
🔹همقصه هفتم فارغ التحصیل رشته پزشکی از دانشگاه تهران و عضو لویی جرگه موقت افغانستان بود که از 22 مرداد 1382 به اتهامات واهي در خانهاش دستگير و ۴۰ ماه از زندگی اش را در زندان آمريکاييها در بگرام و سپس گوانتانامو گذراند.
🔹روحش شاد که هم زخم روسها را بر بدن داشت هم در جبهه های ضد بعث جنگید هم بیش از ۱۰۰۰ شبانه روز وحشیگری امریکایی ها را چشید و دست آخر به دست تهیمغزان خارجی به شهادت رسید.
🔹اللهم تقبله بواسع رحمتك واجعل مثواه الجنة...
Forwarded from کانال سرباز روحالله
📌شهادت قبای تنش بود
خلال این سالها هیچ کسی از بچههای ناز و گل #افغانستان، من را مثل #شهید دکتر علیشاه موسوی تحت تاثیر قرار نداده بود. در میان مهمانان جورواجور برنامهی همقصه که از شرق و غرب عالم آمده بودند هم، الحق والانصاف شخصیت هیچ کدام به اندازه او جذاب و ستودنی نبود. نوجوانیاش با جهاد علیه روسها در افغانستان و علیه صدام بعثی در ایران و رفتن تا سر حد شهادت، جوانیاش با تحصیل در رشتهی پزشکی دانشگاه تهران و بازگشت به وطن برای خدمت، میانسالیاش با ایستادگی علیه آمریکاییها و شکنجه و زندان #بگرام و #گوانتانامو سپری کرد. در نهایت پس از رهایی از دست آمریکاییها مشغول خدمترسانی پزشکی به سنی و شیعه در گردیز و تلاش برای وحدت بین مسلمین و زدودن محرومیت شد و دستهی آخر هم روز گذشته بدست کوردلان متعصب در انفجار مسجد صاحب الزمان شهر گردیز به شهادت رسید.
بعد از حضورش در برنامه همقصه، از طریق فیسبوک با او مرتبط بودم. خبر شهادتش که امروز آمد رفتم سراغ صفحهاش و آخرین پست قبل از شهادتش را خواندم:
"قال رسول الله(ص):
«مَنْ اَصْبَحَ و لم یَهْتَمُّ بِاُمورِ الْمُسْلِمینَ فَلَیْسَ مِنْهُمْ وَ مَنْ سَمِعَ رَجُلاً یُنادى یا لِلْمُسْلِمینَ فَلَمْ یُجِبْهُ فَلَیْسَ بِمُسْلِمٍ؛ هر کس صبح کند و به امور مسلمانان همت نورزد، از آنان نیست و هر کس فریاد کمک خواهى کسى را بشنود و به کمکش نشتابد، مسلمان نیست.»
#نژادپرستی_آپرتاید
#رژیم_اشغالگرقدس
#ملت_دولت_یهود
#رسمیت_عبری
#سکوت_مسلمین
۲۳ جولای ۲۰۱۸"
الحق والانصاف که زندگیاش تجسم عینی این آخرین حدیثی بود که از پیامبر اکرم نقل کرده بود و چنین کسی شهادت قبای تنش است؛ هنیئا له.
🔹🔹🔹
#جهان_وطن
خلال این سالها هیچ کسی از بچههای ناز و گل #افغانستان، من را مثل #شهید دکتر علیشاه موسوی تحت تاثیر قرار نداده بود. در میان مهمانان جورواجور برنامهی همقصه که از شرق و غرب عالم آمده بودند هم، الحق والانصاف شخصیت هیچ کدام به اندازه او جذاب و ستودنی نبود. نوجوانیاش با جهاد علیه روسها در افغانستان و علیه صدام بعثی در ایران و رفتن تا سر حد شهادت، جوانیاش با تحصیل در رشتهی پزشکی دانشگاه تهران و بازگشت به وطن برای خدمت، میانسالیاش با ایستادگی علیه آمریکاییها و شکنجه و زندان #بگرام و #گوانتانامو سپری کرد. در نهایت پس از رهایی از دست آمریکاییها مشغول خدمترسانی پزشکی به سنی و شیعه در گردیز و تلاش برای وحدت بین مسلمین و زدودن محرومیت شد و دستهی آخر هم روز گذشته بدست کوردلان متعصب در انفجار مسجد صاحب الزمان شهر گردیز به شهادت رسید.
بعد از حضورش در برنامه همقصه، از طریق فیسبوک با او مرتبط بودم. خبر شهادتش که امروز آمد رفتم سراغ صفحهاش و آخرین پست قبل از شهادتش را خواندم:
"قال رسول الله(ص):
«مَنْ اَصْبَحَ و لم یَهْتَمُّ بِاُمورِ الْمُسْلِمینَ فَلَیْسَ مِنْهُمْ وَ مَنْ سَمِعَ رَجُلاً یُنادى یا لِلْمُسْلِمینَ فَلَمْ یُجِبْهُ فَلَیْسَ بِمُسْلِمٍ؛ هر کس صبح کند و به امور مسلمانان همت نورزد، از آنان نیست و هر کس فریاد کمک خواهى کسى را بشنود و به کمکش نشتابد، مسلمان نیست.»
#نژادپرستی_آپرتاید
#رژیم_اشغالگرقدس
#ملت_دولت_یهود
#رسمیت_عبری
#سکوت_مسلمین
۲۳ جولای ۲۰۱۸"
الحق والانصاف که زندگیاش تجسم عینی این آخرین حدیثی بود که از پیامبر اکرم نقل کرده بود و چنین کسی شهادت قبای تنش است؛ هنیئا له.
🔹🔹🔹
#جهان_وطن
برنامه تلویزیونی همقصه
🔹مِّنَ الْمُؤْمِنِينَ رِجَالٌ صَدَقُوا مَا عَاهَدُوا اللَّهَ عَلَيْهِ ۖ فَمِنْهُم مَّن قَضَىٰ نَحْبَهُ وَمِنْهُم مَّن يَنتَظِرُ ۖ وَمَا بَدَّلُوا تَبْدِيلًا...🔹 🔹روح بلند مبارز خستگی ناپذیر دکتر سید محمد علیشاه موسوی دیروز در مصلای نماز جمعه به خیل ارواح…
◼️ سید محمدعلیشاه موسوی گردیزی
امروز باخبر شدیم که یکی از کشتگان انفجار انتحاری در نماز جمعۀ گردیز، دکتر سید محمدعلیشاه موسوی گردیزی بوده است، مرد همیشه مبارز و همیشه مقاوم و همیشه همراه مردم.
روانش مینوی باد.
امروز باخبر شدیم که یکی از کشتگان انفجار انتحاری در نماز جمعۀ گردیز، دکتر سید محمدعلیشاه موسوی گردیزی بوده است، مرد همیشه مبارز و همیشه مقاوم و همیشه همراه مردم.
روانش مینوی باد.
Robaei-13 _970514.pdf
72.9 KB
🔹رباعیهای انتخاب شده برای دوازدهمین جلسۀ بیدلخوانی
🔻یکشنبه ۳۱ تیر ۹۷، ساعت ۱۷
🔻مشهد، پردیس سینمایی هویزه، سالن آموزش ۲
🔻یکشنبه ۳۱ تیر ۹۷، ساعت ۱۷
🔻مشهد، پردیس سینمایی هویزه، سالن آموزش ۲
📖
نشست نقد و بررسی مجموعه شعر «ملاحظات»
اثر #امید_مهدی_نژاد
با حضور #محمدکاظم_کاظمی و #محمدمهدی_سیار
📌
پنجشنبه ۱۸ مرداد
از ساعت ۱۵
خبرگزاری مهر
👁🗨
OmidMahdinejad
نشست نقد و بررسی مجموعه شعر «ملاحظات»
اثر #امید_مهدی_نژاد
با حضور #محمدکاظم_کاظمی و #محمدمهدی_سیار
📌
پنجشنبه ۱۸ مرداد
از ساعت ۱۵
خبرگزاری مهر
👁🗨
OmidMahdinejad
Forwarded from Javad_bolandi
خوانش
گفتار ها، نوشته ها و نواخته های جواد بلندی
ارتباط با مدیر کانال
@Javadbolandi1364
https://t.me/khaneshchannel
گفتار ها، نوشته ها و نواخته های جواد بلندی
ارتباط با مدیر کانال
@Javadbolandi1364
https://t.me/khaneshchannel
Telegram
خوانش
ویژهی ادبیات و موسیقی جدی
ارتباط با گرداننده:
@javadbolandi
ارتباط با گرداننده:
@javadbolandi
Javad_bolandi
خوانش گفتار ها، نوشته ها و نواخته های جواد بلندی ارتباط با مدیر کانال @Javadbolandi1364 https://t.me/khaneshchannel
کانالی ارزشمند، حاوی آثار صوتی و نوشتاری شاعر گرامی جواد بلندی. 👆
🔹 درد مشترک
به بهانۀ ردّ مرز شدن جانباز اعصاب و روان
🔸 محمدکاظم کاظمی
در این ایام خبر اندوهباری منتشر شد: «قاسم، جانباز اعصاب و روان سال گذشته به دلیل شباهت به افغانستانیها در پارک افسریه بازداشت و به افغانستان فرستاده شد و در شهر زرنج بر اثر سرما جان باخت و در همانجا دفن شده است.»
این روایت دردناک البته از سوی پلیس تهران تکذیب شده و امیدواریم که واقعیت نداشته باشد، ولی در هر حال از یک حقیقت پنهانمانده ولی رایج هم خبر میدهد، شیوۀ دیپورت شدن بسیاری از اتباع افغانستان از ایران، و این که چه بسیار اشخاص، حتی بدون اطلاع خانوادههایشان در آن سوی مرز رها شدهاند.
بعضی دوستان ایرانی به سبب غرابت این داستان، آن را باورپذیر نمیدانستند و میگفتند «مگر ممکن است که کسی به این شکل دیپورت شود؟» ولی ما که بارها شاهد چنین وقایعی بودهایم، میتوانیم بگوییم که چندان عجیب هم نیست. در واقع این بیخبر ردّ مرز شدن به خصوص در بعضی مقاطع زمانی یک پدیدۀ بسیار رایج بوده است.
چند سال پیش مردی رنجور از آشنایان ما، ناگهان غیب شد. خانوادهاش دیدند که مردِ خانه از سر کار برنگشت و هیچ اثری از او نبود. همه بیمارستانها و پاسگاهها و جایهایی را که ممکن بود این شخص پیدا شود، گشتند و ماهها در اضطراب به سر بردند. در نهایت دست به دامان آشنایانی در هرات شدند و خبر یافتند که مردی با همین مشخصات که ردّ مرز شده بوده، در یکی از مسافرخانههای هرات، براثر بیماری جان سپرده است... و مصیبت این خانواده تازه شروع شد. کودک خردسال خانواده را اعضای خانوادۀ پدری به سوی خویش میکشیدند و مادرش میخواست او را در کنار خود داشته باشد. این کودک مدرک هویتی نداشت، چون پدرش در دسترس نبود و رنج یتیمی و رنج بیهویتی و بیسرنوشتی همه با هم شده بود.
و چه بسیار از این قبیل، که من باری در بیتی از یک شعر بلند دربارۀ مسائل مهاجرین، به آن پرداخته بودم در سال ۱۳۷۴ که:
ای بسا کس که برون رفته پی روزی و حال
نیست از بودن و نابودن او هیچ خبر
ای بسا طفل که او را پی گمکردهی خویش
روز و شب خستهنگاهی است که خشکیده به در
ای بسا خانه که بر درگه آن تا دل شب
منتظر بر ره فرزند نشیند مادر...
باری، ماجرای دردنادک ردّ مرز شدن و درگذشت این جانباز عزیز به واقع پرده از روندی در این امر برمیدارد که سالهاست از نظرها مغفول مانده است. همین فرد میتوانست یک مهاجر افغان باشد، چنان که بسیاریها بودند و هستند. و شما میتوانید تصور کنید که اتفاقاتی از این قبیل، بسیار برای مردم ما افتاده است. خدا کند روزی برسد که چنین رنجی را برای هیچکس نبینیم و نشنویم، حتی یک انسان بیمدرک.
#محمدکاظم_کاظمی
#دیپورت
#رد_مرز
#جانباز_ایرانی
#مهاجر_افغان
@mkazemkazemi
به بهانۀ ردّ مرز شدن جانباز اعصاب و روان
🔸 محمدکاظم کاظمی
در این ایام خبر اندوهباری منتشر شد: «قاسم، جانباز اعصاب و روان سال گذشته به دلیل شباهت به افغانستانیها در پارک افسریه بازداشت و به افغانستان فرستاده شد و در شهر زرنج بر اثر سرما جان باخت و در همانجا دفن شده است.»
این روایت دردناک البته از سوی پلیس تهران تکذیب شده و امیدواریم که واقعیت نداشته باشد، ولی در هر حال از یک حقیقت پنهانمانده ولی رایج هم خبر میدهد، شیوۀ دیپورت شدن بسیاری از اتباع افغانستان از ایران، و این که چه بسیار اشخاص، حتی بدون اطلاع خانوادههایشان در آن سوی مرز رها شدهاند.
بعضی دوستان ایرانی به سبب غرابت این داستان، آن را باورپذیر نمیدانستند و میگفتند «مگر ممکن است که کسی به این شکل دیپورت شود؟» ولی ما که بارها شاهد چنین وقایعی بودهایم، میتوانیم بگوییم که چندان عجیب هم نیست. در واقع این بیخبر ردّ مرز شدن به خصوص در بعضی مقاطع زمانی یک پدیدۀ بسیار رایج بوده است.
چند سال پیش مردی رنجور از آشنایان ما، ناگهان غیب شد. خانوادهاش دیدند که مردِ خانه از سر کار برنگشت و هیچ اثری از او نبود. همه بیمارستانها و پاسگاهها و جایهایی را که ممکن بود این شخص پیدا شود، گشتند و ماهها در اضطراب به سر بردند. در نهایت دست به دامان آشنایانی در هرات شدند و خبر یافتند که مردی با همین مشخصات که ردّ مرز شده بوده، در یکی از مسافرخانههای هرات، براثر بیماری جان سپرده است... و مصیبت این خانواده تازه شروع شد. کودک خردسال خانواده را اعضای خانوادۀ پدری به سوی خویش میکشیدند و مادرش میخواست او را در کنار خود داشته باشد. این کودک مدرک هویتی نداشت، چون پدرش در دسترس نبود و رنج یتیمی و رنج بیهویتی و بیسرنوشتی همه با هم شده بود.
و چه بسیار از این قبیل، که من باری در بیتی از یک شعر بلند دربارۀ مسائل مهاجرین، به آن پرداخته بودم در سال ۱۳۷۴ که:
ای بسا کس که برون رفته پی روزی و حال
نیست از بودن و نابودن او هیچ خبر
ای بسا طفل که او را پی گمکردهی خویش
روز و شب خستهنگاهی است که خشکیده به در
ای بسا خانه که بر درگه آن تا دل شب
منتظر بر ره فرزند نشیند مادر...
باری، ماجرای دردنادک ردّ مرز شدن و درگذشت این جانباز عزیز به واقع پرده از روندی در این امر برمیدارد که سالهاست از نظرها مغفول مانده است. همین فرد میتوانست یک مهاجر افغان باشد، چنان که بسیاریها بودند و هستند. و شما میتوانید تصور کنید که اتفاقاتی از این قبیل، بسیار برای مردم ما افتاده است. خدا کند روزی برسد که چنین رنجی را برای هیچکس نبینیم و نشنویم، حتی یک انسان بیمدرک.
#محمدکاظم_کاظمی
#دیپورت
#رد_مرز
#جانباز_ایرانی
#مهاجر_افغان
@mkazemkazemi
Forwarded from خبرهای شعر خراسان (محمدکاظم کاظمی)
Robaei-15 _970528.pdf
69.7 KB
🔹رباعیهای انتخاب شده برای پانزدهمین جلسۀ بیدلخوانی
🔻یکشنبه ۲۸ مرداد ۹۷، ساعت ۱۷
🔻مشهد، پردیس سینمایی هویزه، سالن آموزش ۲
🔻یکشنبه ۲۸ مرداد ۹۷، ساعت ۱۷
🔻مشهد، پردیس سینمایی هویزه، سالن آموزش ۲