Forwarded from فلاخن||سلمان کدیور (سلمان کدیور)
✳️ به بهانه رمان #بادبادک_باز، اثر خالد حسینی
...
...
🔶رمان غم انگیز بادبادک باز را خواندم. در خلال رمان، گاه احساس می کردم افتادن افغانستان در سراشیبی اضمحلال و آغاز جنگ و خونریزی و آوارگی، تقاصی بوده که خداوند از #پشتون ها بخاطر ظلم و ستم به هزاره ای ها، گرفته است. ظلم و ستم و به بردگی گرفتن که تنها به جرم _شیعه بودن هزاره ها بر آن ها تحمیل می شده. ظلمی که هنوز به قوت خود باقی است، البته از سوی #طالبان، همچنان که بر پشتون ها نیز هست.
🔶این رمان مرا واداشت که سری به تاریخ افغانستان بزنم و چه بد که انگار فراموش کرده بودم که این تاریخ چیزی حدود صد سال قدمت دارد و پیش از آن، ما تاریخ ایران داشته ایم، تاریخی که افغانستان جزئی از آن بوده تحت نام ولایت هرات یا آریانا یا خراسان.
🔶و چقدر غمگین شدم که این تکه از جان ایران را، با مردمانی که اصیل ترین لهجه فارسی موجود را دارند، از مادرش ایران جدا کردند.
🔶و فردای این جدایی، که با توطئه انگلیس ها رخ داد، ولایت هرات تا امروز روی خوش ندیده است.
🔶انگلیسی که تا قدرت را به دست گرفت نام ولایت هرات یا خراسان را به افغانستان تغییر داد، نامی که در حقیقت نام دیگر قوم پشتون بوده و تنوع قومی این سرزمین را اقناع نمی کرده و تفرقه و جنگ و کینه از همین نامگذاری آغاز شده و تا امروز به ده ها جای دیگر سرایت کرده.
🔶این رمان را که خواندم میل و عشقی عمیق به #افغانستان یافته ام. انگار پاره ای از وجودم را سیم های خاردار و مرزهای جغرافیایی از هم جدا کرده باشد.
🔶مردمانی که بیش از امروز ما با شاهنامه و خیام و حافظ و سعدی مانوس و مشحون بوده اند.
ملتی که مولانا و خواجه عبدالله انصاری، انوری، جامی، سنایی غزنوی، ناصر خسرو، فارابی، ابوریحان بیرونی، بیدل دهلوی و .... که هر کدام سهمی در ساخت تاریخ و ادبیات و فلسفه ایران داشته ، از آن خطه برخاسته اند.
#سلمان_کدیور
....
....
@Falaakhon
...
...
🔶رمان غم انگیز بادبادک باز را خواندم. در خلال رمان، گاه احساس می کردم افتادن افغانستان در سراشیبی اضمحلال و آغاز جنگ و خونریزی و آوارگی، تقاصی بوده که خداوند از #پشتون ها بخاطر ظلم و ستم به هزاره ای ها، گرفته است. ظلم و ستم و به بردگی گرفتن که تنها به جرم _شیعه بودن هزاره ها بر آن ها تحمیل می شده. ظلمی که هنوز به قوت خود باقی است، البته از سوی #طالبان، همچنان که بر پشتون ها نیز هست.
🔶این رمان مرا واداشت که سری به تاریخ افغانستان بزنم و چه بد که انگار فراموش کرده بودم که این تاریخ چیزی حدود صد سال قدمت دارد و پیش از آن، ما تاریخ ایران داشته ایم، تاریخی که افغانستان جزئی از آن بوده تحت نام ولایت هرات یا آریانا یا خراسان.
🔶و چقدر غمگین شدم که این تکه از جان ایران را، با مردمانی که اصیل ترین لهجه فارسی موجود را دارند، از مادرش ایران جدا کردند.
🔶و فردای این جدایی، که با توطئه انگلیس ها رخ داد، ولایت هرات تا امروز روی خوش ندیده است.
🔶انگلیسی که تا قدرت را به دست گرفت نام ولایت هرات یا خراسان را به افغانستان تغییر داد، نامی که در حقیقت نام دیگر قوم پشتون بوده و تنوع قومی این سرزمین را اقناع نمی کرده و تفرقه و جنگ و کینه از همین نامگذاری آغاز شده و تا امروز به ده ها جای دیگر سرایت کرده.
🔶این رمان را که خواندم میل و عشقی عمیق به #افغانستان یافته ام. انگار پاره ای از وجودم را سیم های خاردار و مرزهای جغرافیایی از هم جدا کرده باشد.
🔶مردمانی که بیش از امروز ما با شاهنامه و خیام و حافظ و سعدی مانوس و مشحون بوده اند.
ملتی که مولانا و خواجه عبدالله انصاری، انوری، جامی، سنایی غزنوی، ناصر خسرو، فارابی، ابوریحان بیرونی، بیدل دهلوی و .... که هر کدام سهمی در ساخت تاریخ و ادبیات و فلسفه ایران داشته ، از آن خطه برخاسته اند.
#سلمان_کدیور
....
....
@Falaakhon
Forwarded from کانال محمدکاظم کاظمی
🔹 جدا شدن افغانستان از ایران در عصر قاجار، یک غلط مشهور تاریخی
🔸 محمدکاظم کاظمی
در ایران معروف است که در عصر قاجاریه و در جریان محاصرۀ هرات (۱۲۳۵ ش) افغانستان از ایران جدا شد. این خطایی بزرگ است و یکسره تکرار میشود. حقیقت این است که در آن زمان فقط شهر هرات از تسلط ایران خارج شد و آن هم همیشه در تصرف ایران نبود. در آن زمانها افغانستان حکومت مستقلی داشت که همان حکومت درانی (۱۱۲۴ - ۱۲۱۸ ش) و سپس خاندان محمدزایی (۱۲۱۸ - ۱۳۵۷ ش) بود و این دولتها جزء دولت ایران یا دستنشاندۀ آن نبودند.
جالب است که همین کسانی که میگویند در سال ۱۲۳۵ ش افغانستان از ایران جدا شد، قیام هوتکیها و تصرف اصفهان به دست محمود هوتکی (۱۰۹۵ ش) را یک تهاجم خارجی میدانند. خوب اگر افغانستان تا آن زمان بخشی از ایران بوده، پس چرا هوتکیها را یک سلسلۀ ایرانی همانند صفویها و زندیها و افشاریها و قاجاریها نمیدانید؟ اگر این طور است، پس این تهاجم خارجی نیست.
بگذارید قضیه را با یک توصیف بسیار اجمالی از جغرافیای تاریخی افغانستان شرح دهم. البته همینجا این را بگویم که در این تردیدی نیست که ایران نام کهن همه این سرزمینها بوده و آن ایران بزرگ تاریخی و فرهنگی، همه این قلمرو را در بر میگیرد. با این تلقی از «ایران فرهنگی قدیم» ما هم موافقیم و افغانستان و بسیاری از مناطق دیگر را نیز بخشی از آن ایران میشماریم. ولی به نظر ما فرقی است بین آن ایران بزرگ تاریخی و مرزهای سیاسی کنونی ایران. و تطبیق این دو بر هم درست نیست.
موضوع دیگری که باید یادآوری کنم این است که ما هم میپذیریم که نام کشور «افغانستان» سابقۀ درازی ندارد و در واقع نام یک قوم است که به جبر تاریخ بر این کشور گذاشته شده و بسیاری از مردم افغانستان با این نامگذاری موافق نیستند. بسیاری از ما، نام «خراسان» را برای این کشور شایستهتر میشماریم و حتی بعضیها برآناند که نام کشور ما هم باید ایران میبود، یا لااقل با نام ایران تاریخی پیوندی میداشت.
به هر حال تا تهاجم مغول و سپس تیمور که اصلاً کشورها به شکل کنونی وجود نداشتند. از بعد تیمور، در افغانستان تیموریان هرات تسلط یافتند و در ایران صفویان و در هندوستان گورکانیان. بعد از سقوط تیموریان، افغانستان کنونی حکومت مستقلی نداشت، بلکه بین سه دولت صفویان، شیبانیان ماوراءالنهر و گورکانیان هندوستان تقسیم شده بود. در این مدت فقط بخش غربی افغانستان در تصرف صفویان بود که آن هم از ظهور هوتکیان به بعد به تدریج از تصرف آنان خارج شد و فقط هرات و نوار غربی باقی ماند که آن هم بعداً به دست ابدالیان افتاد.
پس تنها در یک مقطع زمان، یعنی از اوایل دورۀ صفوی تا قیام هوتکیان در زمان شاه حسین صفوی، بخشهای غربی افغانستان در تصرف دولت ایران بود و بس. بخشهای شرقی در تصرف گورکانیان هند بود و شمال در تصرف شیبانیان ماوراءالنهر. و همه آنچه به نام «وابستگی افغانستان به ایران» معروف است، همین دورۀ کوتاه و همین قلمرو محدود است.
با ظهور نادر افشار، هوتکیان از اصفهان رانده شدند و سپس همه افغانستان و هندوستان برای مدتی کوتاه به دست نادر افشار افتاد. ولی با کشته شدن او (۱۱۲۶ ش) یکی از سرداران او به نام احمدشاه ابدالی در قندهار اعلام حکومت کرد و از آن پس نه تنها همۀ افغانستان کنونی، بلکه بخشهایی از ماوراءالنهر و پاکستان و هندوستان و کشمیر و بخش هایی از خراسان ایران هم تحت تسلط حکومت ابدالی بود. و این حکومت ابدالی هیچگاه تحت تسلط دولت قاجار نبود، بلکه حتی با هم درگیر بودند.
سالها بعد از احمدشاه درانی، بر اثر اختلافهایی که در بین نوادگان او و سرداران محمدزایی رخ داد، هرات چند بار بین حکومت ایران و افغانستان دست به دست شد و در آخرین نوبت، به دست دولت افغانستان افتاد (۱۲۳۵ ش) که همین واقعه را در ایران به نام «جدایی افغانستان از ایران» میشناسند و حالا میبینید که چقدر خطای بزرگی است.
به هر حال باز هم این را تکرار کنم که بحث من چالشهای سیاسی نیست، بلکه به یک خطای تاریخی اعتراض دارم و از همه دوستان بصیر و آگاه ایرانی خود دعوت میکنم که مانع رواج این خطا شوند.
#افغانستان
#جدا_شدن_افغانستان_از_ایران
#خطای_تاریخی
@mkazemkazemi
🔸 محمدکاظم کاظمی
در ایران معروف است که در عصر قاجاریه و در جریان محاصرۀ هرات (۱۲۳۵ ش) افغانستان از ایران جدا شد. این خطایی بزرگ است و یکسره تکرار میشود. حقیقت این است که در آن زمان فقط شهر هرات از تسلط ایران خارج شد و آن هم همیشه در تصرف ایران نبود. در آن زمانها افغانستان حکومت مستقلی داشت که همان حکومت درانی (۱۱۲۴ - ۱۲۱۸ ش) و سپس خاندان محمدزایی (۱۲۱۸ - ۱۳۵۷ ش) بود و این دولتها جزء دولت ایران یا دستنشاندۀ آن نبودند.
جالب است که همین کسانی که میگویند در سال ۱۲۳۵ ش افغانستان از ایران جدا شد، قیام هوتکیها و تصرف اصفهان به دست محمود هوتکی (۱۰۹۵ ش) را یک تهاجم خارجی میدانند. خوب اگر افغانستان تا آن زمان بخشی از ایران بوده، پس چرا هوتکیها را یک سلسلۀ ایرانی همانند صفویها و زندیها و افشاریها و قاجاریها نمیدانید؟ اگر این طور است، پس این تهاجم خارجی نیست.
بگذارید قضیه را با یک توصیف بسیار اجمالی از جغرافیای تاریخی افغانستان شرح دهم. البته همینجا این را بگویم که در این تردیدی نیست که ایران نام کهن همه این سرزمینها بوده و آن ایران بزرگ تاریخی و فرهنگی، همه این قلمرو را در بر میگیرد. با این تلقی از «ایران فرهنگی قدیم» ما هم موافقیم و افغانستان و بسیاری از مناطق دیگر را نیز بخشی از آن ایران میشماریم. ولی به نظر ما فرقی است بین آن ایران بزرگ تاریخی و مرزهای سیاسی کنونی ایران. و تطبیق این دو بر هم درست نیست.
موضوع دیگری که باید یادآوری کنم این است که ما هم میپذیریم که نام کشور «افغانستان» سابقۀ درازی ندارد و در واقع نام یک قوم است که به جبر تاریخ بر این کشور گذاشته شده و بسیاری از مردم افغانستان با این نامگذاری موافق نیستند. بسیاری از ما، نام «خراسان» را برای این کشور شایستهتر میشماریم و حتی بعضیها برآناند که نام کشور ما هم باید ایران میبود، یا لااقل با نام ایران تاریخی پیوندی میداشت.
به هر حال تا تهاجم مغول و سپس تیمور که اصلاً کشورها به شکل کنونی وجود نداشتند. از بعد تیمور، در افغانستان تیموریان هرات تسلط یافتند و در ایران صفویان و در هندوستان گورکانیان. بعد از سقوط تیموریان، افغانستان کنونی حکومت مستقلی نداشت، بلکه بین سه دولت صفویان، شیبانیان ماوراءالنهر و گورکانیان هندوستان تقسیم شده بود. در این مدت فقط بخش غربی افغانستان در تصرف صفویان بود که آن هم از ظهور هوتکیان به بعد به تدریج از تصرف آنان خارج شد و فقط هرات و نوار غربی باقی ماند که آن هم بعداً به دست ابدالیان افتاد.
پس تنها در یک مقطع زمان، یعنی از اوایل دورۀ صفوی تا قیام هوتکیان در زمان شاه حسین صفوی، بخشهای غربی افغانستان در تصرف دولت ایران بود و بس. بخشهای شرقی در تصرف گورکانیان هند بود و شمال در تصرف شیبانیان ماوراءالنهر. و همه آنچه به نام «وابستگی افغانستان به ایران» معروف است، همین دورۀ کوتاه و همین قلمرو محدود است.
با ظهور نادر افشار، هوتکیان از اصفهان رانده شدند و سپس همه افغانستان و هندوستان برای مدتی کوتاه به دست نادر افشار افتاد. ولی با کشته شدن او (۱۱۲۶ ش) یکی از سرداران او به نام احمدشاه ابدالی در قندهار اعلام حکومت کرد و از آن پس نه تنها همۀ افغانستان کنونی، بلکه بخشهایی از ماوراءالنهر و پاکستان و هندوستان و کشمیر و بخش هایی از خراسان ایران هم تحت تسلط حکومت ابدالی بود. و این حکومت ابدالی هیچگاه تحت تسلط دولت قاجار نبود، بلکه حتی با هم درگیر بودند.
سالها بعد از احمدشاه درانی، بر اثر اختلافهایی که در بین نوادگان او و سرداران محمدزایی رخ داد، هرات چند بار بین حکومت ایران و افغانستان دست به دست شد و در آخرین نوبت، به دست دولت افغانستان افتاد (۱۲۳۵ ش) که همین واقعه را در ایران به نام «جدایی افغانستان از ایران» میشناسند و حالا میبینید که چقدر خطای بزرگی است.
به هر حال باز هم این را تکرار کنم که بحث من چالشهای سیاسی نیست، بلکه به یک خطای تاریخی اعتراض دارم و از همه دوستان بصیر و آگاه ایرانی خود دعوت میکنم که مانع رواج این خطا شوند.
#افغانستان
#جدا_شدن_افغانستان_از_ایران
#خطای_تاریخی
@mkazemkazemi
کانال محمدکاظم کاظمی
🔹 جدا شدن افغانستان از ایران در عصر قاجار، یک غلط مشهور تاریخی 🔸 محمدکاظم کاظمی در ایران معروف است که در عصر قاجاریه و در جریان محاصرۀ هرات (۱۲۳۵ ش) افغانستان از ایران جدا شد. این خطایی بزرگ است و یکسره تکرار میشود. حقیقت این است که در آن زمان فقط شهر هرات…
بعد از اشاره به بحث جدا شدن افغانستان از ایران در ذیل یادداشت جناب سلمان کدیور، دوستانی طالب اطلاعات بیشتری در این مورد بودند و من این پست را از کانال خودم برای توضیح قضیه بازنشر میکنم. 👆
#افغانستان_و_ایران
#تاریخ_افغانستان
@mkazemkazemi
#افغانستان_و_ایران
#تاریخ_افغانستان
@mkazemkazemi
جان پدر کجاستی؟
قند پارسی
🔷 قند پارسی
🔻جان پدر کجاستی؟
🔶 درنگی بر همدلیها و همنواییهای همزبانان در واقعهی کشته شدن دانشجویان کابل
🔻گوینده و تهیهکننده: زینب بیات
🔹نویسنده: محمدکاظم کاظمی
#جان_پدر_کجاستی
#همزبانان
#وطن_فارسی
#افغانستان_ایران
#رادیو_دری
@zaynabbayat
🔻جان پدر کجاستی؟
🔶 درنگی بر همدلیها و همنواییهای همزبانان در واقعهی کشته شدن دانشجویان کابل
🔻گوینده و تهیهکننده: زینب بیات
🔹نویسنده: محمدکاظم کاظمی
#جان_پدر_کجاستی
#همزبانان
#وطن_فارسی
#افغانستان_ایران
#رادیو_دری
@zaynabbayat
Forwarded from کانال زینب بیات
.
◼️استاد اعظم رهنورد زریاب، نویسندهی برجستهی افغانستان امروز پركشید.
استاد رهنورد زریاب از بزرگترین نویسندگان معاصر افغانستان در عرصه رمان، داستان کوتاه و نقد ادبی است. به جرات میتوان گفت که یکی از شناختهشده ترین چهرههای ادبیات معاصر افغانستان، رهنورد زریاب است. تاثیرگذاری او بر بخشهای مختلف ادبیات افغانستان برکسی پوشیده نیست.
استاد زریاب در سال ۱۳۲۴ خورشیدی، در شهر کابل چشم به جهان گشود. پدرش از غزنی و مادرش از شمال کشور بود. او مکتب حبیبیه را به پایان رسانید. وارد دانشگاه کابل شد. و رشتهً خبرنگاری را انتخاب کرد. مدتی بعد از پایان تحصیل به بریتانیا رفت و از دانشگاه ویلز جنوبی گواهینامهٔ فوق لیسانس گرفت.
استاد زریاب در نهادهای متعدد فرهنگی کشور از جمله ریاست اتحادیهٔ نویسندگان افغانستان، مدیرعمومی خبرنگاران روزنامه انیس، مسئول بخش هنر در وزارت اطلاعات و فرهنگ و ... نقش ایفا کرد. و کتابهای متعددی شامل داستانهای کوتاه و رمان و مقالات پژوهشی از خود به یادگار گذاشته است.
روحش شاد و یادش گرامی باد.
#زریاب
#افغانستان
@zaynabbayat
◼️استاد اعظم رهنورد زریاب، نویسندهی برجستهی افغانستان امروز پركشید.
استاد رهنورد زریاب از بزرگترین نویسندگان معاصر افغانستان در عرصه رمان، داستان کوتاه و نقد ادبی است. به جرات میتوان گفت که یکی از شناختهشده ترین چهرههای ادبیات معاصر افغانستان، رهنورد زریاب است. تاثیرگذاری او بر بخشهای مختلف ادبیات افغانستان برکسی پوشیده نیست.
استاد زریاب در سال ۱۳۲۴ خورشیدی، در شهر کابل چشم به جهان گشود. پدرش از غزنی و مادرش از شمال کشور بود. او مکتب حبیبیه را به پایان رسانید. وارد دانشگاه کابل شد. و رشتهً خبرنگاری را انتخاب کرد. مدتی بعد از پایان تحصیل به بریتانیا رفت و از دانشگاه ویلز جنوبی گواهینامهٔ فوق لیسانس گرفت.
استاد زریاب در نهادهای متعدد فرهنگی کشور از جمله ریاست اتحادیهٔ نویسندگان افغانستان، مدیرعمومی خبرنگاران روزنامه انیس، مسئول بخش هنر در وزارت اطلاعات و فرهنگ و ... نقش ایفا کرد. و کتابهای متعددی شامل داستانهای کوتاه و رمان و مقالات پژوهشی از خود به یادگار گذاشته است.
روحش شاد و یادش گرامی باد.
#زریاب
#افغانستان
@zaynabbayat
Forwarded from کانال زینب بیات
🔶سال ۹۴ فرصت دیدار استاد زریاب و دیدن چهرهی گرم و مهربان او در مشهد، برای مان فراهم شد. پای صحبتهایش نشستیم و شعر خواندیم و عکس گرفتیم.
این عکسها برایمان عزیز است. به خصوص برای نرگس که در کودکی به لذت این دیدار رسید.
از آن نشست یک سخنرانی هم از استاد زریاب خوشبختانه ثبت کردیم. که با دوستان به اشتراک میگذارم.
#زریاب
#دیدار
#افغانستان
#وطن_فارسی
@zaynabbayat
این عکسها برایمان عزیز است. به خصوص برای نرگس که در کودکی به لذت این دیدار رسید.
از آن نشست یک سخنرانی هم از استاد زریاب خوشبختانه ثبت کردیم. که با دوستان به اشتراک میگذارم.
#زریاب
#دیدار
#افغانستان
#وطن_فارسی
@zaynabbayat
زریاب
ادبیات و اندیشه در شرق و غرب
🔷 سخنرانی استاد رهنورد زریاب در جمع شاعران و نویسندگان افغانستانی و ایرانی در «دفتر در دری» در بهمن ۱۳۹۴
🔻استاد زریاب: تاریخ ما، تاریخ نفهمیدنها یا غلط فهمیدنهاست.
#زریاب
#افغانستان_ایران
#شرق_غرب
#شعر_ادبیات_اندیشه_فلسفه
@zaynabbayat
🔻استاد زریاب: تاریخ ما، تاریخ نفهمیدنها یا غلط فهمیدنهاست.
#زریاب
#افغانستان_ایران
#شرق_غرب
#شعر_ادبیات_اندیشه_فلسفه
@zaynabbayat
Forwarded from جامعه و فرهنگ | پیمان اسحاقی
👏👏👏 ارائه «بورس زنان فرهیخته» و «بورس مریم میرزاخانی» به دانشآموزان مکتب سیدالشهدای کابل برای تحصیل در دانشگاه الزهرای تهران
👈 دانشگاه الزهرای تهران، در اقدامی ارزشمند، شایانتوجه و تقدیر، پنجاه بورس تحصیلی به دانشآموزان دختر مکتب سیدالشهدای کابل برای تحصیل در این دانشگاه ارائه میکند.
👈 گرچه این اقدام به نسبت آنچه در تعامل با شهروندان #افغانستان عزیز باید انجام میشده، بسیار دیر و ناچیز است، اما به هر صورت روزنه امیدی است نسبت به آیندهای که در آن نهادهای ایرانی به صورت آگاهانهتر نسبت به محیط اطراف خود نظر میکنند.
👈 باشد که در آیندهای نزدیک نهادهای حاکمیتی و خصوصی ما، طیفی از بورسها و فرصتهای تحصیل، پژوهش و اقامت در ایران را در اختیار شهروندان کشورهای مختلف، مخصوصاً همسایگانمان، قرار دهند و از این راه به توسعه کشور کمک کنند.
کانال جامعه و فرهنگ | پیمان اسحاقی
https://t.me/peymaneshaghi110
👈 دانشگاه الزهرای تهران، در اقدامی ارزشمند، شایانتوجه و تقدیر، پنجاه بورس تحصیلی به دانشآموزان دختر مکتب سیدالشهدای کابل برای تحصیل در این دانشگاه ارائه میکند.
👈 گرچه این اقدام به نسبت آنچه در تعامل با شهروندان #افغانستان عزیز باید انجام میشده، بسیار دیر و ناچیز است، اما به هر صورت روزنه امیدی است نسبت به آیندهای که در آن نهادهای ایرانی به صورت آگاهانهتر نسبت به محیط اطراف خود نظر میکنند.
👈 باشد که در آیندهای نزدیک نهادهای حاکمیتی و خصوصی ما، طیفی از بورسها و فرصتهای تحصیل، پژوهش و اقامت در ایران را در اختیار شهروندان کشورهای مختلف، مخصوصاً همسایگانمان، قرار دهند و از این راه به توسعه کشور کمک کنند.
کانال جامعه و فرهنگ | پیمان اسحاقی
https://t.me/peymaneshaghi110
Forwarded from کانال زینب بیات
🔷زنجیرهی قومگرایی از عبدالرحمان تا اشرف غنی
🔺زینب بیات
رخدادهای مملکت ما چنان به هم پیوند خورده که این روزها دیگر برای تحلیل مسائل کشور لازم نیست سیاستمدار باشی. کافی است بگذاری که ذهنت به شکل خودکار رشته تحولات قرن اخیر را کنار هم بچیند و آن وقت نتیجه خودش به دست میآید.
ذهنم می برد مرا به دوران عبدالرحمان خان که لقب «جابر» را در بین مردم از آن خود کرده است. کسی که با اقدامات نژادپرستانه و قتلها و کوچ اجباری مردم هزاره از افغانستان در تاریخ ما، نام کشیده است. کشتار مردم، به بردگی گرفتن و غصب زمینهای آنها که باعث کوچ عدهی زیادی از مردم شیعه و فارسیزبان به پاکستان و ایران شد، حدود ۱۳۰ سال پیش.
از دروازهٔ زمان عبور میکنم و میرسم به زمانی که نام خراسان بزرگ به افغانستان تغییر یافت، یک نام نو که قبلاً فقط به مناطق محدودی از کشور اطلاق میشد و نه کل این سرزمین پهناور با اقوام و ملیتهای مختلف. نام یک قوم به کل کشور تعمیم داده شد و به کل قومیتهای دیگر.
از دروازهٔ زمان عبور میکنم و میبینم که همچنان حاکمان یکدست پشتون در دورههای متعدد تلاش میكنند که این سرزمین را به سمت پشتونیزه کردن ببرند. انتقال گروههایی از مردم پشتون جنوب به نوار مرزی و شمال افغانستان که کلاً تاجیکنشین و ازبکنشین است در زمان محمدنادر خان و حتی همین حالا.
گردونۀ زمان میچرخد و می رسم به دورهٔ ظاهر شاه، زمانی که زبان پشتو در کنار زبان فارسی در قانون اساسی به رسمیت شناخته شد. آموزش زبان پشتو در ادارات و در مکاتب اجباری شد و تلاش شد یک نوع فارسیستیزی در سیاست حکومتی، حاکم شود تا به امروز که حتی در قانون اساسی افغانستان، بیان شده است که باید سرود ملی به زبان پشتو باشد. من این قانون را در شرایطی که قومیتهای متعدد با زبانهای مختلف و به صورت گسترده با زبان ملی فارسی صحبت میکنند درک نمیکنم.
میرسم به حامد کرزی که طالبان را که سالها شب و روزشان به انتحاریکردن و کشتن مردم ما از پیر و جوان و خرد و کلان گذشته، برادر خواند، برادری که صرفاً ناراضی است ولی نارضایتی او به قیمت ریختن خون جوانان و کودکان و زنان و مردان زیادی بهخصوص از مردم هزاره و شیعه منجر شده است، مثل حوادث اخیر در دشت برچی. به راستی چرا تمرکز کشت و کشتار در کابل توسط طالبان، مناطق شیعهنشین و هزارهنشین بود؟ آیا بین طالبان و اشرف غنی با عبدالرحمان جابر نسبتی است؟ آیا سیاست پشتونیزهکردن افغانستان حالا به شکل جدیدتر و مدرنتری ادامه دارد؟
به اشرف غنی که میرسم یک مرحله جلوتر میرود او با طالبان به توافقهای پنهانی میرسد. شهرها را یکی یکی میسپارد به دست طالبان، همتباران خودش. به نیروهای دفاعی در ولایات مختلف، پشتیبانی نمی رساند و علیرغم دل بستگی به پست خودش، انگار به یک منفعت بزرگتر قومی و یک معاملهٔ بزرگتر تاریخی فکر میکند و آن رسیدن به مرحلهٔ نهایی پشتونیزهکردن افغانستان است. کاری که استارتش را عبدالرحمان جابر زده بود باید به یک سرانجامی میرسید.
طالبان کشور را یکدست میگیرد. در شمال و جنوب و شرق و غرب سیطره پیدا میكند و نیروها و فرماندهان ازبک و تاجیک و هزاره به استثنای احمد مسعود همه و همه میدان را خالی میکنند. در کابل هم مردم گروه گروه به میدان هوایی هجوم میآورند که کابل را ترک کنند و عمدهی این مردم، فارسیزبان هستند.
ذهن من این اتفاقها را در کنار هم میچیند، به یک رشته درمیآورد و به یک نتیجهگیری شوم میرسد.
نشستهام و به این تحلیل فکر میكنم به افغانستانی یکدست پشتون با یک فکر افراطی و سلفی در منطقه، بدون زبان فارسی و بدون تعادل و به آیندهای مبهم و گنگ برای کشوری که روزی نامش خراسان بزرگ بود و مولانا و سنایی و ناصرخسرو و خواجه عبدالله انصاری در آن نفس کشیدند و شعر گفتند و گنجینهای به نام زبان فارسی را با همه تعالیم بینظیر و ارزشمندش به تاریخ بشر هدیه کردند.
و به این فکر میکنم شاید روزی برسد که برای فرزندانمان قصه کنیم که روزگاری در کابل و غزنه و هرات و بلخ و بامیان و بدخشان...مردم به زبان فارسی حرف میزدند، مادران به فارسی برای بچههایشان، لالاییمیخواندند، جوانان به فارسی شعر میسرودند، شبهای کابل، شبهای شعر بود، تابلوهای خیابانها و دکانها فارسی بود و ...
روزگاری بود اما حالا ....
#طالبان
#افغانستان
#زبان_فارسی
#پشتونیسم
@zaynabbayat
🔺زینب بیات
رخدادهای مملکت ما چنان به هم پیوند خورده که این روزها دیگر برای تحلیل مسائل کشور لازم نیست سیاستمدار باشی. کافی است بگذاری که ذهنت به شکل خودکار رشته تحولات قرن اخیر را کنار هم بچیند و آن وقت نتیجه خودش به دست میآید.
ذهنم می برد مرا به دوران عبدالرحمان خان که لقب «جابر» را در بین مردم از آن خود کرده است. کسی که با اقدامات نژادپرستانه و قتلها و کوچ اجباری مردم هزاره از افغانستان در تاریخ ما، نام کشیده است. کشتار مردم، به بردگی گرفتن و غصب زمینهای آنها که باعث کوچ عدهی زیادی از مردم شیعه و فارسیزبان به پاکستان و ایران شد، حدود ۱۳۰ سال پیش.
از دروازهٔ زمان عبور میکنم و میرسم به زمانی که نام خراسان بزرگ به افغانستان تغییر یافت، یک نام نو که قبلاً فقط به مناطق محدودی از کشور اطلاق میشد و نه کل این سرزمین پهناور با اقوام و ملیتهای مختلف. نام یک قوم به کل کشور تعمیم داده شد و به کل قومیتهای دیگر.
از دروازهٔ زمان عبور میکنم و میبینم که همچنان حاکمان یکدست پشتون در دورههای متعدد تلاش میكنند که این سرزمین را به سمت پشتونیزه کردن ببرند. انتقال گروههایی از مردم پشتون جنوب به نوار مرزی و شمال افغانستان که کلاً تاجیکنشین و ازبکنشین است در زمان محمدنادر خان و حتی همین حالا.
گردونۀ زمان میچرخد و می رسم به دورهٔ ظاهر شاه، زمانی که زبان پشتو در کنار زبان فارسی در قانون اساسی به رسمیت شناخته شد. آموزش زبان پشتو در ادارات و در مکاتب اجباری شد و تلاش شد یک نوع فارسیستیزی در سیاست حکومتی، حاکم شود تا به امروز که حتی در قانون اساسی افغانستان، بیان شده است که باید سرود ملی به زبان پشتو باشد. من این قانون را در شرایطی که قومیتهای متعدد با زبانهای مختلف و به صورت گسترده با زبان ملی فارسی صحبت میکنند درک نمیکنم.
میرسم به حامد کرزی که طالبان را که سالها شب و روزشان به انتحاریکردن و کشتن مردم ما از پیر و جوان و خرد و کلان گذشته، برادر خواند، برادری که صرفاً ناراضی است ولی نارضایتی او به قیمت ریختن خون جوانان و کودکان و زنان و مردان زیادی بهخصوص از مردم هزاره و شیعه منجر شده است، مثل حوادث اخیر در دشت برچی. به راستی چرا تمرکز کشت و کشتار در کابل توسط طالبان، مناطق شیعهنشین و هزارهنشین بود؟ آیا بین طالبان و اشرف غنی با عبدالرحمان جابر نسبتی است؟ آیا سیاست پشتونیزهکردن افغانستان حالا به شکل جدیدتر و مدرنتری ادامه دارد؟
به اشرف غنی که میرسم یک مرحله جلوتر میرود او با طالبان به توافقهای پنهانی میرسد. شهرها را یکی یکی میسپارد به دست طالبان، همتباران خودش. به نیروهای دفاعی در ولایات مختلف، پشتیبانی نمی رساند و علیرغم دل بستگی به پست خودش، انگار به یک منفعت بزرگتر قومی و یک معاملهٔ بزرگتر تاریخی فکر میکند و آن رسیدن به مرحلهٔ نهایی پشتونیزهکردن افغانستان است. کاری که استارتش را عبدالرحمان جابر زده بود باید به یک سرانجامی میرسید.
طالبان کشور را یکدست میگیرد. در شمال و جنوب و شرق و غرب سیطره پیدا میكند و نیروها و فرماندهان ازبک و تاجیک و هزاره به استثنای احمد مسعود همه و همه میدان را خالی میکنند. در کابل هم مردم گروه گروه به میدان هوایی هجوم میآورند که کابل را ترک کنند و عمدهی این مردم، فارسیزبان هستند.
ذهن من این اتفاقها را در کنار هم میچیند، به یک رشته درمیآورد و به یک نتیجهگیری شوم میرسد.
نشستهام و به این تحلیل فکر میكنم به افغانستانی یکدست پشتون با یک فکر افراطی و سلفی در منطقه، بدون زبان فارسی و بدون تعادل و به آیندهای مبهم و گنگ برای کشوری که روزی نامش خراسان بزرگ بود و مولانا و سنایی و ناصرخسرو و خواجه عبدالله انصاری در آن نفس کشیدند و شعر گفتند و گنجینهای به نام زبان فارسی را با همه تعالیم بینظیر و ارزشمندش به تاریخ بشر هدیه کردند.
و به این فکر میکنم شاید روزی برسد که برای فرزندانمان قصه کنیم که روزگاری در کابل و غزنه و هرات و بلخ و بامیان و بدخشان...مردم به زبان فارسی حرف میزدند، مادران به فارسی برای بچههایشان، لالاییمیخواندند، جوانان به فارسی شعر میسرودند، شبهای کابل، شبهای شعر بود، تابلوهای خیابانها و دکانها فارسی بود و ...
روزگاری بود اما حالا ....
#طالبان
#افغانستان
#زبان_فارسی
#پشتونیسم
@zaynabbayat
👍1
قند پارسی
نامۀ اهل خراسان
🔷 به سمرقند اگر بگذری ای باد سحر
نامهی اهل خراسان به بر خاقان بر
نامهای مطلع آن رنج تن و آفت جان
نامهای مقطع آن درد دل و سوز جگر
✍️انوری ابیوردی
🔶 نگاهی به قصیدۀ «نامۀ اهل خراسان» انوری ابیوردی در برنامه قند پارسی
این قصیده شاید شمهای از شرح حال امروز مردم خراسان بزرگ باشد.
🔺نویسنده: محمدکاظم کاظمی
🔻تهیهکننده و گوینده: زینب بیات
🔹کارشناس: اسماعیل امینی
#قند_پارسی
#نامه_اهل_خراسان
#انوری_ابیوردی
#افغانستان
#وطن_فارسی
@zaynabbayat
نامهی اهل خراسان به بر خاقان بر
نامهای مطلع آن رنج تن و آفت جان
نامهای مقطع آن درد دل و سوز جگر
✍️انوری ابیوردی
🔶 نگاهی به قصیدۀ «نامۀ اهل خراسان» انوری ابیوردی در برنامه قند پارسی
این قصیده شاید شمهای از شرح حال امروز مردم خراسان بزرگ باشد.
🔺نویسنده: محمدکاظم کاظمی
🔻تهیهکننده و گوینده: زینب بیات
🔹کارشناس: اسماعیل امینی
#قند_پارسی
#نامه_اهل_خراسان
#انوری_ابیوردی
#افغانستان
#وطن_فارسی
@zaynabbayat
Audio
🎧 بشنوید:
• «میبوسمت در بین طالبها، نمیترسی»
> مروری بر شعرهای چند تن از هممیهنان وطن فارسیِ ما؛ شاعرانِ دیروز و امروزِ افغانستانِ جان
•
> به قلم و روایتِ #مجتبی_احمدی
> منتشرشده در:
#مجله_کرگدن / شمارهٔ ۱۳۸
@kargadanmagazine
•
> با شعرهایی از:
عبدالقاهر عاصی، محمدکاظم کاظمی، سیدضیاء قاسمی، ابوطالب مظفری، نجیب بارور، رامین مظهر و...
#افغانستان #شعر_افغانستان
•
• @NaaKhaaNaa
• «میبوسمت در بین طالبها، نمیترسی»
> مروری بر شعرهای چند تن از هممیهنان وطن فارسیِ ما؛ شاعرانِ دیروز و امروزِ افغانستانِ جان
•
> به قلم و روایتِ #مجتبی_احمدی
> منتشرشده در:
#مجله_کرگدن / شمارهٔ ۱۳۸
@kargadanmagazine
•
> با شعرهایی از:
عبدالقاهر عاصی، محمدکاظم کاظمی، سیدضیاء قاسمی، ابوطالب مظفری، نجیب بارور، رامین مظهر و...
#افغانستان #شعر_افغانستان
•
• @NaaKhaaNaa
Forwarded from ایرانِ پایدار
ایران بزرگ فرهنگی
برنامهٔ سوم:
جایگاه زبان فارسی افغانستان در حوزه ایران بزرگ فرهنگی
✅ مجموعهٔ ایرانِ پایدار در تلاش است در سلسله برنامههایی با عنوان «ایرانِ بزرگ فرهنگی» که با هدایت و اجرای دکتر امیر هاشمی مقدم برگزار میشود دانش دربارهٔ حوزهای تمدنی را که با نامهایی چون «ایران بزرگ فرهنگی»، «جهانِ ایرانی» و «حوزهٔ تمدنی نوروز» شناخته میشود عمومی نموده و بستری را برای آشنایی هرچه بیشتر با فرهنگها و کشورهای کنونی این حوزهٔ تمدنی فراهم نماید.
✅ فصل اول این برنامه به شناخت کشور افغانستان اختصاص يافته است. در سومين قسمت از این برنامهها به موضوع جایگاه زبان فارسی افغانستان در حوزه ایران بزرگ فرهنگی پرداخته خواهد شد.
این برنامه با حضور آقای محمد کاظم کاظمی شاعر و نویسنده افغانستانی برگزار میشود.
صفحهٔ اینستاگرام ايران پایدار
#ایران_پایدار
#ایران_بزرگ_فرهنگی
#جهان_ایرانی
#حوزه_تمدنی_نوروز
#افغانستان
#محمد_کاظم_کاظمی
#امیر_هاشمی_مقدم
⭕️ ایرانِ پایدار بستری برای ایرانشناسی و ایرانشناسی بنیانی برای پایداری ایران.
https://t.me/iranepaydar_official
برنامهٔ سوم:
جایگاه زبان فارسی افغانستان در حوزه ایران بزرگ فرهنگی
✅ مجموعهٔ ایرانِ پایدار در تلاش است در سلسله برنامههایی با عنوان «ایرانِ بزرگ فرهنگی» که با هدایت و اجرای دکتر امیر هاشمی مقدم برگزار میشود دانش دربارهٔ حوزهای تمدنی را که با نامهایی چون «ایران بزرگ فرهنگی»، «جهانِ ایرانی» و «حوزهٔ تمدنی نوروز» شناخته میشود عمومی نموده و بستری را برای آشنایی هرچه بیشتر با فرهنگها و کشورهای کنونی این حوزهٔ تمدنی فراهم نماید.
✅ فصل اول این برنامه به شناخت کشور افغانستان اختصاص يافته است. در سومين قسمت از این برنامهها به موضوع جایگاه زبان فارسی افغانستان در حوزه ایران بزرگ فرهنگی پرداخته خواهد شد.
این برنامه با حضور آقای محمد کاظم کاظمی شاعر و نویسنده افغانستانی برگزار میشود.
صفحهٔ اینستاگرام ايران پایدار
#ایران_پایدار
#ایران_بزرگ_فرهنگی
#جهان_ایرانی
#حوزه_تمدنی_نوروز
#افغانستان
#محمد_کاظم_کاظمی
#امیر_هاشمی_مقدم
⭕️ ایرانِ پایدار بستری برای ایرانشناسی و ایرانشناسی بنیانی برای پایداری ایران.
https://t.me/iranepaydar_official
👍2
نشست دهم
کشور خورشید
✳️ کشور خورشید
🔹 سلسله برنامههای آشنایی با افغانستان
🔸 محمدکاظم کاظمی و زینب بیات
🔻 نشست دهم، پنجشنبه ۱۳ آبان ۱۴۰۰
🔻 موضوع این نشست:
زبان پشتو، خصوصیات و جایگاه آن در افغانستان. آشنایی با ادبیات پشتو. معرفی بعضی از مفاخر زبان پشتو. نسبت و ارتباط زبان پشتو و فارسی.
🔻 نسخهٔ تصویری این نشستها همزمان در این نشانی در یوتیوب نیز منتشر میشود.
https://www.youtube.com/channel/UClF_8VGDzivGkxChDfU_XzA
#کشور_خورشید
#زبان_پشتو
#افغانستان
@asarkazemi
🔹 سلسله برنامههای آشنایی با افغانستان
🔸 محمدکاظم کاظمی و زینب بیات
🔻 نشست دهم، پنجشنبه ۱۳ آبان ۱۴۰۰
🔻 موضوع این نشست:
زبان پشتو، خصوصیات و جایگاه آن در افغانستان. آشنایی با ادبیات پشتو. معرفی بعضی از مفاخر زبان پشتو. نسبت و ارتباط زبان پشتو و فارسی.
🔻 نسخهٔ تصویری این نشستها همزمان در این نشانی در یوتیوب نیز منتشر میشود.
https://www.youtube.com/channel/UClF_8VGDzivGkxChDfU_XzA
#کشور_خورشید
#زبان_پشتو
#افغانستان
@asarkazemi
👍2
نشست یازدهم
کشور خورشید
✳️ کشور خورشید / ۱۱
🔹 سلسله برنامههای آشنایی با افغانستان
🔸 محمدکاظم کاظمی و زینب بیات
🔻 نشست یازدهم، پنجشنبه ۲۰ آبان ۱۴۰۰
🔻 موضوع این نشست:
۱. حکومت فرزندان امیر دوستمحمد خان
۲. معاهدۀ گندمک
۳. جنگ دوم افغان و انگلیس
۴. سید جمالالدین، زندگی و آثار او.
🔻 نسخهٔ تصویری این نشستها همزمان در این نشانی در یوتیوب نیز منتشر میشود.
https://www.youtube.com/channel/UClF_8VGDzivGkxChDfU_XzA
#کشور_خورشید
#زبان_پشتو
#افغانستان
@asarkazemi
🔹 سلسله برنامههای آشنایی با افغانستان
🔸 محمدکاظم کاظمی و زینب بیات
🔻 نشست یازدهم، پنجشنبه ۲۰ آبان ۱۴۰۰
🔻 موضوع این نشست:
۱. حکومت فرزندان امیر دوستمحمد خان
۲. معاهدۀ گندمک
۳. جنگ دوم افغان و انگلیس
۴. سید جمالالدین، زندگی و آثار او.
🔻 نسخهٔ تصویری این نشستها همزمان در این نشانی در یوتیوب نیز منتشر میشود.
https://www.youtube.com/channel/UClF_8VGDzivGkxChDfU_XzA
#کشور_خورشید
#زبان_پشتو
#افغانستان
@asarkazemi
وحید قاسمی
نتهای بهار
🎼 نتهای بهار
🔺تاملی بر آهنگهای بهاری
🔷نویسنده: محمدکاظم کاظمی
🔺تهیه کننده و گوینده: زینب بیات
🔹شعر: بیدل
🔶آواز: استاد قاسم، وحید قاسمی
#بهار
#آهنگهای_بهاری
#وحید_قاسمی
#افغانستان_ایران
@zaynabbayat
🔺تاملی بر آهنگهای بهاری
🔷نویسنده: محمدکاظم کاظمی
🔺تهیه کننده و گوینده: زینب بیات
🔹شعر: بیدل
🔶آواز: استاد قاسم، وحید قاسمی
#بهار
#آهنگهای_بهاری
#وحید_قاسمی
#افغانستان_ایران
@zaynabbayat
عبدالرحیم ساربان
نتهای بهار
🎼 نتهای بهار
🔺تاملی بر آهنگهای بهاری
🔷نویسنده: محمدکاظم کاظمی
🔺تهیه کننده و گوینده: زینب بیات
🔹شعر: بیدل
🔶آواز: عبدالرحیم ساربان، رحیم بخش
#بهار
#آهنگهای_بهاری
#ساربان
#رحیمبخش
#افغانستان_ایران
@zaynabbayat
🔺تاملی بر آهنگهای بهاری
🔷نویسنده: محمدکاظم کاظمی
🔺تهیه کننده و گوینده: زینب بیات
🔹شعر: بیدل
🔶آواز: عبدالرحیم ساربان، رحیم بخش
#بهار
#آهنگهای_بهاری
#ساربان
#رحیمبخش
#افغانستان_ایران
@zaynabbayat
👍5❤2
Forwarded from بریل های ناگزیر اشعار موسی عصمتی
چون خندهٔ لالهزار، ملا مَمّد
خون است دل بهار، ملا مَمّد
چندیاست که روی خوش ندیده است به خود
( ۱ )این خاک پر از مزار، ملا مَمّد
«اشاره به ترانهٔ معروف «بیا که بریم به مزار / ملا ممّد جان .
#زلزله
#افغانستان
موسی عصمتی
لینک کانال اشعار #موسی_عصمتی 👇
https://t.me/braillehayenagozir
خون است دل بهار، ملا مَمّد
چندیاست که روی خوش ندیده است به خود
( ۱ )این خاک پر از مزار، ملا مَمّد
«اشاره به ترانهٔ معروف «بیا که بریم به مزار / ملا ممّد جان .
#زلزله
#افغانستان
موسی عصمتی
لینک کانال اشعار #موسی_عصمتی 👇
https://t.me/braillehayenagozir
👍2
Forwarded from صدای افغانستان
خدا
امشب یک لایو مهم و یک مهمان ویژه داریم. ساعت ۲۱:۳۰ به وقت تهران!
پشت پردهی ماشین کشتار طالبان؛
بررسی تداوم ترور مردم عادی و نظامیان پیشین در افغانستان...در گفتگو با "سیدباقر محسنی" چهره سرشناش سیاسی و رسانهای افغانستان و مهمان ویژهی کنفرانس وین و مسکو، از ادعای آمار بالای فحشا در کابلِ جمهوریت، نتیجه مثلث نشستهای مسکو_دوشنبه_وین و... وضعیت مهاجرین در کشورهای همسایه، نگاه تازهی ایران به طالبان و... گپ خواهیم زد. ایشان بصورت آنلاین شامل کنفرانسی وین است که پس از نشستهای مسکو.و دوشنبه در حال برگزاری است.
این لایو را از دست ندهید.
یکشنبه ۱۲ آذر/قوس، 3 دسامبر (امشب)
●ساعت 21:30 به وقت تهران... ●کابل 22:30... ●دوشنبه 23:00... ●اروپای مرکزی 19:00... ●واشنگتن 13:00... ●لندن 18:00
برای رساندن این صدا به دیگران، فقط شما را داریم. با پخش و نشر این اعلان به ما کمک کنید.
اینستاگرام:
https://www.instagram.com/p/C0Y2HkRtFCw/?igshid=MTc4MmM1YmI2Ng==
یوتیوب:
https://www.youtube.com/channel/UCOBzS-kXZhAC2U5b_Hb_Rlw/live
#سید_باقر_محسنی
#محمد_حسین_جعفریان
#جبهه_مقاومت_ملی_افغانستان
#افغانستان
#احمد_مسعود
امشب یک لایو مهم و یک مهمان ویژه داریم. ساعت ۲۱:۳۰ به وقت تهران!
پشت پردهی ماشین کشتار طالبان؛
بررسی تداوم ترور مردم عادی و نظامیان پیشین در افغانستان...در گفتگو با "سیدباقر محسنی" چهره سرشناش سیاسی و رسانهای افغانستان و مهمان ویژهی کنفرانس وین و مسکو، از ادعای آمار بالای فحشا در کابلِ جمهوریت، نتیجه مثلث نشستهای مسکو_دوشنبه_وین و... وضعیت مهاجرین در کشورهای همسایه، نگاه تازهی ایران به طالبان و... گپ خواهیم زد. ایشان بصورت آنلاین شامل کنفرانسی وین است که پس از نشستهای مسکو.و دوشنبه در حال برگزاری است.
این لایو را از دست ندهید.
یکشنبه ۱۲ آذر/قوس، 3 دسامبر (امشب)
●ساعت 21:30 به وقت تهران... ●کابل 22:30... ●دوشنبه 23:00... ●اروپای مرکزی 19:00... ●واشنگتن 13:00... ●لندن 18:00
برای رساندن این صدا به دیگران، فقط شما را داریم. با پخش و نشر این اعلان به ما کمک کنید.
اینستاگرام:
https://www.instagram.com/p/C0Y2HkRtFCw/?igshid=MTc4MmM1YmI2Ng==
یوتیوب:
https://www.youtube.com/channel/UCOBzS-kXZhAC2U5b_Hb_Rlw/live
#سید_باقر_محسنی
#محمد_حسین_جعفریان
#جبهه_مقاومت_ملی_افغانستان
#افغانستان
#احمد_مسعود
👍3
Forwarded from راهیانه
ظلم، مسری است
(چرا باید به وضعیت افغانستانیتبارهای ایران حساس باشیم؟)
ظلم، خاصیت سرایت دارد. این ادعا را میتوان از منظر اجتماعی توضیح داد. جامعهای که به انفعال در برابر ستم به یک انسان، به یک «دیگری» آرامآرام عادت و توجیهش کرد، در برابر ستمهای دیگر نیز چنین خواهد کرد. دیروز و همچنان زنان، قومیتها، کارگران، معلمین، افغانستانیتبارها .. حریم امنی برای هیچکداممان جز قدرتمندان نمیماند. بیتفاوتی امروز، سیاهی فرداست..
اگر ظلم، مسری است، ایستادن در برابرش هم شجاعت میدهد. کسی که به ظلمی به دیگری «نه»ای حتی آرام میگوید، جسارت «نه» گفتن به ستمهای دیگر را تکثیر میکند. جامعهای که هر ستم، «نه» میگوید.
مجموعه گزارشهای قمر تکاوران در «پیام ما»، از این «نه» گفتنها به ستم است. هر نوشتهای، فریادی، یاری رساندنی، به این معناست که به ظلم عادت نکردهایم. و نمیکنیم. ما، «جامعه»، جز خودش، کسی را ندارد. باید به هم بپیوندیم. باید به سرنوشت هم حساس باشیم. با هم، قدرتمندیم.
چو پردهدار به شمشیر میزند همه را|کسی مقیم حریم حرم نخواهد ماند..
@raahiane|ایدهنوشتهای مهدی سلیمانیه|راهیانه
#از_رنجی_که_میبریم|#روشنا|#افغانستان_عزیز
(چرا باید به وضعیت افغانستانیتبارهای ایران حساس باشیم؟)
ظلم، خاصیت سرایت دارد. این ادعا را میتوان از منظر اجتماعی توضیح داد. جامعهای که به انفعال در برابر ستم به یک انسان، به یک «دیگری» آرامآرام عادت و توجیهش کرد، در برابر ستمهای دیگر نیز چنین خواهد کرد. دیروز و همچنان زنان، قومیتها، کارگران، معلمین، افغانستانیتبارها .. حریم امنی برای هیچکداممان جز قدرتمندان نمیماند. بیتفاوتی امروز، سیاهی فرداست..
اگر ظلم، مسری است، ایستادن در برابرش هم شجاعت میدهد. کسی که به ظلمی به دیگری «نه»ای حتی آرام میگوید، جسارت «نه» گفتن به ستمهای دیگر را تکثیر میکند. جامعهای که هر ستم، «نه» میگوید.
مجموعه گزارشهای قمر تکاوران در «پیام ما»، از این «نه» گفتنها به ستم است. هر نوشتهای، فریادی، یاری رساندنی، به این معناست که به ظلم عادت نکردهایم. و نمیکنیم. ما، «جامعه»، جز خودش، کسی را ندارد. باید به هم بپیوندیم. باید به سرنوشت هم حساس باشیم. با هم، قدرتمندیم.
چو پردهدار به شمشیر میزند همه را|کسی مقیم حریم حرم نخواهد ماند..
@raahiane|ایدهنوشتهای مهدی سلیمانیه|راهیانه
#از_رنجی_که_میبریم|#روشنا|#افغانستان_عزیز
پیام ما؛ رسانه توسعه پایدار ایران
استیصال پشت درهای اردوگاه
داشتم حاضر میشدم به جلسۀ مدیران و دبیران انجمن جامعهشناسی برسم که موبایلم زنگ خورد. فکر کردم حتماً میخواهد کتابی که صحبتش را کرده بودیم، به دستم برساند. اما وقتی جواب دادم، دیدم ماجرا چیز دیگری است؛
👍7
Forwarded from نارنج مویه ها "سیده تکتم حسینی" (...)
هر موشکی به سمت تو می آمد، اول میان خانهی من افتاد
باروت ها به سقف تو باریدند، آتش به جان خانه ی من افتاد
فصل بهار خانه ی همسایه، سوی تو از اراضی بیگانه
از لابلای نرده که سوز آمد، برگ خزان خانه ی من افتاد
روح تناور تو بلایت شد، در حقت ای درخت جنایت شد
دندان ارّه تیز برایت شد، سرو جوان خانه ی من افتاد
دیدند خوشه های نجیبت را، خندان و سرخ، گونه ی سیبت را
فوج ملخ به مزرعه ات رو کرد، آفت به نان خانه ی من افتاد
از یک تبار و خاک و وطن ماییم، یک روح در میان دو تن ماییم
اشک فغان سوگ عزیزانت، از دیدگان خانه ی من افتاد
بامت بلند باد که در تاریخ، هرگاه پتک های زیادی خواه
انداختند سقف و ستونت را، خانه به خانه.. خانه ی من افتاد
دورت بگردم ای که چنین ماهی، ای سرزمین خنده و خونخواهی
عمری شعاع روشن خورشیدت، بر آسمان خانه ی من افتاد..
#سیده_تکتم_حسینی
#همدلی
#ایران
#افغانستان
@t_hosseyni
باروت ها به سقف تو باریدند، آتش به جان خانه ی من افتاد
فصل بهار خانه ی همسایه، سوی تو از اراضی بیگانه
از لابلای نرده که سوز آمد، برگ خزان خانه ی من افتاد
روح تناور تو بلایت شد، در حقت ای درخت جنایت شد
دندان ارّه تیز برایت شد، سرو جوان خانه ی من افتاد
دیدند خوشه های نجیبت را، خندان و سرخ، گونه ی سیبت را
فوج ملخ به مزرعه ات رو کرد، آفت به نان خانه ی من افتاد
از یک تبار و خاک و وطن ماییم، یک روح در میان دو تن ماییم
اشک فغان سوگ عزیزانت، از دیدگان خانه ی من افتاد
بامت بلند باد که در تاریخ، هرگاه پتک های زیادی خواه
انداختند سقف و ستونت را، خانه به خانه.. خانه ی من افتاد
دورت بگردم ای که چنین ماهی، ای سرزمین خنده و خونخواهی
عمری شعاع روشن خورشیدت، بر آسمان خانه ی من افتاد..
#سیده_تکتم_حسینی
#همدلی
#ایران
#افغانستان
@t_hosseyni
❤20👍1😢1