Forwarded from آثار محمدکاظم کاظمی
🔹 من چرا مسلمانم؟
محمدکاظم کاظمی
🔻 قسمت سوم و پایانی
موضوع دیگر، توان مدیریت و ادامۀ نهضت است. پیامبر ما در طول این نهضت، توان بالایی در مدیریت آن از خود نشان داده است. تاکتیکهای مبارزه، تاکتیکهای جنگ و صلح، حسابگریهای دقیق در مقابل دشمن، اینها چیزهای اندکی نبوده است. چه کسی میتوانست با دست خالی و با یاران اندک همه شبه جزیره عربستان را در دایره نفوذ دیانتی که خود آورده است درآورد، بدون این مهارتها، شجاعتها، تدبیرها و حسابگریها؟
بله، ما در تاریخ نوابغ سیاسی، نظامی و تشکیلاتی داشتهایم. ولی آنها از همان جوانی این نبوغ را نشان دادهاند. ولی محمد تا چهلسالگی جزء آدمهای نخبه و معروف مکه به شمار نمیرفت. بزرگان عرصهی سیاست و جنگ در مکه کسان دیگری بودند، کسانی از جنس ابوسفیان و ابوجهل و عثمان بن طلحه و خالد بن ولید و سهیل بن عمرو و در مجموع کسانی که میشد تصور کرد که اگر بخواهند و گرد هم جمع شوند، بتوانند حرکتی جدی پیریزی کنند، که البته دیدیم همه در برابر محمد شکست خوردند.
اگر بگوییم او نابغهای بود که این استعداد او در چهلسالگی به کمال و ظهور کامل رسید، این پرسش قابل طرح است که او در چه مکتبی، در چه خانوادهای، در چه تشکیلاتی پخته و آزموده شد. بسیاری از نوابغ سیاسی در خانوادهایشان و در حوزهی مدیریتی آن خانوادهها آزموده میشوند. معاویه یکی از نوابغ سیاسی عرب است، ولی او در زیر دست پدری همچون ابوسفیان آزموده شده است. عمرو بن عاص از نوابغ است، ولی او فرزند یکی از اشراف مهم مکه است، یعنی عاص بن وائل. عبیدالله بن زیاد که به راستی نابغهای در سیا
ست بود، فرزند زیاد بن ابیه است که خودش از نوابغ مکه به شمار میرود. عمر سعد، پسر سعد بن وقاص است. اینها غالباً در سایه خانوادههایشان توانستند این نبوغ و استعداد را به کمال برسانند، هرچند در مسیر نادرست.
ولی محمد، حتی اگر بارقههایی قوی از نبوغ داشت، در کدام خانوادۀ صاحبنفوذ، در سایۀ کدام تشکیلات، زیر دست کدام مربی و معلم به این مرتبه از توانایی رسید که 23 سال تمام، نهضتی را با چنان مدیریت خارقالعادهای پیش ببرد که همه آن دُهّات مکه را شکست دهد؟
در بارهی این «دهات مکه» توضیحی بدهم. در مکه چهار نفر بودند که هوشمندان و زیرکان فوقالعاده این شهر به شمار میآمدند: معاویه بن ابوسفیان، عمرو بن عاص، زیاد بن ابیه و مغیره بن شعبه. همینها بودند که که دیدیم چطور نیم قرن بعد، جامعۀ مسلمین را چنان فریفتند که از کسی مثل علی بن ابوطالب رویگران کردند. بله، از این دهات اربعه، سه تن در برابر علی قرار گرفتند. معاویه، عمرو عاص و مغیره بن شعبه. و به اتکا به هوش، درایت و حیلهگری خویش، حتی لشکریان علی را علیه خود او شوراندند. حتی کاری کردند که نمایندهی علی (ابوموسی اشعری) خودش به دست خود علی را از خلافت عزل کرد.
درست است که شرایط اجتماعی هم در آن زمان به نفع اینان بود و بسترهای لازم برای پیشرفت آنان فراهم شده بود، ولی نمیتوان منکر شد که اگر قرار بود مبنای کار فقط هوش و درایت و نبوغ طبیعی انسانها باشد، محال بود که پیامبر ما بدون بهرهگیری از نیروی رسالت خویش، بتواند حریف چنین کسانی شود.
به راستی چه چیزی یک کودک یتیم چوپان، و سپس یک جوان بازرگان تعلیمندیده و مدرسه نرفته را که تا چهلسالگی حتی یک حرکت سیاسی یا نظامی یا مدیریتی بزرگ از او بروز نکرده است، بناگاه رهبر نهضتی میسازد که در ظرف بیست سال، همه آن نوابغ عرب را به تسلیم وامیدارد و همه آن «دهات اربعه» را منکوب خود میسازد؟ این توانایی، این قابلیت میتواند منشأ انسانی صرف داشته باشد؟
این چیزی است که مرا به اعجاب و تسلیم وامیدارد و میبینم که اگر همه آن اعتقادات سنتی و موروثی خود را هم به کنار نهم و بخواهم از یک منظر کاملاً خشک تاریخی و اجتماعی به موضوع نگاه کنم، نمیتوانم به رسالت الهی محمد مصطفی (درود بر او و خاندان او) ایمان نیاورم. این شاید مهمترین دلیل من برای مسلمان بودن باشد.
#من_چرا_مسلمانم
@asarkazemi
محمدکاظم کاظمی
🔻 قسمت سوم و پایانی
موضوع دیگر، توان مدیریت و ادامۀ نهضت است. پیامبر ما در طول این نهضت، توان بالایی در مدیریت آن از خود نشان داده است. تاکتیکهای مبارزه، تاکتیکهای جنگ و صلح، حسابگریهای دقیق در مقابل دشمن، اینها چیزهای اندکی نبوده است. چه کسی میتوانست با دست خالی و با یاران اندک همه شبه جزیره عربستان را در دایره نفوذ دیانتی که خود آورده است درآورد، بدون این مهارتها، شجاعتها، تدبیرها و حسابگریها؟
بله، ما در تاریخ نوابغ سیاسی، نظامی و تشکیلاتی داشتهایم. ولی آنها از همان جوانی این نبوغ را نشان دادهاند. ولی محمد تا چهلسالگی جزء آدمهای نخبه و معروف مکه به شمار نمیرفت. بزرگان عرصهی سیاست و جنگ در مکه کسان دیگری بودند، کسانی از جنس ابوسفیان و ابوجهل و عثمان بن طلحه و خالد بن ولید و سهیل بن عمرو و در مجموع کسانی که میشد تصور کرد که اگر بخواهند و گرد هم جمع شوند، بتوانند حرکتی جدی پیریزی کنند، که البته دیدیم همه در برابر محمد شکست خوردند.
اگر بگوییم او نابغهای بود که این استعداد او در چهلسالگی به کمال و ظهور کامل رسید، این پرسش قابل طرح است که او در چه مکتبی، در چه خانوادهای، در چه تشکیلاتی پخته و آزموده شد. بسیاری از نوابغ سیاسی در خانوادهایشان و در حوزهی مدیریتی آن خانوادهها آزموده میشوند. معاویه یکی از نوابغ سیاسی عرب است، ولی او در زیر دست پدری همچون ابوسفیان آزموده شده است. عمرو بن عاص از نوابغ است، ولی او فرزند یکی از اشراف مهم مکه است، یعنی عاص بن وائل. عبیدالله بن زیاد که به راستی نابغهای در سیا
ست بود، فرزند زیاد بن ابیه است که خودش از نوابغ مکه به شمار میرود. عمر سعد، پسر سعد بن وقاص است. اینها غالباً در سایه خانوادههایشان توانستند این نبوغ و استعداد را به کمال برسانند، هرچند در مسیر نادرست.
ولی محمد، حتی اگر بارقههایی قوی از نبوغ داشت، در کدام خانوادۀ صاحبنفوذ، در سایۀ کدام تشکیلات، زیر دست کدام مربی و معلم به این مرتبه از توانایی رسید که 23 سال تمام، نهضتی را با چنان مدیریت خارقالعادهای پیش ببرد که همه آن دُهّات مکه را شکست دهد؟
در بارهی این «دهات مکه» توضیحی بدهم. در مکه چهار نفر بودند که هوشمندان و زیرکان فوقالعاده این شهر به شمار میآمدند: معاویه بن ابوسفیان، عمرو بن عاص، زیاد بن ابیه و مغیره بن شعبه. همینها بودند که که دیدیم چطور نیم قرن بعد، جامعۀ مسلمین را چنان فریفتند که از کسی مثل علی بن ابوطالب رویگران کردند. بله، از این دهات اربعه، سه تن در برابر علی قرار گرفتند. معاویه، عمرو عاص و مغیره بن شعبه. و به اتکا به هوش، درایت و حیلهگری خویش، حتی لشکریان علی را علیه خود او شوراندند. حتی کاری کردند که نمایندهی علی (ابوموسی اشعری) خودش به دست خود علی را از خلافت عزل کرد.
درست است که شرایط اجتماعی هم در آن زمان به نفع اینان بود و بسترهای لازم برای پیشرفت آنان فراهم شده بود، ولی نمیتوان منکر شد که اگر قرار بود مبنای کار فقط هوش و درایت و نبوغ طبیعی انسانها باشد، محال بود که پیامبر ما بدون بهرهگیری از نیروی رسالت خویش، بتواند حریف چنین کسانی شود.
به راستی چه چیزی یک کودک یتیم چوپان، و سپس یک جوان بازرگان تعلیمندیده و مدرسه نرفته را که تا چهلسالگی حتی یک حرکت سیاسی یا نظامی یا مدیریتی بزرگ از او بروز نکرده است، بناگاه رهبر نهضتی میسازد که در ظرف بیست سال، همه آن نوابغ عرب را به تسلیم وامیدارد و همه آن «دهات اربعه» را منکوب خود میسازد؟ این توانایی، این قابلیت میتواند منشأ انسانی صرف داشته باشد؟
این چیزی است که مرا به اعجاب و تسلیم وامیدارد و میبینم که اگر همه آن اعتقادات سنتی و موروثی خود را هم به کنار نهم و بخواهم از یک منظر کاملاً خشک تاریخی و اجتماعی به موضوع نگاه کنم، نمیتوانم به رسالت الهی محمد مصطفی (درود بر او و خاندان او) ایمان نیاورم. این شاید مهمترین دلیل من برای مسلمان بودن باشد.
#من_چرا_مسلمانم
@asarkazemi
Forwarded from A Agha
Instagram
ادبیات ایرانی
. با حکم دکتر سید عباس صالحی، «بهمن ساکی» به عنوان دبیر علمی «سیزدهمین جشنواره بینالمللی شعر فجر» منصوب شدند. در حکم انتصاب دبیر علمی آمده: جناب آقای بهمن ساکی «نظر به پیشنهاد معاونت امور فرهنگی و با توجه به سوابق و تجارب ارزنده جنابعالی در عرصه شعر و پژوهشهای…
🔹 تبریک به دبیر سیزدهمین جشنوارۀ شعر فجر
جناب بهمن ساکی، شاعر و پژوهشگر گرانقدر، به دبیری سیزدهمین جشنوارۀ بینالمللی شعر فجر منصوب شده است.
این انتصاب از چند جهت مایۀ خرسندی است. وقوف توأم بر شعر کهن و نو، فعالیت توأم در عرصۀ پژوهش و شعر و نیز سلوک بیحاشیه و متین در طول این سالها، از شایستگی ایشان برای این مسئولیت مهم خبر میدهد.
من در ایام دبیری یازدهمین جشنوارۀ شعر فجر افتخار داشتم که ایشان را در مقام داور بخش شعر در کنار خویش داشتیم و دقت نظر و تعادل و جامعیت کار ایشان در این امر را به آشکار ملاحظه کردیم.
امیدواریم که با دبیری ایشان، این جشنواره همچنان پربار و با دستاوردهای فراوان برگزار شود و برگ زرین دیگری بر این کارنامۀ ارجمند افزوده شود.
محمدکاظم کاظمی
دبیر یازدهمین جشنوارۀ شعر فجر
۷ آذر ۱۳۹۷
جناب بهمن ساکی، شاعر و پژوهشگر گرانقدر، به دبیری سیزدهمین جشنوارۀ بینالمللی شعر فجر منصوب شده است.
این انتصاب از چند جهت مایۀ خرسندی است. وقوف توأم بر شعر کهن و نو، فعالیت توأم در عرصۀ پژوهش و شعر و نیز سلوک بیحاشیه و متین در طول این سالها، از شایستگی ایشان برای این مسئولیت مهم خبر میدهد.
من در ایام دبیری یازدهمین جشنوارۀ شعر فجر افتخار داشتم که ایشان را در مقام داور بخش شعر در کنار خویش داشتیم و دقت نظر و تعادل و جامعیت کار ایشان در این امر را به آشکار ملاحظه کردیم.
امیدواریم که با دبیری ایشان، این جشنواره همچنان پربار و با دستاوردهای فراوان برگزار شود و برگ زرین دیگری بر این کارنامۀ ارجمند افزوده شود.
محمدکاظم کاظمی
دبیر یازدهمین جشنوارۀ شعر فجر
۷ آذر ۱۳۹۷
طبق این خبر، بزرگمرد طنز معاصر درگذشت. 👆
طنزسرا، طنزنویس، پژوهشگر عرصۀ طنز، نادرۀ دوران.
دریغ.
طنزسرا، طنزنویس، پژوهشگر عرصۀ طنز، نادرۀ دوران.
دریغ.
سید مهدی شجاعی سخن را تمام کرده است. نه جای خاطرهگویی برای خلایق میگذارد و نه جای منتشر کردن عکس و پیام تسلیت، مگر از سوی کسانی که واقعاً در همه ایام آسانی و سختی، در کنار ابوالفضل زرویی نصرآباد بودهاند. 👇
Forwarded from افشین داورپناه
بسم الله الرحمن الرحیم
انا لله و انا اليه راجعون
مِنَ المُؤمِنينَ رِجالٌ صَدَقوا ما عاهَدُوا اللَّهَ عَلَيهِ ۖ فَمِنهُم مَن قَضىٰ نَحبَهُ وَمِنهُم مَن يَنتَظِرُ ۖ وَما بَدَّلوا تَبديلا.
لِيَجزِيَ اللَّهُ الصّادِقينَ بِصِدقِهِم وَيُعَذِّبَ المُنافِقينَ إِن شاءَ أَو يَتوبَ عَلَيهِم ۚ إِنَّ اللَّهَ كانَ غَفورًا رَحيما.
خبر درگذشت برادرم ابوالفضل زرویی نصرآباد، خبری دهشتناک و تکان دهنده بود.
مردم ایران، به خصوص اصحاب فرهنگ و ادب و هنر و بالاخص اهالی خطه طنز شخصیتی شریف، وارسته، فاضل، آزاده، مهربان، جوانمرد، اهل درد و ادیب و هنرمند را از دست دادند که داغ فقدانش تا ابد بر دلها خواهد ماند.
وسعت جای خالیش چنان بیکرانه و نامحدود است که هیچ چیز و هیچ کس، آن را پر نمی کند.
ابوالفضل زرویی نه تنها شخصیتی بی بدیل در ادبیات طنز معاصر بود که در تاریخ طنز ایران مثل و نظیر نداشت.
اگرچه مرگ حق است و سرنوشت محتوم و مختوم همه ما. اما داغ سنگین تری که سفر ناگهانی این بزرگمرد عرصه ادب، بر دل ما گذاشت، مرگ مظلومانه و غریبانه اش بود.
رحلت غریبانه ابوالفضل زرویی نشان داد که عرصه فرهنگ و ادب و هنر در کشور ما بی صاحب ترین است و هیچ قوه تمیز و تشخیصی که لعل و گوهر را از خزف بازشناسد و قدر بداند در هیچ سطحی از مدیران و مسئولان وجود ندارد.
رحلت غریبانه ابوالفضل زروئی نشان داد که در کشور ما هیچ مقام مسئولی دلش برای فرهنگ و ادب نمی تپد و سیاستگذاران و مدیران کلان در عرصه فرهنگ و هنر، از کمترین دغدغه ای برای اهالی این خطه برخوردار نیستند.
در رحلت مظلومانه این شخصیت بی بدیل عرصه ادب، همه مدیران و مسئولان عالی و دانی مسئول اند و باید در هر دو جهان پاسخگوی بی توجهی و سهل انگاری و بی رحمی خود باشند.
در این واقعه مؤلمه و مصیبت جانسوز هیچ کدام حق ندارند ابراز تاثر و تاسف کنند و پیام تسلیت بدهند و برای خود کسب آبرو کنند. کسانی که از وضعیت و شرایط این عزیز خبر داشتند و هیچ کدام هیچ قدمی برنداشتند. همان بهتر که ما را با غم خود رها کنند و به کار و بار خود بپردازند.
این مصیبت طاقت سوز را به یکایک عزیزان ادیب و طنزپرداز تسلیت عرض می کنم و برایشان از خداوند صبر و سلامتی می طلبم. بخصوص عزیزانی که ابوالفضل را از نزدیک می شناختند و با او رفاقت داشتند. عزیزانی که نمی دانند در کدام مصیبت بگریند. مصیبت از دست دادن رفیقی شفیق و با معرفت، مصیبت فقدان ادیب و طنزپردازی بی بدیل یا مصیبت بی پناهی اصحاب فرهنگ و هنر.
خداوند متعال، ابوالفضل زرویی را با موالیانش بخصوص حضرت ابوفاضل قمر بنی هاشم محشور فرماید و غریق رحمت و غفران بی انتهایش گرداند.
سید مهدی شجاعی
۹۷/۹/۱۱
انا لله و انا اليه راجعون
مِنَ المُؤمِنينَ رِجالٌ صَدَقوا ما عاهَدُوا اللَّهَ عَلَيهِ ۖ فَمِنهُم مَن قَضىٰ نَحبَهُ وَمِنهُم مَن يَنتَظِرُ ۖ وَما بَدَّلوا تَبديلا.
لِيَجزِيَ اللَّهُ الصّادِقينَ بِصِدقِهِم وَيُعَذِّبَ المُنافِقينَ إِن شاءَ أَو يَتوبَ عَلَيهِم ۚ إِنَّ اللَّهَ كانَ غَفورًا رَحيما.
خبر درگذشت برادرم ابوالفضل زرویی نصرآباد، خبری دهشتناک و تکان دهنده بود.
مردم ایران، به خصوص اصحاب فرهنگ و ادب و هنر و بالاخص اهالی خطه طنز شخصیتی شریف، وارسته، فاضل، آزاده، مهربان، جوانمرد، اهل درد و ادیب و هنرمند را از دست دادند که داغ فقدانش تا ابد بر دلها خواهد ماند.
وسعت جای خالیش چنان بیکرانه و نامحدود است که هیچ چیز و هیچ کس، آن را پر نمی کند.
ابوالفضل زرویی نه تنها شخصیتی بی بدیل در ادبیات طنز معاصر بود که در تاریخ طنز ایران مثل و نظیر نداشت.
اگرچه مرگ حق است و سرنوشت محتوم و مختوم همه ما. اما داغ سنگین تری که سفر ناگهانی این بزرگمرد عرصه ادب، بر دل ما گذاشت، مرگ مظلومانه و غریبانه اش بود.
رحلت غریبانه ابوالفضل زرویی نشان داد که عرصه فرهنگ و ادب و هنر در کشور ما بی صاحب ترین است و هیچ قوه تمیز و تشخیصی که لعل و گوهر را از خزف بازشناسد و قدر بداند در هیچ سطحی از مدیران و مسئولان وجود ندارد.
رحلت غریبانه ابوالفضل زروئی نشان داد که در کشور ما هیچ مقام مسئولی دلش برای فرهنگ و ادب نمی تپد و سیاستگذاران و مدیران کلان در عرصه فرهنگ و هنر، از کمترین دغدغه ای برای اهالی این خطه برخوردار نیستند.
در رحلت مظلومانه این شخصیت بی بدیل عرصه ادب، همه مدیران و مسئولان عالی و دانی مسئول اند و باید در هر دو جهان پاسخگوی بی توجهی و سهل انگاری و بی رحمی خود باشند.
در این واقعه مؤلمه و مصیبت جانسوز هیچ کدام حق ندارند ابراز تاثر و تاسف کنند و پیام تسلیت بدهند و برای خود کسب آبرو کنند. کسانی که از وضعیت و شرایط این عزیز خبر داشتند و هیچ کدام هیچ قدمی برنداشتند. همان بهتر که ما را با غم خود رها کنند و به کار و بار خود بپردازند.
این مصیبت طاقت سوز را به یکایک عزیزان ادیب و طنزپرداز تسلیت عرض می کنم و برایشان از خداوند صبر و سلامتی می طلبم. بخصوص عزیزانی که ابوالفضل را از نزدیک می شناختند و با او رفاقت داشتند. عزیزانی که نمی دانند در کدام مصیبت بگریند. مصیبت از دست دادن رفیقی شفیق و با معرفت، مصیبت فقدان ادیب و طنزپردازی بی بدیل یا مصیبت بی پناهی اصحاب فرهنگ و هنر.
خداوند متعال، ابوالفضل زرویی را با موالیانش بخصوص حضرت ابوفاضل قمر بنی هاشم محشور فرماید و غریق رحمت و غفران بی انتهایش گرداند.
سید مهدی شجاعی
۹۷/۹/۱۱
Forwarded from خبرهای شعر خراسان (محمدکاظم کاظمی)
🔸نقد کتاب «ناگهانیترین خراسانی»
مجموعه شعر علیرضا راهچمنی
🔻 دوشنبه ۱۲ آذر ۱۳۹۷، ساعت ۱۷
🔹 مشهد، بولوار هاشمیه، بین هاشمیه ۲۰ و ۲۲
حوزۀ هنری خراسان رضوی
مجموعه شعر علیرضا راهچمنی
🔻 دوشنبه ۱۲ آذر ۱۳۹۷، ساعت ۱۷
🔹 مشهد، بولوار هاشمیه، بین هاشمیه ۲۰ و ۲۲
حوزۀ هنری خراسان رضوی
Forwarded from خانهٔ آینه
💠 از رباعیات بیدل
تا کی به امید، دل مکدّر گردد؟
یا دیده در انتظار، مضطر گردد
برده است به یار، بیخودی پیغامم
قاصد رنگی نبود تا برگردد
شاعر «بیخودی» را نامهرسان خویش میداند. چون «بیخودی» تعبیری دیگر «از خود رفتن» است و «رفتن» را میشود حرکت به سوی یار تلقی کرد. در غزلیات هم به این معنی اشاره دارد: «ای بیخودی، بیا که زمانی ز خود رویم / جز ما دگر که نامه رساند به یار ما؟» و «مکتوب شوق، هرگز بی نامهبر نباشد / ما و ز خویش رفتن قاصد اگر نباشد» حالا از طرفی «بیخودی» با «گردش رنگ» ارتباط دارد چون از خود بیخود شدن با تغییر رنگ و رنگ باختن شخص همراه است. پس میشود گفت که وقتی شخص بیخود شده است، رنگی ندارد که برگردد. بنابراین وقتی «بیخودی» قاصد ما باشد، برگشتن او متصور نیست و شخص را در امید و انتظار باقی خواهد گذاشت.
#رباعی_بیدل
#خانه_آینه
@khanehayeneh
تا کی به امید، دل مکدّر گردد؟
یا دیده در انتظار، مضطر گردد
برده است به یار، بیخودی پیغامم
قاصد رنگی نبود تا برگردد
شاعر «بیخودی» را نامهرسان خویش میداند. چون «بیخودی» تعبیری دیگر «از خود رفتن» است و «رفتن» را میشود حرکت به سوی یار تلقی کرد. در غزلیات هم به این معنی اشاره دارد: «ای بیخودی، بیا که زمانی ز خود رویم / جز ما دگر که نامه رساند به یار ما؟» و «مکتوب شوق، هرگز بی نامهبر نباشد / ما و ز خویش رفتن قاصد اگر نباشد» حالا از طرفی «بیخودی» با «گردش رنگ» ارتباط دارد چون از خود بیخود شدن با تغییر رنگ و رنگ باختن شخص همراه است. پس میشود گفت که وقتی شخص بیخود شده است، رنگی ندارد که برگردد. بنابراین وقتی «بیخودی» قاصد ما باشد، برگشتن او متصور نیست و شخص را در امید و انتظار باقی خواهد گذاشت.
#رباعی_بیدل
#خانه_آینه
@khanehayeneh
👆 توضیح پست بالا.
در خلال کارهای متراکم ویراستاری و صفحهآرایی و جلسات و داوری شعر و امور دیگری که جزء ضروریات زندگی است، فرصتهایی دست میدهد برای نوشتن شرحهایی از این دست بر رباعیاتی که در «گزیدۀ رباعیات بیدل» گردآوری کردهام.
اگر خدا بخواهد این کتاب با حدود پانصد تا ششصد رباعی از بیدل که بیشترشان با شرحهایی کوتاه و بلند همراه شده است، به زودی آماده خواهد شد.
در خلال کارهای متراکم ویراستاری و صفحهآرایی و جلسات و داوری شعر و امور دیگری که جزء ضروریات زندگی است، فرصتهایی دست میدهد برای نوشتن شرحهایی از این دست بر رباعیاتی که در «گزیدۀ رباعیات بیدل» گردآوری کردهام.
اگر خدا بخواهد این کتاب با حدود پانصد تا ششصد رباعی از بیدل که بیشترشان با شرحهایی کوتاه و بلند همراه شده است، به زودی آماده خواهد شد.
زینب بیات
بهار جوشی ها_بیدل
🔷 باز آب شمشیرت از بهار جوشی ها
داد مشت خونم را یاد گل فروشی ها
🔻غزلی از بیدل با صدای زینب بیات
#بیدل
#زینب_بیات
@zaynabbayat
داد مشت خونم را یاد گل فروشی ها
🔻غزلی از بیدل با صدای زینب بیات
#بیدل
#زینب_بیات
@zaynabbayat
Forwarded from خبرهای شعر خراسان (ر رجایی)
🔹 انجمن شعر امین برگزار میکند.
🔹 دومین نشست از سلسله نشستهای شاعران با استادان حوزه و دانشگاه.
🔸 ادامه مبحث جایگاه اهل بیت(علیهم السلام) و جلوۀ آن در شعر شاعران
🔸 با حضور حجتالاسلام و المسلمین مجتبی الهی خراسانی
🔻 چهارشنبه ۲۱ آذر ۹۷، ساعت ۱۷
🔻 چهارطبقه، شهید مدرس ۴، پلاک ۱۰، حسینیه هنر
🔹 دومین نشست از سلسله نشستهای شاعران با استادان حوزه و دانشگاه.
🔸 ادامه مبحث جایگاه اهل بیت(علیهم السلام) و جلوۀ آن در شعر شاعران
🔸 با حضور حجتالاسلام و المسلمین مجتبی الهی خراسانی
🔻 چهارشنبه ۲۱ آذر ۹۷، ساعت ۱۷
🔻 چهارطبقه، شهید مدرس ۴، پلاک ۱۰، حسینیه هنر
دوستانی که برایشان مقدور است این جلسه را از دست ندهند. اولین جلسه با جناب آقای الهی بسیار سودمند و پرمحتوا بود و این هم قطعاً چنین خواهد بود. 👆
🔹 پایانۀ رباعیات
یارب! به کلید انفعال آهی
وا کن ز درِ قبولِ عجزم راهی
مپسند ز خرمن کرَم نومیدم
گر قابل خوشهای نباشم، کاهی
🔺
و این هم واپسین رباعیای که در کتاب «گزیدۀ رباعیات بیدل» گرد آمد. این کتاب در بهار امسال کلید خورد و هم اینک نگارش پیشنویس آن تمام شد. قریب به ششصد رباعی بیدل است با توضیح و شرح دشواریها و اصطلاحات و واژگان خاص بیدل.
شاعر و پژوهشگر گرانقدر جناب سیدعلی میرافضلی از سر لطف، وعدۀ نگارش مقدمهای برای آن را دادهاند.
کتاب به پیشنهاد جناب عابس قدسی مدیر نشر سپیدهباوران تدوین شده و امید است که به زودی به وسیلۀ این ناشر به چاپ رسد.
@mkazemkazemi
یارب! به کلید انفعال آهی
وا کن ز درِ قبولِ عجزم راهی
مپسند ز خرمن کرَم نومیدم
گر قابل خوشهای نباشم، کاهی
🔺
و این هم واپسین رباعیای که در کتاب «گزیدۀ رباعیات بیدل» گرد آمد. این کتاب در بهار امسال کلید خورد و هم اینک نگارش پیشنویس آن تمام شد. قریب به ششصد رباعی بیدل است با توضیح و شرح دشواریها و اصطلاحات و واژگان خاص بیدل.
شاعر و پژوهشگر گرانقدر جناب سیدعلی میرافضلی از سر لطف، وعدۀ نگارش مقدمهای برای آن را دادهاند.
کتاب به پیشنهاد جناب عابس قدسی مدیر نشر سپیدهباوران تدوین شده و امید است که به زودی به وسیلۀ این ناشر به چاپ رسد.
@mkazemkazemi
جشنواره مهر آب در باخرز
عازم باخرز هستیم، شهری در کرانه شرقی خراسان و نزدیک مرز.
همت و تلاش برگزارکنندگان جشنواره ستودنی است با وجود دوربودن منطقه از مرکز و تنگناها و محرومیتهای ناگزیر در نواحی دوردست.
به همه دست اندرکاران این جشنواره به خصوص شاعر خوب خانم خراسانی دست مریزاد می گویم.
عازم باخرز هستیم، شهری در کرانه شرقی خراسان و نزدیک مرز.
همت و تلاش برگزارکنندگان جشنواره ستودنی است با وجود دوربودن منطقه از مرکز و تنگناها و محرومیتهای ناگزیر در نواحی دوردست.
به همه دست اندرکاران این جشنواره به خصوص شاعر خوب خانم خراسانی دست مریزاد می گویم.
Forwarded from کانال زینب بیات
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
💎 دفتر ریاضی نرگس کاظمی و ساخت انیمیشن با استفاده از گوشه دفتر.
نرگس اگرچه مجبور به نوشتن مشق در این دفتر هست ولی خلاقیت کودکانه اش این گونه خود را نشان می دهد.
تاسف برای نظام آموزش و پرورش ما که سالها به جای دیدن این توانایی ها برای کودکان، مشق و اشک را دیکته کرد.
#نرگس
#خلاقیت_انیمیشن
#نقاشی
#مشق
@zaynabbayat
نرگس اگرچه مجبور به نوشتن مشق در این دفتر هست ولی خلاقیت کودکانه اش این گونه خود را نشان می دهد.
تاسف برای نظام آموزش و پرورش ما که سالها به جای دیدن این توانایی ها برای کودکان، مشق و اشک را دیکته کرد.
#نرگس
#خلاقیت_انیمیشن
#نقاشی
#مشق
@zaynabbayat
مهاجرت از زبان یک شاعر افغان ساکن ایران | پایگاه خبری تحلیلی انصاف نیوز
http://www.ensafnews.com/150106/%d9%85%d9%87%d8%a7%d8%ac%d8%b1%d8%aa-%d8%a7%d8%b2-%d8%b2%d8%a8%d8%a7%d9%86-%db%8c%da%a9-%d8%b4%d8%a7%d8%b9%d8%b1-%d8%a7%d9%81%d8%ba%d8%a7%d9%86-%d8%b3%d8%a7%da%a9%d9%86-%d8%a7%db%8c%d8%b1%d8%a7%d9%86/
http://www.ensafnews.com/150106/%d9%85%d9%87%d8%a7%d8%ac%d8%b1%d8%aa-%d8%a7%d8%b2-%d8%b2%d8%a8%d8%a7%d9%86-%db%8c%da%a9-%d8%b4%d8%a7%d8%b9%d8%b1-%d8%a7%d9%81%d8%ba%d8%a7%d9%86-%d8%b3%d8%a7%da%a9%d9%86-%d8%a7%db%8c%d8%b1%d8%a7%d9%86/
انصاف نیوز
مهاجرت از زبان یک شاعر افغان ساکن ایران
محمد کاظم کاظمی شاعر ونویسندهی افغانستانی و و عضو گروه علمی برون مرزی فرهنگستان زبان و ادب فارسی در گفتوگویی که به مناسبت روز مهاجرت با