کانال محمدکاظم کاظمی
غم هجران_حافظ – زینب بیات
⚫️ درگذشت استاد محمدرضا شجریان آوازخوان بزرگ معاصر را به همه دوستدارانش تسلیت میگوییم و یاد او را گرامی میداریم.
Forwarded from کانال زینب بیات
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
◾️دلدار رفت و دیده به حیرت دچار ماند
با ما نشان برگ گلی زان بهار ماند
استاد محمدرضا شجریان، سرآهنگ هنر موسیقی ایران پر کشید. تسلیت به همه اهالی وطن فارسی که صدایش، پیونددهندهی ما با حافظ و سعدی و مولانا بود.
#استاد_شجریان
#وطن_فارسی
@zaynabbayat
با ما نشان برگ گلی زان بهار ماند
استاد محمدرضا شجریان، سرآهنگ هنر موسیقی ایران پر کشید. تسلیت به همه اهالی وطن فارسی که صدایش، پیونددهندهی ما با حافظ و سعدی و مولانا بود.
#استاد_شجریان
#وطن_فارسی
@zaynabbayat
Forwarded from M .zamaniyan
M .zamaniyan
http://www.qudsonline.ir/news/723200/%DA%A9%D9%85%D8%A7%D9%84-%D9%85%D9%88%D8%B3%DB%8C%D9%82%DB%8C-%D9%88-%DA%A9%D9%85%D8%A7%D9%84-%D8%B4%D8%B9%D8%B1
یادداشتی به مناسبت درگذشت آوازخوان بزرگ، استاد محمدرضا شجریان در قدس آنلاین. فایل پی دی اف صفحۀ ویژۀ استاد شجریان هم در پیام بعد ارائه شده است.
#شجریان
#محمدرضا_شجریان
#شجریان
#محمدرضا_شجریان
Forwarded from روزنامه قدس
در #روزنامه_قدس یکشنبه 20 مهر 1399 میخوانید:
◾️ 3 گزینه برای رام کردن دلار
◾️ تلخی کمبود انسولین درکام دیابتیها
◾️ بیا و خوش بخوان حافظ
http://bit.ly/2Xdt4r5
▫️پایگاه خبری تحلیلی #قدس_آنلاین
▫️قدس را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید:
بله | سروش | آپارات | اینستاگرام | توئیتر | یوتیوب | قدس TV
↪️@qudsdaily
↪️qudsonline.ir
◾️ 3 گزینه برای رام کردن دلار
◾️ تلخی کمبود انسولین درکام دیابتیها
◾️ بیا و خوش بخوان حافظ
http://bit.ly/2Xdt4r5
▫️پایگاه خبری تحلیلی #قدس_آنلاین
▫️قدس را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید:
بله | سروش | آپارات | اینستاگرام | توئیتر | یوتیوب | قدس TV
↪️@qudsdaily
↪️qudsonline.ir
Forwarded from روزنامه قدس
🔺 حافظ، مظهر جامعیت و تعادل
◾اگر شاعران کهن فارسی را طبق اقبال و توجهی که جامعه فارسیزبان به آنان دارد رتبهبندی کنیم، میتوان حدس زد فردوسی، سعدی، مولانا، حافظ و بیدل با فاصلهای قابل توجه، برتر از دیگر شاعران میایستند و در این میان شهرت و حضور حافظ در ذهن و زبان فارسیزبانان بیش از بقیه است. بگیریم، حافظ در این میان موقعیتی ویژه دارد.
مشاهده در سایت:
qudsonline.ir/news/723377
▫️پایگاه خبری تحلیلی #قدس_آنلاین
▫️در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
بله | سروش | آپارات | اینستاگرام | توئیتر | یوتیوب | قدس TV
↪️@qudsdaily
↪️qudsonline.ir
◾اگر شاعران کهن فارسی را طبق اقبال و توجهی که جامعه فارسیزبان به آنان دارد رتبهبندی کنیم، میتوان حدس زد فردوسی، سعدی، مولانا، حافظ و بیدل با فاصلهای قابل توجه، برتر از دیگر شاعران میایستند و در این میان شهرت و حضور حافظ در ذهن و زبان فارسیزبانان بیش از بقیه است. بگیریم، حافظ در این میان موقعیتی ویژه دارد.
مشاهده در سایت:
qudsonline.ir/news/723377
▫️پایگاه خبری تحلیلی #قدس_آنلاین
▫️در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
بله | سروش | آپارات | اینستاگرام | توئیتر | یوتیوب | قدس TV
↪️@qudsdaily
↪️qudsonline.ir
▪️ از شاعرانی بود که در دهۀ طلایی هفتاد، در سنین دانشآموزی به جریانهای شعری مشهد پیوست و از بهترینهای نسل خویش بود. نام او از آن زمان تا کنون با نام راضیه رجایی، مرضیه موفق و زهرا محدثی گره خورده است. چند سال از جلسات شعر مشهد فاصله گرفته بود و البته با مطبوعات، از جمله روزنامۀ شهرآرا همکاری داشت. ولی از حوالی اواسط دهۀ نود دوباره شاهد فعالیت او بودیم با گامهای جدیدی که در شعر نیز برداشته بود.
از حوالی سال ۱۳۹۸ در گروه شعر حوزۀ هنری مشهد مسئولیت یافت و از آن هنگام پیگیری همه امور جلسات نقد کتاب ما با او بود و چقدر هم خوب و با نظم و جدیت کار میکرد. در همین زمان از اعضای ثابت جلسۀ شعر امین نیز بود، در کنار یار دیرین خویش راضیه رجایی.
در چند ماه اخیر خبرهای بدی از کسالت او میشنیدیم. در آخرین جلسۀ نقد کتاب ما، درست همزمان با جلسه در اتاق عمل بود. بیماری خوفناک سرطان، او را ذره ذره در خود فرو برد.
باورناپذیر است، ولی حقیقتی است تلخ، خبر درگذشت جمیله کراماتی. روحش شاد.
#جمیله_سادات_کراماتی
@mkazemkazemi
از حوالی سال ۱۳۹۸ در گروه شعر حوزۀ هنری مشهد مسئولیت یافت و از آن هنگام پیگیری همه امور جلسات نقد کتاب ما با او بود و چقدر هم خوب و با نظم و جدیت کار میکرد. در همین زمان از اعضای ثابت جلسۀ شعر امین نیز بود، در کنار یار دیرین خویش راضیه رجایی.
در چند ماه اخیر خبرهای بدی از کسالت او میشنیدیم. در آخرین جلسۀ نقد کتاب ما، درست همزمان با جلسه در اتاق عمل بود. بیماری خوفناک سرطان، او را ذره ذره در خود فرو برد.
باورناپذیر است، ولی حقیقتی است تلخ، خبر درگذشت جمیله کراماتی. روحش شاد.
#جمیله_سادات_کراماتی
@mkazemkazemi
Forwarded from خانهٔ آینه
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
یکشنبهها
ساعت ۲۱:۰۰ تا ۲۱:۳۰
به صورت زنده از اینستاگرام
@mkazemkazemi
🔻 غزل امشب، ۲۷ مهر ۹۹
صبا، ای پیک مشتاقان! قدم فهمیده نِه سویش
که رنگم میپرد گر میتپد گَرد سر کویش
نفس تا میکشم، در نالۀ زنجیر می غلتم
گرفتارم، نمیدانم چه مضمون است گیسویش
تو هم ای دیده، محو شوق باش و بیخودیها کن
که عالم خانۀ آیینه است از حیرت رویش
دل یاقوت، خونگردیدهای در حسرت لعلش
رم آهو، به خاکافتادهای از چشم جادویش
چو سرو آزاد شو، یا همچو شمع از خویش بیرون آ
به لب گر مصرعی داری ز وصفِ قدّ دلجویش
غبارآلودِ هستی، گر همه تا آسمان بالد
چو ماه نو همان پهلوخورِ عجز است پهلویش
شکستِ شیشۀ ما تا کجا فریاد بردارد؟
تغافل رفت بر طاق بلند از چین ابرویش
دو روزی پیش از این، با یار در یک پیرهن بودم
کنون از هر گلم باید کشیدن منّت بویش
غبار آرمیدن بردهاند از خاک این صحرا
سِواد وحشتی روشن کنید از چشم آهویش
کباب وحشت اشکم که چون بیدستوپا گردد
به سر غلتیدنی زین عرصه بیرون میبرد گویش
به وصل از ناتوانی رنج هجران میکشم بیدل
ندارم آنقدر جرئت که چشمی وا کنم سویش
ساعت ۲۱:۰۰ تا ۲۱:۳۰
به صورت زنده از اینستاگرام
@mkazemkazemi
🔻 غزل امشب، ۲۷ مهر ۹۹
صبا، ای پیک مشتاقان! قدم فهمیده نِه سویش
که رنگم میپرد گر میتپد گَرد سر کویش
نفس تا میکشم، در نالۀ زنجیر می غلتم
گرفتارم، نمیدانم چه مضمون است گیسویش
تو هم ای دیده، محو شوق باش و بیخودیها کن
که عالم خانۀ آیینه است از حیرت رویش
دل یاقوت، خونگردیدهای در حسرت لعلش
رم آهو، به خاکافتادهای از چشم جادویش
چو سرو آزاد شو، یا همچو شمع از خویش بیرون آ
به لب گر مصرعی داری ز وصفِ قدّ دلجویش
غبارآلودِ هستی، گر همه تا آسمان بالد
چو ماه نو همان پهلوخورِ عجز است پهلویش
شکستِ شیشۀ ما تا کجا فریاد بردارد؟
تغافل رفت بر طاق بلند از چین ابرویش
دو روزی پیش از این، با یار در یک پیرهن بودم
کنون از هر گلم باید کشیدن منّت بویش
غبار آرمیدن بردهاند از خاک این صحرا
سِواد وحشتی روشن کنید از چشم آهویش
کباب وحشت اشکم که چون بیدستوپا گردد
به سر غلتیدنی زین عرصه بیرون میبرد گویش
به وصل از ناتوانی رنج هجران میکشم بیدل
ندارم آنقدر جرئت که چشمی وا کنم سویش
Forwarded from آثار محمدکاظم کاظمی
🔹 من در این سالها طرف مراجعۀ مکرر عزیزان بودهام برای یادگیری، راهنمایی و رفع مشکل در ویرایش و صفحهآرایی.
🔻 بالاخره از ابتدای ۱۳۹۹ تصمیم گرفتم که تجربهها و اندوختههایم در این عرصه را به صورت فیلمهای آموزشی ارائه کنم و در اختیار امت اسلام قرار دهم تا رستگار شوند.
🔻حاصل کار حدود ۳۰ قسمت آموزش صفحهآرایی و آمادهسازی متن در ایندیزاین و ورد بوده است.
🔻 با این آموزشها و با یک آشنایی مقدماتی با ایندیزاین، شما میتوانید از صفر تا صد صفحهآرایی یک کتاب معمولی را انجام دهید. و آموزشهای ورد در زمینۀ تایپ و آمادهسازی متن، برای هر کسی که با رایانه مینویسد یا ویرایش میکند، ضروری است.
🔻 این فیلمها در سایت شخصی من منتشر شده است و البته خریدنی است. مدتی درگاه پرداخت مشکل داشت و اینک درست شده است. اگر هم مشکلی در این زمینه داشتید، با این شناسۀ تلگرامی با منصوره خلیلی پشتیبان سایت در میان بگذارید.
@mimkach
✳️ اول این فیلمها را ببینید، بعد اگر پرسشی در زمینۀ مسائل تایپ و صفحهآرایی داشتید و در این مجموعه نیافتید، من در خدمتم.
🔻 نشانی سایت این است:
www.mkkazemi.com
🔻 بالاخره از ابتدای ۱۳۹۹ تصمیم گرفتم که تجربهها و اندوختههایم در این عرصه را به صورت فیلمهای آموزشی ارائه کنم و در اختیار امت اسلام قرار دهم تا رستگار شوند.
🔻حاصل کار حدود ۳۰ قسمت آموزش صفحهآرایی و آمادهسازی متن در ایندیزاین و ورد بوده است.
🔻 با این آموزشها و با یک آشنایی مقدماتی با ایندیزاین، شما میتوانید از صفر تا صد صفحهآرایی یک کتاب معمولی را انجام دهید. و آموزشهای ورد در زمینۀ تایپ و آمادهسازی متن، برای هر کسی که با رایانه مینویسد یا ویرایش میکند، ضروری است.
🔻 این فیلمها در سایت شخصی من منتشر شده است و البته خریدنی است. مدتی درگاه پرداخت مشکل داشت و اینک درست شده است. اگر هم مشکلی در این زمینه داشتید، با این شناسۀ تلگرامی با منصوره خلیلی پشتیبان سایت در میان بگذارید.
@mimkach
✳️ اول این فیلمها را ببینید، بعد اگر پرسشی در زمینۀ مسائل تایپ و صفحهآرایی داشتید و در این مجموعه نیافتید، من در خدمتم.
🔻 نشانی سایت این است:
www.mkkazemi.com
Forwarded from خانهٔ آینه
🍀 شبی با بیدل
یکشنبهها، ساعت ۲۱:۰۰ تا ۲۱:۳۰
به صورت زنده از اینستاگرام
@mkazemkazemi
🔻 غزل امشب، ۴ آبان ۹۹
گرفته اشکِ مرا دیده تا به دامان، رقص
چنین که داد ندانم به یادِ مستان، رقص
شرار خرمن جمعیّت است خودسریات
غبار را چو نفس میکند پریشان، رقص
اگر ز بزم جنون ساغری به دست افتد،
چو گردباد، توان کرد در بیابان رقص
طرب کجاست در این محفل، ای خیالپرست
که نغمه غلغلۀ محشر است و طوفان، رقص
در این ستمکده، گویی دگر نمیباشد
سر بریدۀ ما میکند به میدان رقص
ز اضطراب دل، اهلِ زمانه بیخبرند
بود تپیدن بسمل به پیشِ طفلان رقص
فضولی آینۀ دستگاه کمظرف است
به روی بحر کند قطره، وقتِ باران رقص
ز خود تهی شو و شور جنون تماشا کن
به کام دل نکند ناله، بی نیستان رقص
گشادِ بال در این تنگنا خجالت داشت
شرار ما به دل سنگ کرد پنهان، رقص
نفس به ذوقِ رهایی است پرفشانِ خیال
وگرنه کس نکند در شکنج زندان، رقص
مگر به باد، فروشی غبار ما، ورنه
ز خاک، راست نیاید به هیچ عنوان رقص
مکن تغافل اگر فرصت نگاهی هست
شرارِ کاغذِ ما کرده است سامان رقص
به اعتمادِ نفس، اینقدر چه مینازی؟
به اشک، صرفه ندارد به دوشِ مژگان رقص
به این ترانه، صدای سپند میبالد
که تا ز خود نتوان رَست، نیست امکان رقص
تپش ز موج گهر گل نمیکند بیدل
نکرد اشکِ من، آخر به چشم حیران رقص
یکشنبهها، ساعت ۲۱:۰۰ تا ۲۱:۳۰
به صورت زنده از اینستاگرام
@mkazemkazemi
🔻 غزل امشب، ۴ آبان ۹۹
گرفته اشکِ مرا دیده تا به دامان، رقص
چنین که داد ندانم به یادِ مستان، رقص
شرار خرمن جمعیّت است خودسریات
غبار را چو نفس میکند پریشان، رقص
اگر ز بزم جنون ساغری به دست افتد،
چو گردباد، توان کرد در بیابان رقص
طرب کجاست در این محفل، ای خیالپرست
که نغمه غلغلۀ محشر است و طوفان، رقص
در این ستمکده، گویی دگر نمیباشد
سر بریدۀ ما میکند به میدان رقص
ز اضطراب دل، اهلِ زمانه بیخبرند
بود تپیدن بسمل به پیشِ طفلان رقص
فضولی آینۀ دستگاه کمظرف است
به روی بحر کند قطره، وقتِ باران رقص
ز خود تهی شو و شور جنون تماشا کن
به کام دل نکند ناله، بی نیستان رقص
گشادِ بال در این تنگنا خجالت داشت
شرار ما به دل سنگ کرد پنهان، رقص
نفس به ذوقِ رهایی است پرفشانِ خیال
وگرنه کس نکند در شکنج زندان، رقص
مگر به باد، فروشی غبار ما، ورنه
ز خاک، راست نیاید به هیچ عنوان رقص
مکن تغافل اگر فرصت نگاهی هست
شرارِ کاغذِ ما کرده است سامان رقص
به اعتمادِ نفس، اینقدر چه مینازی؟
به اشک، صرفه ندارد به دوشِ مژگان رقص
به این ترانه، صدای سپند میبالد
که تا ز خود نتوان رَست، نیست امکان رقص
تپش ز موج گهر گل نمیکند بیدل
نکرد اشکِ من، آخر به چشم حیران رقص
👍1
🔹 در کمین دانایی
🔻 محمدکاظم کاظمی
من در این سالها هیچ قومی و مردم هیچ منطقهای را در دانشاندوزی به اندازۀ قوم هزاره و مردم مناطق مرکزی جدی و پیگیر ندیدم. از همان سالهای اول مهاجرت ما به ایران، میدیدیم که اغلب مردم از دیگر اقوام افغانستان، از جمله مردم هرات، در کار فعالیتهای اقتصادیاند و مردم مناطق مرکزی با جدیت در تلاش یادگیری، هرچند یادگیری در آن زمان فقط در حوزههای علمیه میسر بود برای مهاجران ما.
و پس از تحولات جدید نیز چنین بوده است. شاید این انتخاب ناگزیر و سرنوشت محتوم مردمی بوده است که مناطق زندگیشان نه برای کشاورزی مساعد است، نه برای بازرگانی و نه برای سیاستورزی. به راستی در مناطق مرکزی چه میتوان کرد جز مجهزشدن به دانش؟ تا به این وسیله بشود ستم و محرومیت چندین قرنه را جبران کرد؟
و این دقیقاً چیزی است که میتواند مایۀ هراس باشد برای کسانی که چشمِ دیدن بهروزی و موفقیت این قوم و این مردم را ندارند. مانع کشاورزی میشود شد. میتوان زمین مردم را از آنان گرفت، چنان که گرفتند. مانع بازرگانی میشود شد، میشود آنان را در مناطق کوهستانی مرکز کشور محصور ساخت، چنان که ساختند. مانع دستیابی به قدرت سیاسی میتوان شد، با انحصارگری در قدرت و ایجاد مکانیسمهای محدودکننده. ولی مانع دانشاندوزی چگونه میتوان شد؟ تنها راه چاره همین حذف فیزیکی و ایجاد جوّ هراس است. پس بیسبب نیست که سالهاست مراکز آموزشی و نسل دانشجو و دانشآموز این مردم اولین هدف این عملیاتها بوده است، از انفجار در تظاهرات جنبش روشنایی بگیرید تا حملۀ اخیر به یک مرکز آموزشی. این همه نشانۀ این است که از آگاهی و دانایی روزافزونی که در این قوم و این مردم در حال وقوع است، میهراسند.
این عملیاتهای انتحاری در مراکز آموزشی غرب کابل دردناک، نگرانکننده و تأسفبار است. ولی بر این گواهی میدهد که مردم هزاره و مناطق مرکزی راه درستی انتخاب کردهاند، که همان تمرکز بر آگاهی و دانایی است. و این مسیر هرچند سخت و پرحادثه و زمانبر است، در نهایت موفقیتآمیز است. البته این تنها تسلیای است که در این وضعیت میتوانیم به خود بدهیم، ولی تسلیای است اطمینانبخش.
#کوثر_دانش
#انتحاری
#دانایی
@mkazemkazemi
🔻 محمدکاظم کاظمی
من در این سالها هیچ قومی و مردم هیچ منطقهای را در دانشاندوزی به اندازۀ قوم هزاره و مردم مناطق مرکزی جدی و پیگیر ندیدم. از همان سالهای اول مهاجرت ما به ایران، میدیدیم که اغلب مردم از دیگر اقوام افغانستان، از جمله مردم هرات، در کار فعالیتهای اقتصادیاند و مردم مناطق مرکزی با جدیت در تلاش یادگیری، هرچند یادگیری در آن زمان فقط در حوزههای علمیه میسر بود برای مهاجران ما.
و پس از تحولات جدید نیز چنین بوده است. شاید این انتخاب ناگزیر و سرنوشت محتوم مردمی بوده است که مناطق زندگیشان نه برای کشاورزی مساعد است، نه برای بازرگانی و نه برای سیاستورزی. به راستی در مناطق مرکزی چه میتوان کرد جز مجهزشدن به دانش؟ تا به این وسیله بشود ستم و محرومیت چندین قرنه را جبران کرد؟
و این دقیقاً چیزی است که میتواند مایۀ هراس باشد برای کسانی که چشمِ دیدن بهروزی و موفقیت این قوم و این مردم را ندارند. مانع کشاورزی میشود شد. میتوان زمین مردم را از آنان گرفت، چنان که گرفتند. مانع بازرگانی میشود شد، میشود آنان را در مناطق کوهستانی مرکز کشور محصور ساخت، چنان که ساختند. مانع دستیابی به قدرت سیاسی میتوان شد، با انحصارگری در قدرت و ایجاد مکانیسمهای محدودکننده. ولی مانع دانشاندوزی چگونه میتوان شد؟ تنها راه چاره همین حذف فیزیکی و ایجاد جوّ هراس است. پس بیسبب نیست که سالهاست مراکز آموزشی و نسل دانشجو و دانشآموز این مردم اولین هدف این عملیاتها بوده است، از انفجار در تظاهرات جنبش روشنایی بگیرید تا حملۀ اخیر به یک مرکز آموزشی. این همه نشانۀ این است که از آگاهی و دانایی روزافزونی که در این قوم و این مردم در حال وقوع است، میهراسند.
این عملیاتهای انتحاری در مراکز آموزشی غرب کابل دردناک، نگرانکننده و تأسفبار است. ولی بر این گواهی میدهد که مردم هزاره و مناطق مرکزی راه درستی انتخاب کردهاند، که همان تمرکز بر آگاهی و دانایی است. و این مسیر هرچند سخت و پرحادثه و زمانبر است، در نهایت موفقیتآمیز است. البته این تنها تسلیای است که در این وضعیت میتوانیم به خود بدهیم، ولی تسلیای است اطمینانبخش.
#کوثر_دانش
#انتحاری
#دانایی
@mkazemkazemi
✳️ به اطلاع عموم امت اسلام میرسانم که میتوانید برای طراحی سایت، پشتیبانی فنی سایت و دیگر امور مربوط به برنامهنویسی کامپیوتری، به منصوره خلیلی مراجعه کنید تا رستگار شوید.
هم دقت کارش خوب است، هم سرعت و پیگیری او و هم بعد از انجام کار، شما را به یاد خدا رها نمیکند.
سایت شخصی مرا مثل دسته گل طراحی کرده، فیلمهای آموزشی را در آن منتشر کرده و درگاه خرید آن را هم درست کرده است که این یکی آخر به خصوص خیلی کارآمد است.
🔻 با این روشها میتوانید به ایشان دسترسی داشته باشید.
شناسۀ تلگرامی
@mimkach
اینستاگرام
https://www.instagram.com/mansoure.khalili/
فیسبوک
fb.com/mansoure.khalili
هم دقت کارش خوب است، هم سرعت و پیگیری او و هم بعد از انجام کار، شما را به یاد خدا رها نمیکند.
سایت شخصی مرا مثل دسته گل طراحی کرده، فیلمهای آموزشی را در آن منتشر کرده و درگاه خرید آن را هم درست کرده است که این یکی آخر به خصوص خیلی کارآمد است.
🔻 با این روشها میتوانید به ایشان دسترسی داشته باشید.
شناسۀ تلگرامی
@mimkach
اینستاگرام
https://www.instagram.com/mansoure.khalili/
فیسبوک
fb.com/mansoure.khalili
همچو کتابی است جهان، جامع احکام نهان
جان تو سر دفتر آن، فهم کن این مسئله را
مولانا
✳️ کتاب بلخ
عرضه و فروش کتاب های کمیاب ادبی،
فلسفی، تاریخی، هنری و رمان؛
🔸 ویژۀ پژوهشگران، اساتید و دوست داران
کتاب؛
🔸 معرفی هر روزۀ یک کتاب نادر؛
🔸 قیمت مناسب و ارسال سریع؛
🔸 خرید کتاب های کمیاب و نایاب؛
🔻 کانال تلگرامی کتاب بلخ
@balkhbook
جان تو سر دفتر آن، فهم کن این مسئله را
مولانا
✳️ کتاب بلخ
عرضه و فروش کتاب های کمیاب ادبی،
فلسفی، تاریخی، هنری و رمان؛
🔸 ویژۀ پژوهشگران، اساتید و دوست داران
کتاب؛
🔸 معرفی هر روزۀ یک کتاب نادر؛
🔸 قیمت مناسب و ارسال سریع؛
🔸 خرید کتاب های کمیاب و نایاب؛
🔻 کانال تلگرامی کتاب بلخ
@balkhbook
کانال محمدکاظم کاظمی
آرامگاه سید جمالالدین افغانی، در صحن دانشگاه کابل. به یادداشت بعد مراجعه کنید. 🔻
🔺 این تصویر آرامگاه سید جمالالدین در صحن دانشگاه کابل است. من در اینجا خیلی دوچرخهسواری کردم در نوجوانی، شاید سال ۱۳۶۰. با فریدون و جاوید پسران مرحوم غلامحیدر ساعی که با آنان قوم نزدیک بودیم، دوچرخهها را برمیداشتیم و میرفتیم به محوطۀ دانشگاه کابل برای دوچرخهسواری. روی قسمت سیمانی دور آرامگاه میچرخیدیم و از راههای شیبدار کنار آن بالا و پایین میرفتیم. خانۀ ما نزدیک دانشگاه بود، شاید در ۱۰۰ متری آن، در جمال مینه.
همین حوض نزدیک آرامگاه آب داشت و در آن قورباغههایی ریز شنا میکردند و گاهی از حوض بیرون میآمدند. یکی از آنها جلو چشم من زیر چرخ دوچرخۀ جاوید شد. و من هنوز آن صحنه را به یاد دارم. هنوز ما جمع سهنفری را قاتل یک موجود بیگناه میدانم.
در این دانشگاه خواهرم مهری درس خواند، در دانشکدۀ پزشکی. برادرم عبدالله درس خواند در دانشکدۀ مهندسی. عبدالولی و شهلا فرزندان آقای ساعی درس خواندند و وحید، ثریا، ناهید و فرزانه فرزندان عمهام درس خواندند. همچنین عبدالحی و قیوم و جمله و جلیله و دیگر دخترعموها. خلاصه نسلی از جوانان کشور در اینجا درس خواندند و اکنون آوارۀ سرزمینهای دیگرند و تقریباً هیچیک نتوانستند از این آموختههایشان استفادۀ کنند. من هم آرزو داشتم در همان دانشکدۀ مهندسی درس بخوانم، همان که در زمین چمن جلو آن هم بارها فوتبال بازی کرده بودیم.
البته ناگفته نماند که بعضی جلادان مملکت هم در همان دانشگاه درس خواندند، هم کمونیستهایی که وقتی به قدرت رسیدند شمار عظیمی از مردم، از جمله همدورهها و استادان خودشان را به جوخۀ مرگ سپردند. و نیز در همانجا جمعی از رهبران مجاهدین ما درس خواندند و البته بعضی از آنان در خیانت و جنایت دست کمونیستها را از پشت بستند. همه رفتند و دانشگاه ماند، با کتابخانههایی غارت شده، ساختمانهایی متروک و بنای تیرخوردۀ مقبرۀ سید جمالالدین، بعد از جنگهای داخلی مجاهدین. در جنگهای داخلی مجاهدین دانشگاه در خط مقدم جنگها بود و سنگر نظامیان.
از دهۀ هشتاد دانشگاه دوباره کانون علماندوزی شد. امروز وقتی واقعۀ دردناک حملۀ جنایتکاران به دانشگاه رخ میدهد و عکسها را مرور میکنم. من دل این را نداشتم که کشته شدن یک جانور کوچک زیر چرخ دوچرخه را ببینم. حال با چه دلی این تصویرها را میبینم؟
#دانشگاه_کابل
#آرامگاه_سید_جمال_الدین
#محمدکاظم_کاظمی
@mkazemkazemi
همین حوض نزدیک آرامگاه آب داشت و در آن قورباغههایی ریز شنا میکردند و گاهی از حوض بیرون میآمدند. یکی از آنها جلو چشم من زیر چرخ دوچرخۀ جاوید شد. و من هنوز آن صحنه را به یاد دارم. هنوز ما جمع سهنفری را قاتل یک موجود بیگناه میدانم.
در این دانشگاه خواهرم مهری درس خواند، در دانشکدۀ پزشکی. برادرم عبدالله درس خواند در دانشکدۀ مهندسی. عبدالولی و شهلا فرزندان آقای ساعی درس خواندند و وحید، ثریا، ناهید و فرزانه فرزندان عمهام درس خواندند. همچنین عبدالحی و قیوم و جمله و جلیله و دیگر دخترعموها. خلاصه نسلی از جوانان کشور در اینجا درس خواندند و اکنون آوارۀ سرزمینهای دیگرند و تقریباً هیچیک نتوانستند از این آموختههایشان استفادۀ کنند. من هم آرزو داشتم در همان دانشکدۀ مهندسی درس بخوانم، همان که در زمین چمن جلو آن هم بارها فوتبال بازی کرده بودیم.
البته ناگفته نماند که بعضی جلادان مملکت هم در همان دانشگاه درس خواندند، هم کمونیستهایی که وقتی به قدرت رسیدند شمار عظیمی از مردم، از جمله همدورهها و استادان خودشان را به جوخۀ مرگ سپردند. و نیز در همانجا جمعی از رهبران مجاهدین ما درس خواندند و البته بعضی از آنان در خیانت و جنایت دست کمونیستها را از پشت بستند. همه رفتند و دانشگاه ماند، با کتابخانههایی غارت شده، ساختمانهایی متروک و بنای تیرخوردۀ مقبرۀ سید جمالالدین، بعد از جنگهای داخلی مجاهدین. در جنگهای داخلی مجاهدین دانشگاه در خط مقدم جنگها بود و سنگر نظامیان.
از دهۀ هشتاد دانشگاه دوباره کانون علماندوزی شد. امروز وقتی واقعۀ دردناک حملۀ جنایتکاران به دانشگاه رخ میدهد و عکسها را مرور میکنم. من دل این را نداشتم که کشته شدن یک جانور کوچک زیر چرخ دوچرخه را ببینم. حال با چه دلی این تصویرها را میبینم؟
#دانشگاه_کابل
#آرامگاه_سید_جمال_الدین
#محمدکاظم_کاظمی
@mkazemkazemi
Forwarded from آثار محمدکاظم کاظمی
🔴 ستارۀ احمد
🔸 به مناسبت سالگرد میلاد پیامبر بزرگ اسلام
🔹 محمدکاظم کاظمی
امشب مگر چه ولوله در آسمان شده است؟
این گنبد سیاه، جواهرنشان شده است
این گنبد سیاه، جواهرنشان شده است
آری، در آن ستارۀ احمد عیان شده است
امروز حال دهکدههامان بهاری است
حتی درختِ یخزده هم شادمان شده است
آن سنگ سرد، پر شده است از گل گلاب
آن چوب خشک، شاخچۀ ارغوان شده است
در خانه تا به چند نشینی؟ که مرد و زن
راهی به سمت برزن و کوی و دکان شده است
عبدالعلی به خانۀ فاروق میرود
زینب دوباره عایشه را میزبان شده است
اما جدال مولوی و شیخ، کم نشد
این جنگ، مثل جنگ انار و دهان شده است
(البته شیخ و مولوی خوب نیز هست
با همدگر به سان دو گل مهربان شده است
این یک به دستِ بسته و آن یک به دست باز
با یک زبان به پیش خدا همزبان شده است
دیروز این به خانۀ آن میهمان شده
امروز آن به خانۀ این میهمان شده است)
القصه، شیخ و مولوی بد، در این مقام،
هر یک به سان کورۀ آتشفشان شده است
منبر برای موعظۀ خلقِ بینواست
منبر برای این دو نفر نردبان شده است
دیدم که هر کدام، به قال و مقال خود
میگفت نیمۀ پرِ این استکان شده است
آری، در این مسابقه، صد بار دیدهایم
هر کس میان باختهها قهرمان شده است
هر کس به مذهب پدر خویش، مفتی است
هر کس به زورخانۀ خود پهلوان شده است
دعوا چه میکنی، که به قال و مقالتان
این شیشه بارهاست به سنگ امتحان شده است
دعوا چه میکنی که در این کاروان چرا
گاهی علی و گاه عمر ساربان شده است
فکری بکن که مقصد این کاروان کجاست؟
در راه او چه دزد پلیدی نهان شده است؟
فکری بکن که مال و منال مسافران
اینک نصیب راهزن بیامان شده است
وهابی از طریقی و غالی به گونهای
آمادهی، جویدن این استخوان شده است
×××
هرچند خون ما و شما را مکیدهاند
هرچند خون ما و شما رایگان شده است
ما هر دو تن دو نیمۀ سیبیم، عین هم
سیبی که پروریدۀ یک باغبان شده است
سیبی که آب خوردۀ رود حقیقت است
رودی که از مدینۀ احمد روان شده است
رودی که شاخه شاخه شد و هر طرف که رفت،
آبِ حیاتِ یک طرفِ این جهان شده است
نهری به قندهار رسید و انار شد
نهری درختِ جنگلِ مازندران شده است
نهری به چابهار رسید و بهار کرد
نهری به رودک آمده و مولیان شده است
یک نهر، سوی مزرع ترکان روانه شد
یک نهر، آبخورد خراسانیان شده است
یک نهر آب شیرین، یک نهر آب شور
راهی به هر کرانۀ این خاکدان شده است
شیرین آن رسید به بنگاله، قند شد
شورَش، ملاحت نمک سیستان شده است
یک نهر، سر نهاده به دامان کوهسار
بند امیر در بغل بامیان شده است
×××
نوری که خورده است به منشور کائنات
از آن طرف برون شده، رنگینکمان شده است
یک آیه آمده است و هزاران مفسّرش
هر یک به واژۀ دگری ترجمان شده است
آیینهای شکسته و هر پارهای از آن
روشنگر کرانی از این بیکران شده است
یک پاره نزد مفتی الازهر آمده
یک پاره سهم مجتهد اصفهان شده است
یا در کتاب احمد حنبل نوشته شد
یا با زبان شیخ کلینی بیان شده است
×××
ختم سخن که، مولوی و شیخِ نازنین!
قصد وضو کنید که وقت اذان شده است
خلقی به دستِ بسته و خلقی به دستِ باز
آمادۀ گرفتن آن ریسمان شده است
با این همه ستارۀ پرنورِ رنگرنگ
مسجد نشان دیگری از کهکشان شده است
افسوس، یک فدایی داعش در آن میان
آمادۀ معاشقه با حوریان شده است
6 دی 1394
#محمدکاظم_کاظمی
#ستاره_احمد
@mkazemkazemi
🔸 به مناسبت سالگرد میلاد پیامبر بزرگ اسلام
🔹 محمدکاظم کاظمی
امشب مگر چه ولوله در آسمان شده است؟
این گنبد سیاه، جواهرنشان شده است
این گنبد سیاه، جواهرنشان شده است
آری، در آن ستارۀ احمد عیان شده است
امروز حال دهکدههامان بهاری است
حتی درختِ یخزده هم شادمان شده است
آن سنگ سرد، پر شده است از گل گلاب
آن چوب خشک، شاخچۀ ارغوان شده است
در خانه تا به چند نشینی؟ که مرد و زن
راهی به سمت برزن و کوی و دکان شده است
عبدالعلی به خانۀ فاروق میرود
زینب دوباره عایشه را میزبان شده است
اما جدال مولوی و شیخ، کم نشد
این جنگ، مثل جنگ انار و دهان شده است
(البته شیخ و مولوی خوب نیز هست
با همدگر به سان دو گل مهربان شده است
این یک به دستِ بسته و آن یک به دست باز
با یک زبان به پیش خدا همزبان شده است
دیروز این به خانۀ آن میهمان شده
امروز آن به خانۀ این میهمان شده است)
القصه، شیخ و مولوی بد، در این مقام،
هر یک به سان کورۀ آتشفشان شده است
منبر برای موعظۀ خلقِ بینواست
منبر برای این دو نفر نردبان شده است
دیدم که هر کدام، به قال و مقال خود
میگفت نیمۀ پرِ این استکان شده است
آری، در این مسابقه، صد بار دیدهایم
هر کس میان باختهها قهرمان شده است
هر کس به مذهب پدر خویش، مفتی است
هر کس به زورخانۀ خود پهلوان شده است
دعوا چه میکنی، که به قال و مقالتان
این شیشه بارهاست به سنگ امتحان شده است
دعوا چه میکنی که در این کاروان چرا
گاهی علی و گاه عمر ساربان شده است
فکری بکن که مقصد این کاروان کجاست؟
در راه او چه دزد پلیدی نهان شده است؟
فکری بکن که مال و منال مسافران
اینک نصیب راهزن بیامان شده است
وهابی از طریقی و غالی به گونهای
آمادهی، جویدن این استخوان شده است
×××
هرچند خون ما و شما را مکیدهاند
هرچند خون ما و شما رایگان شده است
ما هر دو تن دو نیمۀ سیبیم، عین هم
سیبی که پروریدۀ یک باغبان شده است
سیبی که آب خوردۀ رود حقیقت است
رودی که از مدینۀ احمد روان شده است
رودی که شاخه شاخه شد و هر طرف که رفت،
آبِ حیاتِ یک طرفِ این جهان شده است
نهری به قندهار رسید و انار شد
نهری درختِ جنگلِ مازندران شده است
نهری به چابهار رسید و بهار کرد
نهری به رودک آمده و مولیان شده است
یک نهر، سوی مزرع ترکان روانه شد
یک نهر، آبخورد خراسانیان شده است
یک نهر آب شیرین، یک نهر آب شور
راهی به هر کرانۀ این خاکدان شده است
شیرین آن رسید به بنگاله، قند شد
شورَش، ملاحت نمک سیستان شده است
یک نهر، سر نهاده به دامان کوهسار
بند امیر در بغل بامیان شده است
×××
نوری که خورده است به منشور کائنات
از آن طرف برون شده، رنگینکمان شده است
یک آیه آمده است و هزاران مفسّرش
هر یک به واژۀ دگری ترجمان شده است
آیینهای شکسته و هر پارهای از آن
روشنگر کرانی از این بیکران شده است
یک پاره نزد مفتی الازهر آمده
یک پاره سهم مجتهد اصفهان شده است
یا در کتاب احمد حنبل نوشته شد
یا با زبان شیخ کلینی بیان شده است
×××
ختم سخن که، مولوی و شیخِ نازنین!
قصد وضو کنید که وقت اذان شده است
خلقی به دستِ بسته و خلقی به دستِ باز
آمادۀ گرفتن آن ریسمان شده است
با این همه ستارۀ پرنورِ رنگرنگ
مسجد نشان دیگری از کهکشان شده است
افسوس، یک فدایی داعش در آن میان
آمادۀ معاشقه با حوریان شده است
6 دی 1394
#محمدکاظم_کاظمی
#ستاره_احمد
@mkazemkazemi
👍1
سرگذشت یتیم جاوید
محمدکاظم کاظمی
🔹 معرفی کتاب ارزشمند «سرگذشت یتیم جاوید» که داستانی تاریخی است از زندگی حضرت پیامبر اسلام، از تولد تا ازدواج.
🔸 این کتاب نوشتۀ محمد شوکتالتونی و ترجمۀ صلاحالدین سلجوقی است.
🔸در این فایل صوتی که برای رادیو دری بیان شده است، این کتاب را به اجمال معرفی کردهام. خواندن این کتاب بینظیر را به همه کسانی که علاقهمند این موضوع هستند پیشنهاد میکنم.
🔸 با تشکر از سید علی عطایی به خاطر انجام این گفتگو و از زینب بیات به خاطر تدوین و صداگذاری آن.
#سرگذشت_یتیم_جاوید
#پیامبر_اسلام
#رادیو_دری
#محمدکاظم_کاظمی
@mkazemkazemi
🔸 این کتاب نوشتۀ محمد شوکتالتونی و ترجمۀ صلاحالدین سلجوقی است.
🔸در این فایل صوتی که برای رادیو دری بیان شده است، این کتاب را به اجمال معرفی کردهام. خواندن این کتاب بینظیر را به همه کسانی که علاقهمند این موضوع هستند پیشنهاد میکنم.
🔸 با تشکر از سید علی عطایی به خاطر انجام این گفتگو و از زینب بیات به خاطر تدوین و صداگذاری آن.
#سرگذشت_یتیم_جاوید
#پیامبر_اسلام
#رادیو_دری
#محمدکاظم_کاظمی
@mkazemkazemi