Forwarded from عکس نگار
کانال محمدکاظم کاظمی:
⚫️ هشت زمستان از درگذشت پدر گذشت.
................
پدرم اولین و بهترین معلم من بود. اکنون که سالهای دور مینگرم و آموختههایم را مرور میکنم، میبینم که بیشتر آنها سهم پدرم است.
اول چیزی که در کودکی از او یاد گرفتم، علاقه به کارهای فکری و ادبی بود. حافظۀ بسیار خوبی داشت و در مشاعره هم ماهر بود. من بخشی از شاعریام را مدیون مشاعرههای خانوادگی هستم. بسیاری از چیستانها و معماهایی که به جوانترها میگویم، حاصل محفوظات آن زمان است. و پدر شطرنجباز ماهری بود.
اطلاعات دینی و تاریخی او بسیار بود و این پنجرهای دیگر برایم گشود به جهان دین و دانش و کتاب و کتابخوانی، چنان که اولین کتابهایی که در زندگی خواندم، کتابهای پدرم بود.
اما او همچنان که اهل فکر و اندیشه و ادب بود، اهل کارهای فنی هم بود. تقریباً در همه این فنون مهارت کامل داشت، از نجاری و برقکشی و لولهکشی بگیرید تا تعمیر لوازم منزل و ماشین. باری در کابل یک خانۀ دوطبقه را که سیستم لولهکشی نداشت، دونفری لولهکشی کردیم. من از آنجا لولهکشی یاد گرفتم که تا حال به دردم خورده است. یک بار دیگر پدرم و پسرخالهام یک موتور فولکس را به طور کامل پیاده کردند و دوباره بستند.
ولی همه چیزها به یک سوی و درسِ زندگی به یک سوی. پدر آدمی بود بسیار متعهد و مسئول نسبت به جامعه. نسبت به هر کسی که به نوعی با او وابستگی داشت، همان قدر احساس مسئولیت میکرد که نسبت به اعضای خانواده خود. ما حتی گاهی ملامتش میکردیم که در این وضعیت جسمانی و زندگی مادی معمولی، چگونه میتواند به این کار رسیدگی کند. گاه این مشکل، یک دعوای خانوادگی بود، یا نیاز یک بیمار به پیوند کلیه، یا نیاز یک مدرسه خودگردان به کمک. و پدرم در این مواقع همه دوستان پولدارش را برای این کار بسیج میکرد و آنها را به زور یا رضا در این کار درگیر میساخت.
درس دیگر، پُرکاری بود و ماندگینشناسی در کار. از همه چیز زندگی کار را بیشتر دوست داشت و تا واپسین سالهای عمر از کار و فعالیت بیرونی دست نکشید. در سنین پیری بود که کار تأسیسات امید گاز در هرات را به عهده گرفت و کارهای ساختمانی یک سیستم تأسیساتی گاز را سرپرستی کرد.
ولی آنچه از پرکاری مهمتر بود، باز احساس مسئولیتش در کیفیت کار بود. سرسری کار نمیکرد. به قول مردم هرات، اهل «کلوخ به آب گذاشتن و از آب گذشتن» نبود. هر کاری که میکرد، باید درست و کامل انجام میشد، طوری میکرد که برای سالها قابل استفاده باشد. مثلاً باری قرار شد که یک اتاقک برای کار کامپیوتر و کتابهای من در پشت بام منزل بسازیم. چیزی که در نظر من بود چهارتا دیوار بود با یک سقف و احتمالاً پریز و یک چراغ با سیمکشی روکار. ولی او به این کار قانع نشد. همه سیستم برق آن اتاق را با چندین چراغ و پریز برق و حتی خط تلفن و کانال کولر درست کرد. آن اتاق، با سیستم برق کامل و دو خط تلفن و کولر و لولهکشی گاز، سالها اتاق کار من شد و اکنون کسانی که در آن خانه زندگی میکنند، از آن اتاق استفادۀ مسکونی میبرند.
و من هم یاد گرفتم که هر کاری را طوری بکنم که سالها قابل استفاده باشد. اگر کتابی مینویسم، طوری بنویسم که با اطمینان به چاپهای متعدد برسد. اگر کتابی را صفحهآرایی میکنم، طوری کار کنم که قالب صفحهآرایی برای دهها کتاب دیگر هم قابل استفاده باشد. حتی اگر عکسی را اسکن میکنم، طوری مراقبت کنم که بیست سال بعد هم در دسترس باشد. همه کارها به گونهای بشود که ما و نسلهای بعد از آنها بهره ببریم.
........................
این احساس مسئولیت در کار، درس بزرگی است که من از این اولین و آخرین معلم زندگیام گرفتم و بیش از همه درسهای دیگر ارزش داشت. هرچند در عمل به پای پدر نرسیدم.
#محمدعلی_کاظمی
@mkazemkazemi
⚫️ هشت زمستان از درگذشت پدر گذشت.
................
پدرم اولین و بهترین معلم من بود. اکنون که سالهای دور مینگرم و آموختههایم را مرور میکنم، میبینم که بیشتر آنها سهم پدرم است.
اول چیزی که در کودکی از او یاد گرفتم، علاقه به کارهای فکری و ادبی بود. حافظۀ بسیار خوبی داشت و در مشاعره هم ماهر بود. من بخشی از شاعریام را مدیون مشاعرههای خانوادگی هستم. بسیاری از چیستانها و معماهایی که به جوانترها میگویم، حاصل محفوظات آن زمان است. و پدر شطرنجباز ماهری بود.
اطلاعات دینی و تاریخی او بسیار بود و این پنجرهای دیگر برایم گشود به جهان دین و دانش و کتاب و کتابخوانی، چنان که اولین کتابهایی که در زندگی خواندم، کتابهای پدرم بود.
اما او همچنان که اهل فکر و اندیشه و ادب بود، اهل کارهای فنی هم بود. تقریباً در همه این فنون مهارت کامل داشت، از نجاری و برقکشی و لولهکشی بگیرید تا تعمیر لوازم منزل و ماشین. باری در کابل یک خانۀ دوطبقه را که سیستم لولهکشی نداشت، دونفری لولهکشی کردیم. من از آنجا لولهکشی یاد گرفتم که تا حال به دردم خورده است. یک بار دیگر پدرم و پسرخالهام یک موتور فولکس را به طور کامل پیاده کردند و دوباره بستند.
ولی همه چیزها به یک سوی و درسِ زندگی به یک سوی. پدر آدمی بود بسیار متعهد و مسئول نسبت به جامعه. نسبت به هر کسی که به نوعی با او وابستگی داشت، همان قدر احساس مسئولیت میکرد که نسبت به اعضای خانواده خود. ما حتی گاهی ملامتش میکردیم که در این وضعیت جسمانی و زندگی مادی معمولی، چگونه میتواند به این کار رسیدگی کند. گاه این مشکل، یک دعوای خانوادگی بود، یا نیاز یک بیمار به پیوند کلیه، یا نیاز یک مدرسه خودگردان به کمک. و پدرم در این مواقع همه دوستان پولدارش را برای این کار بسیج میکرد و آنها را به زور یا رضا در این کار درگیر میساخت.
درس دیگر، پُرکاری بود و ماندگینشناسی در کار. از همه چیز زندگی کار را بیشتر دوست داشت و تا واپسین سالهای عمر از کار و فعالیت بیرونی دست نکشید. در سنین پیری بود که کار تأسیسات امید گاز در هرات را به عهده گرفت و کارهای ساختمانی یک سیستم تأسیساتی گاز را سرپرستی کرد.
ولی آنچه از پرکاری مهمتر بود، باز احساس مسئولیتش در کیفیت کار بود. سرسری کار نمیکرد. به قول مردم هرات، اهل «کلوخ به آب گذاشتن و از آب گذشتن» نبود. هر کاری که میکرد، باید درست و کامل انجام میشد، طوری میکرد که برای سالها قابل استفاده باشد. مثلاً باری قرار شد که یک اتاقک برای کار کامپیوتر و کتابهای من در پشت بام منزل بسازیم. چیزی که در نظر من بود چهارتا دیوار بود با یک سقف و احتمالاً پریز و یک چراغ با سیمکشی روکار. ولی او به این کار قانع نشد. همه سیستم برق آن اتاق را با چندین چراغ و پریز برق و حتی خط تلفن و کانال کولر درست کرد. آن اتاق، با سیستم برق کامل و دو خط تلفن و کولر و لولهکشی گاز، سالها اتاق کار من شد و اکنون کسانی که در آن خانه زندگی میکنند، از آن اتاق استفادۀ مسکونی میبرند.
و من هم یاد گرفتم که هر کاری را طوری بکنم که سالها قابل استفاده باشد. اگر کتابی مینویسم، طوری بنویسم که با اطمینان به چاپهای متعدد برسد. اگر کتابی را صفحهآرایی میکنم، طوری کار کنم که قالب صفحهآرایی برای دهها کتاب دیگر هم قابل استفاده باشد. حتی اگر عکسی را اسکن میکنم، طوری مراقبت کنم که بیست سال بعد هم در دسترس باشد. همه کارها به گونهای بشود که ما و نسلهای بعد از آنها بهره ببریم.
........................
این احساس مسئولیت در کار، درس بزرگی است که من از این اولین و آخرین معلم زندگیام گرفتم و بیش از همه درسهای دیگر ارزش داشت. هرچند در عمل به پای پدر نرسیدم.
#محمدعلی_کاظمی
@mkazemkazemi
🔴 شد، آنچه از آن هراس داشتم.
و اولین خبرنگار وقت مصاحبه گرفت. حالا چه بپوشیم؟ 😁
«به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، سیدرضا صالحیامیری، وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی طی حکمی «محمدکاظم کاظمی» را به عنوان دبیر علمی یازدهمین جشنواره بینالمللی شعر فجر منصوب کرد.»
این هم پیوند خبر:
http://ibna.ir/fa/doc/naghli/243748/%D8%AF%D8%A8%DB%8C%D8%B1-%D8%B9%D9%84%D9%85%DB%8C-%D8%A7%D8%B9%D8%B6%D8%A7%DB%8C-%D9%87%DB%8C%D8%A3%D8%AA-%DB%8C%D8%A7%D8%B2%D8%AF%D9%87%D9%85%DB%8C%D9%86-%D8%AC%D8%B4%D9%86%D9%88%D8%A7%D8%B1%D9%87-%D8%B4%D8%B9%D8%B1-%D9%81%D8%AC%D8%B1-%D9%85%D9%86%D8%B5%D9%88%D8%A8-%D8%B4%D8%AF%D9%86%D8%AF
و اولین خبرنگار وقت مصاحبه گرفت. حالا چه بپوشیم؟ 😁
«به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، سیدرضا صالحیامیری، وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی طی حکمی «محمدکاظم کاظمی» را به عنوان دبیر علمی یازدهمین جشنواره بینالمللی شعر فجر منصوب کرد.»
این هم پیوند خبر:
http://ibna.ir/fa/doc/naghli/243748/%D8%AF%D8%A8%DB%8C%D8%B1-%D8%B9%D9%84%D9%85%DB%8C-%D8%A7%D8%B9%D8%B6%D8%A7%DB%8C-%D9%87%DB%8C%D8%A3%D8%AA-%DB%8C%D8%A7%D8%B2%D8%AF%D9%87%D9%85%DB%8C%D9%86-%D8%AC%D8%B4%D9%86%D9%88%D8%A7%D8%B1%D9%87-%D8%B4%D8%B9%D8%B1-%D9%81%D8%AC%D8%B1-%D9%85%D9%86%D8%B5%D9%88%D8%A8-%D8%B4%D8%AF%D9%86%D8%AF
خبرگزاری کتاب ايران (IBNA)
ایبنا - دبیر علمی و اعضای هیأت علمی یازدهمین جشنواره شعر فجر منصوب شدند
دبیر علمی و اعضای هیأت علمی یازدهمین جشنواره بینالمللی شعر فجر با حکم وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی منصوب شدند.
✳️ اطلاعیۀ خودمانی شمارۀ ۱ دبیر محترم جشنوارۀ شعر فجر.
1. از همه امت همیشه در صحنه که تلفناً، تلگرافاً، فکساً و واتساپاً دبیری این بیچاره به جشنوارۀ شعر فجر را تبریک و تسلیت گفتند، سپاسگزارم.
۲. دوستان عزیزی از خبرگزاریها دربارۀ جزئیات جشنواره و برنامههای من در این جشنواره پرسیدند و خواستار مصاحبه شدهاند. حقیقت این است که هنوز کار به آن مرحلهها نرسیده است. در ضمن برگزارکنندۀ جشنواره بنیاد شعر و ادبیات داستانی است و همه امور اجرایی و تصمیمگیریهای کلان جشنواره در آنجا انجام میشود. من در اینجا دبیری بیش نیستم. ان شاءالله بعد از تشکیل اولین جلسۀ هیئت علمی، جزئیات بیشتر به استحضار همگان خواهد رسید
۳. توضیح مهم. مطالب این کانال، هیچ رسمیتی ندارد. این یک کانال خودمانی برای روزنوشتهایم است و گاهی (مثل همین مورد) در آن با طنز و طیبت مینویسم. اینها را موضع رسمی این حقیر و یا بنیاد شعر و ادبیات داستانی تلقی نکنید. باشد که رستگار شوید.
۴. هیچی. تمام.
@mkazemkazemi
1. از همه امت همیشه در صحنه که تلفناً، تلگرافاً، فکساً و واتساپاً دبیری این بیچاره به جشنوارۀ شعر فجر را تبریک و تسلیت گفتند، سپاسگزارم.
۲. دوستان عزیزی از خبرگزاریها دربارۀ جزئیات جشنواره و برنامههای من در این جشنواره پرسیدند و خواستار مصاحبه شدهاند. حقیقت این است که هنوز کار به آن مرحلهها نرسیده است. در ضمن برگزارکنندۀ جشنواره بنیاد شعر و ادبیات داستانی است و همه امور اجرایی و تصمیمگیریهای کلان جشنواره در آنجا انجام میشود. من در اینجا دبیری بیش نیستم. ان شاءالله بعد از تشکیل اولین جلسۀ هیئت علمی، جزئیات بیشتر به استحضار همگان خواهد رسید
۳. توضیح مهم. مطالب این کانال، هیچ رسمیتی ندارد. این یک کانال خودمانی برای روزنوشتهایم است و گاهی (مثل همین مورد) در آن با طنز و طیبت مینویسم. اینها را موضع رسمی این حقیر و یا بنیاد شعر و ادبیات داستانی تلقی نکنید. باشد که رستگار شوید.
۴. هیچی. تمام.
@mkazemkazemi
🍀🌸 دو مذهب
🔹 قسمت چهارم، کرامت بی بی
در قسمت قبل، از ارادت اهل سنت به علی(ع) گفتیم. اما قضیه به همین جا ختم نمیشود. ارادت آنها به حضرت زهرا و فرزندان ایشان هم وصف ناشدنی است. بگذارید خاطرهای بگویم. در کابل و در محلۀ قلعۀ فتحالله تکیهای است به نام فاطمیه که از سالها از مراکز مهم مذهبی شیعیان در کابل بوده است. در آنجا در اوایل دهۀ شصت مسجدی هم ساختند که پدرم از بانیان آن بود ـ البته بانی مدیریتی، نه بانی پولی، چون پدرم سرمایهدار نبود، ولی مدیریتِ امور ساختوساز مسجد و جمع کردن پول و امثال اینها با او بود.
به هر حال در همسایگی فاطمیه، منزل یکی از تاجران اهل سنت بود و باری به خاطر مسایل بنایی که مزاحمتی برایش ایجاد کرده بود، آمده بود به شکایت. جریان دقیقاً این بود که آجرهای مصرفی ساختمان را در کنار دیوار خانهاش چیده بودند و بچهها از روی آجرها بالا میشدند و شوخی میکردند. وقتی او به شکایت آمد، پدرم به او قدری از وضعیت کار گفت و از این که به خاطر مشکلات مالی، کارها قدری لنگ شده است. با همان صحبت پدرم،آن تاجر بنا بر محبتی که به حضرت زهرا داشت طوری منقلب شد که فوری وعده یک کمک مالی خوب برای مسجد داد. حتی خودش گفته بود که واقعاً این کرامت «حضرت بی بی» بود که مرا که برای شکایت و دعوا آمده بودم، نه تنها آرام ساخت، بلکه وادار به کمک هم کرد.
شاید این سخنان برای بسیاری از شیعیان، به ویژه در ایران قدری اغراقآمیز بنماید و بگویند «پس آن ستمهایی که بر این خاندان شد، از کجا شد؟» ولی حقیقت این است که اهل سنت هیچگاه روایاتی را که ما در مورد این ستمها بیان میکنیم، باور ندارند. من تا حال ندیدهام که کسی از اهل سنت ـ که من در افغانستان بسیار با آنان معاشرت داشتهام ـ به اندازه سر سوزنی به آنچه در مورد ستم بر امیرالمؤمنین علی و فاطمه زهرا گفته میشود، باور داشته باشد.
البته آنها ستم بزرگ بر امام حسین(ع) و پیروانش را در عاشورا میپذیرند، بدان باور تمام دارند و سخت از یزید و یزیدیان منزجر و متنفرند. حالا اگر در سالهای اخیر، بعضی جایها به ویژه در نواحی تحت سیطره وهابیت چیزی در حمایت از یزید گفته میشود، ربطی به عموم جامعه اهل سنت ندارد. آنچه من میگویم، بر پایه چشمدیدهایم از تودههای وسیع اهل سنت است و هر کس با این تودهها معاشرت داشته است، سخنان مرا تأیید و تصدیق خواهد کرد. این یادداشت طولانی شد. بقیه بحث را میگذارم برای قسمت بعد که باز از ارادت اهل سنت به علی(ع) و خاندان او بسیار گفتنیها هست.
متأسفانه با اختلافافکنیهایی که اخیراً و در بعضی شبکههای ماهوارهای رخ داده است، اهل تشیع را «طرفدار علی» و اهل سنت را «طرفدار عمر» میپندارند. و دیدهایم که مثلاً کسانی به طعنه میگویند و مینویسند:
حشر محبان علی با علی
حشر محبان عمر با عمر
ولی اگر مبنای قضاوت ما نه این شبکههای اختلافافکن، بلکه جامعۀ چندصد میلیونی اهل سنت باشد، خواهیم دید که بسیاری از آنان محبتشان به علی کمتر از عمر نیست، که گاهی بیشتر هم هست.
سخن در این مورد بسیار است. حال باید برای این پرسش که شاید در ذهن بسیاری از شیعیان نقش بسته باشد پاسخی بیابیم: «چرا اهل سنت با همه ارادت به اهل بیت، به تشیع نمیگرایند؟»
#دو_مذهب
#قسمت_چهارم
#محمدکاظم_کاظمی
@mkazemkazemi
🔹 قسمت چهارم، کرامت بی بی
در قسمت قبل، از ارادت اهل سنت به علی(ع) گفتیم. اما قضیه به همین جا ختم نمیشود. ارادت آنها به حضرت زهرا و فرزندان ایشان هم وصف ناشدنی است. بگذارید خاطرهای بگویم. در کابل و در محلۀ قلعۀ فتحالله تکیهای است به نام فاطمیه که از سالها از مراکز مهم مذهبی شیعیان در کابل بوده است. در آنجا در اوایل دهۀ شصت مسجدی هم ساختند که پدرم از بانیان آن بود ـ البته بانی مدیریتی، نه بانی پولی، چون پدرم سرمایهدار نبود، ولی مدیریتِ امور ساختوساز مسجد و جمع کردن پول و امثال اینها با او بود.
به هر حال در همسایگی فاطمیه، منزل یکی از تاجران اهل سنت بود و باری به خاطر مسایل بنایی که مزاحمتی برایش ایجاد کرده بود، آمده بود به شکایت. جریان دقیقاً این بود که آجرهای مصرفی ساختمان را در کنار دیوار خانهاش چیده بودند و بچهها از روی آجرها بالا میشدند و شوخی میکردند. وقتی او به شکایت آمد، پدرم به او قدری از وضعیت کار گفت و از این که به خاطر مشکلات مالی، کارها قدری لنگ شده است. با همان صحبت پدرم،آن تاجر بنا بر محبتی که به حضرت زهرا داشت طوری منقلب شد که فوری وعده یک کمک مالی خوب برای مسجد داد. حتی خودش گفته بود که واقعاً این کرامت «حضرت بی بی» بود که مرا که برای شکایت و دعوا آمده بودم، نه تنها آرام ساخت، بلکه وادار به کمک هم کرد.
شاید این سخنان برای بسیاری از شیعیان، به ویژه در ایران قدری اغراقآمیز بنماید و بگویند «پس آن ستمهایی که بر این خاندان شد، از کجا شد؟» ولی حقیقت این است که اهل سنت هیچگاه روایاتی را که ما در مورد این ستمها بیان میکنیم، باور ندارند. من تا حال ندیدهام که کسی از اهل سنت ـ که من در افغانستان بسیار با آنان معاشرت داشتهام ـ به اندازه سر سوزنی به آنچه در مورد ستم بر امیرالمؤمنین علی و فاطمه زهرا گفته میشود، باور داشته باشد.
البته آنها ستم بزرگ بر امام حسین(ع) و پیروانش را در عاشورا میپذیرند، بدان باور تمام دارند و سخت از یزید و یزیدیان منزجر و متنفرند. حالا اگر در سالهای اخیر، بعضی جایها به ویژه در نواحی تحت سیطره وهابیت چیزی در حمایت از یزید گفته میشود، ربطی به عموم جامعه اهل سنت ندارد. آنچه من میگویم، بر پایه چشمدیدهایم از تودههای وسیع اهل سنت است و هر کس با این تودهها معاشرت داشته است، سخنان مرا تأیید و تصدیق خواهد کرد. این یادداشت طولانی شد. بقیه بحث را میگذارم برای قسمت بعد که باز از ارادت اهل سنت به علی(ع) و خاندان او بسیار گفتنیها هست.
متأسفانه با اختلافافکنیهایی که اخیراً و در بعضی شبکههای ماهوارهای رخ داده است، اهل تشیع را «طرفدار علی» و اهل سنت را «طرفدار عمر» میپندارند. و دیدهایم که مثلاً کسانی به طعنه میگویند و مینویسند:
حشر محبان علی با علی
حشر محبان عمر با عمر
ولی اگر مبنای قضاوت ما نه این شبکههای اختلافافکن، بلکه جامعۀ چندصد میلیونی اهل سنت باشد، خواهیم دید که بسیاری از آنان محبتشان به علی کمتر از عمر نیست، که گاهی بیشتر هم هست.
سخن در این مورد بسیار است. حال باید برای این پرسش که شاید در ذهن بسیاری از شیعیان نقش بسته باشد پاسخی بیابیم: «چرا اهل سنت با همه ارادت به اهل بیت، به تشیع نمیگرایند؟»
#دو_مذهب
#قسمت_چهارم
#محمدکاظم_کاظمی
@mkazemkazemi
Forwarded from خانهٔ آینه
☘ امروز با بیدل
گهی بر سر، گهی در دل، گهی در دیده جا دارد
غبار راه جولان تو، با من کارها دارد
چو شمع از کشتنم پنهان نشد داغ تمنّایت
به بزم حسرتم ساز خموشی هم صدا دارد
جابهجایی دو مصراع در مطلع غزل، لطفی به کار بخشیده است. میشد بگوید «غبار راه جولان تو با من کارها دارد / گهی بر سر، گهی در دل، گهی در دیده جا دارد» که البته این آشناییزدایی را نداشت. لطف دیگر، در عبارت «با من کارها دارد» است که نزدیک است به عبارتهای زبان محاوره. گاه اتفاق میافتد که میگوییم «من هنوز با تو کار دارم!» در کنار آن، آنچه به مطلع شعر زیبایی خاصی داده است، نوعی تکرار و قرینهسازی در جمله است. بیدل از این تکرارها بسیار دارد و غالباً هم خوب میافتد.
گهی صلحم، گهی جنگم، گهی مینا، گهی سنگم
دو عالم گردش رنگم، جنون ساغر عشقم
بیدل در بسیار جایها به این که حتی پس از مردن هم از طلب معشوق باز نایستاده و حتی بعد از فراق هم این آتش او خاموش نشده است، اشاره میکند. در جایی میگوید
از خاک تربتم نفسی میزند غبار
بیدل، هنوز زندۀ عشقم، نمردهام
در اینجا هم خود را شمعی میداند که حتی پس از خاموشی نیز داغی به جایش مانده و به واقع شعلهاش به داغ هجران بدل شده است. منظور از این داغ، لکهای یا گودیای است که بعد از تمام شدن شمع بر جایش باقی میماند.
در مصراع دوم یک متناقضنمایی بسیار زیبا رخ داده است، ترکیب «ساز خاموشی». یعنی از طرفی شخص خاموش شده است، مرده است و مثل شمع، فقط داغی از او مانده است. ولی همین خاموشی هم بیصدا نیست. انگار او با خاموشی خود نیز حرف میزند.
#امروز_با_بیدل
#خانه_آینه
#محمدکاظم_کاظمی
@khanehayeneh
گهی بر سر، گهی در دل، گهی در دیده جا دارد
غبار راه جولان تو، با من کارها دارد
چو شمع از کشتنم پنهان نشد داغ تمنّایت
به بزم حسرتم ساز خموشی هم صدا دارد
جابهجایی دو مصراع در مطلع غزل، لطفی به کار بخشیده است. میشد بگوید «غبار راه جولان تو با من کارها دارد / گهی بر سر، گهی در دل، گهی در دیده جا دارد» که البته این آشناییزدایی را نداشت. لطف دیگر، در عبارت «با من کارها دارد» است که نزدیک است به عبارتهای زبان محاوره. گاه اتفاق میافتد که میگوییم «من هنوز با تو کار دارم!» در کنار آن، آنچه به مطلع شعر زیبایی خاصی داده است، نوعی تکرار و قرینهسازی در جمله است. بیدل از این تکرارها بسیار دارد و غالباً هم خوب میافتد.
گهی صلحم، گهی جنگم، گهی مینا، گهی سنگم
دو عالم گردش رنگم، جنون ساغر عشقم
بیدل در بسیار جایها به این که حتی پس از مردن هم از طلب معشوق باز نایستاده و حتی بعد از فراق هم این آتش او خاموش نشده است، اشاره میکند. در جایی میگوید
از خاک تربتم نفسی میزند غبار
بیدل، هنوز زندۀ عشقم، نمردهام
در اینجا هم خود را شمعی میداند که حتی پس از خاموشی نیز داغی به جایش مانده و به واقع شعلهاش به داغ هجران بدل شده است. منظور از این داغ، لکهای یا گودیای است که بعد از تمام شدن شمع بر جایش باقی میماند.
در مصراع دوم یک متناقضنمایی بسیار زیبا رخ داده است، ترکیب «ساز خاموشی». یعنی از طرفی شخص خاموش شده است، مرده است و مثل شمع، فقط داغی از او مانده است. ولی همین خاموشی هم بیصدا نیست. انگار او با خاموشی خود نیز حرف میزند.
#امروز_با_بیدل
#خانه_آینه
#محمدکاظم_کاظمی
@khanehayeneh
✳️2⃣ اطلاعیۀ خودمانی شمارۀ ۲ دبیر محترم جشنوارۀ شعر فجر.
دوستان عزیزی از خبرگزاریها برای مصاحبه تماس میگیرند. من تا کنون شرمندۀ همه این عزیزان شدهام، چون قرار شده است که همه مصاحبههای خبری به بعد از اولین نشست کمیتۀ علمی موکول شود. صبح دوشنبه قرار است که این جلسه با حضور جناب دکتر صالحی معاون محترم وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی برگزار شود.
دیگر این که دوستان عزیز، من طبق عادت و در واقع قانون زندگیام، تلفن همراه را برنمیدارم، به خصوص اگر شماره ناشناس باشد. این قضیه از امروز نیست. سالهاست که چنین است. دوستان گرامی لطف کنند ابتدا پیامک بفرستند و یا با تلگرام پیام بدهند. البته تلگرام بهتر است، با این نشانی:
@mkkazemi
دوستان عزیزی از خبرگزاریها برای مصاحبه تماس میگیرند. من تا کنون شرمندۀ همه این عزیزان شدهام، چون قرار شده است که همه مصاحبههای خبری به بعد از اولین نشست کمیتۀ علمی موکول شود. صبح دوشنبه قرار است که این جلسه با حضور جناب دکتر صالحی معاون محترم وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی برگزار شود.
دیگر این که دوستان عزیز، من طبق عادت و در واقع قانون زندگیام، تلفن همراه را برنمیدارم، به خصوص اگر شماره ناشناس باشد. این قضیه از امروز نیست. سالهاست که چنین است. دوستان گرامی لطف کنند ابتدا پیامک بفرستند و یا با تلگرام پیام بدهند. البته تلگرام بهتر است، با این نشانی:
@mkkazemi
Forwarded from ادبیات ایرانی
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📹 | انتخاب شاعر افغانستانی به عنوان دبیر جشنواره شعر فجر، زمینه پیوند ادبی دو ملت ایران و افغانستان است
ویدیوی کوتاهی از محمدکاظم کاظمی، دبیر جشنواره شعر فجر در کانال ادبیات ایرانی
@adabiatirani
ویدیوی کوتاهی از محمدکاظم کاظمی، دبیر جشنواره شعر فجر در کانال ادبیات ایرانی
@adabiatirani
Forwarded from کانال زینب بیات
🔷گپ و گفتی صمیمی با محمد کاظم کاظمی دبیر علمی جشنواره شعر فجر در آهنگ زندگی.
دبیرعلمی جشنواره کارش چه هست و حضور دیگر کشورهای فارسی زبان به خصوص افغانستان در این جشنواره چگونه است؟👇
@zaynabbayat
دبیرعلمی جشنواره کارش چه هست و حضور دیگر کشورهای فارسی زبان به خصوص افغانستان در این جشنواره چگونه است؟👇
@zaynabbayat
Forwarded from کانال زینب بیات
گفتگو با دبیر جشنواره شعر فجر
محمد کاظم کاظمی
👇 خطابۀ کوتاه من پس از دریافت لوح تقدیر شادروان محمداکرم عثمان نویسندۀ رمان «کوچۀ ما» به نمایندگی از خانوادۀ ایشان.
شنبه ۴ دی ۱۳۸۵، تالار وحدت تهران، مراسم اهدای جایزۀ ادبیات داستانی جلال آل احمد.
🕰 برای هر خطابه فقط شصت ثانیه زمان تعیین شده بود. خندۀ مجری در هنگام نگاه کردن ساعت، از همین روی بود که دید چقدر مقید به زمان هستم. چون یک بار قبل از شروع صحبت زمان را نگاه کرده بودم و جلب توجه کرده بود. شاید دیگران فکر کرده بودند این کار یک نمایش اعتراضی به کمبود زمان است. ولی به نظر من اگر آدم صحبتش را درست تنظیم کند، کمبود زمان هیچ وقت نگرانکننده نیست. نگرانکننده این است که آدم مردم را با پرحرفیاش زجر بدهد.
@mkazemkazemi
شنبه ۴ دی ۱۳۸۵، تالار وحدت تهران، مراسم اهدای جایزۀ ادبیات داستانی جلال آل احمد.
🕰 برای هر خطابه فقط شصت ثانیه زمان تعیین شده بود. خندۀ مجری در هنگام نگاه کردن ساعت، از همین روی بود که دید چقدر مقید به زمان هستم. چون یک بار قبل از شروع صحبت زمان را نگاه کرده بودم و جلب توجه کرده بود. شاید دیگران فکر کرده بودند این کار یک نمایش اعتراضی به کمبود زمان است. ولی به نظر من اگر آدم صحبتش را درست تنظیم کند، کمبود زمان هیچ وقت نگرانکننده نیست. نگرانکننده این است که آدم مردم را با پرحرفیاش زجر بدهد.
@mkazemkazemi
Forwarded from ادبیات ایرانی
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📹 | سخنان محمدکاظم کاظمی درباره یکرنگی ادبی ایران و افغانستان در بخش تجلیل از محمد اکرم عثمان، نویسنده رمان کوچه ما
اختتامیه نهمین دوره جایزه جلال
📚 کانال ادبیات ایرانی
@adabiatirani
اختتامیه نهمین دوره جایزه جلال
📚 کانال ادبیات ایرانی
@adabiatirani
Forwarded from ادبیات ایرانی
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📹 | «جشنواره شعر فجر، چالش کهنه بر سر مفاخر زبان فارسی را از بین میبرد»
ویدیوی کوتاهی از محمدکاظم کاظمی در گفتگو با روابط عمومی بنیاد شعر و ادبیات داستانی
@Adabiatirani
ویدیوی کوتاهی از محمدکاظم کاظمی در گفتگو با روابط عمومی بنیاد شعر و ادبیات داستانی
@Adabiatirani
Forwarded from ستاک(سهیل جاننثاری)
👆🏽👆🏽👆🏽این عکس یادتان هست؟ محمدکاظم کاظمی، شاعر افغانستانی مقیم ایران، دو سال پیش با چنین متنی منتشرش کرده بود:
«وقتی من برای تمدید کارت شناسایی خود به اداره اتباع مراجعه کرده بودم، در قسمت انتخاب شغل، مانده بودم که کدامیک از اینها را برگزینم، چون در مدارک شناسایی ما باید یکی از این مشاغل ثبت میشد. به مسئول آن ـ که اتفاقاً و استثنائاً در اداره اتباع شخص خوشبرخوردی بود ـ مراجعه کردم و مشکلم را طرح کردم. در نهایت با مشورت ایشان «چوپان» را علامت زدم، چون بالاخره شغل انبیاست.
...
فقط برای اطلاعرسانی به آن گروه از ایرانیان دلسوز و انساندوست به اشتراک میگذارم که همیشه علاقهمند حمایت از مهاجران بودهاند. میخواهم در این مسیر، انگیزه بیشتری داشته باشند و بدانند که کاری که میکنند، واقعاً یک وظیفه انسانی است و چقدر ضرور است.
... بگذاریم که این تلاشها به نتیجهای مثبت برسد. اگر ما به جایی برسیم که این فهرستها اصلاح شود و تغییر کند، میتوانیم بگوییم که مسیری سازنده پیمودهایم و مسلماً تنشآفرینی بهترین انتخاب نیست.»
الان دیدم محمدکاظم کاظمی از سوی وزارت فرهنگ به عنوان دبیر جشنواره شعر فجر انتخاب شده است. آن تلاشها در راه حمایت از مهاجران، گر چه با تأخیر زیاد و سرعت کم، به نتایجی رسیدهاند و به نظر به سمت نتایج بهتر هم میروند.
درود بر محمدکاظم کاظمی. یاد قهار عاصی و همهی مهاجران و پناهندگان ضربه دیده در ایران هم گرامی.
«وقتی من برای تمدید کارت شناسایی خود به اداره اتباع مراجعه کرده بودم، در قسمت انتخاب شغل، مانده بودم که کدامیک از اینها را برگزینم، چون در مدارک شناسایی ما باید یکی از این مشاغل ثبت میشد. به مسئول آن ـ که اتفاقاً و استثنائاً در اداره اتباع شخص خوشبرخوردی بود ـ مراجعه کردم و مشکلم را طرح کردم. در نهایت با مشورت ایشان «چوپان» را علامت زدم، چون بالاخره شغل انبیاست.
...
فقط برای اطلاعرسانی به آن گروه از ایرانیان دلسوز و انساندوست به اشتراک میگذارم که همیشه علاقهمند حمایت از مهاجران بودهاند. میخواهم در این مسیر، انگیزه بیشتری داشته باشند و بدانند که کاری که میکنند، واقعاً یک وظیفه انسانی است و چقدر ضرور است.
... بگذاریم که این تلاشها به نتیجهای مثبت برسد. اگر ما به جایی برسیم که این فهرستها اصلاح شود و تغییر کند، میتوانیم بگوییم که مسیری سازنده پیمودهایم و مسلماً تنشآفرینی بهترین انتخاب نیست.»
الان دیدم محمدکاظم کاظمی از سوی وزارت فرهنگ به عنوان دبیر جشنواره شعر فجر انتخاب شده است. آن تلاشها در راه حمایت از مهاجران، گر چه با تأخیر زیاد و سرعت کم، به نتایجی رسیدهاند و به نظر به سمت نتایج بهتر هم میروند.
درود بر محمدکاظم کاظمی. یاد قهار عاصی و همهی مهاجران و پناهندگان ضربه دیده در ایران هم گرامی.
⭕️ آن فهرست موهن 👆 در عمل چند سال است که منسوخ شده است، ولی سایۀ رسانهای آن همچنان بر سر متولیان امر سنگینی میکند و هر از گاه، تازه میشود، چنان که این بار جناب سهیل جاننثاری آن را تازه کرده است، با یادداشتی که با نگاهی ارجمند و انسانی نوشته است.
@mkazemkazemi
@mkazemkazemi
✳️ یادداشت شماره ۳ دبیر علمی جشنوارۀ شعر فجر
🔹 گزارش جلسات هیئت علمی
در روز دوشنبه ۱۳ دی ۱۳۹۵، اولین جلسۀ هیئت علمی جشنوارۀ شعر فجر برگزار شد. در این جلسه آقای مهدی قزلی (مدیرعامل بنیاد شعر و ادبیات داستانی ایرانیان و دبیر اجرایی جشنواره)، آقای سید عباس صالحی (معاون فرهنگی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی) و اعضای کمیتۀ علمی حضور داشتند.
در این جلسه برنامههای کلی این جشنواره مطرح شد و ضمن تقدیر از زحمات دکتر اسماعیل امینی دبیر علمی سال گذشته، هیئت علمی امسال، به این شرح معرفی شدند: دکتر اسماعیل امینی، دکتر فاطمه راکعی، مصطفی رحماندوست، محمدکاظم کاظمی، جواد محقق، محمدحسین مهدوی و دکتر محمدجعفر یاحقی.
بلافاصله پس از این جلسه، اولین نشست کاری هیئت علمی تشکیل شد که به بحث دربارۀ هیئت داوران اختصاص داشت. گفتنی است که هیئت داوران با پیشنهاد و تصویب کمیتۀ علمی انتخاب میشوند و از همین روی این نشست در غیاب جناب آقای صالحی برگزار شد. نام هیئت دوران در طول دورۀ داوری مقدماتی محرمانه است و در زمان اعلام نامزدهای جشنواره علنی خواهد شد.
🔹 نحوۀ رقابت
رقابت در این جشنواره در میان کتابهای شعر خواهد بود و در نهایت سه کتاب در سه حوزۀ «شعر بزرگسال»، «شعر کودک و نوجوان» و «دربارۀ شعر» برگزیده میشوند. همه کتابهای منتشره در سال ۱۳۹۴ در ایران، در جشنواره شرکت داده شوند.
فراخوان ارسال کتاب به زودی منتشر خواهد شد و البته دبیرخانۀ جشنواره بر آن است که علاوه بر درخواست ارسال کتاب، خود نیز آثار منتشرشده در حوزۀ شعر را رصد کند و در مسابقه بگنجاند، تا کتابی از قلم نیفتد. فهرست کتابهای رسیده و گردآوری شده، به زودی در سامانهای منتشر خواهد شد.
داوری در دو مرحله است. در مرحلۀ اول فهرست نامزدها منتشر میشود و در نهایت برگزیدگان یا شایستگان تقدیر در سه بخش «شعر بزرگسال»، «شعر کودک و نوجوان» و «دربارۀ شعر» معرفی خواهند شد.
🔹 گفتنیهای دیگر
جشنوارۀ شعر فجر در سالهای گذشته نیز نگاهی شعر فارسی خارج از ایران داشته است. امسال و در مسیر توسعۀ این نگاه، یک بخش ویژۀ شعر افغانستان هم در جشنواره گنجانده شده است و امید است که در سالهای آینده، با برنامهریزی بیشتر، به شعر فارسی دیگر کشورها نیز پرداخته شود. یکی از انگیزههای انتخاب محمدکاظم کاظمی از کشور افغانستان در مقام دبیر علمی جشنواره، توجه به این قضیه بوده است.
اختتامیۀ جشنواره در اواسط اسفند ۱۳۹۵ برگزار خواهد شد. گفتنی است که امسال به مناسبت انتخاب شهر مشهد به عنوان پایتخت فرهنگی جهان اسلام، اختتامیه در مشهد برگزار میشود. تا قبل از آن، محافلی در دیگر شهرهای ایران و در صورت امکان در خارج از ایران نیز برگزار خواهد شد.
گفتنی است که امور اجرایی جشنواره برعهدۀ دبیر محترم اجرایی، جناب مهدی قزلی خواهد بود و دوستانی که در این موارد پرسشی دارند، میتوانند به ایشان مراجعه کنند. آنچه در این گزارش آمد، فقط مطالبی بود که من به عنوان دبیر علمی موظف و مجاز به بیانشان بودم.
محمدکاظم کاظمی
دبیر علمی یازدهمین جشنوارۀ شعر فجر
مشهد، ۱۶ دی ۱۳۹۵
#شعر_فجر
#محمدکاظم_کاظمی
#یادداشت_سوم
@mkazemkazemi
🔹 گزارش جلسات هیئت علمی
در روز دوشنبه ۱۳ دی ۱۳۹۵، اولین جلسۀ هیئت علمی جشنوارۀ شعر فجر برگزار شد. در این جلسه آقای مهدی قزلی (مدیرعامل بنیاد شعر و ادبیات داستانی ایرانیان و دبیر اجرایی جشنواره)، آقای سید عباس صالحی (معاون فرهنگی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی) و اعضای کمیتۀ علمی حضور داشتند.
در این جلسه برنامههای کلی این جشنواره مطرح شد و ضمن تقدیر از زحمات دکتر اسماعیل امینی دبیر علمی سال گذشته، هیئت علمی امسال، به این شرح معرفی شدند: دکتر اسماعیل امینی، دکتر فاطمه راکعی، مصطفی رحماندوست، محمدکاظم کاظمی، جواد محقق، محمدحسین مهدوی و دکتر محمدجعفر یاحقی.
بلافاصله پس از این جلسه، اولین نشست کاری هیئت علمی تشکیل شد که به بحث دربارۀ هیئت داوران اختصاص داشت. گفتنی است که هیئت داوران با پیشنهاد و تصویب کمیتۀ علمی انتخاب میشوند و از همین روی این نشست در غیاب جناب آقای صالحی برگزار شد. نام هیئت دوران در طول دورۀ داوری مقدماتی محرمانه است و در زمان اعلام نامزدهای جشنواره علنی خواهد شد.
🔹 نحوۀ رقابت
رقابت در این جشنواره در میان کتابهای شعر خواهد بود و در نهایت سه کتاب در سه حوزۀ «شعر بزرگسال»، «شعر کودک و نوجوان» و «دربارۀ شعر» برگزیده میشوند. همه کتابهای منتشره در سال ۱۳۹۴ در ایران، در جشنواره شرکت داده شوند.
فراخوان ارسال کتاب به زودی منتشر خواهد شد و البته دبیرخانۀ جشنواره بر آن است که علاوه بر درخواست ارسال کتاب، خود نیز آثار منتشرشده در حوزۀ شعر را رصد کند و در مسابقه بگنجاند، تا کتابی از قلم نیفتد. فهرست کتابهای رسیده و گردآوری شده، به زودی در سامانهای منتشر خواهد شد.
داوری در دو مرحله است. در مرحلۀ اول فهرست نامزدها منتشر میشود و در نهایت برگزیدگان یا شایستگان تقدیر در سه بخش «شعر بزرگسال»، «شعر کودک و نوجوان» و «دربارۀ شعر» معرفی خواهند شد.
🔹 گفتنیهای دیگر
جشنوارۀ شعر فجر در سالهای گذشته نیز نگاهی شعر فارسی خارج از ایران داشته است. امسال و در مسیر توسعۀ این نگاه، یک بخش ویژۀ شعر افغانستان هم در جشنواره گنجانده شده است و امید است که در سالهای آینده، با برنامهریزی بیشتر، به شعر فارسی دیگر کشورها نیز پرداخته شود. یکی از انگیزههای انتخاب محمدکاظم کاظمی از کشور افغانستان در مقام دبیر علمی جشنواره، توجه به این قضیه بوده است.
اختتامیۀ جشنواره در اواسط اسفند ۱۳۹۵ برگزار خواهد شد. گفتنی است که امسال به مناسبت انتخاب شهر مشهد به عنوان پایتخت فرهنگی جهان اسلام، اختتامیه در مشهد برگزار میشود. تا قبل از آن، محافلی در دیگر شهرهای ایران و در صورت امکان در خارج از ایران نیز برگزار خواهد شد.
گفتنی است که امور اجرایی جشنواره برعهدۀ دبیر محترم اجرایی، جناب مهدی قزلی خواهد بود و دوستانی که در این موارد پرسشی دارند، میتوانند به ایشان مراجعه کنند. آنچه در این گزارش آمد، فقط مطالبی بود که من به عنوان دبیر علمی موظف و مجاز به بیانشان بودم.
محمدکاظم کاظمی
دبیر علمی یازدهمین جشنوارۀ شعر فجر
مشهد، ۱۶ دی ۱۳۹۵
#شعر_فجر
#محمدکاظم_کاظمی
#یادداشت_سوم
@mkazemkazemi
Forwarded from Deleted Account
دبیر علمی جشنواره شعر فجر در گفتگوی تفصیلی با تسنیم/
نگرانیهایی بابت انتقاد از انتخاب دبیر غیرایرانی برای شعر فجر وجود داشت/مطالبات جامعه ادبی ایران، سیاستمداران را وادار به تسهیل در روابط میکند
https://www.tasnimnews.com/fa/news/1395/10/15/1287681/%D9%86%DA%AF%D8%B1%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D9%87%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D8%A8%D8%A7%D8%A8%D8%AA-%D8%A7%D9%86%D8%AA%D9%82%D8%A7%D8%AF-%D8%A7%D8%B2-%D8%A7%D9%86%D8%AA%D8%AE%D8%A7%D8%A8-%D8%AF%D8%A8%DB%8C%D8%B1-%D8%BA%DB%8C%D8%B1%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%B4%D8%B9%D8%B1-%D9%81%D8%AC%D8%B1-%D9%88%D8%AC%D9%88%D8%AF-%D8%AF%D8%A7%D8%B4%D8%AA-%D9%85%D8%B7%D8%A7%D9%84%D8%A8%D8%A7%D8%AA-%D8%AC%D8%A7%D9%85%D8%B9%D9%87-%D8%A7%D8%AF%D8%A8%DB%8C-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%B3%DB%8C%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D9%85%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%B1%D8%A7-%D9%88%D8%A7%D8%AF%D8%A7%D8%B1-%D8%A8%D9%87-%D8%AA%D8%B3%D9%87%DB%8C%D9%84-%D8%AF%D8%B1-%D8%B1%D9%88%D8%A7%D8%A8%D8%B7-%D9%85%DB%8C-%DA%A9%D9%86%D8%AF
نگرانیهایی بابت انتقاد از انتخاب دبیر غیرایرانی برای شعر فجر وجود داشت/مطالبات جامعه ادبی ایران، سیاستمداران را وادار به تسهیل در روابط میکند
https://www.tasnimnews.com/fa/news/1395/10/15/1287681/%D9%86%DA%AF%D8%B1%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D9%87%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D8%A8%D8%A7%D8%A8%D8%AA-%D8%A7%D9%86%D8%AA%D9%82%D8%A7%D8%AF-%D8%A7%D8%B2-%D8%A7%D9%86%D8%AA%D8%AE%D8%A7%D8%A8-%D8%AF%D8%A8%DB%8C%D8%B1-%D8%BA%DB%8C%D8%B1%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%B4%D8%B9%D8%B1-%D9%81%D8%AC%D8%B1-%D9%88%D8%AC%D9%88%D8%AF-%D8%AF%D8%A7%D8%B4%D8%AA-%D9%85%D8%B7%D8%A7%D9%84%D8%A8%D8%A7%D8%AA-%D8%AC%D8%A7%D9%85%D8%B9%D9%87-%D8%A7%D8%AF%D8%A8%DB%8C-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%B3%DB%8C%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D9%85%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%B1%D8%A7-%D9%88%D8%A7%D8%AF%D8%A7%D8%B1-%D8%A8%D9%87-%D8%AA%D8%B3%D9%87%DB%8C%D9%84-%D8%AF%D8%B1-%D8%B1%D9%88%D8%A7%D8%A8%D8%B7-%D9%85%DB%8C-%DA%A9%D9%86%D8%AF
خبرگزاری تسنیم - Tasnim
نگرانیهایی بابت انتقاد از انتخاب دبیر غیرایرانی برای شعر فجر وجود داشت/مطالبات جامعه ادبی ایران، سیاستمداران را وادار به تسهیل…
این شاعر سرشناس افغانستانی که بیش از سه دهه فعالیت ادبی موفق در کارنامه خود دارد بهتازگی بهعنوان دبیر علمی جشنواره شعر فجر انتخاب شده است که انتخاب وی میتواند گام مهم و اثرگذاری در قرابت روابط فرهنگی میان ایران و افغانستان باشد.
https://telegram.me/maryamkazemi1383
✳️ کانال دخترم مریم کاظمی.
ویژگی این کانال که برای من خیلی اهمیت دارد، این است که اغلب نوشتهها، حاصل فکر و قلم خود مریم است. مریم دوازده ساله است و دانشآموز سال اول دبیرستان. دختری است آرام و فکور و علاقهمند به سرگرمیها و تأملات فکری.
✳️ کانال دخترم مریم کاظمی.
ویژگی این کانال که برای من خیلی اهمیت دارد، این است که اغلب نوشتهها، حاصل فکر و قلم خود مریم است. مریم دوازده ساله است و دانشآموز سال اول دبیرستان. دختری است آرام و فکور و علاقهمند به سرگرمیها و تأملات فکری.