کانال محمدکاظم کاظمی
2.82K subscribers
2.03K photos
314 videos
99 files
951 links
کانال‌های مرتبط:
آثار (شعرها و نوشته‌های آموزشی)
@asarkazemi
پادکست شعر پارسی
https://castbox.fm/va/5426223
صفحۀ اینستاگرام:
instagram.com/mkazemkazemi
سایت:
www.mkkazemi.com
Download Telegram
🔴 کتاب‌های سر هم بندی شده
🔹محمدکاظم کاظمی

برای کسی که کتاب را به نیت نقد و پژوهش می‌خواند و یا مراجعه‌های مکرر به آن دارد، کتاب‌های سرهم‌بندی شده بسیار آزاردهنده‌اند. کتاب‌های پرغلط، کتاب‌‌های بدون فهرست، کتاب‌های بدون مقدمه، کتاب‌هایی که گردآورنده‌شان مشخص نیست، کتاب‌هایی که تدوین درستی ندارند و...
▫️
اما نکتۀ جالبی که من به آن برخوردم این است که بیشتر کتاب‌های ناشران دولتی یا برخوردار از حمایت‌های دولتی چنین بوده‌اند، حتی اگر ناشرانی معتبر و معروف بوده‌اند.
یک نمونه‌اش کتاب «در پایتخت فراموشی» سوره مهر بود که من یک کتابچه غلط از آن درآورده بودم. نمونۀ دیگر مجموعۀ‌ کامل اشعار سلمان هراتی انتشارات انجمن شاعران ایران است که بسیار پرغلط است. دیگری، مجموعه پنج کتاب شعر از جناب موسوی گرمارودی در سوره مهر که فهرست ندارد. نمونۀ دیگر «کفش‌های مکاشفه» احمد عزیزی چاپ انتشارات الهدی که باز فهرست ندارد. شما تصور کنید کتاب ششصد صفحه‌ای فهرست ندارد. بعد تو بخواهی یک شعر احمد عزیزی را پیدا کنی، باید صدها صفحه را مرور کنی و تازه ندانی که در آن کتاب هست یا نه. این کتاب یک مقدمه هم دارد که در آن با روایت اول شخص گفته شده است که من در مورد احمد عزیزی چنین فکر می‌کنم و چنان عقیده دارم. ولی در پایین مقدمه اسم هیچ کسی نیست. انگار یک روح آن را نوشته است.
نمونۀ‌ دیگر کتاب «دیوان کامل اشعار نیمایوشیج» از مؤسسۀ انجمن قلم که البته حمایت معاونت فرهنگی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی را با خود داشته و باز فهرست ندارد. نه تنها فهرست ندارد که نه تدوین‌کننده‌اش مشخص است، نه منابعش، نه هیچ. فقط یک جلد است و ۱۱۵۰ صفحه شعر.
کتاب‌های تکا که دل مرا خون کرده است. هر بار که یکی از این کتاب‌ها را برای کاری سر دست گرفتم، گردآورندگانشان را دعا کردم که الهی زیر ماشین بروند، البته ماشین اصلاح. از بس این کتاب‌های تکا به هم ریخته و بی‌سامان است.
▫️
اما از آن سوی، من در کتاب‌های ناشران خصوصی معتبر، بسیار کم از این مشکلات یافتم. گزیده شعرهای انتشارات مروارید با کتاب‌های تکا اصلاً قابل مقایسه نیست. گزیده‌های متون کهن انتشارات سخن فوق‌العاده است. مجموعه شعرهای انتشارات نگاه، تا جایی که من دیدم، عالی است. مثلاً در مجموعه کامل آثار محمدعلی بهمنی انتشارات نگاه، جدا از تدوین و فصل‌بندی خوب، همه شعرهای کتاب بر حسب حروف الفبا فهرست شده است و این فهرست چقدر برای یافتن چند شعر از آقای بهمنی مرا یاری کرد. همچنین است کتاب‌های سپیده‌باوران که من در غالب آن‌ها سهم داشته‌ام و در همه کتاب‌های این انتشارات، با جرئت می‌توانم بگویم به اندازۀ یک کتاب «مجموعۀ اشعار سلمان هراتی» غلط تایپی نمی‌توان یافت.
بعد می‌بینی که این کتاب‌های مرتب و منظم بارها چاپ می‌شود و همه کتاب‌فروشی‌ها را پُر می‌کند. ولی کتاب‌های حمایتی غالباً درجا می‌زنند. چرا؟ چون خیلی‌هایشان کارآمد نیستند.
این را بگویم که بحث من بحث ارزشی و مرزبندی خودی و غیرخودی نیست. بحث این است که کار باید حرفه‌ای و مرتب و بهنجار باشد، حتی اگر دست حمایت دولتی به همراه آن است. اگر نمی‌توانیم، منتشر نکنیم.
▫️
شاید بگویید اگر خودت هم در چنین موقعیتی باشی چنین کار می‌کنی. کتاب «شعر پارسی» من در چاپ اول به صورت حمایتی چاپ شد، برای یک جشنواره. ولی من چه بسیار شب‌ها تا صبح نشستم و حتی برای این کتاب فهرست اعلام درآوردم، چه برسد به فهرست مندرجات. بعضی دیگر کتاب‌هایم نیز به دست ناشران دولتی چاپ شده است، ولی کمترین سرهم‌بندی در آنها نکردم. در سیزده عنوان کتاب من سیزده غلط تایپی نمی‌توان یافت. حدود سه سال پیش یکی از دوستان عزیز ما اظهار کرد که یکی از مؤسسات فرهنگی ادبی مایل است کتاب «شعر پارسی» مرا برای یکی از جشنواره‌هایش تجدید چاپ کند. گفتم این کتاب برای چاپ دوم به بازنگری نیاز دارد. گفت: ایرادی ندارد، فعلاً‌ یک چاپ منتشر کنند که مصرف این جشنواره تأمین شود، باز سر فرصت آن را کامل می‌کنی. ولی من قبول نکردم و نشان به این نشان که کتاب سه سال بعد از آن، همچنان سر دست من است، برای همان بازنگری، تا همه چیزش کامل باشد که کار ناقص به بازار نفرستم، حتی اگر یک تیراژ آن را برای یک جشنواره منتشر کنند و حق‌التألیف آن را جیرینگی به من بدهند.
▫️
باری من به اندازۀ یک ابر دلم می‌گیرد که می‌بینم این همه امکانات کشور صرف کتاب‌هایی می‌شود که در نهایت هیچ آورده‌ای ندارد و بلکه گاهی مایۀ خجالت است.
@mkazemkazemi
گفتگوی من با رادیو دری، دربارۀ دو نام داشتن یک زبان. 👇
🔴 رعب سفیدسنگ
🔹محمدکاظم کاظمی
زلزلۀ دردناک ۱۶ فروردین ۱۳۹۶باری دیگر اسم «سفیدسنگ» را به گوش ما انداخت.
«سفیدسنگ» برای مردم ایران نام آشنایی نیست، روستایی است غریب در حوالی فریمان، با مردمی که اکنون همه باید همدردشان باشیم و سوگوار مصیبتی که بر آنان وارد شده است.
ولی «سفید سنگ» پیش از این هم برای ما مهاجران نامی رعب‌آور بوده است به خاطر اردوگاه معروف آن که بسیاری از کسانی که رد مرز شده اند چند صباحی مهمان رنج آن بوده اند.
اردوگاه سفیدسنگ حداقل در یک دوره طولانی در دهه هفتاد محیطی سخت رنجبار داشت با مقررات و برخوردهایی کاملا دور از کرامت انسانی. مهاجرانی که آنجا را دیدند خاطرات عجیبی از آن دارند که متاسفانه کمتر به نگارش درآمده است. من یک دفتر خاطرات از چشمدیدهای یک مهاجر دارم که البته غیر قابل انتشار است.
اکنون بسیار چیزها در ایران کمابیش فرق کرده است ولی آن لکه های تاریک هیچ گاه فراموش نخواهد شد. اگر هم اردوگاه سفیدسنگ برقرار نباشد رعبی که نام آن بر دل مهاجران می افکند برقرار است، همچون رعب این زلزله.
▫️
من ضمن تأسف از کشته و زخمی و بی‌خانمان‌شدن گروه وسیعی از برادران و خواهران ایرانی ما، شایسته دانستم که یادی از مهاجرانی هم بکنم که در زمانی دیگر و به شکلی دیگر، مصیبت‌هایی را تحمل کردند که پنهان ماند و گاهی به این شکل بهانه‌ای برای اظهار پیدا می‌کند.
و این را نیز گفتنی می‌دانم که هیچ‌گاه نباید این مصیبتی که بر روستاییان شریف آن نواحی وارد شد، به پای وقایعی نوشته شود که در اردوگاه سفیدسنگ اتفاق می‌افتاد. حقیقت این است که در هر حال، این مردم‌اند که رنج‌ها را تحمل می‌کنند و باز همین مردم‌ دو کشور بوده‌‌اند که کوشیده‌اند بهترین زیست را در کنار هم داشته باشند، با همه ناملایمات ناشی از جنگ و دشواری‌های دیگر.
@mkazemkazemi
📌 عددها را در متن از کدام جهت بنویسیم؟
▫️
۱. از راست به چپ
مولانای بلخی (۶۰۴ - ۶۷۲ ق)
تاریخ بیهقی، صفحات ۴۱ - ۴۵.
بند ۲ - ۷ - ۵
بند ۲ - ۷ - ۶
بند ۲ - ۷ - ۷

▫️
۲. از چپ به راست
مولانای بلخی (۶۷۲ - ۶۰۴ ق)
تاریخ بیهقی، صفحات ۴۵ - ۴۱
بند ۵ - ۷ - ۲
بند ۶ - ۷ - ۲
بند ۷ - ۷ - ۲

در بسیاری از شیوه‌نامه‌ها روش دوم را توصیه می‌کنند، به این اعتبار که اعداد همیشه از چپ به راست خوانده می‌شوند. ولی من عمیقاً بر این باورم که باید به شکل اول نوشت، چون اینجا اعداد بخشی از متن فارسی ما هستند که از راست به چپ خوانده می‌شود. ما وقتی می‌گوییم «۶۰۷ تا ۶۷۲» طبیعی است که آن را به همین صورت بنویسیم. حالا این خط تیره هم کار «تا» را می‌کند. پس دلیلی ندارد که جهت نوشتن را عوض کنیم و در متنی که حرکت چشم ما از راست به چپ است، یک بار به سمت چپ پریم، مدتی چپه حرکت کنیم و باز برگردیم.
البته این از مشکلات رسم‌الخط فارسی است که جهت نوشت متن و عدد در آن فرق دارد. لاتینی‌ها از این جهت مشکلی ندارند. ولی ما چرا حالا این مشکل را دوبرابر کنیم؟ حداقل می‌شود تا جایی که ممکن است از راست به چپ حرکت کرد، مگر در فرمول‌های ریاضی و مواردی که ممکن نیست.
@mkazemkazemi
Forwarded from کانال مریم کاظمی
🔶مریم کاظمی
پدرم دنیای از ظاهر کوچک و از باطن بزرگ
من ستون غیر قابل تسلیم من
تو دریاچه ای بودی که هزاران دریا در آن جا میشد
دریاچه ای دریا مانند که با هزاران طلوع خورشید هرگز
خشک نشد
پدرم تو پل من به سوی موفقیت بودی اما ببخشید که هر وقت
به موفقیت میرسیدم پشتم که تو آنجا بودی را نگاه نمیکردم
پدرم که خورشید من در روز و مهتاب من در شب بودی
پدرم که هم خوشید من و مهتاب من و دریای من و پل من بودی
که من تو را ندیدم
تقدیم به پدرم
روز پدر مبارک
@maryamkazemi1383
✳️ پدرم محمدعلی کاظمی
🔹 محمدکاظم کاظمی
................
پدرم اولین و بهترین معلم من بود. اکنون که سال‌های دور می‌نگرم و آموخته‌هایم را مرور می‌کنم، می‌بینم که بیشتر آن‌ها سهم پدرم است.
اول چیزی که در کودکی از او یاد گرفتم، علاقه به کارهای فکری و ادبی بود. حافظۀ بسیار خوبی داشت و در مشاعره هم ماهر بود. من بخشی از شاعری‌ام را مدیون مشاعره‌های خانوادگی هستم. بسیاری از چیستان‌ها و معماهایی که به جوان‌ترها می‌گویم، حاصل محفوظات آن زمان است. و پدر شطرنج‌باز ماهری بود.
اطلاعات دینی و تاریخی او بسیار بود و این پنجره‌ای دیگر برایم گشود به جهان دین و دانش و کتاب و کتاب‌خوانی، چنان که اولین کتاب‌هایی که در زندگی خواندم، کتاب‌های پدرم بود.
اما او همچنان که اهل فکر و اندیشه و ادب بود، اهل کارهای فنی هم بود. تقریباً در همه این فنون مهارت کامل داشت، از نجاری و برق‌کشی و لوله‌کشی بگیرید تا تعمیر لوازم منزل و ماشین. باری در کابل یک خانۀ دوطبقه را که سیستم لوله‌کشی نداشت، دونفری لوله‌کشی کردیم. من از آنجا لوله‌کشی یاد گرفتم که تا حال به دردم خورده است. یک بار دیگر پدرم و پسرخاله‌ام یک موتور فولکس را به طور کامل پیاده کردند و دوباره بستند.
ولی همه چیزها به یک سوی و درسِ زندگی به یک سوی. پدر آدمی بود بسیار متعهد و مسئول نسبت به جامعه. نسبت به هر کسی که به نوعی با او وابستگی داشت، همان قدر احساس مسئولیت می‌کرد که نسبت به اعضای خانواده خود. ما حتی گاهی ملامتش می‌کردیم که در این وضعیت جسمانی و زندگی مادی معمولی، چگونه می‌تواند به این کار رسیدگی کند. گاه این مشکل، یک دعوای خانوادگی بود، یا نیاز یک بیمار به پیوند کلیه، یا نیاز یک مدرسه خودگردان به کمک. و پدرم در این مواقع همه دوستان پولدارش را برای این کار بسیج می‌کرد و آن‌ها را به زور یا رضا در این کار درگیر می‌ساخت.
درس دیگر، پُرکاری بود و ماندگی‌نشناسی در کار. از همه چیز زندگی کار را بیشتر دوست داشت و تا واپسین سال‌های عمر از کار و فعالیت بیرونی دست نکشید. در سنین پیری بود که کار تأسیسات امید گاز در هرات را به عهده گرفت و کارهای ساختمانی یک سیستم تأسیساتی گاز را سرپرستی کرد.
ولی آنچه از پرکاری مهم‌تر بود، باز احساس مسئولیتش در کیفیت کار بود. سرسری کار نمی‌کرد. به قول مردم هرات، اهل «کلوخ به آب گذاشتن و از آب گذشتن» نبود. هر کاری که می‌کرد، باید درست و کامل انجام می‌شد، طوری می‌کرد که برای سال‌ها قابل استفاده باشد. مثلاً باری قرار شد که یک اتاقک برای کار کامپیوتر و کتاب‌های من در پشت بام منزل بسازیم. چیزی که در نظر من بود چهارتا دیوار بود با یک سقف و احتمالاً پریز و یک چراغ با سیم‌کشی روکار. ولی او به این کار قانع نشد. همه سیستم برق آن اتاق را با چندین چراغ و پریز برق و حتی خط تلفن و کانال کولر درست کرد. آن اتاق، با سیستم برق کامل و دو خط تلفن و کولر و لوله‌کشی گاز، سال‌ها اتاق کار من شد و اکنون کسانی که در آن خانه زندگی می‌کنند، از آن اتاق استفادۀ مسکونی می‌برند.
و من هم یاد گرفتم که هر کاری را طوری بکنم که سال‌ها قابل استفاده باشد. اگر کتابی می‌نویسم، طوری بنویسم که با اطمینان به چاپ‌های متعدد برسد. اگر کتابی را صفحه‌آرایی می‌کنم، طوری کار کنم که قالب صفحه‌‌آرایی برای ده‌ها کتاب دیگر هم قابل استفاده باشد. حتی اگر عکسی را اسکن می‌کنم، طوری مراقبت کنم که بیست سال بعد هم در دسترس باشد. همه کارها به گونه‌ای بشود که ما و نسل‌های بعد از آن‌ها بهره ببریم.
........................
این احساس مسئولیت در کار، درس بزرگی است که من از این اولین و آخرین معلم زندگی‌ام گرفتم و بیش از همه درس‌های دیگر ارزش داشت. هرچند در عمل به پای پدر نرسیدم.

#پدر
#محمدعلی_کاظمی
#محمدکاظم_کاظمی
@mkazemkazemi
✉️| شما دعوتید به:
⚡️اختتامیه جشنواره انجمن‌های ادبی، همراه با معرفی برترین طرح‌ها.
🔹تهران، آبشناسان غرب، بعد از ستاری، خیابان شقایق، کوچه دهم، مجتمع آدینه
🔸جمعه یک اردیبهشت 96 ساعت 16 🕓
@adabiatir
👇
قوالی مست قلندر با اجرای سامی یوسف.
این قوالی در اصل از کارهای مرحوم نصرت فتح‌علی خان است و سامی یوسف آن را بازخوانی کرده است. نسخۀ تصویری قوالی نصرت فتح‌علی خان را هم خواهم گذاشت.
#قوالی
#سامی_یوسف
Forwarded from Nasime Feyzi
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎥 نماهنگ "مست وقلندر علی"
از سامی یوسف به سبک هندی
جالبه این ویدئو در دل #کویر
اجراشده 👌 عالیه
برترین های مذهبی در "ذاکرین"👇
https://telegram.me/joinchat/ATU2LjzOyMsx0g8wCA4gUA
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
نصرت فتح‌علی خان. آهنگ مست قلندر. اجرای کنسرتی به صورت تک‌خوانی با موسیقی غربی.
@mkazemkazemi
جلسۀ نقد کتاب «دچار» از مریم دلدار بهاری و نجمه دلدار بهاری.
یک‌شنبه ۳ اردیبهشت ۹۶، ساعت ۱۷
مشهد، بولوار هاشمیه، حوزۀ هنری خراسان رضوی.
عکس: حمیدرضا رحیمی.
شیراز، فروردین ۱۳۹۶، اردوگاه شهید ربانی، در اردوی آفتابگردان‌ها.
کانال محمدکاظم کاظمی
🍀🌸 دو مذهب 🔹 قسمت هفتم، نقش سیاست این روشن است که بسیاری از اختلاف‌های مذهبی ما یا به دست اهل سیاست ایجاد شده، یا تشدید شده است. ستم‌های حکومت‌های اموی و عباسی و اقمار آنان مثل غزنویان بر شیعیان غیرقابل انکار است. درگیری‌های حکومت‌های صفوی و عثمانی باز…
🍀🌸 دو مذهب

🔹 قسمت هشتم و پایانی

این سلسله مطالب نه برای اثبات حقانیت یکی از مذهب بود و نه برای بیان ضرورت وحدت دو مذهب، چون اولی کاری است دشوار و در عین حال کم بازده؛ و دومی سخنی است بدیهی.
قصد من بیان وضعیت و تشریح زاویۀ دید و جوّ پرورش اهالی دو مذهب بود، تا روشن شود که به راستی ما هر یک نسبت به همدیگر در کجا ایستاده‌ایم و می‌توانیم بدون درگیرشدن در مباحث اعتقادی، چه سلوکی نسبت به هم داشته باشیم.
گفتیم که اهالی هر مذهب در یک جوّ علمی و تبلیغی خاص بارآمده‌اند و با زاویه دید مذهب خودشان به امور می‌نگرند. بنابراین آنچه را از سوی علمای دین و کتاب‌های دینی به عنوان اصول دین معرفی شده است، می‌پذیرند. اگر هم در مواردی به شک و تردیدی بربخورند، معمولاً به همان علما و کتاب‌ها مراجعه می‌کنند و آن را برطرف می‌کنند. چنین است که به طور طبیعی و یا حتی بر اثر مباحثه‌های دوجانبه، به ندرت رخ می‌دهد که مذهب خود را به کنار ‌گذارند. به همین دلیل تلاش و صرف انرژی برای اثبات عقاید خویش به نیت تغییر مذهب گروه وسیعی از مذهب مقابل، اگر هم بیهوده نباشد، بسیار کم‌بازده است. شاید اگر همین توان را صرف دعوت غیرمسلمانان به اسلام کنیم، موفق‌تر باشیم و رستگارتر.
موضوع دیگر این است که ما باید ببینیم گوهر اصلی دین و هدف بعثت انبیا چه بوده است. باید از اهل سنت و اهل تشیع پرسید که به راستی اگر همه شیعیان سنی بودند، چه کارهایی می‌کردند؟ حتماً می‌گویید نماز می‌خواندند؛ روزه می‌گرفتند؛ به حج می‌رفتند؛ به نیازمندان کمک می‌کردند؛ با دشمنان دین می‌جنگیدند؛ امر به معروف و نهی از منکر می‌کردند؛ خلاصه آدم‌هایی درستکار و پرهیزگار می‌بودند. خوب اگر همه مسلمانان شیعه بودند چه؟ باز هم همین کارها را می‌کردند، با مختصر اختلافی در شیوۀ اجرا.
بنابراین وقتی از منظر اخلاق و معنویت بنگریم، می‌بینیم که پیروان راستین هر دو مذهب در ارتقای اخلاقی و معنوی خویش می‌کوشند. ارزش‌های اخلاقی ما نیز هم‌سو است، با اختلافی اندک در نوع اجرا و عمل. چنین نیست که مثلاً یک مذهب قمار را حرام بداند، دیگری نه تنها حرام نداند، که مایۀ ثواب هم بشمارد. پس می‌شود گفت که تا وقتی به دستورهای مذهبی و فقهی خود عمل می‌کنیم، در مسیر هدف کلی اسلام حرکت کرده‌ایم، با هر مذهبی که باشیم.
ما مسلمان‌ها باید ببینیم بیشترین تأکید قرآن (کتاب آسمانی دین ما) بر چیست. در قرآن چه کارهایی از مؤمنان و مؤمنات خواسته شده است. بعد ببینیم که جامعۀ ما چقدر به سفارش‌های اصلی و بزرگ دین اولویت می‌دهد، چقدر به سفارش‌های فرعی و کوچک آن.
متأسفانه در جامعۀ شیعه و سنی ما بعضی امور دیگر اولویت یافته است، اموری که یا جزء دستورهای اصلی و اساسی دین نیست یا ممکن است دین ما به آن‌ها سفارش کرده باشد، ولی یک سفارش نسبتاً کمرنگ و جزئی. چنین است که به نظر می‌رسد که رفتارهای پیروان هر دو مذهب در مواردی نامتوازن است. توجه داشته باشید که می‌گویم این عدم توازن در «پیروان» است، نه در خود مذاهب یا بزرگانشان. ما تا حدود زیادی، هم از سفارش‌های اصلی دین فاصله گرفته‌ایم و هم از آنچه بزرگان مذاهب ما و فراتر از همه، پیامبر و قرآن گفته اند.
اگر ما هر یک به دستورهای اصیل و اصلی مذهب خویش عمل کنیم، سلوک فردی و اجتماعی ما تا حدود بسیاری شبیه هم خواهد بود. آنگاه حرکت ما هم‌سو است، هرچند با نیات اعتقادی متفاوتی باشد. مثلاً شیعه ممکن است بگوید که تا وقتی به امامت عقیده نداشته باشد، نماز او قبول نیست. ولی او نماز می‌خواند. سنی این عقیده را ندارد ولی او هم نماز می‌خواند.
در نهایت هر دو گروه در یک مسیر حرکت می‌کنند (هر چند با مبانی عقیدتی نسبتاً متفاوت) ولی وقتی حرکت در یک مسیر است، نه برخورد رخ می‌دهد، نه اختلاف؛ و نه دشمن می‌تواند در میان این‌ها رخنه کند.
در قیامت هم البته آنان که هم در عمل و هم در اعتقاد به گوهر اصلی دین نزدیک‌تر بوده باشند، اجر خواهند برد. ولی ما نباید این دنیا را برای همدیگر جهنم بسازیم، به این امید که در آن دنیا به بهشت برویم. از کجا معلوم؟

#دو_مذهب
#قسمت_هشتم
#محمدکاظم_کاظمی
@mkazemkazemi
جلسۀ نقد کتاب «دچار» از مریم دلدار بهاری و نجمه دلدار بهاری.
یک‌شنبه ۳ اردیبهشت ۹۶، ساعت ۱۷
مشهد، بولوار هاشمیه، حوزۀ هنری خراسان رضوی.
بشنوید از فیسلوف کوچک ما. 👇

کانال مریم را از دست ندهید. پُر است ازاین نکات حکیمانه که نوشتۀ خود اوست، در کنار مطالب مفیدی که از دیگر جای‌ها منتشر می‌کند.
https://t.me/maryamkazemi1383
Forwarded from کانال مریم کاظمی
🔶مریم کاظمی
دلیل تنهایی بعضی ها این بود که
یا از خصوصیتی که از آن متنفر بودند
مورد قضاوت قرار گرفتند
یا از خصوصیاتی که دوست داشتند مورد تنفر
قرار گرفتند
@maryamkazemi1383
🔹 زابل و کنگره شعر سیستان.
مهمان کنگره دوسالانه شعر سیستان هستیم که با همت و مدیریت شاعر گرانقدر عباس باقری در زابل برگزار می شود.
گفتنی ها بسیار است. گویا به گوشه ای فراموش شده از کشور آمده ایم، به سرزمینی وارث یک تمدن کهن که خشکسالی ها و کم توجهی ها، در حال بلعیدن و دفن آن است ولی مردم غیورش همچنان می کوشند این تمدن کهن و رو به زوال را زنده نگه دارند.
🔹 یادداشتهای سیستان
"کی رسد بر گوش مسئولین صدایت، سیستان"

شاعر به این مصراع که می رسد همه دست می زنند.
من به همه جای کشور رفتم. در هیچ جا اینقدر درد، رنج، اعتراض و انگیزه های اجتماعی و ملی در شعرها ندیدم. به راستی این شعرها عصاره جان مردم سختی کشیده آن است. دریغ که سرعت اینترنت خوب نیست تا صوت های بیشتری از شعرها بفرستم.