🔹شعر آیینی و شاعران آیینی
🔸 محمدکاظم کاظمی
من چند روز پیش یادداشتی کوتاه دربارۀ شاعر نامدار خراسانی شادروان غلامرضا شکوهی نوشتم و در آن پیشنهاد کردم که با توجه به این که شعر ایشان ساحات مختلفی دارد و در حوزههای آیینی، عاشقانه و اجتماعی گسترده است، ایشان را به صفت «شاعر آیینی» مقیّد نسازیم، تا دیگر آفاق شعر ایشان را نادیده نگرفته باشیم.
با این که من شعر آیینی را با قید «محتوایی ارجمند و ستودنی» یاد کرده بودم و پیام سخن من هم روشن بود که من از «مقید ساختن» انتقاد دارم نه از آیینی سرودن ایشان، گروهی از دوستان چنین برداشت کردند که هدف سخن من فروکاستن مقام شعر و شاعر آیینی است، یا آیینیبودن را دون شأن شاعری چون غلامرضا شکوهی دانستهام.
بعضی بیانصافیها هم در این میان رخ داد، از جمله این که دوستانی، بیتی از شعر «ستارۀ احمد» مرا بدون توجه به فضا و بافت محتوایی آن شعر و حتی ابیات قبل و بعد از آن، بیرون کشیدند و برداشتی را که خود از آن بیت کرده بودند ـ و این برداشت ایشان بود، نه منظور من ـ هیزم این جریان ساختند. حتی یکی از اعزّۀ شعر آیینی معاصر که من ارادت و احترام بسیاری به ایشان و شأن شاعری شان داشتم، سخن را به پشت تریبون کشیدند و پای ملیت مرا به میان آوردند و سخنانی گفتند که دور از شأن آن بزرگوار مینماید.
من چنان که در آن یادداشت هم اشاره شده است، شعر و شاعر آیینی را دارای مقامی ارجمند میدانم. مقالات و مطالب آموزشی بسیاری در این زمینه نوشتهام و آثار شماری از شاعران آیینی را در نقدها و مقالاتی ستودهام که از این میان میشود به شادروان محمدرضا آغاسی، سید رضا مؤید، محمدجواد غفورزاده شفق و سید حمیدرضا برقعی اشاره کرد. شماری از عزیزترین شعرهای خودم از همین جنس است و بدین میبالم که هرچند اندک و معدود، خداوند توفیق سرایش این شعرها را نصیب من کرد.
ولی آنچه دربارۀ مرحوم شکوهی گفتم، از یک منظر دیگر است. میدانیم که در جامعۀ ادبی ما رسم شده است که صفت «شاعر آیینی» برای کسانی به کار رود که حوزۀ اصلی کارشان شعر هیئت و شعر آیینی است، هرچند ممکن است به صورت پراکنده شعرهایی در حوزههای دیگر هم گفته باشند. اتفاقاً خود این دوستان هم بر همین دستهبندی تأکید دارند، چنان که مثلاً علی معلم، حسن حسینی، علی موسوی گرمارودی، طاهره صفارزاده، علیرضا قزوه و سهیل محمودی را «شاعر آیینی» نمیشمارند، هرچند اینان شعرهای فاخری در این زمینه دارند.
تصور من این است که اگر ما شاعرانی را که در ساحات مختلفی شعر سرودهاند، با قیدهایی مثل «شاعر آیینی»، «شاعر اعتراض»، «شاعر عاشقانه»، «شاعر اجتماعی» و غیره مقیّد کنیم، در حق آنان جفا کردهایم، چون پارهای از شعرهایشان را نادیده گرفتهایم. این تنها در این مورد خاص نبوده است. باری دیگر هم در یک خبرگزاری مرحوم استاد محمد قهرمان را «شاعر انقلاب و آیینی كشورمان» نام برده بودند و من به این کار اعتراض کردم و یادداشتی نوشتم که در روزنامۀ خراسان منتشر شد. البته اگر کسی مرحوم استاد قهرمان را «شاعر محلیسرا» هم بنامد، جای اعتراض دارد، یا اگر مرحوم شکوهی را به «عاشقانهسرایی» محدود سازد هم جفا کرده است. غرض ما بحث آیینی و مقام شعر آیینی نیست، بلکه این محدود ساختنهاست. این چیزی بود که متأسفانه درست دریافت نشد، شاید چون بعضی عزیزان بیشتر از سر تعصب با جریان برخورد کردند تا انصاف.
باری، خواهش من از دوستانی که شاید به بعضی نظرها و یا شعرهای من در زمینۀ مسائل مذهبی انتقاد داشتهاند و حالا فرصتی برای تجمیع آن انتقادات یافتهاند، خواهش میکنم که روح و پیام و خط اصلی مطالب من دربارۀ شعر آیینی را دریابند و با رعایت ادب و انصاف، هر جا که نقصی در آن میبینند گوشزد کنند. ولی خیلی خوب است که نگاهی جامع داشته باشند، نه این که یک عبارت یا یک بیت شعر را بیرون بکشند و بدون پیکرۀ اصلی شعر و روح کلی سخن نقد کنند.
@mkazemkazemi
🔸 محمدکاظم کاظمی
من چند روز پیش یادداشتی کوتاه دربارۀ شاعر نامدار خراسانی شادروان غلامرضا شکوهی نوشتم و در آن پیشنهاد کردم که با توجه به این که شعر ایشان ساحات مختلفی دارد و در حوزههای آیینی، عاشقانه و اجتماعی گسترده است، ایشان را به صفت «شاعر آیینی» مقیّد نسازیم، تا دیگر آفاق شعر ایشان را نادیده نگرفته باشیم.
با این که من شعر آیینی را با قید «محتوایی ارجمند و ستودنی» یاد کرده بودم و پیام سخن من هم روشن بود که من از «مقید ساختن» انتقاد دارم نه از آیینی سرودن ایشان، گروهی از دوستان چنین برداشت کردند که هدف سخن من فروکاستن مقام شعر و شاعر آیینی است، یا آیینیبودن را دون شأن شاعری چون غلامرضا شکوهی دانستهام.
بعضی بیانصافیها هم در این میان رخ داد، از جمله این که دوستانی، بیتی از شعر «ستارۀ احمد» مرا بدون توجه به فضا و بافت محتوایی آن شعر و حتی ابیات قبل و بعد از آن، بیرون کشیدند و برداشتی را که خود از آن بیت کرده بودند ـ و این برداشت ایشان بود، نه منظور من ـ هیزم این جریان ساختند. حتی یکی از اعزّۀ شعر آیینی معاصر که من ارادت و احترام بسیاری به ایشان و شأن شاعری شان داشتم، سخن را به پشت تریبون کشیدند و پای ملیت مرا به میان آوردند و سخنانی گفتند که دور از شأن آن بزرگوار مینماید.
من چنان که در آن یادداشت هم اشاره شده است، شعر و شاعر آیینی را دارای مقامی ارجمند میدانم. مقالات و مطالب آموزشی بسیاری در این زمینه نوشتهام و آثار شماری از شاعران آیینی را در نقدها و مقالاتی ستودهام که از این میان میشود به شادروان محمدرضا آغاسی، سید رضا مؤید، محمدجواد غفورزاده شفق و سید حمیدرضا برقعی اشاره کرد. شماری از عزیزترین شعرهای خودم از همین جنس است و بدین میبالم که هرچند اندک و معدود، خداوند توفیق سرایش این شعرها را نصیب من کرد.
ولی آنچه دربارۀ مرحوم شکوهی گفتم، از یک منظر دیگر است. میدانیم که در جامعۀ ادبی ما رسم شده است که صفت «شاعر آیینی» برای کسانی به کار رود که حوزۀ اصلی کارشان شعر هیئت و شعر آیینی است، هرچند ممکن است به صورت پراکنده شعرهایی در حوزههای دیگر هم گفته باشند. اتفاقاً خود این دوستان هم بر همین دستهبندی تأکید دارند، چنان که مثلاً علی معلم، حسن حسینی، علی موسوی گرمارودی، طاهره صفارزاده، علیرضا قزوه و سهیل محمودی را «شاعر آیینی» نمیشمارند، هرچند اینان شعرهای فاخری در این زمینه دارند.
تصور من این است که اگر ما شاعرانی را که در ساحات مختلفی شعر سرودهاند، با قیدهایی مثل «شاعر آیینی»، «شاعر اعتراض»، «شاعر عاشقانه»، «شاعر اجتماعی» و غیره مقیّد کنیم، در حق آنان جفا کردهایم، چون پارهای از شعرهایشان را نادیده گرفتهایم. این تنها در این مورد خاص نبوده است. باری دیگر هم در یک خبرگزاری مرحوم استاد محمد قهرمان را «شاعر انقلاب و آیینی كشورمان» نام برده بودند و من به این کار اعتراض کردم و یادداشتی نوشتم که در روزنامۀ خراسان منتشر شد. البته اگر کسی مرحوم استاد قهرمان را «شاعر محلیسرا» هم بنامد، جای اعتراض دارد، یا اگر مرحوم شکوهی را به «عاشقانهسرایی» محدود سازد هم جفا کرده است. غرض ما بحث آیینی و مقام شعر آیینی نیست، بلکه این محدود ساختنهاست. این چیزی بود که متأسفانه درست دریافت نشد، شاید چون بعضی عزیزان بیشتر از سر تعصب با جریان برخورد کردند تا انصاف.
باری، خواهش من از دوستانی که شاید به بعضی نظرها و یا شعرهای من در زمینۀ مسائل مذهبی انتقاد داشتهاند و حالا فرصتی برای تجمیع آن انتقادات یافتهاند، خواهش میکنم که روح و پیام و خط اصلی مطالب من دربارۀ شعر آیینی را دریابند و با رعایت ادب و انصاف، هر جا که نقصی در آن میبینند گوشزد کنند. ولی خیلی خوب است که نگاهی جامع داشته باشند، نه این که یک عبارت یا یک بیت شعر را بیرون بکشند و بدون پیکرۀ اصلی شعر و روح کلی سخن نقد کنند.
@mkazemkazemi
🔹مهاجران و ماجرای گواهینامه
▪️ محمدکاظم کاظمی
توضیحات قبل از متن
۱. این یک روند هر ساله است. به همین دلیل بیشتر فرسایشی شده است.
۲. من این یادداشت را به نیت اصلاح مینویسم. به این امید که مسئولان دلسوز و مدبر، گشایشی در کارها پدید آورند.
🔸
روز اول
باید دستور تمدید گواهینامه را از ادارۀ گذرنامه بگیریم، بعد از صف و نوبتی که طبیعتاً هست. و هر سال باید این کار را بکنیم. چرا هر سال؟ چون گواهینامۀ ما به تمدید اقامت ما وابسته است و تمدید اقامت هم هرساله است.
بالاخره دستور استعلامها صادر شد. آزمایش عدم اعتیاد، تأیید عدم خلافی، استعلام از کلانتری محل، انگشتنگاری و تعهد محضری که با این گواهینامه مثلاً مسافرکشی نمیکنیم و اگر بکنیم، اقامت ما باطل میشود.
البته شرایط دیگری هم هست. اقامت باید شش ماه وقت داشته باشد، از یک زن و شوهر فقط به یک نفر گواهینامه میدهند و سالهای قبل به مجردان گواهینامه نمیدادند که البته امسال این محدودیت فقط برای دانشجویان رفع شده است.
آزمایش اعتیاد باید بهروز گرفته شود، به همین دلیل کار به فردا میافتد.
یک ماجرای کوچک هم دارم. کیف مرا اجازه نمیدهند به داخل ببرم. میگویم تحویل بگیرید، میگویند نمیگیریم، برو در ماشین بگذار. خوب برادر محترم من که گواهینامهام تمام شده است چطور با ماشین بیایم؟ ناچار کیف را به یک میوهفروشی در همان حوالی به امانت میسپارم و به اداره برمیگردم.
🔸🔸
روز دوم
روز خوبی است، چون کارمان در ادارۀ گذرنامه و صفهای طولانی آن نیست. با آرامش خاطر آزمایش اعتیاد میدهم و انگشتنگاری میکنم و تعهد محضری میدهم و خوشبختانه در هفتمین سال پیاپی، نمرۀ منفی تخلف رانندگی هم ندارم. پاک پاکم.
🔸🔸🔸
روز سوم
بعد از یک هفته از روز دوم، دوباره به ادارۀگذرنامه میروم تا نتایج «پاک بودن خود از هر حیث» را ارائه کنم. میگویند باید گذرنامۀ همسر هم باشد؛ و نیست. دوباره به خانه برمیگردم، گذرنامه را می رسانم و دستور را میگیریم. ولی ظهر شده است و صدور نامه به روز چهارم میافتد.
🔸🔸🔸🔸
روز چهارم
شنبه است و ادارۀ گذرنامه شلوغ. دهها نفر در بیرون اداره ایستادهاند. من نمیدانم چرا با این که هر سال تعداد گذرنامهداران افغانستانی بیشتر میشود و ادارۀ گذرنامه هم بابت تمدید گذرنامهها مبالغی میگیرد، فضا، پرسنل و امکانات پذیرش این اداره افزایش نمییابد. بالاخره ظهر امکان دسترسی به آن نامۀ تأیید فراهم میشود. ولی دیر شده است و کار به روز پنجم میافتد.
🔸🔸🔸🔸🔸
روز پنجم
بالاخره دستور تمدید گواهینامه از ادارۀ گذرنامه صادر شده است. یعنی الان در نقطۀ صفر هستم چون تازه حائز شرایط لازم برای تمدید گواهینامه دانسته شدهام. به ادارۀ راهنمایی و رانندگی میروم و فیش بانکی و برگۀ معاینات پزشکی را میگیرم و در نهایت تا آخر وقت، موفق میشوم مدارک را تحویل بدهم و بعد از پنج روز دوندگی، برای یک سال دیگر از ناحیۀ گواهینامه آسوده باشم.
گفتنی است که سرکار خانم صادقی کارمند این بخش در ادارۀ راهنمایی و رانندگی، هر سال با رفتار نیک و اخلاق خوش خود، سختیهای کار را برای مراجعان گوارا میکند. خوبیها را هم باید گفت.
🔺🔻
توضیحات پس از متن:
۱. گویا در سطوح بالای کشور عزم خوبی برای گشایش در امور مهاجرین وجود دارد. ولی این تحولات در امور اقامتی و گواهینامه خیلی کند است. امسال گویا تنها تفاوت، برداشته شدن قید تأهل است و آن هم فقط برای دانشجویان.
۲. یک مشکل بزرگ ما همین است که بسیاری امور، وابسته به اقامت ماست که سال به سال تمدید می شود. به راستی نمیشود بعد از سی سال حضور در این کشور،حداقل کسانی که به سلامت و درستی آزموده شدهاند، اقامتهای طولانیتری بگیرند و هر سال درگیر دوندگیهای متعدد برای گواهینامه و ثبت نام مدارس و امثال اینها نباشند؟
۳. چقدر خوب است اگر گرفتن گواهینامه برای دارندگان کارت شناسایی هم مقدور باشد. فعلاً فقط برای دارندگان اقامت مقدور است. در حالی که کارتداران گاهی قدیمیترند و در این کشور بیشتر ریشه داشتهاند.
۳. بعضیها میگویند که «حتی تو هم درگیر این دوندگیها هستی؟» و فکر میکنند که من چون آدم سرشناسی هستم، باید شرایطی استثنایی داشته باشم. حقیقت این است که در این امور، نه آدمهای سرشناس شرایط استثنایی دارند و نه من در پی آن هستم. برای من گواراتر است که یک مشکل ولو اندک برای عموم مهاجرین حل شود، تا این که به طور کامل برای من حل شود.
@mkazemkazemi
▪️ محمدکاظم کاظمی
توضیحات قبل از متن
۱. این یک روند هر ساله است. به همین دلیل بیشتر فرسایشی شده است.
۲. من این یادداشت را به نیت اصلاح مینویسم. به این امید که مسئولان دلسوز و مدبر، گشایشی در کارها پدید آورند.
🔸
روز اول
باید دستور تمدید گواهینامه را از ادارۀ گذرنامه بگیریم، بعد از صف و نوبتی که طبیعتاً هست. و هر سال باید این کار را بکنیم. چرا هر سال؟ چون گواهینامۀ ما به تمدید اقامت ما وابسته است و تمدید اقامت هم هرساله است.
بالاخره دستور استعلامها صادر شد. آزمایش عدم اعتیاد، تأیید عدم خلافی، استعلام از کلانتری محل، انگشتنگاری و تعهد محضری که با این گواهینامه مثلاً مسافرکشی نمیکنیم و اگر بکنیم، اقامت ما باطل میشود.
البته شرایط دیگری هم هست. اقامت باید شش ماه وقت داشته باشد، از یک زن و شوهر فقط به یک نفر گواهینامه میدهند و سالهای قبل به مجردان گواهینامه نمیدادند که البته امسال این محدودیت فقط برای دانشجویان رفع شده است.
آزمایش اعتیاد باید بهروز گرفته شود، به همین دلیل کار به فردا میافتد.
یک ماجرای کوچک هم دارم. کیف مرا اجازه نمیدهند به داخل ببرم. میگویم تحویل بگیرید، میگویند نمیگیریم، برو در ماشین بگذار. خوب برادر محترم من که گواهینامهام تمام شده است چطور با ماشین بیایم؟ ناچار کیف را به یک میوهفروشی در همان حوالی به امانت میسپارم و به اداره برمیگردم.
🔸🔸
روز دوم
روز خوبی است، چون کارمان در ادارۀ گذرنامه و صفهای طولانی آن نیست. با آرامش خاطر آزمایش اعتیاد میدهم و انگشتنگاری میکنم و تعهد محضری میدهم و خوشبختانه در هفتمین سال پیاپی، نمرۀ منفی تخلف رانندگی هم ندارم. پاک پاکم.
🔸🔸🔸
روز سوم
بعد از یک هفته از روز دوم، دوباره به ادارۀگذرنامه میروم تا نتایج «پاک بودن خود از هر حیث» را ارائه کنم. میگویند باید گذرنامۀ همسر هم باشد؛ و نیست. دوباره به خانه برمیگردم، گذرنامه را می رسانم و دستور را میگیریم. ولی ظهر شده است و صدور نامه به روز چهارم میافتد.
🔸🔸🔸🔸
روز چهارم
شنبه است و ادارۀ گذرنامه شلوغ. دهها نفر در بیرون اداره ایستادهاند. من نمیدانم چرا با این که هر سال تعداد گذرنامهداران افغانستانی بیشتر میشود و ادارۀ گذرنامه هم بابت تمدید گذرنامهها مبالغی میگیرد، فضا، پرسنل و امکانات پذیرش این اداره افزایش نمییابد. بالاخره ظهر امکان دسترسی به آن نامۀ تأیید فراهم میشود. ولی دیر شده است و کار به روز پنجم میافتد.
🔸🔸🔸🔸🔸
روز پنجم
بالاخره دستور تمدید گواهینامه از ادارۀ گذرنامه صادر شده است. یعنی الان در نقطۀ صفر هستم چون تازه حائز شرایط لازم برای تمدید گواهینامه دانسته شدهام. به ادارۀ راهنمایی و رانندگی میروم و فیش بانکی و برگۀ معاینات پزشکی را میگیرم و در نهایت تا آخر وقت، موفق میشوم مدارک را تحویل بدهم و بعد از پنج روز دوندگی، برای یک سال دیگر از ناحیۀ گواهینامه آسوده باشم.
گفتنی است که سرکار خانم صادقی کارمند این بخش در ادارۀ راهنمایی و رانندگی، هر سال با رفتار نیک و اخلاق خوش خود، سختیهای کار را برای مراجعان گوارا میکند. خوبیها را هم باید گفت.
🔺🔻
توضیحات پس از متن:
۱. گویا در سطوح بالای کشور عزم خوبی برای گشایش در امور مهاجرین وجود دارد. ولی این تحولات در امور اقامتی و گواهینامه خیلی کند است. امسال گویا تنها تفاوت، برداشته شدن قید تأهل است و آن هم فقط برای دانشجویان.
۲. یک مشکل بزرگ ما همین است که بسیاری امور، وابسته به اقامت ماست که سال به سال تمدید می شود. به راستی نمیشود بعد از سی سال حضور در این کشور،حداقل کسانی که به سلامت و درستی آزموده شدهاند، اقامتهای طولانیتری بگیرند و هر سال درگیر دوندگیهای متعدد برای گواهینامه و ثبت نام مدارس و امثال اینها نباشند؟
۳. چقدر خوب است اگر گرفتن گواهینامه برای دارندگان کارت شناسایی هم مقدور باشد. فعلاً فقط برای دارندگان اقامت مقدور است. در حالی که کارتداران گاهی قدیمیترند و در این کشور بیشتر ریشه داشتهاند.
۳. بعضیها میگویند که «حتی تو هم درگیر این دوندگیها هستی؟» و فکر میکنند که من چون آدم سرشناسی هستم، باید شرایطی استثنایی داشته باشم. حقیقت این است که در این امور، نه آدمهای سرشناس شرایط استثنایی دارند و نه من در پی آن هستم. برای من گواراتر است که یک مشکل ولو اندک برای عموم مهاجرین حل شود، تا این که به طور کامل برای من حل شود.
@mkazemkazemi
بازتاب مطلب «مهاجران و ماجرای گواهینامه» در رسانهها
مطلب «مهاجران و ماجرای گواهینامه» به لطف دوستان خوب ما، رسانهای شد. هم کانال خبری تسنیم آن را منتشر کرد و هم سایت خبرگزاری فارس و هم در سایت «الف» منتشر خواهد شد.
از همه این عزیزان سپاسگزارم و خوشحالم که این اتفاق حداقل در سطح رسانهها میافتد. امید که در عمل هم کارگشا باشد.
@mkazemkazemi
مطلب «مهاجران و ماجرای گواهینامه» به لطف دوستان خوب ما، رسانهای شد. هم کانال خبری تسنیم آن را منتشر کرد و هم سایت خبرگزاری فارس و هم در سایت «الف» منتشر خواهد شد.
از همه این عزیزان سپاسگزارم و خوشحالم که این اتفاق حداقل در سطح رسانهها میافتد. امید که در عمل هم کارگشا باشد.
@mkazemkazemi
Forwarded from کانال بصیر احمد حسین زاده
مهاجران و ماجرای گرفتن گواهینامه در ایران - FarsNews Agency
http://af.farsnews.com/social/news/13960523000045
محمدکاظم کاظمی نوشت: سطوح بالای ایران عزم خوبی برای گشایش در امور مهاجرین وجود دارد. ولی این تحولات در امور اقامتی و گواهینامه خیلی کند است. امسال گویا تنها تفاوت، برداشته شدن قید تأهل است و آن هم فقط برای دانشجویان.
@hosinzadee
http://af.farsnews.com/social/news/13960523000045
محمدکاظم کاظمی نوشت: سطوح بالای ایران عزم خوبی برای گشایش در امور مهاجرین وجود دارد. ولی این تحولات در امور اقامتی و گواهینامه خیلی کند است. امسال گویا تنها تفاوت، برداشته شدن قید تأهل است و آن هم فقط برای دانشجویان.
@hosinzadee
▪️ ایمان بخشایشی هم رفت
هر کس اینجا یک دو دم دکّان بسمل چید و رفت
ساعتی در خاک ره، لختی به خون غلتید و رفت
هر که را با غنچۀ این باغ کردند آشنا
همچو بوی گل به آه بیکسی پیچید و رفت
صبح تا طرز بنای عمر را نظّاره کرد
رایت دولت به خورشید فلک بخشید و رفت
خبری ناگوار بود، ایمان بخشایشی شاعر جوان و توانای خراسانی، بر اثر حادثۀ تصادف درگذشت و همه دوستان و آشنایان خودش و شعرش را د ربهت فرو برد.
روانش شاد.
هر کس اینجا یک دو دم دکّان بسمل چید و رفت
ساعتی در خاک ره، لختی به خون غلتید و رفت
هر که را با غنچۀ این باغ کردند آشنا
همچو بوی گل به آه بیکسی پیچید و رفت
صبح تا طرز بنای عمر را نظّاره کرد
رایت دولت به خورشید فلک بخشید و رفت
خبری ناگوار بود، ایمان بخشایشی شاعر جوان و توانای خراسانی، بر اثر حادثۀ تصادف درگذشت و همه دوستان و آشنایان خودش و شعرش را د ربهت فرو برد.
روانش شاد.
http://www.mkkazemi.com/1396/05/25/zare/
خبر به دورترین نقطۀ جهان برسد...
نگاهی به غزلی از شادروان نجمه زارع، در سایت محمدکاظم کاظمی
خبر به دورترین نقطۀ جهان برسد...
نگاهی به غزلی از شادروان نجمه زارع، در سایت محمدکاظم کاظمی
Forwarded from خندوانه و جناب خان
📌 «حجتالاسلام محمدرضا زائری» امشب مهمان خندوانه میشود.
💎 ساعت ۱۱ شب شبکه نسیم را از دست ندهید.
🍉 @khandevaneh_official4
💎 ساعت ۱۱ شب شبکه نسیم را از دست ندهید.
🍉 @khandevaneh_official4
Forwarded from مکتوب شوق
«بهتر است سخن آخر را اول بگوییم که بهراستی مغلق و غامض خواندن شعر بیدل به طور مطلق، غلطی مشهور در میان آن دسته از اهل ادب است که نسبت به مکتب هندی یا شعر بیدل یا هر دو نظر نیکی ندارند. در مجموع داوریهای یکجانبه و یکسویه دربارة شعر بیدل، ستمی بزرگ است که بر او و به واقع بر خود روا میداریم. یکی از این داوریها، دشوار دانستن سراسر شعرهای اوست که سنگی بر سر راه مشتاقان این شاعر میافکند.
و باز مشکل این است که غالب کسانی که قضاوتهایی از این دست دارند، به جای تحقیق در خود شعر بیدل، به حاصل تحقیقات دیگران مینگرند و چنین میشود که یک سخن معروف و گاه نادرست، در منابع گوناگون تکرار میشود، چنان که بیت معروف به بیمعنیبودن بیدل تکرار شده است، یعنی
حیرتدمیدهام، گل داغم بهانهای است
طاووس جلوهزار تو آیینهخانهای است»
قسمتی از کتاب کلید در باز
#بیدل
#محمد_کاظم_کاظمی
#کلید_در_باز
#انتشارات_سوره_مهر
@maktoobeshogh
و باز مشکل این است که غالب کسانی که قضاوتهایی از این دست دارند، به جای تحقیق در خود شعر بیدل، به حاصل تحقیقات دیگران مینگرند و چنین میشود که یک سخن معروف و گاه نادرست، در منابع گوناگون تکرار میشود، چنان که بیت معروف به بیمعنیبودن بیدل تکرار شده است، یعنی
حیرتدمیدهام، گل داغم بهانهای است
طاووس جلوهزار تو آیینهخانهای است»
قسمتی از کتاب کلید در باز
#بیدل
#محمد_کاظم_کاظمی
#کلید_در_باز
#انتشارات_سوره_مهر
@maktoobeshogh
Forwarded from مکتوب شوق
حرفهای آقای زائری حرف همه ماست، مشکل همه ماست و من خودم هم در محیط خانواده و اجتماع، ضرورت این مباحث را حس میکنم. دیدن این برنامه را به همه توصیه میکنم. 👇
Forwarded from ֆɖʀǟ
👆👆👆
فایل کامل گفتوگو با حجتالاسلام محمدرضا زائری
در برنامه خندوانه (۲۵مرداد۱۳۹۶- شبکه نسیم)
فایل کامل گفتوگو با حجتالاسلام محمدرضا زائری
در برنامه خندوانه (۲۵مرداد۱۳۹۶- شبکه نسیم)
Forwarded from تسنیم افغانستان
🔹یادداشت مهمان/محمد کاظم کاظمی
✅مروری بر چند دهه تحصیل دانشآموزان افغانستانی در ایران؛ سه سال آرامش پس از سه دهه دلواپسی...
🔹تفاوتی میان دانشآموزان مهاجر سه سال اخیر با سالیان گذشته هست، آرامشی در تحصیل که با نگاه پدرانه رهبر معظم انقلاب برای دانشآموزان مهاجر افغانستانی حاصل شد، حالا سه سال است در ثبتنام دانشآموزان خبری از آن استرسها و ثبتنام نکردنها نیست...
📸https://newsmedia.tasnimnews.com/Tasnim/Uploaded/Image/1394/02/08/13940208104424905190754.jpg
ادامه یادداشت را اینجا👇بخوانید:
📌http://tn.ai/1496538
✅مروری بر چند دهه تحصیل دانشآموزان افغانستانی در ایران؛ سه سال آرامش پس از سه دهه دلواپسی...
🔹تفاوتی میان دانشآموزان مهاجر سه سال اخیر با سالیان گذشته هست، آرامشی در تحصیل که با نگاه پدرانه رهبر معظم انقلاب برای دانشآموزان مهاجر افغانستانی حاصل شد، حالا سه سال است در ثبتنام دانشآموزان خبری از آن استرسها و ثبتنام نکردنها نیست...
📸https://newsmedia.tasnimnews.com/Tasnim/Uploaded/Image/1394/02/08/13940208104424905190754.jpg
ادامه یادداشت را اینجا👇بخوانید:
📌http://tn.ai/1496538
🔹وزیری خوشفکر و متعادل
محمدکاظم کاظمی
انتصاب دکتر سید عباس صالحی به وزرات فرهنگ و ارشاد اسلامی ایران، برای بسیاری از اهالی ادب و فرهنگ، بسیار خوشایند بود.
جناب سید عباس صالحی از حدود سی سال پیش برای من و دیگر اهل قلم خراسان چهرهای آشناست، یعنی از دورۀ مدیریت در بخش پژوهشهای قرآنی دفتر تبلیغات اسلامی خراسان. در آن زمان من برای دیدار دوست شاعر و دانشمند، جناب سیدحیدر علوینژاد ـ که به عنوان پژوهشگر قرآنی در آنجا مشغول کار بود ـ بسیار به آنجا میرفتم و بارها محضر جناب صالحی را هم درک کردم که در همان سنین جوانی، با دانش و درایت خوب، آن بخش را اداره میکرد.
باری، گذشته از دانش، توان مدیریتی و شخصیت متعادل دکتر صالحی، که برای پست حساس وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی اهمیت بسیار دارد، نگاه وسیع ایشان به حوزۀ تمدنی زبان فارسی، میتواند برای همه این قلمرو زبانی سودمند باشد. آقای صالحی در سالهای مسئولیت در معاونت فرهنگی این وزارتخانه نشان داد که چقدر به تعاملات فرهنگی کشورهای منطقه علاقه دارد. حضور افغانستان به صورت ویژه در جایزۀ ادبیات داستانی جلال آلاحمد و جشنوارۀ بینالمللی شعر فجر، یکی از ثمرات و نشانههای این نگاه است.
میشود امیدوار بود که اگر حاشیهها و تنگناهای معمول کار فرهنگی مانع نشود، دوران وزارت آقای دکتر سید عباس صالحی دوران خوبی برای این وزارتخانه و اهالی فرهنگ باشد.
#سید_عباس_صالحی
#وزیر_فرهنگ_و_ارشاد_اسلامی_ایران
@mkazemkazemi
محمدکاظم کاظمی
انتصاب دکتر سید عباس صالحی به وزرات فرهنگ و ارشاد اسلامی ایران، برای بسیاری از اهالی ادب و فرهنگ، بسیار خوشایند بود.
جناب سید عباس صالحی از حدود سی سال پیش برای من و دیگر اهل قلم خراسان چهرهای آشناست، یعنی از دورۀ مدیریت در بخش پژوهشهای قرآنی دفتر تبلیغات اسلامی خراسان. در آن زمان من برای دیدار دوست شاعر و دانشمند، جناب سیدحیدر علوینژاد ـ که به عنوان پژوهشگر قرآنی در آنجا مشغول کار بود ـ بسیار به آنجا میرفتم و بارها محضر جناب صالحی را هم درک کردم که در همان سنین جوانی، با دانش و درایت خوب، آن بخش را اداره میکرد.
باری، گذشته از دانش، توان مدیریتی و شخصیت متعادل دکتر صالحی، که برای پست حساس وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی اهمیت بسیار دارد، نگاه وسیع ایشان به حوزۀ تمدنی زبان فارسی، میتواند برای همه این قلمرو زبانی سودمند باشد. آقای صالحی در سالهای مسئولیت در معاونت فرهنگی این وزارتخانه نشان داد که چقدر به تعاملات فرهنگی کشورهای منطقه علاقه دارد. حضور افغانستان به صورت ویژه در جایزۀ ادبیات داستانی جلال آلاحمد و جشنوارۀ بینالمللی شعر فجر، یکی از ثمرات و نشانههای این نگاه است.
میشود امیدوار بود که اگر حاشیهها و تنگناهای معمول کار فرهنگی مانع نشود، دوران وزارت آقای دکتر سید عباس صالحی دوران خوبی برای این وزارتخانه و اهالی فرهنگ باشد.
#سید_عباس_صالحی
#وزیر_فرهنگ_و_ارشاد_اسلامی_ایران
@mkazemkazemi
Forwarded from خبرهای شعر خراسان (محمدکاظم کاظمی)
🔹جلسۀ نقد و پژوهش شعر، جلسۀ ۶۱
🔸 نقد کتاب «ریمیا» یوسف بینا
یکشنبه ۵ شهریور ۱۳۹۶، ساعت ۱۷
مشهد، بولوار هاشمیه، حوزۀ هنری خراسان رضوی
🔸 نقد کتاب «ریمیا» یوسف بینا
یکشنبه ۵ شهریور ۱۳۹۶، ساعت ۱۷
مشهد، بولوار هاشمیه، حوزۀ هنری خراسان رضوی
اطلاعیۀ ششمین کمپین مددخواهی حیات. 👆
با سپاس از عزیزان ما در این کمپین که به راستی برای جامعۀ بیپناه مهاجر ضرور و بسیار کارگشاست.
با سپاس از عزیزان ما در این کمپین که به راستی برای جامعۀ بیپناه مهاجر ضرور و بسیار کارگشاست.