شعری که بر سبیل تفنن سروده شد
باید سبیل شاعر آن را دهند دود
محمود یاوری زاوه.
نفست گرم شاعر.
امروز این طنزسرای پیشکسوت عرصه طنز خراسان در افتتاحیه انجمن شعر معاصر قصیده ای خواند باشکوه، کوبنده و استوار.
فقط این بیت را توانستم بنویسم.
باید سبیل شاعر آن را دهند دود
محمود یاوری زاوه.
نفست گرم شاعر.
امروز این طنزسرای پیشکسوت عرصه طنز خراسان در افتتاحیه انجمن شعر معاصر قصیده ای خواند باشکوه، کوبنده و استوار.
فقط این بیت را توانستم بنویسم.
Forwarded from خانهٔ آینه
🍀 امروز با بیدل
به مناسبت عید قربان
🌈
چو بیدل از هوس سیر کعبه مستغنی است
کسی که گِرد تو، یعنی به دور دل گردید
تقابل کعبه و دل در شعر فارسی بسیار سابقه دارد و در شعر بیدل هم بازها بیان شده است، از جمله در همین بیت، که از غزلی است به مناسبت عید قربان. به دیگر بیتهای این غزل باز هم میرسیم، اما پیش از آن، بیت زیبای دیگری با همان کعبه و دل را بخوانیم.
سنگ راه خود شمارد کعبه و بتخانه را
هر که چون بیدل طواف گوشۀ دلها کند
ولی بیدل به این مضمون قدیمی اکتفا نمیکند. در بیتی دیگر باز سخنی تازه میگوید:
ز سیر کسوتِ تسلیمِ چشمِ قربانی
هوس ز جامۀ احرام، منفعل گردید
میدانید که گوسفند قربانی، چشمش به سفیدی میگراید. انگار که پرچم تسلیم نشان داده است و تسلیم فرمان حق است. از طرفی منفعل شدن یعنی خجل شدن، خجالت کشیدن. شاعر میگوید که ما حاجیان که لباس سفید میپوشیم و انگار تسلیم شدهایم، بهتر است یک خرده خجالت بکشیم، چون شعار تسلیم به خدا را ما سر میدهیم، ولی آن که به راستی تسلیم تیغ میشود، آن گوسفند زبانبسته است.
این هم چند بیت دیگر از همین غزل:
رسید عید و طربها دلیل دل گردید
امید خلق، به صد رنگ مشتعل گردید
من و شهید محبّت دلی که جز به رُخَت
به هر طرف نظر انداختم، خجل گردید
چهسان به کعبه توانم کشید، محمل جهد؟
که راهم از عرق انفعال، گِل گردید
میگوید من آن قدر از گناهکاری خود شرمسارم که از عرق خجالت من، زمینِ مسیر گل شده است. حالا در این گل و شل چطور میتوان به سمت کعبه به راه افتاد؟ زنجیر چرخ هم که قاعدتاً ندارم.
#امروز_با_بیدل
#کانال_خانۀ_آینه
#عید_قربان
@khanehayeneh
به مناسبت عید قربان
🌈
چو بیدل از هوس سیر کعبه مستغنی است
کسی که گِرد تو، یعنی به دور دل گردید
تقابل کعبه و دل در شعر فارسی بسیار سابقه دارد و در شعر بیدل هم بازها بیان شده است، از جمله در همین بیت، که از غزلی است به مناسبت عید قربان. به دیگر بیتهای این غزل باز هم میرسیم، اما پیش از آن، بیت زیبای دیگری با همان کعبه و دل را بخوانیم.
سنگ راه خود شمارد کعبه و بتخانه را
هر که چون بیدل طواف گوشۀ دلها کند
ولی بیدل به این مضمون قدیمی اکتفا نمیکند. در بیتی دیگر باز سخنی تازه میگوید:
ز سیر کسوتِ تسلیمِ چشمِ قربانی
هوس ز جامۀ احرام، منفعل گردید
میدانید که گوسفند قربانی، چشمش به سفیدی میگراید. انگار که پرچم تسلیم نشان داده است و تسلیم فرمان حق است. از طرفی منفعل شدن یعنی خجل شدن، خجالت کشیدن. شاعر میگوید که ما حاجیان که لباس سفید میپوشیم و انگار تسلیم شدهایم، بهتر است یک خرده خجالت بکشیم، چون شعار تسلیم به خدا را ما سر میدهیم، ولی آن که به راستی تسلیم تیغ میشود، آن گوسفند زبانبسته است.
این هم چند بیت دیگر از همین غزل:
رسید عید و طربها دلیل دل گردید
امید خلق، به صد رنگ مشتعل گردید
من و شهید محبّت دلی که جز به رُخَت
به هر طرف نظر انداختم، خجل گردید
چهسان به کعبه توانم کشید، محمل جهد؟
که راهم از عرق انفعال، گِل گردید
میگوید من آن قدر از گناهکاری خود شرمسارم که از عرق خجالت من، زمینِ مسیر گل شده است. حالا در این گل و شل چطور میتوان به سمت کعبه به راه افتاد؟ زنجیر چرخ هم که قاعدتاً ندارم.
#امروز_با_بیدل
#کانال_خانۀ_آینه
#عید_قربان
@khanehayeneh
Forwarded from کانال بصیر احمد حسین زاده
کاج ها هنوز ایستاده اند/ یادی از ناصر فرخاد شاعر از یاد رفته افغانستان.
یاداشتی از بصیر احمد حسین زاده در خبرگزاری فارس.👇
http://af.farsnews.com/culture/news/13960613000967
@hosinzadee
یاداشتی از بصیر احمد حسین زاده در خبرگزاری فارس.👇
http://af.farsnews.com/culture/news/13960613000967
@hosinzadee
🔵 غدیر
🔸محمدکاظم کاظمی
ای بشر! خانه نهادی و نگفتی خام است
کفر کردی و نگفتی که چه در فرجام است
چشم بستی و ندیدی که در آن یومِ شگفت
چه پدید آمد از این پرده بر این قومِ شگفت
🔹
ترسِ جان پشت درِ مکه مسلمانت کرد
نعمتی آمد و آمادۀ طغیانت کرد
پس از آن پیشرو بلهوسان دیدیمت
پشت پیراهن خونین کسان دیدیمت
هُبلی گشته، به صحرای حجاز استاده
مست و مخمور به محراب نماز استاده
راهزن با طبق زر چه کند؟ آن کردی
گلّه با سبزۀ نوبر چه کند؟ آن کردی
🔹
چه توان کرد فراموشی گُل در گِل را؟
دین کامل شده و مردم ناکامل را
غول گرمازده را چشمه و مرداب یکی است
کور بینا شده را گوهر و شبتاب یکی است
شِعب نادیده دگر اصل و بدل نشناسد
بدر نشناسد و صفّین و جمل نشناسد
شعب نادیده چه داند که مسلمانی چیست؟
فرق تیغ علوی با زر سفیانی چیست
🔹
کفر کردی بشر! این عید مبارک بادت
پس از آن، دوزخ جاوید مبارک بادت
از چنین جاه و حشم، شیر شتر نیکتر است
سوسمار از شکم و کیسۀ پُر نیکتر است
ای بشر! عهدِ حجر باز نصیبت بادا
مارهایی همه کر، باز نصیبت بادا
تا از این پس نرود گفتۀ پیر از یادت
آفتابی که برآمد به غدیر از یادت
اردیبهشت ۱۳۷۶
@mkazemkazemi
🔸محمدکاظم کاظمی
ای بشر! خانه نهادی و نگفتی خام است
کفر کردی و نگفتی که چه در فرجام است
چشم بستی و ندیدی که در آن یومِ شگفت
چه پدید آمد از این پرده بر این قومِ شگفت
🔹
ترسِ جان پشت درِ مکه مسلمانت کرد
نعمتی آمد و آمادۀ طغیانت کرد
پس از آن پیشرو بلهوسان دیدیمت
پشت پیراهن خونین کسان دیدیمت
هُبلی گشته، به صحرای حجاز استاده
مست و مخمور به محراب نماز استاده
راهزن با طبق زر چه کند؟ آن کردی
گلّه با سبزۀ نوبر چه کند؟ آن کردی
🔹
چه توان کرد فراموشی گُل در گِل را؟
دین کامل شده و مردم ناکامل را
غول گرمازده را چشمه و مرداب یکی است
کور بینا شده را گوهر و شبتاب یکی است
شِعب نادیده دگر اصل و بدل نشناسد
بدر نشناسد و صفّین و جمل نشناسد
شعب نادیده چه داند که مسلمانی چیست؟
فرق تیغ علوی با زر سفیانی چیست
🔹
کفر کردی بشر! این عید مبارک بادت
پس از آن، دوزخ جاوید مبارک بادت
از چنین جاه و حشم، شیر شتر نیکتر است
سوسمار از شکم و کیسۀ پُر نیکتر است
ای بشر! عهدِ حجر باز نصیبت بادا
مارهایی همه کر، باز نصیبت بادا
تا از این پس نرود گفتۀ پیر از یادت
آفتابی که برآمد به غدیر از یادت
اردیبهشت ۱۳۷۶
@mkazemkazemi
✳️ در این ایام متعلق به امیر مؤمنان، قطعاتی از قوالیهای نصرت فتحعلی خان برای آن حضرت را منتشر میکنم، با درود بر روح این هنرمند بزرگ.
یکی از ابتکارهای نصرت فتحعلی خان استفاده از سازهای غربی در قوالی بود که البته منتقدانی نیز داشت. حقیقت این است که اینها گاهی خوش افتاده و گاهی خوش نیفتاده است. در این قطعه که میشنوید صدای گیتار لطف دیگری به آهنگ داده است. 👆
یکی از ابتکارهای نصرت فتحعلی خان استفاده از سازهای غربی در قوالی بود که البته منتقدانی نیز داشت. حقیقت این است که اینها گاهی خوش افتاده و گاهی خوش نیفتاده است. در این قطعه که میشنوید صدای گیتار لطف دیگری به آهنگ داده است. 👆
✳️
سایت محمدکاظم کاظمی با مطالبی تازه در زمینۀ نگارش، شعر مذهبی و قطعاتی از آثار استاد سرآهنگ بهروز شد.
http://www.mkkazemi.com/
سایت محمدکاظم کاظمی با مطالبی تازه در زمینۀ نگارش، شعر مذهبی و قطعاتی از آثار استاد سرآهنگ بهروز شد.
http://www.mkkazemi.com/
Forwarded from مهدی مسائلی، مطالعات و یادداشت (مهدی مسائلی)
⚡️چرا ما #سگ_امام_حسین (ع) نیستیم؟/ #شیعیانی که دینشان به اندازه بال مگسی ارزش ندارد⚡️
✍مهدی مسائلی
🔹همه میدانیم اهلبیت(ع) برای ما هیچگاه هدف و مقصود نهایی از دینداری نیستند و محبت و عشق ما به آن بزرگواران نیز به خاطر ولایت الهی است که در وجود آنها تبلور یافته است...( وَ ما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الْإِنْسَ إِلاَّ لِيَعْبُدُونِ؛ من جنیّان و آدمیان را جز برای این که مرا بپرستند نیافریدم.)(ذاریات/56)
🔹در این راستا باید ابراز محبت و اطاعت ما از اهلبیت(ع) نیز به گونهای باشد که دیگران گمان نکنند که شیعه، ائمه خود را هدف و مقصود نهایی میداند و برای آن بزرگواران محبت و ولایتی مستقل از ولایت خداوند قائل است.
🔹این سخن بارها توسط اهلبیت(ع) به شیعیان تذکر داده شده است چنانچه هنگامی عبدالسلامِ هَرَوِی خدمت امام رضا(ع) عرض مینماید که نزد مردم شایع کردهاند که شما ادّعا میکنید مردم #بنده_زر_خرید ما هستند! آن حضرت در پاسخ فرمودند: «خداوندا! اى کسى که آسمانها و زمین را آفریدهاى و به ناپیدا و پیدا آگاهى، تو شاهدى که من چنین مطلبى را هرگز نگفتهام، و از احدى از پدرانم(ع) نشنیدهام که چنین کلامى گفته باشند، بار الها! تو خود میدانى که از این مردم چه ستمهایى به ما وارد شده است، و اینکه این افترا هم از ستمهاى ایشان ست که درباره ما روا داشتهاند.»
جالب اینکه در ادامه روایت، امام رضا(ع) استدلالی در رد این شایعه بیان نموده و سپس بر این نکته تأکید فرمودند که اطاعت از اهلبیت(ع) به خاطر ولایتی است خداوند به ایشان داده است: «اى عبدالسّلام آیا تو منکرى آنچه را خداوند تعالى از ولایت و امامت ما بر تو و دیگران واجب فرموده است چنان که دیگران منکرند؟» گفتم: «پناه به خدا، هرگز! بلکه من به ولایت و امامت شما اقرار دارم.»(شیخ صدوق، عیون أخبار الرضا علیه السلام، ترجمه غفارى و مستفید، ج2، ص431)
🔹همچنین امام رضا(ع) در روایتی دیگرهمین معنا را صریحا متذکر میشوند، محمد بن زید طبرى میگوید: من در خراسان بالاى سر امام رضا(ع) ایستاده به خدمت بودم و جمعى از بنى هاشم که اسحاق بن موسى همراه آنها بود، شرفیاب حضور او بودند. آن حضرت فرمود: «اى اسحاق به من خبر رسیده که مردم مىگویند: ما عقیده داریم که همه مردم بندههاى ما هستند، نه، سوگند بدان خویشى و قرابتى که با رسول خدا(ص) دارم، من هرگز چنین چیزى نگفتم، و از پدران خود هم نشنیدم و به من نرسیده است که یکى از نیاکان من چنین گفته باشد، ولى من مىگویم که مردم مطیع ما هستند در اینکه اطاعت و پیروی ما از سوی خداوند بر آنها واجب است و در دیانت و معارف الهی به ما وابستهاند، این مطلب را باید حاضران به غائبان برسانند.»(شیخ کلینی، اصول کافی، چاپ دارالحدیث، ج1، ص459.)
🔹حقیقت اینکه امروز غلفت عدهای از شیعیان از حقیقت ولایت اهل بیت(ع) و غرضورزی عدهای دیگر، موجب شده است تا علما و بزرگان شیعه نتوانند آنها را به صورت صریح از سخنان و رفتارهایی اینگونه باز دارند.
نزد شاگردان آیت الله بروجردی معروف و مشهور است که این مرجع بزرگ جهان تشیع نهی شدید و خاصی از #عتبهبوسی قبور ائمه شیعه(ع) داشتند و با این استدلال که این کار نوعی سجده است و سجده برای غیر خداوند جایز نیست، انجام این کار را انحراف از اصل و اساس محبت و ولایت به اهل بیت(ع) میدانستند.
🔹 سخن درباره اختلاف علما درباره عتبهبوسی نیست که عدهای فتوای دیگر مراجع را در جواز این عمل به نمایش بگذارند، زیرا امروز از مسأله عتبهبوسی بدانجا رسیدهایم که عدهای #قلاده بر گردن می آویزند، صدای سگ در میآورند، #سینهخیز بینالحرمین را طی میکنند، صورت بر زمین میکشند، به سمت حرم ائمه شیعه(ع) نماز میخوانند، کلمات کفر بر زبان جاری میکنند، و...؛ و هیچ کس حق و جرأت اعتراض به آنها را ندارد، چون اعتراض به این اعمال ناشایست و موهن از دیدگاه بعضی به منزلهی زیر سؤال بردن ولایت و محبت اهل بیت(ع) است و خروج از دین!
🔹اینجاست که امام زمان(ع) در توقیعی خطاب به محمد بن علی بن هلال کَرْخی، با اشاره به اعمال و گفتههای ناشایست بعضی از شیعیان درباره اهل بیت(ع) میفرمایند: «یَا مُحَمَّدَ بْنَ عَلِیٍّ قَدْ آذَانَا جُهَلَاءُ الشِّیعَةِ وَ حُمَقَاؤُهُمْ وَ مَنْ دِینُهُ جَنَاحُ الْبَعُوضَةِ أَرْجَحُ مِنْه؛ اى محمّد بن علىّ، افرادى احمق و جاهل از شیعیان و گروهى که مذهبشان به اندازه #بال_مگسى ارزش ندارد خاطرم را آزردهاند!» (شیخ طبرسی، الإحتجاج على أهل اللجاج، ج2، ص 474)
...........
کانال مهدی مسائلی، مطالعات و یادداشتها:
@azadpajooh
✍مهدی مسائلی
🔹همه میدانیم اهلبیت(ع) برای ما هیچگاه هدف و مقصود نهایی از دینداری نیستند و محبت و عشق ما به آن بزرگواران نیز به خاطر ولایت الهی است که در وجود آنها تبلور یافته است...( وَ ما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الْإِنْسَ إِلاَّ لِيَعْبُدُونِ؛ من جنیّان و آدمیان را جز برای این که مرا بپرستند نیافریدم.)(ذاریات/56)
🔹در این راستا باید ابراز محبت و اطاعت ما از اهلبیت(ع) نیز به گونهای باشد که دیگران گمان نکنند که شیعه، ائمه خود را هدف و مقصود نهایی میداند و برای آن بزرگواران محبت و ولایتی مستقل از ولایت خداوند قائل است.
🔹این سخن بارها توسط اهلبیت(ع) به شیعیان تذکر داده شده است چنانچه هنگامی عبدالسلامِ هَرَوِی خدمت امام رضا(ع) عرض مینماید که نزد مردم شایع کردهاند که شما ادّعا میکنید مردم #بنده_زر_خرید ما هستند! آن حضرت در پاسخ فرمودند: «خداوندا! اى کسى که آسمانها و زمین را آفریدهاى و به ناپیدا و پیدا آگاهى، تو شاهدى که من چنین مطلبى را هرگز نگفتهام، و از احدى از پدرانم(ع) نشنیدهام که چنین کلامى گفته باشند، بار الها! تو خود میدانى که از این مردم چه ستمهایى به ما وارد شده است، و اینکه این افترا هم از ستمهاى ایشان ست که درباره ما روا داشتهاند.»
جالب اینکه در ادامه روایت، امام رضا(ع) استدلالی در رد این شایعه بیان نموده و سپس بر این نکته تأکید فرمودند که اطاعت از اهلبیت(ع) به خاطر ولایتی است خداوند به ایشان داده است: «اى عبدالسّلام آیا تو منکرى آنچه را خداوند تعالى از ولایت و امامت ما بر تو و دیگران واجب فرموده است چنان که دیگران منکرند؟» گفتم: «پناه به خدا، هرگز! بلکه من به ولایت و امامت شما اقرار دارم.»(شیخ صدوق، عیون أخبار الرضا علیه السلام، ترجمه غفارى و مستفید، ج2، ص431)
🔹همچنین امام رضا(ع) در روایتی دیگرهمین معنا را صریحا متذکر میشوند، محمد بن زید طبرى میگوید: من در خراسان بالاى سر امام رضا(ع) ایستاده به خدمت بودم و جمعى از بنى هاشم که اسحاق بن موسى همراه آنها بود، شرفیاب حضور او بودند. آن حضرت فرمود: «اى اسحاق به من خبر رسیده که مردم مىگویند: ما عقیده داریم که همه مردم بندههاى ما هستند، نه، سوگند بدان خویشى و قرابتى که با رسول خدا(ص) دارم، من هرگز چنین چیزى نگفتم، و از پدران خود هم نشنیدم و به من نرسیده است که یکى از نیاکان من چنین گفته باشد، ولى من مىگویم که مردم مطیع ما هستند در اینکه اطاعت و پیروی ما از سوی خداوند بر آنها واجب است و در دیانت و معارف الهی به ما وابستهاند، این مطلب را باید حاضران به غائبان برسانند.»(شیخ کلینی، اصول کافی، چاپ دارالحدیث، ج1، ص459.)
🔹حقیقت اینکه امروز غلفت عدهای از شیعیان از حقیقت ولایت اهل بیت(ع) و غرضورزی عدهای دیگر، موجب شده است تا علما و بزرگان شیعه نتوانند آنها را به صورت صریح از سخنان و رفتارهایی اینگونه باز دارند.
نزد شاگردان آیت الله بروجردی معروف و مشهور است که این مرجع بزرگ جهان تشیع نهی شدید و خاصی از #عتبهبوسی قبور ائمه شیعه(ع) داشتند و با این استدلال که این کار نوعی سجده است و سجده برای غیر خداوند جایز نیست، انجام این کار را انحراف از اصل و اساس محبت و ولایت به اهل بیت(ع) میدانستند.
🔹 سخن درباره اختلاف علما درباره عتبهبوسی نیست که عدهای فتوای دیگر مراجع را در جواز این عمل به نمایش بگذارند، زیرا امروز از مسأله عتبهبوسی بدانجا رسیدهایم که عدهای #قلاده بر گردن می آویزند، صدای سگ در میآورند، #سینهخیز بینالحرمین را طی میکنند، صورت بر زمین میکشند، به سمت حرم ائمه شیعه(ع) نماز میخوانند، کلمات کفر بر زبان جاری میکنند، و...؛ و هیچ کس حق و جرأت اعتراض به آنها را ندارد، چون اعتراض به این اعمال ناشایست و موهن از دیدگاه بعضی به منزلهی زیر سؤال بردن ولایت و محبت اهل بیت(ع) است و خروج از دین!
🔹اینجاست که امام زمان(ع) در توقیعی خطاب به محمد بن علی بن هلال کَرْخی، با اشاره به اعمال و گفتههای ناشایست بعضی از شیعیان درباره اهل بیت(ع) میفرمایند: «یَا مُحَمَّدَ بْنَ عَلِیٍّ قَدْ آذَانَا جُهَلَاءُ الشِّیعَةِ وَ حُمَقَاؤُهُمْ وَ مَنْ دِینُهُ جَنَاحُ الْبَعُوضَةِ أَرْجَحُ مِنْه؛ اى محمّد بن علىّ، افرادى احمق و جاهل از شیعیان و گروهى که مذهبشان به اندازه #بال_مگسى ارزش ندارد خاطرم را آزردهاند!» (شیخ طبرسی، الإحتجاج على أهل اللجاج، ج2، ص 474)
...........
کانال مهدی مسائلی، مطالعات و یادداشتها:
@azadpajooh
مهدی مسائلی، مطالعات و یادداشت
⚡️چرا ما #سگ_امام_حسین (ع) نیستیم؟/ #شیعیانی که دینشان به اندازه بال مگسی ارزش ندارد⚡️ ✍مهدی مسائلی 🔹همه میدانیم اهلبیت(ع) برای ما هیچگاه هدف و مقصود نهایی از دینداری نیستند و محبت و عشق ما به آن بزرگواران نیز به خاطر ولایت الهی است که در وجود آنها…
🔹 در کانال تلگرامی آقای محمدرضا زائری گاه مطالبی را میبینم که بارها آرزو داشتم کسی آنها را به زبان بیاورد. در این کانال حرفهای فروخفته و فرونهفتۀ بسیاری را که سالهاست در دل ماست، میخوانیم. دوستان را به عضویت در آن دعوت میکنم.
https://t.me/morzaeri
در اینجا هم مطالب مفیدی از خود ایشان هست، هم از دیگران، مثل این یادداشت بالا که از آقای مهدی مسائلی نقل شده است. 👆
@mkazemkazemi
https://t.me/morzaeri
در اینجا هم مطالب مفیدی از خود ایشان هست، هم از دیگران، مثل این یادداشت بالا که از آقای مهدی مسائلی نقل شده است. 👆
@mkazemkazemi
Forwarded from به زودی...
جمع آوری کمک مالی جهت تهیه لوازم التحریر 50 دانش آموز شناسایی شده نیازمند
شاید فردا را همین کودکان تغییر دهند ...
لطفا واریز وجه را به آیدی @labkhanderangi اطلاع دهید.
#لبخند_رنگی_بسازیم
@bezodii
شاید فردا را همین کودکان تغییر دهند ...
لطفا واریز وجه را به آیدی @labkhanderangi اطلاع دهید.
#لبخند_رنگی_بسازیم
@bezodii
چنان که من اطلاع یافتهام، این دوستان مورد اعتماد هستند.
شماره کارت را به صورت متنی هم درج میکنم
6037997361432918
به اسم ریحانه کشتکاران
👆
شماره کارت را به صورت متنی هم درج میکنم
6037997361432918
به اسم ریحانه کشتکاران
👆
🔹 آخرین مراحل تجدید چاپ «شعر پارسی»
بالاخره بعد از سالها تأخیر و تعلل، کتاب «شعر پارسی» به آستانۀ تجدید چاپ رسید. این کتاب در سال ۱۳۷۹ اول بار چاپ شد و از آن پس چهارده سال در محاق بود. در سال ۱۳۹۱ با پیشنهاد جناب عابس قدسی مدیر انتشارات سپیدهباوران به تجدید چاپ آن در این انتشارات تصمیم گرفتیم و اینک پس از پنج سال، توانستهام بازبینی و بازنویسیاش را به سامان رسانم.
هم اکنون آخرین مراحل صفحهآرایی را انجام دادم. اینک توپ را به میدان ناشر محترم میاندازم و منتظر انتشار آن میمانم.
این کتاب گزیدهای از شعر پارسی از آغاز تا امروز است، همراه با یک سیر اجمالی بر سرگذشت صوری و محتوایی آن. کتاب در نزدیک به ششصد صفحه تدوین شده و آثاری از یکصد شاعر را در خود دارد.
@mkkazemi
بالاخره بعد از سالها تأخیر و تعلل، کتاب «شعر پارسی» به آستانۀ تجدید چاپ رسید. این کتاب در سال ۱۳۷۹ اول بار چاپ شد و از آن پس چهارده سال در محاق بود. در سال ۱۳۹۱ با پیشنهاد جناب عابس قدسی مدیر انتشارات سپیدهباوران به تجدید چاپ آن در این انتشارات تصمیم گرفتیم و اینک پس از پنج سال، توانستهام بازبینی و بازنویسیاش را به سامان رسانم.
هم اکنون آخرین مراحل صفحهآرایی را انجام دادم. اینک توپ را به میدان ناشر محترم میاندازم و منتظر انتشار آن میمانم.
این کتاب گزیدهای از شعر پارسی از آغاز تا امروز است، همراه با یک سیر اجمالی بر سرگذشت صوری و محتوایی آن. کتاب در نزدیک به ششصد صفحه تدوین شده و آثاری از یکصد شاعر را در خود دارد.
@mkkazemi
Forwarded from کانال بصیر احمد حسین زاده
گزارش فارس از پاتوق شاعران ایران و افغانستان در محفل آفتابگردانهای مشهد👇
http://af.farsnews.com/culture/news/13960625001155
@hosinzadee
http://af.farsnews.com/culture/news/13960625001155
@hosinzadee
Farsnews
پاتوق شاعران ایران و افغانستان در محفل آفتابگردانهای مشهد - FarsNews Agency
The description of my page
گزارش جناب بصیراحمد حسینزاده از جلسۀ آفتابگردانهای مشهد که هر هفته در مشهد برگزار میشود. 👆
🔹 شهریار
دو قطعه از امید مهدینژاد و محمدکاظم کاظمی در پیوند با روز ملی شعر و ادب، با این عنایت که خیلیها عقیده دارند که روز ملی شعر و ادب باید به نام شاعری دیگر میبود.
🔸 امید مهدینژاد:
آمدی جانم به قربانت، ولی اینجا چرا؟
در محل کار ما را میکنی رسوا چرا؟
جان من، محبوب من، گفتم همان پایین بمان
حرف من را خاک کردی، آمدی بالا چرا؟
... آمدی، در مقدمت شور قیامت شد بهپا
میزنی در را، بزن، آخر ولی با پا چرا؟
گفتی «اینجا جای من بودهست و بس»، گفتم «به چشم...»
با زبان خوش بگو پا میشوم، تیپا چرا؟
🔸 محمدکاظم کاظمی:
در همین ایام «روز ملی شعر و ادب»
این چنین رفتارها با شهریار ما چرا؟
یک نفر میگفت روز ملی شعر و ادب
مال فردوسی نشد یا مال مولانا چرا
یا همان شاعر که روی سر در کاخ ملل
گفته در شعرش «بنی آدم همه اعضا...» چرا؟
یا همان رندی که در آغاز دیوان گفته است
«ایها الساقی ادر کأساً و ناولها» چرا؟
بنده اهل نوگرایی نیستم در هیچ وجه
ور نه میگفتم نشد سهراب یا نیما چرا؟
۲۹ شهریور ۱۳۹۰
دو قطعه از امید مهدینژاد و محمدکاظم کاظمی در پیوند با روز ملی شعر و ادب، با این عنایت که خیلیها عقیده دارند که روز ملی شعر و ادب باید به نام شاعری دیگر میبود.
🔸 امید مهدینژاد:
آمدی جانم به قربانت، ولی اینجا چرا؟
در محل کار ما را میکنی رسوا چرا؟
جان من، محبوب من، گفتم همان پایین بمان
حرف من را خاک کردی، آمدی بالا چرا؟
... آمدی، در مقدمت شور قیامت شد بهپا
میزنی در را، بزن، آخر ولی با پا چرا؟
گفتی «اینجا جای من بودهست و بس»، گفتم «به چشم...»
با زبان خوش بگو پا میشوم، تیپا چرا؟
🔸 محمدکاظم کاظمی:
در همین ایام «روز ملی شعر و ادب»
این چنین رفتارها با شهریار ما چرا؟
یک نفر میگفت روز ملی شعر و ادب
مال فردوسی نشد یا مال مولانا چرا
یا همان شاعر که روی سر در کاخ ملل
گفته در شعرش «بنی آدم همه اعضا...» چرا؟
یا همان رندی که در آغاز دیوان گفته است
«ایها الساقی ادر کأساً و ناولها» چرا؟
بنده اهل نوگرایی نیستم در هیچ وجه
ور نه میگفتم نشد سهراب یا نیما چرا؟
۲۹ شهریور ۱۳۹۰
Forwarded from تسنیم افغانستان
🔹آخرین پیگیریهای تسنیم از وضعیت «کودکان کار» افغانستانی
🔸گزارش اقدام قبیح بهزیستی و شهرداری تهران در برابر کودکان مهاجر افغانستانی/چهارشنبه موعد تعیین تکلیف کودکان کار در اردوگاه
📸 https://newsmedia.tasnimnews.com/Tasnim/Uploaded/Image/1396/06/27/1396062716232599211958134.jpg
🖇پس از پیگیریهای تسنیم در ارتباط با اقدام قبیح بهزیستی و شهرداری تهران و انتقال بیش از ۱۰۰ کودک کار افغانستانی به اردوگاه عسگرآباد ورامین، یک مقام مسئول در اداره اتباع تهران گفت: وضعیت این کودکان چهارشنبه در وزارت کشور تعیین تکلیف میشود.
📌 http://tn.ai/1523121
🔸گزارش اقدام قبیح بهزیستی و شهرداری تهران در برابر کودکان مهاجر افغانستانی/چهارشنبه موعد تعیین تکلیف کودکان کار در اردوگاه
📸 https://newsmedia.tasnimnews.com/Tasnim/Uploaded/Image/1396/06/27/1396062716232599211958134.jpg
🖇پس از پیگیریهای تسنیم در ارتباط با اقدام قبیح بهزیستی و شهرداری تهران و انتقال بیش از ۱۰۰ کودک کار افغانستانی به اردوگاه عسگرآباد ورامین، یک مقام مسئول در اداره اتباع تهران گفت: وضعیت این کودکان چهارشنبه در وزارت کشور تعیین تکلیف میشود.
📌 http://tn.ai/1523121