کانال محمدکاظم کاظمی
2.81K subscribers
2.03K photos
314 videos
99 files
949 links
کانال‌های مرتبط:
آثار (شعرها و نوشته‌های آموزشی)
@asarkazemi
پادکست شعر پارسی
https://castbox.fm/va/5426223
صفحۀ اینستاگرام:
instagram.com/mkazemkazemi
سایت:
www.mkkazemi.com
Download Telegram
برنامه تلویزیونی هم‌قصه
🔹مِّنَ الْمُؤْمِنِينَ رِجَالٌ صَدَقُوا مَا عَاهَدُوا اللَّهَ عَلَيْهِ ۖ فَمِنْهُم مَّن قَضَىٰ نَحْبَهُ وَمِنْهُم مَّن يَنتَظِرُ ۖ وَمَا بَدَّلُوا تَبْدِيلًا...🔹 🔹روح بلند مبارز خستگی ناپذیر دکتر سید محمد علیشاه موسوی دیروز در مصلای نماز جمعه به خیل ارواح…
◼️ سید محمدعلی‌شاه موسوی گردیزی

امروز باخبر شدیم که یکی از کشتگان انفجار انتحاری در نماز جمعۀ‌ گردیز، دکتر سید محمدعلی‌شاه موسوی گردیزی بوده است، مرد همیشه مبارز و همیشه مقاوم و همیشه همراه مردم.
روانش مینوی باد.
Robaei-13 _970514.pdf
72.9 KB
🔹رباعی‌های انتخاب شده برای دوازدهمین جلسۀ بیدل‌خوانی
🔻یک‌شنبه ۳۱ تیر ۹۷، ساعت ۱۷
🔻مشهد، پردیس سینمایی هویزه، سالن آموزش ۲
Forwarded from طعم شاعرانگی
| طعم نقد برگزار می‌کند
| سیزدهمین جلسۀ «طعم غزل بیدل»
| با حضور استاد محمدکاظم کاظمی
| یکشنبه، ۱۴ مرداد، ساعت ۱۷
| پردیس سینمایی هویزه، سالن آموزش ۲
____
#طعم_نقد
@tamsher
@tamnaqd
🔸 واینک تهران، تا آخر هفته ان شاالله.
📖
نشست نقد و بررسی مجموعه شعر «ملاحظات»
اثر #امید_مهدی_نژاد
با حضور #محمدکاظم_کاظمی و #محمدمهدی_سیار

📌
پنجشنبه ۱۸ مرداد
از ساعت ۱۵
خبرگزاری مهر

👁‍🗨
OmidMahdinejad
موقعیت جلسه نقد و بررسی کتاب «ملاحظات» 👆
پنج شنبه ۱۸ مرداد، ساعت ۱۵
Forwarded from طعم شاعرانگی
| طعم نقد برگزار می‌کند
| چهاردهمین جلسۀ «طعم غزل بیدل»
| با حضور استاد محمدکاظم کاظمی
| یکشنبه، ۲۱ مرداد، ساعت ۱۷
| پردیس سینمایی هویزه، سالن آموزش ۲
____
#طعم_نقد
@tamsher
@tamnaqd
🔹 تبعیدی بهشت
تحلیل بینامتنی تلمیح در شعر محمدکاظم کاظمی
🔸 کتابی از خانم محبوبه ذوالقدر
با سپاس از ایشان که با این تفصیل و دقت به این جنبه از آثار من پرداخته‌اند.
Forwarded from Javad_bolandi
خوانش
گفتار ها، نوشته ها و نواخته های جواد بلندی
ارتباط با مدیر کانال
@Javadbolandi1364
https://t.me/khaneshchannel
🔹 درد مشترک
به بهانۀ ردّ مرز شدن جانباز اعصاب و روان
🔸 محمدکاظم کاظمی

در این ایام خبر اندوهباری منتشر شد: «قاسم، جانباز اعصاب و روان سال گذشته به دلیل شباهت به افغانستانی‌ها در پارک افسریه بازداشت و به افغانستان فرستاده شد و در شهر زرنج بر اثر سرما جان باخت و در همان‌جا دفن شده است.»

این روایت دردناک البته از سوی پلیس تهران تکذیب شده و امیدواریم که واقعیت نداشته باشد، ولی در هر حال از یک حقیقت پنهان‌مانده ولی رایج هم خبر می‌دهد، شیوۀ دیپورت شدن بسیاری از اتباع افغانستان از ایران، و این که چه بسیار اشخاص، حتی بدون اطلاع خانواده‌هایشان در آن سوی مرز رها شده‌اند.

بعضی دوستان ایرانی به سبب غرابت این داستان، آن را باورپذیر نمی‌دانستند و می‌گفتند «مگر ممکن است که کسی به این شکل دیپورت شود؟» ولی ما که بارها شاهد چنین وقایعی بوده‌ایم، می‌توانیم بگوییم که چندان عجیب هم نیست. در واقع این بی‌خبر ردّ مرز شدن به خصوص در بعضی مقاطع زمانی یک پدیدۀ بسیار رایج بوده است.

چند سال پیش مردی رنجور از آشنایان ما، ناگهان غیب شد. خانواده‌اش دیدند که مردِ خانه از سر کار برنگشت و هیچ اثری از او نبود. همه بیمارستان‌ها و پاسگاه‌ها و جای‌هایی را که ممکن بود این شخص پیدا شود، گشتند و ماه‌ها در اضطراب به سر بردند. در نهایت دست به دامان آشنایانی در هرات شدند و خبر یافتند که مردی با همین مشخصات که ردّ مرز شده بوده، در یکی از مسافرخانه‌های هرات، براثر بیماری جان سپرده است... و مصیبت این خانواده تازه شروع شد. کودک خردسال خانواده را اعضای خانوادۀ‌ پدری به سوی خویش می‌کشیدند و مادرش می‌خواست او را در کنار خود داشته باشد. این کودک مدرک هویتی نداشت، چون پدرش در دسترس نبود و رنج یتیمی و رنج بی‌هویتی و بی‌سرنوشتی همه با هم شده بود.

و چه بسیار از این قبیل، که من باری در بیتی از یک شعر بلند دربارۀ مسائل مهاجرین، به آن پرداخته بودم در سال ۱۳۷۴ که:
ای بسا کس که برون رفته پی روزی و حال‌
نیست از بودن و نابودن او هیچ خبر
ای بسا طفل که او را پی گم‌کرده‌ی خویش‌
روز و شب خسته‌نگاهی است که خشکیده به در
ای بسا خانه که بر درگه آن تا دل شب‌
منتظر بر ره فرزند نشیند مادر...

باری، ماجرای دردنادک ردّ مرز شدن و درگذشت این جانباز عزیز به واقع پرده از روندی در این امر برمی‌دارد که سال‌هاست از نظرها مغفول مانده است. همین فرد می‌توانست یک مهاجر افغان باشد، چنان که بسیاری‌ها بودند و هستند. و شما می‌توانید تصور کنید که اتفاقاتی از این قبیل، بسیار برای مردم ما افتاده است. خدا کند روزی برسد که چنین رنجی را برای هیچ‌کس نبینیم و نشنویم، حتی یک انسان بی‌مدرک.

#محمدکاظم_کاظمی
#دیپورت
#رد_مرز
#جانباز_ایرانی
#مهاجر_افغان
@mkazemkazemi
Forwarded from خبرهای شعر خراسان (محمدکاظم کاظمی)
| طعم نقد برگزار می‌کند
| پانزدهمین جلسۀ «طعم غزل بیدل»
| با حضور استاد محمدکاظم کاظمی
| یکشنبه، ۲۸ مرداد، ساعت ۱۷
| پردیس سینمایی هویزه، سالن آموزش ۲
____
#طعم_نقد
@tamsher
@tamnaqd
Robaei-15 _970528.pdf
69.7 KB
🔹رباعی‌های انتخاب شده برای پانزدهمین جلسۀ بیدل‌خوانی
🔻یک‌شنبه ۲۸ مرداد ۹۷، ساعت ۱۷
🔻مشهد، پردیس سینمایی هویزه، سالن آموزش ۲
۲۳ سال پیش، ۲۹ مرداد ۱۳۷۴
متن کارت عروسی، با شعری از بیدل. سرآغاز یک زندگی مشترک سرشار از صفا و محبت، با خاطراتی همواره خوش.
🔸 ۲۳ سال زندگی پرمهر و سعادت
(در پیوند به تصویر بالا)
متن کارت را خودم نوشتم با شعری از بیدل. روی کارت‌هایی نسبتاً ساده چاپ کردیم.
همه‌چیز به همین سادگی بود. مهریه ۱۴ سکه؛ شیرینی‌خوری در منزل یکی از دوستان؛ عروسی در تالاری کوچک در خیابان امام‌رضا، به صرف شیرینی و بدون شام.
فیلمبرداری را دایی‌ام و خانمش انجام دادند؛ عکاسی را یکی از دوستان. ماشین پیکان یکی از اقوام را گل زدیم.
از آن پس تا چند سال در اتاقی در منزل پدر و مادرم زندگی کردیم، بدون سرویس خواب و سرویس چوب و سرویس‌ آشپزخانه و سرویس‌های مسخرۀ دیگر. با قفسه‌های پیچ و مهره‌ای که برای کتاب استفاده می‌شود، یک جارختخوابی ساختم و با روکش پارچه‌ای پوشاندم. یک کمد کوچک و یک تلویزیون ۱۴ اینچ گلداستار هم داشتیم البته. حتی میز کار و کامپیوتر من در همان اتاق بود، و سفره مشترک با پدر و مادرم.
خوب خداوند یاری کرد و امکانات زندگی هم کم کم گسترش یافت. خداوند سه دختر نازنین به ما داد. زندگی گاهی در آسانی جریان داشت، گاهی در سختی. ولی همیشه کنار هم بودیم و پشتوانۀ هم.
باری، هر چه بود صفا بود و صمیمیت و مهر و محبتی که تا حالا خدا را شکر ذره‌ای کم نشده است. و من خودم را سعادتمند حس می‌کنم که خداوند همسری همچون زینب بیات نصیب من ساخته است.
#زینب_بیات
#محمدکاظم_کاظمی
@mkazemkazemi
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
😅😅😂
وطندار گلم عیدت مبارک
✔️👉🏻 @Heratiano 🇦🇫
در پیوند به فیلم بالا 👆

وطندار گُلم عیدت مبارک
خوشی و دید و وادیدت مبارک
🔻
در این بیت شعر دو نکتۀ زبانی هست. یکی کاربرد «وطندار» به معنای «هموطن» که از اصطلاحات زیبای رایج در میان مردم افغانستان است. به واقع ما در آنجا دو کلمۀ مترادف برای این مفهوم داریم. «هموطن» برای کاربردهای رسمی و کتابی و «وطندار» برای کاربرد در زبان گفتار و عامیانه. البته «وطندار» گاهی به معنی «همشهری» یا «هم‌ولایتی» هم به کار می‌رود و در واقع از آن، «وطن» به معنی محل سکونت مراد می‌شود.
اما ترکیب دیگر، «دید و وادید» است، به معنی «دید و بازدید». می‌دانیم که «وا» به معنی «باز» یا «دوباره» در زبان فارسی کاربرد داشته و در ترکیب‌هایی مثل «واخواست» و «واکاوی» نیز دیده می‌شود. جالب است که این کلمه در شعر بیدل هم آمده است، آنجا که می‌گوید
مفت این عمر است بیدل، گر میان دوستان‌
گاه گاهی دید و وادیدی به دعوت می‌شود
این که گاهی گفته می‌شود فارسی افغانستان گنجینه‌ای است از ذخایر نامکشوف این زبان، حرف بیراهی نیست.

محمدکاظم کاظمی
@mkazemkazemi
2
🔺 در پیوند به پست بالا. این‌بار کلمه «وادید» در رباعیات بیدل.
دید حضّار، مفت حیرت‌ها گیر
اندیشۀ وادید، ز غایب وا گیر
در مُلکِ خیال، هر چه رفت از نظرت،
شبنم به هوا و قطره در دریا گیر