کانال محمدکاظم کاظمی
2.81K subscribers
2.03K photos
314 videos
99 files
949 links
کانال‌های مرتبط:
آثار (شعرها و نوشته‌های آموزشی)
@asarkazemi
پادکست شعر پارسی
https://castbox.fm/va/5426223
صفحۀ اینستاگرام:
instagram.com/mkazemkazemi
سایت:
www.mkkazemi.com
Download Telegram
@khanehayeneh
خانۀ آینه
کانالی ویژۀ شعر بیدل
این کانال پس از مدتی کم‌کاری، دوباره فعال شده است و امید است که با روزی یک یادداشت تازه در خدمت عزیزان باشیم.
Forwarded from کانال بصیر احمد حسین زاده (بصیراحمد حسین زاده)
🔴تبسم رنگ، هرات من

🔵نمایشگاه نقاشی محمد طارق حبیبی هنرمند افغانستانی

افتتاح: یکشنبه 8 مهر، ساعت 4 عصر
مشهد، گوهسنگی 17 نگارخانه رضوان
@hosinzadee
🔹 سه‌گانه‌های نگارش

🔸 متن اصلی
در داخل هندوکش دره‌های طبیعی مرتفع و جلگه‌های بلندی وجود دارد که مشهورترین آن‌ها جلگۀ بامیان است که در سهل‌العبورترین گذرگاه تمام سلسله‌جبال مذکور واقع شده و از زمان‌های بسیار قدیم، با وجود مشکلات فراوانش، بهترین معبر بین کشورهای آسیای مرکزی با افغانستان مرکزی و هندوستان بوده است.

🔻نظر ویراستار
وقتی یک جملۀ طولانی از دو جمله تشکیل شده است که «که» به هم شده‌اند، می‌توانیم آن‌ها را از هم جدا کنیم. از جملات کوتاه نترسیم. بگذاریم که مخاطب دو پیام را در دو جمله دریافت کند تا خواندن مطلب برایش آسان‌تر و سریع‌تر باشد. من بعد از «جلگۀ بامیان است» دو جمله را از هم جدا می‌کنم.

حاصل ویرایش
در داخل هندوکش دره‌های طبیعی مرتفع و جلگه‌های بلندی وجود دارد که مشهورترین آن‌ها جلگۀ بامیان است. بامیان در سهل‌العبورترین گذرگاه تمام سلسله‌جبال مذکور واقع شده و از زمان‌های بسیار قدیم، با وجود مشکلات فراوانش، بهترین معبر بین کشورهای آسیای مرکزی با افغانستان مرکزی و هندوستان بوده است.

#سه_گانه_های_نگارش
#آموزشی_کاظمی
@asarkazemi
👍1
هر وقت یک ویرایش سنگین بر سر دست دارم، حاصل آن تعداد بسیاری «سه‌گانه‌های نگارش» است. حیف است از این نمونه‌های کارگاهی ویرایش درگذرم و آن‌ها را در جایی ثبت نکنم. در این روزها در کانال شعرها و مطالب آموزشی من یعنی «روزنوشت‌ها» مطالب بسیاری از این قبیل خواهید خواند به زور خدا. 👆
Forwarded from ‌...
‍ نخستین دوره کنگره "فیروزه ی فرات"

🔷موضوعات:

۱_نگاه شاعرانه به اشتراکات سیره رضوی و حسینی
۲_ کشف مضمون از روایات رضوی مرتبط با مقتل ثارالله
۳_ گریز از مرثیه رضوی به مرثیه حسینی
۴_ پردازش فضای شاعرانه عاشورایی در حرم مطهر رضوی

🔷جوایز:

نفر اول: چهار میلیون تومان
نفر دوم: دو میلیون و پانصد هزار تومان
نفر سوم: یک میلیون و پانصد هزار تومان

🔷گاه شمار سوگواره:

مهلت ارسال اثر: هجدهم آبان (اول ربیع الاول)
اختتامیه: بیست و هفتم آبان (دهم ربیع الاول) در مشهد مقدس

🔷ارسال از طریق:

ایمیل:
mashhadngo8@gmail.com
تلگرام:
@cheragh_e_chakameh
روابط عمومی: 09330933369
به امید خدا دوشنبه همین هفته در بابل کارگاه شعر خواهیم داشت. با سپاس از دوستان انجمن ادبی روشنا، به خصوص شاعر گرامی جناب حمید حمزه‌نژاد.
Forwarded from دیاران
⭕️قسمت ششم مستندهای دیاران را از دست ندهید
روایت زندگی سه خواهر نقاش افغانستانی؛ امروز ساعت ۲۰ از شبکه مستند صدا و سیما
#مستندهای_دیاران
#مهاجران_موفق
#نخبه_های_افغانستانی
♓️@diaran
1
Forwarded from Deleted Account
اهالی فرهنگ و هنر و ادبیات کشور، سلام.
این تصویر آقای یوسف محمدی است؛ مردی که سال‌ها در سمت دبیری انجمن هنرمندان مهاجر در تهران زحمت کشید و برنامه‌های هنری برگزار کرد. امروز او نیازمند مهربانی شماست.
Forwarded from Deleted Account
آقای یوسف محمدی، دیروز با من تماس گرفت و متاسفانه از مشکل حادی که چند وقتی دچارش شده است گفت: از بیماری دیابت که ناگهان او را از پای انداخته و باعث قطع سه انگشتش شده است. پزشکان نظر داده‌‏اند که اگر فوری اقدام پیشگیرانه را انجام ندهد، هر دو پایش از مچ، شاید هم از زانو قطع خواهد شد. آقای محمدی می‏‌گفت: «کسی را ندارم که از من حمایت کند، حالا چشم امیدم به هنرمندان و فرهنگیان کشورم است. دوستان کمکم کنید.» شماره تماس آقای محمدی را اگر کسی خواسته باشد، نزد من است. کسانی که می توانند یاری‌رسان این مرد هنرمند بشوند لطفا دریغ نفرمایند.
کمک‌هایتان را به شماره کارت 5047061049302017 به نام محمدسرور رجایی وایز بفرمایید. هرکسی هر مبلغی واریز کرد لطفا تلفنی خبر بدهد.
+989354152369
محمدسرور رجایی
@msrajaee
Forwarded from M_fayyaz
#حمید_مبشر_را_دریابیم

حمید مبشر، شاعر نام‌آشنای کشور و شناخته شده است. از او دو کتاب ماندگار در عرصهٔ ادبیات چاپ شده‌است. این شاعر توانمند، اکنون دچار بیماری شده و هردو کلیه‌اش دچار مشکل شده‌است و در این روزها دیالیز می‌شود.

تماسی که الآن با وی داشتم، به شدت نیازمند همکاری مالی مردم خیر است. خواهشمندم دوستان و خیَرین بزرگوار کمک خویش را دریغ نکنند.

6037997110572014
بانک ملی، به نام حمید مبشر
Forwarded from Deleted Account
🔹 حمید مبشر را دریابیم.
در پیوند به یادداشت‌های بالا 👆

حمید مبشر از شاعران بسیار خوب افغانستان است. از او دو مجموعه شعر منتشر شده است. او از بهترین‌های شعر مهاجرت به ویژه در شهر قم به حساب می‌آید. و در عین حال او از کسانی است که همه دشواری‌های مهاجرت از بی‌مدرکی و اشتغال به کارهای سخت بگیرید تا مهمانی در اردوگاه سفیدسنگ را گذرانده است و گویا مشکل کلیه‌های او نیز حاصل شب‌های سرد اردوگاه در دهۀ هفتاد بوده است. و اینک او نیز بسیاری از مهاجران هم‌نسل خویش مشکلات جسمی ناشی از سه چهار دهه دشواری را تجربه می‌کند،
رسیدن به میانسالی و گاه کهولت، در عین محرومیت از مزایایی مثل بیمه و بازنشستگی و دیگر چیزهایی که می‌تواند به داد شخص برسد. دامن بسیاری‌ها را گرفته است، از استاد نجیب مایل هروی بگیرید تا یوسف محمدی و حمید مبشر. و اینک جامعۀ مهاجر با این دشواری‌هایی که خود با آن روبه‌روست، می‌باید این عوارض را هم تحمل کند.

در اینجا روی سخن من با متولیات و دست‌اندرکاران امور است، چه در جهت افغانستانی قضیه و چه در جهت ایرانی آن. به راستی نمی‌شود تدبیری اندیشید تا همۀ بیماران این جامعه و به خصوص فرهنگیان و ادبای آن، از بعضی حمایت‌ها برخوردار شوند؟ البته که فعلاً آنچه در پیش روی ماست رسیدگی فوری به یوسف محمدی و حمید مبشر است، ولی این زنجیره‌های متوالی دشواری‌ها پایانی نخواهد یافت، مگر این که راهی اصولی سنجیده شود.
نمی‌دانم در بین خوانندگان این سطور کسانی هستند که می‌توانند در حوزۀ امور قانونی و اداری مربوط به مهاجرین راهی برای رفع این دشواری‌ها بیابند یا نه. ولی این چیزی است که واقعاً به آن نیاز است.
یادداشتی از شاعر گرانقدر، جناب محمدحسین انصاری‌نژاد. 👇
Forwarded from م انصاری
سال ها پیش،درجشنواره ی "هنرآسمانی"،باشاعرتوانا ودغدغه مند،حمیدمبشر آشناشدم.برچهره اش گرد راهی طولانی نشسته بود وسکوت متفکرانه اش حکایت ازاندوهی عمیق،داشت.پیش ازآن دیدار،چندغزل متفاوت بادرونمایه ای فلسفی ونوستالوژی خاص ازوی خوانده بودم که سخت ،به دلم نشسته بود.بعدازآن ،یک باردیگر نیز ،دیدارمیسر شد.
باری،چند روز به شدت درگیربیمارستان بودم وازدنیای پیرامون بی خبر.دیروز،بابهبودی نسبی،یادداشتی تکان دهنده ازاستادکاظمی خواندم که ازشرایط سخت وطاقت سوزحمیدمبشرخبرمی داد.
امروز،استادزکریا اخلاقی،تلفنی ازشرایط بسیارسخت این شاعردردآشنا خبرداد که قلبم را به شدت فشرد.
دوستان شاعر!تادیرنشده است حمیدمبشر رادریابیم.شاعری که درتنهایی وغربت،ازهردوکلیه،به شدت دچار مشکل است وپی درپی،"دیالیز"می شود و...
به امید خدا می‌خواهیم کانال «خانۀ آینه» را کارگاهی برای شرح و توضیح و فهم شعر بیدل بسازیم. به نظرم آمده است که در کنار هر شعری که نقل می‌شود، نکاتی هم ارائه شود که به فهم دیگر شعرهای بیدل هم کمک کند. عزیزانی که مایل به آشنایی بیشتر با بیدل به این شیوه هستند، می‌توانند این کانال را دنبال کنند.
Forwarded from خانهٔ آینه
💠 از رباعیات بیدل

هر بلهوس از ننگ نیاید بیرون
هر آینه از زنگ نیاید بیرون
هر دل ندهد خبر ز کیفیت عشق
این شعله ز هر سنگ نیاید بیرون

🔻 توضیح: منظور از شعله‌ای که از سنگ بیرون می‌آید، جرقه‌ای است که با سنگ آتش‌زنه ایجاد می‌شده است. بر اساس همین قضیه، در شعر بیدل شعله یا آتش یا شرر با سنگ ارتباط محکمی دارد. به واقع سنگ منبع آتش دانسته می‌شود و همین، تصویرهای بسیاری در شعر او ایجاد کرده است.
هر که دیدیم از تعلق در طلسم سنگ بود
یک شرر آزاده‌ای، از خود جدایی، بر نخاست
و دقت در این نکته، معنی بسیاری از بیت‌های بیدل را روشن می‌کند، مثل این بیت:
از طبع شوخ‌، این همه در بند کلفتیم‌
بستند چون شرار، به سنگ آشیان ما
اینجا می‌گوید مثل شرار (جرقۀ آتش) آشیان ما را به سنگ بسته‌اند، یعنی آرامش نداریم. ولی چرا آشیان را به سنگ بسته‌اند؟ چون شرار از سنگ بیرون می‌آید.

#خانه_آینه
#رباعی_بیدل
@khanehayeneh
👍1
Forwarded from خبرهای شعر خراسان (محمدکاظم کاظمی)
🔹نقد مجموعه شعر «غم چیز دیگری است» از زهرا محدثی خراسانی
🔻 یک‌شنبه ۲۹ مهر ۱۳۹۷، ساعت ۱۷
🔻 مشهد، بولوار هاشمیه، بین هاشمیه ۲۰ و ۲۲
حوزۀ هنری خراسان رضوی
Forwarded from یاسر عرب
حذف کروات مجسمه دکتر شریعتی در دانشگاه فرهنگیان ساری!

خانه از پای بست ویران است
خواجه در نقش بند ایوان است!

موندم چرا ریش براش نگذاشتن؟
@yaser_arab57
Forwarded from یاسر عرب
کراوات استاد علی‌اصغر بشیر
کروات، کروات و هنوز هم کروات!

✍️محمدکاظم کاظمی

سال ۱۳۶۷ بود و اوج دوران ایدئولوژیک بودن ما و هم‌نسلان ما. در آن سالها در ایران پوشیدن کراوات خطایی بزرگ شناخته می‌شد و ما در «انجمن اسلامی شعرای مهاجر افغانستان‌» قصد داشتیم تصویرهایی از مفاخر ادب و فرهنگ افغانستان را برای استفاده در مجالس و محافل آماده کنیم‌، در قالب پرتره‌های نقاشی‌.

عکسی از استاد مرحوم علی‌اصغر بشیر به همین منظور به هنرمند نقاش ما ناصر طالب سپرده شد، برای کشیدن تابلوی از چهرۀ ایشان‌. عکس از دهه‌های چهل و پنجاه بود و همراه با کت و شلوار و کراواتی به سبک متجددان افغانستان در آن سالها. خوب چه می‌کردیم‌، دوستان پیشنهاد کردند که در نقاشی‌، کراوات را حذف کنیم‌، چنان که در آن سالها در نقاشی‌های دکتر علی شریعتی هم این «اصلاح‌» صورت می‌گرفت‌. و ما تصویر استاد بشیر را اصلاح کردیم و با انتظارات جامعۀ انقلابی عصر برابر ساختیم‌.

شاید هیچ‌کدام از ما در این «اصلاح‌»، به اثرات زیانبار آن واقف نبودیم و شاید اگر کسی ما را از این کار برحذر می‌داشت‌، در نظر ما غرب‌زده و ضد دین می‌آمد. ولی اکنون و پس از سالها، می‌بینم که چه کار ناروایی بوده است این تحریف به نیت اصلاح‌.

بزرگ‌ترین زیان این گونه تحریف‌ها این است که ما را از حقیقت دور نگه می‌دارد، حقیقتی که ممکن است بیشتر از کراوات نداشتن استاد بشیر سودمند باشد. وقتی حقیقت را مخدوش می‌کنیم‌، قضاوتهای ما هم مخدوش می‌شود و چه بسا که سالها بعد در مورد تاریخ‌، و فرهنگ خویش اسیر ارزیابی‌های نادرست می‌شویم‌. مثلاً ممکن است کسی با دیدن این نقاشی علی‌اصغر بشیر، او را «از پیشگامان تحریم کراوات‌» در میان روشنفکران افغانستان بپندارد.

یا کسی دیگر تصور کند که استاد آن‌قدر غرق در پژوهشهای علمی و نگارش کتابها و مقالات بوده که بر خلاف غالب هم‌نسلان و هم‌ردیف‌های خویش‌، به سر و وضع خود توجهی نداشته است‌.
اما وقتی حقیقت را حفظ کنیم (هرچند این حقیقت خلاف میل ما باشد) می‌توانیم قضاوت درستی از وضع داشته باشیم‌.

می‌توانیم نفوذ لباس‌پوشیدن غربی را در کشور خویش ردیابی کنیم و بدین نتیجه برسیم که روشنفکران ما در آن زمان غالباً از این فرهنگ متأثر بوده‌اند. هم‌چنین می‌توان دریافت که در آن زمانه‌ها کراوات پوشیدن در کشور ما عیبی به شمار نمی‌آمده است‌.

چرا چنین بوده است‌؟ این خود می‌تواند دلایلی داشته باشد. حتی می‌توان یک سیر تاریخی را پی گرفت‌. یک نسل در دهه‌های چهل و پنجاه کراواتی‌اند؛ نسلی دیگر در دهه‌های شصت و هفتاد آن را به کنار می‌نهند؛ باز در دهۀ هشتاد همه اینها به میدان می‌آید.

اینها خود می‌تواند دستمایۀ تحقیق باشد، البته تحقیق به معنی رسیدن به حقیقت‌. ولی وقتی اسناد دستیابی به حقیقت را مخدوش کرده باشیم‌، دیگر تحقیق ما بر هیچ مبنای درستی استوار نیست‌.

حال بیاییم و ببینیم که ما در رفتارهای روزانه‌، در نوشته‌هایمان‌، در تحقیق‌ها و تصحیح‌ها، در سخنرانی‌ها، چقدر حقیقت را پاس می‌داریم و چقدر از تحریف آن‌، برای هر مصلحتی که باشد، پرهیز می‌کنیم‌. و مهم‌تر از همه اینها، تحریف تاریخ است که حقیقت‌های بسیاری را برای ما باژگونه نموده است‌.

اینک سی سال از آن زمان گذشته است. در آن زمان ما به اختیار کراوات مردم را حذف کردیم. و در همین اواخر به اجبار ناچار شدم در کتابی، کراوات‌های عکس‌های قدیمی را حذف کنم و پیراهن‌های یقه هفت و یقه اسکی زیبایی بر تن دکتر رجایی بخارایی و حسین خدیو جم و استاد محمد قهرمان و دیگران کنم، تا مجوز کتاب‌ به مانع نخورد، در کنار مقنعه‌ها و روسری‌هایی به سبک امروز، بر سر بانوان در عکس‌های دهه‌های سی و چهل.
@yaser_arab57
👍1