کانال محمدکاظم کاظمی
2.81K subscribers
2.03K photos
314 videos
99 files
948 links
کانال‌های مرتبط:
آثار (شعرها و نوشته‌های آموزشی)
@asarkazemi
پادکست شعر پارسی
https://castbox.fm/va/5426223
صفحۀ اینستاگرام:
instagram.com/mkazemkazemi
سایت:
www.mkkazemi.com
Download Telegram
🌑 پاره‌ای از مثنوی «کوچ» علی معلم

بادها پیک شرارند ، به پا می‌خیزند
ابرها صاعقه بارند ، ز جا می‌خیزند

هله زین باد و بلا بوی جنون می‌آید
نوح ِ این واقعه ، بر لُجۀ خون می‌آید

چشم‌های نگران ، چشمۀ خون خواهد شد
غرق خون ، صحن و سرا ، سقف و ستون خواهد شد

سیل سرب آید و خون ، تخته سواران در وی
سایه و برگ و شب و جنبش ِ ماران در وی

بادها نعره‌زنان ، پویه‌کُنان در کَردَر
مادران موی‌کَنان ، مویه‌کُنان در کَردَر

رقص کوه است که بر پشته فرو می‌غلتد
بر سر ریگ روان ، کُشته فرو می‌غلتد

می.دوانند یلان ، مَرکبشان پی کرده است
دشت‌ها را تنشان ، بی سرشان طی کرده است

زیر باران، یله در سلسله، مردان بی سر
طبلها خامُش و در ولوله مردان بی سر

یل ِ تکبیرسلاحیم در آن میدان ، ما
ناگهان دست و گریبان شده با شیطان ، ما

ره نه این است؛ ره آغشتۀ ما افتاده است
از ازل تا به ابد ، کُشتۀ ما افتاده است
Forwarded from سچک
🔴برای سردار دلها، حاج قاسم سلیمانی

⚫️سیدحکیم بینش

شکسته‌باد دوپایی که رفت پاورچین
بریده باد دو دستی که کرده‌ات گلچین

پس از تو ما همگی آی نخل کرمانی!
بدل شدیم به یک قاسم سلیمانی

مبارک است تو را ای شهید پیش از پیش
که در رکابت اجل می‌دوید پیش از پیش

بیا بنوش گوارایت، آب کوثر را
خدا برای همین آفرید پیش از پیش

تمام عقده‌ی خود را به نهر ریخته‌اند
به حلق تشنه‌ی ما آب زهر ریخته‌اند

دوباره سایه به قصد مصاف با خورشید
خزیده در پس دیوار مرگ بی‌تردید

رسیده است غم از راه و مقتدر شده‌است
درون سینه‌ی ما بمب منفجر شده‌است

شکسته‌ایم ولی غم بغل نمی‌گیریم
جز از نگاه ولایت عسل نمی‌گیریم

مجال گریه‌ نداریم وقت ما تنگ است
دگر به خانه نشستن برای ما ننگ است

«علی» بگویدم امروز رقص شمشیرم
میان معرکه‌شان با کدام آهنگ است

عقاب‌های ستیغ و بلند پروازیم
بدا به حال شمایی که بال تان لنگ است

مباد وقت بیفتد به دست آنانی
که موقع حرکت سخت پای شان سنگ است

پس از تو ما همگی آی نخل کرمانی!
بدل شدیم به یک قاسم سلیمانی
@sachak
🔸اولین دیدار


ای به امید کسان خفته زخود یاد آرید
تشنه کامان غنیمت ز احد یاد آرید

این مطلع اولین شعری بود که از جناب محمد کاظم کاظمی شنیده بودم. آن هم در قالب یک سرود حماسی که آن سالها از رادیو بسیار پخش می شد .چهارم دبیرستان که در مشهد تحصیل می کردم متوجه شدم که ایشان هم در این شهر سکونت دارند وبا حوزه هنری سازمان تبلیغات همکاری می کنند. مشتاق بودم ایشان را ملاقات کنم با شماره ای که از ۱۱۸ به دست آورده بودم با سازمان تبلیغات تماس گرفتم . تلفنچی با چند ارتباط از این اتاق به آن اتاق بلاخره شماره تلفنی را در اختیارم قرار داد. بلافاصله با آن شماره تماس گرفتم .کسی که از آن طرف خط جواب داد لهجه ای به شیرینی دری داشت! بله خود استاد بودند. مهربان و متواضع . بسیار خوشحال بودم که صدایشان را می شنوم گفتم شعرهای تان را خیلی دوست دارم از جمله شعر:

ای به امید کسان خفته زخود یاد آرید
تشنه کامان غنیمت ز احد یاد آرید ***
عاقبت با ناله سودا می شود آهی که نیست
زیر گام ما به منزل می رسد راهی که نیست

وهمچنین غزل زیبای :
باز دیشب تبری رفت به باغ گل سرخ
چه کسی رفت خدا را به سراغ گل سرخ

که استاد با شنیدن این غزل اخیر در جواب گفتند این شعر از جناب سید ابوطالب مظفری است . به هر روی ۲و۳ شعری را که از شاعران مهاجر افغانستان در خاطر داشتم تاثیرشان را در من گذاشته بودند. شیفته و مجذوب شخصیت و اندیشه استاد کاظمی شده بودم ! در نهایت قرار شد پنجشنبه همان هفته در حوزه هنری ایشان را ملاقات کنم. عصر پنجشنبه بود تقریباً اواخر خرداد یا اوایل تیر ۷۶ از اتوبوس در میدان شهدا پیاده شدم.
مسیر چهار طبقه را در پیش گرفتم. گاهی کسانی در مسیر دستم را می گرفتند و راهنمایی می کردند و گاهی تنها عصا زنان به راهم ادامه می دادم. حوالی حوزه هنری بود که کسی به من نزدیک شد و با لهجه شیرین دری پرسید :
(کجا می‌روی؟)
گفتم : (حوزه هنری)
گفت :( اتفاقاً من هم همانجا می روم) .
پرسیدم :(شما آقای کاظمی هستید)
گفت:( نه سید اسحاق شجاعی هستم )که بعدها فهمیدم او یکی از داستان نویسان مطرح افغانستان بوده! با سید اسحاق به حوزه هنری رسیدیم. او که متوجه شده بود با آقای کاظمی قرار دارم ، در ورودی حوزه هنری مرا روی یک صندلی نشاند و رفت بعد از دقایقی پیشم برگشت و گفت با آقای کاظمی تماس گرفتم ایشان گفتند با شما قرار دارند و تا نیم ساعت دیگر خودشان را به اینجا می رسانند .
سید اسحاق به دنبال کار خودش رفت و من نشستم تا ساعت ۵ که استاد از راه رسید . گرم ، مهربان و صمیمی بود . انگار که سالها همدیگر را می شناختیم! با هم به اتاقی رفتیم که ظاهراً محل کار شان بود .کمی با هم صحبت کردیم. از مدرسه ، از شعر و از افغانستان گاهی ایشان سکوت می کردند. احساس می کردم در حال نوشتن چیزی هستند .بعد با هم به اتاق دیگری که دورتادورش صندلی چیده شده بود رفتیم. در واقع همان اتاقی بود که جلسات شعر در آن برگزار می‌شد. شاعران به نوبت شعر می خواندند و درباره ی شعرها بحث می کردند . استاد هم در آن جلسه غزل کندو را خواندند . فکر می‌کنم همان غزلی بود که یک ساعت قبل داشتند آخرین ویرایش ها را روی آن انجام می دادند .شاعران روی یک یا دو بیت آن حساس شده بودند و با ایشان مزاح می کردند . بعد از آن نوبت به من رسید که استاد مرا به حاضران معرفی کردند ومن غزل تازه ای را که سروده بودم با مطلع:
با تو دل هلهله ای دیگر داشت
عشق هم حوصله ای دیگر داشت
را خواندم و در پایان از دوستان خواستم تا نقد بفرمایند که استاد کاظمی رو به من کردند و گفتند: (ما رسم داریم کسی که برای اولین بار به این جلسات بیاید مهمان محسوب می‌شود و از جلسه دوم به بعد به طور جدی شعرش را نقد می‌کنیم)
در واقع این اولین دیدار با این شخصیت فرهیخته بود که پنجره ای نو و روشن به سمت زندگی شعریم گشود . سالهاست که از این استاد نازنین بهره می برم و بسیار مدیون مهربانی ها و بزرگواری ‌های این شاعر جوانمرد هستم.
#استاد‌کاظمی
#استاد‌محمدکاظم‌کاظمی
#موسی‌عصمتی
@bicheshmdasht2
✳️
کار نه
اَپَر نه
آتتینا ته
مومه ها بته
ایش بیش
آتیش بیش
مه پَخَل🤱
هرات، پنجاه سال پیش، یک خانه، یک مادر و پسرک دو ساله که دلش می‌خواست مادرش کار نکنه، نماز نخونه، آستین‌هایشه پایین بکشه، دکمه‌های آستینش را ببنده و بشینه رو پلۀ کرسی و پسرک شاعرش رو بغل کنه‌. آخی ...🤱
ولی مادرا همیشه کار دارند و مگر کار خانه از خلاصی است؟
و این آرزوی بسیاری از کودکان است که مادر برایش وقت بگذارد بدون دغدغه کار و نماز و... کنارش بشینه و بغلش کنه.
محمدکاظم کوچک این خواسته‌اش را ولی به مادرش می‌گفت، شیرین و شاعرانه. زبان او در کودکی هم آهنگین بود و وزن و قافیه داشت:
کار نه
اَپَر نه ( اَپَر: اکبر: الله اکبر: نماز)
آتتینا ته (آستین‌ها پایین)
مومه‌ها بتّه ( دکمه‌ها بسته)
ایش بیش (اینجا بشین)
آتیش بیش (کنار کرسی بنشین)
مه پَخَل (مرا بغل کن)🤱🌸❤️

تولدت مبارک شاعر 🎂
#محمد_کاظم_کاظمی
#تولد
@zaynabbayat
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🐏 آرزوی گوسفند
«آرزوی گوسفند» از اصطلاحات خانۀ ماست، آرزوی دیرینۀ من که یک خواب آرام و بدون دغدغۀ کار است. چیزی که البته کم به دست می‌آید.

این اصطلاح از آن لطیفۀ معماگونه آمده است که می‌گویند «می‌دانی آرزوی گوسفند چیست؟ این که یک بار جلو وانت بنشیند.»

و البته خوابیدن در پلۀ کرسی دیگر عالی‌ترین شکل آرزوی گوسفند برای من است، چیزی که مریم به بهانۀ سالگرد تولدم آن را در این انیمیشن تصویر کرده است.

#آرزوی_گوسفند
#انیمیشن
#مریم_کاظمی
@mkazemkazemi
▪️ شهادت یا جان‌باختن
بخشی از «اطلاعیۀ ستاد کل نیروهای مسلح در خصوص سقوط هواپیمای مسافربری خطوط هوایی اکراین: ... هواپیمای مذکور مورد اصابت قرار گرفته که متاسفانه موجب به شهادت رسیدن جمعی از هموطنان عزیز و جان‌باختن تعدادی از اتباع خارجی می‌گردد.»
🔻
ضمن تسلیت به همه خانواده‌های داغدار، گفتنی است که ۱۲ نفر از این اتباع خارجی که «جان باختند» ولی «به شهادت نرسیدند»، از اتباع کشور افغانستان بودند.
🔻
البته اگر نظر شخصی خودم را بگویم، به نظرم درست‌تر این است که برای همه قربانیان چنین وقایع، یک معیار انسانی داشته باشیم فارغ از همه دسته‌بندی‌های دینی و ملی. ما نمی‌دانیم که چه کسانی رستگارترند؛ پس قضاوت را به خداوند بگذاریم و به روز حساب. فقط نگران رستگاری خودمان باشیم و برای بندگان خدا تعیین تکلیف نکنیم.

@mkazemkazemi
◾️۱۷۹ ستاره
🔻زینب بیات

آه، انسان به دست های خودش گور کرده است آرزوها را
زیر یک تل خاک پوشانده است خاطرات بلند افرا را

نه سلامی به عابران داد و نه گل و سبزه را نوازش کرد
نه سر چارراه زد لبخند کودک گل‌فروش تنها را

سارها از درخت‌ها رفتند، شاپرک‌ها جوانه‌مرگ شدند
هیچ‌کس در کنار جوی ندید آن سپیدارهای زیبا را

جای گل‌های سرخ زندان شد، سهم نیلوفران آبی، داس
نه بهار از حضور ما گل داد، نه مسافر شدیم دریا را

کاشکی روی آسمان بلند طاق رنگین‌کمان بنا می‌شد
با همان رنگ‌های تازه و شاد می‌کشیدیم طرح فردا را

کاشکی در شب زمستانی، در اتاقی به قدر تنهایی
ماه یک تکه نان گرم شود؛ ابر، گردد لحاف، سارا را
🔷
آسمان سهم خویش را می خواست از دو چشم پر از ستاره‌ی تو
صد و هفتاد و نه ستاره شدی فرصت رویش و تماشا را

چشم های سیاه شرقی تو، دفتر صلح و جاودانگی اند
بیش از این قصه های تلخ نخوان خلق اندوهگین دنیا را


@zaynabbayat
روابط عمومی خانه ادبیات افغانستان دفتر نصف جهان:
شاعران و نویسندگان و منتقدان افغانستان در اصفهان گرد هم می‌آیند تا به بهانه جشن‌واره ادبی «ماورا» درباره زبان و ادب فارسی سخن بگویند.

خانه ادبیات افغانستان دفتر نصف جهان در روزهای چهارشنبه و پنج‌شنبه، بیست و پنج و بیست و ششم جدی (دی) 1398میزبان شاعران و نویسندگان افغانستانی در اصفهان است. این برنامه در روز چهارشنبه با برگزاری نشست های تخصصی شعر، داستان و نقد با حضور صاحب‌نظران ادبی کار خود را آغاز می کند.
✳️ آداب و فنون بحث
🔸 محمدکاظم کاظمی

شایسته دیدم که در این ایّام پر بحث و گفتگو، این یادداشت‌ها را که حاصل تجربه‌های خودم است و البته شکل اجمالی و خلاصه دارد، منتشر کنم.

🔹 قسمت اول
🔻 ۱. به نظرم مهم‌ترین ضرورت یک بحث این است که در آن به دنبال کشف حقیقت و رسیدن به نتیجۀ درست باشیم. یعنی ما و طرف مقابل ما بکوشیم که از آگاهی و استدلال همدیگر برای روشن‌شدن حقیقت استفاده کنیم. هیچ چیزی مهم‌تر از حقیقت نیست.

🔻 ۲. همیشه این آمادگی را داشته باشید که ممکن است همه یا بخشی از حقیقت در طرف مقابل باشد و شما مطلقاً یا به صورت نسبی در خطا باشید. بنابراین هرجا حس کردید حتی در بخشی اندک از بحث، حق با طرف مقابل است، آن را تأیید کنید. یک فایدۀ ضمنی این قضیه این است که رقیب هم برای پذیرش حقیقتی که در جانب شماست، آمادگی بهتری می‌یابد. فایدۀ دیگر این است که حریف درمی‌یابد که شما منصف هستید و اگر در جایی سخن او را رد کردید، از سر لجاجت نیست. خیلی مهم است که حریف منصف‌بودن شما را با درک کند.

🔻 ۳. می‌دانم که برگشتن از موضع خویش قدری سخت است و شجاعت می‌طلبد. ولی این شجاعت را داشته باشید. نگران نباشید که عقب‌نشینی شما ممکن است به زیانتان باشد. نه، شما دو بُرد کرده‌اید. یکی این که به حقیقت رسیده‌اید و آن را پذیرفته‌اید و دیگر این که عقلانیت، انصاف و شجاعت پذیرش خود را نشان داده‌اید و در چشم آدم‌های فهیم، این خودش ارزش دارد. به خصوص اگر با آدم‌های فهیم طرف هستید راحت‌تر این حقیقت را پذیرید و مطمئن باشید که آن‌ها شما را اگرنه به خاطر موضع شما در بحث، بلکه به خاطر این اخلاق شما تحسین خواهند کرد.

🔻 ۴. ولی به هر حال با توجه به این که احتمال عقب‌نشینی از مواضع خود را می‌دهید، از اول با موضع محکم وارد نشوید. به قول شاعر «در همه جایی که درآیی، نخست / رخنۀ‌ بیرون‌شدنش کن درست». از اول سخن‌تان را با قاطعیت و جزمیت و مطلق‌نگری بیان نکنید. بگویید «به نظر من این طور است ولی باز هم باید بحث کنیم و ببینیم که درست است یا نه.» یا بگویید «اگر این قضیه فلان باشد این طور خواهد بود.» یعنی نظرتان را مشروط و با عدم قطعیت بیان کنید که اگر لازم شد تجدید نظر کنید، برایتان سخت نباشد.

🔻 ۵. و اگر در بحث غلبه با شما بود، عقب‌نشاندن حریف برایتان مهم نباشد، بلکه این مهم باشد که او چقدر به حقیقتی که منظور شما بود دست یافته است، حتی اگر به ظاهر آن را نپذیرفته باشد و بر موضع خودش باشد. حاصل اصلی‌ای که شما از بحث برمی‌دارید، تغییر ذهنیت حریف به سمت حقیقتی باشد که شما در پی آن هستید. ولی این که او چقدر این تغییر ذهنیت را نشان می‌دهد یا اعتراف می‌کند مهم نیست.

🔻 ۶. گاهی شخص قصد عقب‌نشینی و پذیرش سخن شما را دارد، ولی برایش سخت است. این قضیه را درک کنید و هر گاه حس کردید که او در دل سخن شما را پذیرفته ولی بیان آن برایش سخت است، راه عقب‌نشینی را باز کنید. طوری رفتار نکنید که او به لجاجت بیفتد. بالاخره او هم حق دارد که با آبرومندی صحنه را ترک کند و حتی اندکی احساس پیروزی هم با خود داشته باشد.

🔻 ۷. هر جا سخن حریف شما درست است آن را تأیید کنید، هرچند با بقیۀ اجزای سخن او موافق نباشید. حتی اگر بر او غلبه یافتید، سعی کنید این غلبه را از سخنان و مواضع خودش استنتاج کنید. طوری باشد که طرف حس کند خودش به این نتیجه رسیده است، ولو نتیجه‌اش علیه او باشد.

🔻 ۸. هیچ گاه، هیچ گاه، به خود شخص حمله نکنید، بلکه فقط فکر و موضوع را نشانه بگیرید. گمانه‌زنی نکنید و درپی اهداف او از طرح بحث نباشید. نگویید که این فکر او حاصل چه خصوصیت اخلاقی‌ای است. مثلاً‌ نگویید که تو لجوج یا حسود یا بهانه‌جو هستی یا از طرح این بحث اهداف و نیات شخصی داری. ممکن است اشتباه کرده باشید و تهمت زده باشید. شما صرف نظر از هدف و غرض او، به سخنی که می‌گوید و فکری که بیان می‌کند توجه کنید.

🔻 ۹. حریف را به خاطر اندک بودن دانش و آگاهی‌اش تحقیر نکنید. نگویید که تو تحصیلات و دانش کافی نداری؛ نگویید که تو در این موضوع تخصص نداری؛ نگویید که اصلاً چرا وارد این بحث شده‌ای. به همین صورت، دانش، آگاهی و تجربۀ خود را به رخ او نکشید و به خصوص آن را پشتوانۀ درستی سخن خود نسازید. نگویید حرف من درست است چون من متخصص این موضوع هستم. نگویید من به اندازۀ سن تو یا وزن تو کتاب خوانده‌ام؛ یا وقتی من این چیزها را می‌خواندم تو بچه بودی. نگویید که شاگرد فلانی یا استاد فلانی هستید. هیچ مهم نیست که شما در آن موضوع چقدر تخصص دارید، چقدر کار کرده‌اید، چقدر مطلب نوشته‌اید، چقدر تألیفات و یا شاگردان و یا موقعیت‌های آموزشی دارید یا استاد شما چه کسی بوده است. فقط این مهم است که حرف شما چقدر درست است. ممکن است متخصص یک رشته هم اشتباه کند و سخن یک غیرمتخصص در مواردی درست باشد.

#آداب_بحث
#قسمت_اول
@asarkazemi
✳️ آداب و فنون بحث
🔸 محمدکاظم کاظمی
🔹 قسمت دوم و پایانی

🔻 ۱۰. ولی در عین حال که سن و سال ملاک درستی موضع شخص نیست، شما رعایت سن و سال طرف را بکنید. اگر جوان و احیاناً پرخاشگر است بردبار باشید و اگر از شما بزرگ‌تر است، احترامش را حفظ کنید و بیشتر مراعاتش کنید. اگر او از شما بزرگ‌تر است، به خصوص مراقب لحن خود باشید. حتی اگر آنقدر کهنسال است که نتیجۀ این بحث چندان هم به کارش نمی‌آید، تا جایی که مقدور باشد حرف او را تأیید کنید.

🔻 ۱۱. لحن بحث خیلی خیلی مهم است. بسیار وقت‌ها لجوج‌ترین افراد را هم می‌شود با یک لحن مؤدبانه و مهربانانه نرم کرد. هیچ‌گاه از عبارت‌های زننده و برخورنده استفاده نکنید، حتی اگر لجاجت طرف مقابل، شما را کلافه و عصبانی کرده باشد. هیچ‌گاه از کوره در نروید، دشنام ندهید و نیش و کنایه نزنید. این خیلی مهم است که بعد از بحث هم او شما را دوست داشته باشد.

🔻 ۱۲. اگر بحث به صورت مکتوب است از علایم برخورنده به خصوص علامت «!» خیلی استفاده نکنید. به خصوص این علامت را چند بار پیاپی به صورت «!!!» به کار نبرید. اگر در فضایی هستید که امکان درج شکلک دارید، شکلک‌های برخورنده را به کار نبرید و تا جای ممکن سخن را با کلمات بیان کنید نه شکلک‌ها.

🔻 ۱۳. بعضی عبارت‌ها هرچند محترمانه به نظر می‌رسند، در واقع نیش‌دار هستند. مثلاً دگر در حین بحث بگوییم «آقای دکتر، شما که می‌دانید فلان قضیه چنین است.» در اینجا هم به دکتر بودن شخص کنایه زده‌ایم و هم غیرمستقیم گفته‌ایم که اگر نمی‌دانی، پس دکتر نیستی. یا عبارت «ناگفته پیداست» یک بار معنایی بد دارد، یعنی «تو این‌قدر نادان هستی که عبارتی را که ناگفته پیداست من الان باید به تو بگویم.» یا مثلاً ‌نگویید «من آنچه شرط بلاغ است با تو می‌گویم / تو خواه از سخنم پند گیر، خواه ملال». این شعر در مقام بحث خوب نیست، چون نوعی خودخواهی در خود دارد و بی‌مسئولیتی در مورد شخص مقابل.

🔻 ۱۴. اما در مقام تواضع یا توضیح سخنان خود از طنز و شوخی پرهیز نکنید، طنز و شوخی‌ای که بیشتر معطوف به خودتان باشد. مثلاً این که «یعنی من اینقدر خنگ بودم که این حرف شما را متوجه نشدم؟ باورم نمی‌شود.»

🔻 ۱۵. تواضع و فروتنی هیچ‌چیزی از شخصیت شما کم نمی‌کند. با فروتنی، هم تحسین می‌شوید و هم راه عقب‌نشینی در بحث برایتان باز است. البته خیلی مراقب باشید که تواضع را از حد نگذرانید که به نوعی خودستایی بدل شود و چنین پیامی به دیگران منتقل کند که «ببینید من در کنار دیگر کمالات، چقدر هم آدم متواضعی هستم؟»

🔻 ۱۶. اگر حریف آداب بحث را رعایت نکرد، صبور و آرام باشید. اگر اهل لجاجت و نیش و کنایه زدن است، نگذارید بازی را به میدان خودش بکشاند. متانت، ادب و احترام را در هر حالتی حفظ کنید، حتی اگر بی‌احترامی دیدید. بگذارید او در نهایت شرمندۀ اخلاق شما بشود.

🔻 ۱۷. گاهی حریف برای پنهان کردن تغییر موضع خویش، از این شاخه به آن شاخه می‌پرد؛ میدان بحث را عوض می‌کند و از موضوع اصلی طفره می‌رود. به نظر من در این مواقع به او گوشزد نکنید که تو چرا طفره می‌روی. او در پی مفرّی برای رهایی و یک پیروزی ولو اندک در میدانی دیگر است. نمی‌خواهد شکست را بپذیرد و شما هم بر این قضیه اصرار نکنید. بگذارید که او هم با یک برد مختصر، ولو در عرصه‌ای دیگر و در موضوعی دیگر، میدان را ترک کند. چیزی از شما کم نمی‌شود. شما به نتیجه‌ای که همان روشنگری و حقیقت‌یابی است، رسیده‌اید. لازم نیست از او اعتراف بگیرید یا او را در میدان اصلی بحث میخکوب کنید و از پا در بیاورید.

🔻 ۱۸. هیچ وقت «جواب دندان‌شکن دادن» و «از رو در بردن شخص» را پیروزی تلقی نکنید، چون این کار حداکثر این که طرف را ساکت و حتی از میدان بیرون می‌کند. ولی ذهن و فکر او را اصلاح نمی‌کند. شخص را از میدان بیرون کردن ممکن است مقدور باشد، ولی نتیجه‌بخش نیست. این رفتار تولید کینه می‌کند، چون شخص در ظاهر نتوانسته احساس خود را تخلیه کند، در باطن نسبت به شما کینه‌ورز و عقده‌ای می‌شود.

🔻 ۱۹. در بحث‌های گروهی همیشه بکوشید طرفدار حقیقت باشید نه طرفدار شخص یا اشخاصی در گروه. حضورتان در بحث یکنواخت و منصفانه باشد. طوری نباشد که تا کسی از همفکران شما در معرض تهاجم بود وارد بحث شوید و یا تا کسی از همفکران شما سخنی درست و سنجیده گفت، فقط همان را تأیید کنید. هر جا سخن درستی گفته می‌شود تأیید کنید و هر جا چیزی نادرست است در آن چند و چون کنید، ولی این انتخاب بر مبنای حقیقت باشد نه بر این مبنا که کدام‌یک از دوستان شما در کدام سمت است.

🔻 ۲۰. و باز به همان حرف اول برگردیم. در بحث به دنبال حقیقت‌جویی برای خود و اصلاح فکر و ذهنیت حریف (در صورتی که حریف شما در اشتباه است) باشید نه در پی شکست حریف و سربلند بیرون‌آمدن از میدان.

#آداب_بحث
#قسمت_دوم
@asarkazemi
Forwarded from Deleted Account
🎓 کانال همراه کانکور ، همراهِ کانکوری های پرتلاش
انگیزه میخوای
راهنمایی میخوای
منابع مختلف برای تمرین بیشتر میخوای
پس حتماً با ما همراه شو📎


@hamraheKankur
@hamraheKankur


به پیشواز باخت نرو!
تو لایق بهترینایی😍
Forwarded from فیلترشکن رهگشا
🔺سلسله نشست‌ ژاپن شناسی؛ یادبود تتسو ناکامورا
▪️ دوشنبه ۳۰ دی ۹۸ ساعت ۱۴
▪️ خیابان کارگر شمالی - پردیس دانشگاه تهران - دانشگاه مطالعات
کانال آفیش رسانه: @tablighatetitre1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
4️⃣1️⃣ #چهاردهمین_طلوع_فجر

🎥 شعرخوانی #محمد_کاظم_کاظمی

🔻محفل افتتاحیه
⭕️ چهاردهمین جشنواره بین‌المللی شعر فجر

🗓 12 دی 98
📌 اصفهان
@adabiatirani