🔴 پایان سفرنامه کرمان
خوب سفرنامه کرمان هم تمام شد. از همه عزیزانی که در این برنامه سهم داشتند و زحمت کشیدند، سپاسگزارم. از مسئولان دانشگاه شهید باهنر کرمان، اداره کل اتباع و مهاجرین خارجی کرمان، بسمالله خرمی و غلام رضا خرمی دانشجویان فعال ما، تقی دامردان، زهرا اکبری، فاطمه حسینی و شکریه طاهری به خاطر عکسها و همه عزیزانی که مرا به نوشتن این گزارش تشویق کردند.
به امید آیندهای بهتر.
خوب سفرنامه کرمان هم تمام شد. از همه عزیزانی که در این برنامه سهم داشتند و زحمت کشیدند، سپاسگزارم. از مسئولان دانشگاه شهید باهنر کرمان، اداره کل اتباع و مهاجرین خارجی کرمان، بسمالله خرمی و غلام رضا خرمی دانشجویان فعال ما، تقی دامردان، زهرا اکبری، فاطمه حسینی و شکریه طاهری به خاطر عکسها و همه عزیزانی که مرا به نوشتن این گزارش تشویق کردند.
به امید آیندهای بهتر.
🔵 راههای تنوع و تمایز در شعر رضوی
🔸 محمدکاظم کاظمی
امروزه به برکت رسانهها، جشنوارهها و محافل مذهبی، گرایش به شعر مذهبی و به ویژه شعر رضوی به شکل محسوسی افزایش یافته است. اکنون قریب به یک دهه است که موج جدیدی از این گونه شعر آغاز شده است، شعری که زبان و حال و هوای امروز دارد و با شعر مذهبی محافل سنتی ما کمابیش متفاوت است.
ولی در کنار بالندگی و فراگیری شعر مذهبی، یک آسیب نسبی ولی جدی، یکنواختی این شعرهاست. البته ما در شعر عاشورایی این یکنواختی شدید را نداریم، چون هم به برکت محافل و مجالس عزاداری محرم، آگاهی مردم از واقعه بیشتر است و هم در عاشورا شخصیتهای مختلفی مطرحاند که برای هر یک میتوان از زوایای مختلف شعر سرود. ولی طبیعتاً در شعر رضوی این تنوع اندک است و به همین دلیل شاعران ناچار میشوند از عناصر و نمادهای حرم و زیارت بهره بگیرند. چنین است که بسیاری از شعرهای رضوی امروز، تقریباً شبیه هم و با عناصر و نمادهایی ثابت مثل «آهو» و «کبوتر» و «گنبد» و «ضریح» سروده میشود. تنها تنوعی که در این شعرها میتوان یافت، در نوع مضمونسازی با این عناصر است. یعنی شاعران میکوشند که با عناصری ثابت، حرفهای متفاوت بگویند و این قدری دشوار است.
به راستی برای فرار از این یکنواختی و یکسانی، و ایجاد تمایز تنوع در شعرهای رضوی چه میتوان کرد؟ آنچه در این مجال به نظرم قابل طرح است اینهاست:
اولین کار که هم از نظر محتوایی ارزش دارد و هم از نظر صوری، شناخت و پرداختن بیشتر به زندگی، سیره و احادیث آن حضرت است. این چیزی است که در شعر رضوی ما نسبتاً غایب است و شاعری که بتواند در کنار نمادهای زیارت، از معارف رضوی بهره بگیرد، به گنجینهای از حرفهای تازه و پیامهای سودمند دست یافته است که هم شعرش را از نظر محتوایی غنی میسازد و هم بدان تنوع و تمایز میبخشد، چون این چیزی است که عموم شاعران عصر ما نسبت به آن کمتوجهاند. این در واقع معدنی است که هنوز به درستی کشف نشده است؛ به همین دلیل هر چه آن را بکاوی به گوهرهای تازهتری دست مییابی.
کار دیگری که شاعر امروز میتواند بکند، برخورداری از تجربهها و چشمدیدهای عینی زندگی است. یعنی شاعر میکوشد که در شعرش به تصویرگری احساس و رفتار خود و اطرافیانش در ارتباط با آن شخصیت بپردازد. مثلاً به جای ستایش یا وصف حرم رضوی، احساسهای درونی خود در یک زیارت را شرح دهد یا حتی وقایعی را که در یک سفر زیارتی برای خودش رخ داده است، روایت کند. چنین شعری چند مزیت دارد. یکی این که شاعر چون از تجربههای احساسی و عاطفی خودش میگوید، سخنش صادقانهتر است. دیگر این که چون یک تجربۀ عینی بیان شده است، مخاطب بهتر میتواند صحنه را درک کند و خود را در آن موقعیت ببیند. و مزیت دیگر که از همه مهمتر است، این است که در این صورت چون شعرها بیان تجربههای خاص و متفاوتاند، سرودۀ هر شاعر با دیگری فرق خواهد داشت. و این همان چیزی است که در این یادداشت بر آن تکیه داریم یعنی تنوع و تمایز.
کار دیگری که میتوان کرد، نگاه اجتماعی و یا حتی انتقادی نسبت به مسایل روز، در پرتو تعلیمات و مفاهیم دینی است. یعنی شاعر چه در مورد مسایل دینی و چه در دیگر مسایل سیاست و اجتماع، از یک منظر نقادانه مینگرد و میکوشد که شعرش از آموزههای اجتماعی، ولی با اتکا به معارف دینی بهرهمند باشد. اگر دقیق بنگریم، در واقع مهمترین نقش دین برای یک جامعه، نقش هدایتی آن است که در شعرهای مذهبی ما غالباً در حاشیه مانده است. این هدایت میتواند ابعاد گوناگونی داشته باشد که یکی از آنها بُعد اجتماعی است. مثلاً در ارتباط با شعر رضوی، به راستی یک شهروند خوب در پایتخت معنوی این کشور چگونه شخصی باید باشد؟ با زائران چگونه سلوک و برخوردی داشته باشد؟ در مناسبات اجتماعی و خانوادگی باید چگونه رفتار کند؟ همینطور یک زائر امام رضا(ع) باید چه ویژگیهای شخصیتی داشته باشد؟ ما میدانیم که یک هدف مهم زیارت، رشد و تعالی معنوی انسان است و حتی میتوان گفت این مهمترین هدف است. پس لاجرم در سایۀ شعر رضوی، باید این را هم نگریست که کسی که به آن حضرت متوسل میشود، چه تحول و تعالی شخصیتیای باید بیابد. به بیان دیگر ما اگر زیارت را موجد یک پیوند معنوی میان زائر و شخصیت حضرت امام رضا(ع) بدانیم، باید عنایت داشته باشیم که هر زیارتی دو وجه دارد، یکی محل زیارت است و دیگری حالات خود زائر. به نظر میرسد که شاعران ما به آن «محل» بیشتر میپردازند و هم از این روی، بیشتر شعرها یکسان از کار درمیآید، چون محل یکسانی را توصیف کردهاند و آن هم با یک نگاه ظاهری. ولی اگر به حالات زائر هم بپردازند، آنگاه به تعداد سرایندگان، ما حال و هوا و فضای متفاوت خواهیم داشت و این خود میتواند تنوعی دلپذیر به شعرها ببخشد.
(در شهریور ۱۳۹۲ برای استفاده در ویژهنامه کنگره شعر رضوی در کرمان نوشته شد.)
@mkazemkazemi
🔸 محمدکاظم کاظمی
امروزه به برکت رسانهها، جشنوارهها و محافل مذهبی، گرایش به شعر مذهبی و به ویژه شعر رضوی به شکل محسوسی افزایش یافته است. اکنون قریب به یک دهه است که موج جدیدی از این گونه شعر آغاز شده است، شعری که زبان و حال و هوای امروز دارد و با شعر مذهبی محافل سنتی ما کمابیش متفاوت است.
ولی در کنار بالندگی و فراگیری شعر مذهبی، یک آسیب نسبی ولی جدی، یکنواختی این شعرهاست. البته ما در شعر عاشورایی این یکنواختی شدید را نداریم، چون هم به برکت محافل و مجالس عزاداری محرم، آگاهی مردم از واقعه بیشتر است و هم در عاشورا شخصیتهای مختلفی مطرحاند که برای هر یک میتوان از زوایای مختلف شعر سرود. ولی طبیعتاً در شعر رضوی این تنوع اندک است و به همین دلیل شاعران ناچار میشوند از عناصر و نمادهای حرم و زیارت بهره بگیرند. چنین است که بسیاری از شعرهای رضوی امروز، تقریباً شبیه هم و با عناصر و نمادهایی ثابت مثل «آهو» و «کبوتر» و «گنبد» و «ضریح» سروده میشود. تنها تنوعی که در این شعرها میتوان یافت، در نوع مضمونسازی با این عناصر است. یعنی شاعران میکوشند که با عناصری ثابت، حرفهای متفاوت بگویند و این قدری دشوار است.
به راستی برای فرار از این یکنواختی و یکسانی، و ایجاد تمایز تنوع در شعرهای رضوی چه میتوان کرد؟ آنچه در این مجال به نظرم قابل طرح است اینهاست:
اولین کار که هم از نظر محتوایی ارزش دارد و هم از نظر صوری، شناخت و پرداختن بیشتر به زندگی، سیره و احادیث آن حضرت است. این چیزی است که در شعر رضوی ما نسبتاً غایب است و شاعری که بتواند در کنار نمادهای زیارت، از معارف رضوی بهره بگیرد، به گنجینهای از حرفهای تازه و پیامهای سودمند دست یافته است که هم شعرش را از نظر محتوایی غنی میسازد و هم بدان تنوع و تمایز میبخشد، چون این چیزی است که عموم شاعران عصر ما نسبت به آن کمتوجهاند. این در واقع معدنی است که هنوز به درستی کشف نشده است؛ به همین دلیل هر چه آن را بکاوی به گوهرهای تازهتری دست مییابی.
کار دیگری که شاعر امروز میتواند بکند، برخورداری از تجربهها و چشمدیدهای عینی زندگی است. یعنی شاعر میکوشد که در شعرش به تصویرگری احساس و رفتار خود و اطرافیانش در ارتباط با آن شخصیت بپردازد. مثلاً به جای ستایش یا وصف حرم رضوی، احساسهای درونی خود در یک زیارت را شرح دهد یا حتی وقایعی را که در یک سفر زیارتی برای خودش رخ داده است، روایت کند. چنین شعری چند مزیت دارد. یکی این که شاعر چون از تجربههای احساسی و عاطفی خودش میگوید، سخنش صادقانهتر است. دیگر این که چون یک تجربۀ عینی بیان شده است، مخاطب بهتر میتواند صحنه را درک کند و خود را در آن موقعیت ببیند. و مزیت دیگر که از همه مهمتر است، این است که در این صورت چون شعرها بیان تجربههای خاص و متفاوتاند، سرودۀ هر شاعر با دیگری فرق خواهد داشت. و این همان چیزی است که در این یادداشت بر آن تکیه داریم یعنی تنوع و تمایز.
کار دیگری که میتوان کرد، نگاه اجتماعی و یا حتی انتقادی نسبت به مسایل روز، در پرتو تعلیمات و مفاهیم دینی است. یعنی شاعر چه در مورد مسایل دینی و چه در دیگر مسایل سیاست و اجتماع، از یک منظر نقادانه مینگرد و میکوشد که شعرش از آموزههای اجتماعی، ولی با اتکا به معارف دینی بهرهمند باشد. اگر دقیق بنگریم، در واقع مهمترین نقش دین برای یک جامعه، نقش هدایتی آن است که در شعرهای مذهبی ما غالباً در حاشیه مانده است. این هدایت میتواند ابعاد گوناگونی داشته باشد که یکی از آنها بُعد اجتماعی است. مثلاً در ارتباط با شعر رضوی، به راستی یک شهروند خوب در پایتخت معنوی این کشور چگونه شخصی باید باشد؟ با زائران چگونه سلوک و برخوردی داشته باشد؟ در مناسبات اجتماعی و خانوادگی باید چگونه رفتار کند؟ همینطور یک زائر امام رضا(ع) باید چه ویژگیهای شخصیتی داشته باشد؟ ما میدانیم که یک هدف مهم زیارت، رشد و تعالی معنوی انسان است و حتی میتوان گفت این مهمترین هدف است. پس لاجرم در سایۀ شعر رضوی، باید این را هم نگریست که کسی که به آن حضرت متوسل میشود، چه تحول و تعالی شخصیتیای باید بیابد. به بیان دیگر ما اگر زیارت را موجد یک پیوند معنوی میان زائر و شخصیت حضرت امام رضا(ع) بدانیم، باید عنایت داشته باشیم که هر زیارتی دو وجه دارد، یکی محل زیارت است و دیگری حالات خود زائر. به نظر میرسد که شاعران ما به آن «محل» بیشتر میپردازند و هم از این روی، بیشتر شعرها یکسان از کار درمیآید، چون محل یکسانی را توصیف کردهاند و آن هم با یک نگاه ظاهری. ولی اگر به حالات زائر هم بپردازند، آنگاه به تعداد سرایندگان، ما حال و هوا و فضای متفاوت خواهیم داشت و این خود میتواند تنوعی دلپذیر به شعرها ببخشد.
(در شهریور ۱۳۹۲ برای استفاده در ویژهنامه کنگره شعر رضوی در کرمان نوشته شد.)
@mkazemkazemi
🔹 عوض نخواهد شد...
🔸 محمدکاظم کاظمی
▫️▫️▫️
ما که حق رأی نداریم، همین چهار کلام شعر پیشکش میزبانان ایرانیمان، ضمن تبریک به همه ملت شریف ایران که آگاهی و شعور سیاسی خویش را به جهانیان نشان دادند.
امیدوارم که در این تحولات، مهاجران افغانستان هم که با تنگناهای بسیار دست و گریباناند کامشان با گشایشهایی در امور قانونی و معیشتی شیرین شود. گشایشهایی که خوشبختانه در سالهای اخیر به مدد دلسوزان روابط دو ملت، در حال رخ نمودن است و باید قدردان همه کسانی بود که میکوشند روزگار سخت مهاجران سپری شود.
گفتنی است که این شعر در زمان انتخابات هفتم ریاست جمهوری اسلامی ایران، به استقبال قصیدهای از شاعر معاصر جناب مرتضی امیری اسفندقه سروده شد. آن انتخابات همزمان بود با اوج خودکامگی و خفقان در افغانستانِ عصر طالبان، و این شعر حاوی مقایسهای میان شیوۀ دولتداری در دو کشور در آن زمان است.
▫️▫️▫️
دریغ و درد که آسان عوض نخواهد شد
جهان عوض بشود، جان عوض نخواهد شد(۱)
ظهور یک دو گل آنقدر خوشدلت نکند
به یک دو گل که گلستان عوض نخواهد شد
مسیر گلّۀ گمکردهراه در طوفان
به یک اشارۀ چوپان عوض نخواهد شد
عوض نکرد خدا سرنوشت قومی را
و جز به همّت انسان عوض نخواهد شد
▫️
خوشا به حال شما، خوش حکومتی دارید
که تا چهار زمستان عوض نخواهد شد
حکومتی که در آن مردمان رئیس خودند
ریاستی که به فرمان عوض نخواهد شد
حکومتی که در آن کس نگفت «من هستم
و جای بنده به طوفان عوض نخواهد شد»
کسی نگفت که «این مهتری خداداد است
و مثل آیۀ قرآن عوض نخواهد شد»
کسی نگفت که «صندوق اگر به باد رود
وکیل مردم کرمان عوض نخواهد شد»
کسی نگفت که «منجیل(۲) اگر خراب شود
رئیس بیمۀ گیلان عوض نخواهد شد»
کسی نگفت «اگر اردبیل(۳) یخ بزند
وزیر نفت به تهران عوض نخواهد شد»
کسی نگفت «نجنبد بشارتی از جای»
کسی نگفت که «تُرکان(۴) عوض نخواهد شد»
ولی همین، خودمانیم، قدری اغراق است
که این عوض نشود، آن عوض نخواهد شد
کمی دروغ که البتّه عادت شُعَراست
و عادتی است که آسان عوض نخواهد شد
▫️
خوشا به حال شما، شخم شد زمینهاتان
و تا چهار زمستان عوض نخواهد شد
ولی کنار شما کشتگاه همسایه است
که مثل طالع دهقان عوض نخواهد شد
چه عمرهاست که زندانیان تقدیریم
و گفتهاند که زندان عوض نخواهد شد
بله، لباس عزای زنان نوبیوه
به قریههای بدخشان(۵) عوض نخواهد شد
حدیث غربت پروانههای سوختهبال
به کوی و برزن پروان عوض نخواهد شد
و سرنوشت سوارانِ رخشگمکرده
دگر به شهر سمنگان عوض نخواهد شد
نخواهد آمد تهمینهای، و نوع شکار
برای رستم دستان عوض نخواهد شد
برای دیدن نوروز در مزار سخی(۶)
رواق و درگه و ایوان عوض نخواهد شد
لباس سرخ، شب عید اتو نخواهد خورد
و خاک کهنۀ گلدان عوض نخواهد شد
گلیم ناقص کبرا نمیشود تکمیل
و کفش پارۀ قربان عوض نخواهد شد
و درس اولِ «بابا تفنگ داد» دگر
از این تکیدهدبستان عوض نخواهد شد
بله، حکومت دجّالهای یکچشم است(۷)
و تا ظهور سواران عوض نخواهد شد
زمین به خواهش اهل قلم نمیچرخد
زمان به میل سخندان عوض نخواهد شد
به نظم سُست من و شعر محکم رفقا
شعور ناقص حیوان عوض نخواهد شد
شتر، دمی که طناب ریاستی بیند(۸)
به پند و وعظ شتربان عوض نخواهد شد
کنون که با قلم و درس و دفتر و دیوان
سرشت غول بیابان عوض نخواهد شد،
و گر که پوست شود کلّۀ مسلمانان
امیر نیمهمسلمان عوض نخواهد شد،(۹)
مرا چه کار به نصب امیر و عزل وزیر؟
که خر، خر است و به پالان عوض نخواهد شد
▫️
خوشا به حال شما، خوش حکومتی دارید
که تا چهار زمستان عوض نخواهد شد
ولی چه سود به احوالِ قومِ آواره
که رخت دربهدریشان عوض نخواهد شد
همیشه پُتک سرش را به سنگ میکوبد،
ولی درشتی سندان عوض نخواهد شد
درختِ سوخته، آری، عوض شود آسان
زمین سوخته آسان عوض نخواهد شد
شهریور ۱۳۷۶
۱. یقین عوض شده اینجا، گمان عوض شده است / زمین عوض شده و آسمان عوض شده است. (مرتضی امیری اسفندقه)
۲. اشاره به زلزلۀ ویرانگر منجیل و رودبار.
۳. شهری سردسیر در شمال ایران.
۴. علیاکبر بشارتی و اکبر ترکان از وزرای کابینۀ قبل از دوم خرداد.
۵. «بدخشان»، «سمنگان» و «پروان» نام ولایاتی است در افغانستان.
۶. مزار منسوب به حضرت امیرالمؤمنین علی(ع) در شهر مزارشریف افغانستان که هر سال، مراسم نوروز با شکوه تمام در آن برگزار میشود.
۷. اشاره به رهبر اَعوَر طالبان.
۸. اشاره به بیت «بگو طناب ریاست به گردن شتران / برای گردن من ریسمان عوض شده است» از شعر مرتضی امیری که خود به خطبهای از حضرت امیر اشاره دارد.
۹. طالبان حکومت خود را «امارت اسلامی» نامیده بودند و رهبر خود را امیرالمؤمنین.
#شعر_کاظمی
#عوض_نخواهد_شد
@mkazemkazemi
🔸 محمدکاظم کاظمی
▫️▫️▫️
ما که حق رأی نداریم، همین چهار کلام شعر پیشکش میزبانان ایرانیمان، ضمن تبریک به همه ملت شریف ایران که آگاهی و شعور سیاسی خویش را به جهانیان نشان دادند.
امیدوارم که در این تحولات، مهاجران افغانستان هم که با تنگناهای بسیار دست و گریباناند کامشان با گشایشهایی در امور قانونی و معیشتی شیرین شود. گشایشهایی که خوشبختانه در سالهای اخیر به مدد دلسوزان روابط دو ملت، در حال رخ نمودن است و باید قدردان همه کسانی بود که میکوشند روزگار سخت مهاجران سپری شود.
گفتنی است که این شعر در زمان انتخابات هفتم ریاست جمهوری اسلامی ایران، به استقبال قصیدهای از شاعر معاصر جناب مرتضی امیری اسفندقه سروده شد. آن انتخابات همزمان بود با اوج خودکامگی و خفقان در افغانستانِ عصر طالبان، و این شعر حاوی مقایسهای میان شیوۀ دولتداری در دو کشور در آن زمان است.
▫️▫️▫️
دریغ و درد که آسان عوض نخواهد شد
جهان عوض بشود، جان عوض نخواهد شد(۱)
ظهور یک دو گل آنقدر خوشدلت نکند
به یک دو گل که گلستان عوض نخواهد شد
مسیر گلّۀ گمکردهراه در طوفان
به یک اشارۀ چوپان عوض نخواهد شد
عوض نکرد خدا سرنوشت قومی را
و جز به همّت انسان عوض نخواهد شد
▫️
خوشا به حال شما، خوش حکومتی دارید
که تا چهار زمستان عوض نخواهد شد
حکومتی که در آن مردمان رئیس خودند
ریاستی که به فرمان عوض نخواهد شد
حکومتی که در آن کس نگفت «من هستم
و جای بنده به طوفان عوض نخواهد شد»
کسی نگفت که «این مهتری خداداد است
و مثل آیۀ قرآن عوض نخواهد شد»
کسی نگفت که «صندوق اگر به باد رود
وکیل مردم کرمان عوض نخواهد شد»
کسی نگفت که «منجیل(۲) اگر خراب شود
رئیس بیمۀ گیلان عوض نخواهد شد»
کسی نگفت «اگر اردبیل(۳) یخ بزند
وزیر نفت به تهران عوض نخواهد شد»
کسی نگفت «نجنبد بشارتی از جای»
کسی نگفت که «تُرکان(۴) عوض نخواهد شد»
ولی همین، خودمانیم، قدری اغراق است
که این عوض نشود، آن عوض نخواهد شد
کمی دروغ که البتّه عادت شُعَراست
و عادتی است که آسان عوض نخواهد شد
▫️
خوشا به حال شما، شخم شد زمینهاتان
و تا چهار زمستان عوض نخواهد شد
ولی کنار شما کشتگاه همسایه است
که مثل طالع دهقان عوض نخواهد شد
چه عمرهاست که زندانیان تقدیریم
و گفتهاند که زندان عوض نخواهد شد
بله، لباس عزای زنان نوبیوه
به قریههای بدخشان(۵) عوض نخواهد شد
حدیث غربت پروانههای سوختهبال
به کوی و برزن پروان عوض نخواهد شد
و سرنوشت سوارانِ رخشگمکرده
دگر به شهر سمنگان عوض نخواهد شد
نخواهد آمد تهمینهای، و نوع شکار
برای رستم دستان عوض نخواهد شد
برای دیدن نوروز در مزار سخی(۶)
رواق و درگه و ایوان عوض نخواهد شد
لباس سرخ، شب عید اتو نخواهد خورد
و خاک کهنۀ گلدان عوض نخواهد شد
گلیم ناقص کبرا نمیشود تکمیل
و کفش پارۀ قربان عوض نخواهد شد
و درس اولِ «بابا تفنگ داد» دگر
از این تکیدهدبستان عوض نخواهد شد
بله، حکومت دجّالهای یکچشم است(۷)
و تا ظهور سواران عوض نخواهد شد
زمین به خواهش اهل قلم نمیچرخد
زمان به میل سخندان عوض نخواهد شد
به نظم سُست من و شعر محکم رفقا
شعور ناقص حیوان عوض نخواهد شد
شتر، دمی که طناب ریاستی بیند(۸)
به پند و وعظ شتربان عوض نخواهد شد
کنون که با قلم و درس و دفتر و دیوان
سرشت غول بیابان عوض نخواهد شد،
و گر که پوست شود کلّۀ مسلمانان
امیر نیمهمسلمان عوض نخواهد شد،(۹)
مرا چه کار به نصب امیر و عزل وزیر؟
که خر، خر است و به پالان عوض نخواهد شد
▫️
خوشا به حال شما، خوش حکومتی دارید
که تا چهار زمستان عوض نخواهد شد
ولی چه سود به احوالِ قومِ آواره
که رخت دربهدریشان عوض نخواهد شد
همیشه پُتک سرش را به سنگ میکوبد،
ولی درشتی سندان عوض نخواهد شد
درختِ سوخته، آری، عوض شود آسان
زمین سوخته آسان عوض نخواهد شد
شهریور ۱۳۷۶
۱. یقین عوض شده اینجا، گمان عوض شده است / زمین عوض شده و آسمان عوض شده است. (مرتضی امیری اسفندقه)
۲. اشاره به زلزلۀ ویرانگر منجیل و رودبار.
۳. شهری سردسیر در شمال ایران.
۴. علیاکبر بشارتی و اکبر ترکان از وزرای کابینۀ قبل از دوم خرداد.
۵. «بدخشان»، «سمنگان» و «پروان» نام ولایاتی است در افغانستان.
۶. مزار منسوب به حضرت امیرالمؤمنین علی(ع) در شهر مزارشریف افغانستان که هر سال، مراسم نوروز با شکوه تمام در آن برگزار میشود.
۷. اشاره به رهبر اَعوَر طالبان.
۸. اشاره به بیت «بگو طناب ریاست به گردن شتران / برای گردن من ریسمان عوض شده است» از شعر مرتضی امیری که خود به خطبهای از حضرت امیر اشاره دارد.
۹. طالبان حکومت خود را «امارت اسلامی» نامیده بودند و رهبر خود را امیرالمؤمنین.
#شعر_کاظمی
#عوض_نخواهد_شد
@mkazemkazemi
Forwarded from friends♡
بخش ویژه: در مهربانی با همسایگی
کشورهای واقعی «ما» هستیم
محمدتقي دامردان فرزند محمدظفر، متولد اول فروردین 57؛ سی سال است که در ایران زندگی میکند. دورهی ابتدایی و راهنمایی را در گلشهر و سه سال هنرستان را در رشته گرافیک در هنرستان هنرهای تجسمی پسران مشهد (کوهسنگی) گذرانده به نقاشی و تصویرگری علاقهمند است. از همان دوران هنرجویی در مسابقات طراحی و تصویرگری کتاب کودک تا استان و مرحله کشوری درخشید؛ اما شیرینکامیاش در دنیای هنر با طعم محرومیت از تحصیل تلخ شد.
با قیچی شدن کارتش همانطور که –پیاده- آمده بود –پیاده- به وطن برگشت؛ از افغانستان به مشهد، از مشهد به افغانستان... با ورود طالبان و ناامن شدن افغانستان دوباره به مشهد ...و مدتی در قم، حالا ساکن کرمان است همانطور پیاده... پیاده... پیاده. با زخم کارهای سخت کمتوان شده روزهایش را توی یک مغازه تابلونویسی به شاگردی میگذراند اگرچه دستی به قلممو دارد ولی از آن هم میپرهیزد چراکه امروزه هزینههای نقاشی زندگیاش را سخت میکند. حضورش در جلسات شعر و داستان خوشآیند است. چند وقت است خوشنویسی میکند.
کارهای سخت بین مهرههای کمرش فاصله انداخته و او از فاصلهها خاطرهی خوبی ندارد؛ از فاصلهها میترسد میگوید: دردی که در فاصله است در مرگ نیست...
اولین بار او را در رونمایی کتاب «افغانیکِشی» محمدرضا ذوالعلی دیدم. با دخترش آمده بود یادداشتی بر اثر نوشته بود و خوب یادداشتی بود و این شد پایهی آشنایی ما.
🔖 ۲۵۰۰ کلمه
⏰ زمان مطالعه: ۱۷ دقيقه
📌 ادامۀ مطلب را شمارهی سوم فصلنامه اندیشه ⬆️ بخوانید.
⤵️https://t.me/joinchat/AAAAAEOaL8JKCt8Uji9NpQ
اندیشه
فصلنامه فرهنگی و اجتماعی اندیشه
کشورهای واقعی «ما» هستیم
محمدتقي دامردان فرزند محمدظفر، متولد اول فروردین 57؛ سی سال است که در ایران زندگی میکند. دورهی ابتدایی و راهنمایی را در گلشهر و سه سال هنرستان را در رشته گرافیک در هنرستان هنرهای تجسمی پسران مشهد (کوهسنگی) گذرانده به نقاشی و تصویرگری علاقهمند است. از همان دوران هنرجویی در مسابقات طراحی و تصویرگری کتاب کودک تا استان و مرحله کشوری درخشید؛ اما شیرینکامیاش در دنیای هنر با طعم محرومیت از تحصیل تلخ شد.
با قیچی شدن کارتش همانطور که –پیاده- آمده بود –پیاده- به وطن برگشت؛ از افغانستان به مشهد، از مشهد به افغانستان... با ورود طالبان و ناامن شدن افغانستان دوباره به مشهد ...و مدتی در قم، حالا ساکن کرمان است همانطور پیاده... پیاده... پیاده. با زخم کارهای سخت کمتوان شده روزهایش را توی یک مغازه تابلونویسی به شاگردی میگذراند اگرچه دستی به قلممو دارد ولی از آن هم میپرهیزد چراکه امروزه هزینههای نقاشی زندگیاش را سخت میکند. حضورش در جلسات شعر و داستان خوشآیند است. چند وقت است خوشنویسی میکند.
کارهای سخت بین مهرههای کمرش فاصله انداخته و او از فاصلهها خاطرهی خوبی ندارد؛ از فاصلهها میترسد میگوید: دردی که در فاصله است در مرگ نیست...
اولین بار او را در رونمایی کتاب «افغانیکِشی» محمدرضا ذوالعلی دیدم. با دخترش آمده بود یادداشتی بر اثر نوشته بود و خوب یادداشتی بود و این شد پایهی آشنایی ما.
🔖 ۲۵۰۰ کلمه
⏰ زمان مطالعه: ۱۷ دقيقه
📌 ادامۀ مطلب را شمارهی سوم فصلنامه اندیشه ⬆️ بخوانید.
⤵️https://t.me/joinchat/AAAAAEOaL8JKCt8Uji9NpQ
اندیشه
فصلنامه فرهنگی و اجتماعی اندیشه
friends♡
Photo
🔹یادی از هنرمند مهاجر، محمدتقی دامردان، در فصلنامۀ اندیشه. 👆
دامردان یکی از صدها نخبۀ افغانستان است که زمان رشد و بالندگیشان با بدترین ایام برای مهاجران ما مواجه شد، زمانی که کارتها را قیچی کردند، خانوادهها را با اثاثیهشان به کامیونها بار زدند و رد مرز کردند؛ دوران سیاهی که اثرات آن تا هنوز بر یک نسل از مهاجران ما باقی مانده است، از جمله محمدتقی دامردان که میتوانست یکی از نقاشان توانای افغانستان باشد و امروز در سطح کشور نام و نشانی داشته باشد.
▫️
تقی دامردان سالهاست که در کرمان به کارهای سخت مشغول است و در عین حال هنر و ادبیات را از یاد نبرده است. او را از یاد نبریم.
دامردان یکی از صدها نخبۀ افغانستان است که زمان رشد و بالندگیشان با بدترین ایام برای مهاجران ما مواجه شد، زمانی که کارتها را قیچی کردند، خانوادهها را با اثاثیهشان به کامیونها بار زدند و رد مرز کردند؛ دوران سیاهی که اثرات آن تا هنوز بر یک نسل از مهاجران ما باقی مانده است، از جمله محمدتقی دامردان که میتوانست یکی از نقاشان توانای افغانستان باشد و امروز در سطح کشور نام و نشانی داشته باشد.
▫️
تقی دامردان سالهاست که در کرمان به کارهای سخت مشغول است و در عین حال هنر و ادبیات را از یاد نبرده است. او را از یاد نبریم.
کانال محمدکاظم کاظمی
تقی دامردان را می بینم، هنرمند طراح و خوشنویس ما که سالهاست در کرمان است و مشغول مشاغل سخت. و در عین حال فعال و باانگیره. 👇
در سال ۱۳۹۵ و در سفر کرمان دیداری با دامردان گرامی نصیب شد. در اینجا از او ذکر خیری شده و در ادامه چند عکس از عکسهایی که او از زندگی مهاجران ما در کرمان گرفته است، منتشر شده است. 👆
کانال محمدکاظم کاظمی
تقی دامردان را می بینم، هنرمند طراح و خوشنویس ما که سالهاست در کرمان است و مشغول مشاغل سخت. و در عین حال فعال و باانگیره. 👇
باری دیگر هم دو سال قبل توفیق دیدار دامردان عزیز در کرمان میسر شدهبود. 👆
🔹 آن روی سکه
🔸 در حاشیه جشنواره سیرجان
ولی همه چیز به این شیرینی نیست. این جشنواره یک فرصت استثنایی بود. خارج از آن، مهاجران ما در استان کرمان خیلی در تنگنایند. همه محدودیتهایی که ما در تهران و مشهد از آنها شکایت داریم در اینجا شدیدتر است. مثلا شخص ناچار بوده است برای گرفتن مدرک شناسایی یک نوزاد چند روز در صف بخوابد.
هنرمند ما میگوید که مسئول فلان اداره مربوط به مهاجرین صریح به او میگفته که شما را به هنر و ادبیات چه کار؟ کارگر آمدهاید و کارگر بمانید و کارگر برگردید.
مهاجران ما هم منسجم نیستند. تنوع قومی و تفرق سیاسی بیداد میکند. شماری از مردم به شدت سنتیاند و مخالف این فعالیتها به خصوص برای دختران. بسیاریها از روستاهای افغانستاناند و همان زندگی بسته را حفظ کردهاند. استعدادهای جوان بسیار است و متاسفانه تلف میشود.
در عمل ما هیچ تشکل چشمگیری در زمینه فعالیتهای فرهنگی مهاجرین نداریم و اگر هم بخواهند شکل بگیرند ممانعت میشود. هنرمند ما هنرجویانش را در خانه آموزش میدهد و حتی برای همان هم بر او سخت میگیرند.
همه چیز باید دست به دست هم بدهند تا گشایشی رخ دهد.
به امید آن روز.
🔸 در حاشیه جشنواره سیرجان
ولی همه چیز به این شیرینی نیست. این جشنواره یک فرصت استثنایی بود. خارج از آن، مهاجران ما در استان کرمان خیلی در تنگنایند. همه محدودیتهایی که ما در تهران و مشهد از آنها شکایت داریم در اینجا شدیدتر است. مثلا شخص ناچار بوده است برای گرفتن مدرک شناسایی یک نوزاد چند روز در صف بخوابد.
هنرمند ما میگوید که مسئول فلان اداره مربوط به مهاجرین صریح به او میگفته که شما را به هنر و ادبیات چه کار؟ کارگر آمدهاید و کارگر بمانید و کارگر برگردید.
مهاجران ما هم منسجم نیستند. تنوع قومی و تفرق سیاسی بیداد میکند. شماری از مردم به شدت سنتیاند و مخالف این فعالیتها به خصوص برای دختران. بسیاریها از روستاهای افغانستاناند و همان زندگی بسته را حفظ کردهاند. استعدادهای جوان بسیار است و متاسفانه تلف میشود.
در عمل ما هیچ تشکل چشمگیری در زمینه فعالیتهای فرهنگی مهاجرین نداریم و اگر هم بخواهند شکل بگیرند ممانعت میشود. هنرمند ما هنرجویانش را در خانه آموزش میدهد و حتی برای همان هم بر او سخت میگیرند.
همه چیز باید دست به دست هم بدهند تا گشایشی رخ دهد.
به امید آن روز.
🔹 گزارش مالی فراخوان «مهربانی بیمرز» برای عیدی به کودکان مهاجر
🔻
💝 کل مبلغ فراهم شده: ده میلیون و ششصد هزار تومان
✅ اهدا به دانشآموزان مجتمع آموزشی فرهنگ در تهران: سه میلیون تومان
✅ اهدا به کودکان منطقۀ سیم خاردار در کرمان: سه میلیون تومان
✅ اهدا به دانشآموزان مدرسۀ زمان در مشهد: دو و نیم میلیون تومان
✅ اهدا به مؤسسۀ معلولان باور سبز در مشهد: دو میلیون تومان
✅ اهدا به بعضی کودکان دیگر: صد هزار تومان
🔻
با سپاس از همه عزیزانی که در این مهرورزی سهم گرفتند. بعضی عکسهای مربوط به این جریان را هم در پست بعدی منتشر خواهم کرد.
@mkazemkazemi
🔻
💝 کل مبلغ فراهم شده: ده میلیون و ششصد هزار تومان
✅ اهدا به دانشآموزان مجتمع آموزشی فرهنگ در تهران: سه میلیون تومان
✅ اهدا به کودکان منطقۀ سیم خاردار در کرمان: سه میلیون تومان
✅ اهدا به دانشآموزان مدرسۀ زمان در مشهد: دو و نیم میلیون تومان
✅ اهدا به مؤسسۀ معلولان باور سبز در مشهد: دو میلیون تومان
✅ اهدا به بعضی کودکان دیگر: صد هزار تومان
🔻
با سپاس از همه عزیزانی که در این مهرورزی سهم گرفتند. بعضی عکسهای مربوط به این جریان را هم در پست بعدی منتشر خواهم کرد.
@mkazemkazemi
اینجا شاید سختترین وضعیت برای مهاجران ما باشد. زندگی در طبیعتی سخت، با فقر مادی شدید، در خانههایی که با گل و چوب ساخته شده و در استانی که ادارات متولی امور مهاجران از هر جایی سختگیرترند. همه تنگناهای مهاجرت به اوج رسیده است.
البته انکار نمیکنم که در مهمانشهرها تسهیلاتی برای مهاجرین وجود دارد و ممنون متولیان مهمانشهر هستم. شاید در بیرون وضعیتهای سختتر هم وجود داشته باشد. استان کرمان در کل مناطق محروم بسیار دارد.
و در همین حال این مهمانشهر کلی دانشجو و تحصیلکرده دارد. این تحصیلکردگان چگونه از این چنبره بیرون آیند اگر از طرف دولتها اقدامی جدی نشود؟
البته انکار نمیکنم که در مهمانشهرها تسهیلاتی برای مهاجرین وجود دارد و ممنون متولیان مهمانشهر هستم. شاید در بیرون وضعیتهای سختتر هم وجود داشته باشد. استان کرمان در کل مناطق محروم بسیار دارد.
و در همین حال این مهمانشهر کلی دانشجو و تحصیلکرده دارد. این تحصیلکردگان چگونه از این چنبره بیرون آیند اگر از طرف دولتها اقدامی جدی نشود؟
Forwarded from روزنامه قدس
🔺 دیده شدن جریان های شعر امروز در جشنواره چهاردهم
◾چهاردهمین جشنواره بینالمللی شعرفجر سرانجام پس از فرازوفرودهای بسیار به ایستگاه پایانی خود رسید. این جشنواره از همان بامداد صبح پس از افتتاحیه اصفهان، با شهادت سردار حاج قاسمسلیمانی به طرز ویژهای با مسائل روز پیوند خورد. محفل شعر «نگین سلیمانی» در کرمان ادایدین جشنواره به سردار بود.
مشاهده در سایت:
qudsonline.ir/news/690955
▫️پایگاه خبری تحلیلی #قدس_آنلاین
▫️در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
بله | سروش | آپارات | اینستاگرام | توئیتر | یوتیوب | قدس TV
↪️@qudsdaily
↪️qudsonline.ir
◾چهاردهمین جشنواره بینالمللی شعرفجر سرانجام پس از فرازوفرودهای بسیار به ایستگاه پایانی خود رسید. این جشنواره از همان بامداد صبح پس از افتتاحیه اصفهان، با شهادت سردار حاج قاسمسلیمانی به طرز ویژهای با مسائل روز پیوند خورد. محفل شعر «نگین سلیمانی» در کرمان ادایدین جشنواره به سردار بود.
مشاهده در سایت:
qudsonline.ir/news/690955
▫️پایگاه خبری تحلیلی #قدس_آنلاین
▫️در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
بله | سروش | آپارات | اینستاگرام | توئیتر | یوتیوب | قدس TV
↪️@qudsdaily
↪️qudsonline.ir
🔹 یک ویژگی خوب برای کسی که کارگاه شعری را اداره میکند این است که هم شاعر باشد و هم منتقد، هم اطلاعات اکادمیک داشته باشد و هم با جریانهای شعر امروز آشنا باشد و اینها چیزی است که در همه افراد با هم جمع نمیشود.
مریم حسنخانی از شاعران خوب استان کرمان است. کارشناسی ارشد ادبیات میخواند و در حوزههای شعر کلاسیک و نو صاحب شعرهای ارزندهای است. در سفری که به رفسنجان داشتم با فعالیتهای ادبی او و حضور خوب او در حلقههای ادبی آن استان مواجه شدم. او به سبب این که هم دانشگاهی است و هم تدریس ادبیات میکند و هم شاعر و منتقد است، برای چنین کارگاه شعری تواناست، به خصوص که دارای زبان ساده و بیانی شفاف و بدور از پیچیدگی در نقد و آموزش است. امیدوارم که چنین حلقههایی در سراسر کشور پای گیرد و شاعران جوان و توانای شهرهای مختلف، در رشد و بالندگی شاعران نوپای، سهم گیرند.
من از آن روی که همواره دوستدار نقد و آموزش شعر بودهام، وظیفۀ خود میبینم که در اطلاعرسانی نسبت به چنین کارگاههایی نقش داشته باشم و صفحات شخصی من برای این امر در خدمت عزیزانی است که توانایی این امور را دارند.
🔻 شمارۀ تماس برای شرکت در کارگاه: ۰۹۳۶۵۹۲۶۴۰۰
مریم حسنخانی از شاعران خوب استان کرمان است. کارشناسی ارشد ادبیات میخواند و در حوزههای شعر کلاسیک و نو صاحب شعرهای ارزندهای است. در سفری که به رفسنجان داشتم با فعالیتهای ادبی او و حضور خوب او در حلقههای ادبی آن استان مواجه شدم. او به سبب این که هم دانشگاهی است و هم تدریس ادبیات میکند و هم شاعر و منتقد است، برای چنین کارگاه شعری تواناست، به خصوص که دارای زبان ساده و بیانی شفاف و بدور از پیچیدگی در نقد و آموزش است. امیدوارم که چنین حلقههایی در سراسر کشور پای گیرد و شاعران جوان و توانای شهرهای مختلف، در رشد و بالندگی شاعران نوپای، سهم گیرند.
من از آن روی که همواره دوستدار نقد و آموزش شعر بودهام، وظیفۀ خود میبینم که در اطلاعرسانی نسبت به چنین کارگاههایی نقش داشته باشم و صفحات شخصی من برای این امر در خدمت عزیزانی است که توانایی این امور را دارند.
🔻 شمارۀ تماس برای شرکت در کارگاه: ۰۹۳۶۵۹۲۶۴۰۰
Forwarded from Mohammad.j
ن و القلم
اگر قصد دارید
به رفیع ترین قله ادبیات سفر کنید. با ما همراه باشید
*انتشارات سارات تهران*
با مدیریت دکتر آزیتا گوهری . تهران
در خدمت تمامی صاحبان قلم و اندیشه در سرتاسر کشور ...دارای نمایندگی های ..دراستانهای #_تهران .
#_صفهان
#_خوزستان
#_کرج
#_آذربایجان
#_کردستان
#_کرمانشاه
#_کرمان
#_سیستان_بلوچستان
#_خراسان جنوبی ...
.با شعار ..
(هدف ما جلب رضایت صاحبان قلم)
با ویراستاری حرفه ای
پخش و توزیع
کیفیت بالا و باور نکردنی
و قیمتی مناسب
با فروش در سایت و کتابفروشی
پذیرش و ارسال به خارج و.....
همراه با
کتاب الکترونیکی ، کتاب صوتی
ترجمه ی تخصصی و ویژه
رونمایی و برگزاری نمایشگاه های سالانه
هزینه
هزینه ی ثابت اول کار و هزینه ی چاپ آخر کار گرفته میشود
* انتشارات سارات*
شماره ی پروانه ی نشر *13618*
#_پل_ارتباطی 👇🏻
09391422370
اگر قصد دارید
به رفیع ترین قله ادبیات سفر کنید. با ما همراه باشید
*انتشارات سارات تهران*
با مدیریت دکتر آزیتا گوهری . تهران
در خدمت تمامی صاحبان قلم و اندیشه در سرتاسر کشور ...دارای نمایندگی های ..دراستانهای #_تهران .
#_صفهان
#_خوزستان
#_کرج
#_آذربایجان
#_کردستان
#_کرمانشاه
#_کرمان
#_سیستان_بلوچستان
#_خراسان جنوبی ...
.با شعار ..
(هدف ما جلب رضایت صاحبان قلم)
با ویراستاری حرفه ای
پخش و توزیع
کیفیت بالا و باور نکردنی
و قیمتی مناسب
با فروش در سایت و کتابفروشی
پذیرش و ارسال به خارج و.....
همراه با
کتاب الکترونیکی ، کتاب صوتی
ترجمه ی تخصصی و ویژه
رونمایی و برگزاری نمایشگاه های سالانه
هزینه
هزینه ی ثابت اول کار و هزینه ی چاپ آخر کار گرفته میشود
* انتشارات سارات*
شماره ی پروانه ی نشر *13618*
#_پل_ارتباطی 👇🏻
09391422370
✳️ کودکان فقط کودک بودند
▪️ فروغ فرخزاد میگوید «پرنده، فقط یک پرنده بود» و در مورد این کودکان میشود گفت که فقط دو کودک بودند. شاید ایرانی بیشناسنامه بودند، چون در آن نواحی واقعاً خیلی از مردم شناسنامه ندارند. شاید مهاجر افغانستانی بودند. هر چه بود و فارغ از «مدرک هویتی» آنان، چیزی از معصومیت این نگاهها و این که این دو کودک و چند تن دیگر اکنون مهمان این خاک هستند، کم نمیشود. چه از این که اینان غیرایرانی بودند در دل احساس رضایت شود، یا این حمله «هماهنگشده» تلقی شود.
▪️ من چند روز پیش در کرمان بودم. برای ادای وظیفه در مراسم فاتحهٔ چند تن از شهدای مهاجر افغانستان شرکت کردیم. کار دیگری که از ما برنمیآید جز اندوه و دریغ و تسلایی اندک به خانوادهها. آنجا هم چند کودک کشته شده بودند و چند تن مجروح. آن هم از خانوادههایی بسیار کمبرخوردار و دارای مشاغلی سخت که عمدهٔ مهاجرین مشغول آنهایند. یکی از خانوادهها علاوه بر آن مجروح، یک دختر معلول هم داشتند و در حالی که نتوانسته بودند آن معلول را درمان کنند (به چند عمل جراحی نیاز داشت) یک مجروح و یک کشته هم روی دستشان مانده بود. مسئولان ادارهٔ اتباع و مهاجرین خارجی کرمان به آنها سر زده بودند و در رفع نیازهایشان میکوشیدند.
▪️ نمیتوانم درک کنم کسانی را که از آن واقعهٔ تروریستی اظهار مسرت کردند و طعنه زدند. آن مردم، چه ایرانی و چه مهاجر، وزیر و وکیل نبودند. رانتخوار و اختلاسگر هم نبودند. مردمی مثل ما بودند و البته بسیاریشان بسیار محروم و سختیکشیده. سختی و صبر از سیمایشان میبارید و همینها بودند که مفهوم «خونشریکی» دو ملت را تجسم میبخشیدند.
▪️ من کاری به مسائل سیاسی ندارم. دل خوشی هم از اهل سیاست ندارم. به این میاندیشم که ما در قبال این وقایع چقدر انسانی رفتار میکنیم.
🔹 تصویرها
۱. تصویر دو کودکی که در سراوان کشته شدند.
۲. با آقای ابوالحسنی از مسئولان اداره اتباع کرمان و همکارشان و نیز تقی دامردان، در مراسم فاتحهٔ کودکی مهاجر.
۳. مردی که کنار من راه میرود پدر آن کودک است و پیرمرد سمت چپ، پدربزرگ آن کودک که فرزندی معلول هم دارد و دختری مجروح در این واقعه.
۴. در فاتحهٔ یکی دیگر از کشتگان حادثهٔ کرمان، که از اهل سنت افغانستان بوده است.
۵. تقی دامردان، شاعر مهاجر مقیم کرمان، در این مراسم، شعری دربارهٔ خونشریکی دو ملت میخواند.
#خون_شریکی
@mkazemkazemi
▪️ فروغ فرخزاد میگوید «پرنده، فقط یک پرنده بود» و در مورد این کودکان میشود گفت که فقط دو کودک بودند. شاید ایرانی بیشناسنامه بودند، چون در آن نواحی واقعاً خیلی از مردم شناسنامه ندارند. شاید مهاجر افغانستانی بودند. هر چه بود و فارغ از «مدرک هویتی» آنان، چیزی از معصومیت این نگاهها و این که این دو کودک و چند تن دیگر اکنون مهمان این خاک هستند، کم نمیشود. چه از این که اینان غیرایرانی بودند در دل احساس رضایت شود، یا این حمله «هماهنگشده» تلقی شود.
▪️ من چند روز پیش در کرمان بودم. برای ادای وظیفه در مراسم فاتحهٔ چند تن از شهدای مهاجر افغانستان شرکت کردیم. کار دیگری که از ما برنمیآید جز اندوه و دریغ و تسلایی اندک به خانوادهها. آنجا هم چند کودک کشته شده بودند و چند تن مجروح. آن هم از خانوادههایی بسیار کمبرخوردار و دارای مشاغلی سخت که عمدهٔ مهاجرین مشغول آنهایند. یکی از خانوادهها علاوه بر آن مجروح، یک دختر معلول هم داشتند و در حالی که نتوانسته بودند آن معلول را درمان کنند (به چند عمل جراحی نیاز داشت) یک مجروح و یک کشته هم روی دستشان مانده بود. مسئولان ادارهٔ اتباع و مهاجرین خارجی کرمان به آنها سر زده بودند و در رفع نیازهایشان میکوشیدند.
▪️ نمیتوانم درک کنم کسانی را که از آن واقعهٔ تروریستی اظهار مسرت کردند و طعنه زدند. آن مردم، چه ایرانی و چه مهاجر، وزیر و وکیل نبودند. رانتخوار و اختلاسگر هم نبودند. مردمی مثل ما بودند و البته بسیاریشان بسیار محروم و سختیکشیده. سختی و صبر از سیمایشان میبارید و همینها بودند که مفهوم «خونشریکی» دو ملت را تجسم میبخشیدند.
▪️ من کاری به مسائل سیاسی ندارم. دل خوشی هم از اهل سیاست ندارم. به این میاندیشم که ما در قبال این وقایع چقدر انسانی رفتار میکنیم.
🔹 تصویرها
۱. تصویر دو کودکی که در سراوان کشته شدند.
۲. با آقای ابوالحسنی از مسئولان اداره اتباع کرمان و همکارشان و نیز تقی دامردان، در مراسم فاتحهٔ کودکی مهاجر.
۳. مردی که کنار من راه میرود پدر آن کودک است و پیرمرد سمت چپ، پدربزرگ آن کودک که فرزندی معلول هم دارد و دختری مجروح در این واقعه.
۴. در فاتحهٔ یکی دیگر از کشتگان حادثهٔ کرمان، که از اهل سنت افغانستان بوده است.
۵. تقی دامردان، شاعر مهاجر مقیم کرمان، در این مراسم، شعری دربارهٔ خونشریکی دو ملت میخواند.
#خون_شریکی
@mkazemkazemi
Telegram
کانال محمدکاظم کاظمی
تصویرهای یادداشت «کودکان فقط کودک بودند» 👇
❤4👍1
✳️ تصدیق در قالب تکذیب
🔻 باید قدر دانست موضع شریفانه و اخلاقمدارانهٔ آقای سید رسول موسوی در این موضوع را. ایشان با نقل سخنی از شیخ ابوالحسن خرقانی ما را به دنیایی میبرد که در آن، از این تنگنظریها خبری نیست. در این وضعیت کنونی چنین موضعگیریهایی خود مجاهدت است. و اینجاست که تفاوتها آشکار میشود.
🔻 اما دربارهٔ آن بنر که در تصویر میبینید، حقیقت این است که من خودم ابتدا در اصل ماجرا شک کردم که نکند این بنر ساختگی و به تعبیری فتوشاپی باشد. ولی بعد که کاوش کردم، دیدم خیر، قضیه واقعیت دارد و خود دادستانی محترم بردسیر آن را در قالب یک به ظاهر تکذیبیه، تصدیق کرده است.
🔻 در واقع آنچه در ذیل عنوان «دادستانی بردسیر فروش ممنوعیت نان به اتباع را تکذیب کرد» میبینم در واقع نه تکذیب این بنر است و نه تکذیب این ممنوعیت در شماری از نانواییهای شهر. نوعی استفادهٔ ماهرانه از عبارتهاست و درآوردن یک «تکذیبیه» از چیزی که در متن خبر هم در عمل رد نشده است.
🔻 متن خبر را در صفحهٔ خبرگزاری جمهوری اسلامی استان کرمان با این نشانی هم میشود بخوانیم.
https://www.irna.ir/news/85595110/
از کانال تلگرامی محمدکاظم کاظمی
@mkazemkazemi
🔻 باید قدر دانست موضع شریفانه و اخلاقمدارانهٔ آقای سید رسول موسوی در این موضوع را. ایشان با نقل سخنی از شیخ ابوالحسن خرقانی ما را به دنیایی میبرد که در آن، از این تنگنظریها خبری نیست. در این وضعیت کنونی چنین موضعگیریهایی خود مجاهدت است. و اینجاست که تفاوتها آشکار میشود.
🔻 اما دربارهٔ آن بنر که در تصویر میبینید، حقیقت این است که من خودم ابتدا در اصل ماجرا شک کردم که نکند این بنر ساختگی و به تعبیری فتوشاپی باشد. ولی بعد که کاوش کردم، دیدم خیر، قضیه واقعیت دارد و خود دادستانی محترم بردسیر آن را در قالب یک به ظاهر تکذیبیه، تصدیق کرده است.
🔻 در واقع آنچه در ذیل عنوان «دادستانی بردسیر فروش ممنوعیت نان به اتباع را تکذیب کرد» میبینم در واقع نه تکذیب این بنر است و نه تکذیب این ممنوعیت در شماری از نانواییهای شهر. نوعی استفادهٔ ماهرانه از عبارتهاست و درآوردن یک «تکذیبیه» از چیزی که در متن خبر هم در عمل رد نشده است.
🔻 متن خبر را در صفحهٔ خبرگزاری جمهوری اسلامی استان کرمان با این نشانی هم میشود بخوانیم.
https://www.irna.ir/news/85595110/
از کانال تلگرامی محمدکاظم کاظمی
@mkazemkazemi
👍9😢6😱1
Forwarded from کانال زینب بیات
🔺محمد تقی دامردان، نقاش، عکاس و شاعر افغانستانی است. سالهاست در عرصۀ فرهنگ در مشهد و کرمان قدم و قلم زده است. امروز از طریق پیامک شعر خود را برایم فرستاد که منتشر کنم. شعری حماسی برای ایران و در دفاع از حق.
گفت: سیم کارتم قطع شده بود و راه ارتباطی دیگری نداشتم.
پیشنهاد داشت که پویشهای ادبی خودجوش شاعران افغانستانی را در پشتیبانی از جبهه حق در کانال ویژه نشر کنیم.
درددلهایی هم نوشته بود و اینکه با وجود همۀ محدودیتها و شرایطی که برای مهاجرین ایجاد شده، بازهم از ایران جدا نخواهد بود وهمواره ایران را دوست خواهد داشت.
درد دلهایش را خواندم. اشک در چشمانم جمع شد. این همه رنج و این همه عشق.
از ایشان اجازه گرفتم که درد دلهای خودمانیاش را منتشر کنم.
@zaynabbayat
گفت: سیم کارتم قطع شده بود و راه ارتباطی دیگری نداشتم.
پیشنهاد داشت که پویشهای ادبی خودجوش شاعران افغانستانی را در پشتیبانی از جبهه حق در کانال ویژه نشر کنیم.
درددلهایی هم نوشته بود و اینکه با وجود همۀ محدودیتها و شرایطی که برای مهاجرین ایجاد شده، بازهم از ایران جدا نخواهد بود وهمواره ایران را دوست خواهد داشت.
درد دلهایش را خواندم. اشک در چشمانم جمع شد. این همه رنج و این همه عشق.
از ایشان اجازه گرفتم که درد دلهای خودمانیاش را منتشر کنم.
@zaynabbayat
❤9👎3👍1
Forwarded from کانال زینب بیات
🍁این همه رنج و این همه عشق
✍️ محمدتقی دامردان
بنده محمد تقی دامردان، در سه دهه زندگی در ایران از ناملایمات و مشقتهای مهاجرت لحظه ای دور نبودم و نیستم. در دهه هفتاد کارتم قیچی شد واز تحصیل بازماندم.
شهرستان به شهرستان آوارگی را تجربه کردم. (مشهد- قم- کرمان)تا همین چند روز قبل که بنده را با کارت آمایش هنگام برگشتن از سرکار، ایست بازرسی بین راهی گرفت و مارا به پاسگاه برد و ازپاسگاه به اردوگاه برد. دوازده و نیم شب از اردوگاه آزاد شدم چون هیچ یک از دوستان و آشنایان آن وقت شب گوشی بر نداشتند و آنجا ماشینی هم نبود تا صبح پشت در اردوگاه نشستم.
من بارها و بارها اینگونه برخوردها و رفتار زننده نیروی انتظامی را تجربه کردهام. کتف، دنده و قفسۀ سینۀ من شکسته است و سالیان سال از دردش رنج میبرم. چیزی که در دعوا و تصادف این آسیبها را ندیدهام.
من زیر مشت و لگدهای بیحساب و کتاب نیروی انتظامی، شهرستان به شهرستان این رنج ودرد را تحمل کرده ام.
مردم ایران !
این مطلب را نمیگویم که گلایه کنم.
یا مظلوم نمایی وجلب ترحم کنم،
میخواهم بگویم مشکلات بیخانمانی و مهاجرت را با تمام وجود زیستهام.
از ما گذشت ...و برای شما دعا می کنم خداوند رهبر دلسوز ، مسؤلین خدمت گزار، ارتش و سپاه را از خطرات و بلیات حفظ کند تا هیچ وقت طعم تلخ آوارگی را نچشید.آنچه که ما دیدیم خدا سرهیچ بشری نیارد.
از«وطن رانده» در «روی جهان درمانده »ما هستیم
انتحاری های مکاتب و مساجد کشتار های سیستماتیک و ممنوعیت تحصیلی را کماکان با خبر هستید. که اگر این نبود ما مهاجر نمی شدیم.
با تمام اینها ایران مام میهن و مدافع تمام امت اسلام و سرزمین آزادگان و مظلومان جهان است. در شعرم اگر توجه کرده باشید متوجه میشوید که من در آن طوری سخن نگفتهام که برداشت شود من افغانستانی هستم.
به دوستان ایرانیام گفتهام و باز میگویم.
از آنجایی که مهاجرین همیشه دستشان خالی و دور از امکانات دفاعی یا نظامی بوده.(به غیر از تیپ فاطمیون). و در هیچ یک از ارگانهای نظامی هم حضور نداشته و ندارند.
با همین توان اندک و امکانات اندک با کلمهها و واژهها به دفاع از حق و حقیقت تلاش میکنیم تا یاری گر حق باشیم. باشد که خدا یاریگر ما باشد.
ما «مهمان» نیستیم.
ما «تهدید فرصتهای شغلی »نیستیم.
ما «مهاجریم».
«مهاجر» کلمهای که در متون احادیث ، روایات و قرآن کریم بسیار آشناست و کاملا تجزیه و تحلیل شده است.
آیا از عراق، فلسطین، لبنان، سوریه وحتی از همین ایران در تحولات سیاسی، مهاجردر سراسر دنیا نداشتیم یا نداریم؟
ما هم بنا به دلایلی مهاجر شدیم که به خواست و میل ما نبوده و نیست.مثل تمام مهاجران دنیا....
والبته که اگر شرایط اقتضا کند خودمان با میل و اشتیاق بر می گردیم.
ما ایران را نه تنها وطن خود که وطن همه امت اسلام می دانیم.
ایران وطن است.
وطن مادر است.
در باورهای من و تو ای برادر و خواهر ایرانی، از جان گذشتن راحت تر از بی حرمتی به مادر است.
آنهایی که «خیانت» کرده «جاسوسی »کرده ربطی به ملیت ما ندارد.چه ایرانی چه افغانی در «لشکرصهیونیست و آمریکا» هستند.
آنها نه تنها ملیت ندارند که دین هم ندارند. کدام متدین به میهنش و به مادرش خیانت می کند؟
خیانتکاران در جهت باطل تاریخ ایستاده درست مقابل ما، اما من تو در جهت حق هستیم.
خدا کند روزی بیاید که به دور از جنگ و آوارگی در صلح و آرامش از بلخ شیراز و بخارا تا دل دهلی با قند پارسی دهانمان را شیرین کنیم .
سلامتی و طول عمر رهبر انقلاب
و خادمین ایران مام حسین(ع)
به امید پیروزی جهان اسلام بر کفر جهانی
سلامتی و ظهور امام زمان(عج)
محمد تقی دامردان
#جانایران_جانافغانستان
#محمد_تقی_دامردان
#مهاجرین
@zaynabbayat
✍️ محمدتقی دامردان
بنده محمد تقی دامردان، در سه دهه زندگی در ایران از ناملایمات و مشقتهای مهاجرت لحظه ای دور نبودم و نیستم. در دهه هفتاد کارتم قیچی شد واز تحصیل بازماندم.
شهرستان به شهرستان آوارگی را تجربه کردم. (مشهد- قم- کرمان)تا همین چند روز قبل که بنده را با کارت آمایش هنگام برگشتن از سرکار، ایست بازرسی بین راهی گرفت و مارا به پاسگاه برد و ازپاسگاه به اردوگاه برد. دوازده و نیم شب از اردوگاه آزاد شدم چون هیچ یک از دوستان و آشنایان آن وقت شب گوشی بر نداشتند و آنجا ماشینی هم نبود تا صبح پشت در اردوگاه نشستم.
من بارها و بارها اینگونه برخوردها و رفتار زننده نیروی انتظامی را تجربه کردهام. کتف، دنده و قفسۀ سینۀ من شکسته است و سالیان سال از دردش رنج میبرم. چیزی که در دعوا و تصادف این آسیبها را ندیدهام.
من زیر مشت و لگدهای بیحساب و کتاب نیروی انتظامی، شهرستان به شهرستان این رنج ودرد را تحمل کرده ام.
مردم ایران !
این مطلب را نمیگویم که گلایه کنم.
یا مظلوم نمایی وجلب ترحم کنم،
میخواهم بگویم مشکلات بیخانمانی و مهاجرت را با تمام وجود زیستهام.
از ما گذشت ...و برای شما دعا می کنم خداوند رهبر دلسوز ، مسؤلین خدمت گزار، ارتش و سپاه را از خطرات و بلیات حفظ کند تا هیچ وقت طعم تلخ آوارگی را نچشید.آنچه که ما دیدیم خدا سرهیچ بشری نیارد.
از«وطن رانده» در «روی جهان درمانده »ما هستیم
انتحاری های مکاتب و مساجد کشتار های سیستماتیک و ممنوعیت تحصیلی را کماکان با خبر هستید. که اگر این نبود ما مهاجر نمی شدیم.
با تمام اینها ایران مام میهن و مدافع تمام امت اسلام و سرزمین آزادگان و مظلومان جهان است. در شعرم اگر توجه کرده باشید متوجه میشوید که من در آن طوری سخن نگفتهام که برداشت شود من افغانستانی هستم.
به دوستان ایرانیام گفتهام و باز میگویم.
از آنجایی که مهاجرین همیشه دستشان خالی و دور از امکانات دفاعی یا نظامی بوده.(به غیر از تیپ فاطمیون). و در هیچ یک از ارگانهای نظامی هم حضور نداشته و ندارند.
با همین توان اندک و امکانات اندک با کلمهها و واژهها به دفاع از حق و حقیقت تلاش میکنیم تا یاری گر حق باشیم. باشد که خدا یاریگر ما باشد.
ما «مهمان» نیستیم.
ما «تهدید فرصتهای شغلی »نیستیم.
ما «مهاجریم».
«مهاجر» کلمهای که در متون احادیث ، روایات و قرآن کریم بسیار آشناست و کاملا تجزیه و تحلیل شده است.
آیا از عراق، فلسطین، لبنان، سوریه وحتی از همین ایران در تحولات سیاسی، مهاجردر سراسر دنیا نداشتیم یا نداریم؟
ما هم بنا به دلایلی مهاجر شدیم که به خواست و میل ما نبوده و نیست.مثل تمام مهاجران دنیا....
والبته که اگر شرایط اقتضا کند خودمان با میل و اشتیاق بر می گردیم.
ما ایران را نه تنها وطن خود که وطن همه امت اسلام می دانیم.
ایران وطن است.
وطن مادر است.
در باورهای من و تو ای برادر و خواهر ایرانی، از جان گذشتن راحت تر از بی حرمتی به مادر است.
آنهایی که «خیانت» کرده «جاسوسی »کرده ربطی به ملیت ما ندارد.چه ایرانی چه افغانی در «لشکرصهیونیست و آمریکا» هستند.
آنها نه تنها ملیت ندارند که دین هم ندارند. کدام متدین به میهنش و به مادرش خیانت می کند؟
خیانتکاران در جهت باطل تاریخ ایستاده درست مقابل ما، اما من تو در جهت حق هستیم.
خدا کند روزی بیاید که به دور از جنگ و آوارگی در صلح و آرامش از بلخ شیراز و بخارا تا دل دهلی با قند پارسی دهانمان را شیرین کنیم .
سلامتی و طول عمر رهبر انقلاب
و خادمین ایران مام حسین(ع)
به امید پیروزی جهان اسلام بر کفر جهانی
سلامتی و ظهور امام زمان(عج)
محمد تقی دامردان
#جانایران_جانافغانستان
#محمد_تقی_دامردان
#مهاجرین
@zaynabbayat
❤23👎5👍4😢3