سخنرانی های عمومی گروه فلسفۀ علم
زمستان 95 و بهار 96
چهارشنبه ها (دو هفته یکبار) ساعت 13:30 تا 15:30، سالن اجتماعات گروه
#انجمن_فلسفه_شریف
#دانشگاه_شریف
@philsharif
زمستان 95 و بهار 96
چهارشنبه ها (دو هفته یکبار) ساعت 13:30 تا 15:30، سالن اجتماعات گروه
#انجمن_فلسفه_شریف
#دانشگاه_شریف
@philsharif
سخنرانی های دانشجویی انجمن فلسفه شریف
لاتور و فلسفۀ تکنولوژی؛ مسلم صلحی راد
دوشنبه 25 بهمن ساعت 13:00 تا 14:30، سالن اجتماعات گروه
#انجمن_فلسفه_شریف
#دانشگاه_شریف
@philsharif
لاتور و فلسفۀ تکنولوژی؛ مسلم صلحی راد
دوشنبه 25 بهمن ساعت 13:00 تا 14:30، سالن اجتماعات گروه
#انجمن_فلسفه_شریف
#دانشگاه_شریف
@philsharif
⭕️چرخ چهارشنبه 20 بهمن را ببینید.
با شماره پیامک 3000045 با ما در تماس باشید.
چرخ را با حضور بزرگان علمی کشور دنبال کنید.
#دکتر_مهدی_گلشنی
@charkhIRIB4
@philsharif
با شماره پیامک 3000045 با ما در تماس باشید.
چرخ را با حضور بزرگان علمی کشور دنبال کنید.
#دکتر_مهدی_گلشنی
@charkhIRIB4
@philsharif
👍2
همایش ملی علمی پژوهشی علم و دین، گروه معارف دانشگاه صنعتی اصفهان با همکاری گروه فلسفۀ علم شریف، 27 و 28 بهمن ماه، دانشگاه صنعتی اصفهان
@philsharif
@philsharif
سخنرانی های عمومی گروه فلسفه علم؛ رابطه قانون طبیعت و معجزه
جواد درویش
چهارشنبه 4 اسفند، ساعت ۱۳:۳۰ تا 15
#انجمن_فلسفه_شریف
#دانشگاه_شریف
@philsharif
جواد درویش
چهارشنبه 4 اسفند، ساعت ۱۳:۳۰ تا 15
#انجمن_فلسفه_شریف
#دانشگاه_شریف
@philsharif
ارائه آقای محمد نمازی (دکتری فلسفه علم و فناوری شریف) از فرصت مطالعاتی در دانشگاه توئنته هلند، سه شنبه 10 اسفند، ساعت 11:30، سالن سمینار گروه فلسفه علم شریف
@philsharif
@philsharif
سخنرانی ها عمومی گروه فلسفۀ علم، دکتر فنایی ،کوششی برای ابهام زدایی از مفهوم فلسفه، چهارشنبه 18 اسفند، ساعت 13:30 تا 15، گروه فلسفه علم شریف، ورود برای عموم آزاد است. @philsharif
🎙سخني با فيلسوف ملحد از منظر دكتر گلشني
🔵 سوال خبرنگار: اگر یک فیلسوف ملحد را ببینید، به او چه میگویید؟
🔴 دکتر گلشنی: میگویم شما فقط میتوانید بگویید خدا را نیافته اید، اما نیافتن، دلیل بر نبودن نیست. مگر شما همه آفاق عالم را بررسی کرده اید؟ الان علمی که ما داریم با علم ۲۰۰ سال پیش خیلی فرق دارد، جهان نیوتن یک جهان محدود شامل زمین و تعدادی سیاره بود. الان درباره محدود بودن و نامحدود بودن جهان مطمئن نیستیم. ما فقط پنج درصد ماده عالم را میشناسیم و بر اساس محدودیت علم خود نمی توانیم ادعا کنیم که همه چیز را کشف کرده ایم.
به علاوه، مگر میتوان ادعا کرد که همه چیز با حس قابل درک است؟! آیا میتوانید اثبات کنید که جهان حاوی غیرمحسوس نیست؟ آیا شما میتوانید بگویید با حواس خود خدا را نیافتم، پس خدایی وجود ندارد؟! مگر همه اطلاعات و داشته های ما از محسوسات کسب شده است؟
📚 از مصاحبه خبرگزاری فارس با دکتر گلشنی در بهمن ۹۱
@philsharif
🔵 سوال خبرنگار: اگر یک فیلسوف ملحد را ببینید، به او چه میگویید؟
🔴 دکتر گلشنی: میگویم شما فقط میتوانید بگویید خدا را نیافته اید، اما نیافتن، دلیل بر نبودن نیست. مگر شما همه آفاق عالم را بررسی کرده اید؟ الان علمی که ما داریم با علم ۲۰۰ سال پیش خیلی فرق دارد، جهان نیوتن یک جهان محدود شامل زمین و تعدادی سیاره بود. الان درباره محدود بودن و نامحدود بودن جهان مطمئن نیستیم. ما فقط پنج درصد ماده عالم را میشناسیم و بر اساس محدودیت علم خود نمی توانیم ادعا کنیم که همه چیز را کشف کرده ایم.
به علاوه، مگر میتوان ادعا کرد که همه چیز با حس قابل درک است؟! آیا میتوانید اثبات کنید که جهان حاوی غیرمحسوس نیست؟ آیا شما میتوانید بگویید با حواس خود خدا را نیافتم، پس خدایی وجود ندارد؟! مگر همه اطلاعات و داشته های ما از محسوسات کسب شده است؟
📚 از مصاحبه خبرگزاری فارس با دکتر گلشنی در بهمن ۹۱
@philsharif
🌿☘️ فرارسیدن سال ۱۳۹۶ را به همه جویندگان علم و حکمت تبریک میگوییم
بفرمایید فروردین شود اسفندهای ما
نه بر لب، بلکه در دل گُل کند لبخندهای ما
قیصر امین پور
@philsharif
بفرمایید فروردین شود اسفندهای ما
نه بر لب، بلکه در دل گُل کند لبخندهای ما
قیصر امین پور
@philsharif
🍃🍃🍃... نکته دیگری که نظریه انتقادی تکنولوژی را نسبت به نظریات رقیب، برجسته میسازد، نحوه نگرش متفاوت فینبرگ به تکنولوژی و توسعه در جامعه مدرن است. در فضای تکنولوژیک حاکم، برخی متفکران به دفاع از تکنولوژی و توسعه تکنولوژیک روزافزون میپردازند و برخی توسعه تکنولوژیک را در ضدیت با انسانیت تلقی میکنند. در برابر این دو رویکرد، نظریه انتقادی تکنولوژی، باب جدیدی میگشاید که در آن، مسأله، تکنولوژی و توسعه، به خودی خود نیست؛ بلکه امکان توسعه تکنولوژیک به شیوه های مختلف مورد بحث قرار میگیرد. به این ترتیب، در نظریه انتقادی تکنولوژی، نوعی بدیل اندیشی، محور تأمل است و رهایی از مشکلات برآمده از فضای تکنولوژیک حاکم از خلال چنین رویکردی مورد توجه قرار میگیرد.
📝 از مقاله «رهایی از فضای تکنولوژیک حاکم در نظریه انتقادی تکنولوژی فینبرگ»، نوشته خشایار برومند و سید حسن حسینی
#فلسفه_تکنولوژی
#فینبرگ
ادامه دارد ...
@philsharif
📝 از مقاله «رهایی از فضای تکنولوژیک حاکم در نظریه انتقادی تکنولوژی فینبرگ»، نوشته خشایار برومند و سید حسن حسینی
#فلسفه_تکنولوژی
#فینبرگ
ادامه دارد ...
@philsharif
📚 آیا تجارب قرون گذشته کافی نیست که ما را از ادعای به آخر خط رسیدن فیزیک برحذر دارد؟
📌… مثلا هاوکینگ، فیزیکدان برجسته انگلیسی، در نطقی که در ۱۹۸۰ به مناسبت اشغال کرسی نیوتون، در دانشگاه کمبریج، ایراد کرد، پس از ذکر سرانجام نامیمون بعضی از نظریههای موفق گذشته، خود مرتکب این اشتباه شد که ادعا کرد ما احتمالاً در آتیه بسیار نزدیک نظریه کامل را در اختیار خواهیم داشت:
«در این سخنرانی من میخواهم این امکان را بحث کنم که ممکن است هدف فیزیک نظری در آتیهای نه چندان دور، مثلا تا آخر این قرن، برآورده شود. منظور من این است که ما ممکن است یک نظریه وحدتیافته سازگار و کامل از اندرکنشهای فیزیکی داشته باشیم که تمامی مشاهدات را توجیه کند. البته در ابراز چنین پیشبینیهایی باید خیلی محتاط بود: ما قبلاً دوبار فکر کردیم که در آستانه تلفیق نهایی هستیم. در ابتدای قرن، اعتقاد بر این بود که هر چیزی را میتوان بر حسب مکانیک پیوسته فهمید … این امید با کشف ساختار اتمی و مکانیک کوانتومی از بین رفت. باز در ۱۹۳۰ ماکس بورن به گروهی از فیزیکدانان که از گوتینگن بازدید میکردند گفت: «فیزیک آن طور که ما میدانیم، در ظرف شش ماه به اتمام خواهد رسید.» این کمی پس از … کشف معادله دیراک، که رفتار الکترون را تعیین میکند، بود. انتظار میرفت که معادلهای مشابه، بر پروتون … حکمفرما باشد. اما کشف نوترون و نیروهای هستهای این امید را برباد داد. ما اکنون میدانیم که نه پروتون بنیادی است و نه نوترون، بلکه آنها از ذرات کوچکتری درست شدهاند. با وجود این ما در سالهای اخیر پیشرفتهای زیادی داشتهایم. چنانچه من توضیح خواهم داد، زمینهای برای خوشبینی محتاطانه وجود دارد که ممکن است نظریهای کامل در طول عمر بعضی از حضار این مجلس ببینیم.»
📌اما هاوکینگ بیست سال بعد نظرش را تغییر داد. او در نطقی که در بهار ۲۰۰۳ در چندین دانشگاه ایراد کرد، چنین گفت:
«تا به حال غالب مردم به طور ضمنی فرض کردهاند که یک نظریه نهایی هست که ما نهایتاً کشف خواهیم کرد. در واقع خود من پیشنهاد کردهام که ما ممکن است به زودی آن را بیابیم. اما نظریه M [در فیزیک ذرات بنیادی] مرا نسبت به درست بودن این وضعیت به تردید انداخته است. ممکن است امکان نداشته باشد که نظریه [توضیحدهنده] جهان را در تعداد محدودی گزاره تدوین کنیم. این یادآور قضیه گودل است… بعضی مردم نومید میشوند اگر یک نظریه نهایی در کار نباشد، نظریهای که بتواند به صورت تعداد محدودی اصول تدوین شود. من به این گروه متعلق بودم، اما عقیدهام را تغییر دادهام. من اکنون خوشنودم که جستجو برای شناخت [جهان] هرگز به پایان نخواهد رسید و ما همواره با چالش کشف جدید سروکار خواهیم داشت. بدون آن، شکوفاییمان را از دست خواهیم داد. قضیه گودل تضمین میکند که همواره برای ریاضیدانان کار موجود خواهد بود. فکر میکنم نظریه M همین کار را برای فیزیکدانان بکند.»
📝 از كتاب "تحليلي از ديدگاه هاي فلسفي فيزيكدانان معاصر"، مهدي گلشني، صص ١٤-١٦
@philsharif
📌… مثلا هاوکینگ، فیزیکدان برجسته انگلیسی، در نطقی که در ۱۹۸۰ به مناسبت اشغال کرسی نیوتون، در دانشگاه کمبریج، ایراد کرد، پس از ذکر سرانجام نامیمون بعضی از نظریههای موفق گذشته، خود مرتکب این اشتباه شد که ادعا کرد ما احتمالاً در آتیه بسیار نزدیک نظریه کامل را در اختیار خواهیم داشت:
«در این سخنرانی من میخواهم این امکان را بحث کنم که ممکن است هدف فیزیک نظری در آتیهای نه چندان دور، مثلا تا آخر این قرن، برآورده شود. منظور من این است که ما ممکن است یک نظریه وحدتیافته سازگار و کامل از اندرکنشهای فیزیکی داشته باشیم که تمامی مشاهدات را توجیه کند. البته در ابراز چنین پیشبینیهایی باید خیلی محتاط بود: ما قبلاً دوبار فکر کردیم که در آستانه تلفیق نهایی هستیم. در ابتدای قرن، اعتقاد بر این بود که هر چیزی را میتوان بر حسب مکانیک پیوسته فهمید … این امید با کشف ساختار اتمی و مکانیک کوانتومی از بین رفت. باز در ۱۹۳۰ ماکس بورن به گروهی از فیزیکدانان که از گوتینگن بازدید میکردند گفت: «فیزیک آن طور که ما میدانیم، در ظرف شش ماه به اتمام خواهد رسید.» این کمی پس از … کشف معادله دیراک، که رفتار الکترون را تعیین میکند، بود. انتظار میرفت که معادلهای مشابه، بر پروتون … حکمفرما باشد. اما کشف نوترون و نیروهای هستهای این امید را برباد داد. ما اکنون میدانیم که نه پروتون بنیادی است و نه نوترون، بلکه آنها از ذرات کوچکتری درست شدهاند. با وجود این ما در سالهای اخیر پیشرفتهای زیادی داشتهایم. چنانچه من توضیح خواهم داد، زمینهای برای خوشبینی محتاطانه وجود دارد که ممکن است نظریهای کامل در طول عمر بعضی از حضار این مجلس ببینیم.»
📌اما هاوکینگ بیست سال بعد نظرش را تغییر داد. او در نطقی که در بهار ۲۰۰۳ در چندین دانشگاه ایراد کرد، چنین گفت:
«تا به حال غالب مردم به طور ضمنی فرض کردهاند که یک نظریه نهایی هست که ما نهایتاً کشف خواهیم کرد. در واقع خود من پیشنهاد کردهام که ما ممکن است به زودی آن را بیابیم. اما نظریه M [در فیزیک ذرات بنیادی] مرا نسبت به درست بودن این وضعیت به تردید انداخته است. ممکن است امکان نداشته باشد که نظریه [توضیحدهنده] جهان را در تعداد محدودی گزاره تدوین کنیم. این یادآور قضیه گودل است… بعضی مردم نومید میشوند اگر یک نظریه نهایی در کار نباشد، نظریهای که بتواند به صورت تعداد محدودی اصول تدوین شود. من به این گروه متعلق بودم، اما عقیدهام را تغییر دادهام. من اکنون خوشنودم که جستجو برای شناخت [جهان] هرگز به پایان نخواهد رسید و ما همواره با چالش کشف جدید سروکار خواهیم داشت. بدون آن، شکوفاییمان را از دست خواهیم داد. قضیه گودل تضمین میکند که همواره برای ریاضیدانان کار موجود خواهد بود. فکر میکنم نظریه M همین کار را برای فیزیکدانان بکند.»
📝 از كتاب "تحليلي از ديدگاه هاي فلسفي فيزيكدانان معاصر"، مهدي گلشني، صص ١٤-١٦
@philsharif
📃 در نظریه انتقادی تکنولوژی، تکنولوژی های مختلف، اموری ارزش بار قلمداد میشوند که در ساختار خود، حامل ارزش های حاکم بر رویه طراحی اند. فینبرگ با توجه به آرای جامعه شناسان ساخت گرا، نگرشی را که مطابق آن، تکنولوژی ها، صرفا برپایه شناخت روابط علی و جدای از ارزشها که صرفا بیانگر ترجیحات انفسی هستند، طراحی میشوند، مورد انتقاد قرار میدهد.
📃 طراحی پلهای شهر نیویورک قدیم، نمونه خوبی برای ملاحظه چگونگی دخیل شدن ارزشها در رویه طراحی است. در این طرح، پلها با ارتفاع کم به منظور جلوگیری از گذر اتوبوسهای شهری طراحی شده بود تا به واسطه این گزینش، اقشار محروم که عمدتا از اتوبوس جهت حمل و نقل استفاده میکنند نتوانند به سواحل سوی دیگر پلها دسترسی داشته باشند. اگرچه در این مثال، دخالت ارزشها در گزینش طرح، از میان طرحهای تکنیکی ممکن، کاملا نمایان است، اما غالبا، ارزشهای دخیل در طراحی ابزارآلات مختلف، در نگاه اول، آشکار نیست و طراحی های مختلف، بدیهی و برآمده از ملاحظات تکنیکی صرف، انگاشته میشود.
📃 به عنوان مثال، امروزه، طراحی ابزار کار، متناسب با قامت و ابعاد دستان بزرگسالان، امری بدیهی پنداشته میشود؛ در حالی که، این نحوه از طراحی، تنها بدین خاطر است که مطابق ارزشهای حاکم بر اجتماع، سالهاست که کودکان از جریان صنعت به کنار رفته اند. در این موارد، تنها پژوهش های اجتماعی و توجه به چگونگی تحول ابزارآلات است که بدیهی نبودن چنین طرح هایی را آشکار میسازد.
📝 از مقاله «رهایی از فضای تکنولوژیک حاکم در نظریه انتقادی تکنولوژی فینبرگ»، نوشته خشایار برومند و سید حسن حسینی
#فلسفه_تکنولوژی
#فینبرگ
ادامه دارد ...
@philsharif
📃 طراحی پلهای شهر نیویورک قدیم، نمونه خوبی برای ملاحظه چگونگی دخیل شدن ارزشها در رویه طراحی است. در این طرح، پلها با ارتفاع کم به منظور جلوگیری از گذر اتوبوسهای شهری طراحی شده بود تا به واسطه این گزینش، اقشار محروم که عمدتا از اتوبوس جهت حمل و نقل استفاده میکنند نتوانند به سواحل سوی دیگر پلها دسترسی داشته باشند. اگرچه در این مثال، دخالت ارزشها در گزینش طرح، از میان طرحهای تکنیکی ممکن، کاملا نمایان است، اما غالبا، ارزشهای دخیل در طراحی ابزارآلات مختلف، در نگاه اول، آشکار نیست و طراحی های مختلف، بدیهی و برآمده از ملاحظات تکنیکی صرف، انگاشته میشود.
📃 به عنوان مثال، امروزه، طراحی ابزار کار، متناسب با قامت و ابعاد دستان بزرگسالان، امری بدیهی پنداشته میشود؛ در حالی که، این نحوه از طراحی، تنها بدین خاطر است که مطابق ارزشهای حاکم بر اجتماع، سالهاست که کودکان از جریان صنعت به کنار رفته اند. در این موارد، تنها پژوهش های اجتماعی و توجه به چگونگی تحول ابزارآلات است که بدیهی نبودن چنین طرح هایی را آشکار میسازد.
📝 از مقاله «رهایی از فضای تکنولوژیک حاکم در نظریه انتقادی تکنولوژی فینبرگ»، نوشته خشایار برومند و سید حسن حسینی
#فلسفه_تکنولوژی
#فینبرگ
ادامه دارد ...
@philsharif
📗تعبیر کپنهاگی و تبعات آن
فيزيك كوانتومي كه فرماليزم آن توسط هايزنبرگ و شرودينگر بنيانگذاري شد و ارائه تعبير آن توسط بور و هايزنبرگ و ديگران انجام گرفت، مباني فلسفي مكانيك كلاسيك را درهم ريخت و اساسي نو براي فيزيك ميكروسكوپي بنيان گذاشت. اين تعبير به تعبير كپنهاگي معروف است.
عناصر مهم تعبير كپنهاگي:
🔴 كنار گذاشتن مسائل هستيشناختي
بنيانگذاران مكتب كپنهاگي و در راس آنها بور، خود را تنها با مسائل معرفتشناختي مشغول ميداشتند و از ورود به حوزه هاي هستيشناختي پرهيز ميكردند. براي بعضي از آنها (مثلا هايزنبرگ) جهاني وراء جهان تجارب وجود ندارد و براي بعضي ديگر چيزي وراء تجارب، قابل دسترسي نيست.
منشا اين عقيده، پوزيتيويسم و ابزارانگاري حاكم بر آن عصر است. به عقيده پوزيتيويستها بحث درباره مسائل بنيادي وجود، مستلزم استفاده از مفاهيمي است كه دقيقا قابل تعريف نيستند، لذا بايد از آنها پرهيز كرد. همينطور به عقيده ابزارانگاران، نظريهها چيزي جز ابزار محاسبه نيستند، در حالي كه فيزيكدانان كلاسيك عقيده داشتند كه نظريهها جهان را توصيف ميكنند يا دست كم جهاتي از آن را. از طرف ديگر ابزارانگاران معتقدند كه تنها چيزهايي واقعي تلقي ميشوند كه نتيجه اندازه گيري يا مشاهده باشند و يك نظريه اينگونه "واقعيات" را به هم مربوط ميكند. مفاهيمي كه در يك نظريه به كار ميروند ممكن است به هيچ چيز عيني اشاره نداشته باشند، بلكه صرفا ربطي بين تجارب حسي برقرار كنند.
📌مثلا بور ميگويد:
"تنها هدف فرماليزم نظريه كوانتوم اين است كه پيشبينيهايي براي مشاهداتي كه تحت شرايط تجربي معين صورت ميگيرد به دست دهد."
📌هايزنبرگ ميگويد:
"فرمولهاي رياضي جديد ديگر خود طبيعت را توصيف نميكنند، بلكه بيانگر دانش ما از طبيعت هستند. ما مجبور شدهايم كه توصيف طبيعت را كه قرنها هدف واضح علوم دقيقه به حساب ميآمد كنار بگذاريم. تنها چيزي كه فعلا ميتوانيم بگوييم اين است كه در حوزه فيزيك اتمي جديد اين وضعيت را قبول كردهايم، زيرا به حد كافي تجارب ما را توضيح ميدهد."
وي همچنين ميگويد:
"... بدين ترتيب ايده واقعيت عيني ذرات بنيادي به نحو عجيبي تبخير شده است، آن هم نه در تيرگي يك مفهوم جديد مبهم يا هنوز ناشناخته، بلكه در روشنيِ واضحِ رياضياتي كه ديگر رفتار ذرات بنيادي را نشان نميدهد، بلكه نمايشگر دانش ما از اين رفتار است."
📌كمبِل (Kemble) ميگويد:
"حوزه كار فيزيك مطالعه يك جهان خارجي نيست بلكه مطالعه بخشي از جهان داخلي تجارب است و دليلي وجود ندارد كه ساختارهايي (نظير تابع موج) كه ما وارد ميكنيم تناظري با واقعيت خارجي داشته باشند."
اما در نقطه مقابل 👇👇👇
📌از نظر پاتنم (Putnam) فیلسوف و ریاضیدان نامدار آمریکایی:
"بعضي از دانشمندان در درجه اول به پيشبيني و كنترل تجارب علاقهمند هستند، اما اغلب دانشمندان به اشيائي نظير ويروس و ستارگان راديويي علاقه دارند، آن هم به خاطر خود آن اشياء (نه پيش بيني) ... [آنها] ميخواهند بيشتر درباره اينها بياموزند و رفتار و خواصشان را بهتر توضيح دهند."
📌از نظر ويتن (Witten) فيزيكدان برجسته آمريكايي:
"هدف از فيزيكدان بودن اين نيست كه بياموزيم چگونه چيزها را محاسبه كنيم، بلكه هدف اين است كه اصولي را كه بر طبق آن جهان كار ميكند، بشناسيم."
📝 از كتاب "تحليلي از ديدگاههاي فلسفي فيزيكدانان معاصر"، مهدي گلشني، صص ۳۷ و ۴۲-۴۵
#فلسفه_فیزیک
@philsharif
فيزيك كوانتومي كه فرماليزم آن توسط هايزنبرگ و شرودينگر بنيانگذاري شد و ارائه تعبير آن توسط بور و هايزنبرگ و ديگران انجام گرفت، مباني فلسفي مكانيك كلاسيك را درهم ريخت و اساسي نو براي فيزيك ميكروسكوپي بنيان گذاشت. اين تعبير به تعبير كپنهاگي معروف است.
عناصر مهم تعبير كپنهاگي:
🔴 كنار گذاشتن مسائل هستيشناختي
بنيانگذاران مكتب كپنهاگي و در راس آنها بور، خود را تنها با مسائل معرفتشناختي مشغول ميداشتند و از ورود به حوزه هاي هستيشناختي پرهيز ميكردند. براي بعضي از آنها (مثلا هايزنبرگ) جهاني وراء جهان تجارب وجود ندارد و براي بعضي ديگر چيزي وراء تجارب، قابل دسترسي نيست.
منشا اين عقيده، پوزيتيويسم و ابزارانگاري حاكم بر آن عصر است. به عقيده پوزيتيويستها بحث درباره مسائل بنيادي وجود، مستلزم استفاده از مفاهيمي است كه دقيقا قابل تعريف نيستند، لذا بايد از آنها پرهيز كرد. همينطور به عقيده ابزارانگاران، نظريهها چيزي جز ابزار محاسبه نيستند، در حالي كه فيزيكدانان كلاسيك عقيده داشتند كه نظريهها جهان را توصيف ميكنند يا دست كم جهاتي از آن را. از طرف ديگر ابزارانگاران معتقدند كه تنها چيزهايي واقعي تلقي ميشوند كه نتيجه اندازه گيري يا مشاهده باشند و يك نظريه اينگونه "واقعيات" را به هم مربوط ميكند. مفاهيمي كه در يك نظريه به كار ميروند ممكن است به هيچ چيز عيني اشاره نداشته باشند، بلكه صرفا ربطي بين تجارب حسي برقرار كنند.
📌مثلا بور ميگويد:
"تنها هدف فرماليزم نظريه كوانتوم اين است كه پيشبينيهايي براي مشاهداتي كه تحت شرايط تجربي معين صورت ميگيرد به دست دهد."
📌هايزنبرگ ميگويد:
"فرمولهاي رياضي جديد ديگر خود طبيعت را توصيف نميكنند، بلكه بيانگر دانش ما از طبيعت هستند. ما مجبور شدهايم كه توصيف طبيعت را كه قرنها هدف واضح علوم دقيقه به حساب ميآمد كنار بگذاريم. تنها چيزي كه فعلا ميتوانيم بگوييم اين است كه در حوزه فيزيك اتمي جديد اين وضعيت را قبول كردهايم، زيرا به حد كافي تجارب ما را توضيح ميدهد."
وي همچنين ميگويد:
"... بدين ترتيب ايده واقعيت عيني ذرات بنيادي به نحو عجيبي تبخير شده است، آن هم نه در تيرگي يك مفهوم جديد مبهم يا هنوز ناشناخته، بلكه در روشنيِ واضحِ رياضياتي كه ديگر رفتار ذرات بنيادي را نشان نميدهد، بلكه نمايشگر دانش ما از اين رفتار است."
📌كمبِل (Kemble) ميگويد:
"حوزه كار فيزيك مطالعه يك جهان خارجي نيست بلكه مطالعه بخشي از جهان داخلي تجارب است و دليلي وجود ندارد كه ساختارهايي (نظير تابع موج) كه ما وارد ميكنيم تناظري با واقعيت خارجي داشته باشند."
اما در نقطه مقابل 👇👇👇
📌از نظر پاتنم (Putnam) فیلسوف و ریاضیدان نامدار آمریکایی:
"بعضي از دانشمندان در درجه اول به پيشبيني و كنترل تجارب علاقهمند هستند، اما اغلب دانشمندان به اشيائي نظير ويروس و ستارگان راديويي علاقه دارند، آن هم به خاطر خود آن اشياء (نه پيش بيني) ... [آنها] ميخواهند بيشتر درباره اينها بياموزند و رفتار و خواصشان را بهتر توضيح دهند."
📌از نظر ويتن (Witten) فيزيكدان برجسته آمريكايي:
"هدف از فيزيكدان بودن اين نيست كه بياموزيم چگونه چيزها را محاسبه كنيم، بلكه هدف اين است كه اصولي را كه بر طبق آن جهان كار ميكند، بشناسيم."
📝 از كتاب "تحليلي از ديدگاههاي فلسفي فيزيكدانان معاصر"، مهدي گلشني، صص ۳۷ و ۴۲-۴۵
#فلسفه_فیزیک
@philsharif
📃 فینبرگ، معتقد است که نه فیلسوفان پیشین و نه جامعه شناسان ساخت گرا، هیچ یک، نتوانسته اند در ارائه نظریه ای جامع، در باب تکنولوژی، موفق باشند. وی، به منظور ارائه تصویری جامع از تکنولوژی، با تلفیق بینش های هردو گروه، ذاتی تاریخی برای تکنولوژی قائل میشود. مطابق این دیدگاه، تکنولوژی، محل تجمع نظام مند متغیرهای اجتماعی-فرهنگی به شیوه ای خاص است؛ متغیرهایی که زمینه تحقق تاریخی تکنولوژی به صورتهای مختلف را امکان پذیر میسازد. این مفهوم از ذات تکنولوژی، حاصل تفکر در باب تکنولوژی، بر اساس موردتوجه قرار دادن توأمان کارکرد و زمینه است؛ و بیشتر نمایانگر طریقی است که تکنولوژی در طول زمان، به صورت آن چه هست باقی میماند.
📃 در این دیدگاه، ذات، نه چه چیزی یک چیز را به صورت ابدی، ثابت نگه میدارد و نه آن را در برابر هرگونه تفسیر آزاد میگذارد. این نگرش، امکان ورود متغیرهای اجتماعی-فرهنگی به ذات تکنولوژی را فراهم میسازد و در عین حال از تقلیل تکنولوژی به متغیرهای اجتماعی صرف جلوگیری میکند. این مفهوم تاریخی از ذات تکنولوژی، به فینبرگ این امکان را میدهد که تحلیلی دو سطحی از ماهیت تکنولوژی ارائه کند که در آن وجوه تکنیکی و اجتماعی تکنولوژی در کنار یکدیگر لحاظ شوند. نظریه ابزارسازی، از همین نگرش سرچشمه میگیرد.
📃 این نظریه، کوششی است به منظور ارائه تبیینی مناسب از ماهیت تکنولوژی که در آن علاوه بر موردتوجه قرار گرفتن جهت گیری کارکردگرایانه انسان مدرن در رویارویی با ابژه های تکنیکی، از سرشت اجتماعی تکنولوژی نیز غفلت نمی شود. به این ترتیب، در نظریه ابزارسازی، از سویی، زیربنای فلسفی لازم، جهت صورتبندی انتقادات وارد بر وضع فعلی نظامهای تکنیکی، فراهم میشود و از سوی دیگر با مورد توجه قرار گرفتن سرشت تاریخی-اجتماعی تکنولوژی، اصلاح تکنولوژی های موجود، ناممکن قلمداد نمیشود؛ این درحالی است که به عقیده فینبرگ، فیلسوفان پیشین و جامعه شناسان ساخت گرا این دو وجه را در کنار یکدیگر مورد توجه قرار نداده اند.
📝 از مقاله «رهایی از فضای تکنولوژیک حاکم در نظریه انتقادی تکنولوژی فینبرگ»، نوشته خشایار برومند و سید حسن حسینی
#فلسفه_تکنولوژی
#فینبرگ
ادامه دارد ...
@philsharif
📃 در این دیدگاه، ذات، نه چه چیزی یک چیز را به صورت ابدی، ثابت نگه میدارد و نه آن را در برابر هرگونه تفسیر آزاد میگذارد. این نگرش، امکان ورود متغیرهای اجتماعی-فرهنگی به ذات تکنولوژی را فراهم میسازد و در عین حال از تقلیل تکنولوژی به متغیرهای اجتماعی صرف جلوگیری میکند. این مفهوم تاریخی از ذات تکنولوژی، به فینبرگ این امکان را میدهد که تحلیلی دو سطحی از ماهیت تکنولوژی ارائه کند که در آن وجوه تکنیکی و اجتماعی تکنولوژی در کنار یکدیگر لحاظ شوند. نظریه ابزارسازی، از همین نگرش سرچشمه میگیرد.
📃 این نظریه، کوششی است به منظور ارائه تبیینی مناسب از ماهیت تکنولوژی که در آن علاوه بر موردتوجه قرار گرفتن جهت گیری کارکردگرایانه انسان مدرن در رویارویی با ابژه های تکنیکی، از سرشت اجتماعی تکنولوژی نیز غفلت نمی شود. به این ترتیب، در نظریه ابزارسازی، از سویی، زیربنای فلسفی لازم، جهت صورتبندی انتقادات وارد بر وضع فعلی نظامهای تکنیکی، فراهم میشود و از سوی دیگر با مورد توجه قرار گرفتن سرشت تاریخی-اجتماعی تکنولوژی، اصلاح تکنولوژی های موجود، ناممکن قلمداد نمیشود؛ این درحالی است که به عقیده فینبرگ، فیلسوفان پیشین و جامعه شناسان ساخت گرا این دو وجه را در کنار یکدیگر مورد توجه قرار نداده اند.
📝 از مقاله «رهایی از فضای تکنولوژیک حاکم در نظریه انتقادی تکنولوژی فینبرگ»، نوشته خشایار برومند و سید حسن حسینی
#فلسفه_تکنولوژی
#فینبرگ
ادامه دارد ...
@philsharif
من برضد علم نیستم، آنطوری که برخی چنین درک کرده اند؛ زیرا علم یکی از جالب ترین اختراعات ذهن بشر است. اما من برضد ایدئولوژی هایی هستم که از نام علم برای کشتن فرهنگ استفاده میکنند.
#فایرابند
@philsharif
#فایرابند
@philsharif
📚 آنتی رئالیسم و رئالیسم علمی یعنی چی؟
📃 بسیاری از مردم معتقدند اشیایی که ما به طور روزمره با آنها سروکار داریم، وجود خارجی دارند. یعنی اشیایی مثل تبلت، اتومبیل، زمین و درخت به صورت مستقل از ذهن ما، در جهان هستی حضور دارند و ساخته و پرداخته ذهن ما نیستند. اگر از این افراد بپرسیم که «از کجا میدونین که این اشیا وجود دارن؟» احتمالا پاسخ خواهند داد که «ما اینا رو با چشممون میبینیم، لمسشون میکنیم، بعضی موقعا صداشونو میشنویم، پس حتما وجود دارن.» اما مسئله به همینجا ختم نمیشود؛ اگر وارد نظریه های علمی شویم، این مسئله پیچیده تر نیز میشود.
📃 همه ما با مفاهیمی مثل الکترون، کوارک، گرانش و میدان مغناطیسی آشنا هستیم. اینها یک تفاوت مهم با اشیای روزمره دارند و آن این است که ما اینها را نمی توانیم به صورت مستقیم مشاهده کنیم، بلکه آنها را به صورت غیرمستقیم درک میکنیم. «درک غیرمستقیم» یعنی اینکه ما این مفاهیم را یا با توجه به تأثیری که بر روی اشیای مشاهده پذیر میگذارند میشناسیم و یا با استفاده از وسایلی که خود آن وسایل در توجیه کارکردهایشان، به این مفاهیم وابسته اند، مشاهده میکنیم. ما چیزهایی مثل الکترون و گرانش را نه با چشممان (به صورت غیرمسلح) میبینیم و نه لمسشان میکنیم، پس از کجا می دانیم که وجود دارند؟ آیا اصلا وجود دارند؟
🔍کسانی که در فلسفه علم معتقد به وجود این مفاهیم در جهان خارج و مستقل از ذهن ما هستند، «رئالیست علمی» و کسانی که معتقد به عدم وجود این مفاهیم هستند، «آنتی رئالیست علمی» نام دارند. مناقشه بین آنتی رئالیستها و رئالیستها در حال حاضر یکی از مسائل داغ فلسفه علم دنیاست.
#فلسفه_علم
#رئالیسم_علمی
#آنتی_رئالیسم_علمی
@philsharif
📃 بسیاری از مردم معتقدند اشیایی که ما به طور روزمره با آنها سروکار داریم، وجود خارجی دارند. یعنی اشیایی مثل تبلت، اتومبیل، زمین و درخت به صورت مستقل از ذهن ما، در جهان هستی حضور دارند و ساخته و پرداخته ذهن ما نیستند. اگر از این افراد بپرسیم که «از کجا میدونین که این اشیا وجود دارن؟» احتمالا پاسخ خواهند داد که «ما اینا رو با چشممون میبینیم، لمسشون میکنیم، بعضی موقعا صداشونو میشنویم، پس حتما وجود دارن.» اما مسئله به همینجا ختم نمیشود؛ اگر وارد نظریه های علمی شویم، این مسئله پیچیده تر نیز میشود.
📃 همه ما با مفاهیمی مثل الکترون، کوارک، گرانش و میدان مغناطیسی آشنا هستیم. اینها یک تفاوت مهم با اشیای روزمره دارند و آن این است که ما اینها را نمی توانیم به صورت مستقیم مشاهده کنیم، بلکه آنها را به صورت غیرمستقیم درک میکنیم. «درک غیرمستقیم» یعنی اینکه ما این مفاهیم را یا با توجه به تأثیری که بر روی اشیای مشاهده پذیر میگذارند میشناسیم و یا با استفاده از وسایلی که خود آن وسایل در توجیه کارکردهایشان، به این مفاهیم وابسته اند، مشاهده میکنیم. ما چیزهایی مثل الکترون و گرانش را نه با چشممان (به صورت غیرمسلح) میبینیم و نه لمسشان میکنیم، پس از کجا می دانیم که وجود دارند؟ آیا اصلا وجود دارند؟
🔍کسانی که در فلسفه علم معتقد به وجود این مفاهیم در جهان خارج و مستقل از ذهن ما هستند، «رئالیست علمی» و کسانی که معتقد به عدم وجود این مفاهیم هستند، «آنتی رئالیست علمی» نام دارند. مناقشه بین آنتی رئالیستها و رئالیستها در حال حاضر یکی از مسائل داغ فلسفه علم دنیاست.
#فلسفه_علم
#رئالیسم_علمی
#آنتی_رئالیسم_علمی
@philsharif
نقشه قرارگیری فلاسفه علم در دو جبهه رئالیسم علمی و آنتی رئالیسم علمی!
#فلسفه_علم #رئالیسم_علمی #آنتی_رئالیسم_علمی
@philsharif
#فلسفه_علم #رئالیسم_علمی #آنتی_رئالیسم_علمی
@philsharif
⏭ آخرين مطلب از مقاله فينبرگ
📚 مطابق نظریه انتقادی تکنولوژی، تکنولوژی های مختلف، در ساختار خود حامل ارزش اند. اما به دلیل دموکراتیک نبودن رویه طراحی، طراحیها غالبا به گونه ای جانبدارانه، به سوی متحقق ساختن ارزشهای طبقه حاکم هدایت میشوند. فینبرگ، در نظریه انتقادی تکنولوژی، میان دو گونه جانبداری، تمایز قائل میشود: جانبداری ذاتی و جانبداری صوری.
📚 جانبداری ذاتی، عبارت است از دخالت دادن تعصبات، پیش داوری ها و احساسات به طور مستقیم در رویه طراحی به گونه ای که دخالت دادن این تعصبات از لحاظ عقلانیت طراحی، سوال برانگیز باشد. این گونه جانبداری، نقص فنی طراحی تکنیکی را سبب میشود. اگرچه جانبداری ذاتی در رویه طراحی قابل اجتناب است، اما این، تنها صورت جانبداری در طراحی تکنیکی نیست. تکنولوژی های مختلف حتی اگر بر اساس ضوابط فنی به گونه ای عقلانی و منسجم طراحی شوند، در ساختار خود نوع دیگری از جانبداری را نمایان میکنند که فینبرگ، آن را جانبداری صوری مینامد. به عنوان مثال، این که طراحی تعداد زیادی از ابزارآلات، به گونه ای است که افراد راست دست، آسان تر میتوانند از آنها استفاده کنند، به معنای وجود نوعی جانبداری صوری در طراحی این ابزارآلات است.
📚 توجه به تز تعین ناقص، وجود اینگونه جانبداری در طراحی تکنیکی را آشکار میکند. همانگونه که گفته شد، در طراحی ابزارآلات مختلف، صورتهای بدیلی وجود دارد که همگی ضوابط فنی را محقق میسازند. انتخاب میان گزینه های بدیل، بر اساس ارزشهای حاکم بر زمینه ای صورت میگیرد که ابزار در آن طراحی میشود. این ارزشها، از آنجا که رویه طراحی امروزی، غیردموکراتیک است، تنها بازتاب دهنده علایق طبقه حاکم بر رویه طراحی است و از این رو نوعی جانبداری صوری در طراحی را محقق میسازد. این نوع جانبداری از سوی زمینه اجتماعی بر ابزار، عارض میشود و در صورت انتزاع ابزار از زمینه آن، آشکار نیست.
📚 این گونه از جانبداری، بی عدالتی و اقسام مختلف تبعیض در جامعه را رقم خواهد زد. در مثال طراحی های پل های شهر نیویورک که شرح آن رفت، جانبداری صوری مذکور به گونه ای بود که افراد فقیر از دسترسی به برخی نقاط شهر منع شوند. به این ترتیب، چنین جانبداری هایی، با تحقق بخشیدن به ارزشهای غیردموکراتیک طبقه سرمایه دار، نوعی ظلم اجتماعی به طبقات زیردست را در پی خواهد داشت. به عقیده فینبرگ، مشکلات برآمده از تکنولوژی مدرن، نظیر انقیاد طبقه کارگر و ویرانی های زیست محیطی، از همین ارزشهای غیردموکراتیک حاکم بر رویه طراحی، سرچشمه میگیرد.
🔍 از آنجا که مطالعه تاریخ نشان میدهد که ارزشهای غیردموکراتیک حاکم بر تکنولوژی مدرن، عموما ارزشهای سرمایه داری است و تکنولوژی مدرن توسط تشکیلات سرمایه داری شکل گرفته است، فینبرگ، سرمایه داری و ارزشهای برآمده از آن را مشکل اصلی فضای تکنولوژیک حاکم معرفی میکند.
📝 از مقاله «رهایی از فضای تکنولوژیک حاکم در نظریه انتقادی تکنولوژی فینبرگ»، نوشته خشایار برومند و سید حسن حسینی
#فلسفه_تکنولوژی
#فینبرگ
@philsharif
📚 مطابق نظریه انتقادی تکنولوژی، تکنولوژی های مختلف، در ساختار خود حامل ارزش اند. اما به دلیل دموکراتیک نبودن رویه طراحی، طراحیها غالبا به گونه ای جانبدارانه، به سوی متحقق ساختن ارزشهای طبقه حاکم هدایت میشوند. فینبرگ، در نظریه انتقادی تکنولوژی، میان دو گونه جانبداری، تمایز قائل میشود: جانبداری ذاتی و جانبداری صوری.
📚 جانبداری ذاتی، عبارت است از دخالت دادن تعصبات، پیش داوری ها و احساسات به طور مستقیم در رویه طراحی به گونه ای که دخالت دادن این تعصبات از لحاظ عقلانیت طراحی، سوال برانگیز باشد. این گونه جانبداری، نقص فنی طراحی تکنیکی را سبب میشود. اگرچه جانبداری ذاتی در رویه طراحی قابل اجتناب است، اما این، تنها صورت جانبداری در طراحی تکنیکی نیست. تکنولوژی های مختلف حتی اگر بر اساس ضوابط فنی به گونه ای عقلانی و منسجم طراحی شوند، در ساختار خود نوع دیگری از جانبداری را نمایان میکنند که فینبرگ، آن را جانبداری صوری مینامد. به عنوان مثال، این که طراحی تعداد زیادی از ابزارآلات، به گونه ای است که افراد راست دست، آسان تر میتوانند از آنها استفاده کنند، به معنای وجود نوعی جانبداری صوری در طراحی این ابزارآلات است.
📚 توجه به تز تعین ناقص، وجود اینگونه جانبداری در طراحی تکنیکی را آشکار میکند. همانگونه که گفته شد، در طراحی ابزارآلات مختلف، صورتهای بدیلی وجود دارد که همگی ضوابط فنی را محقق میسازند. انتخاب میان گزینه های بدیل، بر اساس ارزشهای حاکم بر زمینه ای صورت میگیرد که ابزار در آن طراحی میشود. این ارزشها، از آنجا که رویه طراحی امروزی، غیردموکراتیک است، تنها بازتاب دهنده علایق طبقه حاکم بر رویه طراحی است و از این رو نوعی جانبداری صوری در طراحی را محقق میسازد. این نوع جانبداری از سوی زمینه اجتماعی بر ابزار، عارض میشود و در صورت انتزاع ابزار از زمینه آن، آشکار نیست.
📚 این گونه از جانبداری، بی عدالتی و اقسام مختلف تبعیض در جامعه را رقم خواهد زد. در مثال طراحی های پل های شهر نیویورک که شرح آن رفت، جانبداری صوری مذکور به گونه ای بود که افراد فقیر از دسترسی به برخی نقاط شهر منع شوند. به این ترتیب، چنین جانبداری هایی، با تحقق بخشیدن به ارزشهای غیردموکراتیک طبقه سرمایه دار، نوعی ظلم اجتماعی به طبقات زیردست را در پی خواهد داشت. به عقیده فینبرگ، مشکلات برآمده از تکنولوژی مدرن، نظیر انقیاد طبقه کارگر و ویرانی های زیست محیطی، از همین ارزشهای غیردموکراتیک حاکم بر رویه طراحی، سرچشمه میگیرد.
🔍 از آنجا که مطالعه تاریخ نشان میدهد که ارزشهای غیردموکراتیک حاکم بر تکنولوژی مدرن، عموما ارزشهای سرمایه داری است و تکنولوژی مدرن توسط تشکیلات سرمایه داری شکل گرفته است، فینبرگ، سرمایه داری و ارزشهای برآمده از آن را مشکل اصلی فضای تکنولوژیک حاکم معرفی میکند.
📝 از مقاله «رهایی از فضای تکنولوژیک حاکم در نظریه انتقادی تکنولوژی فینبرگ»، نوشته خشایار برومند و سید حسن حسینی
#فلسفه_تکنولوژی
#فینبرگ
@philsharif
سخنراني عمومي گروه فلسفه علم
قوانين طبيعت
دکتر سيد علي طاهري
چهارشنبه ١٦ فروردين، ساعت ۱۳:۳۰
#انجمن_فلسفه_علم_شریف
#دانشگاه_شریف
@philsharif
قوانين طبيعت
دکتر سيد علي طاهري
چهارشنبه ١٦ فروردين، ساعت ۱۳:۳۰
#انجمن_فلسفه_علم_شریف
#دانشگاه_شریف
@philsharif
📢📢📢 اطلاعیّه مهم
برونو لاتور فيلسوف و جامعه شناس شهیر فرانسوی به زودی در دانشگاه صنعتی شریف سخنرانی خواهد داشت.
@philsharif
برونو لاتور فيلسوف و جامعه شناس شهیر فرانسوی به زودی در دانشگاه صنعتی شریف سخنرانی خواهد داشت.
@philsharif