انتشارات ققنوس
5.87K subscribers
1.77K photos
641 videos
109 files
1.2K links
کانال رسمی گروه انتشاراتی ققنوس
آدرس اینستاگرام:
http://instagram.com/qoqnoospub
آدرس فروشگاه:
انقلاب-خیابان اردیبهشت-بازارچه کتاب
آدرس سایت:
www.qoqnoos.ir
ارتباط با ما:
@qoqnoospublication
Download Telegram
کتاب مینیمالیسم پایدار دعوتی است به بازگشت؛ بازگشت به سادگی، آگاهی و به رابطه‌ای مهربانانه تر با زمین و با خویشتن. در این اثر، نویسنده مینیمالیسم را از ظاهر زیبایی‌شناسانه‌اش فراتر می‌برد و آن را به فلسفه‌ای برای زیستن بدل می‌کند، فلسفه‌ای که سادگی را با مسئولیت‌پذیری در قبال محیط‌زیست پیوند می‌دهد.

#مینیمالیسم_پایدار

@qoqnoodpub
هلدرلین، رمان «هیپریون»: «جایی که مردمانش به زیبایی عشق می‌ورزند، جایی که نبوغ هنرمندانشان را ارج می‌نهند، آن‌جا روحی جهانی همچون نَفَس زندگی وزیدن می‌گیرد، ذهن خاضع پدیدار می‌گردد، خودپسندی از میان می‌رود؛ در آن‌جا تمامی قلب‌ها پرهیزکارند و بزرگ، و الهام قهرمانانی می‌زاید. چنین کسانی موطن تمامی مردمان‌اند و در آن‌جا آن انسان غریب نیز میلِ سکنی گزیدن دارد. اما آن‌جا که به طبیعت الهی و هنرمندانش بی‌حرمتی می‌شود، آه! آن‌جا والاترین شادی زندگی از میان رفته و هر ستارهٔ دیگر را حالْ بهتر از زمین است. در آن‌جا تمامی مردمان، اگرچه زیبا به دنیا می‌آیند، هرچه می‌گذرد درنده‌خوتر و سترون‌تر می‌گردند؛ روحیهٔ نوکرمآبانه رشد می‌کند، و همراه با آن جسارتی وهن‌آمیز. افراط‌کاری همراه با مصائب خود، و نیز گرسنگی و ترس از قحطی ازدیاد می‌یابد؛ برکت هر سال بدل به نفرینی می‌شود و همهٔ خدایان از این‌جا می‌گریزند.»

#وقایع_نگاری_جنون
#جورجو_آگامبن
#فرهاد_محرابی
@qoqnoospub
📚کتاب «وقایع‌نگاری جنون: شرحی بر زندگی فریدریش هلدرلین در فاصلهٔ سال‌های ۱۸۰۶ تا ۱۸۴۳» نوشتهٔ جورجو آگامبن را می‌توان‌ بازگشتی عمیق به مفهوم «عادت» (habit) در فلسفهٔ او دانست که از خلال روایت زندگی شاعر پرآوازهٔ آلمانی، فریدریش هلدرلین، به بازتعریف رابطهٔ میان زندگی، زبان و امر سیاسی می‌پردازد.

نقطهٔ عزیمت کتاب، بازاندیشی در مفهوم «جنون» است. آگامبن جنون هولدرلین را نه یک فروپاشی روانی، بلکه نوعی «جنون عامدانه» و روشی برای «سکونت» (inhabiting) در ورای هنجارهای عقلانیت مدرن می‌داند. این جنون، «عادتی» است که سوژه آن را نه کاملاً منفعلانه می‌پذیرد و نه فعالانه می‌سازد، بلکه به‌تدریج در آن سکنی می‌گزیند. بدین‌سان، تجربهٔ زیسته‌ای شکل می‌گیرد که از دوگانهٔ عقل و جنون فراتر می‌رود و زندگی را نه به‌عنوان امری زیست‌شناختی، بلکه همچون «شکلی تکین از حیات» بازتعریف می‌کند.

دومین مضمون کلیدی کتاب، پیوند میان «زبان و شعر» است. آگامبن با واکاوی «اشعار برج» هولدرلین نشان می‌دهد که چگونه شاعر با گسستن از قواعد نحوی و معنایی، زبانی را پدید می‌آورد که به‌جای بازنمایی جهان، خود به مکانی برای «درنگِ هستی» بدل می‌شود. چنین رویکردی، به‌گفتهٔ منتقدان، کتاب را به تأملی در باب «ناکارآمدسازیِ ماشین زبان» بدل می‌سازد که با پروژهٔ کلی‌تر آگامبن برای «ازکاراندازیِ» (destituting) ساختارهای سلطه هماهنگ است.

سومین خصیصه، بُعد سیاسی کتاب است. آگامبن تنهایی هولدرلین در برج توبینگن را به‌مثابهٔ یک «وضعیت استثناییِ» وارونه تفسیر می‌کند: عقب‌نشینی‌ای که نه انفعال، بلکه راهی برای خنثی‌سازیِ قدرتِ حاکمیتی (sovereign power) است. این «زیستن در سکون»، نمونه‌ای است از آنچه آگامبن «سیاست آینده» می‌نامد: سیاستی که به‌جای تصاحب قدرت، شکل‌های جدیدی از اجتماع را بر پایهٔ «عادت» و «کاربرد آزادِ خویشتن» بنا می‌کند.

در نهایت، نوآوری روش‌شناختی کتاب است که سیمایی تحسین‌برانگیز دارد: آگامبن از «وقایع‌نگاری» استفاده می‌کند و به‌جای تحلیل علی-معلولی، رویدادهای زندگی هلدرلین را در کنار هم قرار می‌دهد تا «تصویر بزرگ» یا «حقیقتِ شمایل‌گون» یک زندگی را هویدا سازد. به این اعتبار، کتاب نه‌فقط یک تک‌نگاری صرف، بلکه قطعه‌ای ضروری برای تکمیل پازل پروژهٔ هومو ساکر (Homo Sacer) و کاوشی فلسفی در باب معنای زیستن در جهانی بی‌سامان است.

#وقایع_نگاری_جنون

@qoqnoospub

#فلسفه
#فلسفه_ادبیات
#فلسفه_روانشناسی
#فلسفه_سیاسی
#روش‌شناختی

@kaveh_farhadi
انتشارات ققنوس
. @qoqnoospub
.
شرح اشتراوس بر دو اثر اصلی ماکیاولی، یعنی شهریار و گفتارها، از یک منظر، شرحی بدیع و در عین حال خلاف‌آمد است. به این مضامین ماکیاولیایی دقت کنید: شهریارانی که می‌خواهند به نحوی مطمئن، قلمروی حکمرانانی را تصاحب کنند، باید خانواده‌های آن حکمرانان را نابود سازند؛ سخاوت حقیقی مبتنی بر خسیس‌بودن در قبال اموال خویش و گشاده‌دستی در قبال آن چیزی است که به دیگران تعلق دارد؛ زخم‌ها را باید یکجا وارد آورد، چون هرچقدر که زخم‌ها کمتر چشیده شوند، درد کمتری خواهند داشت، در حالی که منافع را باید ذره ذره اهدا کرد زیرا بدین طریق قوی‌تر احساس می‌شوند. 

تفسیر پیشاآکادمیک یا به بیانی خام‌دستانه‌ از این مضامین، ماکیاولی را در جایگاه آموزگار شرّ می‌نشاند؛ اما این تفسیر در پرتوی تفسیر آکادمیک و استادانه‌ی عصر ما، از مٌد افتاده تلقی می‌شود. در تفسیر آکادمیکِ امروزین، ماکیاولی نه تنها آموزگار شرّ نیست، بلکه اتفاقاً یک میهن‌پرست و یا دانشمندی است که نگاهش به سیاست، نگاهی علمی و غیرایدئالیستی است. تفسیر اشتراوس از مضامین ماکیاولیایی، یا ایضاح آموزه‌ی ماکیاولی، کوشش برای فراروی از هر دوی این سنخ تفاسیر است. 
 
اشتراوس نشان می‌دهد که ماکیاولی، در عین آنکه می‌تواند یک وطن‌پرست یا دانشمند باشد، می‌تواند یک آموزگار شرّ نیز باشد. هر چقدر در تفسیر اشتراوس جلوتر می‌رویم، به تدریج به این تلقی می‌رسیم که از نظر او ماکیاولی، دقیقاً از آن حیث یک وطن‌پرست در معنای مدرنیستی کلمه و یک دانشمند است که عامدانه انتخاب کرده است که آموزگار شرّ باشد. وطن‌پرستی، آنگونه که ماکیاولی آن را می‌فهمد، یک خودخواهی جمعی است. آن بی‌تفاوتی در قبال تمایز میان درست و غلط که از تعلق شخص به کشورش برمی‌خیزد، از بی‌تفاوتی نسبت به آن تمایزی که از دلمشغولی انحصاری نسبت به آسایش و شکوه خودِ شخص برمی‌خیزد، کمتر منزجرکننده است. اما دقیقاً به همین خاطر است که بی‌تفاوتی اول فریبنده‌تر و لاجرم خطرناک‌تر است.

در مورد رهیافت «علمی» به جامعه نیز که در تفاسیر استادانه امروزین از ماکیاولی جایگاه مهمی دارد، اشتراوس تاکید می‌کند که این رهیافت بر صورتی از خرفتیِ اخلاقی مبتنی است. این خرفتی با انحراف اخلاقی یکی نیست ولی بی‌تردید آن را تقویت می‌کند. به زعم اشتراوس، آموزه ماکیاولی، بر خلاف تفاسیر استادانه‌ی امروزین، غیراخلاقی و غیردینی است و نکته بسیار جالب در تفسیر اشتراوس این است که این تلقی که آموزه او غیراخلاقی و غیردینی نیست، خودش متاثر از پیروزیِ طرح بزرگتری است که ماکیاولی در سر می‌پروراند. رانده‌شدن به موضعی که در آن شخص توصیه‌های ماکیاولیایی فوق را نه در ذیل ضدیت با اخلاق و دین، بلکه به عنوان مبنای میهن‌پرستی یا نگاه علمی توجیه یا تصدیق کند، اتفاقی است که از پیروزی طرح ماکیاولی به طور کلی حکایت دارد. 

طرح ماکیاولی از نظر اشتراوس، جایگزین‌شدنِ آموزه‌ی کتاب مقدسی با آموزه‌ی مندرج در دو کتاب شهریار و گفتارهاست. ماکیاولی قصد داشت تا یک به پیامبر یک وحی جدید بدل شود. برای فهم تقابل میان آموزه ماکیاولی و آموزه کتاب مقدس، کافی است که شخص همزمان به یاد بیاورد که ماکیاولی در رابطه با خصیصه‌ی قابل‌عفو برادرکشی‌ای که بنیانگذار روم مرتکب شد و از سوی دیگر کتاب مقدس در رابطه با برادرکشی‌ای که بنیانگذار شهر مرتکب شد، چه می‌گویند. ماکیاولی از رهگذر فتح تدریجیِ آموزه‌اش، نه تنها از جایگاه آموزگار شرّ فاصله گرفت، بلکه نهایتاً در قامت یک وطن‌پرست و دانشمند ظاهر شد. وطن‌پرستی و علم مدرن، در این معنا، وحی ماکیاولیایی را پیش‌فرض می‌گیرند.

#تاملات_در_باب_ماکیاولی
@qoqnoospub
انتشارات ققنوس منتشرکرد:

جنبش‌های نافرجام تحلیلی عمیق از موچ گستردۀ اعتراضات مردمی در دهۀ 2010 در نقاط مختلف جهان ارائه می‌دهد. بوینز با بررسی جنبش‌هایی از برزیل و شیلی تا هنگ‌کنگ و خاورمیانه، این پرسش را مطرح می‌کند که چرا با وجود حضور میلیونی مردم در خیابان‌ها، بسیاری از این جنبش‌ها به تغییرات اساسی و پایدار منجر نشدند. او با تکیه بر مصاحبه‌ها و گزارش‌های میدانی نشان می‌دهد که فقدان سازماندهی منسجم و راهبرد سیاسی مشخص چگونه می‌تواند انرژی اعتراضات را به بن‌بست بکشاند. این کتاب نگاهی انتقادی به مفهوم «قدرت خیابان» دارد و تفاوت میان شور انقلابی و دستاوردهای نهادی را بررسی می‌کند. همچین اثری تحلیلی و روزآمد است که برای علاقه‌مندان به سیاست معاصر و مطالعات اجتماعی جذاب و تامل‌برانگیز است.
@Bookcitycc
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
فرزانه مهری از مترجم‌شدنش می‌گوید؛
از ترجمه "مانولیتو" تا "جزیره اسرارآمیز" ژول ورن
@qoqnoospub
اگر راز زندگی سالم و رضایت‌بخش بیش از آن‌که در رژیم غذایی یا ورزش باشد، در کیفیت روابط ما با دیگران نهفته باشد، چه؟ کسلی کیلام در این کتاب مفهوم «سلامت اجتماعی» را به‌ عنوان سومین رکن سلامت، در کنار سلامت جسمی و روانی، معرفی می‌کند و توضیح می‌دهد که چگونه تنهایی، انزوا و ضعف روابط انسانی می‌توانند پیامدهایی جدی برای سلامت فرد و جامعه داشته باشند.
او، با نگاهی مبتنی بر پژوهش‌های روز، نشان می‌دهد که روابط معنادار و پیوندهای انسانی از مهم‌ترین ارکان سلامت و خوشبختی‌اند، و با روایت‌های واقعی و پیشنهادهای کاربردی، راه‌هایی برای خلق ارتباطاتی عمیق‌تر و معنادارتر پیش روی خواننده می‌گذارد. این کتاب دعوتی است به بازاندیشی در معنای سلامت؛ یادآوری این‌که گاهی قدرتمندترین عامل بهبود زندگی انسانی است که در کنار ما حضور دارد.

#سلامت_اجتماعی
@qoqnoospub
#بهترین_متنهایی_که_خوانده_ام

آدمی که با تبر عشق دو نیم شده باشد، همیشه نیمیش هست و نیمیش نیست. بدبختی اینجاست که نمی داند نیمه ی زنده کدام است.


👤عباس معروفی
💟@dialecticofsolitude
امپراتوری‌های راه ابریشم تاریخ اوراسیای مرکزی را از عصر برنز تا دوران معاصر بازخوانی می‌کند و نشان می‌دهد که این منطقه، برخلاف تصور رایج، در قلب شکل‌گیری تمدن، تجارت، فرهنگ و دانش جهان قرار داشته است. کریستوفر آی. بک‌ویت با بررسی نقش اقوام و امپراتوری‌هایی مانند سکاها، هون‌ها، ترک‌ها، تبتی‌ها و مغولان، تأثیر متقابل آن‌ها با ایران، چین، هند و اروپا را تحلیل کرده و تصویری تازه از تاریخ راه ابریشم و نقش محوری آن در تحولات جهانی ارائه می‌دهد.

#امپراتوری_راه_ابریشم

@qoqnoospub
معرفی کتاب | کتاب پدران

بعضی خانواده‌ها فقط خاطره به ارث می‌گذارند؛ بعضی دیگر، سرنوشت.

«کتاب پدران» اثر میکلوش واموس، حماسه‌ای خانوادگی است که داستان چند نسل را در دل تاریخ مجارستان دنبال می‌کند. در این رمان، هر پسر، گویی حافظه‌ای از پدران پیش از خود را با خود حمل می‌کند؛ انگار گذشته هیچ‌وقت تمام نمی‌شود و هر نسل، ادامه‌ی ناتمام نسل قبل است.

واموس تاریخ را از پشت تریبون روایت نمی‌کند؛ تاریخ را پشت میز شام، در اتاق‌های کوچک، میان عشق‌ها، ترس‌ها، مهاجرت‌ها و مرگ‌ها نشانمان می‌دهد. نتیجه، رمانی است که هم شکوه یک حماسه را دارد و هم صمیمیت یک قصه‌ی خانوادگی.

«کتاب پدران» درباره‌ی این پرسش است که آیا ما زندگی خودمان را زندگی می‌کنیم، یا ادامه‌ی زندگی کسانی هستیم که پیش از ما آمده‌اند؟

«کتاب پدران» اثری درباره حافظه جمعی است، دفترچه پدران، نماد این حافظه است؛ حافظه‌ای که گاه روشن و گاه تاریک است. در کنار حافظه، موضوع جبر و آزادی نیز نقش مهمی دارد. توانایی دیدن آینده، در ظاهر موهبتی بزرگ است اما در عمل، بسیاری از شخصیت‌ها را در برابر سرنوشت ناتوان می‌کند زیرا نشان می‌دهد که دانستن آینده همیشه به معنای توانایی تغییر آن نیست.
معرفی کتاب | کاش چیزی نمی‌ماند جز لحظات شیرین

زندگی همیشه از اتفاق‌های بزرگ ساخته نمی‌شود؛ گاهی آنچه سال‌ها بعد در خاطرمان می‌ماند، همان لحظه‌های کوچکی است که آن روزها عادی به نظر می‌رسیدند.

«کاش چیزی نمی‌ماند جز لحظات شیرین» از نشر ققنوس، رمانی است دربارهٔ گذر زمان، تغییر آدم‌ها و چیزهایی که آرام‌آرام از دست می‌روند؛ اما ردّشان در زندگی ما باقی می‌ماند. روایت دو زن در دو سوی مادری است؛ یکی در آغاز راه و دیگری در آستانهٔ خالی شدن خانه از فرزندانش. رمانی سرشار از احساس، امید و یادآوریِ این حقیقت که زندگی، هرقدر هم سخت باشد، از لحظه‌های کوچک و شیرین ساخته شده است.

کتابی لطیف و صمیمی که یادمان می‌آورد خوشبختی، بیشتر از آن‌که در مقصد باشد، در لحظه‌هایی پنهان است که از کنارشان می‌گذریم.
انتشارات ققنوس
Photo
در باب جباریت نخستین مجلد از سه‌گانه کسنوفونیِ اشتراوس است که در اوج بحران جباریت مدرن، با سر برآوردن حکومت‌های «توتالیتر» منتشر شد. اما این اثر جزوه‌ای در وفاع از آزادی سیاسی به عنوان والاترین عرصه تجلی انسانیّت نیست. این اثر محصول تامل فیلسوف بر «مساله قانون و مشروعیت» است. آموزه تکان‌دهنده‌ی این اثر برای خواننده‌ی دموکرات مدرن، این تزِ پارادوکسیکال است که حکومت قانون یا مشروطه، لزوماً با حکومت خوب اینهمان نیست. شاید نوعی جباریّت بهبودیافته، یا بهترین جباریّت که در اساس حکومتی فراقانونی است، بر حکومت قانون برتری داشته باشد. اما اشتراوس بلافاصله تحقق این نوع از حکومت را منتفی می‌داند و آن را یک «اتوپیا» تلقی می‌کند. پس از حیث عملی، همان حکومت قانون یا مشروطه تنها گزینه‌ی در دسترس است. تامل در این تعارض بنیادین، موضوع اصلی در باب جباریّت است؛ اینکه عدالت فراقانونی در نهایت تنها در نفس فیلسوف منفرد قابل‌تحقق است و امکان آن در جامعه سیاسی منتفی است. درس اصلی که از این تامل منتج می‌گردد، ما را به سوی «طبیعت امور سیاسی» و محدودیت‌های ضروری آن سوق می‌دهد؛ اینکه بهترین شهر از حیث اخلاقی و سیاسی، از بهترین فرد، نازل‌تر است. از این رهگذر، محدودیت‌های طبیعیِ امر سیاسی، نیاز ضروری جامعه سیاسی به نوعی ایمان به خدا (یا مشیّت الهی) یا به اراده انسانی برای فتح طبیعت، و در نهایت ملازمت اجتناب‌ناپذیرِ امر سیاسی به ماهو با صورتی از ناعقلانیّت، بر خواننده آشکار می‌گردد. برداشته‌شدن این گام، اقدامی ضروری برای رهنمون‌شدنِ خواننده این کتاب به سوی شناخت یا دانش ناب، یعنی دانش فراسیاسی/فراالهیاتی است. در باب جباریّت، تبلور تمام‌عیار دو بُعدِ سیاسی و معرفتیِ فلسفه‌ی سیاسی سقراطی در تفسیرِ اشتراوسی آن است.

#درباب_جباریت

@qoqnoospub
معرفی کتاب | صومعه پارما

گاهی بعضی رمان‌ها فقط یک داستان نیستند؛ جهانی‌اند که می‌شود در آن زندگی کرد. «صومعه پارما» از همین دست کتاب‌هاست؛ شاهکار استاندال، نویسنده بزرگ فرانسوی که بسیاری از منتقدان و نویسندگان، آن را در شمار بهترین رمان‌های تاریخ ادبیات قرار داده‌اند.
داستان، زندگی «فابریس دل دونگو» را دنبال می‌کند؛ جوانی اشراف‌زاده و آرمان‌گرا که شیفته ناپلئون است و رؤیای قهرمانی در سر دارد. اما جنگ، عشق، سیاست و دسیسه‌های درباری، او را به مسیری می‌کشانند که هیچ شباهتی به رؤیاهای جوانی‌اش ندارد. از میدان نبرد واترلو تا فضای پرتنش دربار پارما، استاندال تصویری فراموش‌نشدنی از انسان، قدرت و عشق خلق می‌کند.
بالزاک این کتاب را «شهریار مدرن» نامید گفت و هر صفحه این اثر، خود یک رمان است.» و هنوز پس از نزدیک به دو قرن، «صومعه پارما» طراوت و گیرایی خود را حفظ کرده است.

این اثر با ترجمه محمد نجابتی در ۶۲۷ صفحه توسط نشر ققنوس منتشر شده و یکی از خواندنی‌ترین نسخه‌های فارسی این شاهکار کلاسیک به شمار می‌آید.

اگر به رمان‌های کلاسیک، شخصیت‌های ماندگار و روایت‌هایی آمیخته به عشق، جاه‌طلبی و تاریخ علاقه دارید، «صومعه پارما» کتابی است که نباید از دست بدهید.
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
پست‌مدرنیسم از نگاه زیگمونت باومن

دکتر فرهاد محرابی براساس کتاب #اشارتهای_پست_مدرنیسم به این موضوع می‌پردازد

@qoqnoospub
🔴 سه کتاب تازه‌انتشاریافته‌یِ پیشنهادشده از سوی مصطفی ملکیان

دست‌رسی به مشخصات هریک از این کتابها در بخش «کتاب‌خانه»یِ اپلیکیشن فرزانه از طریق سه لینک‌ زیر امکان‌پذیر است:

1️⃣ https://app.farzaneh.app/books/Aimlessness


2️⃣ https://app.farzaneh.app/books/Reflective-Democracy


3️⃣ https://app.farzaneh.app/books/The-passion-of-strangers


🔵 کانال رسمی مصطفی ملکیان
🔵 وب‌اپلیکیشن فرزانه
معرفی کتاب | ده روز در دیوانه‌خانه

اگر برای نوشتن یک گزارش، مجبور باشید خودتان را به دیوانگی بزنید و داوطلبانه وارد یک بیمارستان روانی شوید، چه می‌کنید؟

«ده روز در دیوانه‌خانه» روایت واقعی و تکان‌دهندهٔ نلی بلای، روزنامه‌نگار آمریکایی، است. او در سال ۱۸۸۷ برای افشای شرایط غیرانسانی یک آسایشگاه روانی در نیویورک، نقش یک بیمار روانی را بازی کرد و توانست به آنجا راه پیدا کند. ده روزی که قرار بود یک مأموریت روزنامه‌نگارانه باشد، به تجربه‌ای هولناک تبدیل شد؛ تجربه‌ای از گرسنگی، تحقیر، خشونت و بی‌توجهی به انسان‌هایی که بسیاری از آن‌ها حتی بیمار روانی هم نبودند.

این گزارش پس از انتشار، جامعهٔ آمریکا را شوکه کرد و باعث آغاز تحقیقات رسمی و اصلاحاتی در نظام نگهداری بیماران روانی شد. بسیاری، نلی بلای را از پیشگامان روزنامه‌نگاری تحقیقی می‌دانند؛ کسی که برای رسیدن به حقیقت، جان خود را به خطر انداخت.

«ده روز در دیوانه‌خانه» فقط یک کتاب دربارهٔ یک بیمارستان روانی نیست؛ روایتی است دربارهٔ قدرت مشاهده، شجاعت پرسیدن و این حقیقت تلخ که گاهی مرز میان «دیوانه» و «عاقل» را نه واقعیت، بلکه قدرت تعیین می‌کند.