.
«کل تاریخ فلسفه، از زمان پیدا شدن نظریهٔ شناخت، تاریخ کشمکشهای سخت میان فلسفهٔ ابژکتیویستی و فلسفهٔ استعلایی است.»
#بحران_علوم_اروپایی_و_پدیدارشناسی_استعلایی
#ادموند_هوسرل
#طالب_جابری
#بهزودی
@qoqnoospub
«کل تاریخ فلسفه، از زمان پیدا شدن نظریهٔ شناخت، تاریخ کشمکشهای سخت میان فلسفهٔ ابژکتیویستی و فلسفهٔ استعلایی است.»
#بحران_علوم_اروپایی_و_پدیدارشناسی_استعلایی
#ادموند_هوسرل
#طالب_جابری
#بهزودی
@qoqnoospub
بحرانی که هوسرل از آن سخن میگوید هم به علوم به طور کلی و علوم انسانی به طور خاص مربوط است، هم به کلیت جهانی که بشر عصر جدید در آن زندگی میکند، و هم در نهایت به طور ضمنی به بحرانی که در اواخر عمر هوسرل گریبان او را گرفته و حتی حق تدریس و تألیف را هم از وی سلب کرده بود، یعنی روی کار آمدن حزب نازی.
از نظر هوسرل خروج از بحران مستلزم نگرشی تازه به انسان و نسبتش با جهان است، نگرشی که پدیدارشناسی استعلایی بناست چندوچونش را به دست دهد.
شعار مشهور پدیدارشناسی، یعنی «بازگشت به خود چیزها»، در اینجا در قالب «بازگشت به زیستجهان» بیان میشود، به مثابهٔ بازگشت به پیشفرضهای نادیدهٔ علوم که غفلت از آنها سبب شده علوم فهم درستی از مبانی خود نداشته باشند.
بحران پیشآمده «بحرانِ علوم» است، هم به معنای بحرانی که «در» علم و «برای علم» روی داده، و هم به معنای بحرانی که «از» نگرش علمی ناشی شده است.
#بحران_علوم_اروپایی_و_پدیدارشناسی _استعلایی
#ادموند_هوسرل
#طالب_جابری
@qoqnoosp
از نظر هوسرل خروج از بحران مستلزم نگرشی تازه به انسان و نسبتش با جهان است، نگرشی که پدیدارشناسی استعلایی بناست چندوچونش را به دست دهد.
شعار مشهور پدیدارشناسی، یعنی «بازگشت به خود چیزها»، در اینجا در قالب «بازگشت به زیستجهان» بیان میشود، به مثابهٔ بازگشت به پیشفرضهای نادیدهٔ علوم که غفلت از آنها سبب شده علوم فهم درستی از مبانی خود نداشته باشند.
بحران پیشآمده «بحرانِ علوم» است، هم به معنای بحرانی که «در» علم و «برای علم» روی داده، و هم به معنای بحرانی که «از» نگرش علمی ناشی شده است.
#بحران_علوم_اروپایی_و_پدیدارشناسی _استعلایی
#ادموند_هوسرل
#طالب_جابری
@qoqnoosp
تنها زمانی که آفریدگار چیزها نباشیم از وجود موجودات حیرت نخواهیم کرد.
در جهان کنونی که پیرامونمان پر از مصنوعات بشری است، دقیقا همین احساس آفریدگاری در بشر پدید آمده است. پیرامون قلمرو زندگی ما پر از چیزهایی است که ما خود آنها را ساختهایم و در نگاه کردن به آنها اولین و شاید تنهاترین چیزی که به ذهن میآید این است که این چیزها به یک کاری میآیند. این «به یک کاری آمدن» ضامن فهم پذیری و آشنا بودن هستنده ها میشود. هستنده ها رنگ و بوی ما یعنی مهر و نشانی بشری دارند، پس دیگر چیز عجیب و حیرتآوری در مورد آنها وجود ندارد. این مطلب نه تنها دربارهٔ مصنوعات، بلکه در مورد جانداران نیز صدق میکند. جانوران را در باغوحش ها، و درختان را با چینشی منظم و یکدست در پارکها میتوان پیدا کرد. بنابراین فراموش میشود که چون ما درخت را نمیآفرینیم، هرگز نخواهیم دانست که درخت بودن یعنی چه.
#هستی_و_زبان_در_اندیشه_هایدگر
#طالب_جابری
@qoqnoospublication
در جهان کنونی که پیرامونمان پر از مصنوعات بشری است، دقیقا همین احساس آفریدگاری در بشر پدید آمده است. پیرامون قلمرو زندگی ما پر از چیزهایی است که ما خود آنها را ساختهایم و در نگاه کردن به آنها اولین و شاید تنهاترین چیزی که به ذهن میآید این است که این چیزها به یک کاری میآیند. این «به یک کاری آمدن» ضامن فهم پذیری و آشنا بودن هستنده ها میشود. هستنده ها رنگ و بوی ما یعنی مهر و نشانی بشری دارند، پس دیگر چیز عجیب و حیرتآوری در مورد آنها وجود ندارد. این مطلب نه تنها دربارهٔ مصنوعات، بلکه در مورد جانداران نیز صدق میکند. جانوران را در باغوحش ها، و درختان را با چینشی منظم و یکدست در پارکها میتوان پیدا کرد. بنابراین فراموش میشود که چون ما درخت را نمیآفرینیم، هرگز نخواهیم دانست که درخت بودن یعنی چه.
#هستی_و_زبان_در_اندیشه_هایدگر
#طالب_جابری
@qoqnoospublication
آدمیان دیگر حیرت نمیکنند، زیرا آنچه را اتفاق افتاده نمیبینند، و همواره حادثهای عظیم را انتظار میکشند.
پیش و بیش از حیرت از هستی، باید از حیرت نکردن از هستی در حیرت بود.
اینکه انسان صاحب سخن است و سخنی حاکی از حیرتش از هستی نمیگوید حیرتانگیز است.
اینکه انسان میتواند سخن بگوید و چیزی غیر از سخنِ هستی را میگوید حیرتانگیز است.
#هستی_و_زبان_در_اندیشه_هایدگر
#طالب_جابری
@qoqnoospublication
پیش و بیش از حیرت از هستی، باید از حیرت نکردن از هستی در حیرت بود.
اینکه انسان صاحب سخن است و سخنی حاکی از حیرتش از هستی نمیگوید حیرتانگیز است.
اینکه انسان میتواند سخن بگوید و چیزی غیر از سخنِ هستی را میگوید حیرتانگیز است.
#هستی_و_زبان_در_اندیشه_هایدگر
#طالب_جابری
@qoqnoospublication