یک_فنجان_تفکر ☕️
@rahenow 🗿👈
پایین آمدن آرزوها در حد پوشک بچه
▫️ زوجهای جوانی که تازه تشکیل زندگی میدهند یا تازه بچه دار میشوند، آرزوهای بزرگی در سر دارند. مثل خریدن خانهای که اتاق بچه داشته باشد یا خرید ماشین که دیگر بشود راحت و رفت و آمد کرد و هزار آرزوی بزرگ و کوچک دیگر.
▫️با کسب درآمدی متوسط به شرط کار کردن مرد و زن با هم با مدیریت درست مالی و کمی سختی، این آرزوها قابل دسترس بود. واقعا بعد از چند سال کار و با کمک وام میشد به یک خانه متوسط در شهری مثل تهران رسید. میشد با یک تلاش و کمی صرفه جویی، ماشین خرید.
▫️حالا اما کمی داستان فرق کرده است. با زیر رو شدن وضعیت اقتصاد کشور، آرزوهای مردم هم آب رفته است. الان دیگر بسیاری از زوجهای جوان و یا تازه بچه دار شده به فکر خرید خانه یا ماشین نیستند چون هرچه کار کنند دستشان به جایی نمیرسد، خانه و ماشین شدهاند جن، ما بسم الله.
▫️در این شرایط است که آرزوی خانوادههای ایرانی میشود خرید یک پوشک. الان بسیاری از کسانی که تازه بچه دار شدهاند تمام فکر و ذکرشان شده، پوشک فردای بچهشان. شده است قیمت سرسام آور شیرخشک. شده است قیمت داروهای بچه تازه مریض شده است.
▫️این مشکلات اصلا اجازه نمیدهد، پدری به فکر خانه خریدن باشد. اصلا پولی میماند که بخواهیم آن را پس انداز کنیم که بعدها به واسطه آن بشود خانهای خرید. فرض هم که پس انداز کردیم، چند سال بعد این پس انداز دیگر ارزشی ندارد که بتوان با آن خانه خرید. شاید با آن پس انداز بشود چند پوشک اضافه خرید.
▫️این شرایط باعث شده است تا جوانان از ازدواج فراری باشند. تا میگویی ازدواج کن، میگوید: من در خرج خودم ماندهام چه برسد به خرج دیگری. یا به زوج جوانی میگویی بچه دار شو و میگویند، با این اوضاع یکی دیگر به جامعه اضافه کنیم که چه بشود؟ گیرم هم که بچه دار شدیم از کجا پوشک برایش بیاوریم.
▫️چه بخواهیم و چه نخواهیم، شرایط بد اقتصادی کشور در حال شکل دادن به جامعه ایران است. امروز بسیاری از مشکلات اجتماعی ما به خاطر مسائل فرهنگی و اجتماعی نیست بلکه این اقتصاد و بالا و پایین شدن آن است که مسیر آینده کشور را مشخص میکند.
▫️یک مثال ساده برای این معنا میشود زد. قیمت گوشیهای موبایل بالا رفته است و سر به آسمان میساید. همین گران شدن باعث شده است، تا دزدی گوشیهای تلفن همراه، روز به روز افزایش پیدا کند.
▫️اگر وضع به همین شکل ادامه پیدا کند باید منتظر مشکلات بیشمار فرهنگی و اجتماعی باشیم.
#راه_نو
رهایی با شکستن زندان درون آغاز میشود،
تنها بنیان رهایی آگاهیست....آگاهی
https://telegram.me/rahenow
https://t.me/joinchat/DKOONBJlLbIC00Ni4trH7Q
گروه راه.نو
@rahenow 🗿👈
پایین آمدن آرزوها در حد پوشک بچه
▫️ زوجهای جوانی که تازه تشکیل زندگی میدهند یا تازه بچه دار میشوند، آرزوهای بزرگی در سر دارند. مثل خریدن خانهای که اتاق بچه داشته باشد یا خرید ماشین که دیگر بشود راحت و رفت و آمد کرد و هزار آرزوی بزرگ و کوچک دیگر.
▫️با کسب درآمدی متوسط به شرط کار کردن مرد و زن با هم با مدیریت درست مالی و کمی سختی، این آرزوها قابل دسترس بود. واقعا بعد از چند سال کار و با کمک وام میشد به یک خانه متوسط در شهری مثل تهران رسید. میشد با یک تلاش و کمی صرفه جویی، ماشین خرید.
▫️حالا اما کمی داستان فرق کرده است. با زیر رو شدن وضعیت اقتصاد کشور، آرزوهای مردم هم آب رفته است. الان دیگر بسیاری از زوجهای جوان و یا تازه بچه دار شده به فکر خرید خانه یا ماشین نیستند چون هرچه کار کنند دستشان به جایی نمیرسد، خانه و ماشین شدهاند جن، ما بسم الله.
▫️در این شرایط است که آرزوی خانوادههای ایرانی میشود خرید یک پوشک. الان بسیاری از کسانی که تازه بچه دار شدهاند تمام فکر و ذکرشان شده، پوشک فردای بچهشان. شده است قیمت سرسام آور شیرخشک. شده است قیمت داروهای بچه تازه مریض شده است.
▫️این مشکلات اصلا اجازه نمیدهد، پدری به فکر خانه خریدن باشد. اصلا پولی میماند که بخواهیم آن را پس انداز کنیم که بعدها به واسطه آن بشود خانهای خرید. فرض هم که پس انداز کردیم، چند سال بعد این پس انداز دیگر ارزشی ندارد که بتوان با آن خانه خرید. شاید با آن پس انداز بشود چند پوشک اضافه خرید.
▫️این شرایط باعث شده است تا جوانان از ازدواج فراری باشند. تا میگویی ازدواج کن، میگوید: من در خرج خودم ماندهام چه برسد به خرج دیگری. یا به زوج جوانی میگویی بچه دار شو و میگویند، با این اوضاع یکی دیگر به جامعه اضافه کنیم که چه بشود؟ گیرم هم که بچه دار شدیم از کجا پوشک برایش بیاوریم.
▫️چه بخواهیم و چه نخواهیم، شرایط بد اقتصادی کشور در حال شکل دادن به جامعه ایران است. امروز بسیاری از مشکلات اجتماعی ما به خاطر مسائل فرهنگی و اجتماعی نیست بلکه این اقتصاد و بالا و پایین شدن آن است که مسیر آینده کشور را مشخص میکند.
▫️یک مثال ساده برای این معنا میشود زد. قیمت گوشیهای موبایل بالا رفته است و سر به آسمان میساید. همین گران شدن باعث شده است، تا دزدی گوشیهای تلفن همراه، روز به روز افزایش پیدا کند.
▫️اگر وضع به همین شکل ادامه پیدا کند باید منتظر مشکلات بیشمار فرهنگی و اجتماعی باشیم.
#راه_نو
رهایی با شکستن زندان درون آغاز میشود،
تنها بنیان رهایی آگاهیست....آگاهی
https://telegram.me/rahenow
https://t.me/joinchat/DKOONBJlLbIC00Ni4trH7Q
گروه راه.نو
Telegram
@rahenow
#راه_نو
انسانها تا آگاه نشدهاند هیچگاه عصیان نمیکنند و تا عصیان نکنند نمیتوانند آگاه شوند.
انسانها تا آگاه نشدهاند هیچگاه عصیان نمیکنند و تا عصیان نکنند نمیتوانند آگاه شوند.
@rahenow 🗿👈
📝 فرزاد فخری زاده ( اقتصاددان )
1- مردی را تصور کنید که دلباختۀ بانویی شده است ، او از خودگذشتگی بهخرج میدهد و از پول و وقت و انرژی خود میگذرد تا برای محبوبش هدیهای گرانقیمت بخرد ، در این ایثار و از خودگذشتگی البته یک نوع خودخواهی پنهان وجود دارد چون آن مرد در واقع از دارایی خود میگذرد اما نه برای رضایت محبوبش بلکه برای رضایت خودش [ او یک ضرر زودگذر و کوچک (وقت و پول) را میپذیرد تا چیزی بزرگتر (معشوق) را برای مدتی طولانی به دست بیاورد ]
2- چرا کمپانی #تویوتا لقب قابل اعتمادترین خودروساز جهان را یدک میکشد ؟ چرا تویوتا با ارزش ۲۰۰ میلیارد دلار ارزشمندترین خودروسازی جهان محسوب میشود ؟ خوب است بدانید که با پول حاصل از فروش تویوتا میشود کمپانی مرسدس ، BMW و نیسان را با هم خرید و پول هم اضافه آورد ... چرا ؟
3- در سال 2017 تویوتا برای جمعآوری یکمیلیون و ۷۰۰ هزار خودروی پریوس آگهی عمومی داد ، این خودروها ممکن بود در کیسه هوا و سیستم ترمز مشکل داشته باشند . دقت کنید : «ممکن بود» ... تویوتا بدون دریافت هزینه خودروها را بررسی و در صورت نیاز تعمیر کرد اما چرا این شرکت حاضر است برای پیشگیری از خسارت احتمالی به مشتریهایش هزینه کند ؟؟ چون آنها میدانند که اگر برای جلب رضایت مشتریان خود حتی ضرری را هم تقبل کنند در نهایت به سود آنها میشود زیرا شرکت با اعتماد مشتریان میتواند این ضرر را جبران کند اما اگر اعتبار و آبروی خود را ببازد به این راحتیها قابل جبران نیست .
4- در یک بازار رقابتی و آزاد شرکتها میدانند که چشمپوشی از سودهای مقطعی و کوچک ، یگانه راه رسیدن به سودی بزرگ و پایدار است اما وقتی شرکتها انحصار درست کرده باشند و شرکتهای خصوصی نتوانند آزادانه با آنها رقابت کنند #توان_مشتریان برای تنبیه خاطی بهشدت پایین میآید ، مثلا تصور کنید که قیمت خودروهای بیکیفیت در ایران یکشبه چند برابر میشود و شرکت اعلام میکند که مردم باید برای خودرویی مانند پراید ۴٠ میلیون تومان پول پرداخت کنند ، در حالت عادی چنین فساد آشکاری آخرین میخ بر تابوت یک شرکت خواهد بود اما وقتی انحصار وجود داشته باشد و مردم برای تنبیه این شرکت به خودروسازان دیگری دسترسی نداشته باشند آنگاه محبورند ۴٠میلیون پول بیزبان را برای تهیۀ یک ماشین ٩ میلیونی و از رده خارج پرداخت کنند !!
5- شاید در یک بازار انحصاری بشود با یک بیاخلاقی کثیف ، سود خود را در مدت کوتاهی چندین برابر کرد اما در یک بازار رقابتی و آزاد ، مهمترین موضوع برای تولیدکنندگان باقی ماندن در بازار با بهدست آوردن رضایت مشتریان است !!
#راه_نو
رهایی با شکستن زندان درون آغاز میشود،
تنها بنیان رهایی آگاهیست....آگاهی
https://telegram.me/rahenow
https://t.me/joinchat/DKOONBJlLbIC00Ni4trH7Q
گروه راه.نو
📝 فرزاد فخری زاده ( اقتصاددان )
1- مردی را تصور کنید که دلباختۀ بانویی شده است ، او از خودگذشتگی بهخرج میدهد و از پول و وقت و انرژی خود میگذرد تا برای محبوبش هدیهای گرانقیمت بخرد ، در این ایثار و از خودگذشتگی البته یک نوع خودخواهی پنهان وجود دارد چون آن مرد در واقع از دارایی خود میگذرد اما نه برای رضایت محبوبش بلکه برای رضایت خودش [ او یک ضرر زودگذر و کوچک (وقت و پول) را میپذیرد تا چیزی بزرگتر (معشوق) را برای مدتی طولانی به دست بیاورد ]
2- چرا کمپانی #تویوتا لقب قابل اعتمادترین خودروساز جهان را یدک میکشد ؟ چرا تویوتا با ارزش ۲۰۰ میلیارد دلار ارزشمندترین خودروسازی جهان محسوب میشود ؟ خوب است بدانید که با پول حاصل از فروش تویوتا میشود کمپانی مرسدس ، BMW و نیسان را با هم خرید و پول هم اضافه آورد ... چرا ؟
3- در سال 2017 تویوتا برای جمعآوری یکمیلیون و ۷۰۰ هزار خودروی پریوس آگهی عمومی داد ، این خودروها ممکن بود در کیسه هوا و سیستم ترمز مشکل داشته باشند . دقت کنید : «ممکن بود» ... تویوتا بدون دریافت هزینه خودروها را بررسی و در صورت نیاز تعمیر کرد اما چرا این شرکت حاضر است برای پیشگیری از خسارت احتمالی به مشتریهایش هزینه کند ؟؟ چون آنها میدانند که اگر برای جلب رضایت مشتریان خود حتی ضرری را هم تقبل کنند در نهایت به سود آنها میشود زیرا شرکت با اعتماد مشتریان میتواند این ضرر را جبران کند اما اگر اعتبار و آبروی خود را ببازد به این راحتیها قابل جبران نیست .
4- در یک بازار رقابتی و آزاد شرکتها میدانند که چشمپوشی از سودهای مقطعی و کوچک ، یگانه راه رسیدن به سودی بزرگ و پایدار است اما وقتی شرکتها انحصار درست کرده باشند و شرکتهای خصوصی نتوانند آزادانه با آنها رقابت کنند #توان_مشتریان برای تنبیه خاطی بهشدت پایین میآید ، مثلا تصور کنید که قیمت خودروهای بیکیفیت در ایران یکشبه چند برابر میشود و شرکت اعلام میکند که مردم باید برای خودرویی مانند پراید ۴٠ میلیون تومان پول پرداخت کنند ، در حالت عادی چنین فساد آشکاری آخرین میخ بر تابوت یک شرکت خواهد بود اما وقتی انحصار وجود داشته باشد و مردم برای تنبیه این شرکت به خودروسازان دیگری دسترسی نداشته باشند آنگاه محبورند ۴٠میلیون پول بیزبان را برای تهیۀ یک ماشین ٩ میلیونی و از رده خارج پرداخت کنند !!
5- شاید در یک بازار انحصاری بشود با یک بیاخلاقی کثیف ، سود خود را در مدت کوتاهی چندین برابر کرد اما در یک بازار رقابتی و آزاد ، مهمترین موضوع برای تولیدکنندگان باقی ماندن در بازار با بهدست آوردن رضایت مشتریان است !!
#راه_نو
رهایی با شکستن زندان درون آغاز میشود،
تنها بنیان رهایی آگاهیست....آگاهی
https://telegram.me/rahenow
https://t.me/joinchat/DKOONBJlLbIC00Ni4trH7Q
گروه راه.نو
Telegram
@rahenow
#راه_نو
انسانها تا آگاه نشدهاند هیچگاه عصیان نمیکنند و تا عصیان نکنند نمیتوانند آگاه شوند.
انسانها تا آگاه نشدهاند هیچگاه عصیان نمیکنند و تا عصیان نکنند نمیتوانند آگاه شوند.
مصلوبان ِتیرهایِ توهم
@rahenow 🗿👈
🍀""محمد القحطانی" به اتفاق چند نفر از مریدان خود،در سال ۱۴۰۰ هجری قمری به خانه کعبه یورش برد و آنجا را اشغال کرد.او گفت ،من مهدی موعودم! ظهور کرده ام..عده ای سخن او را پذیرفتند چرا که موهایی مجعد و چشمانی نافذ و چهره ای شبیه به آنچه که از پیامبر اسلام روایت شده بود، داشت.او "باور'کرده بود که مهدی موعود(عج )است،کماندوهای عربستانی و پاکستانی او را با اولین شلیک های خودشان"آبکش"کردند در حالیکه از جلوی سربازان نمی گریخت..نه به خاطر شجاعت یا از خود گذشتگی بلکه به این دلیل که"در توهم آسیب ناپذیری "بود.
🍀مردی جوان در آمریکا به بانکی دستبرد زد و با پول های دزدی به خانه اش رفت! پلیسِ شگفت زده ،چند ساعت بعد او را در حالیکه در خانه اش روی کاناپه لم داده بود دستگیر کرد. جالب اینجا بود که سارق می پرسید:چطور مرا پیدا کردید؟من که به صورتم" آب لیمو" مالیده بودم!
به او گفته بودند که مالیدن آب لیمو به صورت،دید دوربین های مدار بسته را کور می کند..
او این موضوع را "باور"کرده بود.
🍀سید محمد مجاهد از عراق به قزوین آمد و بر علیه روسها اعلام جهاد کرد."عباس میرزا شاهزاده دلاور قاجار با دو مشکل اساسی روبرو بود ۱:استنکاف از جهاد که حکم آن برای مردم عوام، کفر و ارتداد بود.
۲:نداشتن سلاح و مهمات و نیروی کارآزموده که از قبل نتیجه جنگ را مشخص کرده بود.
آب دهان سید محمد مجاهد در حوض مسجد قزوین ریخته بود و عوام کالانعام آن آب را برای تیمن و تبرک به خانه می بردند.سید محمد مجاهد قویاً به پیروزی اسلام بر کفر ایمان داشت .جنگ در گرفت و در نتیجه آن ،سرزمینی حاصلخیز به وسعت "نصف" اسپانیا از خاک ایران منفک و ملت ایران به صورتی باورنکردنی تحقیر شد.سید محمد به پیروزی اسلام بر کفر "باور" داشت!
🍀چند روز پیش(یکشنبه چهارم شهریور) شبکه مستند سیمای جمهوری اسلامی،جوانکی بیست و چند ساله را به عنوان استراتژیست روی "سن"آورد. او در حالیکه یقه پیراهنش را سفت بسته بود و آستین هایش را تا کف دست پایین کشیده بود و قنوت وار حرف می زد گفت:موشک "حوت"ما به سمت ناو هواپیمابر "اینتر پرایز"شلیک می شود! لحظاتی بعد حفره ای در عرشه ناو ایجاد و سیصد نفر تفنگدار آمریکایی کشته می شوند و حدود سی فروند هواپیما هم نابود می شود! بعد عینکش را جابجا کرد و لبخندی زد و گفت:تمام!!
ما هم پذیرفتیم و چاشنی کار ایشان هم یک انیمیشن کوتاه بود که در آن چند قایق تند رو با "آر پی جی" به طرف ناو هواپیمابر حمله می کردند و ناو هم در حال سوختن بود..دختر دوازده ساله من(کلاس هفتم)از من پرسید بابا این آقا شوخی می کند؟ گفتم..شوخی می کند ولی نتیجه جوک او بیشتر گریه اور است تا خنده دار!!
🍀داستانهایی در مورد دلاوریهای زمان جنگ تحمیلی از سربازان رشید خود شنیده و خوانده ایم و حتی "دیده ایم".
مثلا شب وقوع عملیات و استناد فرماندهان به روایات و احادیث برای شروع عملیات از یک نقطه خاص!
بهتر است خود آن بزرگواران پاسخگو باشند.
🍀طولانی شد..ببخشایید.
می خواستم بگویم "هیچ عامل یا عنصر یا نهادی نیست که به اندازه "اعتقاد و باور"ضد "تفکر"باشد.
اعتقاد به معنای "گره بستن"است.وقتی گره ،کور و محکم شد ،گشودنش شاید فقط توسط مرگ امکان پذیر است و بس..
اعتقاد و باور برای ماندن و راندن به تأیید و تشویق نیازمند است و بدا به حال ملتی که اعتقاد و توهمات یک گروه، توسط انبوهی از "ریاکاران و چاپلوسان"تایید و تشویق شود...
در همه جای دنیا افراد متوهم و متصلب وجود دارند.اما تفاوت میان مثلاً اتریش و افغانستان آن است که متوهمین در اتریش به مراکز روان درمانی می روند و ملت برای آنها دل می سوزانند و در افغانستان(و شبه افعانستان ها)ممکن است پیش نماز و مفتی و شیخ الاسلام شوند و یک ملت را با حکم و فتوایی از سر اعتقاد،صدها سال به عقب برگردانند.
#راه_نو
رهایی با شکستن زندان درون آغاز میشود،
تنها بنیان رهایی آگاهیست....آگاهی
https://telegram.me/rahenow
https://t.me/joinchat/DKOONBJlLbIC00Ni4trH7Q
گروه راه.نو
@rahenow 🗿👈
🍀""محمد القحطانی" به اتفاق چند نفر از مریدان خود،در سال ۱۴۰۰ هجری قمری به خانه کعبه یورش برد و آنجا را اشغال کرد.او گفت ،من مهدی موعودم! ظهور کرده ام..عده ای سخن او را پذیرفتند چرا که موهایی مجعد و چشمانی نافذ و چهره ای شبیه به آنچه که از پیامبر اسلام روایت شده بود، داشت.او "باور'کرده بود که مهدی موعود(عج )است،کماندوهای عربستانی و پاکستانی او را با اولین شلیک های خودشان"آبکش"کردند در حالیکه از جلوی سربازان نمی گریخت..نه به خاطر شجاعت یا از خود گذشتگی بلکه به این دلیل که"در توهم آسیب ناپذیری "بود.
🍀مردی جوان در آمریکا به بانکی دستبرد زد و با پول های دزدی به خانه اش رفت! پلیسِ شگفت زده ،چند ساعت بعد او را در حالیکه در خانه اش روی کاناپه لم داده بود دستگیر کرد. جالب اینجا بود که سارق می پرسید:چطور مرا پیدا کردید؟من که به صورتم" آب لیمو" مالیده بودم!
به او گفته بودند که مالیدن آب لیمو به صورت،دید دوربین های مدار بسته را کور می کند..
او این موضوع را "باور"کرده بود.
🍀سید محمد مجاهد از عراق به قزوین آمد و بر علیه روسها اعلام جهاد کرد."عباس میرزا شاهزاده دلاور قاجار با دو مشکل اساسی روبرو بود ۱:استنکاف از جهاد که حکم آن برای مردم عوام، کفر و ارتداد بود.
۲:نداشتن سلاح و مهمات و نیروی کارآزموده که از قبل نتیجه جنگ را مشخص کرده بود.
آب دهان سید محمد مجاهد در حوض مسجد قزوین ریخته بود و عوام کالانعام آن آب را برای تیمن و تبرک به خانه می بردند.سید محمد مجاهد قویاً به پیروزی اسلام بر کفر ایمان داشت .جنگ در گرفت و در نتیجه آن ،سرزمینی حاصلخیز به وسعت "نصف" اسپانیا از خاک ایران منفک و ملت ایران به صورتی باورنکردنی تحقیر شد.سید محمد به پیروزی اسلام بر کفر "باور" داشت!
🍀چند روز پیش(یکشنبه چهارم شهریور) شبکه مستند سیمای جمهوری اسلامی،جوانکی بیست و چند ساله را به عنوان استراتژیست روی "سن"آورد. او در حالیکه یقه پیراهنش را سفت بسته بود و آستین هایش را تا کف دست پایین کشیده بود و قنوت وار حرف می زد گفت:موشک "حوت"ما به سمت ناو هواپیمابر "اینتر پرایز"شلیک می شود! لحظاتی بعد حفره ای در عرشه ناو ایجاد و سیصد نفر تفنگدار آمریکایی کشته می شوند و حدود سی فروند هواپیما هم نابود می شود! بعد عینکش را جابجا کرد و لبخندی زد و گفت:تمام!!
ما هم پذیرفتیم و چاشنی کار ایشان هم یک انیمیشن کوتاه بود که در آن چند قایق تند رو با "آر پی جی" به طرف ناو هواپیمابر حمله می کردند و ناو هم در حال سوختن بود..دختر دوازده ساله من(کلاس هفتم)از من پرسید بابا این آقا شوخی می کند؟ گفتم..شوخی می کند ولی نتیجه جوک او بیشتر گریه اور است تا خنده دار!!
🍀داستانهایی در مورد دلاوریهای زمان جنگ تحمیلی از سربازان رشید خود شنیده و خوانده ایم و حتی "دیده ایم".
مثلا شب وقوع عملیات و استناد فرماندهان به روایات و احادیث برای شروع عملیات از یک نقطه خاص!
بهتر است خود آن بزرگواران پاسخگو باشند.
🍀طولانی شد..ببخشایید.
می خواستم بگویم "هیچ عامل یا عنصر یا نهادی نیست که به اندازه "اعتقاد و باور"ضد "تفکر"باشد.
اعتقاد به معنای "گره بستن"است.وقتی گره ،کور و محکم شد ،گشودنش شاید فقط توسط مرگ امکان پذیر است و بس..
اعتقاد و باور برای ماندن و راندن به تأیید و تشویق نیازمند است و بدا به حال ملتی که اعتقاد و توهمات یک گروه، توسط انبوهی از "ریاکاران و چاپلوسان"تایید و تشویق شود...
در همه جای دنیا افراد متوهم و متصلب وجود دارند.اما تفاوت میان مثلاً اتریش و افغانستان آن است که متوهمین در اتریش به مراکز روان درمانی می روند و ملت برای آنها دل می سوزانند و در افغانستان(و شبه افعانستان ها)ممکن است پیش نماز و مفتی و شیخ الاسلام شوند و یک ملت را با حکم و فتوایی از سر اعتقاد،صدها سال به عقب برگردانند.
#راه_نو
رهایی با شکستن زندان درون آغاز میشود،
تنها بنیان رهایی آگاهیست....آگاهی
https://telegram.me/rahenow
https://t.me/joinchat/DKOONBJlLbIC00Ni4trH7Q
گروه راه.نو
Telegram
@rahenow
#راه_نو
انسانها تا آگاه نشدهاند هیچگاه عصیان نمیکنند و تا عصیان نکنند نمیتوانند آگاه شوند.
انسانها تا آگاه نشدهاند هیچگاه عصیان نمیکنند و تا عصیان نکنند نمیتوانند آگاه شوند.
پیدایش سیّد
دو قرن سکوت
@rahenow 🗿👈
✍ دکتر عبدالحسین زرین کوب
ریشهی واژهی سیّد ، پس زمینهی جامعه شناختیاش و اشتباه جا افتادنش در مورد نسبتشان با قوم قریش ؛
سيّد واژه ای عربی است و معني آن در زبان پارسی " آقا " و در زبان انگليسی "مستر" است ، اعراب زن را سيّده مینامند ؛
پس از چيرگی تازيان بر ايران
که در نيمهی سدهی هفتم ميلادی روی داد بکار بردن واژها و سرنامهای عربی رواج يافت ؛ مردم به هنگام بانگ زدن اعراب آنها را با سرنام عربی سيّد بانگ ميزدند ؛ خود اعراب هم يکديگر را با سرنام سيّد بانگ ميزدند ؛ شگفتانگيز اين بود که اعراب ايرانيان را سيّد نناميدند و خود ايرانيان هم همديگر را سيد نگفتند
زيرا اعراب خود را بالاتر از ايرانيان میدانستند و چنين کاری را روا نمیداشتند که به زیردستان و بندگان خود سیّد بگویند ؛ امّا آن دسته از اعراب که زنان ايرانی را اغلب به همسری گرفتند ، از آنها دارای فرزند شدند ؛
اين فرزندان چون پدر عرب داشتند میتوانستند سرنام بکار ببرند ؛ فرزندان اين فرزندان نيز ميتوانستند همين کار را بکنند ؛ از اين رو گروهی ايرانی پيدا شدند که پدر يا نيای عرب داشتند
و سيد ناميده شدند ؛ به ياد داشته باشيد اين گروه فقط عربزاده بودند ، نه از خاندان ويژهای مانند خاندان محمّد يا قريش يا ديگران ؛ دهها سال گذشت و چيرگی حکومتی اعراب از ميان رفت ، ولي سيّدها که از بازماندگان عربزادگان بودند ماندگار شدند ؛
صفویها که در ۱۵۰۱ ترسایی برآمدند شاخه ای از اسلام را با کشتار گسترده و با زور شمشیر دين رسمی ايرانیان که بیشینهی آنان سنّی بودند کردند ؛ انگیزهی آنان تنها و تنها سیاسی بود : آنها نمیخواستند از خليفه گری اسلامی باشند که اینک در دست عثمانیها بود.
ايرانيان از چيرگی تازيان و رفتارهای ددمنشانهی آنها در ميهن ايرانی ، يادماندههای تاريخی تلخی داشتند ؛ برنامهريزان دوران صفوی همهی جنایتهای مسلمانها را به پای اعراب و به پای سه خليفه نخستين اسلام (ابوبکر/عمر/عثمان) ، بني اميّه و سپس بنی عبّاس و گماشتگان آنان نوشتند و مدّعی بودند که خود حضرت محمّد و علی و زادگان آنان با ايرانيان دوست بودهاند و اگر علی و زادگان او در رهبری میبودند ، رفتارهای بدی با ايرانيان نمیشد ؛ آخوندهای صفوی نیز برای این دروغها حدیثسازیهای گسترده کردند ؛ از جمله عروسی دختر یزدگرد با حسین بن علی ، با این همه ، زور شمشیر و حدیثسازی اثر خود را گذاشت و اين برداشت دروغ کم کم پذيرفته شد و جا افتاد و در پی آن ايرانيان کين خود را از امامان ، از دل بيرون کردند تا جایی که محمد و آلاش را ستمزدهی ديگر اعراب نیز ديدند !!!
به همان اندازه که خوبی و دوستی محمّد و زادگانشان درميان ايرانيان مسلمان تبليغ میشد ، از ديگر رهبران عرب مانند سه خليفهی نخستين اسلام و بنی عبّاس و بنی اميّه بدی گفته ميشد و يادمانده های تلخ و تاريخی ايرانيان در کارهای آنها ريشهيابی میشد ؛
در اين ميان سيّدها که برایند عینی تجاوز مسلمانها به ایران زمین بودند ، در خطر افتادند ، زيرا اينان عربزاده بودند و ايرانيان از عربان دلهای پرخون و چشمان گريان داشتند ؛ ياری دولت و مجتهدان شيعه که صفویها از لبنان آورده بودند ، سيّدان را از هر گزند رهايی داد ؛
مجتهدان و دولتيان گفتند که سيّدها همه از زادگان محمّد و علی هستند و نه از ديگر اعراب ، که البتّه این یکی از بزرگترین دروغهای تاریخی بود ؛ از آن زمان معنی واژهی عربی سيّد در ايران ديگر عوض شد و گفتند سيّد يعنی زادگان پيغمبر اسلام و امامان ؛ اين برداشت و دروغ هم مانند ديگر برداشتهای دروغ دوران صفوي کم کم جا افتاد تا جایی که اینها خود را برتر از دیگر ایرانیان میدانند و بر این باور هستند که چون از نسل محمّد و علی هستند ، از حقّ ویژهای برخوردارند ...
منبع :
دو قرن سكوت
نویسنده : دكتر زرّين كوب
#راه_نو
رهایی با شکستن زندان درون آغاز میشود،
تنها بنیان رهایی آگاهیست....آگاهی
https://telegram.me/rahenow
https://t.me/joinchat/DKOONBJlLbIC00Ni4trH7Q
گروه راه.نو
دو قرن سکوت
@rahenow 🗿👈
✍ دکتر عبدالحسین زرین کوب
ریشهی واژهی سیّد ، پس زمینهی جامعه شناختیاش و اشتباه جا افتادنش در مورد نسبتشان با قوم قریش ؛
سيّد واژه ای عربی است و معني آن در زبان پارسی " آقا " و در زبان انگليسی "مستر" است ، اعراب زن را سيّده مینامند ؛
پس از چيرگی تازيان بر ايران
که در نيمهی سدهی هفتم ميلادی روی داد بکار بردن واژها و سرنامهای عربی رواج يافت ؛ مردم به هنگام بانگ زدن اعراب آنها را با سرنام عربی سيّد بانگ ميزدند ؛ خود اعراب هم يکديگر را با سرنام سيّد بانگ ميزدند ؛ شگفتانگيز اين بود که اعراب ايرانيان را سيّد نناميدند و خود ايرانيان هم همديگر را سيد نگفتند
زيرا اعراب خود را بالاتر از ايرانيان میدانستند و چنين کاری را روا نمیداشتند که به زیردستان و بندگان خود سیّد بگویند ؛ امّا آن دسته از اعراب که زنان ايرانی را اغلب به همسری گرفتند ، از آنها دارای فرزند شدند ؛
اين فرزندان چون پدر عرب داشتند میتوانستند سرنام بکار ببرند ؛ فرزندان اين فرزندان نيز ميتوانستند همين کار را بکنند ؛ از اين رو گروهی ايرانی پيدا شدند که پدر يا نيای عرب داشتند
و سيد ناميده شدند ؛ به ياد داشته باشيد اين گروه فقط عربزاده بودند ، نه از خاندان ويژهای مانند خاندان محمّد يا قريش يا ديگران ؛ دهها سال گذشت و چيرگی حکومتی اعراب از ميان رفت ، ولي سيّدها که از بازماندگان عربزادگان بودند ماندگار شدند ؛
صفویها که در ۱۵۰۱ ترسایی برآمدند شاخه ای از اسلام را با کشتار گسترده و با زور شمشیر دين رسمی ايرانیان که بیشینهی آنان سنّی بودند کردند ؛ انگیزهی آنان تنها و تنها سیاسی بود : آنها نمیخواستند از خليفه گری اسلامی باشند که اینک در دست عثمانیها بود.
ايرانيان از چيرگی تازيان و رفتارهای ددمنشانهی آنها در ميهن ايرانی ، يادماندههای تاريخی تلخی داشتند ؛ برنامهريزان دوران صفوی همهی جنایتهای مسلمانها را به پای اعراب و به پای سه خليفه نخستين اسلام (ابوبکر/عمر/عثمان) ، بني اميّه و سپس بنی عبّاس و گماشتگان آنان نوشتند و مدّعی بودند که خود حضرت محمّد و علی و زادگان آنان با ايرانيان دوست بودهاند و اگر علی و زادگان او در رهبری میبودند ، رفتارهای بدی با ايرانيان نمیشد ؛ آخوندهای صفوی نیز برای این دروغها حدیثسازیهای گسترده کردند ؛ از جمله عروسی دختر یزدگرد با حسین بن علی ، با این همه ، زور شمشیر و حدیثسازی اثر خود را گذاشت و اين برداشت دروغ کم کم پذيرفته شد و جا افتاد و در پی آن ايرانيان کين خود را از امامان ، از دل بيرون کردند تا جایی که محمد و آلاش را ستمزدهی ديگر اعراب نیز ديدند !!!
به همان اندازه که خوبی و دوستی محمّد و زادگانشان درميان ايرانيان مسلمان تبليغ میشد ، از ديگر رهبران عرب مانند سه خليفهی نخستين اسلام و بنی عبّاس و بنی اميّه بدی گفته ميشد و يادمانده های تلخ و تاريخی ايرانيان در کارهای آنها ريشهيابی میشد ؛
در اين ميان سيّدها که برایند عینی تجاوز مسلمانها به ایران زمین بودند ، در خطر افتادند ، زيرا اينان عربزاده بودند و ايرانيان از عربان دلهای پرخون و چشمان گريان داشتند ؛ ياری دولت و مجتهدان شيعه که صفویها از لبنان آورده بودند ، سيّدان را از هر گزند رهايی داد ؛
مجتهدان و دولتيان گفتند که سيّدها همه از زادگان محمّد و علی هستند و نه از ديگر اعراب ، که البتّه این یکی از بزرگترین دروغهای تاریخی بود ؛ از آن زمان معنی واژهی عربی سيّد در ايران ديگر عوض شد و گفتند سيّد يعنی زادگان پيغمبر اسلام و امامان ؛ اين برداشت و دروغ هم مانند ديگر برداشتهای دروغ دوران صفوي کم کم جا افتاد تا جایی که اینها خود را برتر از دیگر ایرانیان میدانند و بر این باور هستند که چون از نسل محمّد و علی هستند ، از حقّ ویژهای برخوردارند ...
منبع :
دو قرن سكوت
نویسنده : دكتر زرّين كوب
#راه_نو
رهایی با شکستن زندان درون آغاز میشود،
تنها بنیان رهایی آگاهیست....آگاهی
https://telegram.me/rahenow
https://t.me/joinchat/DKOONBJlLbIC00Ni4trH7Q
گروه راه.نو
Telegram
@rahenow
#راه_نو
انسانها تا آگاه نشدهاند هیچگاه عصیان نمیکنند و تا عصیان نکنند نمیتوانند آگاه شوند.
انسانها تا آگاه نشدهاند هیچگاه عصیان نمیکنند و تا عصیان نکنند نمیتوانند آگاه شوند.
@rahenow 🗿👈
بیتردید، سرچشمهها و غولهای فساد را نه در میان مردم کوهنشین، که در میان آمران و ناهیان اخلاق، در میان متمدنترینها و دیندارترینها باید جُست؛ پای متمدنان، دینداران، دینکاران و مبلغان اصول اخلاق جنسی به هر جایی که باز شود، فساد همه جانبه سرنوشت ناگزیر آنجا خواهد بود: جامعه دیندار و متمدن ایرانی، جامعهای است که از ترس فساد، خود را به فساد میکشاند و آن را اخلاق، تمدن و دین نام مینهد.
راستانه بگویم: فرهنگ و تمدنی که محصول تنشها، آشوبها و بحرانهای ارگاستیک بوده باشد، نمیتواند ارزشی چندان داشته باشد. چنین فرهنگ و تمدن منحرفی به رغم ظاهر اخلاقی و آراستهای که از خود به نمایش میگذارد، اعماقش به نکبت پدوفیلیا و شاهدبازی آلوده است، به همان نکبت زنستیزانهای که طنین آن را در کل ادبیاتش میتوان چون یک موسیقی هولناک و ناهنجار شنید.
جامعه ایرانی، با در حجاب و در پستو کردن زن و نیز با ایجاد قوانین ابلهانه ازدواج که از همان نخستین لمحه زن و مرد را از هم متنفر میکنند و نیز رابطه زن و مرد را به پستی میکشانند، زمینه گونهای گرایش همجنسخواهانه را فراهم میآورد؛ گرایشی که اغلب نه با تمایلات عاشقانه -چنانکه در میان همجنسخواهان طبیعی رایج است- بلکه با میل تجاوز و ترتیب دادن همراه است.
تصور کنید که قانون منع ازدواج در میان کشیشان مسیحی چگونه غرایز طبیعی آنان را منحرف و خطرناک کرد؛ آنان بر اثر این قانون در درازنای تاریخ مسیحی ناگزیر برای رهاندن غرایز خود از قحط و غلای جنسی و عاطفی به کودکان روی آوردند و حال به این عمل (به رغم سستی و حتی برداشته شدن این قانون) به گونهای فرهنگی/ بیولوژیک هنوز معتاد و وابسته ماندهاند.
این نمونه شاخصی است از بلاهایی که فرهنگ و تمدن اخلاقگرای سرکوبگر بر سر آدمیان میآورد و آنها را به رفتارها و اخلاقیات غیر طبیعی وابسته میکند؛ با این همه، ترسناک بودن مسأله اینجا نیست، بلکه آنجاست که ما انسانها از این اعتیادهای اخلاقی خود بیخبریم و چه بسا آنها را همچون غرایز و امور طبیعی خود درمییابیم.
اگر هوشیارانه به جهان پیرامون خود بنگریم، یک حقیقت فراگیر را در آن مشاهده خواهیم کرد: مردمانی که به فرهنگ و ملزومات اخلاقی آن دیری است که پشت کردهاند و بدین طریق، به بحران ارگاستیک خود پایان دادهاند، به شدت انسانیتر و مهربانتر و حتی بدون آن که داعیه آن را داشته باشند، اخلاقیتر شدهاند؛ اما آنانی که هنوز دغدغه فرهنگ و اخلاق دارند، و سنگ آن را به سینه میزنند، از هر سو، دامنه بحران ارگاستیک خود و محیط اجتماعی خود را میگسترند و از این رو، به اعمال و گفتاری دست مییازند که روان و جسم آدمی را به رنج، به نیستی و به پستی میکشانند: آنان میکُشند، شلاق میزنند، سر میبرند، زندانی میکنند، ناسزا میگویند و به تمسخر میگیرند؛ آنان بیش از همه گزارههای متجاوزانهای چون «غلط است»، «غلط کردهاند»، «غلط میکنند» را به کار میبرند و به ویژه به رجزخوانی و ارعاب علاقهای شگفت دارند.
#راه_نو
رهایی با شکستن زندان درون آغاز میشود،
تنها بنیان رهایی آگاهیست....آگاهی
https://telegram.me/rahenow
https://t.me/joinchat/DKOONBJlLbIC00Ni4trH7Q
گروه راه.نو
بیتردید، سرچشمهها و غولهای فساد را نه در میان مردم کوهنشین، که در میان آمران و ناهیان اخلاق، در میان متمدنترینها و دیندارترینها باید جُست؛ پای متمدنان، دینداران، دینکاران و مبلغان اصول اخلاق جنسی به هر جایی که باز شود، فساد همه جانبه سرنوشت ناگزیر آنجا خواهد بود: جامعه دیندار و متمدن ایرانی، جامعهای است که از ترس فساد، خود را به فساد میکشاند و آن را اخلاق، تمدن و دین نام مینهد.
راستانه بگویم: فرهنگ و تمدنی که محصول تنشها، آشوبها و بحرانهای ارگاستیک بوده باشد، نمیتواند ارزشی چندان داشته باشد. چنین فرهنگ و تمدن منحرفی به رغم ظاهر اخلاقی و آراستهای که از خود به نمایش میگذارد، اعماقش به نکبت پدوفیلیا و شاهدبازی آلوده است، به همان نکبت زنستیزانهای که طنین آن را در کل ادبیاتش میتوان چون یک موسیقی هولناک و ناهنجار شنید.
جامعه ایرانی، با در حجاب و در پستو کردن زن و نیز با ایجاد قوانین ابلهانه ازدواج که از همان نخستین لمحه زن و مرد را از هم متنفر میکنند و نیز رابطه زن و مرد را به پستی میکشانند، زمینه گونهای گرایش همجنسخواهانه را فراهم میآورد؛ گرایشی که اغلب نه با تمایلات عاشقانه -چنانکه در میان همجنسخواهان طبیعی رایج است- بلکه با میل تجاوز و ترتیب دادن همراه است.
تصور کنید که قانون منع ازدواج در میان کشیشان مسیحی چگونه غرایز طبیعی آنان را منحرف و خطرناک کرد؛ آنان بر اثر این قانون در درازنای تاریخ مسیحی ناگزیر برای رهاندن غرایز خود از قحط و غلای جنسی و عاطفی به کودکان روی آوردند و حال به این عمل (به رغم سستی و حتی برداشته شدن این قانون) به گونهای فرهنگی/ بیولوژیک هنوز معتاد و وابسته ماندهاند.
این نمونه شاخصی است از بلاهایی که فرهنگ و تمدن اخلاقگرای سرکوبگر بر سر آدمیان میآورد و آنها را به رفتارها و اخلاقیات غیر طبیعی وابسته میکند؛ با این همه، ترسناک بودن مسأله اینجا نیست، بلکه آنجاست که ما انسانها از این اعتیادهای اخلاقی خود بیخبریم و چه بسا آنها را همچون غرایز و امور طبیعی خود درمییابیم.
اگر هوشیارانه به جهان پیرامون خود بنگریم، یک حقیقت فراگیر را در آن مشاهده خواهیم کرد: مردمانی که به فرهنگ و ملزومات اخلاقی آن دیری است که پشت کردهاند و بدین طریق، به بحران ارگاستیک خود پایان دادهاند، به شدت انسانیتر و مهربانتر و حتی بدون آن که داعیه آن را داشته باشند، اخلاقیتر شدهاند؛ اما آنانی که هنوز دغدغه فرهنگ و اخلاق دارند، و سنگ آن را به سینه میزنند، از هر سو، دامنه بحران ارگاستیک خود و محیط اجتماعی خود را میگسترند و از این رو، به اعمال و گفتاری دست مییازند که روان و جسم آدمی را به رنج، به نیستی و به پستی میکشانند: آنان میکُشند، شلاق میزنند، سر میبرند، زندانی میکنند، ناسزا میگویند و به تمسخر میگیرند؛ آنان بیش از همه گزارههای متجاوزانهای چون «غلط است»، «غلط کردهاند»، «غلط میکنند» را به کار میبرند و به ویژه به رجزخوانی و ارعاب علاقهای شگفت دارند.
#راه_نو
رهایی با شکستن زندان درون آغاز میشود،
تنها بنیان رهایی آگاهیست....آگاهی
https://telegram.me/rahenow
https://t.me/joinchat/DKOONBJlLbIC00Ni4trH7Q
گروه راه.نو
Telegram
@rahenow
#راه_نو
انسانها تا آگاه نشدهاند هیچگاه عصیان نمیکنند و تا عصیان نکنند نمیتوانند آگاه شوند.
انسانها تا آگاه نشدهاند هیچگاه عصیان نمیکنند و تا عصیان نکنند نمیتوانند آگاه شوند.
📚مدیریتِ احساسی-استخاره ای
@rahenow 🗿👈
《با کلاشینکف به شکار تانک رفتیم و بدون شکار برگشتیم》 خامنه ای
✍سید علی خامنه ای اخیرا خاطره ای را نقل می کند راجع به زمانی که چمران و عده ای عزم بر عملیات می کنند و اینکه خامنه ای از قصدشان و موضوع عملیات می پرسد و چمران می گوید که می خواهند به شکار تانک بروند.
خامنه ای خطاب به چمران می گوید: 《من هم بیایم؟》 و در پاسخ می شنود: 《آری》.
در وهله بعد، خامنه ای پس از پوشیدنِ لباس سربازی به جای عبا و عمامه، با کلاشینکفِ شخصی اش با آنها راهی می شود، بدون وسایل شکار تانک و بدون آموزش نظامی.
سپس تصریح می کند که البته آنها نیز بدون آر پی چی و با همین وسایل [کلاشینکف و امثالهم] بودند و رفتند و بدون شکار تانک برگشتند.
🔻حضار هم قهقهه می زنند و می خندند، در صورتی که اگر شعور داشتند باید گریه می کردند.
چرا؟
چون این خاطره به واقعیتی تلخ و به بخشی از تاریخِ خردورزی و مدیریتِ ما دلالت دارد؛
به دیمی کاری ها و کارهای کیلویی و گتره ای و هردمبیل؛
به کارهایِ بدونِ تامل و تخصص و سنجش و برنامه-ریزی و تدبیر؛
به کارهایِ 《احساسی-استخاره ای》 و ...
این فاجعه است که حداقل دو نفر از سران و مسئولین ارشد این مملکت؛ یعنی خامنه ای و چمران خودشان (منافعِ ملی) را در معرضِ خطر قرار دهند، بدون تمهید لوازم و تدابیر لازم.
در اینجا مسئله، شخصیتِ حقیقیِ آنها نیست، بلکه منافعِ ملی و آثار سیاسی و اجتماعی و نظامیِ مرگ یا دستگیریِ آنها در بحبوحه جنگ و میدانِ نبرد بود.
🔻باری! این خاطره دلالت بر حداقل بخشی از واقعیتِ تاریخ ما دارد؛
از انقلاب کردن و شروع و ادامه جنگ بگیر تا همین تحریم هایِ اخیر!
اینکه مسئولین ما سفارت آمریکا را اشغال می کنند و دیپلمات های آجریکا را گروگان می گیرند (یا از آن حمایت می کنند) و نیز برایش هر ساله جشن تولد می گیرند، اما هم-زمان از نقض حقوق و قوانین بین الملل توسط آمریکا شکایت می کنند و حمله به سفارت خودشان را عملی وحشیانه و خلاف اصول حقوق بین الملل می نامند.
اینکه مسئولین ما مرگ بر شیطان بزرگ می گویند و مثل کودکانِ پیش-دبستانی پرچم آتش می زنند و چوب در سوراخِ مار می کنند و در تنورِ بحران و چالش می دمند و بر موشک هایشان شعار مرگ بر اسرائیل می نویسند و از مدت ها قبل از حمله اقتصادیِ ترامپ نیز مطلع اند، اما سر سوزنی برنامه و تدبیر ندارند و تصمیماتی بی سابقه در حوزه سیاست هایِ ارزی و پولی می گیرند و مملکت را به خاک سیاه می نشانند، اما نه از غصه و خجالت دق می کنند و نه استعفا می دهند و نه قبولِ مسئولیت و عذرخواهی می کنند؛
اینکه ...
تازه با حماقت و وقاحت مردم را دعوت به امید می کنند!
امید به چی؟ امید به هیچ؟ امید با گول زدنِ عقل و چشم؟
🔻یک رویِ زیاد و یک زبانِ دراز در این مملکت، به جای عقلانیت و حریت و شرافت نشسته است.
#علیرضاموثق
#راه_نو
رهایی با شکستن زندان درون آغاز میشود،
تنها بنیان رهایی آگاهیست....آگاهی
https://telegram.me/rahenow
@rahenow 🗿👈
《با کلاشینکف به شکار تانک رفتیم و بدون شکار برگشتیم》 خامنه ای
✍سید علی خامنه ای اخیرا خاطره ای را نقل می کند راجع به زمانی که چمران و عده ای عزم بر عملیات می کنند و اینکه خامنه ای از قصدشان و موضوع عملیات می پرسد و چمران می گوید که می خواهند به شکار تانک بروند.
خامنه ای خطاب به چمران می گوید: 《من هم بیایم؟》 و در پاسخ می شنود: 《آری》.
در وهله بعد، خامنه ای پس از پوشیدنِ لباس سربازی به جای عبا و عمامه، با کلاشینکفِ شخصی اش با آنها راهی می شود، بدون وسایل شکار تانک و بدون آموزش نظامی.
سپس تصریح می کند که البته آنها نیز بدون آر پی چی و با همین وسایل [کلاشینکف و امثالهم] بودند و رفتند و بدون شکار تانک برگشتند.
🔻حضار هم قهقهه می زنند و می خندند، در صورتی که اگر شعور داشتند باید گریه می کردند.
چرا؟
چون این خاطره به واقعیتی تلخ و به بخشی از تاریخِ خردورزی و مدیریتِ ما دلالت دارد؛
به دیمی کاری ها و کارهای کیلویی و گتره ای و هردمبیل؛
به کارهایِ بدونِ تامل و تخصص و سنجش و برنامه-ریزی و تدبیر؛
به کارهایِ 《احساسی-استخاره ای》 و ...
این فاجعه است که حداقل دو نفر از سران و مسئولین ارشد این مملکت؛ یعنی خامنه ای و چمران خودشان (منافعِ ملی) را در معرضِ خطر قرار دهند، بدون تمهید لوازم و تدابیر لازم.
در اینجا مسئله، شخصیتِ حقیقیِ آنها نیست، بلکه منافعِ ملی و آثار سیاسی و اجتماعی و نظامیِ مرگ یا دستگیریِ آنها در بحبوحه جنگ و میدانِ نبرد بود.
🔻باری! این خاطره دلالت بر حداقل بخشی از واقعیتِ تاریخ ما دارد؛
از انقلاب کردن و شروع و ادامه جنگ بگیر تا همین تحریم هایِ اخیر!
اینکه مسئولین ما سفارت آمریکا را اشغال می کنند و دیپلمات های آجریکا را گروگان می گیرند (یا از آن حمایت می کنند) و نیز برایش هر ساله جشن تولد می گیرند، اما هم-زمان از نقض حقوق و قوانین بین الملل توسط آمریکا شکایت می کنند و حمله به سفارت خودشان را عملی وحشیانه و خلاف اصول حقوق بین الملل می نامند.
اینکه مسئولین ما مرگ بر شیطان بزرگ می گویند و مثل کودکانِ پیش-دبستانی پرچم آتش می زنند و چوب در سوراخِ مار می کنند و در تنورِ بحران و چالش می دمند و بر موشک هایشان شعار مرگ بر اسرائیل می نویسند و از مدت ها قبل از حمله اقتصادیِ ترامپ نیز مطلع اند، اما سر سوزنی برنامه و تدبیر ندارند و تصمیماتی بی سابقه در حوزه سیاست هایِ ارزی و پولی می گیرند و مملکت را به خاک سیاه می نشانند، اما نه از غصه و خجالت دق می کنند و نه استعفا می دهند و نه قبولِ مسئولیت و عذرخواهی می کنند؛
اینکه ...
تازه با حماقت و وقاحت مردم را دعوت به امید می کنند!
امید به چی؟ امید به هیچ؟ امید با گول زدنِ عقل و چشم؟
🔻یک رویِ زیاد و یک زبانِ دراز در این مملکت، به جای عقلانیت و حریت و شرافت نشسته است.
#علیرضاموثق
#راه_نو
رهایی با شکستن زندان درون آغاز میشود،
تنها بنیان رهایی آگاهیست....آگاهی
https://telegram.me/rahenow
Telegram
@rahenow
#راه_نو
انسانها تا آگاه نشدهاند هیچگاه عصیان نمیکنند و تا عصیان نکنند نمیتوانند آگاه شوند.
انسانها تا آگاه نشدهاند هیچگاه عصیان نمیکنند و تا عصیان نکنند نمیتوانند آگاه شوند.
@rahenow 🗿👈
📚اندر حکایت لنگ حمامو پزشکِ اطفال
1⃣قبلا نیز گفته ام که من در کودکی فکر می کردم که اشخاصی که در کشور ما دکتر و مهندس و استاد و علامه خطاب می شوند، خیلی باشعور و باسوادند؛
بعد، در عالم کودکی از خودم می پرسیدم، برای مثال چطور می شود که یک دکتر به امام زمان باور داشته باشد؟
چون نمی توانستم جمع عقلانیت و خرافات را تحلیل و تصدیق کنم، به این نظریه می رسیدم که 《احتمالا تظاهر و ریا می کنند تا از جانب حکومت اذیت نشوند》.
در این خصوص، سه دکتر بیش از بقیه برایم جلوه می کردند:
اولی)دکتر حداد عادل
دومی)دکتر جواد لاریجانی
سومی)دکتر ولایتی، همین پزشکِ اطفالِ گرامی که افاضات جدیدش، بیشتر پرده از سطحِ شعورش برداشت؛
اما به تدریج و با افزایش سن، دیدم که خیر! واقعا اینها مشکل ساختاری در حوزه عقلانیت و درک مطلب دارند؛
این واقعیتی بود که دوست نداشتم باور کنم و ابتدا مقاومت می کردم، چون اعتماد و امنیت را از من سلب می کرد؛
خیلی سخت است که بپذیری، کثیری از زعما و مسئولین و تحصیلکردگان و بزرگانِ ما، واقعا سطح عقلانیتِ نازلی دارند؛
احساس کسی را خواهی داشت که ناگهان زیر پایش خالی شده و در یک جنگلِ بی حساب و کتاب رها شده است.
علاوه بر نگرانی از زمانِ حال، حتی امیدت به آینده نیز مخدوش می شود و مضطرب و رنجور می شوی؛
چون امثال همین ها، علاوه بر مناصبِ سیاسی، مسئولینِ مدیریتی در نظام آموزشی و دانشگاهی و رسانه ای هستند و نظام آموزشی را به نظامِ《نخاله پرور》 تبدیل می کنند؛ یعنی به کودکان و 《مردمِ فردا》 هم امیدت را از دست می دهی.
2⃣دکتر(!) ولایتی، مردم را به الگو-گیری از مردمِ یمن، در راه مقاومت در مقابلِ حمله خارجی دعوت کرده است؛ اینکه آنها به جای لباس، لنگِ حمام به تن می کنند و نانِ خشک سق می زنند، اما اسلحه به دست می جنگند.
🔻حال، در این راستا لازم به ذکر است:
اولا)مگر ما در شرایط فعلی، مورد حمله نظامیِ خارجی، برایِ اشغالِ سرزمین-مان قرار گرفته ایم؟ در زمان حمله صدام، مردم ما نیز کمابیش مقاومت کردند.
ثانیا)اگر عموم مردم به این نتیجه رسیدند که نظامِ سیاسی به جهتِ حماقت و بی کفایتی و بی تدبیری و توهماتِ ایدئولوژیک، در شروع و تداومِ جنگ یا تنش و بحران نقش دارد، با چه مکانیزمی انگیزه مقاومت پیدا کنند؟ یا اگر فکر کنند که با مقاومت، تغییری در نظام سیاسی و مدیریتی و کارآمدی و به تبع، تغییری در وضعِ معیشت و نیز حقوقِ سیاسی و اجتماعی-شان داده نمی شود، چطور می شود به ایشان انگیزه مقاومت داد؟ شاید مردم یمن نیز مثل انقلاب ۵۷ در ایران، امیدی مبتنی بر توهم دارند و شاید اگر مردم یمن هم چهل سال حکومت و مدیریتِ نظامِ سیاسی و مسئولینی چون شما را تجربه کنند، دیگر انگیزه مقاومت نداشته باشند.
ثالثا)تحملِ ظلم علی السویه، راحت تر از تبعیض است، الان شما نیز مثل گاندی، لنگبه تن-تان کنید و اصنافِ رانت را که باعث میلیاردر شدن عده ای در همین تحولاتِ اخیر قیمت دلار شد، جمع کنید، تا مردم انگیزه مقاومت-شان بیشتر شود.
رابعا)جامعه را انسان هایِ متوسط پُر کرده اند، همین یک حقیقت ساده را اگر متوجه شوید، از توهمِ اصلاحِ جهان و مدیریتِ جهان و بردنِ همه مردم به بهشت و نجاتِ همه مظلومین و مستضعفینِ جهان و تویِ دهنِ همه مستکبرینِ جهان زدن، دور می شوید. چرا؟ چون امکانات اش را ندارید. صبر کنید تا عموم جامعه، چگوارا یا سلمان و ابوذر شوند، بعد به فکر پیامبری بیافتید و تا آن موقع احساس رسالت-تان را مهار کنید.
خامسا)یک جامعه، چه مدت باید صبر کند و چه میزان تحمل دارد، تا شما از بحران عبور کنید؟ چهل سال بحران کافی نیست؟ حوصله مردم چقدر است؟ خطر خارجی مرتفع شود، قضیه کنسرت موسیقی و حجابِ اجباری بانوان و توسری-روسری و رفتن آنها به ورزشگاه و امثالهم را چکار کنند؟ مگر مشکل مخالفان و ناراضیان، فقط معیشت است و مگر انسان ها چون گوسفندان، فقط به غذا نیاز دارند؟ آیا کاری نکرده اید که بخشی از مردم، از ترس شما به اژدها پناه ببرند؟ چرا در بین حدود ۲۰۰ کشور در جهان، فقط ما و چند کشور دیگر باید این همه بحران، از جمله در حوزه معیشت و ارزش پول ملی و اقتصاد داشته باشیم؟ یک دلیل مهم اش، ساختاری نیست که امثال شما را بر می کشد و دیگر پایین نمی آورد؟ و ...
#علیرضاموثق
#راه_نو
رهایی با شکستن زندان درون آغاز میشود،
تنها بنیان رهایی آگاهیست....آگاهی
https://telegram.me/rahenow
https://t.me/joinchat/DKOONBJlLbIC00Ni4trH7Q
گروه راه.نو
📚اندر حکایت لنگ حمامو پزشکِ اطفال
1⃣قبلا نیز گفته ام که من در کودکی فکر می کردم که اشخاصی که در کشور ما دکتر و مهندس و استاد و علامه خطاب می شوند، خیلی باشعور و باسوادند؛
بعد، در عالم کودکی از خودم می پرسیدم، برای مثال چطور می شود که یک دکتر به امام زمان باور داشته باشد؟
چون نمی توانستم جمع عقلانیت و خرافات را تحلیل و تصدیق کنم، به این نظریه می رسیدم که 《احتمالا تظاهر و ریا می کنند تا از جانب حکومت اذیت نشوند》.
در این خصوص، سه دکتر بیش از بقیه برایم جلوه می کردند:
اولی)دکتر حداد عادل
دومی)دکتر جواد لاریجانی
سومی)دکتر ولایتی، همین پزشکِ اطفالِ گرامی که افاضات جدیدش، بیشتر پرده از سطحِ شعورش برداشت؛
اما به تدریج و با افزایش سن، دیدم که خیر! واقعا اینها مشکل ساختاری در حوزه عقلانیت و درک مطلب دارند؛
این واقعیتی بود که دوست نداشتم باور کنم و ابتدا مقاومت می کردم، چون اعتماد و امنیت را از من سلب می کرد؛
خیلی سخت است که بپذیری، کثیری از زعما و مسئولین و تحصیلکردگان و بزرگانِ ما، واقعا سطح عقلانیتِ نازلی دارند؛
احساس کسی را خواهی داشت که ناگهان زیر پایش خالی شده و در یک جنگلِ بی حساب و کتاب رها شده است.
علاوه بر نگرانی از زمانِ حال، حتی امیدت به آینده نیز مخدوش می شود و مضطرب و رنجور می شوی؛
چون امثال همین ها، علاوه بر مناصبِ سیاسی، مسئولینِ مدیریتی در نظام آموزشی و دانشگاهی و رسانه ای هستند و نظام آموزشی را به نظامِ《نخاله پرور》 تبدیل می کنند؛ یعنی به کودکان و 《مردمِ فردا》 هم امیدت را از دست می دهی.
2⃣دکتر(!) ولایتی، مردم را به الگو-گیری از مردمِ یمن، در راه مقاومت در مقابلِ حمله خارجی دعوت کرده است؛ اینکه آنها به جای لباس، لنگِ حمام به تن می کنند و نانِ خشک سق می زنند، اما اسلحه به دست می جنگند.
🔻حال، در این راستا لازم به ذکر است:
اولا)مگر ما در شرایط فعلی، مورد حمله نظامیِ خارجی، برایِ اشغالِ سرزمین-مان قرار گرفته ایم؟ در زمان حمله صدام، مردم ما نیز کمابیش مقاومت کردند.
ثانیا)اگر عموم مردم به این نتیجه رسیدند که نظامِ سیاسی به جهتِ حماقت و بی کفایتی و بی تدبیری و توهماتِ ایدئولوژیک، در شروع و تداومِ جنگ یا تنش و بحران نقش دارد، با چه مکانیزمی انگیزه مقاومت پیدا کنند؟ یا اگر فکر کنند که با مقاومت، تغییری در نظام سیاسی و مدیریتی و کارآمدی و به تبع، تغییری در وضعِ معیشت و نیز حقوقِ سیاسی و اجتماعی-شان داده نمی شود، چطور می شود به ایشان انگیزه مقاومت داد؟ شاید مردم یمن نیز مثل انقلاب ۵۷ در ایران، امیدی مبتنی بر توهم دارند و شاید اگر مردم یمن هم چهل سال حکومت و مدیریتِ نظامِ سیاسی و مسئولینی چون شما را تجربه کنند، دیگر انگیزه مقاومت نداشته باشند.
ثالثا)تحملِ ظلم علی السویه، راحت تر از تبعیض است، الان شما نیز مثل گاندی، لنگبه تن-تان کنید و اصنافِ رانت را که باعث میلیاردر شدن عده ای در همین تحولاتِ اخیر قیمت دلار شد، جمع کنید، تا مردم انگیزه مقاومت-شان بیشتر شود.
رابعا)جامعه را انسان هایِ متوسط پُر کرده اند، همین یک حقیقت ساده را اگر متوجه شوید، از توهمِ اصلاحِ جهان و مدیریتِ جهان و بردنِ همه مردم به بهشت و نجاتِ همه مظلومین و مستضعفینِ جهان و تویِ دهنِ همه مستکبرینِ جهان زدن، دور می شوید. چرا؟ چون امکانات اش را ندارید. صبر کنید تا عموم جامعه، چگوارا یا سلمان و ابوذر شوند، بعد به فکر پیامبری بیافتید و تا آن موقع احساس رسالت-تان را مهار کنید.
خامسا)یک جامعه، چه مدت باید صبر کند و چه میزان تحمل دارد، تا شما از بحران عبور کنید؟ چهل سال بحران کافی نیست؟ حوصله مردم چقدر است؟ خطر خارجی مرتفع شود، قضیه کنسرت موسیقی و حجابِ اجباری بانوان و توسری-روسری و رفتن آنها به ورزشگاه و امثالهم را چکار کنند؟ مگر مشکل مخالفان و ناراضیان، فقط معیشت است و مگر انسان ها چون گوسفندان، فقط به غذا نیاز دارند؟ آیا کاری نکرده اید که بخشی از مردم، از ترس شما به اژدها پناه ببرند؟ چرا در بین حدود ۲۰۰ کشور در جهان، فقط ما و چند کشور دیگر باید این همه بحران، از جمله در حوزه معیشت و ارزش پول ملی و اقتصاد داشته باشیم؟ یک دلیل مهم اش، ساختاری نیست که امثال شما را بر می کشد و دیگر پایین نمی آورد؟ و ...
#علیرضاموثق
#راه_نو
رهایی با شکستن زندان درون آغاز میشود،
تنها بنیان رهایی آگاهیست....آگاهی
https://telegram.me/rahenow
https://t.me/joinchat/DKOONBJlLbIC00Ni4trH7Q
گروه راه.نو
Telegram
@rahenow
#راه_نو
انسانها تا آگاه نشدهاند هیچگاه عصیان نمیکنند و تا عصیان نکنند نمیتوانند آگاه شوند.
انسانها تا آگاه نشدهاند هیچگاه عصیان نمیکنند و تا عصیان نکنند نمیتوانند آگاه شوند.
🗡 من یک فریب خوردهام.
@rahenow 🗿👈
روزی فریب خوردم که زنان کره ای و فیلیپنی در خانه های ما برای کار و کلفتی از هم سبقت میگرفتند...و من صدای تهیج کننده شریعتی را به ذهنم راه دادم...
روزی فریب خوردم که گفتند هویدا همجنس باز است و من نرخ دلار هفت تومانی را نمی فهمیدم...
روزی فریب خوردم، که قرار شد دلخوش به آب و برق مجانی نباشم، در پی ابادانی آخرت باید میزدم زیر میز اقتصاد دنیا...
روزی فریب خوردم که خیال کردم راه قدس از کربلا میگذرد، هر چه انروز فکر میکنم نمیفهمم به من چه مربوط بود که راه قدس بشود شعار شماره ی یک من!
من روزی فریب خوردم که برای لبخند سید خندان به خیابان رفتم و کتک خوردم، از ترس ناطق پناهنده خاتمی شدم!
من روزی فریب خوردم که ۴۵۰۰۰ تومان رشوه گرفتم تا چشمم را روی دکل دزدیده شده ببندم...
روزی فریب خوردم که عدالت اجتماعی را در تقسیم پول بین مردم میدانستم...
روزی فریب خوردم که فکر کردم قطعنامه ها کاغذ پاره اند...
روزی فریب خوردم که گمان کردم یک روحانی میتواند تدبیر کند و امیدوار شدم...
من فریب میخوردم اما...
کلفت کره ای رفت و من را برای فعلگی هم به کشورش راه نمی دهند!
کپر های دوبی جمع شدند از دل کویر و خاک، اسمانخراش ها برامدند و شهر های من به زیر گرد و غبار مدفون شدند!
خاوری ها پول روی پول و مهر روی پیشانی میگذاشتند، و دلار هزار برابر شد!
درآمد اداره اوقاف پول خرد تحت جیبشان نمی شد، خاتمی با لب هایش به ما سرویس دهانی میداد، لبخند میزد، گفتگو میکرد!
وقتی به قول احمدی نژاد لولو داشت ممه را می بُرد ما تاریخ هولوکاست را حفظ میکردیم، تیتر یک مملکت شده و امروز اسرائیل پول ما را در سوریه دود میکند و هیچ سرداری هولوکاست که هیچ، اصلا نفس نمیکشد!
روحانی 'تدبیر' میکند، رهبر شود، 'امید' دارد با کدخدا ببندد و من جان می کَنم در بی برقی و بی آبی و هوای آلوده و پارازیت و گهرفشانی علم الهدی و جنتی و سلطان سکه و جمشید بسم الله و سلطان واردات خودرو و پوتین و ترامپ و علی بابا و چهل دزد بغداد!
من یک فریب خورده ی غارت شده ام!
امروز نه هویدا هست، نه رفسنجانی و نه شریعتی، حتی سروش هم متواری شده، فردا نه جنتی می ماند نه خاتمی و نه .... فرزندان من میمانند و فقر و سرخوردگی و تاسف از پدری فریب خورده...!!
#راه_نو
رهایی با شکستن زندان درون آغاز میشود،
تنها بنیان رهایی آگاهیست....آگاهی
https://telegram.me/rahenow
https://t.me/joinchat/DKOONBJlLbIC00Ni4trH7Q
گروه راه.نو
@rahenow 🗿👈
روزی فریب خوردم که زنان کره ای و فیلیپنی در خانه های ما برای کار و کلفتی از هم سبقت میگرفتند...و من صدای تهیج کننده شریعتی را به ذهنم راه دادم...
روزی فریب خوردم که گفتند هویدا همجنس باز است و من نرخ دلار هفت تومانی را نمی فهمیدم...
روزی فریب خوردم، که قرار شد دلخوش به آب و برق مجانی نباشم، در پی ابادانی آخرت باید میزدم زیر میز اقتصاد دنیا...
روزی فریب خوردم که خیال کردم راه قدس از کربلا میگذرد، هر چه انروز فکر میکنم نمیفهمم به من چه مربوط بود که راه قدس بشود شعار شماره ی یک من!
من روزی فریب خوردم که برای لبخند سید خندان به خیابان رفتم و کتک خوردم، از ترس ناطق پناهنده خاتمی شدم!
من روزی فریب خوردم که ۴۵۰۰۰ تومان رشوه گرفتم تا چشمم را روی دکل دزدیده شده ببندم...
روزی فریب خوردم که عدالت اجتماعی را در تقسیم پول بین مردم میدانستم...
روزی فریب خوردم که فکر کردم قطعنامه ها کاغذ پاره اند...
روزی فریب خوردم که گمان کردم یک روحانی میتواند تدبیر کند و امیدوار شدم...
من فریب میخوردم اما...
کلفت کره ای رفت و من را برای فعلگی هم به کشورش راه نمی دهند!
کپر های دوبی جمع شدند از دل کویر و خاک، اسمانخراش ها برامدند و شهر های من به زیر گرد و غبار مدفون شدند!
خاوری ها پول روی پول و مهر روی پیشانی میگذاشتند، و دلار هزار برابر شد!
درآمد اداره اوقاف پول خرد تحت جیبشان نمی شد، خاتمی با لب هایش به ما سرویس دهانی میداد، لبخند میزد، گفتگو میکرد!
وقتی به قول احمدی نژاد لولو داشت ممه را می بُرد ما تاریخ هولوکاست را حفظ میکردیم، تیتر یک مملکت شده و امروز اسرائیل پول ما را در سوریه دود میکند و هیچ سرداری هولوکاست که هیچ، اصلا نفس نمیکشد!
روحانی 'تدبیر' میکند، رهبر شود، 'امید' دارد با کدخدا ببندد و من جان می کَنم در بی برقی و بی آبی و هوای آلوده و پارازیت و گهرفشانی علم الهدی و جنتی و سلطان سکه و جمشید بسم الله و سلطان واردات خودرو و پوتین و ترامپ و علی بابا و چهل دزد بغداد!
من یک فریب خورده ی غارت شده ام!
امروز نه هویدا هست، نه رفسنجانی و نه شریعتی، حتی سروش هم متواری شده، فردا نه جنتی می ماند نه خاتمی و نه .... فرزندان من میمانند و فقر و سرخوردگی و تاسف از پدری فریب خورده...!!
#راه_نو
رهایی با شکستن زندان درون آغاز میشود،
تنها بنیان رهایی آگاهیست....آگاهی
https://telegram.me/rahenow
https://t.me/joinchat/DKOONBJlLbIC00Ni4trH7Q
گروه راه.نو
Telegram
@rahenow
#راه_نو
انسانها تا آگاه نشدهاند هیچگاه عصیان نمیکنند و تا عصیان نکنند نمیتوانند آگاه شوند.
انسانها تا آگاه نشدهاند هیچگاه عصیان نمیکنند و تا عصیان نکنند نمیتوانند آگاه شوند.
@rahenow 🗿👈
دیروز آیتالله موحدی کرمانی در خطبههای نماز جمعه گفت : مجلس هوشیار باشد FATF تصویب نشود چون حتما چیز خطرناکیست ، اگر هم تصویب شود شورای نگهبان آن را رد خواهد کرد و اگر هم شورای نگهبان رد نکرد وقتی به مجمع تشخیص بیاید آنرا رد میکنیم ( ایشان خود عضو مجمع تشخیص هم میباشند )
این سخنان موحدی کرمانی به وضوح نشان میدهد که حاکمیت ایران چه سیستم پیچده و عجیبیست ، این سیستم پر است از نهادهای موازیست که اولویت آنها در تمام تصمیمگیریها #منافع_نظام است و نه #منافع_ملی برای همین میگوید که اگر مجلس و شورای نگهبان هم FATF را تصویب کنند مجمع تشخیص #مصلحت_نظام نمیگذارد !!
@rahenow 🗿👈
اللّه اکبر ‼️‼️‼️‼️
چطور میتوان نهادهای متفاوت یک کشور در مقابل امری که منفعت عمومی در گرو آن است اینگونه مقابله کنند و همۀ توانشان را بگذارند که ایران از #لیست_سیاه FATF بیرون نیاید !!
مگر هدف FATF به غیر از مبارزه با پولشویی ، مبارزه با تامین مالی تروریسم و سایر شفافیتهای مالی چیز دیگریست ؟ کشورهای مختلف جهان با عضویت خود در این سازمان اثبات میکنند که #تروریسم را تامین مالی نمیکنند و چنانچه کشوری از عضویت سر باز زند به صورت بالقوه متهم میشود به پولشویی و تامین مالی تروریسم ، حتی #سوریه ، #عراق ، #لبنان و #فلسطین هم عضو این سازمان هستند اما ایران هنوز به این سازمان نپیوسته است ، از اینرو آنها هم ما را در زمرۀ کشورهایی قرار دادهاند که پولشو و تامین کننده منابع مالی تروریسم هستیم و سایر اعضا را از ارتباط مالی با ایران برحذر داشتهاند !!
آیا پیوستن به FATF خطرناک است؟
منفعت عمومی را از بین میبرد ؟
به صلح و امنیت منطقه ضربه میزند ؟
چرا اینقدر نگران این موضوع هستند ؟
چرا میخواهند این شائبه که ایران تامین کنندۀ تروریسم است با نپیوستن به FATF تقویت شود ؟
▫️ شاید آقایان ، سرمایههای نجومی دارند که خیلی مشخص نیست چطور و از کجا آمده و با پیوستن به این سازمان منشأ غارتگریهایشان در خطر #شفافیت قرار میگیرد ؟! شفافیت مالی #داخلی بزگترین هراس صاحب منصبان حکومت ایران از پیوستن به FATF است !!
▫️ یکبار دیگر هم نوشته بودیم قانون شفافیت بانکی FATF در واقع همان شرط #علی برای پذیرش خلافت است که ۱۴۰۰ سال پیش گفت : اگر حرامی در اموالتان باشد آن را به جای خود برمیگردانم حتی اگر کابین زنانتان کرده باشید !!
#راه_نو
رهایی با شکستن زندان درون آغاز میشود،
تنها بنیان رهایی آگاهیست....آگاهی
https://telegram.me/rahenow
https://t.me/joinchat/DKOONBJlLbIC00Ni4trH7Q
گروه راه.نو
دیروز آیتالله موحدی کرمانی در خطبههای نماز جمعه گفت : مجلس هوشیار باشد FATF تصویب نشود چون حتما چیز خطرناکیست ، اگر هم تصویب شود شورای نگهبان آن را رد خواهد کرد و اگر هم شورای نگهبان رد نکرد وقتی به مجمع تشخیص بیاید آنرا رد میکنیم ( ایشان خود عضو مجمع تشخیص هم میباشند )
این سخنان موحدی کرمانی به وضوح نشان میدهد که حاکمیت ایران چه سیستم پیچده و عجیبیست ، این سیستم پر است از نهادهای موازیست که اولویت آنها در تمام تصمیمگیریها #منافع_نظام است و نه #منافع_ملی برای همین میگوید که اگر مجلس و شورای نگهبان هم FATF را تصویب کنند مجمع تشخیص #مصلحت_نظام نمیگذارد !!
@rahenow 🗿👈
اللّه اکبر ‼️‼️‼️‼️
چطور میتوان نهادهای متفاوت یک کشور در مقابل امری که منفعت عمومی در گرو آن است اینگونه مقابله کنند و همۀ توانشان را بگذارند که ایران از #لیست_سیاه FATF بیرون نیاید !!
مگر هدف FATF به غیر از مبارزه با پولشویی ، مبارزه با تامین مالی تروریسم و سایر شفافیتهای مالی چیز دیگریست ؟ کشورهای مختلف جهان با عضویت خود در این سازمان اثبات میکنند که #تروریسم را تامین مالی نمیکنند و چنانچه کشوری از عضویت سر باز زند به صورت بالقوه متهم میشود به پولشویی و تامین مالی تروریسم ، حتی #سوریه ، #عراق ، #لبنان و #فلسطین هم عضو این سازمان هستند اما ایران هنوز به این سازمان نپیوسته است ، از اینرو آنها هم ما را در زمرۀ کشورهایی قرار دادهاند که پولشو و تامین کننده منابع مالی تروریسم هستیم و سایر اعضا را از ارتباط مالی با ایران برحذر داشتهاند !!
آیا پیوستن به FATF خطرناک است؟
منفعت عمومی را از بین میبرد ؟
به صلح و امنیت منطقه ضربه میزند ؟
چرا اینقدر نگران این موضوع هستند ؟
چرا میخواهند این شائبه که ایران تامین کنندۀ تروریسم است با نپیوستن به FATF تقویت شود ؟
▫️ شاید آقایان ، سرمایههای نجومی دارند که خیلی مشخص نیست چطور و از کجا آمده و با پیوستن به این سازمان منشأ غارتگریهایشان در خطر #شفافیت قرار میگیرد ؟! شفافیت مالی #داخلی بزگترین هراس صاحب منصبان حکومت ایران از پیوستن به FATF است !!
▫️ یکبار دیگر هم نوشته بودیم قانون شفافیت بانکی FATF در واقع همان شرط #علی برای پذیرش خلافت است که ۱۴۰۰ سال پیش گفت : اگر حرامی در اموالتان باشد آن را به جای خود برمیگردانم حتی اگر کابین زنانتان کرده باشید !!
#راه_نو
رهایی با شکستن زندان درون آغاز میشود،
تنها بنیان رهایی آگاهیست....آگاهی
https://telegram.me/rahenow
https://t.me/joinchat/DKOONBJlLbIC00Ni4trH7Q
گروه راه.نو
Telegram
@rahenow
#راه_نو
انسانها تا آگاه نشدهاند هیچگاه عصیان نمیکنند و تا عصیان نکنند نمیتوانند آگاه شوند.
انسانها تا آگاه نشدهاند هیچگاه عصیان نمیکنند و تا عصیان نکنند نمیتوانند آگاه شوند.
@rahenow 🗿👈
مالک یک سالن نمایشگاهی که آن را غرفه غرفه کرده و به صنفهای مختلف اجاره میدهد تعریف میکرد : دو روز قبل ، زمان اجارۀ یکی از غرفهها تمام شد و مستأجر که سبزی فروش بود باید غرفه را تخلیه میکرد . پیش من آمد و گفت : من دارم میروم و مقداری سبزی در غرفه باقی مانده که تخلیهاش برایم ممکن نیست ، سبزیها در اختیار شما هرطور خودتان صلاح دانستید ، ما هم بعد از رفتن سبزی فروش به مشتریانی که در محوطه بودند اعلام کردیم که در فلان غرفه مقداری سبزی وجود دارد کسانی که میخواهند میتوانند رایگان بردارند ، آقا چشمتان روز بد نبیند تا این را گفتیم ناگهان حملهای بزرگ از همۀ نقاط سالن به سمت غرفه آغاز شد و ازدحام شکل گرفت ، نظم مجموعه به هم ریخت و مردم در حالی که از سر و کول هم بالا میرفتند تره و تربچه و جعفری را از دست دیگران میکشیدند ، خلاصه به غلطکردن افتادیم که ای کاش سبزیها را دور میریختیم !!
وقتی این ماجرا را شنیدم به یاد خاطرۀ یکی از دوستان افتادم که میگفت : سالها پیش که در یکی از کشورهای اروپایی مشغول تحصیل بودم (اگر اشتباه نکنم انگلستان بود) رادیو اعلام کرد که در فلان فروشگاهها چند قلم مادۀ غذایی به قیمت پایینتر از بازار عرضه میشود و کسانی که نیازمندند میتوانند مراجعه و با هزینۀ کمتر خرید کنند ، من و دو تن از دوستان ایرانیم که مستأجر خانۀ یک پیرزن 80 ساله بودیم ، بسیج شدیم و رفتیم و کلی خرید ارزان کردیم ، فردای آنروز صاحبخانه را دیدیم و با شوق و ذوق ماجرای زرنگیمان را برایش تعریف کردیم و گفتیم اگر نمیتواند برای خرید برود ، بگوید که برای او هم خرید ارزان کنیم ، ناگهان پیرزن با خشم نگاهمان کرد و گفت : تا فردا فرصت دارید خانۀ مرا تخلیه کنید ... ما هم با تعجب علت را پرسیدیم پاسخ داد : شما به کشور من خیانت کردید اینهایی که شما خریدید برای نیازمندان بود که بتوانند برای نیاز خانوادۀ خود تهیه کنند نه اینکه افرادی مانند شما که محتاج نیستید و به فروشگاهها هجوم ببرید و حقشان را تصاحب کنید !!
سخن از افراد فقیری که برای نان شب خود میجنگند نیست ، سخن از انسانهای متوسط و حتی متمولی ست که وقتی پای کالای #مفت به میان میآید حتی اگر نیازمندش نباشند به انسانیت خود چوب حراج میزنند ، آیا مردمی که برای خرید به آن مرکز رفته بودند همه فقیر و نیازمند اندکی سبزی بودند یا مثلاً پای حکومت در میان بود ؟؟ #فرومایگی یا #مناعت_طبع ، ما به کدام سو از قهقهرای تاریخ رهسپاریم ؟؟
#صائب_تبریزی میگفت :
جهان به مجلس مستان بی خرد ماند
که در شکنجه بُود هرکسی که هشیار است
#راه_نو
رهایی با شکستن زندان درون آغاز میشود،
تنها بنیان رهایی آگاهیست....آگاهی
https://telegram.me/rahenow
https://t.me/joinchat/DKOONBJlLbIC00Ni4trH7Q
گروه راه.نو
مالک یک سالن نمایشگاهی که آن را غرفه غرفه کرده و به صنفهای مختلف اجاره میدهد تعریف میکرد : دو روز قبل ، زمان اجارۀ یکی از غرفهها تمام شد و مستأجر که سبزی فروش بود باید غرفه را تخلیه میکرد . پیش من آمد و گفت : من دارم میروم و مقداری سبزی در غرفه باقی مانده که تخلیهاش برایم ممکن نیست ، سبزیها در اختیار شما هرطور خودتان صلاح دانستید ، ما هم بعد از رفتن سبزی فروش به مشتریانی که در محوطه بودند اعلام کردیم که در فلان غرفه مقداری سبزی وجود دارد کسانی که میخواهند میتوانند رایگان بردارند ، آقا چشمتان روز بد نبیند تا این را گفتیم ناگهان حملهای بزرگ از همۀ نقاط سالن به سمت غرفه آغاز شد و ازدحام شکل گرفت ، نظم مجموعه به هم ریخت و مردم در حالی که از سر و کول هم بالا میرفتند تره و تربچه و جعفری را از دست دیگران میکشیدند ، خلاصه به غلطکردن افتادیم که ای کاش سبزیها را دور میریختیم !!
وقتی این ماجرا را شنیدم به یاد خاطرۀ یکی از دوستان افتادم که میگفت : سالها پیش که در یکی از کشورهای اروپایی مشغول تحصیل بودم (اگر اشتباه نکنم انگلستان بود) رادیو اعلام کرد که در فلان فروشگاهها چند قلم مادۀ غذایی به قیمت پایینتر از بازار عرضه میشود و کسانی که نیازمندند میتوانند مراجعه و با هزینۀ کمتر خرید کنند ، من و دو تن از دوستان ایرانیم که مستأجر خانۀ یک پیرزن 80 ساله بودیم ، بسیج شدیم و رفتیم و کلی خرید ارزان کردیم ، فردای آنروز صاحبخانه را دیدیم و با شوق و ذوق ماجرای زرنگیمان را برایش تعریف کردیم و گفتیم اگر نمیتواند برای خرید برود ، بگوید که برای او هم خرید ارزان کنیم ، ناگهان پیرزن با خشم نگاهمان کرد و گفت : تا فردا فرصت دارید خانۀ مرا تخلیه کنید ... ما هم با تعجب علت را پرسیدیم پاسخ داد : شما به کشور من خیانت کردید اینهایی که شما خریدید برای نیازمندان بود که بتوانند برای نیاز خانوادۀ خود تهیه کنند نه اینکه افرادی مانند شما که محتاج نیستید و به فروشگاهها هجوم ببرید و حقشان را تصاحب کنید !!
سخن از افراد فقیری که برای نان شب خود میجنگند نیست ، سخن از انسانهای متوسط و حتی متمولی ست که وقتی پای کالای #مفت به میان میآید حتی اگر نیازمندش نباشند به انسانیت خود چوب حراج میزنند ، آیا مردمی که برای خرید به آن مرکز رفته بودند همه فقیر و نیازمند اندکی سبزی بودند یا مثلاً پای حکومت در میان بود ؟؟ #فرومایگی یا #مناعت_طبع ، ما به کدام سو از قهقهرای تاریخ رهسپاریم ؟؟
#صائب_تبریزی میگفت :
جهان به مجلس مستان بی خرد ماند
که در شکنجه بُود هرکسی که هشیار است
#راه_نو
رهایی با شکستن زندان درون آغاز میشود،
تنها بنیان رهایی آگاهیست....آگاهی
https://telegram.me/rahenow
https://t.me/joinchat/DKOONBJlLbIC00Ni4trH7Q
گروه راه.نو
Telegram
@rahenow
#راه_نو
انسانها تا آگاه نشدهاند هیچگاه عصیان نمیکنند و تا عصیان نکنند نمیتوانند آگاه شوند.
انسانها تا آگاه نشدهاند هیچگاه عصیان نمیکنند و تا عصیان نکنند نمیتوانند آگاه شوند.
ریس مرکز پزشکی حج و زیارت هلال احمر از ارسال ۲۰۰تن دارو و تجهیزات مصرفی پزشکی به عتبات عالیات خبر داد
@rahenow 🗿👈
با این خبر فهمیدم واقعا ما ایرانی ها ملت متفاوتی هستیم که دردومرضمون با مالوندن" خوب میشه
شاید هم عراقی ها " مالیدن "خوب بلد نیستن و
باید مالوندتشون !!!!!!
بهتر از دولت ما هم ماله کش" و
مالون کار" و مالش کار" گیر نمیاد.
این داروها بدرد بچه ایرانی های مریض که روی پیشانی عمرشون نوشته شده نمیخوره .
حالا فهمیدم طفلکی دختر آقای وزیر چرا اون همه دارو احتکار کرده بودن ؟؟ میخواسته بفرسته عراق ...
وقتی طول عمر ما معلومه چرا باید به دولت با درخواست خرید دارو با ارز دولتی "ضدحال" بزنیم باید با عرضش حال" کنیم .
وقتی
ما میمالونیم "سالم !!! میشیم ....
میخارونیم" ساکت !!!!....میشیم
میسابونیم" قانع!!!.... میشیم
میمکونیم""مقاوم !!!!.... میشیم
میخندونیم عالم !!!.... میشیم
خرج تراشی واسه چی؟
این کارها از ارزشهامون کم نمیکنه،بلکه به کوری چشم دشمنان ارزشمون" زیادتر هم میشه.
یک توصیه هم به دولتمردان عزیز که زیر بار مشکلات و اعتراضات موندن بکنم
بعد طب سنتی
طب گیاهی و
طب مدرن و.....
سریع رشته ای تحصیلی ، بنام "میخوابونیم "به بچه ها تون آموزش بدین یاد بگیرن چطور هر استمداد وانتقاد و اعتراض ناخوشایند رو به راحتی بخوابونن ...اصلا تا نخوابونی" و"نمالونی "که مملکت اداره نمیشه
پوران ناظمی
مهر ۹۷
#راه_نو
رهایی با شکستن زندان درون آغاز میشود،
تنها بنیان رهایی آگاهیست....آگاهی
https://telegram.me/rahenow
https://t.me/joinchat/DKOONBJlLbIC00Ni4trH7Q
گروه راه.نو
@rahenow 🗿👈
با این خبر فهمیدم واقعا ما ایرانی ها ملت متفاوتی هستیم که دردومرضمون با مالوندن" خوب میشه
شاید هم عراقی ها " مالیدن "خوب بلد نیستن و
باید مالوندتشون !!!!!!
بهتر از دولت ما هم ماله کش" و
مالون کار" و مالش کار" گیر نمیاد.
این داروها بدرد بچه ایرانی های مریض که روی پیشانی عمرشون نوشته شده نمیخوره .
حالا فهمیدم طفلکی دختر آقای وزیر چرا اون همه دارو احتکار کرده بودن ؟؟ میخواسته بفرسته عراق ...
وقتی طول عمر ما معلومه چرا باید به دولت با درخواست خرید دارو با ارز دولتی "ضدحال" بزنیم باید با عرضش حال" کنیم .
وقتی
ما میمالونیم "سالم !!! میشیم ....
میخارونیم" ساکت !!!!....میشیم
میسابونیم" قانع!!!.... میشیم
میمکونیم""مقاوم !!!!.... میشیم
میخندونیم عالم !!!.... میشیم
خرج تراشی واسه چی؟
این کارها از ارزشهامون کم نمیکنه،بلکه به کوری چشم دشمنان ارزشمون" زیادتر هم میشه.
یک توصیه هم به دولتمردان عزیز که زیر بار مشکلات و اعتراضات موندن بکنم
بعد طب سنتی
طب گیاهی و
طب مدرن و.....
سریع رشته ای تحصیلی ، بنام "میخوابونیم "به بچه ها تون آموزش بدین یاد بگیرن چطور هر استمداد وانتقاد و اعتراض ناخوشایند رو به راحتی بخوابونن ...اصلا تا نخوابونی" و"نمالونی "که مملکت اداره نمیشه
پوران ناظمی
مهر ۹۷
#راه_نو
رهایی با شکستن زندان درون آغاز میشود،
تنها بنیان رهایی آگاهیست....آگاهی
https://telegram.me/rahenow
https://t.me/joinchat/DKOONBJlLbIC00Ni4trH7Q
گروه راه.نو
Telegram
@rahenow
#راه_نو
انسانها تا آگاه نشدهاند هیچگاه عصیان نمیکنند و تا عصیان نکنند نمیتوانند آگاه شوند.
انسانها تا آگاه نشدهاند هیچگاه عصیان نمیکنند و تا عصیان نکنند نمیتوانند آگاه شوند.
#راه_نو
رهایی با شکستن زندان درون آغاز میشود،
تنها بنیان رهایی آگاهیست....آگاهی
https://telegram.me/rahenow
https://t.me/joinchat/DKOONBJlLbIC00Ni4trH7Q
گروه راه.نو
رهایی با شکستن زندان درون آغاز میشود،
تنها بنیان رهایی آگاهیست....آگاهی
https://telegram.me/rahenow
https://t.me/joinchat/DKOONBJlLbIC00Ni4trH7Q
گروه راه.نو
Telegram
@rahenow
#راه_نو
انسانها تا آگاه نشدهاند هیچگاه عصیان نمیکنند و تا عصیان نکنند نمیتوانند آگاه شوند.
انسانها تا آگاه نشدهاند هیچگاه عصیان نمیکنند و تا عصیان نکنند نمیتوانند آگاه شوند.
#راه_نو
رهایی با شکستن زندان درون آغاز میشود،
تنها بنیان رهایی آگاهیست....آگاهی
https://telegram.me/rahenow
https://t.me/joinchat/DKOONBJlLbIC00Ni4trH7Q
گروه راه.نو
رهایی با شکستن زندان درون آغاز میشود،
تنها بنیان رهایی آگاهیست....آگاهی
https://telegram.me/rahenow
https://t.me/joinchat/DKOONBJlLbIC00Ni4trH7Q
گروه راه.نو
Telegram
@rahenow
#راه_نو
انسانها تا آگاه نشدهاند هیچگاه عصیان نمیکنند و تا عصیان نکنند نمیتوانند آگاه شوند.
انسانها تا آگاه نشدهاند هیچگاه عصیان نمیکنند و تا عصیان نکنند نمیتوانند آگاه شوند.
اگر از روحانیون کشورمان سوال شود که شما به چه دلیلی معاف از سربازی هستید؟ به چه دلیلی بابت کار و تولید اقتصادی که نمی کنید دستمزد و حقوق دریافت می کنید؟
احتمالا در جواب خواهند گفت که رفتن به سربازی و آمادگی براي دفاع از وطن و ناموس مهم است اما می بایست مردمانی در كشور باشند که آمادگی های لازم جهت دفاع در برابر تهاجمات فرهنگی، دين ستيزانه و معنويت ستيزانه دشمنان اسلام و ايران را كسب كنند و معافيت از سربازی باعث مي شود كه فكر و وقت خود را هر چه بيشتر و بهتر بر اين مقوله ی بسيار مهم، متمركز كنند.
در مورد حقوق و دستمزد خود نيز مي گويند:
مبلغي ناچيز است و از اين جهت مي باشد كه طلبه و آخوندي كه زندگانی خود را وقف كسب و گسترش معارف الهی كرده است، دغدغه ی معيشتی نداشته باشد.
در جواب ايشان بايد گفت:
حتي با فرض اين كه قبل از انقلاب اسلامي، در سده های مختلف تاريخ، كاملا محدود بوده ايد و مجالی براي بيان و گسترش عقايد و افكار خود نيافته ايد (كه نيك می دانيم عكس اين قضيه صادق است)، در حدود ٤٠سال است، هر آن چه که از امکانات و مجال را مصداق پیدا می کنید، به طور کامل و بی دردسر در اختیار داشته اید:
صدا و سیما، رسانه های خبری، ردیف بودجه ی قابل توجه، حضور مراکز حوزوی و مذهبی در تمام نهاد ها، سازمان ها و ادارات، داشتن دادگاه ویژه روحانیت، معافیت از سربازي، سرکوب کردن افکار مخالف، ((تا حد جایزه گذاشتن برای سر کسانی که اصول دینی شما را در دستگاه نقد می برند)) سانسور و محدود کردن رسانه هایی که افكار منتقد شما را به مردم مي رسانند و به طور کلی حمایت تمام قد حکومت و نظام از شما.
آیا وقت آن نرسیده است که به ملت ایران پاسخ دهید:
۱)چقدر توانسته ايد از سال هايي كه در حوزه ی علميه و محضر اساتيدتان سپری كرده ايد و بابت آن كمك
۲)هزينه هایی (علی رغم سایردانشجويان ايران) هر چند به قول خودتان ناچيز دريافت كرده ايد، در جهت کار مفید فرهنگی و گسترش معنویت در جامعه استفاده کنید؟
۳)چقدر توانسته ايد مردم و مخصوصا مخاطبان اصلی خود(جوانان) را به دين، نماز و روزه راغب تر كنيد؟!
۴)چقدر توانسته ايد بذر نيكی و كار خير را در جامعه بكاريد؟!
۵)چقدر توانسته ايد پيام صلح دين اسلام را به جهانيان برسانيد؟!
آیا نمی خواهید بپذیرید، اساسی ترین چیزی که در این سال ها، در جامعه ی ما، کم رنگ تر شده و روبه زوال رفته، خود معنویت است؟
حتما آن را نتیجه ی تهاجم فرهنگی می دانید!
پس شما در این ۴۰ سال چه مي كرديد⁉️
جز اين است که جهانيان از ما و مذهب شيعی ما ، متنفر تر شده اند و مردمان لبنان،سوريه،فلسطين و چند كشور آفريقا و آمريكای جنوبی،صرفا به زور حمايت های مالی و جانی است كه به دوستی با ما تظاهر می كنند؟؟؟
#راه_نو
رهایی با شکستن زندان درون آغاز میشود،
تنها بنیان رهایی آگاهیست....آگاهی
@rahenow 🗿👈
احتمالا در جواب خواهند گفت که رفتن به سربازی و آمادگی براي دفاع از وطن و ناموس مهم است اما می بایست مردمانی در كشور باشند که آمادگی های لازم جهت دفاع در برابر تهاجمات فرهنگی، دين ستيزانه و معنويت ستيزانه دشمنان اسلام و ايران را كسب كنند و معافيت از سربازی باعث مي شود كه فكر و وقت خود را هر چه بيشتر و بهتر بر اين مقوله ی بسيار مهم، متمركز كنند.
در مورد حقوق و دستمزد خود نيز مي گويند:
مبلغي ناچيز است و از اين جهت مي باشد كه طلبه و آخوندي كه زندگانی خود را وقف كسب و گسترش معارف الهی كرده است، دغدغه ی معيشتی نداشته باشد.
در جواب ايشان بايد گفت:
حتي با فرض اين كه قبل از انقلاب اسلامي، در سده های مختلف تاريخ، كاملا محدود بوده ايد و مجالی براي بيان و گسترش عقايد و افكار خود نيافته ايد (كه نيك می دانيم عكس اين قضيه صادق است)، در حدود ٤٠سال است، هر آن چه که از امکانات و مجال را مصداق پیدا می کنید، به طور کامل و بی دردسر در اختیار داشته اید:
صدا و سیما، رسانه های خبری، ردیف بودجه ی قابل توجه، حضور مراکز حوزوی و مذهبی در تمام نهاد ها، سازمان ها و ادارات، داشتن دادگاه ویژه روحانیت، معافیت از سربازي، سرکوب کردن افکار مخالف، ((تا حد جایزه گذاشتن برای سر کسانی که اصول دینی شما را در دستگاه نقد می برند)) سانسور و محدود کردن رسانه هایی که افكار منتقد شما را به مردم مي رسانند و به طور کلی حمایت تمام قد حکومت و نظام از شما.
آیا وقت آن نرسیده است که به ملت ایران پاسخ دهید:
۱)چقدر توانسته ايد از سال هايي كه در حوزه ی علميه و محضر اساتيدتان سپری كرده ايد و بابت آن كمك
۲)هزينه هایی (علی رغم سایردانشجويان ايران) هر چند به قول خودتان ناچيز دريافت كرده ايد، در جهت کار مفید فرهنگی و گسترش معنویت در جامعه استفاده کنید؟
۳)چقدر توانسته ايد مردم و مخصوصا مخاطبان اصلی خود(جوانان) را به دين، نماز و روزه راغب تر كنيد؟!
۴)چقدر توانسته ايد بذر نيكی و كار خير را در جامعه بكاريد؟!
۵)چقدر توانسته ايد پيام صلح دين اسلام را به جهانيان برسانيد؟!
آیا نمی خواهید بپذیرید، اساسی ترین چیزی که در این سال ها، در جامعه ی ما، کم رنگ تر شده و روبه زوال رفته، خود معنویت است؟
حتما آن را نتیجه ی تهاجم فرهنگی می دانید!
پس شما در این ۴۰ سال چه مي كرديد⁉️
جز اين است که جهانيان از ما و مذهب شيعی ما ، متنفر تر شده اند و مردمان لبنان،سوريه،فلسطين و چند كشور آفريقا و آمريكای جنوبی،صرفا به زور حمايت های مالی و جانی است كه به دوستی با ما تظاهر می كنند؟؟؟
#راه_نو
رهایی با شکستن زندان درون آغاز میشود،
تنها بنیان رهایی آگاهیست....آگاهی
@rahenow 🗿👈
#راه_نو
رهایی با شکستن زندان درون آغاز میشود،
تنها بنیان رهایی آگاهیست....آگاهی
https://telegram.me/rahenow
رهایی با شکستن زندان درون آغاز میشود،
تنها بنیان رهایی آگاهیست....آگاهی
https://telegram.me/rahenow
Telegram
@rahenow
#راه_نو
انسانها تا آگاه نشدهاند هیچگاه عصیان نمیکنند و تا عصیان نکنند نمیتوانند آگاه شوند.
انسانها تا آگاه نشدهاند هیچگاه عصیان نمیکنند و تا عصیان نکنند نمیتوانند آگاه شوند.
برای مردمی که سالیان سال است زیر سیطره فاشیزم مذهبی، مرگ را زندگی می کنند و زندگی شان همانند خود مرگ است مرگ دیکتاتورهایی از این دست حتی لبخندی حاکی از شادی بر لب ها نمی نشاند...
#راه_نو
رهایی با شکستن زندان درون آغاز میشود،
تنها بنیان رهایی آگاهیست....آگاهی
https://telegram.me/rahenow
#راه_نو
رهایی با شکستن زندان درون آغاز میشود،
تنها بنیان رهایی آگاهیست....آگاهی
https://telegram.me/rahenow
Telegram
@rahenow
#راه_نو
انسانها تا آگاه نشدهاند هیچگاه عصیان نمیکنند و تا عصیان نکنند نمیتوانند آگاه شوند.
انسانها تا آگاه نشدهاند هیچگاه عصیان نمیکنند و تا عصیان نکنند نمیتوانند آگاه شوند.
عقب ماندگی از جهان ...
حتی در رجال مملکتی!
@rahenow 🗿👈
♈️شاید حتا نامش را نشنیده باشد: «ناصرالملک»، از رجال برجستۀ قاجار. اما این مرد 46 ماه نایبالسلطنۀ ایران بود، یعنی کارهای اجرایی شاه (احمدشاه) بر عهدۀ او بود.
♈️ناصرالملک لقبش بود، نام اصلیاش ابوالقاسم خان قراگوزلو بود، متولد 1245 شمسی. او اولین تحصیلکردۀ ایران در دانشگاه آکسفورد بود. 1257 تا 1262 در اروپا هم تحصیل کرد و هم برخی کارهای سفارت را انجام میداد و به هلند و آلمان نیز برای کارهای دیپلماتیک رفته بود. مرد جهاندیدهای بود و سواد عصر جدید را هم در انبان داشت، برخلاف اکثر رجال آن دوران و برخلاف عموم مردم و علما. در دورۀ مظفرالدین شاه، سالهای 1275 تا 1277 وزیر مالیه بود. پس از اعلام مشروطه دو بار نخست وزیر شد.
♈️ پس از برکناری محمدعلی شاه (1288) و تعیین احمدشاه نابالغ به عنوان شاه ایران، ابتدا عضدالملک و بعد از مرگ او، ناصرالملک 4 سال نایبالسلطنۀ ایران بود. پس از آنکه احمدشاه در هجده سالگی تاجگذاری کرد، ناصرالملک مسئولیتهایش را واگذار کرد و به لندن رفت.
🔰اما نامۀ ناصرالملک به آیتالله طباطبایی
♈️در روزهایی که علما به همراه سایر عدالتخواهان در پی مطالبات خود برای مجلس و عدالتخانه بودند، ناصرالملک نامهای به آیتالله طباطبایی که از رهبران عدالتخواهان بود نوشت و تلویحاً اشاره کرد این راه که او و سایر عدالتخواهان میروند درست نیست.
♈️در واقع تمام حرف ناصرالملک در آن نامه را میتوان خلاصه کرد در اینکه به گمان او مشکل اصلی ایران به زبان امروزی «ضعف منابع انسانی» است؛ این ضعف هم به دلیل این است که ما در ایران افراد باسواد و آگاه به علوم جدید نداشتیم، که این نیز در به دلیل ضعف، یا بهتر است بگوییم، فقدان نظام آموزشی بود.
♈️ناصرالملک میکوشد با مثال آوردن منظور خود را به آیتالله طباطبایی بفهماند. میگوید، کاری که عدالتخواهان اکنون میکنند مصداق این است ران نپختۀ شتری را در حلق بیماری میکنند که رو به موت است و او را تازیانه میزنند تا از بستر برخیزد و بدود. میگوید، باید قطره قطره در گلوی این بیمار ناتوان آبگوشت چکاند و زیربغلش را گرفت و او را نرم نرم از جا بلند کرد.
♈️ناصرالملک میگوید، اکنون در کل ایران 100 آدم باسواد که بتوان آنها را برای مجلس و برای اجرای امور اجرایی کشور انتخاب کرد نداریم. البته تأکید میکند، اینکه یک نفر چنان متکلف حرف بزند که برای فهمیدن منظورش به فرهنگ لغت نیاز باشد، دلیل بر باسوادی و لیاقت فرد نیست؛ بلکه به افرادی نیاز است که سواد مدرن دارند، علوم جدید را میدانند.
♈️ناصرالملک ژاپن و اقدامات امپراتور میکادو را مثال میزند و در نهایت پیشنهاد خود را هم مطرح میکند: او میگوید در ایران حدود سه هزار مدرسه است که اینها زیر نظر علما اداره میشوند و از موقوفات بهره میبرند.
♈️اما این مدارس به هیچ دردی نمیخورند، زیرا علوم جدید در آنها تدریس نمیشود. علما اگر میخواهند اقدام مفیدی انجام دهند باید از نفوذ خود بهره برند و علوم جدید را به عنواد مواد درسی اجباری وارد مدارس کنند.
«برای هر مدرسه یک دوره از علوم عصر جدید را مجبوری قرار بدهند، دوازده سال نمیگذرد که دو طبقه شاگردهای فارغالتحصیل از این مدارس بیرون خواهد آمد. آن وقت مملکت ایران به قدر کفایت آدم عالم خواهد داشت که بتواند این حرفهایی که امروز میزنند و ابداً ثمر و فایدهای ندارد از روی علم و بصیرت به موقع اجرا بگذارند.»
♈️ناصرالملک از معدود رجال قاجار است که میتوان او را بسیار جدی گرفت. وقتی مشروطه پیروز شد، او کوشید به عنوان میانجی رابطۀ شاه و مجلس را درست کند. شاید به همین دلیل بود که بعدها فروغی، رئیس مجلس، برای نایبالسلطنه شدن او تلاش کرد، زیرا او را قابل اعتماد و لایقتر از دیگر رجال قاجار میدانست.
♈️اکنون 111 سال از نگارش این نامه میگذرد، نام ناصرالملک فراموش شده است، اما معضل «ضعف منابع انسانی» همچنان پابرجاست. معضل نظام آموزشی همچنان پابرجاست. مسیر انسانهای لایق به خارج از کشور بسیار هموارتر است تا به میدان بهارستان و مجلس! و مجلس همچنان برای گلابیخورها درهای گشودهتری دارد تا برای آدمها بزرگ. ژاپنی که ناصرالملک مثال زد، فاصلهاش با ما روز به روز بیشتر شد و ما ایران ماندیم. گویا سرنوشت اندوهبار ما را پایانی نیست ...
#راه_نو
رهایی با شکستن زندان درون آغاز میشود،
تنها بنیان رهایی آگاهیست....آگاهی
https://telegram.me/rahenow
حتی در رجال مملکتی!
@rahenow 🗿👈
♈️شاید حتا نامش را نشنیده باشد: «ناصرالملک»، از رجال برجستۀ قاجار. اما این مرد 46 ماه نایبالسلطنۀ ایران بود، یعنی کارهای اجرایی شاه (احمدشاه) بر عهدۀ او بود.
♈️ناصرالملک لقبش بود، نام اصلیاش ابوالقاسم خان قراگوزلو بود، متولد 1245 شمسی. او اولین تحصیلکردۀ ایران در دانشگاه آکسفورد بود. 1257 تا 1262 در اروپا هم تحصیل کرد و هم برخی کارهای سفارت را انجام میداد و به هلند و آلمان نیز برای کارهای دیپلماتیک رفته بود. مرد جهاندیدهای بود و سواد عصر جدید را هم در انبان داشت، برخلاف اکثر رجال آن دوران و برخلاف عموم مردم و علما. در دورۀ مظفرالدین شاه، سالهای 1275 تا 1277 وزیر مالیه بود. پس از اعلام مشروطه دو بار نخست وزیر شد.
♈️ پس از برکناری محمدعلی شاه (1288) و تعیین احمدشاه نابالغ به عنوان شاه ایران، ابتدا عضدالملک و بعد از مرگ او، ناصرالملک 4 سال نایبالسلطنۀ ایران بود. پس از آنکه احمدشاه در هجده سالگی تاجگذاری کرد، ناصرالملک مسئولیتهایش را واگذار کرد و به لندن رفت.
🔰اما نامۀ ناصرالملک به آیتالله طباطبایی
♈️در روزهایی که علما به همراه سایر عدالتخواهان در پی مطالبات خود برای مجلس و عدالتخانه بودند، ناصرالملک نامهای به آیتالله طباطبایی که از رهبران عدالتخواهان بود نوشت و تلویحاً اشاره کرد این راه که او و سایر عدالتخواهان میروند درست نیست.
♈️در واقع تمام حرف ناصرالملک در آن نامه را میتوان خلاصه کرد در اینکه به گمان او مشکل اصلی ایران به زبان امروزی «ضعف منابع انسانی» است؛ این ضعف هم به دلیل این است که ما در ایران افراد باسواد و آگاه به علوم جدید نداشتیم، که این نیز در به دلیل ضعف، یا بهتر است بگوییم، فقدان نظام آموزشی بود.
♈️ناصرالملک میکوشد با مثال آوردن منظور خود را به آیتالله طباطبایی بفهماند. میگوید، کاری که عدالتخواهان اکنون میکنند مصداق این است ران نپختۀ شتری را در حلق بیماری میکنند که رو به موت است و او را تازیانه میزنند تا از بستر برخیزد و بدود. میگوید، باید قطره قطره در گلوی این بیمار ناتوان آبگوشت چکاند و زیربغلش را گرفت و او را نرم نرم از جا بلند کرد.
♈️ناصرالملک میگوید، اکنون در کل ایران 100 آدم باسواد که بتوان آنها را برای مجلس و برای اجرای امور اجرایی کشور انتخاب کرد نداریم. البته تأکید میکند، اینکه یک نفر چنان متکلف حرف بزند که برای فهمیدن منظورش به فرهنگ لغت نیاز باشد، دلیل بر باسوادی و لیاقت فرد نیست؛ بلکه به افرادی نیاز است که سواد مدرن دارند، علوم جدید را میدانند.
♈️ناصرالملک ژاپن و اقدامات امپراتور میکادو را مثال میزند و در نهایت پیشنهاد خود را هم مطرح میکند: او میگوید در ایران حدود سه هزار مدرسه است که اینها زیر نظر علما اداره میشوند و از موقوفات بهره میبرند.
♈️اما این مدارس به هیچ دردی نمیخورند، زیرا علوم جدید در آنها تدریس نمیشود. علما اگر میخواهند اقدام مفیدی انجام دهند باید از نفوذ خود بهره برند و علوم جدید را به عنواد مواد درسی اجباری وارد مدارس کنند.
«برای هر مدرسه یک دوره از علوم عصر جدید را مجبوری قرار بدهند، دوازده سال نمیگذرد که دو طبقه شاگردهای فارغالتحصیل از این مدارس بیرون خواهد آمد. آن وقت مملکت ایران به قدر کفایت آدم عالم خواهد داشت که بتواند این حرفهایی که امروز میزنند و ابداً ثمر و فایدهای ندارد از روی علم و بصیرت به موقع اجرا بگذارند.»
♈️ناصرالملک از معدود رجال قاجار است که میتوان او را بسیار جدی گرفت. وقتی مشروطه پیروز شد، او کوشید به عنوان میانجی رابطۀ شاه و مجلس را درست کند. شاید به همین دلیل بود که بعدها فروغی، رئیس مجلس، برای نایبالسلطنه شدن او تلاش کرد، زیرا او را قابل اعتماد و لایقتر از دیگر رجال قاجار میدانست.
♈️اکنون 111 سال از نگارش این نامه میگذرد، نام ناصرالملک فراموش شده است، اما معضل «ضعف منابع انسانی» همچنان پابرجاست. معضل نظام آموزشی همچنان پابرجاست. مسیر انسانهای لایق به خارج از کشور بسیار هموارتر است تا به میدان بهارستان و مجلس! و مجلس همچنان برای گلابیخورها درهای گشودهتری دارد تا برای آدمها بزرگ. ژاپنی که ناصرالملک مثال زد، فاصلهاش با ما روز به روز بیشتر شد و ما ایران ماندیم. گویا سرنوشت اندوهبار ما را پایانی نیست ...
#راه_نو
رهایی با شکستن زندان درون آغاز میشود،
تنها بنیان رهایی آگاهیست....آگاهی
https://telegram.me/rahenow
Telegram
@rahenow
#راه_نو
انسانها تا آگاه نشدهاند هیچگاه عصیان نمیکنند و تا عصیان نکنند نمیتوانند آگاه شوند.
انسانها تا آگاه نشدهاند هیچگاه عصیان نمیکنند و تا عصیان نکنند نمیتوانند آگاه شوند.
دماگوژی چیست؟
@rahenow🗿👈
#دماگوژی را «عوام فریبی» یا «مردم فریبی» ترجمه کردهاند.
عوامفریبی آن است که شخصی به جای استدلال و اقامهٔ برهان برای اثبات یک عقیده، سعی میکند از راه تحریک احساسات و هیجانهای جمعی و توسل به عواطف و جوّ حاکم، نوعی تصدیق جمعی نسبت به نتیجهٔ مطلوب خود به دستآورد، به شیوهای که تک تک مردم چنین بیندیشند که آنها با پذیرش عقیده، به نوعی یگانگی با گروه رسیدهاند و این یگانگی به آنها امنیت و قدرت میدهد و اگر کسی با عقیدهٔ جمع مخالفت کند، از آن روح امنیت و قدرت محروم خواهد شد.
در عوامفریبی، شخص گروه زیادی از مردم را مخاطب قرار داده، با بیاناتی هیجانآور و شورانگیز، احساسات و عواطف آنان را تحریک میکند و با تکیه بر همین شور و هیجان عوام، آنها را نسبت به نتیجه و مدعای خود متقاعد میکند.
در عوامفریبی، گاه برای افزایش تأثیر روی تکتک افراد، از وسایل دیگری همچون برافراشتن پرچمها، نواختن موسیقی مناسب کمک گرفته میشود.
شیوه غیرمستقیم، مبتنی بر تحریک عواطف مخاطبان در رابطه با استدلال نیست؛
بلکه در آن از شگردهای مختلف دیگری برای برانگیختن روحیه جمعی هر یک از افراد استفاده میشود.
در اینجا مخاطب، تکتک افرداند، نه توده مردم. مثلاً در یک کتاب یا مقاله، مطلب چنان به فرد تلقین میشود که میپندارد تمام کسانی که در راه رشد و پیشرفت میباشند، آن را پذیرفتهاند و نپذیرفتن آن، جاماندن از کاروان دانش و پیشرفت است.
⭕️حربه اصلی عوامفریبی،
این احساس درونیاست که هر کس میخواهد مورد تحسین دیگران قرار گیرد و بر ارزش و احترامش افزوده شود.
این احساس گاه باعث تمایل افراد به تشبه به افراد مشهور میشود.
تهیهکنندگان تبلیغات و آگهیهای تجاری از این روحیه حداکثر استفاده را میکنند؛ مانند پوستری که در آن شخصیت معروفی را در حال نوشیدن چای مخصوصی نشان میدهد.
افزون بر این، سعی میشود میان کالای مورد تبلیغ و امور مورد علاقه مخاطب، ارتباط برقرار شود؛ بنابراین در تبلیغات تصویری، در ضمن تبلیغ یک کالا، صحنههایی از طبیعت یا صحنههای مهیج ورزشی استفاده میشود.
✅عوامفریبی مخصوص تبلیغات نیست؛ بلکه به ویژه در جهان سیاست مورد استفاده قرار میگیرد.!!!!!
#سیاست
#راه_نو
رهایی با شکستن زندان درون آغاز میشود،
تنها بنیان رهایی آگاهیست....آگاهی
https://telegram.me/rahenow
@rahenow🗿👈
#دماگوژی را «عوام فریبی» یا «مردم فریبی» ترجمه کردهاند.
عوامفریبی آن است که شخصی به جای استدلال و اقامهٔ برهان برای اثبات یک عقیده، سعی میکند از راه تحریک احساسات و هیجانهای جمعی و توسل به عواطف و جوّ حاکم، نوعی تصدیق جمعی نسبت به نتیجهٔ مطلوب خود به دستآورد، به شیوهای که تک تک مردم چنین بیندیشند که آنها با پذیرش عقیده، به نوعی یگانگی با گروه رسیدهاند و این یگانگی به آنها امنیت و قدرت میدهد و اگر کسی با عقیدهٔ جمع مخالفت کند، از آن روح امنیت و قدرت محروم خواهد شد.
در عوامفریبی، شخص گروه زیادی از مردم را مخاطب قرار داده، با بیاناتی هیجانآور و شورانگیز، احساسات و عواطف آنان را تحریک میکند و با تکیه بر همین شور و هیجان عوام، آنها را نسبت به نتیجه و مدعای خود متقاعد میکند.
در عوامفریبی، گاه برای افزایش تأثیر روی تکتک افراد، از وسایل دیگری همچون برافراشتن پرچمها، نواختن موسیقی مناسب کمک گرفته میشود.
شیوه غیرمستقیم، مبتنی بر تحریک عواطف مخاطبان در رابطه با استدلال نیست؛
بلکه در آن از شگردهای مختلف دیگری برای برانگیختن روحیه جمعی هر یک از افراد استفاده میشود.
در اینجا مخاطب، تکتک افرداند، نه توده مردم. مثلاً در یک کتاب یا مقاله، مطلب چنان به فرد تلقین میشود که میپندارد تمام کسانی که در راه رشد و پیشرفت میباشند، آن را پذیرفتهاند و نپذیرفتن آن، جاماندن از کاروان دانش و پیشرفت است.
⭕️حربه اصلی عوامفریبی،
این احساس درونیاست که هر کس میخواهد مورد تحسین دیگران قرار گیرد و بر ارزش و احترامش افزوده شود.
این احساس گاه باعث تمایل افراد به تشبه به افراد مشهور میشود.
تهیهکنندگان تبلیغات و آگهیهای تجاری از این روحیه حداکثر استفاده را میکنند؛ مانند پوستری که در آن شخصیت معروفی را در حال نوشیدن چای مخصوصی نشان میدهد.
افزون بر این، سعی میشود میان کالای مورد تبلیغ و امور مورد علاقه مخاطب، ارتباط برقرار شود؛ بنابراین در تبلیغات تصویری، در ضمن تبلیغ یک کالا، صحنههایی از طبیعت یا صحنههای مهیج ورزشی استفاده میشود.
✅عوامفریبی مخصوص تبلیغات نیست؛ بلکه به ویژه در جهان سیاست مورد استفاده قرار میگیرد.!!!!!
#سیاست
#راه_نو
رهایی با شکستن زندان درون آغاز میشود،
تنها بنیان رهایی آگاهیست....آگاهی
https://telegram.me/rahenow
Telegram
@rahenow
#راه_نو
انسانها تا آگاه نشدهاند هیچگاه عصیان نمیکنند و تا عصیان نکنند نمیتوانند آگاه شوند.
انسانها تا آگاه نشدهاند هیچگاه عصیان نمیکنند و تا عصیان نکنند نمیتوانند آگاه شوند.
@rahenow 🗿👈
تجربه تاریخی نشان داده است کشورهایی که در دام #پوپولیست افتادهاند به ازای هر سال حکومت آنها سالیان متمادی از قافلۀ توسعه و پیشرفت عقب ماندند ، بعد از جنگ جهانی دوم #آرژانتین کشوری متمول تلقی میشد که بعد از استرالیا ، بریتانیا و آمریکا چهارمین کشور ثروتمند جهان بود و جایگاهی برتر از فرانسه ، آلمان ، ژاپن و سایر قدرتهای امروزی داشت ، بد نیست بدانیم که در آن دوران ، جوانان اروپایی که در آرزوی زندگی بهتر به آن سوی اقیانوس اطلس پر میکشیدند در انتخاب میان دو گزینه #آرژانتین یا #کالیفرنیا همواره مردد بودند ، رشد اقتصادی این کشور قریب به ۴٠ سال بیشتر از 6% بود که بالاترین رکورد در تمام دنیا به شمار میرود ، همچنین آرژانتین بهشت سرمایه گـذاران خارجی هم بود و اروپاییها بیشترین سرمایه گذاری را دراین کشور انجام میدادند
تا این که در سال 1946 ژنرال #دومینگو_پرون رییس جمهور این کشور شد ، او با وعدههایی مانند بهبود وضع معیشت تودههای مردم و اصلاح روابط جامعه به نفع مستضعفان آتش احساسات قشرهای محروم را برافروخت و رییسجمهور آرژانتین شد . تئوری اقتصادی پرون برای ما چندان غریبه نیست : دولت توانایی آن را دارد که با حمایتهای خود اقتصادی #خودکفا را با تکیه بر #تولید_ملی در چارچوب مرزهای کشور سازماندهی کند و از کمکهای خارجی بینیاز باشد
غافل از اینکه سیاسی کردن اقتصاد در هر زمانی و به هر شکلی نتیجهای جز افزایش رکود ، تورم ، بیکاری ، فقر ، دزدی، فحشا ، فساد گسترده در نهادهای مختلف دولتی و خصوصی و پیدایش مافیایی در قدرت که برخوردار از رانتهای کلان و انحصارهای همه جانبه هستند ندارد ، پرون به اسم دفاع از مردم و فقرا ، فقر را چنان در آرژانتین نهادینه کرد که پس از گذشت دهها سال همچنان این کشور نتوانسته به دوران رونق قبل برگردد و مردمانش به مانند بسیاری از ایرانیها حسرت سالهای نه چندان دور را میخورند
@rahenow 🗿👈
پوپولیسم نوعی #مخدر است که به مردم سرمستی کوتاهمدت می بخشد اما آثار بلندمدت آن فاجعهای مهلک است ( مثل سرمستی سال ٩٠ از دریافت یارانه ۴۵ هزار تومانی و بیچارگی سال ٩٧ از تورم ٢٠٠درصدی ) خدا میداند اقتصاد ایران در ٣ دهۀ اخیر چه آسیبی از پوپولیسم خورد و شد آنچه نباید میشد . پوپولیسم ما و بچههای ما را به خاک سیاه خواهد نشاند پس ای کاش هر کدام به وسع خود بکوشیم یک نفر را متقاعد کنیم که به عنوان شهروند این کشور نسبت به آیندۀ آن احساس مسئولیت کنند چون برای جا نماندن از غافلۀ توسعه فرصت چندانی نداریم
#راه_نو
رهایی با شکستن زندان درون آغاز میشود،
تنها بنیان رهایی آگاهیست....آگاهی
https://telegram.me/rahenow
https://t.me/joinchat/DKOONBJlLbIC00Ni4trH7Q
گروه راه.نو
تجربه تاریخی نشان داده است کشورهایی که در دام #پوپولیست افتادهاند به ازای هر سال حکومت آنها سالیان متمادی از قافلۀ توسعه و پیشرفت عقب ماندند ، بعد از جنگ جهانی دوم #آرژانتین کشوری متمول تلقی میشد که بعد از استرالیا ، بریتانیا و آمریکا چهارمین کشور ثروتمند جهان بود و جایگاهی برتر از فرانسه ، آلمان ، ژاپن و سایر قدرتهای امروزی داشت ، بد نیست بدانیم که در آن دوران ، جوانان اروپایی که در آرزوی زندگی بهتر به آن سوی اقیانوس اطلس پر میکشیدند در انتخاب میان دو گزینه #آرژانتین یا #کالیفرنیا همواره مردد بودند ، رشد اقتصادی این کشور قریب به ۴٠ سال بیشتر از 6% بود که بالاترین رکورد در تمام دنیا به شمار میرود ، همچنین آرژانتین بهشت سرمایه گـذاران خارجی هم بود و اروپاییها بیشترین سرمایه گذاری را دراین کشور انجام میدادند
تا این که در سال 1946 ژنرال #دومینگو_پرون رییس جمهور این کشور شد ، او با وعدههایی مانند بهبود وضع معیشت تودههای مردم و اصلاح روابط جامعه به نفع مستضعفان آتش احساسات قشرهای محروم را برافروخت و رییسجمهور آرژانتین شد . تئوری اقتصادی پرون برای ما چندان غریبه نیست : دولت توانایی آن را دارد که با حمایتهای خود اقتصادی #خودکفا را با تکیه بر #تولید_ملی در چارچوب مرزهای کشور سازماندهی کند و از کمکهای خارجی بینیاز باشد
غافل از اینکه سیاسی کردن اقتصاد در هر زمانی و به هر شکلی نتیجهای جز افزایش رکود ، تورم ، بیکاری ، فقر ، دزدی، فحشا ، فساد گسترده در نهادهای مختلف دولتی و خصوصی و پیدایش مافیایی در قدرت که برخوردار از رانتهای کلان و انحصارهای همه جانبه هستند ندارد ، پرون به اسم دفاع از مردم و فقرا ، فقر را چنان در آرژانتین نهادینه کرد که پس از گذشت دهها سال همچنان این کشور نتوانسته به دوران رونق قبل برگردد و مردمانش به مانند بسیاری از ایرانیها حسرت سالهای نه چندان دور را میخورند
@rahenow 🗿👈
پوپولیسم نوعی #مخدر است که به مردم سرمستی کوتاهمدت می بخشد اما آثار بلندمدت آن فاجعهای مهلک است ( مثل سرمستی سال ٩٠ از دریافت یارانه ۴۵ هزار تومانی و بیچارگی سال ٩٧ از تورم ٢٠٠درصدی ) خدا میداند اقتصاد ایران در ٣ دهۀ اخیر چه آسیبی از پوپولیسم خورد و شد آنچه نباید میشد . پوپولیسم ما و بچههای ما را به خاک سیاه خواهد نشاند پس ای کاش هر کدام به وسع خود بکوشیم یک نفر را متقاعد کنیم که به عنوان شهروند این کشور نسبت به آیندۀ آن احساس مسئولیت کنند چون برای جا نماندن از غافلۀ توسعه فرصت چندانی نداریم
#راه_نو
رهایی با شکستن زندان درون آغاز میشود،
تنها بنیان رهایی آگاهیست....آگاهی
https://telegram.me/rahenow
https://t.me/joinchat/DKOONBJlLbIC00Ni4trH7Q
گروه راه.نو
Telegram
@rahenow
#راه_نو
انسانها تا آگاه نشدهاند هیچگاه عصیان نمیکنند و تا عصیان نکنند نمیتوانند آگاه شوند.
انسانها تا آگاه نشدهاند هیچگاه عصیان نمیکنند و تا عصیان نکنند نمیتوانند آگاه شوند.