@rahenow
562 subscribers
15.8K photos
10.4K videos
352 files
2.92K links
#راه_نو
انسان‌ها تا آگاه نشده‌اند هیچ‌گاه عصیان نمی‌کنند و تا عصیان نکنند نمیتوانند آگاه شوند.
Download Telegram
#آشنایی_با_مکاتب_و_ایسم_ها

#فاشیسم:
این اصطلاح به صورت عام نامی است برای همه رژیمهایی كه بقایشان بر پایه دیكتاتوری و زور و كشتار استوار است. اما به معنای خاص، نام جنبشی است كه در سال 1929 به رهبری " #موسولینی " در ایتالیا به راه افتاد.

@rahenow🗿👈
@rahenow🗿👈
اگر در مورد برخی #اصطلاحات_سیاسی اطلاعی ندارید این مطلب طنز خیلی می تونه کمک کنه به درک بعضی از مفاهیم

#سوسیالیسم: دو گاو دارید. یکی را نگه می دارید. دیگری را به همسایه خود می دهید.

#کمونیسم: دو گاو دارید. دولت هردوی آن ها را می گیرد تا شما و همسایه تان را در شیرش شریک کند.

#فاشیسم: دو گاو دارید. شیر را به دولت می دهید. دولت آن را به شما می فروشد.

#کاپیتالیسم: دو گاو دارید. هر دوی آن ها را می دوشید. شیرها را به زمین می ریزید تا قیمت ها همچنان بالا بماند.

#نازیسم: دو گاو دارید. دولت به سوی شما تیراندازی می کند و هر دو گاو را می گیرد.

#آنارشیسم: دو گاو دارید. گاوها شما را می کشند و همدیگر را می دوشند.

#سادیسم: دو گاو دارید. به هر دوی آن ها تیر اندازی می کنید و خودتان را در میان ظرف شیر ها می اندازید.

#آپارتاید: دو گاو دارید. شیر گاو سیاه را به گاو سفید می دهید ولی گاو سفید را نمی دوشید.

#دولت_مرفه: دو گاو دارید. آن ها را می دوشید و بعد شیرشان را به خودشان می دهید.

#بوروکراسی: دو گاو دارید. برای تهیه شناسنامه آن ها 17 فرم را در 3 نسخه پر می کنید ولی وقت ندارید شیر آنها را بدوشید.

#سازمان_ملل: دو گاو دارید. فرانسه شما را از دوشیدن آن ها و آمریکا و انگلیس گاو ها را از شیر دادن به شما وتو می کنند. نیوزلند رأی ممتنع می دهد.

#ایده_آلیسم: دو گاو دارید، ازدواج می کنید. همسر شما آن ها را می دوشد.

#رئالیسم: دو گاو دارید. ازدواج می کنید. اما هنوز خودتان آن ها را می دوشید.

#متحجریسم: دو گاو دارید. زشت است گاو را بدوشید.

#فمینیسم: دو گاو دارید. حق ندارید گاو ماده را بدوشید.

#پلورالیسم: دو گاو نر و ماده دارید هر کدام را بدوشید فرقی نمی کند.

#لیبرالیسم: دو گاو دارید. آن ها را نمی دوشید چون آزادیشان محدود می شود.

#دموکراسی مطلق: دو گاو دارید. از همسایه ها رأی می گیرید که آن ها را بدوشید یا نه.
@rahenow🗿👈
@rahenow 🗿👈
#بنیتو_موسولینی ، بنیانگذار مکتب #فاشیسم و حاکم #ایتالیا ، به " ساده زیستی " معروف بود و هیچ علاقه ای به پول و ثروت و زندگی لوکس و شاهانه نداشت ، اما وزیران و مدیران زیر دستش اکثرا دزد و فاسد بودند . موسولینی هم کاری به کار آنها نداشت تا مادامی که از حیث سیاسی به او وفادار بودند . اما کافی بود کوچک ترین نشانه ای از بی وفایی در آنها ببیند که در این صورت پته آنها را روی آب می انداخت و مجازاتشان می کرد . در غالب کشور های #دیکتاتوری این قانون طلایی از طرف #حاکم بزرگ وضع شده و اجرا می شود : " کارگزاران حکومتی شما آزادید هر چه می خواهید بدزدید ، فقط به این شرط که به من وفادار باشید ... "
@rahenow 🗿👈
@rahenow 🗿👈
‏«۶۰ هزار مارک؛ این خرجی است که یک مبتلا به بیماری ژنتیکی در مدت زمان زندگی خود روی دست جامعه می‌گذارد. شهروند محترم، این پول شما هم هست.»
.
یکی از همین دانشمندان «منطقی» با استدلال‌های «واقع‌بینانه» امروز وزیر بهداشت ما شده.
.
متن فوق را یکی از کاربران توئیتر با انتشار این پوستر نوشت. در مورد سخنان دیروز وزیر بهداشت که گفته بود هزینه میلیاردی برای بیمارانی که یکی دو سال بیشتر زنده نیستند، صرفه اقتصادی ندارد.

در همین رابطه بخوانید:

کتاب جنگ و هولوکاست
اثر میشاییل ویلد

در دوران هیتلر و در ژوئیه ۱۹۳۹ قانونی به تصویب رسید که به عقیم کردن اجباری برخی بیماران منجر می‌شد. پس از این قانون، رادیوها مدام می‌گفتند که نامه‌هایی از جانب مردم به دفتر حزب ناسیونال-سوسیال می‌رسد که در آن مردم خواهان تصویب قوانینی برای کمک به مرگ کسانی هستند که به هر دلیل امکان بهبود و سلامت را ندارند. اولین بیمار که کودکی معلول بود با فرمان خود هیتلر و پس از تقاضای پدرش، توسط دکتر “کارل برانت” در اول سپتامبر ۱۹۳۹، یعنی روز آغاز جنگ، به قتل می‌رسد. هیتلر، فرمان پاکسازی جامعه از بیماران لاعلاج و اصلاح نژادی را با این قتل، صادر کرد.

هولوکاست که با بیماران آغاز شد، به کوره‌های آدم سوزی ختم گردید. در هردوی اینها امر مشترک فرمان اصلاح نژادی بود. در بین تمام اردوگاه‌های مرگ، آشویتس به سبب حجم کشتار دارای جایگاه ویژه‌ای است. اولین کشتارها در آشویتس به سپتامبر ۱۹۴۲ بر می‌گردد که با گاز سمی سیلکون ب و بر روی سربازان شوروی انجام گرفت. کتاب شرح می‌دهد که آلمان‌ها و روس‌ها از توافقنامه شان در سال ۱۹۳۹ چه مسیری را تا بدان جا که سربازان روسی در آشویتس کشته می‌شوند، طی کردند. اما از ژوئیه ۱۹۴۲ ماشین قتل نازیست‌ها به مرحله ویژه‌ای می‌رسد. یهودیان اخراج شده از سراسر اروپای غربی با قطارهای باربری مرتبا به آشویتس آورده می‌شوند. در مرحله اول پزشکان اس-اس در کنار سکوهای راه آهن، بیماران و ناتوانان را علامت گذاری می‌کنند. در مرحله بعد مادران و کودکانشان را از جمعیت جدا می‌کنند و به همراه گروه قبلی که بیشترشان سالخوردگان هستند به دو واحد مسکونی دهقانی که اتاق هایش را بازسازی کرده بودند فرستاده می‌شوند. این اتاق‌ها همان اتاق‌های گاز است. به سبب حجم بالا، از خود یهودیان برای سوزاندن اجساد و دفن همگانی آنها استفاده می‌شد. بقیه یهودی‌های جمع آوری شده را به اردوگاه‌های کار اجباری می‌فرستادند؛ اردوگاه‌هایی که قرار بود باعث پیشرفت اقتصادی آلمان شوند.

لینک دانلود:
bit.ly/1ub3BeE

#هولوکاست
#فاشیسم
#وزیر_بهداشت
@rahenow 🗿👈
Tavaana_TavaanaTech
@rahenow
این چند دقیقه ، میتواند سرمشق تمام ملت‌هایی باشد که عاشقانه #دیکتاتوری را می‌پرستند. @rahenow 🗿👈
اصولا مبنای #فاشیسم در هر نسخه و مکتب آن ، بر مبنای عشق سیاسی و رابطۀ عاطفی با رهبر است ... از رابطۀ عاشقانۀ ملت خل مشنگ آلمان در آن دوران با هیتلر بگیرید تا عشق دیوانه‌وار به استالین یا ستایش عاشقانۀ کوبایی‌ها نسبت به فیدل ... با این حال من هیچوقت نمی‌فهمم که چطور یک انسان میتواند عاشق رهبرش باشد ولی عاشق زن خودش نباشد ؟! حاضر است بخاطر همان شخص جان بدهد و مانند آب خوردن از زن و بچه‌اش بگذرد ، تقریبا در همۀ جوامع فاشیستی در طول تاریخ هم نمونه‌هایش پیدا میشود اما مهم‌ترین #پارادوکس موجود در این عشق‌ها یک طرفه بودن تمام آنهاست .

صاحبان قدرت در رژیم های ایدئولوژیک از آنجا که حاکمیت خود را ضرورت تاریخ میدانند غالبا به عنوان مالکین کشور عمل میکنند و در تصمیماتی که میگیرند چندان به سرنوشت مردمی که بر آنان حکومت میکنند اهمیتی نمی‌دهند ، شاید بهترین نمونه این حقیقت تلخ #هیتلر باشد

فرماندهان ارتش هیتلر در روزهای آخر جنگ وقتی آلمان در حال نابودی و ویرانی بود به وی پیشنهاد دادند تا برلین را ترک یا خود را تسلیم آمریکایی‌ها کند تا کشور بیش از این ویران نشود اما هیتلر در پاسخ‌شان یک جمله گفت : بگذارید آلمان نابود شود چون مردم آلمان باید تاوان نابودی امپراطوری من را با خون خودشان بدهند ... هیتلر میتوانست با تسلیم کردن کشور مانع کشته شدن تعداد بیشتری از آنها شود اما این کار را نکرد چون عشق او به مردم آلمان فقط تا زمانی ادامه داشت که به دردش می‌خورند.

@rahenow 🗿👈
#فاشیسم

كارل فریدریش فاشیسم را یكی از وجوه نظام‌های توتالیتاریسم دانسته و ویژگی‌های مشترک زیر را به هم پیوسته و مرتبط به هم را اساس چنین نظام‌هایی می‌داند:

1-ایدئولوژی مشترک
2-نظارت انحصاری بر تمام ابزار و وسایل مهم نظامی
3-نظارت انحصاری بر تمام وسایل و ابزار ارتباط عمومی
4-سیستم كنترل پلیسی ـ تروریستی
5-اقتصاد هدایت شده مركزی

اصول اساسی فاشیسم که موسولینی برخی از آن‌ها را در دانشنامه ایتالیا در سال ۱۹۳۲ میلادی ابراز داشته بود عبارتند از:

1-عدم اعتقاد به سودمند بودن صلح
2-مخالفت با اندیشه‌های سوسیالیستی
3-مخالفت با لیبرالیسم
4- تبعیت زندگی همه ی گروه‌ها از دولت 
5-تقدس پیشوا (رهبر) تا سرحد امکان
6-مخالفت با دموکراسی 
7-اعتقاد شدید به قهرمان‌پرستی
8-تبلیغ روح رزم‌جویی

@rahenow 🗿👈
جامعۀ بحران

🔹 «جامعۀ بحران»، این نامی است که می‌توان بر جامعۀ ایرانی نهاد. در این نوشتار می‌کوشیم عمیق‌ترین و کلان‌ترین دلیل این سرشت بحرانی جامعۀ ایرانی را بیان کنیم.

🔹 وقتی جامعه‌ای را «جامعۀ بحران» می‌نامیم، به این معناست که «بحران» به ویژگی ذاتی آن جامعه تبدیل شده است. ابعاد این بحران بر کسانی که دغدغۀ جدی و صادقانه نسبت به وضعیت جامعه دارند پوشیده نیست، و همۀ ابعاد حیات ما درنوردیده است. البته هرگز نباید این بحران را به امور سیاسی فروکاست و صرفاً سازمان سیاسی را ریشۀ این بحران پنداشت. عامل اصلی حتا از سیاست نیز کلان‌تر است و وضعیت سیاسی هم خود متأثر یا حتا معلول آن است.

🔹 دلیل این‌که سرشت جامعۀ ایرانی را باید «بحرانی» توصیف کرد این است که جامعه از بهبود وضع خود ناتوان (و نا امید) شده است، شاخص‌های اصلی آن نزولی است، مانند فرد بیماری که با هر بار آزمایش متوجه می‌شود وضعیت جسمانی‌اش ضعیف‌تر و شکننده‌تر شده است و مستعد بیماری‌های جدید است. پس معیار ما برای «بحرانی» نامیدن جامعۀ ایرانی وخامت جسمیِ آن است، در حالی که نمی‌تواند کیفیت سلامت خود را بهبود بخشد. ‍. . .

🔹 ریشۀ بحران کجاست؟ (در کنار مختصات سیاسی) مسئله این است که دو تودۀ عظیم هوای گرم و سرد به هم رسیده است. ما در مرحلۀ خاصی از تاریخ اجتماعی‌ِ ایران به سر می‌بریم و پیش از این هیچ‌گاه چنین وضعیتی را تجربه نکرده‌ایم. دو اَبَرنیروی اجتماعی به هم رسیده‌ است. نامگذاری این دو نیرو کمی دشوار است، اما فکر می‌کنم بهترین و پذیرفتنی‌ترین نامی که می‌توان بر این دو نیرو گذاشت همان «سنت» و «تجدد» (مدرنیته) است. این همان دو تودۀ عظیمی است که به همدیگر رسیده است. اما شاید بگویید در تمام دوران عصر جدید، حتی از دوران امیرکبیر و ناصرالدین‌شاه این جدال وجود داشت و چیز جدیدی نیست! آری، در دیرینه بودن این تضاد تردیدی نیست، اما نکتۀ اساسیِ جدید این است که این دو نیرو برای اولین بار عظمت و قدرتی برابر دارند.

🔹 برای فهم این مسئله باید به یاد آوریم که این تضاد اساسی در تاریخ عصر جدید ایران همواره خود را در جبهه‌ها و ساحت‌های مختلف بازتولید کرده است، از یک واحد اجتماعی کوچک مانند خانواده تا کلان‌ترین سطح جامعه، از دعوای سادۀ پدر و دختر تا دعوای کلان میان دین‌مداری و سکولاریسم، و . . . . اما تنها کافی است برای مثال نگاهی به انقلاب 57 بیندازیم تا ببینیم نیم‌قرن پیش نهاد سنت چه نیروی برتری داشت، به گونه‌ای که با کم‌ترین امکانات سخت‌افزاری حکومت را که نمایندۀ وجوه خاصی از مدرنیته بود ـ می‌توان گفت به سادگی ـ متلاشی کرد.

🔹 اما امروز این دو نیروی عظیم توانی برابری دارند و نوعی موازنۀ قوا شکل گرفته است. به گمانم این موازنۀ قوا همان عمیق‌ترین ریشۀ بحران‌زدگی جامعه ماست. موازنۀ قوا یعنی چه؟ به این چند گزاره دقت کنید:

1️⃣الف) سنت هنوز آن‌قدر قدرتمند است که بتواند حاکم باشد

1️⃣ب) اما آن‌قدر قدرتمند نیست که رقیب (مدرنیته) را از میدان به در کند

2️⃣الف) مدرنیته هنوز آن‎‌قدر قدرتمند نیست که بتواند سنت را به زیر کشد

2️⃣ب) اما آن‌قدر قدرتمند هست که بتواند سنت را به شدیدترین شکل به چالش کشد و تضعیف کند

🔹 نتیجۀ این وضعیت این شده است که زور دو نیروی سنت و مدرنیته به هم نمی‌رسد، دیگر این طور نیست که یکی بتواند طومار دیگری را بپیچد. بنابراین، توان آن‌ها صرف خنثاسازی یکدیگر می‌شود، نه بهبود وضعیت. تکلیف مردم این جامعه چیست؟ هیچ! آن‌ها میان این دو سنگ آسیا خرد و خردتر می‌شوند، زیرا جامعه نیروی خود را صرف تضارب و خنثاسازی متقابل می‌کند و اصلاً برای ساماندهی امور توانی برایش نمی‌ماند؛ و بدین‌سان جامعه به نوعی خودفلج‌سازی می‌رسد.

🔹 بزرگ‌ترین نقطه‌ضعف جامعۀ ما در عصر مدرن را نیز باید همین‌جا یافت: جامعۀ ایرانی نخواست یا نتوانست «آمیزه‌ای» از دو نیروی مدرن و سنتی خود بسازد، بلکه این دو نیرو صرف جدال و حذف یکدیگر شدند. . . . شاید هم هنوز زمان این تلفیق بزرگ فرانرسیده است، اما کار این دو نیرو چنان به ستیز با یکدیگر رسیده است که امید به آمیزه‌ای جدید فعلاً متوهمانه است، و طبق نظریۀ بناپارتیسم چنین جامعه‌ای بسیار مستعد #فاشیسم است.

#مهدی_تدینی
(خلاصه شده)
@rahenow 🗿👈
سخنرانی در نخستین کنگره جهانی نویسندگان پاریس،
ژوئن ۱۹۳۵

#فاشیسم معتقد است که در تربیت افراد کوتاهی شده. فاشیسم امید فراوانی به‌نفوذ در مغز انسان‌ها و تسخیر قلوب آنها بسته است. فاشیسم، تعلیم خشونت در مدارس، روزنامه‌ها و تآترها را به‌خشونت حاکم در شکنجه‌گاه‌های خویش می‌افزاید. آری، فاشیسم تمامی ملت را چنین تربیت می‌کند و در تمام طول روز، بی‌وقفه بدین امر مشغول است. فاشیسم نمی‌تواند چیز زیادی به‌تودهٔ مردم بدهد، چون سخت سرگرم «تربیت» انسان‌هاست. غذائی برای مردم ندارد، پس باید تقویت اراده و غلبهٔ بر نفس را تبلیغ کند. نمی‌تواند امر تولید را سر و سامان ببخشد و به‌جنگ نیاز دارد، پس باید به‌تقویت جرأت و روحیهٔ رزمندگی بپردازد. به‌فداکاری نیازمند است، پس باید به‌تشویق حس فداکاری در افراد دست بزند. اینها هم برای خود آرمان‌هائی هستند، توانائی‌هائی که از انسان‌ها خواسته می‌شود و بعضی نیز حتی آرمان‌ها و خواست‌های متعالی به‌شمار می‌آیند. ولی ما می‌دانیم که این آرمان‌ها در خدمت کدامین هدف است، تربیت‌کننده کیست و چه کسانی از چنین تربیتی بهره می‌گیرند: بی‌شک بهره‌گیران، تربیت‌شوندگان نیستند.

#برتولت_برشت
@rahenow 🗿👈
#فاشیسم


ﻓﺎﺷﯿﺴﻢ ﻓﯽ ﻧﻔﺴﻪ ﯾﮏ ﻣﺴﺄﻟﻪ رواﻧﺸﻨﺎﺧﺘﯽ ﻧﯿﺴﺖ وﻫﺮﮔﻮﻧﻪ ﺗﻼش ﺑﺮاي درك رﯾﺸﻪ ﻫﺎ و ﻧﻘﺶ ﺗﺎرﯾﺨﯽ آن ﺑﺮﺣﺴﺐ ﻣﻔﺎﻫﯿﻢ رواﻧﺸﻨﺎﺧﺘﯽ ﺿﺮورﺗﺎً در ﺳﻄﺢ ﻫﻤﺎن اﯾﺪﺋﻮﻟﻮژﯾﻬﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﻓﺎﺷﯿﺴﻢ ﻣﺮوج آﻧﻬﺎﺳﺖ ــ از ﺟﻤﻠﻪ اﯾﺪﺋﻮﻟﻮژيِ «ﻧﯿﺮوﻫﺎي ﺿﺪﻋﻘﻼﻧﯽ» [ ﻧﻬﻔﺘﻪ در ﺗﻮده ﻫﺎ ] ــ ﺑﺎﻗﯽ ﻣﯽ ﻣﺎﻧﺪ. اﮔﺮﭼﻪ ﻣﺒﻠّﻎ ﻓﺎﺷﯿﺴﺖ ﺑﺮﺧﯽ ﮔﺮاﯾﺸﻬﺎي ﺧﺎصِ ﻣﻮﺟﻮد در ﻣﺨﺎﻃﺒﺎن ﺧﻮﯾﺶ را ﺑﻪ ﮐﺎرﻣﯽﮔﯿﺮد، ﻟﯿﮑﻦ اﺳﺎﺳﺎً در ﻣﻘﺎم ﻧﻤﺎﯾﻨﺪه و ﺣﺎﻓﻆ ﻣﻨﺎﻓﻊ ﻗﺪرﺗﻤﻨﺪ اﻗﺘﺼﺎدي و ﺳﯿﺎﺳﯽ دﺳﺖ ﺑﻪ اﯾﻦ ﮐﺎرﻣﯽ زﻧﺪ.

ﺗﻤﺎﯾﻼت رواﻧﺸﻨﺎﺧﺘﯽ ﺑﻪ واﻗﻊ ﻋﻠﻞ ﺑﺮوزﻓﺎﺷﯿﺴﻢ ﻧﯿﺴﺘﻨﺪ، ﺑﻠﮑﻪ در ﺣﻘﯿﻘﺖ ﻓﺎﺷﯿﺴﻢ ﺗﻌﺮﯾﻒ ﮐﻨﻨﺪه ﻓﻀﺎﯾﯽ رواﻧﺸﻨﺎﺧﺘﯽ اﺳﺖ ﮐﻪ ﻣﯽ ﺗﻮاﻧﺪ ﻣﻮرد اﺳﺘﻔﺎده ﻣﻮﻓﻘﯿﺖ آﻣﯿﺰ ﻧﯿﺮوﻫﺎﯾﯽ ﻗﺮار ﮔﯿﺮد ﮐﻪ ﺑﻪ دﻻﯾﻞ ﮐﺎﻣﻼً ﻏﯿﺮ رواﻧﺸﻨﺎﺧﺘﯽ ودرﺟﻬﺖ ﻣﻨﺎﻓﻊ ﺷﺨﺼﯽ، ﻓﺎﺷﯿﺴﻢ را ﺗﺮوﯾﺞ ﻣﯽ ﮐﻨﻨﺪ. ﻫﻨﮕﺎﻣﯽ ﮐﻪ ﺗﻮده ﻫﺎ اﺳﯿﺮ ﺗﺒﻠﯿﻐﺎت ﻓﺎﺷﯿﺴﺘﯽ ﻣﯽ ﺷﻮﻧﺪ، آﻧﭽﻪ ﺑﻪ وﺿﻮح رخ ﻣﯽدﻫﺪ، ﻧﻪ ﺗﺠﻠﯽِ ﺧﻮداﻧﮕﯿﺨﺘﻪ و اوﻟﯿﻪ ﻏﺮاﯾﺰ و ﮐﺸﺸﻬﺎ، ﺑﻠﮑﻪ ﻧﻮﻋﯽ اﺣﯿﺎيِ ﻣﺠﺪد و ﺷﺒﻪﻋﻠﻤﯽِ رواﻧﺸﻨﺎﺳﯽ آﻧﻬﺎﺳﺖ ــ ﯾﻌﻨﯽ ﻫﻤﺎن ﭘﺲرويِ ﻣﺼﻨﻮﻋﯽ ﮐﻪ ﻓﺮوﯾﺪ در ﺑﺮرﺳﯽ ﮔﺮوﻫﻬﺎي ﺳﺎزﻣﺎن ﯾﺎﻓﺘﻪ ﺑﻪ ﺗﻮﺻﯿﻒ آن ﻣﯽ ﭘﺮدازد.

رواﻧﺸﻨﺎﺳﯽ ﺗﻮده ﻫﺎ از ﺳﻮي رﻫﺒﺮان آﻧﺎن ﺗﺴﺨﯿﺮﮔﺸﺘﻪ و ﺑﻪ اﺑﺰاري ﺑﺮاي ﺳﻠﻄﻪ ﺑﺮآﻧﺎن ﺗﺒﺪﯾﻞ ﺷﺪه اﺳﺖ .اﯾﻦ رواﻧﺸﻨﺎﺳﯽ ﺧﻮد را ﻣﺴﺘﻘﯿﻤﺎً وﺑﻪ ﻣﯿﺎﻧﺠﯽ ﺟﻨﺒﺸﻬﺎي ﺗﻮد ه اي ﺑﯿﺎن ﻣﯽﮐﻨﺪ. اﯾﻦ ﭘﺪﯾﺪه اﻣﺮي ﺳﺮاﭘﺎ ﺟﺪﯾﺪ ﻧﯿﺴﺖ، زﯾﺮا ﺷﺒﺢ آن از ﻗﺒﻞ در ﺗﻤﺎﻣﯽ ﺟﻨﺒﺸﻬﺎي ﺿﺪاﻧﻘﻼﺑﯽ ﺳﺮاﺳﺮ ﺗﺎرﯾﺦ ﻣﺸﻬﻮد ﺑﻮد .رواﻧﺸﻨﺎﺳﯽ ﺧﯿﻠﯽ ﺑﯿﺶ ازآن ﮐﻪ ﻣﻨﺸﺄ ﻓﺎﺷﯿﺴﻢ ﺑﺎﺷﺪ، ﺻﺮﻓﺎً ﯾﮑﯽ از ﻋﻨﺎﺻﺮ ﺳﺎزﻧﺪه ﻧﻈﺎﻣﯽ ﺗﺤﻤﯿﻠﯽ اﺳﺖ ﮐﻪ ﻧﻔﺲِ ﺗﻤﺎﻣﯿﺖ و ﻓﺮاﮔﯿﺮ ﺑﻮدن آن ﺿﺮورﺗﺎً از ﺗﻮان ﺑﺎﻟﻘﻮه ﻣﻘﺎوﻣﺖ ﺗﻮده اي، ﯾﻌﻨﯽ از ﻋﻘﻼﻧﯿﺖ ﺧﻮد ﺗﻮده ﻫﺎ، ﻧﺎﺷﯽ ﻣﯽ ﺷﻮد.
.
📚 #نظریه_فرویدی_و_الگوی_تبلیغات_فاشیستی
#تئودور_آدرنو

#جامعه_شناشی
@rahenow
✔️انسان یک کتابی چگونه میاندیشد .
حتما شنیده ایدکه
از آنی که یک کتابخانه دارد نترسید , از ان بترسید که یک کتاب دارد
چون انسان یک کتابی , انسان جزم اندیش و ایدئولوگ است
و رفته رفته کارش به جاهای خطرناک میکشد

اینها همه از لحاظ ماهیت یک جور هستند, رفته رفته آدم یک کتابی خودش را از دیگران جدا میکند و این تصور برایش پیش می آید که ازدیگران بهتر و بالاتر است

و رفته رفته یک نوع #فاشیسم را ایجاد میکند .


تا انجا پیش میروند که :

"هر چه من میگویم درست است "
"دین من بهترین ادیان است "
"من بهترین ادم هستم "
"نژاد من بهترین نژادهاست "
"تمدن ما بالاترین تمدنهاست "
#بهرام_مشیری
@rahenow 🗿👈