@rahenow
566 subscribers
15.8K photos
10.4K videos
352 files
2.92K links
#راه_نو
انسان‌ها تا آگاه نشده‌اند هیچ‌گاه عصیان نمی‌کنند و تا عصیان نکنند نمیتوانند آگاه شوند.
Download Telegram
@rahenow 🗿👈
#بنیتو_موسولینی ، بنیانگذار مکتب #فاشیسم و حاکم #ایتالیا ، به " ساده زیستی " معروف بود و هیچ علاقه ای به پول و ثروت و زندگی لوکس و شاهانه نداشت ، اما وزیران و مدیران زیر دستش اکثرا دزد و فاسد بودند . موسولینی هم کاری به کار آنها نداشت تا مادامی که از حیث سیاسی به او وفادار بودند . اما کافی بود کوچک ترین نشانه ای از بی وفایی در آنها ببیند که در این صورت پته آنها را روی آب می انداخت و مجازاتشان می کرد . در غالب کشور های #دیکتاتوری این قانون طلایی از طرف #حاکم بزرگ وضع شده و اجرا می شود : " کارگزاران حکومتی شما آزادید هر چه می خواهید بدزدید ، فقط به این شرط که به من وفادار باشید ... "
@rahenow 🗿👈
📌چه شد که فرعون ادعای خدایی کرد؟
#احمد_حاشیه_ساز

🔹مولوی جلال الدین محمد بلخی، در دفتر سوم مثنوی معنوی، علت اصلی تفرعن را نه خود شخص، که به نحوه تعامل اطرافیان با وی بازمیگرداند. مولوی میگوید:

سجدهٔ خلق از زن و از طفل و مرد
زد دل فرعون را رنجور کرد

که به دعوی الهی شد دلیر
اژدها گشت و نمی‌شد هیچ سیر

یعنی آن قدر مردم در برابر فرعون اظهار خاکساری و تعظیم کرده و او را بیش از حد ستودند، که کم کم این وهم به باور فرعون آمد که به راستی خداست، فلذا ادعای ربوبیت نمود. این نکته بسیار مهم و راهگشایی در فهم علت انحراف حاکمان است: چه بسا افراد معمولی یا حتی پاک و وارسته ای که چون به قدرت میرسند، در اثر تلقین و تعریف اطرافیان، دچار وهم میشوند و خود را فرزانه و حکیم و مبرا از خطا و انحراف میپندارند.

🔹باری ملای رومی، در ضمن حکایتی دیگر در همان دفتر سوم مثنوی، این نکته را هم گوشزد میکند که گاهی در موقعیت هایی خاص، اژدهای نفس انسان بیدار و هوشیار میشود و خویشتن و دیگران را میبلعد. آن حکایت چنین است:

"یک نفر مارگیر در صبح یک روز زمستانی، مار اژدها مانندی را در بیابان میابد. مار در اثر سرما، افسرده بود و مارگیر گمان کرد که مرده است. مارگیر، اژدها را در بند میکند و به شهر بغداد میبرد، تا به نمایش عمومی بگذارد. مردم شهر باخبر شده و جمعیت انبوهی برای تماشای اژدها، گرد میایند. زمانی میگذرد و کم کم خورشید بالا میاید. تابش خورشید بر بدن مار افسرده، به آن جانی تازه میبخشد. مار ناگهان برمیجهد و بندهایی را که مارگیر بر پیکرش انداخته، میگسلد و به جان مردم میافتد و عده ای را طعمه خود میکند."

نفست اژدرهاست او کی مرده است
از غم و بی آلتی افسرده است

اژدها را دار در برف فراق
هین مکش او را به خورشید عراق

🔹این دو حکایت برای فهم روابط #قدرت در روزگار ما، فوق العاده آموزنده و راهنماست. اینست که برای یک حکمرانی عادلانه و سعادت پرور، اتکا و اعتماد به تقوای فرد حاکم کفایت نمیکند؛ اطرافیان و زیردستان هم باید تقوا پیشه کنند و در عوض #مجیزگویی و چاپلوسی، مدام عیوب #حاکم را در پیش چشمش بیاورند و وی را بیمحابا، در موضع نقد بنشانند. حتی به نظر میرسد که عقلای بشر، تفکیک قوا و تجزیه قدرت و نیز محدودیت زمانی برای حکومت یک فرد را با همین مقاصد تدوین و توصیه کرده اند. پس نهادهای ناظر نیز باید به وظیفه خود عمل کرده و از توجیهات بیجا بپرهیزند.

🔹همچنان که هیچ بعید نیست شخصی در ابتدای کاری، وارسته و بی اعتنا به دنیا و مواهب آن باشد، ولی در اثر تابش آفتاب قدرت بر پیکرش، اژدهای نفس قدرت طلبش بیدار و هوشیار گردد و خود و حتی ملتی را به آتش #استبداد و ظلم بسوزد.

adalat_khaneh
@rahenow 🗿👈