@rahenow
566 subscribers
15.8K photos
10.4K videos
352 files
2.92K links
#راه_نو
انسان‌ها تا آگاه نشده‌اند هیچ‌گاه عصیان نمی‌کنند و تا عصیان نکنند نمیتوانند آگاه شوند.
Download Telegram
@rahenow🗿👈
«در آينده جذاب ترین کلاس مدرسه کلاس تاریخ خواهد بود. چقدر با خواندن این دوره تاریخی ای که ما هستیم می خندند. می خوانند در سال ۹۵ یک سری تمام انرژی شان را معطوف کرده بودند که مردم در یک مسابقه فوتبال خوشحالی نکنند. یک روز می گفتند "پیگیر پخش نشدن مسابقه ایران و کره از صداوسیما هستیم" روز دیگر به سفارت کره می رفتند تا رایزنی کنند مسابقه لغو شود"

دانش آموزان از معلم شان می پرسند: اینا واقعا اینجوری بودن یا مسخره بازی در می آوردن؟ و معلم با افسوس می گوید واقعا اینجوری بودند! معلم باید از شکاف بگوید. شکافی که بین مردم و زمامداران بود. دوره ای که نه آنها به اینها اعتماد داشتند نه اینها به آنها!

این روزها هم رسانه ها از "توهین کره ای ها به ایران" می گویند و من تعجب می کنم که چه توهینی؟ ما چه دوست داشته باشیم چه نه کشوری عجیب هستیم. هر روز داریم با این واقعیت می جنگیم و به خودمان را دلداری می دهیم که پرفسور سمیعی داریم، هشتاد و پنج درصد ناسا در ید قدرت ایرانی است و میزبان مسابقات جهانی شطرنج هستیم و دولتمان هم با اروپایی ها حشر و نشر دارد. ولی باید قبول کنیم وقتی از ملتی دو صدا بلند می شود، هرچقدر هم که یکی از این صداها آرام، نجیب و صلح جویانه باشد باز سوال ماذا فازا در ذهن بیگانه شکل می گیرد و نمی تواند قضیه را هضم کند.

بهرحال آبروی ما در جهان هشت سال در دست کسی بود که می خواست پول بدهد تا شورای امنیت به نفع ما رای دهد، پول می داد تا نخست وزیر یک کشور زیر پونز با او ملاقات کند و پول می داد تا توهماتش را ثابت کند. بیشتر از این نمی شود انتظار داشت.»

نوشته‌ی آیدین سیار،طنزنویس- برگرفته از ایستاگرام نویسنده
goo.gl/NGVtVJ
عکس:
حسین الله‌کرم (انصار حزب‌الله)، سردار ابراهیم جباری، فرمانده سپاه و محمود کریمی (مداح)
منبع: کانال توانا
https://telegram.me/joinchat/DKOOND4RvkA6HSDtHHMhog
چاره‌ای ندارم جز آن‌که اولین نفر باشم!

@rahenow 🗿👈
در دهة ۱۹۶۰ که جنبش‌های مدنی در #آمریکا به اوج خود رسیده بود و در روزهایی که #مارتین_لوترکینگ در سخنرانی‌های خیابانی با ترجیع‌بند «من یک آرزو دارم» میلیون‌ها سیاه‌پوست و طرفدار #جنبش_مدنی را به ذوق می‌آورد؛ دیگرانی بودند که به شیوه خود #مبارزه می‌کردند.
گروهی که در قاره‌ای دیگر جنبش‌های خشن #حقوق سیاه‌پوست‌ها را در دوران آپارتاید در آفریقای جنوبی رهبری می‌کردند. همان شیوه کاملا خشنی که تا سال‌ها بعدتر نقد شد. روزهایی که حتی نلسون ماندلایی که بعدتر شناختیم‌اش نیز چهره دیگری داشت و هنوز درگیر به‌آتش‌کشاندن سوپرمارکت‌ها بود. آن‌روزها #ماندلا (1961) در مصاحبه‌ای تلویزیونی به صراحت می‌گفت که: «بی‌فایده و عبث است که حرف از صلح و عدم خشونت بزنیم».
به این ترتیب دو نوع از مبارزه را می‌شناختیم، #مبازره_مدنی به شیوه لوترکینگ و مبارزات خشن به شیوه «کنگره ملی آفریقا». همین مقایسه‌های میان این دو شیوه مبارزه بود که از ماندلای خشن روزگار مبارزه، ماندلایی آرام و نمادی از یک مبارزه‌گری مدنی و ضدخشونت ساخت. #تاریخ نشان داد مبارزات مدنی ماندگارتر و پایدارتر بودند و مبارزات خشن اغلب ناکام و در بلندمدت یک فاجعه!

شیوه سوم برای دستیابی به حقوق
اما در مقابل این دو شیوه کاملا متفاوت؛ می‌توان به شیوه سومی در پیش‌برد خواسته‌های #مدنی نیز پرداخت. شیوه سومی که فیلم «چهره‌ها/اعداد پنهان» (Hidden Figures) بر آن تمرکز کرده است. شیوه سومی که کمتر مورد توجه پژوهشگران عرصه جنبش‌های مدنی قرار گرفته است. فیلمی که در مورد سه زنِ پیشروی سیاه‌پوست است. چهره‌های پنهانی که درست در همان زمانی که لوترکینگ در دفاع از حقوق سیاهان مبارزه می‌کرد؛ و بر صفحه‌های نخست روزنامه‌ها جاخوش داشت و خیابان‌ها را تسخیر می‌کرد، این چهره‌های پنهان‌شده از تیتر نخست رسانه‌ای، تاثیرات فراتر از انتظاری داشتند.
در این فیلم داستان زندگی سه زنی روایت می‌شود که هر یک به‌گونه‌ای محیط نزدیک خود را تحت تاثیر قرار دادند. این زن‌ها در آن سال‌ها به عنوان محاسبه‌گر وارد #ناسا شده بودند. شغلِ درجه دوم علمی که نقشی در حد و اندازة ماشین حساب هوشمند امروزی داشتند. کسانی که فرمول‌ها و توابع ریاضی را در زمان اندکی و با شیوه‌هایی خلاقانه محاسبه می‌کردند. سه #زن سیاه پوست که هر یک توانست بیش از اندازه و سقف تعیین شده حرکت کند.
یکی از این سه زن به نام کاترین (K. G. Johnson) در پروژه مرکوری توانست به حدی بدرخشد که فراتر از یک محاسبه‌گر در تغییر توابع محاسباتی، پیشنهاداتی ارائه دهد. او توانست در تحقق چشم‌انداز کندی در سفر به ماه نقش خویش را ایفا کند. او به عنوان یک «زن سیاه‌پوست محاسبه‌گر» در مقابل «مرد سفیدپوست مهندس» به سختی توانست گروهِ اندک همکاران خود را وادار به پذیرش توانمندی‌های خود کند. زمانی که کاترین مجبور بود به مانند هر رنگین پوست دیگری، حتی در طبیعی‌ترین نیازِ انسانی‌اش به اجبار به دستشویی مخصوص زنان رنگین‌پوست برود و به دلیل آن که تا پیش از آن رنگین‌پوست‌ها تا این اندازه به #نخبگان نزدیک نشده بودند؛ برای هر بار دستشویی ۴۰ دقیقه‌زمان صرف کند؛ تا به نزدیکترین دستشویی زنان رنگین‌پوست برسد. مدیرانش را مجبور کرد تا بپذیرند دستشویی رنگین‌پوستان از سفیدپوستان متفاوت نباشد. درست از همین‌جا تشکیک‌ها برای مردان سفیدپوست آغاز شد! تشکیک‌ها همیشه از بدیهی‌ترین‌ها آغاز می‌شود؛ وقتی شما جلوی پیش پا افتاده‌ترین قوانین یک علامت سوال قرار می‌دهید.
زن دوم مری (M. Jackson) با شکایت قضایی دانشگاه را مجبور کرد تا او را در دورة مهندسی بپذیرد؛ تا نخستین زن مهندس سیاه‌پوست در ناسا شود. او در دادگاهش گفت: «چاره‌ای ندارم جز آن‌که اولین نفر باشم!»
سومین زن درتی (D. Vaughan) اما راه دیگری را طی کرد. فناوری نوظهور محاسبات کامپیوتری و شکل‌گیری کامپیوترها توانست برای یک زن سیاه‌پوست نردبان صعود شود. به همین دلیل فناوری نوظهور تنها یک تغییر ابزار فنی نبود؛ بلکه بیش از آن، تغییردهنده شرایط بازی و ایجاد شرایط جدید بود.

حوزه نوآوری و شیوه سوم
۱-شیوه سوم الگوساز است. آن‌ها، یک مثال قابل ذکر برای دیگرانی شدند که به دنبال یک نمونه موفق می‌گشتند. ما برای بهبود نیازمند مثال‌ها هستیم؛ نیازمند نمونه‌های موفق.
۲- هر سه زن از موهبت زیستن در نظام #علم و #فناوری بهره می‌بردند. نهادهای علم و فناوری بیش‌تر از هر حوزه‌ای مستعد مواجهه با تغییرات است.
۳-این سه زن به شیوه خود از ابزارهای مختلف یعنی نظام منفعتی (کارکرد بهتر از رقباء سفیدپوست)، نظام آموزشی (نظام مستعد تغییر) و نهایتا فناوری‌های نوظهور (رشد محاسبات کامپیوتری) بهره جستند. شیوه آن سه زن، چنین بود: آن‌قدر پیشرفت کن تا مجبور به پذیرش‌ات شوند!
💭 #امیر_ناظمی
#سیاست #علوم_سیاسی

@rahenow 🗿👈
🔴فرود موفقیت‌آمیز کاوشگر #ناسا بر سطح #مریخ

🔸این کاوشگر که "اینسایت" نام دارد، پس از سفر ۵۴۸ میلیون کیلومتری در عرض ۶ ماه به مقصد خود رسیده.

🔸ماموریت دو ساله‌ی اینسایت، تحقیق بر روی لایه‌های درونی مریخ، یافتن منشا لرزه‌ها و راز شکل‌گیری این سیاره سرخ است.

@rahenow 🗿👈