#مارتین_لوترکینگ
هیچ چیز خطرناکتر از آن نیست که حکومت جامعه ای بسازد کـه اکثر مردم احساس کنند که در آن هیچ سهمی ندارند ...!!
@rahenow 🗿👈
هیچ چیز خطرناکتر از آن نیست که حکومت جامعه ای بسازد کـه اکثر مردم احساس کنند که در آن هیچ سهمی ندارند ...!!
@rahenow 🗿👈
✅نکته ای است که من باید با شما در میان بگذارم، شمایی که بر سکوی این صفحه داغ ایستاده اید صحنه ای که مارا به کاخ عظیم دادخواهی رهنمون می کند. در اثنایی دادخواهی نباید مرتکب بی دادگری شویم. نباید تشنگی آزادی را با نوشیدن از جام نفرت رفع کنیم. ما باید همواره مبارزه مان را بر فراز بلند بالهای نظم و وقار نگه داریم. مبادا شان این اعتراض را با خشونت های فیزیکی فرو کاهیم. ما همواره برخوردهای فیزیکی را با ارتفاعات با شکوه قدرت روح مان پاسخ خواهیم داد.
#مارتین_لوترکینگ
سخنرانی تاریخی با عنوان:
«رویایی دارم»
@rahenow 🗿👈
#مارتین_لوترکینگ
سخنرانی تاریخی با عنوان:
«رویایی دارم»
@rahenow 🗿👈
من بارها کلمه «صبر کنيد» را شنيدهام
اين «صبر» تقريباً به معنای «هرگز» است
آنانکه اجرای عدالت را بارها به تاخیر انداختند قصد تحقق آنرا ندارند!
#مارتین_لوترکینگ
@rahenow 🗿👈
اين «صبر» تقريباً به معنای «هرگز» است
آنانکه اجرای عدالت را بارها به تاخیر انداختند قصد تحقق آنرا ندارند!
#مارتین_لوترکینگ
@rahenow 🗿👈
چارهای ندارم جز آنکه اولین نفر باشم!
@rahenow 🗿👈
در دهة ۱۹۶۰ که جنبشهای مدنی در #آمریکا به اوج خود رسیده بود و در روزهایی که #مارتین_لوترکینگ در سخنرانیهای خیابانی با ترجیعبند «من یک آرزو دارم» میلیونها سیاهپوست و طرفدار #جنبش_مدنی را به ذوق میآورد؛ دیگرانی بودند که به شیوه خود #مبارزه میکردند.
گروهی که در قارهای دیگر جنبشهای خشن #حقوق سیاهپوستها را در دوران آپارتاید در آفریقای جنوبی رهبری میکردند. همان شیوه کاملا خشنی که تا سالها بعدتر نقد شد. روزهایی که حتی نلسون ماندلایی که بعدتر شناختیماش نیز چهره دیگری داشت و هنوز درگیر بهآتشکشاندن سوپرمارکتها بود. آنروزها #ماندلا (1961) در مصاحبهای تلویزیونی به صراحت میگفت که: «بیفایده و عبث است که حرف از صلح و عدم خشونت بزنیم».
به این ترتیب دو نوع از مبارزه را میشناختیم، #مبازره_مدنی به شیوه لوترکینگ و مبارزات خشن به شیوه «کنگره ملی آفریقا». همین مقایسههای میان این دو شیوه مبارزه بود که از ماندلای خشن روزگار مبارزه، ماندلایی آرام و نمادی از یک مبارزهگری مدنی و ضدخشونت ساخت. #تاریخ نشان داد مبارزات مدنی ماندگارتر و پایدارتر بودند و مبارزات خشن اغلب ناکام و در بلندمدت یک فاجعه!
شیوه سوم برای دستیابی به حقوق
اما در مقابل این دو شیوه کاملا متفاوت؛ میتوان به شیوه سومی در پیشبرد خواستههای #مدنی نیز پرداخت. شیوه سومی که فیلم «چهرهها/اعداد پنهان» (Hidden Figures) بر آن تمرکز کرده است. شیوه سومی که کمتر مورد توجه پژوهشگران عرصه جنبشهای مدنی قرار گرفته است. فیلمی که در مورد سه زنِ پیشروی سیاهپوست است. چهرههای پنهانی که درست در همان زمانی که لوترکینگ در دفاع از حقوق سیاهان مبارزه میکرد؛ و بر صفحههای نخست روزنامهها جاخوش داشت و خیابانها را تسخیر میکرد، این چهرههای پنهانشده از تیتر نخست رسانهای، تاثیرات فراتر از انتظاری داشتند.
در این فیلم داستان زندگی سه زنی روایت میشود که هر یک بهگونهای محیط نزدیک خود را تحت تاثیر قرار دادند. این زنها در آن سالها به عنوان محاسبهگر وارد #ناسا شده بودند. شغلِ درجه دوم علمی که نقشی در حد و اندازة ماشین حساب هوشمند امروزی داشتند. کسانی که فرمولها و توابع ریاضی را در زمان اندکی و با شیوههایی خلاقانه محاسبه میکردند. سه #زن سیاه پوست که هر یک توانست بیش از اندازه و سقف تعیین شده حرکت کند.
یکی از این سه زن به نام کاترین (K. G. Johnson) در پروژه مرکوری توانست به حدی بدرخشد که فراتر از یک محاسبهگر در تغییر توابع محاسباتی، پیشنهاداتی ارائه دهد. او توانست در تحقق چشمانداز کندی در سفر به ماه نقش خویش را ایفا کند. او به عنوان یک «زن سیاهپوست محاسبهگر» در مقابل «مرد سفیدپوست مهندس» به سختی توانست گروهِ اندک همکاران خود را وادار به پذیرش توانمندیهای خود کند. زمانی که کاترین مجبور بود به مانند هر رنگین پوست دیگری، حتی در طبیعیترین نیازِ انسانیاش به اجبار به دستشویی مخصوص زنان رنگینپوست برود و به دلیل آن که تا پیش از آن رنگینپوستها تا این اندازه به #نخبگان نزدیک نشده بودند؛ برای هر بار دستشویی ۴۰ دقیقهزمان صرف کند؛ تا به نزدیکترین دستشویی زنان رنگینپوست برسد. مدیرانش را مجبور کرد تا بپذیرند دستشویی رنگینپوستان از سفیدپوستان متفاوت نباشد. درست از همینجا تشکیکها برای مردان سفیدپوست آغاز شد! تشکیکها همیشه از بدیهیترینها آغاز میشود؛ وقتی شما جلوی پیش پا افتادهترین قوانین یک علامت سوال قرار میدهید.
زن دوم مری (M. Jackson) با شکایت قضایی دانشگاه را مجبور کرد تا او را در دورة مهندسی بپذیرد؛ تا نخستین زن مهندس سیاهپوست در ناسا شود. او در دادگاهش گفت: «چارهای ندارم جز آنکه اولین نفر باشم!»
سومین زن درتی (D. Vaughan) اما راه دیگری را طی کرد. فناوری نوظهور محاسبات کامپیوتری و شکلگیری کامپیوترها توانست برای یک زن سیاهپوست نردبان صعود شود. به همین دلیل فناوری نوظهور تنها یک تغییر ابزار فنی نبود؛ بلکه بیش از آن، تغییردهنده شرایط بازی و ایجاد شرایط جدید بود.
حوزه نوآوری و شیوه سوم
۱-شیوه سوم الگوساز است. آنها، یک مثال قابل ذکر برای دیگرانی شدند که به دنبال یک نمونه موفق میگشتند. ما برای بهبود نیازمند مثالها هستیم؛ نیازمند نمونههای موفق.
۲- هر سه زن از موهبت زیستن در نظام #علم و #فناوری بهره میبردند. نهادهای علم و فناوری بیشتر از هر حوزهای مستعد مواجهه با تغییرات است.
۳-این سه زن به شیوه خود از ابزارهای مختلف یعنی نظام منفعتی (کارکرد بهتر از رقباء سفیدپوست)، نظام آموزشی (نظام مستعد تغییر) و نهایتا فناوریهای نوظهور (رشد محاسبات کامپیوتری) بهره جستند. شیوه آن سه زن، چنین بود: آنقدر پیشرفت کن تا مجبور به پذیرشات شوند!
💭 #امیر_ناظمی
#سیاست #علوم_سیاسی
@rahenow 🗿👈
@rahenow 🗿👈
در دهة ۱۹۶۰ که جنبشهای مدنی در #آمریکا به اوج خود رسیده بود و در روزهایی که #مارتین_لوترکینگ در سخنرانیهای خیابانی با ترجیعبند «من یک آرزو دارم» میلیونها سیاهپوست و طرفدار #جنبش_مدنی را به ذوق میآورد؛ دیگرانی بودند که به شیوه خود #مبارزه میکردند.
گروهی که در قارهای دیگر جنبشهای خشن #حقوق سیاهپوستها را در دوران آپارتاید در آفریقای جنوبی رهبری میکردند. همان شیوه کاملا خشنی که تا سالها بعدتر نقد شد. روزهایی که حتی نلسون ماندلایی که بعدتر شناختیماش نیز چهره دیگری داشت و هنوز درگیر بهآتشکشاندن سوپرمارکتها بود. آنروزها #ماندلا (1961) در مصاحبهای تلویزیونی به صراحت میگفت که: «بیفایده و عبث است که حرف از صلح و عدم خشونت بزنیم».
به این ترتیب دو نوع از مبارزه را میشناختیم، #مبازره_مدنی به شیوه لوترکینگ و مبارزات خشن به شیوه «کنگره ملی آفریقا». همین مقایسههای میان این دو شیوه مبارزه بود که از ماندلای خشن روزگار مبارزه، ماندلایی آرام و نمادی از یک مبارزهگری مدنی و ضدخشونت ساخت. #تاریخ نشان داد مبارزات مدنی ماندگارتر و پایدارتر بودند و مبارزات خشن اغلب ناکام و در بلندمدت یک فاجعه!
شیوه سوم برای دستیابی به حقوق
اما در مقابل این دو شیوه کاملا متفاوت؛ میتوان به شیوه سومی در پیشبرد خواستههای #مدنی نیز پرداخت. شیوه سومی که فیلم «چهرهها/اعداد پنهان» (Hidden Figures) بر آن تمرکز کرده است. شیوه سومی که کمتر مورد توجه پژوهشگران عرصه جنبشهای مدنی قرار گرفته است. فیلمی که در مورد سه زنِ پیشروی سیاهپوست است. چهرههای پنهانی که درست در همان زمانی که لوترکینگ در دفاع از حقوق سیاهان مبارزه میکرد؛ و بر صفحههای نخست روزنامهها جاخوش داشت و خیابانها را تسخیر میکرد، این چهرههای پنهانشده از تیتر نخست رسانهای، تاثیرات فراتر از انتظاری داشتند.
در این فیلم داستان زندگی سه زنی روایت میشود که هر یک بهگونهای محیط نزدیک خود را تحت تاثیر قرار دادند. این زنها در آن سالها به عنوان محاسبهگر وارد #ناسا شده بودند. شغلِ درجه دوم علمی که نقشی در حد و اندازة ماشین حساب هوشمند امروزی داشتند. کسانی که فرمولها و توابع ریاضی را در زمان اندکی و با شیوههایی خلاقانه محاسبه میکردند. سه #زن سیاه پوست که هر یک توانست بیش از اندازه و سقف تعیین شده حرکت کند.
یکی از این سه زن به نام کاترین (K. G. Johnson) در پروژه مرکوری توانست به حدی بدرخشد که فراتر از یک محاسبهگر در تغییر توابع محاسباتی، پیشنهاداتی ارائه دهد. او توانست در تحقق چشمانداز کندی در سفر به ماه نقش خویش را ایفا کند. او به عنوان یک «زن سیاهپوست محاسبهگر» در مقابل «مرد سفیدپوست مهندس» به سختی توانست گروهِ اندک همکاران خود را وادار به پذیرش توانمندیهای خود کند. زمانی که کاترین مجبور بود به مانند هر رنگین پوست دیگری، حتی در طبیعیترین نیازِ انسانیاش به اجبار به دستشویی مخصوص زنان رنگینپوست برود و به دلیل آن که تا پیش از آن رنگینپوستها تا این اندازه به #نخبگان نزدیک نشده بودند؛ برای هر بار دستشویی ۴۰ دقیقهزمان صرف کند؛ تا به نزدیکترین دستشویی زنان رنگینپوست برسد. مدیرانش را مجبور کرد تا بپذیرند دستشویی رنگینپوستان از سفیدپوستان متفاوت نباشد. درست از همینجا تشکیکها برای مردان سفیدپوست آغاز شد! تشکیکها همیشه از بدیهیترینها آغاز میشود؛ وقتی شما جلوی پیش پا افتادهترین قوانین یک علامت سوال قرار میدهید.
زن دوم مری (M. Jackson) با شکایت قضایی دانشگاه را مجبور کرد تا او را در دورة مهندسی بپذیرد؛ تا نخستین زن مهندس سیاهپوست در ناسا شود. او در دادگاهش گفت: «چارهای ندارم جز آنکه اولین نفر باشم!»
سومین زن درتی (D. Vaughan) اما راه دیگری را طی کرد. فناوری نوظهور محاسبات کامپیوتری و شکلگیری کامپیوترها توانست برای یک زن سیاهپوست نردبان صعود شود. به همین دلیل فناوری نوظهور تنها یک تغییر ابزار فنی نبود؛ بلکه بیش از آن، تغییردهنده شرایط بازی و ایجاد شرایط جدید بود.
حوزه نوآوری و شیوه سوم
۱-شیوه سوم الگوساز است. آنها، یک مثال قابل ذکر برای دیگرانی شدند که به دنبال یک نمونه موفق میگشتند. ما برای بهبود نیازمند مثالها هستیم؛ نیازمند نمونههای موفق.
۲- هر سه زن از موهبت زیستن در نظام #علم و #فناوری بهره میبردند. نهادهای علم و فناوری بیشتر از هر حوزهای مستعد مواجهه با تغییرات است.
۳-این سه زن به شیوه خود از ابزارهای مختلف یعنی نظام منفعتی (کارکرد بهتر از رقباء سفیدپوست)، نظام آموزشی (نظام مستعد تغییر) و نهایتا فناوریهای نوظهور (رشد محاسبات کامپیوتری) بهره جستند. شیوه آن سه زن، چنین بود: آنقدر پیشرفت کن تا مجبور به پذیرشات شوند!
💭 #امیر_ناظمی
#سیاست #علوم_سیاسی
@rahenow 🗿👈
مردم وقتی احساس کنند که
در جامعه سهمی دارند
از آن محافظت میکنند؛
اما اگر این حس را نداشته باشند،
آن جامعه را به نابودی خواهند کشاند...!
#مارتین_لوترکینگ
@rahenow 🗿👈
در جامعه سهمی دارند
از آن محافظت میکنند؛
اما اگر این حس را نداشته باشند،
آن جامعه را به نابودی خواهند کشاند...!
#مارتین_لوترکینگ
@rahenow 🗿👈
فراعنه نمیتوانند برده رﺍ به وجود آورند. زیرا برده ها هم تعدادشاﻥ زیاد است هم قدرتشان. ﺩر نتیجه این خود برده ها هستند که فرعون ها رﺍ میسازند.
#مارتین_لوترکینگ
@rahenow 🗿👈
#مارتین_لوترکینگ
@rahenow 🗿👈
«مظلومان تا ابد مظلوم باقی نمیمانند و اگر انرژی آنها از طريق بیخشونتی آزاد نشود، به خشونت روی میآورند؛ اين يک تهديد نيست يک حقيقت تاريخی است!»
#مارتین_لوترکینگ
@rahenow 🗿👈
#مارتین_لوترکینگ
@rahenow 🗿👈
این جملات را بخوانید و بیندیشد:
#ژوزف_استالین :
«تصمیم» با «رأیدهندگان» نیست؛ با کسانی است که «رأی»ها را «شمارش» میکنند!
#بزرگ_علوی :
با کشتنِ «شپش»، سر از «خارش» خلاص نمیشود، شپشِ دیگری، همان «مأموریت» را انجام میدهد؛ سر را باید «ضدِعفونی» کرد!
#جرج_اورول :
مردمی که «سیاستمدارانِ فاسد» را انتخاب میکنند «شریکِ جرم» هستند، نه قربانی!
#وینستون_چرچیل :
وقتی «اسب»ها را به «میدان مسابقه» راه نمیدهند، هر «خر»ی میتواند «پیروزِ» مسابقه باشد!
#سقراط :
انسان به اندازهای که «پرسش»،«نقد» و«شک» میکند؛ «خردمند» است!
وقتی «سایه»ی آدمهای «کوچک» در حال «بلند» شدن است؛ «آفتابِ» آن سرزمین، دارد «غروب» میکند!
#عزیز_نسین :
انسان فقط در قبال «گفته»هایش «مسؤول» نیست، در برابرِ «سکوت»هایش هم «مسؤولیت» دارد!
#فرانکلین_روزولت :
در سیاست، هیچ پدیدهای «اتفاقی» نیست؛ هراتفاقی، «برنامهریزی» شده است!
#مارتین_لوترکینگ :
تا «خَم» نشوید، کسی «سوار»تان نمیشود!
کسانی که «اجرای عدالت» را بارها به «تأخیر» میاندازند، قصدِ «تحقق» آنرا ندارند!
اگر کسی یک بار، مرا فریب داد، شرم بر او باد؛ اگر دو بار مرا فریب داد، شرم بر من باد!
#مارک_تواین :
آنجا که «آزادی» وجود ندارد، اگر«رأی دادن»، چیزی را «تغییر» میداد اجازه نمیدادند کسی رأی بدهد!
#مهاتما_گاندی :
اگر «جرأت» نداری «حرف ِحق» بزنی، دستکم برای کسی که «حرف ناحق» میزند، «کف» نزن!
#فردریش_نيچه :
«آینده» از آنِ کسانی است که به «استقبال»اش میروند!
#هانا_آرنت :
انتخاب از میان «بد» و «بدتر» ، «فرصت»ی است که برای «بدتر» شدن ، به «بد»ها میدهیم.
@rahenow 🗿👈
#ژوزف_استالین :
«تصمیم» با «رأیدهندگان» نیست؛ با کسانی است که «رأی»ها را «شمارش» میکنند!
#بزرگ_علوی :
با کشتنِ «شپش»، سر از «خارش» خلاص نمیشود، شپشِ دیگری، همان «مأموریت» را انجام میدهد؛ سر را باید «ضدِعفونی» کرد!
#جرج_اورول :
مردمی که «سیاستمدارانِ فاسد» را انتخاب میکنند «شریکِ جرم» هستند، نه قربانی!
#وینستون_چرچیل :
وقتی «اسب»ها را به «میدان مسابقه» راه نمیدهند، هر «خر»ی میتواند «پیروزِ» مسابقه باشد!
#سقراط :
انسان به اندازهای که «پرسش»،«نقد» و«شک» میکند؛ «خردمند» است!
وقتی «سایه»ی آدمهای «کوچک» در حال «بلند» شدن است؛ «آفتابِ» آن سرزمین، دارد «غروب» میکند!
#عزیز_نسین :
انسان فقط در قبال «گفته»هایش «مسؤول» نیست، در برابرِ «سکوت»هایش هم «مسؤولیت» دارد!
#فرانکلین_روزولت :
در سیاست، هیچ پدیدهای «اتفاقی» نیست؛ هراتفاقی، «برنامهریزی» شده است!
#مارتین_لوترکینگ :
تا «خَم» نشوید، کسی «سوار»تان نمیشود!
کسانی که «اجرای عدالت» را بارها به «تأخیر» میاندازند، قصدِ «تحقق» آنرا ندارند!
اگر کسی یک بار، مرا فریب داد، شرم بر او باد؛ اگر دو بار مرا فریب داد، شرم بر من باد!
#مارک_تواین :
آنجا که «آزادی» وجود ندارد، اگر«رأی دادن»، چیزی را «تغییر» میداد اجازه نمیدادند کسی رأی بدهد!
#مهاتما_گاندی :
اگر «جرأت» نداری «حرف ِحق» بزنی، دستکم برای کسی که «حرف ناحق» میزند، «کف» نزن!
#فردریش_نيچه :
«آینده» از آنِ کسانی است که به «استقبال»اش میروند!
#هانا_آرنت :
انتخاب از میان «بد» و «بدتر» ، «فرصت»ی است که برای «بدتر» شدن ، به «بد»ها میدهیم.
@rahenow 🗿👈