⭕️محترمی می گفت:"راستی ظهیر الدوله خوب کردی از راه تبریز نیامدی!" گفتم:چرا ؟"گفت:" برای آنکه نمی توانستی گدایی مردم را به این درجه ببینی به خصوص بیچارگی اهل خمسه را که غالبا لخت و بی ساتر عورت، گدایی می کنند و برای سدّ جوع از داخل پهن اسب عابرین، جو برمی چینند و می خورند و عجیب که سالار الدوله به جای آنکه پدر رعیت باشد، شصت و پنج هزارتومن به این مردم مالیات بسته بود که به سلامتی، در تهران تفرجگاه بسازند. هیچ کس از رجال، این درد ها را به شاه نمی گفت و به جایش تملق و چاپلوسی می کرد، چون در ایران رسم است که دولتی ها به جای بیان صریح حرف مردم، تملق پادشاه را بکنند برا ی بقای خود و اسمش را می گذارند: پلتیک خردمندانه دولتی!"
"سفرنامه ظهیرالدوله " از رجال قاجار. ص 114
#کتاب #تاریخ
@rahenow🗿👈
"سفرنامه ظهیرالدوله " از رجال قاجار. ص 114
#کتاب #تاریخ
@rahenow🗿👈
@rahenow🗿👈
برگی از #تاریخ 👇👇👇
نادر بعد از تاجگذاری از علما پرسید
منابع گزاف اوقاف را به چه مصرف میکنید ؟ جواب دادند مصارف موقوفه از قبیل وظیفه علما و #طلاب و نگهداری مدارس و مساجد متعدده میرسد در مساجد هر روز و هر ساعت به پیروزی و اقبال پادشاه و آبادی مملکت دعا می کنند #نادرشاه در جواب گفت به تجربه معلوم شده است که دعاهای شما مستجاب نمیشود زیرا که مدت پنجاه سال ملت در تنزل بوده و بالاخره به واسطه غلبه دشمن ازخارج و انقلاب داخله مملکت خراب شد تا اینکه به تقدیر الهی فتح و پیروزی قشون من به رهایی ایران منجر شد و حال هم تمام قشون برای حفظ و عظمت ایران جان خود را فدا میکنند و این طلاب بیچاره هم یعنی سربازان زیاد بی چیزند و باید وسیله رفع احتیاج انان بشود لهذا میل مولوکانه بر این است املاک #موقوفه و منافع انها ضبط شود و به مصارف قشون برسد.
بعد این حکم نادرشاه تمام اعیان و روسا را خواست و مراتب را به آنها اعلام کرده و گفت اگر #ملا میخواهید باید مصارف انرا خودتان بدهید من ابدا ملا لازم ندارم و برای آنها متحمل خرجی نمیشوم .
https://telegram.me/rahenow/ha11m2a1n_Ro8Sh1an4ga7RI
منبع 👇👇👇
کتاب نادرشاه نوشته لارنس لاکهارت
ص 255 تهیه و تدوین صادق رضا زاده شفق
برگی از #تاریخ 👇👇👇
نادر بعد از تاجگذاری از علما پرسید
منابع گزاف اوقاف را به چه مصرف میکنید ؟ جواب دادند مصارف موقوفه از قبیل وظیفه علما و #طلاب و نگهداری مدارس و مساجد متعدده میرسد در مساجد هر روز و هر ساعت به پیروزی و اقبال پادشاه و آبادی مملکت دعا می کنند #نادرشاه در جواب گفت به تجربه معلوم شده است که دعاهای شما مستجاب نمیشود زیرا که مدت پنجاه سال ملت در تنزل بوده و بالاخره به واسطه غلبه دشمن ازخارج و انقلاب داخله مملکت خراب شد تا اینکه به تقدیر الهی فتح و پیروزی قشون من به رهایی ایران منجر شد و حال هم تمام قشون برای حفظ و عظمت ایران جان خود را فدا میکنند و این طلاب بیچاره هم یعنی سربازان زیاد بی چیزند و باید وسیله رفع احتیاج انان بشود لهذا میل مولوکانه بر این است املاک #موقوفه و منافع انها ضبط شود و به مصارف قشون برسد.
بعد این حکم نادرشاه تمام اعیان و روسا را خواست و مراتب را به آنها اعلام کرده و گفت اگر #ملا میخواهید باید مصارف انرا خودتان بدهید من ابدا ملا لازم ندارم و برای آنها متحمل خرجی نمیشوم .
https://telegram.me/rahenow/ha11m2a1n_Ro8Sh1an4ga7RI
منبع 👇👇👇
کتاب نادرشاه نوشته لارنس لاکهارت
ص 255 تهیه و تدوین صادق رضا زاده شفق
Telegram
rahenow
https://telegram.me/rahenow/ha11m2a1n_Ro8Sh1an4ga7RI
چارهای ندارم جز آنکه اولین نفر باشم!
@rahenow 🗿👈
در دهة ۱۹۶۰ که جنبشهای مدنی در #آمریکا به اوج خود رسیده بود و در روزهایی که #مارتین_لوترکینگ در سخنرانیهای خیابانی با ترجیعبند «من یک آرزو دارم» میلیونها سیاهپوست و طرفدار #جنبش_مدنی را به ذوق میآورد؛ دیگرانی بودند که به شیوه خود #مبارزه میکردند.
گروهی که در قارهای دیگر جنبشهای خشن #حقوق سیاهپوستها را در دوران آپارتاید در آفریقای جنوبی رهبری میکردند. همان شیوه کاملا خشنی که تا سالها بعدتر نقد شد. روزهایی که حتی نلسون ماندلایی که بعدتر شناختیماش نیز چهره دیگری داشت و هنوز درگیر بهآتشکشاندن سوپرمارکتها بود. آنروزها #ماندلا (1961) در مصاحبهای تلویزیونی به صراحت میگفت که: «بیفایده و عبث است که حرف از صلح و عدم خشونت بزنیم».
به این ترتیب دو نوع از مبارزه را میشناختیم، #مبازره_مدنی به شیوه لوترکینگ و مبارزات خشن به شیوه «کنگره ملی آفریقا». همین مقایسههای میان این دو شیوه مبارزه بود که از ماندلای خشن روزگار مبارزه، ماندلایی آرام و نمادی از یک مبارزهگری مدنی و ضدخشونت ساخت. #تاریخ نشان داد مبارزات مدنی ماندگارتر و پایدارتر بودند و مبارزات خشن اغلب ناکام و در بلندمدت یک فاجعه!
شیوه سوم برای دستیابی به حقوق
اما در مقابل این دو شیوه کاملا متفاوت؛ میتوان به شیوه سومی در پیشبرد خواستههای #مدنی نیز پرداخت. شیوه سومی که فیلم «چهرهها/اعداد پنهان» (Hidden Figures) بر آن تمرکز کرده است. شیوه سومی که کمتر مورد توجه پژوهشگران عرصه جنبشهای مدنی قرار گرفته است. فیلمی که در مورد سه زنِ پیشروی سیاهپوست است. چهرههای پنهانی که درست در همان زمانی که لوترکینگ در دفاع از حقوق سیاهان مبارزه میکرد؛ و بر صفحههای نخست روزنامهها جاخوش داشت و خیابانها را تسخیر میکرد، این چهرههای پنهانشده از تیتر نخست رسانهای، تاثیرات فراتر از انتظاری داشتند.
در این فیلم داستان زندگی سه زنی روایت میشود که هر یک بهگونهای محیط نزدیک خود را تحت تاثیر قرار دادند. این زنها در آن سالها به عنوان محاسبهگر وارد #ناسا شده بودند. شغلِ درجه دوم علمی که نقشی در حد و اندازة ماشین حساب هوشمند امروزی داشتند. کسانی که فرمولها و توابع ریاضی را در زمان اندکی و با شیوههایی خلاقانه محاسبه میکردند. سه #زن سیاه پوست که هر یک توانست بیش از اندازه و سقف تعیین شده حرکت کند.
یکی از این سه زن به نام کاترین (K. G. Johnson) در پروژه مرکوری توانست به حدی بدرخشد که فراتر از یک محاسبهگر در تغییر توابع محاسباتی، پیشنهاداتی ارائه دهد. او توانست در تحقق چشمانداز کندی در سفر به ماه نقش خویش را ایفا کند. او به عنوان یک «زن سیاهپوست محاسبهگر» در مقابل «مرد سفیدپوست مهندس» به سختی توانست گروهِ اندک همکاران خود را وادار به پذیرش توانمندیهای خود کند. زمانی که کاترین مجبور بود به مانند هر رنگین پوست دیگری، حتی در طبیعیترین نیازِ انسانیاش به اجبار به دستشویی مخصوص زنان رنگینپوست برود و به دلیل آن که تا پیش از آن رنگینپوستها تا این اندازه به #نخبگان نزدیک نشده بودند؛ برای هر بار دستشویی ۴۰ دقیقهزمان صرف کند؛ تا به نزدیکترین دستشویی زنان رنگینپوست برسد. مدیرانش را مجبور کرد تا بپذیرند دستشویی رنگینپوستان از سفیدپوستان متفاوت نباشد. درست از همینجا تشکیکها برای مردان سفیدپوست آغاز شد! تشکیکها همیشه از بدیهیترینها آغاز میشود؛ وقتی شما جلوی پیش پا افتادهترین قوانین یک علامت سوال قرار میدهید.
زن دوم مری (M. Jackson) با شکایت قضایی دانشگاه را مجبور کرد تا او را در دورة مهندسی بپذیرد؛ تا نخستین زن مهندس سیاهپوست در ناسا شود. او در دادگاهش گفت: «چارهای ندارم جز آنکه اولین نفر باشم!»
سومین زن درتی (D. Vaughan) اما راه دیگری را طی کرد. فناوری نوظهور محاسبات کامپیوتری و شکلگیری کامپیوترها توانست برای یک زن سیاهپوست نردبان صعود شود. به همین دلیل فناوری نوظهور تنها یک تغییر ابزار فنی نبود؛ بلکه بیش از آن، تغییردهنده شرایط بازی و ایجاد شرایط جدید بود.
حوزه نوآوری و شیوه سوم
۱-شیوه سوم الگوساز است. آنها، یک مثال قابل ذکر برای دیگرانی شدند که به دنبال یک نمونه موفق میگشتند. ما برای بهبود نیازمند مثالها هستیم؛ نیازمند نمونههای موفق.
۲- هر سه زن از موهبت زیستن در نظام #علم و #فناوری بهره میبردند. نهادهای علم و فناوری بیشتر از هر حوزهای مستعد مواجهه با تغییرات است.
۳-این سه زن به شیوه خود از ابزارهای مختلف یعنی نظام منفعتی (کارکرد بهتر از رقباء سفیدپوست)، نظام آموزشی (نظام مستعد تغییر) و نهایتا فناوریهای نوظهور (رشد محاسبات کامپیوتری) بهره جستند. شیوه آن سه زن، چنین بود: آنقدر پیشرفت کن تا مجبور به پذیرشات شوند!
💭 #امیر_ناظمی
#سیاست #علوم_سیاسی
@rahenow 🗿👈
@rahenow 🗿👈
در دهة ۱۹۶۰ که جنبشهای مدنی در #آمریکا به اوج خود رسیده بود و در روزهایی که #مارتین_لوترکینگ در سخنرانیهای خیابانی با ترجیعبند «من یک آرزو دارم» میلیونها سیاهپوست و طرفدار #جنبش_مدنی را به ذوق میآورد؛ دیگرانی بودند که به شیوه خود #مبارزه میکردند.
گروهی که در قارهای دیگر جنبشهای خشن #حقوق سیاهپوستها را در دوران آپارتاید در آفریقای جنوبی رهبری میکردند. همان شیوه کاملا خشنی که تا سالها بعدتر نقد شد. روزهایی که حتی نلسون ماندلایی که بعدتر شناختیماش نیز چهره دیگری داشت و هنوز درگیر بهآتشکشاندن سوپرمارکتها بود. آنروزها #ماندلا (1961) در مصاحبهای تلویزیونی به صراحت میگفت که: «بیفایده و عبث است که حرف از صلح و عدم خشونت بزنیم».
به این ترتیب دو نوع از مبارزه را میشناختیم، #مبازره_مدنی به شیوه لوترکینگ و مبارزات خشن به شیوه «کنگره ملی آفریقا». همین مقایسههای میان این دو شیوه مبارزه بود که از ماندلای خشن روزگار مبارزه، ماندلایی آرام و نمادی از یک مبارزهگری مدنی و ضدخشونت ساخت. #تاریخ نشان داد مبارزات مدنی ماندگارتر و پایدارتر بودند و مبارزات خشن اغلب ناکام و در بلندمدت یک فاجعه!
شیوه سوم برای دستیابی به حقوق
اما در مقابل این دو شیوه کاملا متفاوت؛ میتوان به شیوه سومی در پیشبرد خواستههای #مدنی نیز پرداخت. شیوه سومی که فیلم «چهرهها/اعداد پنهان» (Hidden Figures) بر آن تمرکز کرده است. شیوه سومی که کمتر مورد توجه پژوهشگران عرصه جنبشهای مدنی قرار گرفته است. فیلمی که در مورد سه زنِ پیشروی سیاهپوست است. چهرههای پنهانی که درست در همان زمانی که لوترکینگ در دفاع از حقوق سیاهان مبارزه میکرد؛ و بر صفحههای نخست روزنامهها جاخوش داشت و خیابانها را تسخیر میکرد، این چهرههای پنهانشده از تیتر نخست رسانهای، تاثیرات فراتر از انتظاری داشتند.
در این فیلم داستان زندگی سه زنی روایت میشود که هر یک بهگونهای محیط نزدیک خود را تحت تاثیر قرار دادند. این زنها در آن سالها به عنوان محاسبهگر وارد #ناسا شده بودند. شغلِ درجه دوم علمی که نقشی در حد و اندازة ماشین حساب هوشمند امروزی داشتند. کسانی که فرمولها و توابع ریاضی را در زمان اندکی و با شیوههایی خلاقانه محاسبه میکردند. سه #زن سیاه پوست که هر یک توانست بیش از اندازه و سقف تعیین شده حرکت کند.
یکی از این سه زن به نام کاترین (K. G. Johnson) در پروژه مرکوری توانست به حدی بدرخشد که فراتر از یک محاسبهگر در تغییر توابع محاسباتی، پیشنهاداتی ارائه دهد. او توانست در تحقق چشمانداز کندی در سفر به ماه نقش خویش را ایفا کند. او به عنوان یک «زن سیاهپوست محاسبهگر» در مقابل «مرد سفیدپوست مهندس» به سختی توانست گروهِ اندک همکاران خود را وادار به پذیرش توانمندیهای خود کند. زمانی که کاترین مجبور بود به مانند هر رنگین پوست دیگری، حتی در طبیعیترین نیازِ انسانیاش به اجبار به دستشویی مخصوص زنان رنگینپوست برود و به دلیل آن که تا پیش از آن رنگینپوستها تا این اندازه به #نخبگان نزدیک نشده بودند؛ برای هر بار دستشویی ۴۰ دقیقهزمان صرف کند؛ تا به نزدیکترین دستشویی زنان رنگینپوست برسد. مدیرانش را مجبور کرد تا بپذیرند دستشویی رنگینپوستان از سفیدپوستان متفاوت نباشد. درست از همینجا تشکیکها برای مردان سفیدپوست آغاز شد! تشکیکها همیشه از بدیهیترینها آغاز میشود؛ وقتی شما جلوی پیش پا افتادهترین قوانین یک علامت سوال قرار میدهید.
زن دوم مری (M. Jackson) با شکایت قضایی دانشگاه را مجبور کرد تا او را در دورة مهندسی بپذیرد؛ تا نخستین زن مهندس سیاهپوست در ناسا شود. او در دادگاهش گفت: «چارهای ندارم جز آنکه اولین نفر باشم!»
سومین زن درتی (D. Vaughan) اما راه دیگری را طی کرد. فناوری نوظهور محاسبات کامپیوتری و شکلگیری کامپیوترها توانست برای یک زن سیاهپوست نردبان صعود شود. به همین دلیل فناوری نوظهور تنها یک تغییر ابزار فنی نبود؛ بلکه بیش از آن، تغییردهنده شرایط بازی و ایجاد شرایط جدید بود.
حوزه نوآوری و شیوه سوم
۱-شیوه سوم الگوساز است. آنها، یک مثال قابل ذکر برای دیگرانی شدند که به دنبال یک نمونه موفق میگشتند. ما برای بهبود نیازمند مثالها هستیم؛ نیازمند نمونههای موفق.
۲- هر سه زن از موهبت زیستن در نظام #علم و #فناوری بهره میبردند. نهادهای علم و فناوری بیشتر از هر حوزهای مستعد مواجهه با تغییرات است.
۳-این سه زن به شیوه خود از ابزارهای مختلف یعنی نظام منفعتی (کارکرد بهتر از رقباء سفیدپوست)، نظام آموزشی (نظام مستعد تغییر) و نهایتا فناوریهای نوظهور (رشد محاسبات کامپیوتری) بهره جستند. شیوه آن سه زن، چنین بود: آنقدر پیشرفت کن تا مجبور به پذیرشات شوند!
💭 #امیر_ناظمی
#سیاست #علوم_سیاسی
@rahenow 🗿👈
⭕️مائو هميشه مي گفت: با انساندوستي مخالفتي ندارم ولي با گسترش دايره انسان دوستي به نحوي كه دشمن را نيز در بر بگيرد، مخالفم. او مي گفت هرگاه به جاي پنجه كشيدن بر صورت آنچه به هنگام انقلاب" دشمن" مي ناميد به فكر تعامل يا تلاش براي درك دشمنتان باشيد يا در خاطراتتان به جاي خشمگيني از ضد انقلاب به " قربانيان بي دفاع انقلاب" فكر كنيد، يعني در درونتان به اين نتيجه رسيده ايد كه چيزي، با انقلاب شما تغييري نكرده، انقلاب به تاريخ پيوسته و شما در رودربايستي اعتراف به نتايج ناخوشايندش مانده ايد...يك انقلابي واقعي هيچوقت نبايد به اين مرحله برسد يا اجازه بدهد كه ديگران به چنين مرحله اي برسند چون اگر به این مرحله برسند به اشتباه گمان خواهند کرد که انقلاب شان پاسخ موقت وجدان به سیه روزی ای بوده که ریشه در کاستی های عمیق تری دارد حال آنکه یک انقلابی باید برای همیشه باور داشته باشد که عامل اصلی بدبختی همان چیزی بوده است که علیه آن شوریده است.
Dr. Li Zhisui,The Private Life of Chairman Mao,pp.277-8
#کتاب #مائو #انقلاب #تاریخ #چین #کمونیسم
@rahenow 🗿👈
Dr. Li Zhisui,The Private Life of Chairman Mao,pp.277-8
#کتاب #مائو #انقلاب #تاریخ #چین #کمونیسم
@rahenow 🗿👈
#تاریخ_گرام
آیتالله طالقانی در یک گفتگوی رادیوتلویزیونی این مطلب را که حجاب بهانهای است تا زنان را از ادارات برانند، مردود اعلام کرد و گفت: «حجاب اسلامی حجاب شخصیت و وقار است و هیچ اجباری هم در مورد آن در کار نخواهد بود.»
آیتالله طالقانی همچنین گفت: «حجاب اسلامی یعنی حجاب وقار، حجاب شخصیت، ساخته من و فقیه و اینها هم نیست، نص صریح قرآن است. آیه حجاب برای شخصیت دادن به زنان است، شخصیت انسانی و ملی اش در کشور ما، اگر ما میخواهیم سرتا پا مقلد باشیم... ما، اسلام، قرآن و مراجع دینی میخواهند زنان ما شخصیتشان حفظ بشود. اصل مساله این است که هیچ اجباری هم در کار نیست و مساله چادر هم نیست.»
منبع: روزنامه اطلاعات ۲۱ اسفند ۱۳۵۷
@rahenow 🗿👈
آیتالله طالقانی در یک گفتگوی رادیوتلویزیونی این مطلب را که حجاب بهانهای است تا زنان را از ادارات برانند، مردود اعلام کرد و گفت: «حجاب اسلامی حجاب شخصیت و وقار است و هیچ اجباری هم در مورد آن در کار نخواهد بود.»
آیتالله طالقانی همچنین گفت: «حجاب اسلامی یعنی حجاب وقار، حجاب شخصیت، ساخته من و فقیه و اینها هم نیست، نص صریح قرآن است. آیه حجاب برای شخصیت دادن به زنان است، شخصیت انسانی و ملی اش در کشور ما، اگر ما میخواهیم سرتا پا مقلد باشیم... ما، اسلام، قرآن و مراجع دینی میخواهند زنان ما شخصیتشان حفظ بشود. اصل مساله این است که هیچ اجباری هم در کار نیست و مساله چادر هم نیست.»
منبع: روزنامه اطلاعات ۲۱ اسفند ۱۳۵۷
@rahenow 🗿👈
نظر #احمد_کسروی در باب آخوند
#تاریخ_مشروطه
@rahenow 🗿👈
مگر شما ملايان را نميشناسيد؟!
آنان دستهاي هستند كه در اين كشور مفت ميخورند و كاري كه از دستشان برميآيد ايستادگي در برابر پيشرفت توده است. هر گامي كه مردم بسوي بهتري بردارند اينان با آن دشمنند كه تا توانند ايستادگي خواهند كرد و سپس رها كرده فراموش خواهند گردانيد. مگر با مشروطه همين رفتار را نكردند و آن خونريزيها را بميان نياوردند؟!.. مگر با دبستانها كه برپا شده بود ساليان دراز دشمني ننمودند؟!.. مگر با ثبت اسناد و دفترهاي رسمي بكشاكش نپرداختند؟!.. مگر با يكساني رخت و كلاه اين رفتار را ننمودند و مايهي خونريزي نگرديدند؟! اين ملايان ساليان دراز با دبستانها دشمني نشان ميدادند و بچهها را «تكفير» ميكردند.
اين مردمآزاري ملايان از آنجا برخاسته كه يك كار «مشروعي» در زندگاني تودهاي نميدارند. نه بافندهاند ، نه ريسندهاند ، نه سازندهاند ، نه كارندهاند ، نه دوزندهاند ، نه ميخرند و نه ميفروشند. يك جمله بگويم : هيچكارهاند. قانونها نيز جايي براي ايشان درميان توده باز نكرده و كاري بآنان نداده. خودشان ميگويند : «پيشوايان دينيم و بمردم دين ميآموزيم». ولي اين هم دروغست. زيرا چيزهايي را كه آنان ميآموزند مردم خودشان از پيش ميدانستند. اينست چون كاري نميدارند و بيكار هم نميتوانند نشست بمردمآزاري ميپردازند!..
داستان ملايان با تودهي بدبخت ايران داستان آن مرد بيچيز «نايبحسين» نامست كه چون پير و ناتوان شده بود ، بزنش نان و رخت نميتوانست داد و مهرباني نميتوانست كرد. ولي هر چند روز يك بار كتكش ميزد و دشنامش ميداد. اين كار را ميكرد تا نگويند بيكبار زنش را فراموش كرده و بخود واگزارده.
ملايان نيز اين مردمآزاريها را ميكنند تا دانسته شود كه هستند و بيكبار فراموش نگردند. قرآن و اسلام نيز دستاويزي در دست ايشان است. شگفت از شماست كه آنان را تاكنون نشناختهايد و بسخنانشان ارج ميگزاريد و دنبال ميكنيد.
@rahenow 🗿👈
#تاریخ_مشروطه
@rahenow 🗿👈
مگر شما ملايان را نميشناسيد؟!
آنان دستهاي هستند كه در اين كشور مفت ميخورند و كاري كه از دستشان برميآيد ايستادگي در برابر پيشرفت توده است. هر گامي كه مردم بسوي بهتري بردارند اينان با آن دشمنند كه تا توانند ايستادگي خواهند كرد و سپس رها كرده فراموش خواهند گردانيد. مگر با مشروطه همين رفتار را نكردند و آن خونريزيها را بميان نياوردند؟!.. مگر با دبستانها كه برپا شده بود ساليان دراز دشمني ننمودند؟!.. مگر با ثبت اسناد و دفترهاي رسمي بكشاكش نپرداختند؟!.. مگر با يكساني رخت و كلاه اين رفتار را ننمودند و مايهي خونريزي نگرديدند؟! اين ملايان ساليان دراز با دبستانها دشمني نشان ميدادند و بچهها را «تكفير» ميكردند.
اين مردمآزاري ملايان از آنجا برخاسته كه يك كار «مشروعي» در زندگاني تودهاي نميدارند. نه بافندهاند ، نه ريسندهاند ، نه سازندهاند ، نه كارندهاند ، نه دوزندهاند ، نه ميخرند و نه ميفروشند. يك جمله بگويم : هيچكارهاند. قانونها نيز جايي براي ايشان درميان توده باز نكرده و كاري بآنان نداده. خودشان ميگويند : «پيشوايان دينيم و بمردم دين ميآموزيم». ولي اين هم دروغست. زيرا چيزهايي را كه آنان ميآموزند مردم خودشان از پيش ميدانستند. اينست چون كاري نميدارند و بيكار هم نميتوانند نشست بمردمآزاري ميپردازند!..
داستان ملايان با تودهي بدبخت ايران داستان آن مرد بيچيز «نايبحسين» نامست كه چون پير و ناتوان شده بود ، بزنش نان و رخت نميتوانست داد و مهرباني نميتوانست كرد. ولي هر چند روز يك بار كتكش ميزد و دشنامش ميداد. اين كار را ميكرد تا نگويند بيكبار زنش را فراموش كرده و بخود واگزارده.
ملايان نيز اين مردمآزاريها را ميكنند تا دانسته شود كه هستند و بيكبار فراموش نگردند. قرآن و اسلام نيز دستاويزي در دست ايشان است. شگفت از شماست كه آنان را تاكنون نشناختهايد و بسخنانشان ارج ميگزاريد و دنبال ميكنيد.
@rahenow 🗿👈
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔴 #۶میلیارد۶۵۶میلیون_یورو رقم بزرگترین #اختلاس در #تاریخ_بشریت است که در شرکت بازرگانی پتروشیمی رقم خورده است.
#رضاحمزهلو از نزدیکان حزب موتلفه و مرجان #شیخ الاسلام آل آقا در این اختلاس دست داشته اند. هم پورسانت میگرفتند هم به بهانه دورزدن تحریمها، ارزها را به حساب شخصی خود میریختند!
حالا فهمیدید چرا بعضی ها عاشق تحریم هستند؟ فسادهای کلان هم در دست تمام مخالفین تصویب FATF است كه اين افراد خصوصآ در سپاه و مجلس و مجمع تشخیص مصلحت حضور دارند
ارقام اختلاس و پولشویی درحد 6میلیارد یورو هم ، طبق نظر آقای پدرام سلطانی ، فقط نوک کوه یخ فساد است که از دریای پنهانکاری جرایم اقتصادی و پولشویی ، بیرون زده .
@rahenow 🗿👈
#رضاحمزهلو از نزدیکان حزب موتلفه و مرجان #شیخ الاسلام آل آقا در این اختلاس دست داشته اند. هم پورسانت میگرفتند هم به بهانه دورزدن تحریمها، ارزها را به حساب شخصی خود میریختند!
حالا فهمیدید چرا بعضی ها عاشق تحریم هستند؟ فسادهای کلان هم در دست تمام مخالفین تصویب FATF است كه اين افراد خصوصآ در سپاه و مجلس و مجمع تشخیص مصلحت حضور دارند
ارقام اختلاس و پولشویی درحد 6میلیارد یورو هم ، طبق نظر آقای پدرام سلطانی ، فقط نوک کوه یخ فساد است که از دریای پنهانکاری جرایم اقتصادی و پولشویی ، بیرون زده .
@rahenow 🗿👈
#گزیده 📕
دستگاه دولت! به خرده بورژوا جماعت از اوان کودکی می آموزند که این اصل مقدس را که ورای خلق و فراتر از طبقات قرار داده می شود ، همچون بت بپرستید. نهاد های قدرتمند دولت که در آن مسائل جنگ و صلح حل و فصل می شوند، امتیازهای تجاری صدور می یابند ، تازیانه ی مالیات ها بر گرده ی مردم فرود می آید همانجا که تنبیه می کنند و گه گاه می بخشایند، آنجا که ازدواج ها و تولدها را قانونی می کنند و همان جا هم که مرگ برای آنکه به رسمیت شناخته شود باید مودبانه در صف بایستد، باری دستگاه دولت!
به موجودهای خرده بورژوا بلایی آورده است که فقط با عبودیت فروتنانه در برابر دستگاه دولت میتواند جبران کند و یا حتی وقتی به سراغش می روند چون معابد با تعظیم و تکریمباشد.
#تاریخ_انقلاب_روسیه 📕
#لئون_تروتسکی 🖊
@rahenow 🗿👈
دستگاه دولت! به خرده بورژوا جماعت از اوان کودکی می آموزند که این اصل مقدس را که ورای خلق و فراتر از طبقات قرار داده می شود ، همچون بت بپرستید. نهاد های قدرتمند دولت که در آن مسائل جنگ و صلح حل و فصل می شوند، امتیازهای تجاری صدور می یابند ، تازیانه ی مالیات ها بر گرده ی مردم فرود می آید همانجا که تنبیه می کنند و گه گاه می بخشایند، آنجا که ازدواج ها و تولدها را قانونی می کنند و همان جا هم که مرگ برای آنکه به رسمیت شناخته شود باید مودبانه در صف بایستد، باری دستگاه دولت!
به موجودهای خرده بورژوا بلایی آورده است که فقط با عبودیت فروتنانه در برابر دستگاه دولت میتواند جبران کند و یا حتی وقتی به سراغش می روند چون معابد با تعظیم و تکریمباشد.
#تاریخ_انقلاب_روسیه 📕
#لئون_تروتسکی 🖊
@rahenow 🗿👈
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
#گزیده 📕
طبقهی ممتاز نمیتواند باور کند که با هیچ سیاستی نمیتوان جامعهی کهن را با جامعهی نو آشتی داد. به کلام دیگر اشراف محکومیت خود را نمیپذیرد و فرسودگی مرگبار خود را مخالفت علیه مقدس ترین رژیم کهن یعنی سلطنت تبدیل میکند.
علت مخالفت شدید اشراف یکی آن است که تاریخ، محافل بالای اشراف را همچون کودکان لوس بار آورده است و دیگر آن که وحشت اشراف از سیمای انقلاب برایشان تحمل کردنی نیست.
خصلت نامنظم و پر تناقض نارضایتی اشراف از آن جاست که این نارضایی همانا مخالفت طبقهای است که آینده ندارد.اما همانطور که چراغ پیش از سوختن پرتو درخشان اما دود آلودی از خود منتشر کند اشرافیت نیز به همان شکل پیش از ناپدید شدن بارقهی مخالفت آمیزی از خود میپراکند و از این راه خدمت بزرگی به دشمن خونی خود میکند. چنین است دیالکتیک این روند که نه تنها با نظریهی طبقاتی اجتماع سازگار است بلکه فقط با همین نظریه توضیح دادنی است.
#تاریخ_انقلاب_روسیه 📕
#لئون_تروتسکی 🖊
ترجمهی سعید باستانی
@rahenow 🗿👈
طبقهی ممتاز نمیتواند باور کند که با هیچ سیاستی نمیتوان جامعهی کهن را با جامعهی نو آشتی داد. به کلام دیگر اشراف محکومیت خود را نمیپذیرد و فرسودگی مرگبار خود را مخالفت علیه مقدس ترین رژیم کهن یعنی سلطنت تبدیل میکند.
علت مخالفت شدید اشراف یکی آن است که تاریخ، محافل بالای اشراف را همچون کودکان لوس بار آورده است و دیگر آن که وحشت اشراف از سیمای انقلاب برایشان تحمل کردنی نیست.
خصلت نامنظم و پر تناقض نارضایتی اشراف از آن جاست که این نارضایی همانا مخالفت طبقهای است که آینده ندارد.اما همانطور که چراغ پیش از سوختن پرتو درخشان اما دود آلودی از خود منتشر کند اشرافیت نیز به همان شکل پیش از ناپدید شدن بارقهی مخالفت آمیزی از خود میپراکند و از این راه خدمت بزرگی به دشمن خونی خود میکند. چنین است دیالکتیک این روند که نه تنها با نظریهی طبقاتی اجتماع سازگار است بلکه فقط با همین نظریه توضیح دادنی است.
#تاریخ_انقلاب_روسیه 📕
#لئون_تروتسکی 🖊
ترجمهی سعید باستانی
@rahenow 🗿👈
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
پستی داشتیم راجع به قاضی شارع(شارح)
با هم هنرنمایی استاد #علی_نصیریان را در سکانسی از سریال #سربداران با بازی در نقش آن قاضی حکومتی ببینیم...
#تاریخ #جالب
@rahenow 🗿👈
با هم هنرنمایی استاد #علی_نصیریان را در سکانسی از سریال #سربداران با بازی در نقش آن قاضی حکومتی ببینیم...
#تاریخ #جالب
@rahenow 🗿👈
#ای_تاریخ، آیا جهانی دیگر
وجود خواهد داشت؟
دادگاههایی که ما را داوری کنند
ترازویی که مشقّت و خلقت را ،
مقیاس کدام سنگینتر خواهد بود
#ای_تاریخ،
شادی یا رنج . . .؟
رنج که سلطان است .
و شادی بردهی آن ،
ما سنجیدیم خرد و نابخردی
دیگران را ،
#تاریخ !
نابخردی بود که
کفهی سنجش را شکست
و ما شکستیم بسانِ
شاخهای در زیرِ بار تودههای
انبوهِ برف ،
#ای_تاریخ،
ما را به یاد داشته باش . . .!
#هوشنگ_بادیه_نشین
@rahenow 🗿👈
وجود خواهد داشت؟
دادگاههایی که ما را داوری کنند
ترازویی که مشقّت و خلقت را ،
مقیاس کدام سنگینتر خواهد بود
#ای_تاریخ،
شادی یا رنج . . .؟
رنج که سلطان است .
و شادی بردهی آن ،
ما سنجیدیم خرد و نابخردی
دیگران را ،
#تاریخ !
نابخردی بود که
کفهی سنجش را شکست
و ما شکستیم بسانِ
شاخهای در زیرِ بار تودههای
انبوهِ برف ،
#ای_تاریخ،
ما را به یاد داشته باش . . .!
#هوشنگ_بادیه_نشین
@rahenow 🗿👈
آخرین سخنرانی آدولف هیتلر آلمانی و چائوشسکو رومانیایی
تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل...
#تاریخ_تکرار_میشود
دفعه اول با صلابت و دفعه بعد مضحک
@rahenow 🗿👈
تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل...
#تاریخ_تکرار_میشود
دفعه اول با صلابت و دفعه بعد مضحک
@rahenow 🗿👈
#تاریخ
در مابین زمان صدارت دو صدر اعظم برجسته و بزرگ تاریخ ایران، یعنی #قائم_مقام_فراهانی و #امیرکبیر، یک صدر اعظم خُل و چِل و دست نشانده #انگلیس قرار دارد که در تاریخ کمتر از او یاد می شود و اگر یاد می گردد از خل بازیها، جوکها، و خرافه پرستی اش سخن می رود.
این شخص ابله، حاج #میرزاآقاسی، صدر اعظم #محمدشاه_قاجار است. کسی که از مخالفان سرسخت قائم مقام فراهانی بود و وقتی که قائم مقام در تلاش و تدبیر گشودن گره فرو بسته اوضاع خراب و آلوده ایران بود، میرزا آقاسی در اندرون دربار محمدشاه به تحمیق و تحریف خلق می کوشید و بساط فال گیری و رمالی دایر نموده، سر کتاب باز می نمود و کف می دید، رمل می انداخت، ماسه می کشید و به زنهای حرم، دعای سفیدبختی و آبستنی می داد و عزیمه می خواند، جن حاضر می کرد و از قائم مقام بد می گفت و نمامی می کرد.
وقتی قائم مقام اعمال میرزا آقاسی را دید، این غزل را در حق وی ساخت:
زاهد، چه بـلایی تو که ایـن رشته ی تسـبیح
از دسـت تو سوراخ به سـوراخ گریزد
خلق ار همه دنبال تو افتند، عجب نیست
یک صید ندیدم که ز سلاخ گریزد
@rahenow 🗿👈
در مابین زمان صدارت دو صدر اعظم برجسته و بزرگ تاریخ ایران، یعنی #قائم_مقام_فراهانی و #امیرکبیر، یک صدر اعظم خُل و چِل و دست نشانده #انگلیس قرار دارد که در تاریخ کمتر از او یاد می شود و اگر یاد می گردد از خل بازیها، جوکها، و خرافه پرستی اش سخن می رود.
این شخص ابله، حاج #میرزاآقاسی، صدر اعظم #محمدشاه_قاجار است. کسی که از مخالفان سرسخت قائم مقام فراهانی بود و وقتی که قائم مقام در تلاش و تدبیر گشودن گره فرو بسته اوضاع خراب و آلوده ایران بود، میرزا آقاسی در اندرون دربار محمدشاه به تحمیق و تحریف خلق می کوشید و بساط فال گیری و رمالی دایر نموده، سر کتاب باز می نمود و کف می دید، رمل می انداخت، ماسه می کشید و به زنهای حرم، دعای سفیدبختی و آبستنی می داد و عزیمه می خواند، جن حاضر می کرد و از قائم مقام بد می گفت و نمامی می کرد.
وقتی قائم مقام اعمال میرزا آقاسی را دید، این غزل را در حق وی ساخت:
زاهد، چه بـلایی تو که ایـن رشته ی تسـبیح
از دسـت تو سوراخ به سـوراخ گریزد
خلق ار همه دنبال تو افتند، عجب نیست
یک صید ندیدم که ز سلاخ گریزد
@rahenow 🗿👈
"جنگ پُل" تنها نبردی بود که با پیروزی ساسانیان بر مسلمانان پایان یافت. سردار سپاه ايران در این جنگ بهمن جادویه بود که طی آن سپاه ایران توانست هشت هزار نفر از دشمن را به هلاکت برساند وحتی سردار سپاه متجاوز یعنی “ثقفی” نیز زخم مهلکی برداشت و سپس درگذشت . او ابوعبیده ثقفی پدر مختار ثقفی معروف بود [ که برایش سریال ساختند ]
در عوض سپاه ایران تنها 600 تن کشته و زخمی داد.
مسلمانان براى عبور از رود فرات و حضور در جنگ، از قايق ها پلى ساختند و از آن عبور كردند اما نهايتا به شكست آنان منجر شد. به همين خاطر اين نبرد به نبرد پُل يا جَسْر معروف است.
#تاریخ
@rahenow 🗿👈
در عوض سپاه ایران تنها 600 تن کشته و زخمی داد.
مسلمانان براى عبور از رود فرات و حضور در جنگ، از قايق ها پلى ساختند و از آن عبور كردند اما نهايتا به شكست آنان منجر شد. به همين خاطر اين نبرد به نبرد پُل يا جَسْر معروف است.
#تاریخ
@rahenow 🗿👈
✔️بمناسبت سالروز به توپ بستن مجلس به دستور محمد علی شاه قاجار در 2 تیرماه سال1287 خورشیدی..
دیدگاههای استبدادی در ایران که نه با انقلاب مشروطه از بین رفت و نه با انقلاب سال 57...
برای نمونه نگاهی می اندازیم به دیدگاه محمد علی شاه قاجار نسبت به مردم که منجر به انقلاب مشروطه شد، ...
ظل الله خشمگین فریاد می زد:
خون جواب آزادی است!
رعیت را چه به سرکشی!
رعیت را چه به استنطاق صاحب قران!
رعیت را چه به فریاد حق طلبی؟
ماییم که آبرو می دهیم...
ماییم که مالک ایرانیم،
ماییم...
رعیت غلط می کند اعتراض کند.
غلط می کند مطالبه حق کند.
غلط می کند دیوان مظالمه بخواهد.
غلط می کند نظارت کند.
غلط می کند قدرت ما را محدود کند.
غلط می کند مشروطه بخواهد.
غلط می کند خلاف روس تزاری باشد.
غلط می کند دل باخته غرب باشد.
غلط می کند متحصن در زاویه شاه عبدالعظیم شود.
غلط می کند متحصن به سفارت خانه اجنبی شود.
ملت غلط می کند ما را نخواهد.
سایه ماست که آرامش می دهد.
امنیت می بخشد.
نعمت ارزانی می دارد.
دفع بلا می کند
سایه ماست، نه رعیت.
ملت را چه به آزادی!
مشق مردم سالاری می کنند مصلحین.
فریاد قانون می زنند.
خدا لعنت کند یوسف خان مستشارالدوله بی شرف را.
که قانون قانون می کرد در این مملکت...
به جهنم که نان ندارید!
به جهنم کار ندارید!
به جهنم سرپناه ندارید!
به جهنم که آزادی ندارید!
به جهنم که آب ندارید!
به جهنم که جوانانمان درگیر افیون اند...
به جهنم که زنان تن فروشی می کنند!!
به جهنم...
همین که سایه مان بر سر شما رعیت است کافی است...
عجب ، آخر الزمان شده !
این پدر سوخته ها پایشان را از گلیم شان دراز تر کردند...
شاه شاهان را محکوم می کنند به دروغ گویی!
محکوم می کنند به خرافه پرستی!! محکوم می کنند به دست اندازی به بیت المال...
محکوم می کنند به دیکتاتوری...
محکوم می کنند به زد و بند..
محکوم می کنند به چپاول..
محکوم می کنند به عیاشی...
رعیت غلط می کند مارا که زینت کشوریم محکوم کند؟!
ما که سایه خداییم دوست داریم ظلم کنیم، به کسی چه !
دوست داریم ذخائر طبیعی مملکت را به اجنبی تحفه دهیم...
دوست داریم تمام امور کشور را به بستگان مان بسپاریم ...
دوست داریم هر آن چه که به میل مان است انجام دهیم...
رعیت گوسفند، ما شبانیم....
به خدای احد و واحد قسم...
دستور دادیم به قزاق ها هر که نافرمانی کرد امان اش ندهند...
هر که اعتراض کرد پوست اش را کنده، کاه پر کنند....
هرکس را که خواست بیاندیشد؛ محبوسش کنند...
هرکسو که خواست در افکارش به ما ناسزا گوید؛ معدوم اش کند..
دستور دادیم هر که به خیابان بیاید!
هر که شعار دهد!
هر که معترض شود!
هر که قانون بخواهد !
هر که مطالبه آزادی کند !
مهمان اش کنند به گلوله...
ما رعیت سربزیر می خواهیم...
ما رعیت بله قربان گو می خواهیم...
ما رعیت کر و کور می خواهیم...
ما رعیت می خواهیم، همین بس...
این جا ممالک محصوره ایران است و ما هم قبله عالمیم و پرچ مدار عدالت و پاکی...
هر کس نمی خواهد بسم الله!
ازین مملکت برود...
شما رعیت لیاقت سروری ما را ندارید...
بروید از خاک ما...
بروید ای بی لیاقتان مجوس....
( برگرفته از سخنان محمد علی شاه قاجار..طهران، ۱۲۸۷ ش..استبداد صغیر..)
منابع :
انقلاب مشروطه، ابوالقاسم خان ناصرالملک
علیاکبر دهخدا، چرند و پرند
انقلاب مشروطه ایران، ژانت آفاری
#تاریخ_معاصرایران
@rahenow 🗿👈
دیدگاههای استبدادی در ایران که نه با انقلاب مشروطه از بین رفت و نه با انقلاب سال 57...
برای نمونه نگاهی می اندازیم به دیدگاه محمد علی شاه قاجار نسبت به مردم که منجر به انقلاب مشروطه شد، ...
ظل الله خشمگین فریاد می زد:
خون جواب آزادی است!
رعیت را چه به سرکشی!
رعیت را چه به استنطاق صاحب قران!
رعیت را چه به فریاد حق طلبی؟
ماییم که آبرو می دهیم...
ماییم که مالک ایرانیم،
ماییم...
رعیت غلط می کند اعتراض کند.
غلط می کند مطالبه حق کند.
غلط می کند دیوان مظالمه بخواهد.
غلط می کند نظارت کند.
غلط می کند قدرت ما را محدود کند.
غلط می کند مشروطه بخواهد.
غلط می کند خلاف روس تزاری باشد.
غلط می کند دل باخته غرب باشد.
غلط می کند متحصن در زاویه شاه عبدالعظیم شود.
غلط می کند متحصن به سفارت خانه اجنبی شود.
ملت غلط می کند ما را نخواهد.
سایه ماست که آرامش می دهد.
امنیت می بخشد.
نعمت ارزانی می دارد.
دفع بلا می کند
سایه ماست، نه رعیت.
ملت را چه به آزادی!
مشق مردم سالاری می کنند مصلحین.
فریاد قانون می زنند.
خدا لعنت کند یوسف خان مستشارالدوله بی شرف را.
که قانون قانون می کرد در این مملکت...
به جهنم که نان ندارید!
به جهنم کار ندارید!
به جهنم سرپناه ندارید!
به جهنم که آزادی ندارید!
به جهنم که آب ندارید!
به جهنم که جوانانمان درگیر افیون اند...
به جهنم که زنان تن فروشی می کنند!!
به جهنم...
همین که سایه مان بر سر شما رعیت است کافی است...
عجب ، آخر الزمان شده !
این پدر سوخته ها پایشان را از گلیم شان دراز تر کردند...
شاه شاهان را محکوم می کنند به دروغ گویی!
محکوم می کنند به خرافه پرستی!! محکوم می کنند به دست اندازی به بیت المال...
محکوم می کنند به دیکتاتوری...
محکوم می کنند به زد و بند..
محکوم می کنند به چپاول..
محکوم می کنند به عیاشی...
رعیت غلط می کند مارا که زینت کشوریم محکوم کند؟!
ما که سایه خداییم دوست داریم ظلم کنیم، به کسی چه !
دوست داریم ذخائر طبیعی مملکت را به اجنبی تحفه دهیم...
دوست داریم تمام امور کشور را به بستگان مان بسپاریم ...
دوست داریم هر آن چه که به میل مان است انجام دهیم...
رعیت گوسفند، ما شبانیم....
به خدای احد و واحد قسم...
دستور دادیم به قزاق ها هر که نافرمانی کرد امان اش ندهند...
هر که اعتراض کرد پوست اش را کنده، کاه پر کنند....
هرکس را که خواست بیاندیشد؛ محبوسش کنند...
هرکسو که خواست در افکارش به ما ناسزا گوید؛ معدوم اش کند..
دستور دادیم هر که به خیابان بیاید!
هر که شعار دهد!
هر که معترض شود!
هر که قانون بخواهد !
هر که مطالبه آزادی کند !
مهمان اش کنند به گلوله...
ما رعیت سربزیر می خواهیم...
ما رعیت بله قربان گو می خواهیم...
ما رعیت کر و کور می خواهیم...
ما رعیت می خواهیم، همین بس...
این جا ممالک محصوره ایران است و ما هم قبله عالمیم و پرچ مدار عدالت و پاکی...
هر کس نمی خواهد بسم الله!
ازین مملکت برود...
شما رعیت لیاقت سروری ما را ندارید...
بروید از خاک ما...
بروید ای بی لیاقتان مجوس....
( برگرفته از سخنان محمد علی شاه قاجار..طهران، ۱۲۸۷ ش..استبداد صغیر..)
منابع :
انقلاب مشروطه، ابوالقاسم خان ناصرالملک
علیاکبر دهخدا، چرند و پرند
انقلاب مشروطه ایران، ژانت آفاری
#تاریخ_معاصرایران
@rahenow 🗿👈
⭕️روایت عزت الله سحابی از نحوه ورود ولایت_فقیه به قانون اساسی...
🔹مرحوم عزت_الله_سحابی عضو شورای انقلاب و نماینده مجلس خبرگان تدوین قانون اساسی در گفتگو با بهمن احمدی امویی:
◀ قانون اساسی پیشنهادی #حبيبى؛
قانون اساسی چند مرحله را طی کرد تا تصویب شد. یک مرحله آن زمانی بود که امام در پاریس بودند و به آقای حسن حبیبی مأموریت دادند تا طرح قانون اساسی را تهیه کند. حبیبی خودش می گفت این قانون اساسی را به امام نشان داده و ایشان هم موافق آن است. در این طرح قانونی وجود داشت که تمام اصول دموکراسی امروزه در آن بود. مثل حقوق ملت و تفکیک قوا. اسمی هم از ولایت فقیه در آن نبود، اما شوراى نگهبان متأثر از جمهورى پنجم دوگل در آن بود.
◀️ جرح و تعدیل قانون اساسی پیشنهادی حبیبی در دولت موقت و شوراى انقلاب و تصویب آن؛
بعد [این قانون] به دولت موقت آمد و دولت موقت آنرا در شورای طرح های انقلاب که پدر بنده رییس آن بود و مطرح کرد و حدود یک ماه روی آن کار کردند. اختیارات نخست وزیر را بالاتر بردند و اختیارات رئیس جمهور را پایینتر آوردند تا تعادلی برقرار شود. این تنها تغییر عمده ای بود که در متن اولیه قانون اساسی ایجاد شد. سپس این قانون به عنوان لایحه دولت به شورای انقلاب آمد.
◀️ تصویب قانون اساسی بدون ولایت فقیه در شورای انقلاب ؛
[در شورای انقلاب] یک ماه و نیم کار متمرکز روی آن انجام شد. چون الگوی آن قانون از فرانسه گرفته شده بود بنابراین در مجموع روح لیبرال دموکراسی بر آن حاکم بود، اما در شورای انقلاب به تعبیر بنده آنرا سوسیال دموکراسی کردند. در کل قانون اساسی که شورای انقلاب در طول یک و نیم ماه بررسی و تصویب کرده بود اسمی از ولایت فقیه برده نشده بود.
◀️ تایید قانون اساسی بدون ولایت فقیه توسط امام و مراجع؛
یک نسخه از این قانون برای امام فرستاده شد. همزمان با این به دستور خود امام این قانون برای مراجع آن زمان یعنی اقای شریعتمداری، مرعشی و گلپایگانی هم فرستاده شد و آنها هم خیلی زود آنرا برگرداندند و هیچ کدام هم نگفتند چرا اسمی از ولایت فقیه در آن نیست. ایشان در حاشیه قانون اساسی شش ایراد گرفته بود که ایرادات آن بیشتر در مورد مسأله زن و شرط رجلیت نداشتن رییس جمهوری و نخست وزیر بود. یک ایراد هم در مورد اقلیتهای مذهبی و استانهای سنی نشین بود در هر حال در هیچکدام از این شش ایراد نگفته بودند چرا اصل ولایت فقیه مطرح نشده است.
◀️ اصرار بنی صدر، اردبیلی و طالقانی بر تصویب طرح قانون اساسی پیشنهادی در مجلس مؤسسان؛
پس از آن این مسأله مطرح شد که چگونه این قانون اساسی را از تصویب مردم بگذرانیم. دو نظریه در این رابطه وجود داشت، یکی را بنده و یکی را هم بنی صدر و طرفداران او مطرح می کردند. طرح دوم مبتنی بر تشکیل مجلس مؤسسان بود. بنده مطرح کردم که مصلحت نیست مجلس مؤسسان تشکیل دهیم همین قانون را در جامعه تکثیر کنیم و در واقع به صورت کلی به رفراندوم برود نه به صورت ماده ای.
بحث خیلی داغ شده بود. آقای بنی صدر، طالقانی و اردبیلی طرفدار تشکیل مجلس مؤسسان بودند و در حزب جمهوری به جز آقای اردبیلی همه یعنی آقای بهشتی، هاشمی رفسنجانی و باهنر از طرح من دفاع می کردند. بحث هم بالا گرفته بود و پدر من خیلی متأثر و ناراحت شده بود.
◀️ هاشمی گفت اگر طرح به مجلس موسسان برود، روحانیون قانون ارتجاعی تحویل خواهند داد؛
آقای هاشمی به پدر من گفت: آقای دکتر اینقدر روی مجلس مؤسسان تاکید نکنید. بر حسب تجربه ای که در یکسال اخیر به دست آورده ایم مطمئن هستم اگر مجلس مؤسسان تشکیل شود حدود هفتاد هشتاد درصد آن روحانی خواهند بود و مجلسی با این ترکیب یک قانون اساسی ارتجاعی به شما تحویل می دهد، طوری که شما از پشیمانی انگشت خود را گاز خواهید گرفت.
◀️ تشکیل مجلس خبرگان بجای مجلس موسسان!
خلاصه در آن جلسه به توافق نرسیدیم و قرار بر این شد که نزد امام برویم. در آنجا آقای طالقانی پیشنهاد کردند به جای مجلس مؤسسان پانصد نفری، یک مجلس مؤسسان از صاحبنظران و خبرگان و حقوقدانان به طور مختصر تشکیل دهیم. امام و دیگران این پیشنهاد را پذیرفتند و تصویب شد و مجلس خبرگان تشکیل شد. در واقع همان حرفی که هاشمی زده بود تحقق پیدا کرد و هفتاد هشتاد درصد این مجلس روحانی شدند.
⏪ ورود ولایت فقیه به قانون اساسی با اصرار آیت الله منتظری و حسن آیت؛
زمانی که این قانون پخش شد یعنی در تیرماه یا اوایل مرداد سال ۵۸ آقای منتظری یک سخنرانی کردند مبنی بر اینکه قانون اساسی ولایت فقیه ندارد، در حالیکه مردم به دنبال ولایت فقیه و روحانیت انقلاب کرده اند. مجلس خبرگان تشکیل شد و در همانجا بود که سخنرانی[حسن آیت]مبنی بر اینکه دولت موقت چه صلاحیت دارد که برای ما قانون اساسی بنویسد ما خودمان می توانیم قانون اساسی بنویسیم را ایراد کردند.
#تاریخ_معاصرایران
mahdavifar1399
@rahenow 🗿👈
🔹مرحوم عزت_الله_سحابی عضو شورای انقلاب و نماینده مجلس خبرگان تدوین قانون اساسی در گفتگو با بهمن احمدی امویی:
◀ قانون اساسی پیشنهادی #حبيبى؛
قانون اساسی چند مرحله را طی کرد تا تصویب شد. یک مرحله آن زمانی بود که امام در پاریس بودند و به آقای حسن حبیبی مأموریت دادند تا طرح قانون اساسی را تهیه کند. حبیبی خودش می گفت این قانون اساسی را به امام نشان داده و ایشان هم موافق آن است. در این طرح قانونی وجود داشت که تمام اصول دموکراسی امروزه در آن بود. مثل حقوق ملت و تفکیک قوا. اسمی هم از ولایت فقیه در آن نبود، اما شوراى نگهبان متأثر از جمهورى پنجم دوگل در آن بود.
◀️ جرح و تعدیل قانون اساسی پیشنهادی حبیبی در دولت موقت و شوراى انقلاب و تصویب آن؛
بعد [این قانون] به دولت موقت آمد و دولت موقت آنرا در شورای طرح های انقلاب که پدر بنده رییس آن بود و مطرح کرد و حدود یک ماه روی آن کار کردند. اختیارات نخست وزیر را بالاتر بردند و اختیارات رئیس جمهور را پایینتر آوردند تا تعادلی برقرار شود. این تنها تغییر عمده ای بود که در متن اولیه قانون اساسی ایجاد شد. سپس این قانون به عنوان لایحه دولت به شورای انقلاب آمد.
◀️ تصویب قانون اساسی بدون ولایت فقیه در شورای انقلاب ؛
[در شورای انقلاب] یک ماه و نیم کار متمرکز روی آن انجام شد. چون الگوی آن قانون از فرانسه گرفته شده بود بنابراین در مجموع روح لیبرال دموکراسی بر آن حاکم بود، اما در شورای انقلاب به تعبیر بنده آنرا سوسیال دموکراسی کردند. در کل قانون اساسی که شورای انقلاب در طول یک و نیم ماه بررسی و تصویب کرده بود اسمی از ولایت فقیه برده نشده بود.
◀️ تایید قانون اساسی بدون ولایت فقیه توسط امام و مراجع؛
یک نسخه از این قانون برای امام فرستاده شد. همزمان با این به دستور خود امام این قانون برای مراجع آن زمان یعنی اقای شریعتمداری، مرعشی و گلپایگانی هم فرستاده شد و آنها هم خیلی زود آنرا برگرداندند و هیچ کدام هم نگفتند چرا اسمی از ولایت فقیه در آن نیست. ایشان در حاشیه قانون اساسی شش ایراد گرفته بود که ایرادات آن بیشتر در مورد مسأله زن و شرط رجلیت نداشتن رییس جمهوری و نخست وزیر بود. یک ایراد هم در مورد اقلیتهای مذهبی و استانهای سنی نشین بود در هر حال در هیچکدام از این شش ایراد نگفته بودند چرا اصل ولایت فقیه مطرح نشده است.
◀️ اصرار بنی صدر، اردبیلی و طالقانی بر تصویب طرح قانون اساسی پیشنهادی در مجلس مؤسسان؛
پس از آن این مسأله مطرح شد که چگونه این قانون اساسی را از تصویب مردم بگذرانیم. دو نظریه در این رابطه وجود داشت، یکی را بنده و یکی را هم بنی صدر و طرفداران او مطرح می کردند. طرح دوم مبتنی بر تشکیل مجلس مؤسسان بود. بنده مطرح کردم که مصلحت نیست مجلس مؤسسان تشکیل دهیم همین قانون را در جامعه تکثیر کنیم و در واقع به صورت کلی به رفراندوم برود نه به صورت ماده ای.
بحث خیلی داغ شده بود. آقای بنی صدر، طالقانی و اردبیلی طرفدار تشکیل مجلس مؤسسان بودند و در حزب جمهوری به جز آقای اردبیلی همه یعنی آقای بهشتی، هاشمی رفسنجانی و باهنر از طرح من دفاع می کردند. بحث هم بالا گرفته بود و پدر من خیلی متأثر و ناراحت شده بود.
◀️ هاشمی گفت اگر طرح به مجلس موسسان برود، روحانیون قانون ارتجاعی تحویل خواهند داد؛
آقای هاشمی به پدر من گفت: آقای دکتر اینقدر روی مجلس مؤسسان تاکید نکنید. بر حسب تجربه ای که در یکسال اخیر به دست آورده ایم مطمئن هستم اگر مجلس مؤسسان تشکیل شود حدود هفتاد هشتاد درصد آن روحانی خواهند بود و مجلسی با این ترکیب یک قانون اساسی ارتجاعی به شما تحویل می دهد، طوری که شما از پشیمانی انگشت خود را گاز خواهید گرفت.
◀️ تشکیل مجلس خبرگان بجای مجلس موسسان!
خلاصه در آن جلسه به توافق نرسیدیم و قرار بر این شد که نزد امام برویم. در آنجا آقای طالقانی پیشنهاد کردند به جای مجلس مؤسسان پانصد نفری، یک مجلس مؤسسان از صاحبنظران و خبرگان و حقوقدانان به طور مختصر تشکیل دهیم. امام و دیگران این پیشنهاد را پذیرفتند و تصویب شد و مجلس خبرگان تشکیل شد. در واقع همان حرفی که هاشمی زده بود تحقق پیدا کرد و هفتاد هشتاد درصد این مجلس روحانی شدند.
⏪ ورود ولایت فقیه به قانون اساسی با اصرار آیت الله منتظری و حسن آیت؛
زمانی که این قانون پخش شد یعنی در تیرماه یا اوایل مرداد سال ۵۸ آقای منتظری یک سخنرانی کردند مبنی بر اینکه قانون اساسی ولایت فقیه ندارد، در حالیکه مردم به دنبال ولایت فقیه و روحانیت انقلاب کرده اند. مجلس خبرگان تشکیل شد و در همانجا بود که سخنرانی[حسن آیت]مبنی بر اینکه دولت موقت چه صلاحیت دارد که برای ما قانون اساسی بنویسد ما خودمان می توانیم قانون اساسی بنویسیم را ایراد کردند.
#تاریخ_معاصرایران
mahdavifar1399
@rahenow 🗿👈
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
پوتین و عمل به وصیت پطر !
تمام حقیقت در چند دقیقه
#وصیت_نامه_پطر (پدر روسیه)
لطفا از دقیقه ۴ (بند ۹وصیت نامه به بعد) را حتماً بشنوید... درباره دیدگاه دیرین روسها نسبت به ایران و ایرانی، خیلی چیزها دستتان میآید.
منبع:
#تاریخ_اجتماعی_و_سیاسی_ایران
در دوره معاصر
نویسنده کتاب: #سعید_نفیسی
پطر کبیر ، تزار روسیه و یکی از بزرگترین پادشاهان تاریخ روسیه و بنیانگذار امپراطوری روسیه در قلب اروپا بود و بیش از ۴۳ سال بر این امپراطوری حکومت کرد.
او به آیندگان خود وصیت می کند که باید ایران را ویران کرد و همواره در فقر و تنگدستی نگه داشت.
ولادیمیر پوتین بارها در سخنانش گفته که علاقه بسیاری به این تزار روس دارد و فرامینش را بر دیوار کرملین آویخته است!
@rahenow 🗿👈
تمام حقیقت در چند دقیقه
#وصیت_نامه_پطر (پدر روسیه)
لطفا از دقیقه ۴ (بند ۹وصیت نامه به بعد) را حتماً بشنوید... درباره دیدگاه دیرین روسها نسبت به ایران و ایرانی، خیلی چیزها دستتان میآید.
منبع:
#تاریخ_اجتماعی_و_سیاسی_ایران
در دوره معاصر
نویسنده کتاب: #سعید_نفیسی
پطر کبیر ، تزار روسیه و یکی از بزرگترین پادشاهان تاریخ روسیه و بنیانگذار امپراطوری روسیه در قلب اروپا بود و بیش از ۴۳ سال بر این امپراطوری حکومت کرد.
او به آیندگان خود وصیت می کند که باید ایران را ویران کرد و همواره در فقر و تنگدستی نگه داشت.
ولادیمیر پوتین بارها در سخنانش گفته که علاقه بسیاری به این تزار روس دارد و فرامینش را بر دیوار کرملین آویخته است!
@rahenow 🗿👈
«..خلخالی در رسیدن روحانیون به قدرت خیلی کمک کرد...»
«..الهی! العفو، العفو، العفو، العفو، العفو...»
یادداشتی از : سعید_زیباکلام...
بار خدایا!
این ظلوم جهول کفور، در خواب هم چنین رویهای را نمیدیدم....
وای بر ما! وای بر ما!
به نام انقلاب و ما انقلابیون چهها که صورت نگرفته! ی
امیدوارم خداوند همه را بخاطر ریختن خون هم وطنان بی گناه که بدست انقلابیون کشته شدند ،ببخشد و بیامرزد....
ما چقدر خام و خواب و خوشخیال و خوشباور و خوشبین بودیم..
لا حول ولا قوه الا بالله العلی العظیم.
بار خدایا! تا ما را نیامرزیدهای از این دنیا مبر!
فضلینژاد در مصاحبهای که سال ۸۱ با خلخالی داشته که متن آن در دسترس است، از او سوال میکند.
در این مصاحبه، فضلینژاد به خلخالی اصرار میکند که برای ثبت در تاریخ هم که شده برخی از خطاهایش را بگوید.
خلخالی در جواب میگوید:
«تاریخ باید نماد دلاوریهای انقلابیون باشد، حالا خطاهایشان را که نباید بزرگ کرد...
مثلا اینکه پاسداران یک برادر دوقلو را به جای دیگری آوردهاند و من اعدامش کردهام، اینکه نکته مهمی نیست ..
یا مثلا یک گروه بودند که آخر سال ۵۹ فکر میکنم دستگیر کردند که اساسا اسلامی بودند، اما خب به ما گفتند که اینها مارکسیست هستند و من بدون فوت وقت از دم تیغ گذراندمشان....
بعد هم اعلام کردیم اینان در صف شهدای انقلاب هستند و حقیقتاً هم دروغ نگفتیم.»
فضلینژاد به خلخالی میگوید:
«یکی برای من تعریف میکرد که شما روزی بنا داشتید بیست نفر را با هم محاکمه کنید...
جلوی صف آنها رفتید و گفتید یکی در میان از سمت راست، اولی اعدام شود و دومی حبس ابد برود...
نفر آخر که حبس ابد گرفته بود، به امید اینکه شاید روزی آزاد شود، گویا خندهای بر لبانش نقش بست و شما تا خنده او را دیدید گفتید حال که اینطور شد از آخر صف، یکی در میان، اولی اعدام شود و بعدی به حبس ابد رود...»
خلخالی میگوید:
«آن خنده شیطانی بود..
دقیقاً آن صحنه را به یاد دارم...
الان شما میآیید از دلیل و اثبات دلیل حرف میزنید...
آن موقع این چیزها نبود اصلا..
برای اولین بار در تاریخ ، کشوری مثل ایران افتاده بود دست ما...
باید همه گروههایی که نقشی درانقلاب داشتند را حذف می کردیم ، تا فقط روحانیت باقی بماند.. ..
به همین دلیل مخالفین روحانیت را بعنوان اینکه ضد انقلاب هستند همه را اعدامشان میکردیم...
آن دسته هم که گفتی ، از نظر ما همهشان محارب بودند. حبس ابد هم با اعدام که زیاد فرقی نمیکرد...»
منبع :
(هفتهنامه پروین، شماره صفر، ۱۳۸۱ و نک: حاکم شرعی که رد صلاحیت شد/ خلخالی در مسیر انزوا)
پی نوشت: سعید زیباکلام نویسنده این متن، از جمله نیروهای ارزشی و اصولگرا است
#تاریخ_معاصرایران
@rahenow 🗿👈
«..الهی! العفو، العفو، العفو، العفو، العفو...»
یادداشتی از : سعید_زیباکلام...
بار خدایا!
این ظلوم جهول کفور، در خواب هم چنین رویهای را نمیدیدم....
وای بر ما! وای بر ما!
به نام انقلاب و ما انقلابیون چهها که صورت نگرفته! ی
امیدوارم خداوند همه را بخاطر ریختن خون هم وطنان بی گناه که بدست انقلابیون کشته شدند ،ببخشد و بیامرزد....
ما چقدر خام و خواب و خوشخیال و خوشباور و خوشبین بودیم..
لا حول ولا قوه الا بالله العلی العظیم.
بار خدایا! تا ما را نیامرزیدهای از این دنیا مبر!
فضلینژاد در مصاحبهای که سال ۸۱ با خلخالی داشته که متن آن در دسترس است، از او سوال میکند.
در این مصاحبه، فضلینژاد به خلخالی اصرار میکند که برای ثبت در تاریخ هم که شده برخی از خطاهایش را بگوید.
خلخالی در جواب میگوید:
«تاریخ باید نماد دلاوریهای انقلابیون باشد، حالا خطاهایشان را که نباید بزرگ کرد...
مثلا اینکه پاسداران یک برادر دوقلو را به جای دیگری آوردهاند و من اعدامش کردهام، اینکه نکته مهمی نیست ..
یا مثلا یک گروه بودند که آخر سال ۵۹ فکر میکنم دستگیر کردند که اساسا اسلامی بودند، اما خب به ما گفتند که اینها مارکسیست هستند و من بدون فوت وقت از دم تیغ گذراندمشان....
بعد هم اعلام کردیم اینان در صف شهدای انقلاب هستند و حقیقتاً هم دروغ نگفتیم.»
فضلینژاد به خلخالی میگوید:
«یکی برای من تعریف میکرد که شما روزی بنا داشتید بیست نفر را با هم محاکمه کنید...
جلوی صف آنها رفتید و گفتید یکی در میان از سمت راست، اولی اعدام شود و دومی حبس ابد برود...
نفر آخر که حبس ابد گرفته بود، به امید اینکه شاید روزی آزاد شود، گویا خندهای بر لبانش نقش بست و شما تا خنده او را دیدید گفتید حال که اینطور شد از آخر صف، یکی در میان، اولی اعدام شود و بعدی به حبس ابد رود...»
خلخالی میگوید:
«آن خنده شیطانی بود..
دقیقاً آن صحنه را به یاد دارم...
الان شما میآیید از دلیل و اثبات دلیل حرف میزنید...
آن موقع این چیزها نبود اصلا..
برای اولین بار در تاریخ ، کشوری مثل ایران افتاده بود دست ما...
باید همه گروههایی که نقشی درانقلاب داشتند را حذف می کردیم ، تا فقط روحانیت باقی بماند.. ..
به همین دلیل مخالفین روحانیت را بعنوان اینکه ضد انقلاب هستند همه را اعدامشان میکردیم...
آن دسته هم که گفتی ، از نظر ما همهشان محارب بودند. حبس ابد هم با اعدام که زیاد فرقی نمیکرد...»
منبع :
(هفتهنامه پروین، شماره صفر، ۱۳۸۱ و نک: حاکم شرعی که رد صلاحیت شد/ خلخالی در مسیر انزوا)
پی نوشت: سعید زیباکلام نویسنده این متن، از جمله نیروهای ارزشی و اصولگرا است
#تاریخ_معاصرایران
@rahenow 🗿👈