به نام خدا
" در سوگ #رحلت_خاتم"
#پلک نگاه، پشت پنجره صبح آخرین دیدار گشوده می شود تا جمال آه در آستانه ی مشرف #الموت شدنت به لحظه های پایان سپیده ، کوچه باغ شب های مدینه را به نسیم غم بنوازد. در هوای نفس گیر و بارش ابر دیدگان ، روح باغ بهاریت. ابر سترون بر چشمان #فاطمه رویاند تا چشم غزل بر آبشار قلم ببارد. و اندوه لایتناهی را بر برکه ی جوشان بتراود. طراوت فصل ها از شگفتی نامت خالی شدنی نیست .با یک اشاره ی قلم #عشق را می شود به نشانه ی روشن توحید به گره های حبل المتین پیوند زد. گردبادهای تهی ، صحرای حسرت را در خویشتن گم کردند، آنگاه که موج به دیانت تو، گردونه ی خورشید را به ذات #اقدس_خدا جویانه ات سر می ساید. امشب، سینه ی سرد فلک، خراشیده بر گلوی #زخمی خاک مدینه می خروشد تا التهاب قامت زیبای تو را همچون لعل ناب در صدف خود جای دهد. شب ز مینای شفق بین آه و حسرت تو، جام گلگون افق را لبالب شراب آرزوست تا دل #عشاق،برای روز محشرت تپیدن ماتم شود. آشفته خواب های آرزو در رحلت جانگدازت ، بر بام هستی آفتاب مویه کنان توست. دل پاره های ابرها بر سراپرده ی آسمان ، شکسته و خاموش بر نای قلم ، ایستاده در نسیم محزون و سرگردان ناله های ام ابیها به آینه ی زمان می سوخت. تا زخم دل خاتون قبیله ات به تکرار تاریخ ، گل سکوت را در هزاران فریاد ، بر لب غزل فرقت نشیند. کوه ها در مه گم شده اند. در هیاهوی #سکوت نیمه شب.. زبان گویای توصیف در کام نمی چرخد، گلوی قلم عریان تلفظ کلمات ست تا واژگان را به قافیه ی چشمان #علی "ع" آویزد.گریز از واژه ها بوی سکون می دهند.حسرت اشک بر دشت گونه ها ، شبیه تشعشع خورشیدی ست که نگاه را مانند آفتابگردان به سمت نام تو می چرخاند. تا همزمان در امتداد روزگاران ساز باران اشک یک دل جا مانده نام #امام_حسن مجتبی را زمزمه کند. آسمان تاریک و ماه در محاق می افتد .حوصله ی دل طوفان زده تا موج خروشان حکایت روزهای سخت و باران تنهایی ام ابیها را بر شانه های بی رمق، فصل جفای " #جعده " را به جرعه ای از جام شوکران در تلاطم انگشتری زهر. به آبشار تب تند سینه می گدازد. جای زخم عمیق دل، در مسیر کوچ روح #خاتم انبیا، سایه ی ابر از جهان بی نشان را نشانه می رود تا عطر نامت بانگ حزن و اندوه به آغوش #تب شعله کشد.
به قلم ← #شفیعی
💫✨💫 ✨💫✨ 💫
➖➖➖➖➖➖➖➖➖
❌📢 #سلام_بر_زرنه 🇮🇷👇🏻
✔️ @salam_bar_zarneh
" در سوگ #رحلت_خاتم"
#پلک نگاه، پشت پنجره صبح آخرین دیدار گشوده می شود تا جمال آه در آستانه ی مشرف #الموت شدنت به لحظه های پایان سپیده ، کوچه باغ شب های مدینه را به نسیم غم بنوازد. در هوای نفس گیر و بارش ابر دیدگان ، روح باغ بهاریت. ابر سترون بر چشمان #فاطمه رویاند تا چشم غزل بر آبشار قلم ببارد. و اندوه لایتناهی را بر برکه ی جوشان بتراود. طراوت فصل ها از شگفتی نامت خالی شدنی نیست .با یک اشاره ی قلم #عشق را می شود به نشانه ی روشن توحید به گره های حبل المتین پیوند زد. گردبادهای تهی ، صحرای حسرت را در خویشتن گم کردند، آنگاه که موج به دیانت تو، گردونه ی خورشید را به ذات #اقدس_خدا جویانه ات سر می ساید. امشب، سینه ی سرد فلک، خراشیده بر گلوی #زخمی خاک مدینه می خروشد تا التهاب قامت زیبای تو را همچون لعل ناب در صدف خود جای دهد. شب ز مینای شفق بین آه و حسرت تو، جام گلگون افق را لبالب شراب آرزوست تا دل #عشاق،برای روز محشرت تپیدن ماتم شود. آشفته خواب های آرزو در رحلت جانگدازت ، بر بام هستی آفتاب مویه کنان توست. دل پاره های ابرها بر سراپرده ی آسمان ، شکسته و خاموش بر نای قلم ، ایستاده در نسیم محزون و سرگردان ناله های ام ابیها به آینه ی زمان می سوخت. تا زخم دل خاتون قبیله ات به تکرار تاریخ ، گل سکوت را در هزاران فریاد ، بر لب غزل فرقت نشیند. کوه ها در مه گم شده اند. در هیاهوی #سکوت نیمه شب.. زبان گویای توصیف در کام نمی چرخد، گلوی قلم عریان تلفظ کلمات ست تا واژگان را به قافیه ی چشمان #علی "ع" آویزد.گریز از واژه ها بوی سکون می دهند.حسرت اشک بر دشت گونه ها ، شبیه تشعشع خورشیدی ست که نگاه را مانند آفتابگردان به سمت نام تو می چرخاند. تا همزمان در امتداد روزگاران ساز باران اشک یک دل جا مانده نام #امام_حسن مجتبی را زمزمه کند. آسمان تاریک و ماه در محاق می افتد .حوصله ی دل طوفان زده تا موج خروشان حکایت روزهای سخت و باران تنهایی ام ابیها را بر شانه های بی رمق، فصل جفای " #جعده " را به جرعه ای از جام شوکران در تلاطم انگشتری زهر. به آبشار تب تند سینه می گدازد. جای زخم عمیق دل، در مسیر کوچ روح #خاتم انبیا، سایه ی ابر از جهان بی نشان را نشانه می رود تا عطر نامت بانگ حزن و اندوه به آغوش #تب شعله کشد.
به قلم ← #شفیعی
💫✨💫 ✨💫✨ 💫
➖➖➖➖➖➖➖➖➖
❌📢 #سلام_بر_زرنه 🇮🇷👇🏻
✔️ @salam_bar_zarneh
Forwarded from سلام بر زرنه Zarneh ⁃🔕
🔳 😷 ⬛️ 😷 🔳
شعری برای قربانیان مظلوم #کرونا
➖ ➖ ➖ ➖ ➖ ➖
#دست از دنیا #شُسته و
#خانه_نشین شده ام
#دردسر هامان تمامی ندارند
حالم از زندگی #بهم_میخورد
در جیب #ریههایم جز چند #سرفهی_خشک و خالی،
پولی باقی نمانده
میخواهم تتمهی جانم را سر بکشم
قلبم را تندتر به #تپیدن وا می دارم
#نفس هایم را #تنگ در بغل می گیرم و
در #تب و تاب رفتن
فتیلهی تنم را بالا می کشم
تا #گُر بگیرد
#دهانم را نیز #می_پوشانم
مبادا ناگفته ها بیرون بریزند
شما را به خدا می سپارم و
#گورم را گم می کنم
لطفا کمی #آهک
می خواهم سیر #بخوابم !
#علی_محمد_محمدی
۱۴ اسفند ۹۸
➖ ➖ ➖ ➖ ➖ ➖
@ghazalnoosh_ali_m_m
غزلنوش - علی محمد محمدی
➖
🆘 @salam_bar_zarneh
#سلام_بر_زرنه
شعری برای قربانیان مظلوم #کرونا
➖ ➖ ➖ ➖ ➖ ➖
#دست از دنیا #شُسته و
#خانه_نشین شده ام
#دردسر هامان تمامی ندارند
حالم از زندگی #بهم_میخورد
در جیب #ریههایم جز چند #سرفهی_خشک و خالی،
پولی باقی نمانده
میخواهم تتمهی جانم را سر بکشم
قلبم را تندتر به #تپیدن وا می دارم
#نفس هایم را #تنگ در بغل می گیرم و
در #تب و تاب رفتن
فتیلهی تنم را بالا می کشم
تا #گُر بگیرد
#دهانم را نیز #می_پوشانم
مبادا ناگفته ها بیرون بریزند
شما را به خدا می سپارم و
#گورم را گم می کنم
لطفا کمی #آهک
می خواهم سیر #بخوابم !
#علی_محمد_محمدی
۱۴ اسفند ۹۸
➖ ➖ ➖ ➖ ➖ ➖
@ghazalnoosh_ali_m_m
غزلنوش - علی محمد محمدی
➖
🆘 @salam_bar_zarneh
#سلام_بر_زرنه