گاهی عمیقا فکر میکنم که زلزله یکی از بزرگترین تلنگرهای زندگی ما انسانهاست. واقعهای که میتواند رنگ و بویی دیگر برباورهای ما ایجاد کند. باورهایی همچون عشق، محبت، ایثار. واژههایی که برای ما، تقریبا غریب محسوب میشوند.
گاهی در تجسم تصاویرم، در تجسم جایگزینیام، تصویر عزیزانم را در زیر آوار میبینم.
پدرم که کوهی از سخاوت بود،
مادرم که دریایی از ایثار و محبت بود،
برادرانم که حضورشان مایه دلگرمی بود،
وخواهرانم که وجودشان شادی درخانواده بود.
دیدن هرکدام در زیر آوار و بیرون کشیدن پیکرشان، آواری برسرم ویران میکرد.
باوجود جمع شدن تمام دردها در کالبدم، بعداز کنارگذاشتن همگی کنار هم، با بغل کردن هرکدام بانگ میزدم... آه که دیگر گلویی نمیماند.
بابغل کردن هرکدام دراین خیال بودم که ای #کاش فرصت یکبار دیگر دیدنشان راداشتم. #کاش فقط یک لحظه #کاش فقط یک آغوش و #کاش فقط یک بوسه
در پردازش این تصاویر بودم که مادر با بشقاب میوه وارد اتاقم شد، اشک در چشمانم حلقه زده بود و شکر خدا، در دلم شروع به زمزمه کرد،
خدایاشکر که هنوز هستند و هنوز حضور دارند.
امیدوارم که همیشه قدر داراییهایمان را بدانم و بدانیم.
امیدوارم که همین الان جرات به آغوش کشیدن عزیزانمان را بهخودمان بدهیم و #کاش ها را درهمین لحظه، واقعی کنیم.
تسلیتی دیگر به هم استانیهای عزیز و داغدارم که هیچگاه و هرگز و هرگز فراموش نخواهند شد🖤
ادمین 96/09/16
# میثم اسماعیلی
﷽ ✍ @salambarzarne 💯
گاهی در تجسم تصاویرم، در تجسم جایگزینیام، تصویر عزیزانم را در زیر آوار میبینم.
پدرم که کوهی از سخاوت بود،
مادرم که دریایی از ایثار و محبت بود،
برادرانم که حضورشان مایه دلگرمی بود،
وخواهرانم که وجودشان شادی درخانواده بود.
دیدن هرکدام در زیر آوار و بیرون کشیدن پیکرشان، آواری برسرم ویران میکرد.
باوجود جمع شدن تمام دردها در کالبدم، بعداز کنارگذاشتن همگی کنار هم، با بغل کردن هرکدام بانگ میزدم... آه که دیگر گلویی نمیماند.
بابغل کردن هرکدام دراین خیال بودم که ای #کاش فرصت یکبار دیگر دیدنشان راداشتم. #کاش فقط یک لحظه #کاش فقط یک آغوش و #کاش فقط یک بوسه
در پردازش این تصاویر بودم که مادر با بشقاب میوه وارد اتاقم شد، اشک در چشمانم حلقه زده بود و شکر خدا، در دلم شروع به زمزمه کرد،
خدایاشکر که هنوز هستند و هنوز حضور دارند.
امیدوارم که همیشه قدر داراییهایمان را بدانم و بدانیم.
امیدوارم که همین الان جرات به آغوش کشیدن عزیزانمان را بهخودمان بدهیم و #کاش ها را درهمین لحظه، واقعی کنیم.
تسلیتی دیگر به هم استانیهای عزیز و داغدارم که هیچگاه و هرگز و هرگز فراموش نخواهند شد🖤
ادمین 96/09/16
# میثم اسماعیلی
﷽ ✍ @salambarzarne 💯
بەنامخدا
"تقدیم به تمامی #مادران سرزمینم
دلسپردگی هایت #شیرەیجانم شده است تو که مرام خیس #غزلی.امروز می خواهم از غزل و #قصیده و #شعر برایت
یک #دیوان بنگارم اما نمی شود.#زبان ساده ی #قلم را دوست دارم بدون هیچ #آرایه و استعاره ای.سال هاست در#کنارت بوده ام بدون آنکه خسته باشم یا #پریشان.کنون چند ماهی ست که درد ورنج بیماری مرا از تو دور کرده است و این #حرمان سرگشته ی من است که نمی توانم در معیت آن نگاه #لاجوردی ات به تماشا نشینم.این چه #رازی ست که هرگاه صدای محزون و #مغرور تورا می شنوم از درون تهی می شوم.خرد شدن من از #بیعاطفگی نیست از ملاحظه ی #قصور و کوتاهی ام نیست.از #قلمی ست شاید #قلمم را نکوهش کند که چرا نیستم. نوع نگرش من #رهاورد #انس و #الفتی ست که از #پدرانمان به ارث رسیده است.#قضاوت کردن چه #آسان است برای آنکس که درد مرا نمی داند و کاش حال درونم را بدانی وقتی نمی توانم در #معیت تو باشم.#جدایی از تو یعنی جهنم. این #دختر تو هزاران رکعت به تو بدهکار است اما با این درد که بر توانم #خمیه زده است چه کنم. #کاش کنارت بودم و آغوش پر#مهرت
ماوای درد دل هایت بود. #مادر به تو #مفتخرم که اندیشه ی بزرگت همپای تفکر #پدر، افتخاری ست که بر #شانەهایت #استوار و پا برجا به آن تکیه داده ام و می نازم که تو #مادر منی که می شود تو را در #شعرهایم بسرایم. #آسمان نگاهت #تلالودریاست و من قطره ای حقیر در #موج این تلاطمم. #دخترت را ببخشای هرگاه از #دوریت زبان خامه گشایم جز پوزش #یارای هیچ سخنی نیست. این نیز بگذرد اما #وجدانمآسوده است که بدون دلیل از تو جدا نیستم. #قلم به یاری من نیست تا #چکامەیی از #بزرگواریت بر صحیفه ی #دل ترسیم #رویاها شود. #دوست داشتنت یک
دیوان #غزل می خواهد که توان #کلکخیال انگیز در مقیاس #ارزش هایت عیاری به سنجش نیست,
.✍#فروزندە_شفیعیزرنە
99/3/25
📮#سلام_بر_زرنه
🔻🔛🔻
@salam_bar_zarneh
"تقدیم به تمامی #مادران سرزمینم
دلسپردگی هایت #شیرەیجانم شده است تو که مرام خیس #غزلی.امروز می خواهم از غزل و #قصیده و #شعر برایت
یک #دیوان بنگارم اما نمی شود.#زبان ساده ی #قلم را دوست دارم بدون هیچ #آرایه و استعاره ای.سال هاست در#کنارت بوده ام بدون آنکه خسته باشم یا #پریشان.کنون چند ماهی ست که درد ورنج بیماری مرا از تو دور کرده است و این #حرمان سرگشته ی من است که نمی توانم در معیت آن نگاه #لاجوردی ات به تماشا نشینم.این چه #رازی ست که هرگاه صدای محزون و #مغرور تورا می شنوم از درون تهی می شوم.خرد شدن من از #بیعاطفگی نیست از ملاحظه ی #قصور و کوتاهی ام نیست.از #قلمی ست شاید #قلمم را نکوهش کند که چرا نیستم. نوع نگرش من #رهاورد #انس و #الفتی ست که از #پدرانمان به ارث رسیده است.#قضاوت کردن چه #آسان است برای آنکس که درد مرا نمی داند و کاش حال درونم را بدانی وقتی نمی توانم در #معیت تو باشم.#جدایی از تو یعنی جهنم. این #دختر تو هزاران رکعت به تو بدهکار است اما با این درد که بر توانم #خمیه زده است چه کنم. #کاش کنارت بودم و آغوش پر#مهرت
ماوای درد دل هایت بود. #مادر به تو #مفتخرم که اندیشه ی بزرگت همپای تفکر #پدر، افتخاری ست که بر #شانەهایت #استوار و پا برجا به آن تکیه داده ام و می نازم که تو #مادر منی که می شود تو را در #شعرهایم بسرایم. #آسمان نگاهت #تلالودریاست و من قطره ای حقیر در #موج این تلاطمم. #دخترت را ببخشای هرگاه از #دوریت زبان خامه گشایم جز پوزش #یارای هیچ سخنی نیست. این نیز بگذرد اما #وجدانمآسوده است که بدون دلیل از تو جدا نیستم. #قلم به یاری من نیست تا #چکامەیی از #بزرگواریت بر صحیفه ی #دل ترسیم #رویاها شود. #دوست داشتنت یک
دیوان #غزل می خواهد که توان #کلکخیال انگیز در مقیاس #ارزش هایت عیاری به سنجش نیست,
.✍#فروزندە_شفیعیزرنە
99/3/25
📮#سلام_بر_زرنه
🔻🔛🔻
@salam_bar_zarneh