کتابخانه سیمرغ
72.8K subscribers
15.4K photos
1.18K videos
7.37K files
470 links
Download Telegram
دستت را به من بده
حرفت را به من بگو
قلبت را به من بده
من ريشه‌هاي تو را دريافته‌ام
با لبانت براي همه لب‌ها سخن گفته‌ام
و دست‌هايت با دستان من آشناست .

♦️@seemorghbook
👍13🔥3🥰2
موفقیت همیشگی نیست؛
شکست هم کشنده نیست..
تنها
یک چیز اهمیت دارد...
و آن هم شهامت
ادامه دادن است...

#وینستون_چرچیل

♦️@seemorghbook
💯14👍4🔥31
یکی از صحبتهایی که مرا سرگرم میکند اظهارات دانشمندان مذهبی و دینی است که بطرزی موثر در مورد اراده و نقشه های خدا صحبت میکنند و چنان به گفته خود اعتقاد دارند که گویی ظهر آنروز با خدا ناهار خورده اند!

#موریس_مترلینگ

♦️@seemorghbook
👍20😁8
بت های خود را فراموش کنید!
( بت های شما کسانی هستند که طرز فکر و باور و اندیشه و زندگی آنها را الگوی خود قرار می دهید) قهرمان خود باشید و هرگز نخواهید که مانند دیگری باشید .

#وین_دایر
♦️@seemorghbook
👍18👎2🔥1
📌 خودکشی دسته جمعی!

بلیط رفت‌ و‌ برگشت به نیویورک آمریکا شده بود،نزدیک ۴ هزار تومان!
برای ما که دانشجو بودیم،نصف بها حساب می کردند،یعنی ۱۹۵۰ تومان!
صبحانه و‌ نهار و شام به همراه ویسکی درجه یک شیواز،آبجو،آب پرتقال،دسر شیرینی تازه،سالاد،میوه پرتقال و موز و سیب!
به مهماندارها می گفتیم ببخشید،انار دون کرده ندارید؟!
همیشه می گفتند انشالله بعدا!
خیلی وقت‌ ها از هواپیما در نیویورک پیاده نمی شدیم،می گفتیم به کاپیتان بگوئید ما یک چرتی می زنیم تا برگردیم ایران!
اونهایی که با پرواز ۷۴۷ ایران ایر به نیویورک رفته بودند،می دانستند که
محل پارک هواپیماهای ایران ایر کنار پارکینگ پان آمریکن بود!
دوباره در برگشت چون ساعت ۱۰ صبح پرواز بود،قهوه با کیک،بعد آب پرتقال،بعد نهار‌ و بعد از ظهر انواع مشروبهای ویسکی شیواز و آبجو و شراب تا وقت شام که سئوال می کردند استیک یا شنیتسل مرغ با سالاد فرانسوی؟!
بعد کمی چرت زدن و دوباره صبحانه و بعدش میوه و بعدش شراب قرمز با نهار همراه با دسر میوه موز و پرتقال و سیب!
اما آخرین باری که با پرواز مستقیم نیویورک به تهران داشتم برمی گشتم،آخرش خیلی بد بود!
مهماندار گفت مسافرین محترم،خانمها روسری ها رو سرتان کنید،رسیدیم!
از مهماندار پرسیدم روسری برای چی؟!
گفت انقلاب شده!
من آنقدر رفته بودم و آمده بودم،با تمامی مهماندارها رفیق شده بودم!
آخرین باری که پیاده شدم،یک مهماندار بود موهایش بور بود به اسم زری!
من رو صدا کرد و گفت پیاده شدی،انار دون کرده یادت نره!
هیچوقت متلکی که بارم کرد یادم نمیره!
ده سال گذشت!
با یک پرواز از تهران به مالزی با ایران ایر می رفتم!
چند دقیقه ای هواپیما از زمین بلند شده بود!
مهمانداری یک ظرف آب نبات جلوی من گرفت و گفت دونه اناری بردار!
پرسیدم زری تو هستی؟!
چرا این شکلی شده ای؟!
گفت نباید آرایش کنیم!
مسافران تحریک می شوند!
پرسیدم چیکار می کنی؟!
گفت سر مهماندار شدم،پرواز نیویورک که مالید،به جزیره پاتایا مسافر می زنیم یا کوالالامپور!
بعد گفت بگذار آب نبات بدم به این بدبخت ها،بهت میگم بیای انتهای هواپیما،آشپزخانه با هم صحبت کنیم!
چند دقیقه بعد صدایم کرد،گفت آب میخوری یا آب پرتقال؟!
گفتم آبجو!
گفت جو داریم،اما آبش رو نه!
گفت مرد،گذشت اون روزهایی که سه روز هیچی نمی خوردید،پرواز می کردید به نیویورک!
گفتم سالهاست که دنبال تو می گردم تا یک سوالی ازت بپرسم!
چرا اون روز به من گفتی پیاده شدی،انار دون شده بخور؟!
جواب داد من با پرواز همه جای دنیا می رفتم!
همه جور مسافری با هر ملیتی می دیدم!
مشخص بود ملتی که ۴ هزار تومن می دهند می روند نیویورک و برمی گردند و ۶ وعده غذا با ویسکی و آبجو و شراب و شامپاین و تکیلا رو قاطی با هم می خورند،بعد
کاسه انار دون شده هم می خواهند،بالاخره از خوشی زیاد خودشون رو خیس می کنند!
ظهر شده بود،مهماندار از من پرسید نهار کوکو سبزی می خورید یا کوکو سیب زمینی؟!
پرسیدم خانم با چی میدین این کوکو بره پایین؟!
گفت با آب معدنی!
و چقدر زود چهل سال گذشت!
یاد حرف ‌ژیسکار دستن رئیس‌ جمهور سابق فرانسه افتادم که گفت شورش ملت ایران در سال ۵۷ همچنان برای من معمایی مثل خودکشی نهنگ هاست که گاهی به شکل دسته جمعی و به دلایل نامعلومی اتفاق می افتد!
تاریخ هرگز ندیده ملتی با خود چنین کند و دست به خودکشی دسته جمعی بزند!!!

♦️@seemorghbook
👍64😢22👏7👎43🤝1
خدا گويد:
تو ای زيباتر ازخورشيد زيبايم
تو ای والاترين مهمان دنيايم
بدان آغوش من باز است
شروع كن! يك قدم باتو
تمام گامهای مانده اش بامن

♦️@seemorghbook
👍11
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
هر چیزی که بهت حس خوبی
نمیده پاک کن!
چه در فضای مجازی،
چه در زندگی و چه در ذهن....
رها شو!

♦️@seemorghbook
👍151
☕️قطعه‌ای از کتاب

این کوری یک کوری واقعی نیست! کوری خرد و منطق است.
ما مخلوقات اهل عقل و تفکریم ولی عاقلانه رفتار نمی‌کنیم! می‌بینیم ولی تامل نمی‌کنیم وگرنه در این دنیا این‌قدر شاهد گرسنگی و بدبختی نبودیم!

📕#کوری

#ژوزه_ساراماگو
♦️@seemorghbook
👍141
هر قدر در برابر خفت و ظلم سرتعظیم فرود آورید،
همانقدر بر شجاعت و جسارت ستمکاران افزوده خواهد شد!
سکوت در برابر ستمکار، بدترین ستم و بزرگترین خیانت است!
شرافت و عزت خود را قربانی ترس و کاهلی نکنید.

♦️@seemorghbook
👍31
درد جاودانگی

میگل داونامونو
♦️@seemorghbook
🔥4👍2
📕#درد_جاودانگی

#میگل_داونامونو

سرشت سوگناک زندگی
این کتاب از میان بیش از 50 شاهکار ادبی-کلامی اونامونو، فیلسوف، متکلم و نویسنده شهیر اسپانیایی،به بیست زبان مختلف ترجمه شده است.
در این کتاب مباحث غامض فلسفی و شرح سیره و سلوک اونامونو بیان می شود.
اونامونو بر این باور است که انسان جدید راه خویش را گم کرده و نمی داند در کجاست و برای چه زندگی می کند.
وی این کتاب را با تأسی از رمان دن کیشوت اثر "سروانتس" به رشته تحریر درآورده است.

♦️@seemorghbook
👍12
کاش ناشناخته می ماندند ؛
آدم هایی که فکر می کردیم بهترین اند !
آن هایی که رویِ معرفتشان حساب کرده بودیم .
کاش سر از کارشان در نمی آوردیم ،
آن رویِ سکه شان را نمی دیدیم ،
نقابشان را کنار نمی زدیم .
کاش تصوراتمان را ،
اعتمادمان را ،
آرامشمان را ؛
خراب نمی کردیم !

#نرگس‌_صرافیان_طوفان

♦️@seemorghbook
👍183🔥1🤔1
فردی چندین سال شاگرد نقاش بزرگی بود و تمامی فنون و هنر نقاشی را آموخت. استاد به او گفت که دیگر شما استاد شده ای و من چیزی ندارم ک به تو بیاموزم.

شاگرد فکری به سرش رسید، یک نقاشی فوق العاده کشید و آنرا در میدان شهر قرار داد ، مقداری رنگ و قلمی در کنار آن قرار داد و از رهگذران خواهش کرد اگر هرجایی ایرادی می بینند یک علامت × بزنند و غروب که برگشت دید که تمامی تابلو علامت خورده است و بسیار ناراحت و افسرده به استاد خود مراجعه کرد.

استاد به او گفت: آیا میتوانی عین همان نقاشی را برایم بکشی ؟
شاگرد نیز چنان کرد و استاد آن نقاشی را در همان میدان شهر قرار داد ولی این بار رنگ و قلم را قرار داد اما متنی که در کنار تابلو قرار داد این بود که : اگر جایی از نقاشی ایراد دارد با این رنگ و قلم اصلاح بفرمایید غروب برگشتند دیدند تابلو دست نخورده ماند.

استاد به شاگرد گفت: همه انسانها قدرت انتقاد دارند ولی جرات اصلاح نه...!

♦️@seemorghbook
👍31👏4🔥2😁1


وقتیﺟﺎﻣﻌﻪﺍﯼ ﺑﯿﺸﺘﺮ ﺩﺭﮔﯿﺮ ﻏﻢ ﻧﺎﻥ ﺑﺎﺷﺪ
ﺍﻋﺘﻘﺎﺩ ﺑﻪ ﻣﺎﻭﺭﺍﺀﺍﻟﻄﺒﯿﻌﻪ ﻭ ﺩﺳﺘﯽ ﮐﻪ ﺍﺯ ﻏﯿﺐ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﺁﻣﺪ ﻭ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺭﺍ ﮔﻠﺴﺘﺎﻥ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﮐﺮﺩ ﺑﯿﺸﺘﺮ ﻣﯽﺷﻮﺩ!

ﺑﺮﺗﺮﺍﻧﺪ ﺭﺍﺳﻞ ﺩﺭ ﺟﺎﯾﯽ ﻣﯽﮔﻮﯾﯿﺪ : ﺗﻀﻤﯿﻦ ﻣﯽﺩﻫﻢ ﮐﻪ ﺍﮔﺮ ﻣﺮﺩﻡ ﺟﻬﺎﻥ ﺷﺎﺩ ﺑﻮﺩﻩ ﻭ ﺍﺯ ﻟﺤﺎﻅ ﻣﺎﺩﯼ ﻭ ﺍﺟﺘﻤﺎﻋﯽ ﺩﺭ ﺭﻓﺎﻩ ﺑﺎﺷﻨﺪ ، ﻣﺬﻫﺐ ﺍﺯ ﺟﻬﺎﻥ ﺭﺧﺖ ﺑﺮ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﺑﺴﺖ . ﻣﺼﺪﺍﻕ ﺍﯾﻦ ﺍﺩﻋﺎ ﺭﺍ ﺑﻪ ﮐﺮﺍﺕ ﺩﺭ ﺳﻄﺢ ﺟوامع امروزی ﻣﯽﺗﻮﺍﻥ ﺩﯾﺪ ...

ﺑﻪ ﻃﻮﺭ ﻣﺜﺎﻝ ﺷﻤﺎ ﺑﻪ ﻧﺪﺭﺕ ﺷﻌﺎﺭﻫﺎﯼ ﻣﺬﻫﺒﯽ ﺭﺍ ﺑﺮ ﺭﻭﯼ ﻣﺎﺷﯿﻦﻫﺎﯼ ﻟﻮﮐﺲِ ﻣﺘﻌﻠﻖ ﺑﻪ ﺍﻗﺸﺎﺭ ﻓﺮﺍﺩﺳﺖ ﻭ ﻣﺮﻓﻪ ﻣﯽﺑﯿﻨﯿﺪ ، ﺍﻣﺎ ﺩﺭ ﻋﻮﺽ ﺗﺎ ﺩﻟﺘﺎﻥ ﺑﺨﻮﺍﻫﺪ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﺩﺳﺖ ﺷﻌﺎﺭﻫﺎ ﻭ ﻣﻀﺎﻣﯿﻦ ﻭ ﺟﻤﻼﺕِ ﻣﺬﻫﺒﯽ ﺩﯾﻨﯽ ﺑﺮ ﺭﻭﯼ ﺍﺗﻮﻣﺒﯿﻞﻫﺎﯼ ﺍﻗﺸﺎﺭ ﻓﺮﻭﺩﺳﺖ ﻭ ﻧﯿﺎﺯﻣﻨﺪ ﺩﯾﺪﻩ ﻣﯽﺷﻮﺩ . ﺯﻣﺎﻧﯽ ﮐﻪ ﺍﻗﺸﺎﺭ ﻓﺮﻭﺩﺳﺖ ﺟﺎﻣﻌﻪ ﺗﻔﺎﻭﺕ ﻭ ﻓﺎﺻﻠﻪ ﻃﺒﻘﺎﺗﯽ ﻓﺎﺣﺶ ﻣﯿﺎﻥ ﺧﻮﺩ ﻭ ﺛﺮﻭﺗﻤﻨﺪﺍﻥ ﺭﺍ ﻣﯽﺑﯿﻨﻨﺪ ، ﻧﺎ ﺍﻣﯿﺪ ﺍﺯ ﺩﺍﺷﺘﻦ ﯾﮏ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﻣﺎﺩﯼ ﻣﻄﻠﻮﺏ ، ﭼﺸﻢ ﺑﻪ ﺁﺳﻤﺎﻥﻫﺎ ﻣﯽﺩﻭﺯﻧﺪ ﻭ ﺭﻓﺎﻩ ﺧﻮﯾﺶ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺩﻧﯿﺎﯾﯽ ﺩﯾﮕﺮ ﺟﺴﺘﺠﻮ ﻣﯽﮐﻨﻨﺪ!

♦️@seemorghbook
👍38👏3😁2👎1🥰1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
یادتون باشه!
اگر چه گاهی تکه ابری جلویِ تابش خورشید رو می‌گیره
ولی خورشید پابرجاست…

نگذارید لکه‌هایِ اَبرِ غم و مشکلات
مانعِ تابشِ خورشید به زندگی‌تون بشه
از زندگی لذت ببرید

♦️@seemorghbook
🥰9👍6😁2👏1
کنار تو تنهاتر شده ام
از تو تا اوج تو ، زندگي من گسترده است
از من تا من ، تو گسترده اي
با تو برخوردم ، به راز پرستش پيوستم
از تو به راه افتادم ، به جلوه ي رنج رسيدم
و با اين همه اي شفاف
و با اين همه اي شگرف
مرا راهي از تو به در نيست
زمين باران را صدا مي زند 
من تو را


#سهراب_سپهری
♦️@seemorghbook
👍73👏1😢1
سالی که بر من و تو گذشت
فقط سیصد و شصت و پنج روز نبود!
جمعه‌ها را باید
دو روز حساب کرد...

#احمدرضا_احمدی

♦️@seemorghbook
👍20😢4
☕️ قطعه‌ای از کتاب

کاش آدم بتواند دنیا را بالا بیاورد و این همه دروغ و ریا نبیند.
دنیا به دست دروغگوها و پشت هم اندازها و حقه‌بازها اداره می‌شود ...

📕#سال_بلوا

#عباس_معروفی

♦️@seemorghbook
👍29😁1
او مرتکب جرم اصلی شده بود ،
جرمی که حاوی دیگر جرم‌ها بود ؛

اگر هم قلم روی کاغذ نبرده بود ،
باز هم مرتکب آن شده بود ؛
نام آن جرم «اندیشه» بود !

#جورج_اورول


♦️@seemorghbook
👍211