کتابخانه سیمرغ
72.8K subscribers
15.4K photos
1.18K videos
7.37K files
470 links
Download Telegram
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
انیمیشن مفهومی و فوق العاده
"ورود به بهشت"
گاهی فرشته ها هم سقوط میکنن
پیشنهاد میدم به هیچ وجه از دست ندید

♦️@seemorghbook
👍123👏1
عزت نفس

لیزا شاب

♦️@seemorghbook
👍5
📕#عزت_نفس

#لیزا_شاب

کتاب عزت‌نفس برای نوجوانان نوشته‌ی لیزا شاپ است. این کتاب در دسته کتاب‌های روانشناسی با موضوع عزت‌نفس برای نوجوانان است. مخاطب این کتاب نوجوانان و پدران و مادران آن‌ها هستند. با توجه به اینکه دوره نوجوانی دوره‌ی حساسی است و بیشتر نوجوانان در دوره با بزرگ‌ترین دغدغه زندگی یعنی شناخت خود مواجه هستند، لیزا شاپ سعی کرده تا با ارائه راهکارهای عملی به نوجوانان کمک کند تا خود را بهتر بشناسند و با ارزش‌های درونی خود آشنا شوند. نویسنده در مقدمه کتاب می‌گوید: «بعضی از فعالیت‌ها و بخش‌های کتاب به شما کمک می‌کند تا بدانید چه عواملی در بیرون از شما در اندیشه، احساس و رفتارتان تاثیر می‌گذارد. بخش‌های دیگری از کتاب به شما کمک می‌کند تا با خویشتن واقعی خود آشنا شوید».
نویسنده نکات روانی و جسمی، توجه به اشتباهات، کشف رویاها، قدرت شناخت خود، قدرت نگرش، قدرت مدیریت احساس، قدرت تحمل ناراحتی، قدرت مسئولیت‌پذیری و سپاسگزاری را همراه با نکات مهم در 40 بخش کتاب توضیح می‌دهد. انتشارات درسا این کتاب را با ترجمه‌ی مهدی قراچه داغی در 263 صفحه منتشر کرده است.

♦️@seemorghbook
👍9
نمی‌توانم فرمول موفقیت را برای شما بیان کنم؛ اما اگر فرمول شکست را می‌خواهید آن است که بکوشید همه را راضی نگه دارید.

#اسوپ


♦️@seemorghbook
👍19👏1
از آدم ها بت نسازيد، اين خيانت است هم به خودتان، هم به خودشان!
خدايى ميشوند كه خدايى كردن هم نميدانند؛
و شما در آخر ميشويد سر تا پا كافر به خداى خودساخته...!

#فردریش_نيچه

♦️@seemorghbook
👍33👏5
«سرمایه‌دارهای بانفوذِ سازندهٔ ابزارهای ارتباط‌جمعی دیگه نباید تظاهر کنن خدایانِ خنگ و بی‌آزارِ فناوری هستن که واسه ساختنِ دنیای بهتر تلاش می‌کنن. باید اعتراف کنن که درست مثل تنباکوکارهای تی‌شرت‌پوشی‌ان که دارن یه محصول اعتیادآور رو به بچه‌ها می‌فروشن. اگه بخوایم با خودمون صادق باشیم، باید بگم چک‌کردن تعداد "لایک"ها شده شکلِ امروزیِ سیگارکشیدن.»

#کال_نیوپورت

♦️@seemorghbook
5👍5
برتراند راسل میگوید :

در هر کجای جهان وقتی باوری امری مقدس شمارده شود، مرگ آدمیان را به همراه خواهد داشت، تاریخ خود گواه این ادعاست ...

پدر دين ترس است و مادر آن خشونت است.
بی جهت نیست اين دو در طول تاريخ دست در دست هم پيش رفته اند.

♦️@seemorghbook
👍232


من نمی‌دانم مردمی که هنوز روی خط کشی
کفِ خیابان نمی‌توانند حریم و حرمت
همدیگر را نگاه دارند،دموکراسی را برای
چه می‌خواهند ...؟!

رعایت خط کشی که دیگر مربوط
به حکومت نیست،مربوط به استکبار
جهانی نیست...!

الفبای ساده دموکراسی، در همین خطوط
را بی‌جا قطع نکردن،پشت چراغ ایستادن،
به عابر پیاده‌ی نگون بخت راه دادن و
سبقت بی‌جا نگرفتن است...!


#حسن_نراقی


♦️@seemorghbook
👍39👏8👎1
‏من باشم و او باشد و یک صبح دل انگیز
ایام نکو باشد و بس خاطره انگیز

قوری و تب شعر و دو فنجان غزل ناب
وصف لب لعل ات که شده وسوسه انگیز

♦️@seemorghbook
13👍1
دیروزها را گشتیم به دنبال امروزها
امروزها را می گردیم به دنبال فرداها
ولی
همه آنچه را که باید ببینیم
امروز است!

همین ساعت ها
همین دقیقه ها
همین ثانیه ها

♦️@seemorghbook
👍18👎2
قطعه‌ای از کتاب

فهمیدن فعالیتی پایان ناپذیر است که طی آن، در عینِ تنوع و تغییر مدام، با واقعیت کنار می آییم و آشتی می کنیم و به عبارت دیگر، در جهان احساس آشنایی و آسودگی می کنیم... فهمیدن، روندی پایان ناپذیر است و بنابراین، نمی تواند هیچ نتیجه نهایی تولید کند. فهمیدن، زنده بودن به شکلی ویژه آدمی است... به همان میزان که ظهور حکومت های توتالیتر، رویداد کانونی جهان ماست، فهمیدن توتالیتاریسم به محکوم کردن چیزی نمی انجامد، بلکه فهمیدن توتالیتاریسم به معنای آشتی دادن خودمان با جهانی است که چنین اموری در آن اساسا امکان وقوع دارند.

📕#انسان_ها_در_عصر_ظلمت

✍️#هانا_آرنت

♦️@seemorghbook
👍6😇1
ارباب‌ها ملیت خاصی ندارند؛
نه اخلاق می‌شناسند،نه قانون
همین‌قدر که ارباب هستند
برای آن‌ها کافی‌ست.

اصلیت‌شان هر چه باشد
همه‌شان به یک شکل
پدر ما را در می‌آورند !

#زاهاریا_استانکو

♦️@seemorghbook
👍32👎2
در مرز وحشت

امیر عشیری

♦️@seemorghbook
👍6
📕#در_مرز_وحشت(نایاب)

#امیر_عشیری

در آپارتمانم تنها نشسته بودم انتظار برادرم را داشتم. قرار بود ساعت هشت شب برگردد و باهم شام بخوریم . ولی تا آن موقع که در حدود ساعت یازده شب بود ، از او خبری نبود . نگرانش بودم . فکر میکردم ممکن است اتفاق بدی برایش افتاده باشد. جلو پنجره ایستادم . خیابان امیریه در آن وقت شب خلوت بود. به ندرت اتومبیلی از آنجا رد می شد . باد سرد پاییزی زوزه خفیفی می کشید و برگهای خشک درختان را که بر کف خیابان ریخته بود، حرکت میداد و پچپچی ایجاد میکرد . تا آنجا که میتوانستم خیابان را ببینم حتی یک مغازه هم باز نبود .
چرا اینقدر دبیر کرده ؟ این سئوالی بود که پی درپی از خودم میکردم تنها جوابی که میتوانستم بدهم، این بود که بالاخره پیدایش میشود . باید صبر کرد . سعی میکردم که خود را با تراشیدن علت هائی برای دیر کردنش ، تسکین بدهم . پشت سرهم سیگار آتش میزدم نگاهم به خیابان بود .گاه که صدای سم اسبان درشکه ای در گوشم می نشست ، گردن میکشیدم و وقتی درشکه را میدیدم ، با خودم می گفتم «خودش است.» ولی درشکه از آنجا میگذشت و انتظار آمیخته با نگرانی من ، همچنان ادامه می یافت . گاهگاه ، عابری دیده میشد که سرش را میان شانه هایش فرو برده از کنار پیاده رو آنطرف خیابان بکندی میگذرد …
حدس زدم که ممکن است با زنی برخورد کرده، و سرش‌ جائی گرم شده است. نگرانی من آنقدر بود که گرسنگی را فراموش کرده بودم .چند دقیقه از نیمه شب گذشته بود ، ناگهان در سکوت و آرامش ...

♦️@seemorghbook
👍112👎2
💠💠💠💠💠💠💠💠💠💠

وطن ویرانه از یار است یا اغیار یا هر دو؟
مصیبت از مسلمان‌هاست یا کفار یا هر دو؟
همه دادِ وطنخواهی زنند، اما نمی‌دانم
وطنخواهی به گفتار است یا کردار یا هر دو؟

#ابوالقاسم_لاهوتی

♦️@seemorghbook
24👍6
پس از مرگِ انسان
قلب: ۵ دقیقه
مغز: ۲۰ دقیقه
پوست: ۲ روز
و استخوان تنها ۳۰ روز
سالم می مانند
اما
کردار نیک تا ابد باقی می ماند


♦️@seemorghbook
👏22👍85
حرف حساب
این قشنگترین پیامی بود که خوندم؛

در زندگی یاد گرفتم:
با احمق بحث نکنم و بگذارم در دنیای احمقانه خویش خوشبخت زندگی کند.
با وقیح جدل نکنم چون چیزی برای از دست دادن ندارد و روحم را تباه می کند.
از حسود دوری کنم چون اگر دنیا را هم به او تقدیم کنم باز از من بیزار خواهد بود.
وتنهایی را به بودن در جمعی که به آن تعلق ندارم ترجیح دهم
و سه چیز را هرگز فراموش نمیکنم :
1 . به همه نمی توانم کمک کنم
2 . همه چیز را نمی توانم عوض کنم
3 . همه من را دوست نخواهند داشت ....!!

♦️@seemorghbook
👍242


#آسیاب_به_نوبت

رفت روزی زاهدی در آسـیاب
آسـیابـان را صدا زد بـا عـتاب
گفت دانی کیستم من ، گـفـت نـه
گفت نـشـنـاسـی مرا ، ای روسـیَـه
این مـنم مـن ، زاهدی عالی مقام
در رکوعُ درسجودم صبح و شام
ذکـر یا قدوس و یا سبوح ِ مـن
بــُرده تـاپـیش مـلایک روح ِ مـن
مستجاب الـدعـوه ام تـنـهـا و بس
عـزت ِ مـا را نـدانـد هیچکس
هرچه خواهم از خدا آن میشود
با نفیرم زنده بی جان میشود
حال‌برخیزُ به خدمت کن شتاب
گـنـدم آوردم از بـرای آسـیـاب
زود ایـن گـندم درون دلو ریـز
تـا بخواهم از خدا باشی عزیـز
آسـیـابـت را کنـم کاخی بلـنـد
بـر تو پـوشـانم لباسی از پـرند
صـد غـلام و صد کنـیز خـو‌بـرو
مـی‌ کنـم امـشـب بـرایـت آرزو
آسـیـابـان گـفـت ای مرد خدا
من کجا و آنچـه میگویی کجا
چونکه عمری را به همت زیستم
راغـب ِ ایـن کاخ و دربان نیستم
در مرامم هرکسی را حرمتیست
آسـیابم هـم ، هـمـیشـه نوبتیست
نوبتت چون شد کنم بار تو باز
خواه مومن باشُ خواهی بی‌نماز
بـاز زاهـد کرد فریاد و عتاب
کاسیابت بر سرت سازم خراب
یک دعا گویم سَقَط گردد خرت
بر زمین ریزد همه بـار و بـرت
آسیابان خنده زدای مرد حق
از چه بر بیهوده می‌ریزی عرق
گر دعاهای تو می‌سازد مجاب
بـا دعایی گندم خـود را بساب ...

@seemorghbook
👍474🔥2