کتابخانه سیمرغ
73.4K subscribers
15.4K photos
1.18K videos
7.37K files
468 links
Download Telegram



مهم نیست كه
چهره تان چگونه است
یا وزنتان چقدر است
و چه اندازه آرایش می كنید
كسی كه لیاقتتان را داشته باشد
شما را به خاطر درونتان
دوست خواهد داشت...

♦️ @seemorghbook
👍15😇43
ما به آدم‌هایی محتاج هستیم که به آینده‌ی بچه‌هایشان فکر کنند،
نه به گذشته‌ی پدرهایشان.

#محمود_دولت_‌آبادی

♦️@seemorghbook
👏23👍115👎1
فاصله اجتماعی را رعایت کنید!

از آدم مشکوک به کرونا ۲ متر؛
از آدم دروغگو ۱۰ متر
از آدم ریاکار ۱۰۰ متر

از آدم متعصب ۱۰۰۰ متر
از آدم حسود ۱۰/۰۰۰متر
از آدم جاهل و خرافاتی همیشه

فاصله را رعایت کنید تا جسم و روان‌تان از هر آفتی مصون باشد.

♦️ @seemorghbook
👍404👏3
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
زندگی فقط رسیدن به اهداف نیست
زندگی مسیرِ آرامش است
آرامشت را بساز
در راهِ رسیدن‌های بی‌جا نجنگ
گاه کوتاه بیا و آرام بگیر
و در خلوتِ خویش چایِ آرامش را خوش طعم بنوش...

♦️ @seemorghbook
14
تنها كسی كه باید دگرگون شود،
خودتان هستید؛ خودتان كه دگرگون شوید،
همه ی اوضاع و شرایط پیرامون تان نیز
دگرگون می شود.

#فلورانس_اسكاول_شين

♦️ @seemorghbook
11


نذار اُبهتِ هیچ آدمِ خبره‌ای تو رو بگیره!
اون بهت میگه:
«دوست عزیز! من بیست ساله کارم اینه...»

آدم ممکنه کاری رو بیست سالِ تموم غلط انجام بده.

#کورت_توخولسکی

♦️ @seemorghbook
👍11
ساده ترین درس زندگی این است :
هرگز کسی را آزار نده .

#ژان_ژاک_روسو

♦️@seemorghbook
14
هیچ وقت از کتاب زندگی خسته نشوید
هیچ کس نمی داند
صفحه ی بعد کتاب ،چه چیزی نوشته شده است.

♦️@seemorghbook
16👍1💯1
قطعه‌ای از کتاب

تصویری که از روز رستاخیز به من داده بودند ، در مقابل ترس از مرگ هیچ تاثیری نداشت . نه ، ترس از مرگ گریبان مرا ول نمی کرد .کسانی که درد نکشیده اند این کلمات را نمی فهمند . به قدری حس زندگی در من زیاد شده بود که کوچکترین لحظه خوشی جبران ساعت های دراز خفقان و اضطراب را می کرد. می دیدم که درد و رنج وجود دارد ولی خالی از هر گونه مفهوم و معنی بود .من میان رجاله ها یک نژاد مجهول و ناشناسی شده بودم، به طوری که فراموش کرده بودند که سابق بر این جزو دنیای آنها بوده ام . چیزی که وحشتناک بود حس می کردم که نه زنده زنده هستم و نه مرده مرده ، فقط یک مرده متحرک بودم که نه رابطه با دنیای زنده ها داشتم و نه از فراموشی و آسایش مرگ استفاده می کردم .

📕#بوف_کور

#صادق_هدایت

♦️@seemorghbook
👍8
در روزگاری که قدرت را با پول بخرند،

عدالت را نیز با پول خواهند فروخت...

و آنگاہ انسانیت، ذرہ ذرہ خواهد مرد...

♦️@seemorghbook
👍212
حکومت نظامی

آلبر کامو

♦️ @seemorghbook
7👍1
📕#حکومت_نظامی

#آلبر_کامو

نمایشنامه «حکومت نظامی» که در شهر کادیز اسپانیا آغاز می‌شود، شامل سه بخش است.
این مصیبت طاعونی است که به مثابه مرد یونیفرم پوشی مجسم شده که با یک منشی زن با عنوان مرگ همراه شده است. طاعون بر شهر مسلط می‌شود و مرگ، نام‌ها را تدفین می‌کند. تمثیل روشن است: طاعون، توتالیتاریسم و مرگ، خدمتکار وفادار اوست.
کادیز نیز همانند اُران در رمان «طاعون»، محصور می‌شود.
در بخش دوم می‌بینیم که دیِگو تلاش می‌کند تا مقاومت را سازماندهی کند اما این کوشش با شکست مواجه می‌شود و در قبال این ناامیدی وی گروگان بیگناهی را گرفته و او را تا سطح دشمن خود تنزل می‌دهد.

در قسمت سوم ما شاهد پایداری مؤثرتری هستیم و مرگ کتاب، خود را تسلیم مردمی می‌کند که مشتاقانه اسامی افرادی را که دوست ندارند خط زده و بنابراین این‌گونه دشمن خود را حذف می‌کنند.
چگونه دیه‌گو، خونریزی که یادآور حمله‌های انتقام‌جویانه پس از آزادی‌خواهی است را متوقف کرده و طاعون و مرگ را شکست خواهد داد؟

در بخشی از این نمایشنامه، می‌خوانیم:

« نادا : من نمی توانم به زانو درآیم. یک پای من خشک شده و کج و راست نمی شود.

دیه گو: این یک نوع حماقت بود. دروغ گفتن همیشه حماقت است.

نادا: پسرجان، شرف یعنی چه ؟
دیه گو: شرف یعنی آنچه که مرا سرپا نگه داشته است.
نادا: شرف مانند یک پدیده نجومی است که می‌آید و می رود و چنین چیز غیرثابتی ارزش ندارد، این را هم حذف و نابود کنیم».

♦️@seemorghbook
6👍3
🔸🔸🔸🔸🔸🔸🔸🔸🔸🔸

در مراسم بزرگداشت بیل برادلی، سناتور نیوجرسی که در سال 1987 برگزار شد، اتفاق جالبی رخ داد؛

برادلی منتظر بود تا سخنرانی اش را ایراد کند.
پیشخدمتی که مشغول کار بود، تکه ای کره در بشقاب او گذاشت.
برادلی به او گفت:
"ببخشید ممکن است من دوتکه کره داشته باشم؟"
پیشخدمت جواب داد: "خیر!
هرنفر، یک تکه !"
برادلی گفت: "گمان می کنم شما مرا بجا نیاوردید.
من بیلی برادلی،
فارغ التحصیل آکسفورد،
بازیکن حرفه ای بسکتبال،
قهرمان جهان و سناتور ایالات متحده هستم".
پیشخدمت گفت:
"خب، شاید شما هم نمی دانید من چه کسی هستم؟
" برادلی گفت: "نه، نمی دانم.
شما چه کسی هستید؟".
پیشخدمت گفت: "من مسئول کره ها هستم"..!

راستی "من" و "تو" در کجای این تربیت و رفتار ایستاده ایم؟


♦️@seemorghbook
👍22😁3
خداوند هیچگاه تو را دست خالی
رها نخواهد کرد...
اگر از تو می خواهد که
چیزی را زمین بگذاری
به این دلیل است که می خواهد
چیز بهتری را برداری...

♦️ @seemorghbook
21👎2
🔹🔹🔹🔹🔹🔹🔹🔹🔹🔹

هر یک از انسان‌ها وظیفه دارند خود را پاک نگه داشته و سلامت جسم و روح خود را حفظ کنند. بدین ترتیب هماهنگی بین همه حکمفرما خواهد شد و زمین مکانی بارور می‌شود.
تو برای این روی زمین هستی که مراقب تحول خود، نه دیگران باشی.
اینکه تمام انرژی خود را صرف پیش داوری، قضاوت و هدایت دیگران کنی کاری بسیار بی فایده است. تو تنها برای خود روی زمین آفریده شده‌ای.

#لیز_بوربو

♦️@seemorghbook
👍92
‏آدمی به مرور آرام می‌گیرد
بزرگ میشود
‏بالغ میشود
و پای اشتباهاتش می‌ایستد
‏گذشته‌اش را قبول می‌کند،
نادیده‌اش نمی‌گیرد
‏می‌فهمد که زندگی یک موهبت است،
یک غنیمت است
‏یک نعمت است
و نباید آن را فدای آدم‌های بی‌مقدار کرد!
‏اصلا از یک جایی به بعد حال آدم خودش خوب می‌شود ...

♦️ @seemorghbook
👍10
برای خنده هایتان، همه هستند،

اگه شانه برای اشک هایتان دارید، خوشبختید!

♦️ @seemorghbook
11👍3
🔸🔸🔸🔸🔸🔸🔸🔸🔸🔸

مغازه دار‌ محل، هر روز، صبح زود ماشین سمندش را در پیاده رو پارک میکند، مردم مجبورند از گوشه خیابان رد شوند.
سوپرمارکتی، نصف بیشتر اجناس مغازه اش را بیرون چیده، راه برای رفت و آمد سخت است.
کارمند اداره، وسط ساعت کاری یا صبحانه میل میکند، یا به ناهار و نماز میرود و یا همزمان با مراجعه
ارباب رجوع کانالهای تلگرام و اینستاگرامش را چک میکند.
بساز بفروش، تا چشم صاحبان آپارتمان را دور میبیند، لوله ها و کابینت را از جنس چینی نامرغوب
میزند در حالی که پولش را پیشتر گرفته است.
کارمند بانک، از وسط جمعیتی که همه در نوبت هستند به فلان آشنای خود اشاره میزند تا فیش را خارج
از نوبت بیاورد تا کارش راه بیوفتد!
استاد دانشگاه، هر جلسه بیست دقیقه دیر میاد و قبل از اتمام ساعت، کلاس را تمام میکند جالبتر اینکه مقالات پژوهشی دانشجویان را بنام خودش چاپ میکند.
دانشجو پول میدهد، تحقیق و پایان نامه را کپی شده میخرد و تحویل دانشگاه میدهد تا صاحب مدرک شود.
پزشک، بیمار را در بیمارستان درمان نمیکند تا در مطب خصوصی به او مراجعه کند و یا به همکار دیگر خود پاس میدهد تا بیمار جیب خالی از درمانگاه خارج شود.

همه اینها شب وقتی به خانه می آیند، هنگامی که تلگرام را باز میکنند از فساد، رانت، بی عدالتی، تبعیض و گرانی سخن میگویند و در اینستاگرام پستهای روشنفکری را لایک میکنند.
همه هم در ستایش از نظم و قانونمداری در اروپا و آمریکا یک خاطره دارند اما وقتی نوبت خودشان میرسد، آن میکنند که میخواهند.

•جامعه با من و تو، ما میشود،  قبل از دیگران به خودمان برسیم.


♦️@seemorghbook
👍40👏51🙏1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
امروزت را زندگی کن
فردا را فکر نکن
شادی امروزت را از دست نده
آنقدر بخند که آسمان دلت
از ستاره بارور شود
این بار تو
دنیا رو به بازی بگیر...

♦️ @seemorghbook
👍43