کتابخانه سیمرغ
73.7K subscribers
15.5K photos
1.19K videos
7.39K files
464 links
Download Telegram
📕#آشفتگی_در_فکر_تاریخی

#فریدون_آدمیت

کتاب آشفتگی در فکر تاریخی اثر فریدون آدمیت می باشد. انحطاط تاریخ نگاری در ایران عنوان مقاله ای بود که از انتشار ان سالیانی میگذرد. آن انتقادی بود بر روش تحقیق تاریخی ما به طور کلی وبا توجه به تحول مفهوم تاریخ و دانش تاریخ نویسی جدید. اینجا سخن بر سر پاره ای نوشته های نامضبوط و آرای مغشوش و اغتشاش فکر تاریخی است. قضیه تنها این نیست که نویسندگانی درس تاریخ خوانده یا نخوانده و با فکر تاریخی آشنا یا ناآشنا،چنین دلیری را دارند که احکام جزمی بی دلیل و چون و چرای تاریخی صادر میکنند بلکه مسأله در کج فهمی های برخی از اهل قلم و سیاست مآبان است. همان کژ بینی و خطا اندیشی را گاه در فلسفه ی سیاست نیز می یابیم. که به یک معنی انعکاس است از دور ماندن ما در بحث و نقد عقلانی تاریخ و سیاست و به دیگر معنی جلوه ای است از برخورد در تفکر تاریخی و اجتماعی زمان ما. گفتگوی فعلی ما در قضیه های از گذشته ی تاریخی است.

♦️@seemorghbook
9👍7🤩1
«انتخاب ِزندگی، مهمترین مقاومت ماست»

در پایان مقاله‌ای نوشته بود؛ یادمان باشد که ناامیدی ما، بزرگترین هدیه به این روزگار ظلمت‌زده است.

یک دهه پیش از آن، با پایان جنگ، در انتهای اولین سرمقاله‌ای که برای “عصر مدرن” نوشت، ژان‌پل سارتر از این گفت که ما آینده‌ی خود را خواهیم ساخت، نه آینده‌ای ناشناخته که به ما حواله می‌دهند!

«ما با چشمان حقیقی، با همین چشمان خاکی و فانیِ خودمان به دنیا نگاه می‌کنیم. ما مشتاق اعاده‌ی حیثیت ِپس از مرگ یا پیروزی در فرجام تاریخ نیستیم»

و می‌گفت؛ آن‌که قصد می‌کند بجای سرکوب‌شدگان ِامروز و درد ِاکنون، از دریچه‌ی چشم آیندگان به این روزگار خفقان‌آور بنگرد،
نه تنها امروز که “آینده” را هم نابود کرده است.

♦️@seemorghbook
👏1311
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
ميتوان زيبا زيست ..‌.
نه چنان سخت که از عاطفه دلگير شويم ،
نه چنان بی‌مفهوم که بمانيم ميان بد و خوب
لحظه ها می‌گذرند ،
گرم باشيم پر از فکر و اميد ،
عشق باشيم و سراسرخورشيد ،
زندگی همهمه مبهمی از ردشدن خاطره هاست ،
هرکجاخنديديم ،
هرکجاخندانديم ،
زندگانی آنجاست ....

♦️@seemorghbook
16👍1
«آن روز که شمشیر می‌ساختیم نمی‌دانستیم برای گردن خود می‌سازیم»

#بهرام_بیضایی

♦️@seemorghbook
32👍16💯4😢2👎1
“از نگاه این حکومت، ما زیادی وجود داریم”

بارها از ۱۸ سالگی در اردوگاه مرگ ِنازی‌ها، شکنجه شد. پس از شکست هیتلر، نشان افتخار گرفت و چند سال بعد فیلسوف تراز اول چکسلواکی شد. تا رسید موسم “بهار پراگ” و سرکوب گسترده‌ی مردم توسط کرملین!

کارل کوسیک نامه‌ای سرگشاده در اعتراض نوشت و بلافاصله دستگیر شد.

پس از بازداشت او را هم مثل دوستان نویسنده‌اش؛ ایوان کلیما و لودیک واکولیک، از کلیه‌ی حقوق اجتماعی محروم و به رفتگری محکومش کردند.

در بخشی از پرونده‌ی محکومیتش این بند آمده بود؛ متهم در راهروی دانشگاه در پاسخ به کسی گفته است؛
«مچ پایم پیچ خورده و برای همین لنگ می‌زنم»

از نظر پلیس این جمله؛
«یا یک رمز و کُد توطئه است، یا سیاه‌نمایی از وضع موجود»

کوسیک در نامه‌اش که بعدها در روزنامه‌ی لوموند منتشر شد، نوشته بود؛
از شوخی روزگار است که در کشور کافکا، پلیس از نویسندگان و متفکران انتظار دارد، ما خودمان برای توقیف آثارمان ‌ با مقامات ِامنیتی تماس بگیریم!

در یورش به خانه‌اش، در میان صدها صفحه دستنویس و یادداشت‌هایش، نامه‌ی سرگشاده‌ای که خطاب به سارتر نوشته و هنوز ارسال نشده بود را یافتند که در آن می‌گفت:

«در این جهنم هرکس که فکر می‌کند، مظنون به اخلال در امنیت و تشویش اذهان عمومی است»

و کارل کوسیک فیلسوف، به جُرم اندیشیدن از دانشگاه اخراج و به ۱۵ سال نظافت معابر و توالت‌های عمومی محکوم شد.

♦️@seemorghbook
26🫡4👎2🔥1🥰1


دکتر نيستم...
اما برايت ده دقيقه راه رفتن
روى جدول کنار خيابان را تجويز ميکنم
تا بفهمى عاقل بودن چيز خوبی ست
اما ديوانگى قشنگتر است...
برايت لبخند زدن به کودکان وسط خيابان را تجويز ميکنم
تا بفهمى هنوز هم، ميشود بى منت محبت کرد...
به تو پيشنهاد ميکنم گاهى بلند بخندى، هر کجا که هستى
يک نفر هميشه منتظر خنده هاى توست...
دکتر نيستم
اما به تو پيشنهاد ميکنم که شاد باشى!
خورشيد
هر روز صبح
بخاطر زنده بودن من و تو طلوع ميکند!
هرگز منتظر فرداى خيالى نباش
سهمت را از شادى زندگى همين امروز بگير
فراموش نکن
مقصد هميشه جايى در انتهاى مسير نيست
مقصد، لذت بردن از قدم هايی ست که بر میداريم!
چایت را بنوش!
نگران فردا مباش
از گندم زار من و تو مشتی کاه میماند برای بادها...

#نیما_یوشیج

♦️@seemorghbook
👍1612


ملا در اتوبوس نشسته بود یک نفر که کمی بوی الکل می داد سوار شد و کنار او نشست
مرد مست روزنامه ایی باز کرد و مشغول خواندن شد و بعد از مدتی،از شیخ پرسید؛
حاج آقا روماتیسم از چی ایجاد میشه؟
شیخ هم موعظه را شروع کرد و گفت؛
روماتیسم حاصل مستی و میگساری و بی بندو باری و روابط نامشروع،حرام خواری،
خبث اندیشه،چشم هیز و گناهان کبیره‌ی بسیار است!
مرد با حالت منفعل،دوباره سرگرم روزنامه ی خویش شد.
شیخ از او پرسید،چند وقت است روماتیسم داری؟
مرد گفت؛من روماتیسم ندارم،اینجا نوشته
امام جمعه شهر دچار روماتیسم حاد شده است!!

♦️@seemorghbook
😁79👍20👏127🥰1
دریاب که از روح جدا خواهی رفت
در پردۀ اسرار فنا خواهی رفت

مِی نوش ندانی از کجا آمده‌ای
خوش باش ندانی به کجا خواهی رفت


♦️@seemorghbook
25👍6🤔1
جور و بیداد کند عمر جوانان کوتاه
ای بزرگان وطن بهر خدا داد کنید

گر شد از جور شما خانه موری ویران
خانه خویش محال است که آباد کنید

#ملک‌الشعرا_بهار

♦️@seemorghbook
20👍16😢3😭1
"‌در غرب، رویاها برای تبدیل شدن به حقیقت بنا می‌شوند‌‌‌ و‌‌ در‌ شرق رویاها برای فرار از حقیقت!"
به همین دلیل جغرافیا خودِ سرنوشته!



📘#ابلوموف

#ایوان_گونچاروف

♦️@seemorghbook
👍247😢2🤯1
«خوبم» را فقط
به غریبه‌ها می‌گوییم
آنانی را که دوست ‌می‌داریم
در آغوش می‌گیریم
و گریه می‌کنیم

لاادری؛ فارسیِ سعید هلیچی.


♦️@seemorghbook
👍173😢3👎1
♦️♦️♦️♦️♦️♦️♦️♦️♦️♦️♦️♦️

ما سرو می‌کاریم و مرگ می‌درویم.
ما همه جوان می‌میریم.
این را بهرام بیضایی در کتابِ «سیاوش‌خوانی»اش نوشت.

• به سوکِ سیاوش همی‌جوشد آب
کند چرخْ نفرین به افراسیاب
این را ابوالقاسم فردوسی در کتابِ «شاهنامه‌»اش نوشت.

• و چون او را کشتند، جهان از سیاوش لبریز شد و خونش در همه رگ‌های گیتی بود.
این را شاهرخ مسکوب در کتابِ «سوگِ سیاوش»اش نوشت.

گاهی میانِ متون «تور» باید گذاشت. گاهی روی زیبای تو را هم نیمرخ هم سه‌رخ هم تمام‌رخ باید دید. گاهی باید به تو گفت که بچرخی، زیبا!

♦️@seemorghbook
👏124
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM

و دیگر هیچ‌چیز
فریاد ما را نخواهد پوشاند ...
هیچ‌چیز …!


سکانسی از: «پسر ایران از مادرش بی‌اطلاع است»

کارگردان: فریدون رهنما


♦️@seemorghbook
👍116
ساقی گل و سبزه بس طربناک شده‌ست
دریاب که هفته دگر خاک شده‌ست

مِی نوش و گلُی بچین که تا درنگری
گُل خاک شده‌ست و سبزه خاشاک شده‌ست

 
♦️
@seemorghbook
22

بزرگترین دشمن سعادت

و آزادی انسان ها ،

دفاع کورکورانه از عقاید

و باورهای غلط است !

#ویکتور_هوگو

♦️@seemorghbook
👍3012
تیرگان بر ایرانیان فرخنده باد.

در چنین روزی، آرش کمان‌گیر -بزرگ‌ترین تیرانداز در اسطوره‌های ایرانی- از بالای کوه «اَیریوخْشَئوثه»، تیری را به‌سوی کوه «خْوَنْوَنْت» پرتاب کرد و مرز میان ایران و توران تعیین شد.


♦️@seemorghbook
31😢1
💠💠💠💠💠💠💠💠💠💠
از امیر کبیر پرسیدند :

در مدت زمان محدودی که داشتی
چطور این مملکت رو از هرچی دزده پاک کردی؟
گفت: من خود دزدی نمی کردم و نمیگذاشتم معاونم هم دزدی کند.
اوهم از این که من نمی گذاشتم دزدی کند ،
نمی گذاشت معاونش دزدی کند و ....
تا آخر همین طور...
اگر من دزدی میگردم تا آخر دزدی میکردند و کشور می شد دزدخانه
همه هم دنبال دزد میگشتیم
و چون همه ما دزد بودیم هیچ دزدی را هم محکوم
نمی کردیم...

♦️@seemorghbook
👍446👏2
ادبیات دشمن استبداد است.
زیرا آرزوی زیستن در جامعه‌ای بهتر را در ما زنده می‌کند

♦️@seemorghbook
22👍4
اسكیمو: اگر من چیزی درباره خدا و گناه ندانم آیا بازهم به جهنم میروم؟
كشیش: نه، اگر ندانی نمی روی..
اسكیمو: پس چرا می خواهی این ها را به من بگویی؟

#آنى_دیلارد

♦️@seemorghbook
👍58👏103👎3😁3
♦️♦️♦️♦️♦️♦️♦️♦️♦️♦️♦️♦️


مرا عهدی‌ست با جانان که تا جان در بدن دارم

هوادارانِ کویش را چو جانِ خویشتن دارم

صفایِ خلوتِ خاطر از آن شمعِ چِگِل جویم

فروغِ چشم و نورِ دل از آن ماهِ خُتَن دارم

به کام و آرزویِ دل، چو دارم خلوتی حاصل

چه فکر از خُبثِ بدگویان، میانِ انجمن دارم؟

مرا در خانه سروی هست کاندر سایهٔ قَدَّش

فَراغ از سروِ بستانی و شمشادِ چمن دارم

گَرَم صد لشکر از خوبان به قصدِ دل کمین سازند

بِحَمْدِ الله و الْمِنَّه بُتی لشکرشِکن دارم

سِزَد کز خاتمِ لَعلَش زَنَم لافِ سلیمانی

چو اسمِ اعظمم باشد، چه باک از اهرِمَن دارم؟

الا ای پیرِ فرزانه، مَکُن عیبم ز میخانه

که من در تَرکِ پیمانه دلی پیمان‌شِکن دارم

خدا را ای رقیب امشب زمانی دیده بر هم نِه

که من با لَعلِ خاموشش نهانی صد سخن دارم

چو در گل‌زارِ اِقبالش خرامانم بِحَمْدِالله

نه میلِ لاله و نسرین، نه برگِ نسترن دارم

به رندی شهره شد حافظ میانِ همدمان، لیکن

چه غم دارم که در عالم قَوامُ‌الدّین حَسَن

♦️@seemorghbook
👏1810