قسم بر خونِ پاکانی که در خاکِ وطن خفتند
کسی کو میکند تفکیکِ خونها، نیست ایرانی!
#ابوالفضل_عالیپور
♦️@seemorghbook
کسی کو میکند تفکیکِ خونها، نیست ایرانی!
#ابوالفضل_عالیپور
♦️@seemorghbook
❤34😭7👎4
〰〰〰〰〰〰〰〰〰〰
سکوت می کنی
جیک نمی زنی
می ریزی توی آنجا که بهش می گویند دل!
اما ناگاه
فرو می ریزی
به بهانه ای
خیلی هم مهم نیست چه بهانه ای
مثل اشک
فرو می ریزی ...!
♦️@seemorghbook
سکوت می کنی
جیک نمی زنی
می ریزی توی آنجا که بهش می گویند دل!
اما ناگاه
فرو می ریزی
به بهانه ای
خیلی هم مهم نیست چه بهانه ای
مثل اشک
فرو می ریزی ...!
♦️@seemorghbook
❤21👍4😢3
دلم میخواست نامم
پروین بود.
پروین پروین؛
گویی از تلائلو آوایش
جهانی بپاخواسته.
آسمان مست سرور شب نرم نرمک می خرامد.
سرپنجه نازک حلال ماه طربناک می تراود
ازکاروان سیاوشان ستارگانش رقصی ملیح می ریزد.
بلوریاقوت تاکستانها بی غل وغشی شراب می افتد.
واز میان لقوه ی هر ذره آوازی جان بخش
برتن خاک خسته تن میساید.
و شهدینه زیستن درخنکای سپیده دیگری
از بلندای خوشه پروین دلارام بر سینه زمین میچکد
تا یک بار دیگر لبخند شوخ آفتاب بزمی عظیم بنام صبح را جانانه بپا کند.
#صبا_پورنگار
♦️@seemorghbook
پروین بود.
پروین پروین؛
گویی از تلائلو آوایش
جهانی بپاخواسته.
آسمان مست سرور شب نرم نرمک می خرامد.
سرپنجه نازک حلال ماه طربناک می تراود
ازکاروان سیاوشان ستارگانش رقصی ملیح می ریزد.
بلوریاقوت تاکستانها بی غل وغشی شراب می افتد.
واز میان لقوه ی هر ذره آوازی جان بخش
برتن خاک خسته تن میساید.
و شهدینه زیستن درخنکای سپیده دیگری
از بلندای خوشه پروین دلارام بر سینه زمین میچکد
تا یک بار دیگر لبخند شوخ آفتاب بزمی عظیم بنام صبح را جانانه بپا کند.
#صبا_پورنگار
♦️@seemorghbook
❤16👏2❤🔥1💯1
گاو به گوساله :
ﺍﮔﻪ یکباﺭ،
ﻓﻘﻂ ﯾﮏﺑﺎﺭ ،
ﻣﺰﻩﯼ ﯾﻮﻧﺠﻪﯼ ﺗﺎﺯﻩ ﺭﻭ ﺗﺠﺮﺑﻪ ﮐﻨﯽ ،
ﺩﯾﮕﻪ ﻫﯿﭻﻭﻗﺖ ﻧﻤﯿﺘﻮﻧﯽ ،
ﺍﺯ ﮐﺎﻩ ﻣﻮﻧﺪﻩﯼ ﺗﻮﯼ ﺍﻧﺒﺎﺭ ﻟﺬﺕ ﺑﺒﺮﯼ !
♦️@seemorghbook
ﺍﮔﻪ یکباﺭ،
ﻓﻘﻂ ﯾﮏﺑﺎﺭ ،
ﻣﺰﻩﯼ ﯾﻮﻧﺠﻪﯼ ﺗﺎﺯﻩ ﺭﻭ ﺗﺠﺮﺑﻪ ﮐﻨﯽ ،
ﺩﯾﮕﻪ ﻫﯿﭻﻭﻗﺖ ﻧﻤﯿﺘﻮﻧﯽ ،
ﺍﺯ ﮐﺎﻩ ﻣﻮﻧﺪﻩﯼ ﺗﻮﯼ ﺍﻧﺒﺎﺭ ﻟﺬﺕ ﺑﺒﺮﯼ !
♦️@seemorghbook
👍39❤4
☕️قطعهای از کتاب
آیا از این بدتر هم ممکن است؟
به نظر میآید که هست.
وای به روزهای دیگر.
📕#روزها_در_راه
✍#شاهرخ_مسکوب
♦️@seemorghbook
آیا از این بدتر هم ممکن است؟
به نظر میآید که هست.
وای به روزهای دیگر.
📕#روزها_در_راه
✍#شاهرخ_مسکوب
♦️@seemorghbook
❤18
غالبا پس از انقلاب «ستمبران»
قدرت را به دست مىگيرند
و همان كارى را مىكنند
كه «ستمگران» كردهاند !
#وودى_آلن
♦️@seemorghbook
غالبا پس از انقلاب «ستمبران»
قدرت را به دست مىگيرند
و همان كارى را مىكنند
كه «ستمگران» كردهاند !
#وودى_آلن
♦️@seemorghbook
❤30👍18👏5👎2
☕️قطعهای از کتاب
و او متوجه شد كه مىتواند در زندگى تا آنجا كه امكان دارد صادق باشد، ولى مردم فقط حقيقت را زمانى مىبينند كه به اندازهى كافى به واقعيت آنها نزديک باشد.
📕#كتابخانه_نيمه_شب
✍#مت_هيگ
♦️@seemorghbook
و او متوجه شد كه مىتواند در زندگى تا آنجا كه امكان دارد صادق باشد، ولى مردم فقط حقيقت را زمانى مىبينند كه به اندازهى كافى به واقعيت آنها نزديک باشد.
📕#كتابخانه_نيمه_شب
✍#مت_هيگ
♦️@seemorghbook
👍19❤3👏1
حرفهای بند تنبانی !
در زمان امیر کبیر هرج و مرج در بازار به حدی بود که هر کس در مغازه اش از همه نوع جنسی می فروخت. به دستور امیر کبیر هر کسی ملزم به فروش اجناس هم نوع با یکدیگر شد، مثلا پارچه فروش فقط پارچه، کوزه گر فقط کوزه و همه به همین شکل. پس از مدتی به امیر کبیر خبر دادند شخصی به همراه توتون و تنباکو، بند تنبان، هم می فروشد، امیر کبیر دستور داد او را حاضر کردند و از او دلیل کارش را پرسیدند، آن شخص در جواب گفت: کسی که تنباکو از من می خرد ممکن است هنگام استعمال به سرفه بیافتد و در اثر این سرفه بند تنبانش پاره شود. لذا من بند تنبان را به همراه تنباکو می فروشم.
از آن زمان کار و حرف بی ربط را به حرفهای بند تنبانی مثال می زنند.
♦️@seemorghbook
در زمان امیر کبیر هرج و مرج در بازار به حدی بود که هر کس در مغازه اش از همه نوع جنسی می فروخت. به دستور امیر کبیر هر کسی ملزم به فروش اجناس هم نوع با یکدیگر شد، مثلا پارچه فروش فقط پارچه، کوزه گر فقط کوزه و همه به همین شکل. پس از مدتی به امیر کبیر خبر دادند شخصی به همراه توتون و تنباکو، بند تنبان، هم می فروشد، امیر کبیر دستور داد او را حاضر کردند و از او دلیل کارش را پرسیدند، آن شخص در جواب گفت: کسی که تنباکو از من می خرد ممکن است هنگام استعمال به سرفه بیافتد و در اثر این سرفه بند تنبانش پاره شود. لذا من بند تنبان را به همراه تنباکو می فروشم.
از آن زمان کار و حرف بی ربط را به حرفهای بند تنبانی مثال می زنند.
♦️@seemorghbook
👍27❤8😁8
قدرت فساد نمیآورد؛
وحشت، فساد میآورد...
مثلاً وحشتِ از دست رفتنِ قدرت...!
#جان_اشتاین_بک
♦️@seemorghbook
وحشت، فساد میآورد...
مثلاً وحشتِ از دست رفتنِ قدرت...!
#جان_اشتاین_بک
♦️@seemorghbook
👍44❤7
می نوش که عمر جاودانی این است
خود حاصلت از دور جوانی این است
هنگام گل و باده و یاران سرمست
خوش باش دمی که زندگانی این است
♦️@seemorghbook
خود حاصلت از دور جوانی این است
هنگام گل و باده و یاران سرمست
خوش باش دمی که زندگانی این است
♦️@seemorghbook
❤22🔥1
#یک_فنجان_تفکر
آیزا برلین شاعریونانی ،متفکرین را به دو گروه تقسیم می کند، روباه و خارپشت.
روباهی که هزار چیز کوچک می داند و خارپشتی که یک چیز بزرگ.
آدمهایی که می شناسیم هم گاهی به همین دو گروه تقسیم می شوند. آنها که هزار کلک و فریب در آستین دارند و به هر ترتیب و روشی از شاخهای به شاخه ای میپرند، و آنها که حیله ای در کیسه ندارند، آنها که درس
های کمی بلدند و به همانها میچسبند.
پس دسته اول، روباه ها، امروز در کنار یکی هستند و فردا در مقابلش، امروز زیر یک پرچم رژه می روند، فردا زیر پرچم دشمنش، امروز در آغوش یکی هستند، فردا در آغوش رقیبش.
دسته دوم، خارپشت ها، چیزهای کمی می دانند، دانسته هایی که گاهی از جنس راستگویی است، گاهی دلسوزی، و گاهی صمیمیت و مهربانی. هر چه هستند، خارپشتها دست از آن معدود دانسته های بزرگ بر نمی دارند. اگر مهربانند، در بالا و پایین روزگار مهربان می مانند، و اگر دلسوزند، دلسوز می مانند، و اگر صمیمی هستند، صمیمی.
روباه ها، به تناسب روزگار لباس عوض می کنند، بر اساس شرایط زمان لحن و کلماتشان تغییر می کند
یک روز مهربانند
یک روز بی رحم
یک روز صمیمی هستند
یک روز بیگانه.
روباه های تاریخ گاهی نبردی را می برند، گاهی ثروتی به هم می زنند، گاهی به قدرت می رسند، با این همه هرگز به خوشنامی نمیرسند.
آبرو و نام خوش میماند برای خارپشتها.
آنها که بر اصولشان ایستادگی می کنند.
آنها که به معدود دانسته هایشان وفادار می مانند.
روباه ها دیر یا زود فراموش می شوند، خارپشت ها اما در یادها به نیکی می مانند.
♦️@seemorghbook
آیزا برلین شاعریونانی ،متفکرین را به دو گروه تقسیم می کند، روباه و خارپشت.
روباهی که هزار چیز کوچک می داند و خارپشتی که یک چیز بزرگ.
آدمهایی که می شناسیم هم گاهی به همین دو گروه تقسیم می شوند. آنها که هزار کلک و فریب در آستین دارند و به هر ترتیب و روشی از شاخهای به شاخه ای میپرند، و آنها که حیله ای در کیسه ندارند، آنها که درس
های کمی بلدند و به همانها میچسبند.
پس دسته اول، روباه ها، امروز در کنار یکی هستند و فردا در مقابلش، امروز زیر یک پرچم رژه می روند، فردا زیر پرچم دشمنش، امروز در آغوش یکی هستند، فردا در آغوش رقیبش.
دسته دوم، خارپشت ها، چیزهای کمی می دانند، دانسته هایی که گاهی از جنس راستگویی است، گاهی دلسوزی، و گاهی صمیمیت و مهربانی. هر چه هستند، خارپشتها دست از آن معدود دانسته های بزرگ بر نمی دارند. اگر مهربانند، در بالا و پایین روزگار مهربان می مانند، و اگر دلسوزند، دلسوز می مانند، و اگر صمیمی هستند، صمیمی.
روباه ها، به تناسب روزگار لباس عوض می کنند، بر اساس شرایط زمان لحن و کلماتشان تغییر می کند
یک روز مهربانند
یک روز بی رحم
یک روز صمیمی هستند
یک روز بیگانه.
روباه های تاریخ گاهی نبردی را می برند، گاهی ثروتی به هم می زنند، گاهی به قدرت می رسند، با این همه هرگز به خوشنامی نمیرسند.
آبرو و نام خوش میماند برای خارپشتها.
آنها که بر اصولشان ایستادگی می کنند.
آنها که به معدود دانسته هایشان وفادار می مانند.
روباه ها دیر یا زود فراموش می شوند، خارپشت ها اما در یادها به نیکی می مانند.
♦️@seemorghbook
👏19👍7❤3
از نسیم سحر آموختم و شعلهی شمع
رسم شوریدگی و شیوه شیدائی را
جان چه باشد که به بازار تو آرد عاشق
قیمت ارزان نکنی گوهر زیبائی را !
♦️@seemorghbook
رسم شوریدگی و شیوه شیدائی را
جان چه باشد که به بازار تو آرد عاشق
قیمت ارزان نکنی گوهر زیبائی را !
♦️@seemorghbook
❤22
📕#اسطوره_دولت
✍#ارنست_کاسیرر
کتاب «اسطورهی دولت» اثر «ارنست کاسیرر» است. این کتاب را «یدالله موقن» به فارسی برگردانده است. در قسمتی از کتاب آمده است: «اسطورهی دولت از لحاظی ادامهی روشنگری است و از لحاظی دنبالهی جلد دوم فلسفهی صورتهای سمبلیک: اندیشهی اسطورهای است. موضوع فلسفهی روشنگری تولد سوژه یا فرد انسانی است که زنجیر خرافات و اعتقادات تعبدی را پاره کرده و خرد خود را که محبوس پیشداوریها بود آزاد ساخته است. فلسفهی روشنگری استقلال خرد و علم را در همهی حوزهها تامین و تضمین مینماید. موضوع اسطورهی دولت نیز مانند فلسفه روشنگری نبرد با اسطوره است ولی این جا میدان رزم، قلمرو و سیاست است. پس، از این لحاظ اسطورهی دولت مکمل فلسفهی روشنگری است.
♦️@seemorghbook
✍#ارنست_کاسیرر
کتاب «اسطورهی دولت» اثر «ارنست کاسیرر» است. این کتاب را «یدالله موقن» به فارسی برگردانده است. در قسمتی از کتاب آمده است: «اسطورهی دولت از لحاظی ادامهی روشنگری است و از لحاظی دنبالهی جلد دوم فلسفهی صورتهای سمبلیک: اندیشهی اسطورهای است. موضوع فلسفهی روشنگری تولد سوژه یا فرد انسانی است که زنجیر خرافات و اعتقادات تعبدی را پاره کرده و خرد خود را که محبوس پیشداوریها بود آزاد ساخته است. فلسفهی روشنگری استقلال خرد و علم را در همهی حوزهها تامین و تضمین مینماید. موضوع اسطورهی دولت نیز مانند فلسفه روشنگری نبرد با اسطوره است ولی این جا میدان رزم، قلمرو و سیاست است. پس، از این لحاظ اسطورهی دولت مکمل فلسفهی روشنگری است.
♦️@seemorghbook
❤11
☕️قطعهای از کتاب
گفت: من ایرانیام، دلم برای مملکتم میسوزد. اما ببین چه وضعی شده که آدم راضی می شود بیایند و بگیرند و از بدبختی نجاتش بدهند.
📕#سمفونی_مردگان
✍#عباس_معروفی
♦️@seemorghbook
گفت: من ایرانیام، دلم برای مملکتم میسوزد. اما ببین چه وضعی شده که آدم راضی می شود بیایند و بگیرند و از بدبختی نجاتش بدهند.
📕#سمفونی_مردگان
✍#عباس_معروفی
♦️@seemorghbook
👍19😭8👎1