📕#کلیات_فلسفه
✍#ریچارد_پاپکین
ریچارد پاپکین در کتاب "کلیات فلسفه" مقدمه ای عالی برای شروع فلسفه به شما ارائه می دهد.نویسنده در این اثر سعی کرده است از دشواری بعضی مفاهیم فلسفی بکاهد و آن ها به گونه تبیین کند که برای همه خوانندگان و علاقه مندان و حتی دانشجویان فلسفه قابل فهم باشد. بسیاری از ما همواره به دنبال منبعی جامع و آسان فهم از کلیات مقدماتی فلسفی بوده ایم. ریچارد پاپکین در این کتاب چیزی که به دنبال آن هستید را به شما می دهد. این کتاب مزیت دیگری که دارد این است برای آن هایی هم که سالها درگیر متون فلسفی بوده اند مب تواند مطالب جدیدی ارائه دهد. این کتاب حاوی گزیدههایی از برخی از متفکران بزرگ تاریخ فلسفه است. این کتاب همچنین یک مرور کلی از تعدادی از حوزه های مختلف فلسفه را ارائه می دهد. با خواندن این کتاب در آخر می توانید به راحتی نام فیلسوفان را از هر حوزه ای که به آن علاقه دارید از کتاب بیرون بکشید و بعد مطالعات گسترده تر خود را پی بگیرید.
ریچارد پاپکین در کتاب "کلیات فلسفه" خلاصهای عالی از تاریخ و جنبههای اصلی فلسفه ارائه میکنند بدون اینکه خواننده را با جزئیات بیش از حد سنگین کنند. هر بخش مختصر و متعادل است و مفاهیم و مزایا و معایب مرتبط را به طور هوشمندانه ارائه می دهد. این کتاب را به کسانی که مایلند با فلسفه و واژگان تخصصی آن آشنا شده و به درک اولیه آن دست یابند توصیه می کنم.
♦️@seemorghbook
✍#ریچارد_پاپکین
ریچارد پاپکین در کتاب "کلیات فلسفه" مقدمه ای عالی برای شروع فلسفه به شما ارائه می دهد.نویسنده در این اثر سعی کرده است از دشواری بعضی مفاهیم فلسفی بکاهد و آن ها به گونه تبیین کند که برای همه خوانندگان و علاقه مندان و حتی دانشجویان فلسفه قابل فهم باشد. بسیاری از ما همواره به دنبال منبعی جامع و آسان فهم از کلیات مقدماتی فلسفی بوده ایم. ریچارد پاپکین در این کتاب چیزی که به دنبال آن هستید را به شما می دهد. این کتاب مزیت دیگری که دارد این است برای آن هایی هم که سالها درگیر متون فلسفی بوده اند مب تواند مطالب جدیدی ارائه دهد. این کتاب حاوی گزیدههایی از برخی از متفکران بزرگ تاریخ فلسفه است. این کتاب همچنین یک مرور کلی از تعدادی از حوزه های مختلف فلسفه را ارائه می دهد. با خواندن این کتاب در آخر می توانید به راحتی نام فیلسوفان را از هر حوزه ای که به آن علاقه دارید از کتاب بیرون بکشید و بعد مطالعات گسترده تر خود را پی بگیرید.
ریچارد پاپکین در کتاب "کلیات فلسفه" خلاصهای عالی از تاریخ و جنبههای اصلی فلسفه ارائه میکنند بدون اینکه خواننده را با جزئیات بیش از حد سنگین کنند. هر بخش مختصر و متعادل است و مفاهیم و مزایا و معایب مرتبط را به طور هوشمندانه ارائه می دهد. این کتاب را به کسانی که مایلند با فلسفه و واژگان تخصصی آن آشنا شده و به درک اولیه آن دست یابند توصیه می کنم.
♦️@seemorghbook
👍17🔥2👏1
اگر تخته ای را روی زمین بگذاریم و از شما بخواهیم در ازای 20 هزار تومان روی آن راه بروید ، حتما این کار را انجام خواهید داد، چون کار بسیار آسانی است. اما اگر همان تخته را به عنوان پلی میان دو ساختمان صد طبقه قرار دهیم و بخواهیم که همان کار را در ازای 20 هزار تومان انجام دهید ، آیا این کار را انجام می دهید؟
واضح است که چنین کاری نمی کنید. زیرا دریافت آن 20 هزار تومان دیگر مطلوب یا حتی ممکن به نظر نمی آید. حالا اگر فرزندتان در ساختمان رو به رو در آتش گرفتار شده باشد ، آیا برای نجات او از روی تخته عبور می کنید؟
بدون تردید این کار را انجام خواهید داد، چه 20 هزار تومان را بگیرید و چه نگیرید. چرا بار نخست گفتید به هیچ وجه از آن تخته میان دو آسمان خراش نمی گذرید و بار دوم اصلا تردید نکردید؟ خطر در هر دو شرایط یکسان است . پس چه چیزی در این میان تغییر کرده است؟
«هدفتان تغییر کرده است»
وقتی دلیلی کافی و بزرگ داشته باشیم، راه هر کاری را پیداخواهیم کرد!
♦️@seemorghbook
واضح است که چنین کاری نمی کنید. زیرا دریافت آن 20 هزار تومان دیگر مطلوب یا حتی ممکن به نظر نمی آید. حالا اگر فرزندتان در ساختمان رو به رو در آتش گرفتار شده باشد ، آیا برای نجات او از روی تخته عبور می کنید؟
بدون تردید این کار را انجام خواهید داد، چه 20 هزار تومان را بگیرید و چه نگیرید. چرا بار نخست گفتید به هیچ وجه از آن تخته میان دو آسمان خراش نمی گذرید و بار دوم اصلا تردید نکردید؟ خطر در هر دو شرایط یکسان است . پس چه چیزی در این میان تغییر کرده است؟
«هدفتان تغییر کرده است»
وقتی دلیلی کافی و بزرگ داشته باشیم، راه هر کاری را پیداخواهیم کرد!
♦️@seemorghbook
👍28❤1
ميليونها نفر در آرزوی جاودانگی بسر ميبرند در حاليكه نميدانند با بعد از ظهر بارانی يک روز تعطيل خود چه كنند...
#سوزان_ارتس
♦️@seemorghbook
#سوزان_ارتس
♦️@seemorghbook
👏30👍5😢3😁2
یک نویسنده
در هر شرایطی که باشد چه گمنام،
چه موقتاً مشهور،
چه در چنگالِ زنجیرهای استبداد،
چه عجالتاً بهرهمند از آزادیِ بیان،
تنها به شرطی میتواند دوباره با جامعهای
که به او معنا میدهد همراه شود
که تا آنجا که در توان دارد دو مسئولیتی را
که عظمت حرفهی او در آن نهفته است، بپذیرد:
"خدمت به حقیقت" و "خدمت به آزادی"!...
#آلبر_کامو
♦️@seemorghbook
در هر شرایطی که باشد چه گمنام،
چه موقتاً مشهور،
چه در چنگالِ زنجیرهای استبداد،
چه عجالتاً بهرهمند از آزادیِ بیان،
تنها به شرطی میتواند دوباره با جامعهای
که به او معنا میدهد همراه شود
که تا آنجا که در توان دارد دو مسئولیتی را
که عظمت حرفهی او در آن نهفته است، بپذیرد:
"خدمت به حقیقت" و "خدمت به آزادی"!...
#آلبر_کامو
♦️@seemorghbook
👍21👏3😁1
گاهی روزهای تقویمت را
بشور، پهن کن دم فراموشی
زحمتی ندارد
به همین سادگی، نور خنده خواهد تابید
وَ باور کن آینه
از همان روز عاشقت خواهد شد
وَ مشاطه ی عقل
نگاهت را بغل خواهد کرد
حالا
زانوی غم را رها کن
بگزار پا بگیرد وُ برود
شوقِ زندگی، جسارت می خواهد
♦️@seemorghbook
بشور، پهن کن دم فراموشی
زحمتی ندارد
به همین سادگی، نور خنده خواهد تابید
وَ باور کن آینه
از همان روز عاشقت خواهد شد
وَ مشاطه ی عقل
نگاهت را بغل خواهد کرد
حالا
زانوی غم را رها کن
بگزار پا بگیرد وُ برود
شوقِ زندگی، جسارت می خواهد
♦️@seemorghbook
👍15❤6
☕️قطعه ای از کتاب
پنج قورباغه در یک برکه زندگی می کردند یک قورباغه تصمیم گرفت بپرد.
سؤال:«چه تعداد قورباغه باقی می ماند؟»
جواب:«پنج عدد!»
«چرا؟»
«چون تصمیم گرفتن،انجام دادن نیست.»
نکته:تفاوت برنده با بازنده در عمل و بی عملی است.
هرگاه کسی طرحی را ارائه کند،می بینید که ده نفری قبل از او به این طرح فکر کرده اند،اما فقط به آن فکر کرده اند.
📕#عمر_کوتاه_نیست_ما_کوتاهی_میکنیم
✍#آلفرد_موفتاپرت
♦️@seemorghbook
پنج قورباغه در یک برکه زندگی می کردند یک قورباغه تصمیم گرفت بپرد.
سؤال:«چه تعداد قورباغه باقی می ماند؟»
جواب:«پنج عدد!»
«چرا؟»
«چون تصمیم گرفتن،انجام دادن نیست.»
نکته:تفاوت برنده با بازنده در عمل و بی عملی است.
هرگاه کسی طرحی را ارائه کند،می بینید که ده نفری قبل از او به این طرح فکر کرده اند،اما فقط به آن فکر کرده اند.
📕#عمر_کوتاه_نیست_ما_کوتاهی_میکنیم
✍#آلفرد_موفتاپرت
♦️@seemorghbook
👍29❤4🔥1
مخور صائب، فریب زهد از عمامه ی زاهد...
که در گنبد ز بی مغزی، صدا بسیار می پیچد...!
#صائب_تبریزی
♦️@seemorghbook
که در گنبد ز بی مغزی، صدا بسیار می پیچد...!
#صائب_تبریزی
♦️@seemorghbook
👍43👏7❤2😍1
📕#سفرنامه_ابن_بطوطه
✍#ابن_بطوطه
این کتاب، یکی از مشهورترین کتابهای جفرافیایی است و نتیجه سفرهای طولانی ابن بطوطه است که در سال ۷۲۵ هجری قمری آغاز شد و در سال ۷۵۴ هجری قمری پایان یافت و درمجموع ۲۹ سال و نیم به طول انجامید.این کتاب حاصل چندین سفر پی در پی و طولانی نویسنده به دور دنیاست. چنانکه به بیشترین شهرهای سرشناس دوران خودش سفر کرده و بیشتر کشورهای آسیا و آفریقا و قسمتی از قاره اروپا نیز دیدن کردهاست.
♦️@seemorghbook
✍#ابن_بطوطه
این کتاب، یکی از مشهورترین کتابهای جفرافیایی است و نتیجه سفرهای طولانی ابن بطوطه است که در سال ۷۲۵ هجری قمری آغاز شد و در سال ۷۵۴ هجری قمری پایان یافت و درمجموع ۲۹ سال و نیم به طول انجامید.این کتاب حاصل چندین سفر پی در پی و طولانی نویسنده به دور دنیاست. چنانکه به بیشترین شهرهای سرشناس دوران خودش سفر کرده و بیشتر کشورهای آسیا و آفریقا و قسمتی از قاره اروپا نیز دیدن کردهاست.
♦️@seemorghbook
👍18❤2
زندگی خلاصه ایست از :
ناخواسته به دنیا آمدن !
ناگهان بزرگ شدن !
مخفیانه گریستن !
دیوانه وار عشق ورزیدن !
و عاقبت در حسرتِ
آنچه دل میخواهد و
منطق نمیپذیرد ، مُردن ...!
#برتراند_راسل
♦️@seemorghbook
ناخواسته به دنیا آمدن !
ناگهان بزرگ شدن !
مخفیانه گریستن !
دیوانه وار عشق ورزیدن !
و عاقبت در حسرتِ
آنچه دل میخواهد و
منطق نمیپذیرد ، مُردن ...!
#برتراند_راسل
♦️@seemorghbook
👍36❤4👎2🔥1
♦️♦️♦️♦️♦️♦️♦️♦️♦️♦️♦️♦️
ﺩﻭﺩ ﺍﮔﺮ ﺑﺎﻻ ﻧﺸﯿﻨﺪ، ﮐﺴﺮ ﺷﭑﻥ ﺷﻌﻠﻪ ﻧﯿﺴﺖ
ﺟﺎﯼ ﭼﺸﻢ ﺍﺑﺮﻭ ﻧﮕﯿﺮﺩ، ﮔﺮﭼﻪ ﺍﻭﺑﺎﻻﺗﺮ ﺍﺳﺖ
ﺷﺼﺖ ﻭ ﺷﺎﻫﺪ، ﻫﺮﺩﻭ ﺩﻋﻮﺍﯼ ﺑﺰﺭﮔﯽ ﻣﯿﮑﻨﻨﺪ
ﭘﺲ ﭼﺮﺍ ﺍﻧﮕﺸﺖ ﮐﻮﭼﮏ ،ﻻﯾﻖ ﺍﻧﮕﺸﺘﺮ ﺍﺳﺖ؟
ﺁﻫﻦ ﻭ ﻓﻮﻻﺩ ﻫﺮﺩﻭ ، ﺍﺯ ﯾﮏ ﮐﻮﺭﻩ ﻣﯽ ﺁﯾﺪ ﺑﺮﻭﻥ
این ﯾﮑﯽ ﺷﻤﺸﯿﺮ ﮔﺮﺩﺩ، ﺁﻥ ﺩﮔﺮ، ﻧﻌﻞ ﺧﺮ ﺍﺳﺖ
ﮔﺮ ﺑﺒﯿﻨﯽ ﻧﺎﮐﺴﺎﻥ ﺑﺎﻻ ﻧﺸﯿﻨﻨﺪ، ﻋﯿﺐ ﻧﯿﺴﺖ
ﺭﻭﯼ ﺩﺭﯾﺎ ﮐﻒ ﻧﺸﯿﻨﺪ، ﻗﻌﺮ ﺩﺭﯾﺎ ﮔﻮﻫﺮ ﺍﺳﺖ
#صائب_تبریزی
♦️@seemorghbook
ﺩﻭﺩ ﺍﮔﺮ ﺑﺎﻻ ﻧﺸﯿﻨﺪ، ﮐﺴﺮ ﺷﭑﻥ ﺷﻌﻠﻪ ﻧﯿﺴﺖ
ﺟﺎﯼ ﭼﺸﻢ ﺍﺑﺮﻭ ﻧﮕﯿﺮﺩ، ﮔﺮﭼﻪ ﺍﻭﺑﺎﻻﺗﺮ ﺍﺳﺖ
ﺷﺼﺖ ﻭ ﺷﺎﻫﺪ، ﻫﺮﺩﻭ ﺩﻋﻮﺍﯼ ﺑﺰﺭﮔﯽ ﻣﯿﮑﻨﻨﺪ
ﭘﺲ ﭼﺮﺍ ﺍﻧﮕﺸﺖ ﮐﻮﭼﮏ ،ﻻﯾﻖ ﺍﻧﮕﺸﺘﺮ ﺍﺳﺖ؟
ﺁﻫﻦ ﻭ ﻓﻮﻻﺩ ﻫﺮﺩﻭ ، ﺍﺯ ﯾﮏ ﮐﻮﺭﻩ ﻣﯽ ﺁﯾﺪ ﺑﺮﻭﻥ
این ﯾﮑﯽ ﺷﻤﺸﯿﺮ ﮔﺮﺩﺩ، ﺁﻥ ﺩﮔﺮ، ﻧﻌﻞ ﺧﺮ ﺍﺳﺖ
ﮔﺮ ﺑﺒﯿﻨﯽ ﻧﺎﮐﺴﺎﻥ ﺑﺎﻻ ﻧﺸﯿﻨﻨﺪ، ﻋﯿﺐ ﻧﯿﺴﺖ
ﺭﻭﯼ ﺩﺭﯾﺎ ﮐﻒ ﻧﺸﯿﻨﺪ، ﻗﻌﺮ ﺩﺭﯾﺎ ﮔﻮﻫﺮ ﺍﺳﺖ
#صائب_تبریزی
♦️@seemorghbook
👏31❤12👍11
آدم واقعی...
آدم واقعی را باید پیدا کرد.
آدمی که سوادش به مدرکش نباشد،
زیباییش به چشم و ابرویش نباشد،
دلبریش به قد و قامتش نباشد.
آدمی که زخمهایش را پنهان نکند.
آدمی که وقتی روبهرویت نشست، جوری چشمهایش را ریز کند انگار دارد به مهمترین جملات زندگیش گوش میدهد.
آدمی که وقتی به حرف زدن میافتد، یا چشمهایش پر از اشک بشود، یا بزند زیر خنده.
آدمی که مهربانیش در قفس کلماتش گرفتار نباشد، آدمی که دلخوریهایش از راه دور معلوم باشد.
آدمی که موقع دروغ گفتن لکنت زبان بگیرد.
آدمی که نگاه ناپاک نداشته باشد.
آدمی که حرف مردم را نشنود، تکرار نکند، برایش مهم نباشد.
آدمی که از رسوایی نترسد، رسوایی را نفهمد، رسوایی برایش مهم نباشد.
آدمی که نقاب را نشناسد، آدمی که نقاب نداشته باشد. آدمی که دلش شیشهای باشد.
آدمی که واقعی باشد...
#امیرعلی_بنیاسدی
♦️@seemorghbook
آدم واقعی را باید پیدا کرد.
آدمی که سوادش به مدرکش نباشد،
زیباییش به چشم و ابرویش نباشد،
دلبریش به قد و قامتش نباشد.
آدمی که زخمهایش را پنهان نکند.
آدمی که وقتی روبهرویت نشست، جوری چشمهایش را ریز کند انگار دارد به مهمترین جملات زندگیش گوش میدهد.
آدمی که وقتی به حرف زدن میافتد، یا چشمهایش پر از اشک بشود، یا بزند زیر خنده.
آدمی که مهربانیش در قفس کلماتش گرفتار نباشد، آدمی که دلخوریهایش از راه دور معلوم باشد.
آدمی که موقع دروغ گفتن لکنت زبان بگیرد.
آدمی که نگاه ناپاک نداشته باشد.
آدمی که حرف مردم را نشنود، تکرار نکند، برایش مهم نباشد.
آدمی که از رسوایی نترسد، رسوایی را نفهمد، رسوایی برایش مهم نباشد.
آدمی که نقاب را نشناسد، آدمی که نقاب نداشته باشد. آدمی که دلش شیشهای باشد.
آدمی که واقعی باشد...
#امیرعلی_بنیاسدی
♦️@seemorghbook
❤15👍10👏4
گر کسب کمال میکنی میگذرد
ور فکر مجال میکنی میگذرد
دنیا همه سر به سر خیال است، خیال
هر نوع خیال میکنی میگذرد …
#وحشی_بافقی
♦️@seemorghbook
ور فکر مجال میکنی میگذرد
دنیا همه سر به سر خیال است، خیال
هر نوع خیال میکنی میگذرد …
#وحشی_بافقی
♦️@seemorghbook
👍26❤4
سال 87 بود کتابی به قلم زیبای سید مهدی شجاعی نویسنده توانای کشور نوشته شد اما پس از اولین انتشار شاهد جمع اوری کتاب از کتابفروشی ها بودیم که بعد ها عنوان شد این کار به درخواست نویسنده کتاب بوده و نه ممنوع شدن آن اما...
در سال 88 و بالا گرفتن اختلافات سیاسی این کتاب نیز حالت ممنوع الانتشاری به خود گرفت ولی مدتی بعد به رایگان در فضای اینترنت منتشر شد و به علت محتوای خوبی که داشت به سرعت در وبلاگها و سایت های فارسی زبان گسترش یافت.
کتاب که طرح روی جلد به ظاهر طنز و فانتزی دارد دارای مطالبی است که به جرات میتوان گفت برای اولین بار است که به این شکل نوشته میشود و شاید تا سالها تکرار نشود.
اما چیزی که تمامی نگاه ها را به خود جلب میکرد ...
داستان شیوا و جملاتی است که با فونت درشت تر در دل این کتاب جای داده شده که در ادامه خلاصه ای از ان را میبینیم:
پادشاهی به نام ممول در کشوری خیالی به نام غربستان پادشاهی میکرد.
او مرد و وصیت کرده بود مردم با انتخاباتی هر دوسال یکبار یکی از 25 پسرش را برای پادشاهی انتخاب کنند.
مردم هر دوسال یکبار یکی از فرزندان اورا انتخاب و فرد برگزیده به شیوه ای حکومت کرد.
اما در دور آخر ، پسری که عقب مانده بود و مشکلات ظاهری داشت به نام دموقراضه به سلطنت رسید.
اما او طور دیگری عمل کرد.
افرادی مانند خود را به پست و مقام رساند ولی دیالوگ هایی که با همین افراد داشت برگ برنده این داستان است :
مردم همه گوسفندند و ما چوپان:حواستان باشد!
بزرگترین اشتباه در حکومت، بها دادن به مردم، یا ارزش قائل شدن برای مردم است.
شما مطمئن باشید که اگر برای مردم، ارزشی بیش از گوسفند قائل شوید، نمیتوانید بر آنها حکومت کنید.
بهای مردم را شما معین میکنید، نه خودشان. اگر شما بر مردم قیمت نگذارید، آنها قیمتی بر خودشان میگذارند که هیچجور نمیتوانید بخرید. و تازه این گوسفند که من گفتم بالاترین قیمت است: قیمت آدمهای اندیشمند چاق و چله.
قیمت بقیهی مردم، حداکثر در حد پشگل گوسفند است و نه بیشتر.
طوری برنامهریزی کنید که مردم از صبح تا شب بدوند و آخر شب هم نرسند. مردم اگر مایحتاج خود را آسان به دست بیاورند، اگر وقت اضافه داشته باشند، عصیان میکنند، بداخلاقی میکنند و به فکر اعتراض و انقلاب و این حرفها میافتند.
یک تشکیلاتی را تأسیس کنید که کارش چرخاندن مردم باشد، یا چرخاندن لقمه دور سر مردم.
کارش چیدن موانع مختلف، پیش پای مردم باشد. فرض کنید که آب دریا فاصلهاش با مردم به اندازه دراز کردن یک دست است. جای دریا را نمیتوان عوض کرد، اما راه مردم را که میشود دور کرد.
هزار جور قانون میشود وضع کرد که مردم دور کرهٔ زمین بچرخند و دست آخر به همان نقطهای برسند که قبلاً بودهاند. و از شما به خاطر رسیدن به همان نقطه، تشکر هم بکنند.
مردم را به دو دسته تقسیم کنید و به یک دسته حقوق و مواجب بدهید که مراقب آن دستهی دیگر باشند. دسته اول، به طمع مواجب یا از ترس قطع شدن مواجب، مرید شما میشوند و دستهی دوم، از ترس دستهی اول، مطیع و مِنقاد شما. به این ترتیب، مملکت، خود به خود اداره میشود، بیآنکه شما زحمتی بکشید یا دغدغهای داشته باشید.
مردم به دو دستهی خیلی نامساوی تقسیم میشوند: عوام و خواص. نسبت این دو با هم، نسبت ۹۹ به ۱ است. یعنی از هر ۱۰۰ نفر، ۹۹ نفر عواماند – عین خودمان – و یک نفر خواص است. و هیچ آدم عاقلی، ۹۹ را نمیگذارد، یک را بردارد.
پس خواص را در شمار هیچیک از اعضای بدن خود به حساب نیاورید و در صورت لزوم، فقط به جلب رضایت عوام فکر کنید.
چرا که:
اولاً: جلب رضایت عوام، بسیار آسانتر از خواص است.
ثانیاً: رضایت عوام را فلهای میشود جلب کرد ولی خواص را یکی یکی؛ آن هم اگر بشود.
ثالثاً: عقل عوام به چشمشان است ولی عقل خواص، هر کدام، یک جایشان است که با زحمت هم نمیتوان جایش را پیدا کرد.
و از همه مهمتر، در انتخابات و رأیگیری، رأی خواص و عوام یکاندازه است. رأی آدم خاص که بیشتر یا بزرگتر از آدم عوام نیست.
پس آدم باید مغز خر خورده باشد که خواص را با همهی مشکلاتشان جدی بگیرد.
خلاصه این که: این عواماند که سرنوشت و تقدیر خواص را رقم میزنند.
پس خود خواص را نباید جدی گرفت، ولی خطر خواص را چرا. خیلی باید مراقب بود. این خواص، موجودات پلید و ناشناختهای هستند که اگر ازشان غافل شوید، کار دستتان میدهند.
عوام، هزارتایش کم است و خواص یکدانهاش زیاد. اگر توانستید سرشان را زیر آب بکنید، بکنید وگرنه لااقل مراقب باشید که یکیشان دوتا نشود.
♦️@seemorghbook
در سال 88 و بالا گرفتن اختلافات سیاسی این کتاب نیز حالت ممنوع الانتشاری به خود گرفت ولی مدتی بعد به رایگان در فضای اینترنت منتشر شد و به علت محتوای خوبی که داشت به سرعت در وبلاگها و سایت های فارسی زبان گسترش یافت.
کتاب که طرح روی جلد به ظاهر طنز و فانتزی دارد دارای مطالبی است که به جرات میتوان گفت برای اولین بار است که به این شکل نوشته میشود و شاید تا سالها تکرار نشود.
اما چیزی که تمامی نگاه ها را به خود جلب میکرد ...
داستان شیوا و جملاتی است که با فونت درشت تر در دل این کتاب جای داده شده که در ادامه خلاصه ای از ان را میبینیم:
پادشاهی به نام ممول در کشوری خیالی به نام غربستان پادشاهی میکرد.
او مرد و وصیت کرده بود مردم با انتخاباتی هر دوسال یکبار یکی از 25 پسرش را برای پادشاهی انتخاب کنند.
مردم هر دوسال یکبار یکی از فرزندان اورا انتخاب و فرد برگزیده به شیوه ای حکومت کرد.
اما در دور آخر ، پسری که عقب مانده بود و مشکلات ظاهری داشت به نام دموقراضه به سلطنت رسید.
اما او طور دیگری عمل کرد.
افرادی مانند خود را به پست و مقام رساند ولی دیالوگ هایی که با همین افراد داشت برگ برنده این داستان است :
مردم همه گوسفندند و ما چوپان:حواستان باشد!
بزرگترین اشتباه در حکومت، بها دادن به مردم، یا ارزش قائل شدن برای مردم است.
شما مطمئن باشید که اگر برای مردم، ارزشی بیش از گوسفند قائل شوید، نمیتوانید بر آنها حکومت کنید.
بهای مردم را شما معین میکنید، نه خودشان. اگر شما بر مردم قیمت نگذارید، آنها قیمتی بر خودشان میگذارند که هیچجور نمیتوانید بخرید. و تازه این گوسفند که من گفتم بالاترین قیمت است: قیمت آدمهای اندیشمند چاق و چله.
قیمت بقیهی مردم، حداکثر در حد پشگل گوسفند است و نه بیشتر.
طوری برنامهریزی کنید که مردم از صبح تا شب بدوند و آخر شب هم نرسند. مردم اگر مایحتاج خود را آسان به دست بیاورند، اگر وقت اضافه داشته باشند، عصیان میکنند، بداخلاقی میکنند و به فکر اعتراض و انقلاب و این حرفها میافتند.
یک تشکیلاتی را تأسیس کنید که کارش چرخاندن مردم باشد، یا چرخاندن لقمه دور سر مردم.
کارش چیدن موانع مختلف، پیش پای مردم باشد. فرض کنید که آب دریا فاصلهاش با مردم به اندازه دراز کردن یک دست است. جای دریا را نمیتوان عوض کرد، اما راه مردم را که میشود دور کرد.
هزار جور قانون میشود وضع کرد که مردم دور کرهٔ زمین بچرخند و دست آخر به همان نقطهای برسند که قبلاً بودهاند. و از شما به خاطر رسیدن به همان نقطه، تشکر هم بکنند.
مردم را به دو دسته تقسیم کنید و به یک دسته حقوق و مواجب بدهید که مراقب آن دستهی دیگر باشند. دسته اول، به طمع مواجب یا از ترس قطع شدن مواجب، مرید شما میشوند و دستهی دوم، از ترس دستهی اول، مطیع و مِنقاد شما. به این ترتیب، مملکت، خود به خود اداره میشود، بیآنکه شما زحمتی بکشید یا دغدغهای داشته باشید.
مردم به دو دستهی خیلی نامساوی تقسیم میشوند: عوام و خواص. نسبت این دو با هم، نسبت ۹۹ به ۱ است. یعنی از هر ۱۰۰ نفر، ۹۹ نفر عواماند – عین خودمان – و یک نفر خواص است. و هیچ آدم عاقلی، ۹۹ را نمیگذارد، یک را بردارد.
پس خواص را در شمار هیچیک از اعضای بدن خود به حساب نیاورید و در صورت لزوم، فقط به جلب رضایت عوام فکر کنید.
چرا که:
اولاً: جلب رضایت عوام، بسیار آسانتر از خواص است.
ثانیاً: رضایت عوام را فلهای میشود جلب کرد ولی خواص را یکی یکی؛ آن هم اگر بشود.
ثالثاً: عقل عوام به چشمشان است ولی عقل خواص، هر کدام، یک جایشان است که با زحمت هم نمیتوان جایش را پیدا کرد.
و از همه مهمتر، در انتخابات و رأیگیری، رأی خواص و عوام یکاندازه است. رأی آدم خاص که بیشتر یا بزرگتر از آدم عوام نیست.
پس آدم باید مغز خر خورده باشد که خواص را با همهی مشکلاتشان جدی بگیرد.
خلاصه این که: این عواماند که سرنوشت و تقدیر خواص را رقم میزنند.
پس خود خواص را نباید جدی گرفت، ولی خطر خواص را چرا. خیلی باید مراقب بود. این خواص، موجودات پلید و ناشناختهای هستند که اگر ازشان غافل شوید، کار دستتان میدهند.
عوام، هزارتایش کم است و خواص یکدانهاش زیاد. اگر توانستید سرشان را زیر آب بکنید، بکنید وگرنه لااقل مراقب باشید که یکیشان دوتا نشود.
♦️@seemorghbook
👍86❤8👏6🔥2😁1💯1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
بگذار هر ثانیه، حالِ تو خوب باشد.
بگذار رفتنیها بروند و ماندنیها بمانند.
تو لبخندت را بزن
حالِ خوبِ خودت را به هیچ اتفاق و شرایط و شخصی گره نزن!
بیواسطه خوب باش، بیواسطه شادی کن بیواسطه بخند...
تو که خوب باشی؛ همه چیز خوب میشود، باور کن!
♦️@seemorghbook
بگذار رفتنیها بروند و ماندنیها بمانند.
تو لبخندت را بزن
حالِ خوبِ خودت را به هیچ اتفاق و شرایط و شخصی گره نزن!
بیواسطه خوب باش، بیواسطه شادی کن بیواسطه بخند...
تو که خوب باشی؛ همه چیز خوب میشود، باور کن!
♦️@seemorghbook
👍15🥰4❤2👏1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
امانوئل کانت میگفت: ما میتوانیم قلب یک انسان را از رفتارش با حیوانات داوری کنیم. کسی که با حیوانها بیرحم است در رفتار با آدم ها نیز چنین است. میتوان عاطفهی آدمی را از روی رفتارش با حیوانها سنجید.
ویدیو رو ببینید👌
♦️@seemorghbook
ویدیو رو ببینید👌
♦️@seemorghbook
👍26❤12
☕️ قطعه ای از کتاب
در زندگی زخم هایی هست كه مثل خوره روح آدم را آهسته در انزوا می خورد و می تراشد ... .
این دردها را نمی شود به کسی اظهار کرد ...!
چون عموما عادت دارند این دردهای باور نکردنی را جزو اتفاقات و پیش آمدهای نادر و عجیب به شمار آورند و اگر کسی بگوید یا بنویسد مردم بر سبیل عقاید جاری و عقاید خودشان سعی می کنند آنرا با لبخند شکاک و تمسخرامیز تلقی بکنند .
📕#بوف_کور
✍#صادق_هدایت
♦️@seemorghbook
در زندگی زخم هایی هست كه مثل خوره روح آدم را آهسته در انزوا می خورد و می تراشد ... .
این دردها را نمی شود به کسی اظهار کرد ...!
چون عموما عادت دارند این دردهای باور نکردنی را جزو اتفاقات و پیش آمدهای نادر و عجیب به شمار آورند و اگر کسی بگوید یا بنویسد مردم بر سبیل عقاید جاری و عقاید خودشان سعی می کنند آنرا با لبخند شکاک و تمسخرامیز تلقی بکنند .
📕#بوف_کور
✍#صادق_هدایت
♦️@seemorghbook
👍17❤2