📕#تاریخ_و_آگاهی_طبقاتی
✍#جورج_لوکاچ
تاریخ و آگاهی طبقاتی کتابی از جورج لوکاچ است که در سال ۱۹۲۳ به چاپ رسیده است. لوکاچ ماهرانه با استفاده ازایدآلیسم کلاسیک آلمان و آثار مارکس، صورتی از مارکسیسم ارائه میدهد که اساساً یک نظریهٔ عاملیت انقلابی است. این کتاب در سال ۱۳۷۷ توسط محمدجعفر پوینده ترجمه شده و نشر تجربه آن را منتشر کرده است.
تاریخ و آگاهی طبقاتی شاید قویترین بیان فلسفی در میان شورش عامی که علیه شکل غالب مارکسیسم در بینالملل دوم (۱۸۸۹-۱۹۱۴) صورت گرفته بود، باشد.آنتونیو گرامشی انقلاب اکتبر ۱۹۱۷ را «انقلابی علیه سرمایه» نامید. پیروزی انقلاب سوسیالیستی در یک کشور عفبمانده، درستآیینی مارکسیسمی را که توسط نظریهپردازانی چون کارل کائوتسکی و جورج پلخانوف طراحی شده بود، واژگون ساخت. بر اساس نظر این تئوریسینها، تاریخ مبتنی بر ضرورت طبیعی خود طبق قوانین اقتصادی جبری پیشرفت میکند. لوکاچ و گرامشی هر دو تحت تأثیر جورج سورل قرار داشتند که معتقد بود انقلاب، عملی بر اساس اراده جمعی است. لوکاچ تلاش کرد مارکسیسم بیقید سورل را بر حسب اصطلاحات سازگار با آن مفهوم از انقلاب، مجدداً طراحی کند. این امر در اولین گام شامل معرفی درستآیینی در روش بود. مارکسیسم را نباید با هیچیک از قضایای تئوریک خاص برابر دانست؛ حتی این ادعا که تولید، زندگی اجتماعی را به بنیادهایش مجهز میکند. لوکاچ تا بهحدی جلو رفت که بیان داشت: «اگر تحقیقات جدید به فرض نادرستی تکتک احکام مارکس را ثابت کرده باشد»صحت خود مارکسیسم خدشهدار نمیشود.
♦️@seemorghbook
✍#جورج_لوکاچ
تاریخ و آگاهی طبقاتی کتابی از جورج لوکاچ است که در سال ۱۹۲۳ به چاپ رسیده است. لوکاچ ماهرانه با استفاده ازایدآلیسم کلاسیک آلمان و آثار مارکس، صورتی از مارکسیسم ارائه میدهد که اساساً یک نظریهٔ عاملیت انقلابی است. این کتاب در سال ۱۳۷۷ توسط محمدجعفر پوینده ترجمه شده و نشر تجربه آن را منتشر کرده است.
تاریخ و آگاهی طبقاتی شاید قویترین بیان فلسفی در میان شورش عامی که علیه شکل غالب مارکسیسم در بینالملل دوم (۱۸۸۹-۱۹۱۴) صورت گرفته بود، باشد.آنتونیو گرامشی انقلاب اکتبر ۱۹۱۷ را «انقلابی علیه سرمایه» نامید. پیروزی انقلاب سوسیالیستی در یک کشور عفبمانده، درستآیینی مارکسیسمی را که توسط نظریهپردازانی چون کارل کائوتسکی و جورج پلخانوف طراحی شده بود، واژگون ساخت. بر اساس نظر این تئوریسینها، تاریخ مبتنی بر ضرورت طبیعی خود طبق قوانین اقتصادی جبری پیشرفت میکند. لوکاچ و گرامشی هر دو تحت تأثیر جورج سورل قرار داشتند که معتقد بود انقلاب، عملی بر اساس اراده جمعی است. لوکاچ تلاش کرد مارکسیسم بیقید سورل را بر حسب اصطلاحات سازگار با آن مفهوم از انقلاب، مجدداً طراحی کند. این امر در اولین گام شامل معرفی درستآیینی در روش بود. مارکسیسم را نباید با هیچیک از قضایای تئوریک خاص برابر دانست؛ حتی این ادعا که تولید، زندگی اجتماعی را به بنیادهایش مجهز میکند. لوکاچ تا بهحدی جلو رفت که بیان داشت: «اگر تحقیقات جدید به فرض نادرستی تکتک احکام مارکس را ثابت کرده باشد»صحت خود مارکسیسم خدشهدار نمیشود.
♦️@seemorghbook
👍17👎1
💠💠💠💠💠💠💠💠💠💠
دنیا بسیار زیباتر میشد
اگر انسانها به جای دین،
به انسانیت معتقد بودند،
انسانیت چیزی ست ورای همهی ادیان
انسانیت ، مهربانی ست
نماز و دعا و روزه ندارد
انسانیت گاهی یک لبخند است
که به کودک غمگینی هدیه میکنید ...
♦️@seemorghbook
دنیا بسیار زیباتر میشد
اگر انسانها به جای دین،
به انسانیت معتقد بودند،
انسانیت چیزی ست ورای همهی ادیان
انسانیت ، مهربانی ست
نماز و دعا و روزه ندارد
انسانیت گاهی یک لبخند است
که به کودک غمگینی هدیه میکنید ...
♦️@seemorghbook
👍33
〰〰〰〰〰〰〰〰〰〰
در درون خود چه دارید؟
سالها پیش کشور آلمان به دو بخش تقسیم شده بود، آلمان شرقی و آلمان غربی و دیواری شهر برلین را به دو قسمت برلین شرقی و برلین غربی تقسیم کرده بود.
یک روز، افرادی از برلین شرقی کامیونی پر از زباله و خوراکیهای گندیده متعفن را به سمت غربی دیوار یعنی برلین غربی ریختند.
مردم برلین غربی به سادگی می توانستند تلافی و انتقام جویی کنند، ولی این کار را انجام ندادند! ولی به جای آن کامیونی پر از کنسروهای خوراکی،بسته های نان و شیر و دیگر مایحتاج خوراکی تازه را در سمت شرقی دیوار یعنی برلین شرقی با نظم آنجا گذاشتند.
و بر روی بسته ها تابلویی نهادند که بر آن نوشته شده بود:
هرکس از آنچه دارد به دیگران می دهد
چه حقیقت زیبایی، ما تنها از آنچه پر هستیم به دیگران می دهیم!
چه چیزی در درون شماست؟
محبت یا نفرت؟
صلح یا جنگ؟
حیات یا مرگ؟
برکت یا لعنت؟
ظرفیت ساختن یا ظرفیت تخریب؟
شما چه چیز به دیگران هدیه می دهید ...؟
♦️@seemorghbook
در درون خود چه دارید؟
سالها پیش کشور آلمان به دو بخش تقسیم شده بود، آلمان شرقی و آلمان غربی و دیواری شهر برلین را به دو قسمت برلین شرقی و برلین غربی تقسیم کرده بود.
یک روز، افرادی از برلین شرقی کامیونی پر از زباله و خوراکیهای گندیده متعفن را به سمت غربی دیوار یعنی برلین غربی ریختند.
مردم برلین غربی به سادگی می توانستند تلافی و انتقام جویی کنند، ولی این کار را انجام ندادند! ولی به جای آن کامیونی پر از کنسروهای خوراکی،بسته های نان و شیر و دیگر مایحتاج خوراکی تازه را در سمت شرقی دیوار یعنی برلین شرقی با نظم آنجا گذاشتند.
و بر روی بسته ها تابلویی نهادند که بر آن نوشته شده بود:
هرکس از آنچه دارد به دیگران می دهد
چه حقیقت زیبایی، ما تنها از آنچه پر هستیم به دیگران می دهیم!
چه چیزی در درون شماست؟
محبت یا نفرت؟
صلح یا جنگ؟
حیات یا مرگ؟
برکت یا لعنت؟
ظرفیت ساختن یا ظرفیت تخریب؟
شما چه چیز به دیگران هدیه می دهید ...؟
♦️@seemorghbook
❤26👍9👎1👏1
🌀🌀🌀🌀🌀🌀🌀🌀🌀🌀
یادمه هشت سالم بود...
یه روز از طرف مدرسه بُردنمون کارخونه تولید بیسکوئیت!
ما رو به صف کردن و بردنمون تو کارخونه که خط تولید بیسکویت رو ببینیم. وقتی به قسمتی رسیدیم که دستگاه بیسکویت میداد بیرون، خیلی از بچهها از صف زدن بیرون و بیسکوئیتایی که از دستگاه میزد بیرون رو ورداشتن و خوردن...!
من رو حساب تربیتی که شده بودم میدونستم که اونا دارن کار اشتباه و زشتی میکنن، واسه همین تو صف موندم ولی آخرش اونا بیسکوئیت خورده بودن و منی که قواعدو رعایت کردم هیچی نصیبم نشده بود!
الان پنجاه سالمه، اون روز گذشت ولی تجربه اون روز بارها و بارها تو زندگیم تکرار شد!
خیلی جاها سعی کردم که آدم باشم و یه سری چیزا رو رعایت کنم، ولی در نهایت من چیزی ندارم و اونایی که واسه رسیدن به هدفشون خیلی چیزا رو زیر پا میذارن از بیسکوئیتای تو دستشون لذت میبرن...
از همون موقع تا الان یکی از سوالای بزرگ زندگیم این بوده و هست که خوب بودن و خوب موندن مهمتره یا رسیدن به بیسکوئیتای زندگی؟
اونم واسه مردمی که تو و شخصیتت رو با بیسکوئیتای توی دستت میسنجند..!
♦️@seemorghbook
یادمه هشت سالم بود...
یه روز از طرف مدرسه بُردنمون کارخونه تولید بیسکوئیت!
ما رو به صف کردن و بردنمون تو کارخونه که خط تولید بیسکویت رو ببینیم. وقتی به قسمتی رسیدیم که دستگاه بیسکویت میداد بیرون، خیلی از بچهها از صف زدن بیرون و بیسکوئیتایی که از دستگاه میزد بیرون رو ورداشتن و خوردن...!
من رو حساب تربیتی که شده بودم میدونستم که اونا دارن کار اشتباه و زشتی میکنن، واسه همین تو صف موندم ولی آخرش اونا بیسکوئیت خورده بودن و منی که قواعدو رعایت کردم هیچی نصیبم نشده بود!
الان پنجاه سالمه، اون روز گذشت ولی تجربه اون روز بارها و بارها تو زندگیم تکرار شد!
خیلی جاها سعی کردم که آدم باشم و یه سری چیزا رو رعایت کنم، ولی در نهایت من چیزی ندارم و اونایی که واسه رسیدن به هدفشون خیلی چیزا رو زیر پا میذارن از بیسکوئیتای تو دستشون لذت میبرن...
از همون موقع تا الان یکی از سوالای بزرگ زندگیم این بوده و هست که خوب بودن و خوب موندن مهمتره یا رسیدن به بیسکوئیتای زندگی؟
اونم واسه مردمی که تو و شخصیتت رو با بیسکوئیتای توی دستت میسنجند..!
♦️@seemorghbook
👏40👍22😢6👎3🥰1😁1🫡1
صبح آمده تا دست پر از روزیِ خورشید
بر قامت تاریکیِ شب نور بریزد
تاهرچه دل آشوبی وتشویشوخرابیست
از ساحتِ آرامشتان،دور بریزد
♦️@seemorghbook
بر قامت تاریکیِ شب نور بریزد
تاهرچه دل آشوبی وتشویشوخرابیست
از ساحتِ آرامشتان،دور بریزد
♦️@seemorghbook
👍6❤2
سرخپوست پیری
برای کودکش از حقایق زندگی چنین گفت :
در وجود هر انسان،
همیشه مبارزه ایی وجود دارد
مانند ، مبارزه ی دو گرگ!
که یکی از گرگها سمبل بدیها
مثل، حسد، غرور، شهوت، تکبر، وخود خواهی
و دیگری
سمبل مهربانی، عشق، امید، وحقیقت است.
کودک پرسید :
پدر کدام گرگ پیروز می شود؟
پدرلبخندی زد و گفت ،
گرگی که تو به آن غذا می دهی ....
♦️@seemorghbook
برای کودکش از حقایق زندگی چنین گفت :
در وجود هر انسان،
همیشه مبارزه ایی وجود دارد
مانند ، مبارزه ی دو گرگ!
که یکی از گرگها سمبل بدیها
مثل، حسد، غرور، شهوت، تکبر، وخود خواهی
و دیگری
سمبل مهربانی، عشق، امید، وحقیقت است.
کودک پرسید :
پدر کدام گرگ پیروز می شود؟
پدرلبخندی زد و گفت ،
گرگی که تو به آن غذا می دهی ....
♦️@seemorghbook
👍24❤2🔥1
☕️قطعهای از کتاب
آدم آدم است و از آن یکذره عقلی که احتمالاً دارد، کار چندانی ساخته نیست، اگر که یک روز هیجان سر طغیان برداشت و او را، فراتر از مرز توان خود در فشار گرفت.
📕#رنج_های_ورتر_جوان
✍#یوهان_ولفگانگ_فون_گوته
♦️@seemorghbook
آدم آدم است و از آن یکذره عقلی که احتمالاً دارد، کار چندانی ساخته نیست، اگر که یک روز هیجان سر طغیان برداشت و او را، فراتر از مرز توان خود در فشار گرفت.
📕#رنج_های_ورتر_جوان
✍#یوهان_ولفگانگ_فون_گوته
♦️@seemorghbook
👍12
وقتی که می بینی همه به دنبال کورکردن کسانی هستن که خوب میبینند؛ساده ترین راه اینست که خودت روبه کوری بزنی خیلی بده که ببینی وکور باشی نه؟
دردهممون یک چیزه هممون ترسوییم!
#چارلز_بوکوفسکی
♦️@seemorghbook
دردهممون یک چیزه هممون ترسوییم!
#چارلز_بوکوفسکی
♦️@seemorghbook
👍30❤1
📕#فلسفه_دکارت
✍#منوچهر_صانعی
اثر حاضر، به بیان مبانی و محورهای مهم مندرج در فلسفه رنه دکارت فیلسوف مشهور فرانسوی می پردازد. در این نوشتار به تبیین ویژگی های فلسفه دکارت و اصول مربوط به آن در مقابله با شک گرایی فیلسوفان قبل از وی نگاشته شد، پرداخته شده و آراء و اندیشه های فلسفی وی، روش شناسی او در فلسفه و نیز آرای وی در زمینه هستی شناسی، خودشناسی شهودی، خداشناسی عقلی، جهان شناسی فلسفی، روش شناسی شک و نقد فلسفی آن و نیز مباحث مربوط به معرفت شناسی، مورد شرح و بررسی قرار گرفته است. نویسنده ضمن معرفی رساله های فلسفی رنه دکارت در موضوعات مختلف فلسفی، به روش وی در زمینه تبیین مسایل مختلف فلسفه اشاره نموده و دیدگاه وی در زمینه مسایلی مانند: وحدت علوم، ماهیت حکمت، ریاضیات عام، منطق ارسطویی، روش تحصیل علم، تبیین شک و ماهیت آن، جواز ورود شک در فلسفه و ضرورت آن، عمومیت شک، تعابیر دکارت در مورد شکاکیت، چیستی و حقیقت نفس و شناخت آن، حالات و محتویات نفس، آزمایش حقیقت، براهین وی در مورد خداشناسی و صفات خدا، اثبات وجود عالم جسمانی، بررسی نسبت بین نفس و بدن و تعامل آن دو با هم، اتحاد نفس و بدن و برخی دیگر از مسایل مربوط به انسان شناسی را مطرح کرده و با استناد به سخنان فلاسفه غرب و اسلامی به نقد و ارزیابی و شرح این دیدگاه ها پرداخته است.
♦️@seemorghbook
✍#منوچهر_صانعی
اثر حاضر، به بیان مبانی و محورهای مهم مندرج در فلسفه رنه دکارت فیلسوف مشهور فرانسوی می پردازد. در این نوشتار به تبیین ویژگی های فلسفه دکارت و اصول مربوط به آن در مقابله با شک گرایی فیلسوفان قبل از وی نگاشته شد، پرداخته شده و آراء و اندیشه های فلسفی وی، روش شناسی او در فلسفه و نیز آرای وی در زمینه هستی شناسی، خودشناسی شهودی، خداشناسی عقلی، جهان شناسی فلسفی، روش شناسی شک و نقد فلسفی آن و نیز مباحث مربوط به معرفت شناسی، مورد شرح و بررسی قرار گرفته است. نویسنده ضمن معرفی رساله های فلسفی رنه دکارت در موضوعات مختلف فلسفی، به روش وی در زمینه تبیین مسایل مختلف فلسفه اشاره نموده و دیدگاه وی در زمینه مسایلی مانند: وحدت علوم، ماهیت حکمت، ریاضیات عام، منطق ارسطویی، روش تحصیل علم، تبیین شک و ماهیت آن، جواز ورود شک در فلسفه و ضرورت آن، عمومیت شک، تعابیر دکارت در مورد شکاکیت، چیستی و حقیقت نفس و شناخت آن، حالات و محتویات نفس، آزمایش حقیقت، براهین وی در مورد خداشناسی و صفات خدا، اثبات وجود عالم جسمانی، بررسی نسبت بین نفس و بدن و تعامل آن دو با هم، اتحاد نفس و بدن و برخی دیگر از مسایل مربوط به انسان شناسی را مطرح کرده و با استناد به سخنان فلاسفه غرب و اسلامی به نقد و ارزیابی و شرح این دیدگاه ها پرداخته است.
♦️@seemorghbook
👍10
گاهی گمان نمی کنی ولی خوب می شود
گاهی نمی شود که نمی شود که نمی شود
گاهی بساط عیش خودش جور می شود
گاهی دگر، تهیه بدستور می شود
گه جور می شود خود آن بی مقدمه
گه با دو صد مقدمه ناجور می شود
گاهی هزار دوره دعا بی اجابت است
گاهی نگفته قرعه به نام تو می شود
گاهی گدای گدایی و بخت با تو یار نیست
گاهی تمام شهر گدای تو می شود…
گاهی برای خنده دلم تنگ می شود
گاهی دلم تراشه ای از سنگ می شود
گاهی تمام آبی این آسمان ما
یکباره تیره گشته و بی رنگ می شود
گاهی نفس به تیزی شمشیر می شود
از هر چه زندگیست دلت سیر می شود
گویی به خواب بود جوانی مان گذشت
گاهی چه زود فرصت مان دیر می شود
کاری ندارم کجایی چه می کنی
بی عشق سر مکن که دلت پیر می شود
#قیصر_امین_پور
♦️@seemorghbook
گاهی نمی شود که نمی شود که نمی شود
گاهی بساط عیش خودش جور می شود
گاهی دگر، تهیه بدستور می شود
گه جور می شود خود آن بی مقدمه
گه با دو صد مقدمه ناجور می شود
گاهی هزار دوره دعا بی اجابت است
گاهی نگفته قرعه به نام تو می شود
گاهی گدای گدایی و بخت با تو یار نیست
گاهی تمام شهر گدای تو می شود…
گاهی برای خنده دلم تنگ می شود
گاهی دلم تراشه ای از سنگ می شود
گاهی تمام آبی این آسمان ما
یکباره تیره گشته و بی رنگ می شود
گاهی نفس به تیزی شمشیر می شود
از هر چه زندگیست دلت سیر می شود
گویی به خواب بود جوانی مان گذشت
گاهی چه زود فرصت مان دیر می شود
کاری ندارم کجایی چه می کنی
بی عشق سر مکن که دلت پیر می شود
#قیصر_امین_پور
♦️@seemorghbook
👍23❤4🤯1
"به چشم خود ديدم كه مردم ايران با پدر ما (محمدعلى شاه) چه معامله كردند. پس بايد تحصيل مال كرد (پول جمع كرد) و تا روزى كه ممكن است در ايران ماند و بعد هم به هنگام ضرورت به مملكت آزاد رفت و در آنجا آسوده زندگى كرد"
نصیحت احمدشاه قاجار به برادرش
📕 به نقل از كتاب "حيات يحيى"
♦️@seemorghbook
نصیحت احمدشاه قاجار به برادرش
📕 به نقل از كتاب "حيات يحيى"
♦️@seemorghbook
👍21👎12❤1
صبح، باشکوهترین لحظه زندگیست،
یک نفس عمیق بکشید،
با امید به "خــدا" گامهایتان را محکم و استوار بردارید
بهترین روز زندگیتان را بسازید.
♦️@seemorghbook
یک نفس عمیق بکشید،
با امید به "خــدا" گامهایتان را محکم و استوار بردارید
بهترین روز زندگیتان را بسازید.
♦️@seemorghbook
🔥6❤2👍1
اولا باید بدانید اتفاقات نیستند که شما را ناراحت میکنند بلکه نحوهی واکنش شما به اتفاقات است که ناراحتتان میکند ...
حرف خیلی سادهای است. شما با طرز فکر، احساس و رفتارتان در یک وضعیت خاص میتوانید آن را بهتر یا بدتر کنید. رفتاردرمانی عقلانی هیجانی، روش بسیار موثری در رواندرمانی است که به مردم کمک میکند با تغییر پاسخ دهیشان -یعنی با تغییر فکر، احساس و رفتارشان- با مشکلات زندگی کنار بیایند. ولی اشتباه نکنید. رفتاردرمانی عقلانی هیجانی نمیگوید «بیخیال باش و هر اتفاقی را بپذیر».
رفتاردرمانی عقلانی هیجانی به شما یاد میدهد آنچه را میتوانید تغییر دهید، تغییر بدهید. ولی این را هم یاد میدهد که به در و دیوار زدن برای تغییر دادن آنچه نمیتوانید آن را تغییر بدهید، نامعقول -یعنی ناکارآمد- است و با این کار، خودتان را بیجهت ناراحت میکنید.
#آلبرت_الیس
♦️@seemorghbook
حرف خیلی سادهای است. شما با طرز فکر، احساس و رفتارتان در یک وضعیت خاص میتوانید آن را بهتر یا بدتر کنید. رفتاردرمانی عقلانی هیجانی، روش بسیار موثری در رواندرمانی است که به مردم کمک میکند با تغییر پاسخ دهیشان -یعنی با تغییر فکر، احساس و رفتارشان- با مشکلات زندگی کنار بیایند. ولی اشتباه نکنید. رفتاردرمانی عقلانی هیجانی نمیگوید «بیخیال باش و هر اتفاقی را بپذیر».
رفتاردرمانی عقلانی هیجانی به شما یاد میدهد آنچه را میتوانید تغییر دهید، تغییر بدهید. ولی این را هم یاد میدهد که به در و دیوار زدن برای تغییر دادن آنچه نمیتوانید آن را تغییر بدهید، نامعقول -یعنی ناکارآمد- است و با این کار، خودتان را بیجهت ناراحت میکنید.
#آلبرت_الیس
♦️@seemorghbook
👍15❤3👏2
نمایی دیدنی از آرامگاه داریوش بزرگ در نقش رستم
پیشینه این عکس به سال ۱۲۸۱ خورشیدی برمیگردد که توسط آنتوان سوروگین گرفته شده است.
♦️@seemorghbook
پیشینه این عکس به سال ۱۲۸۱ خورشیدی برمیگردد که توسط آنتوان سوروگین گرفته شده است.
♦️@seemorghbook
❤26👍3
☕️قطعهای از کتاب
گالیله: به خلاف تصور همگان، جهان با عظمت با همه صورت های فلکیش به دور زمین ناچیز ما نمی گردد.
ساگردو: پس یعنی همه این ها فقط ستاره است؟ پس خدا کجاست؟
گالیله: مقصودت چیست؟
ساگردو: خدا ! خدا کجاست؟
گالیله: آن بالا نیست. همان طور که اگر موجوداتی در آن بالا باشند و بخواهند خدا را در اینجا پیدا کنند، در زمین گیرش نمی آورند.
ساگردو: پس خدا کجاست ؟
گالیله: من که در الهیات کار نکرده ام. من ریاضی دانم.
ساگردو: قبل از هر چیز تو آدمی. و من از تو می پرسم که در دستگاه دنیایی تو، خدا کجاست؟
«گالیله: یا در ما یا هیچ جا»
📕#زندگی_گالیله
✍#برتولت_برشت
♦️@seemorghbook
گالیله: به خلاف تصور همگان، جهان با عظمت با همه صورت های فلکیش به دور زمین ناچیز ما نمی گردد.
ساگردو: پس یعنی همه این ها فقط ستاره است؟ پس خدا کجاست؟
گالیله: مقصودت چیست؟
ساگردو: خدا ! خدا کجاست؟
گالیله: آن بالا نیست. همان طور که اگر موجوداتی در آن بالا باشند و بخواهند خدا را در اینجا پیدا کنند، در زمین گیرش نمی آورند.
ساگردو: پس خدا کجاست ؟
گالیله: من که در الهیات کار نکرده ام. من ریاضی دانم.
ساگردو: قبل از هر چیز تو آدمی. و من از تو می پرسم که در دستگاه دنیایی تو، خدا کجاست؟
«گالیله: یا در ما یا هیچ جا»
📕#زندگی_گالیله
✍#برتولت_برشت
♦️@seemorghbook
👍27👏3❤2
این متن را باید با طلا نوشت
از وقتیکه بشر توانست وقایع را ثبت و ضبط کند، دیگر نه عصا مارشد و نه دریا شکافته شد..
#فردریش_نیچه
♦️@seemorghbook
از وقتیکه بشر توانست وقایع را ثبت و ضبط کند، دیگر نه عصا مارشد و نه دریا شکافته شد..
#فردریش_نیچه
♦️@seemorghbook
👍52❤5👎3