کتابخانه سیمرغ
72.9K subscribers
15.4K photos
1.18K videos
7.37K files
470 links
Download Telegram
شخصی نزد طبیب رفت و گفت موی ریشم درد می کند!
پرسید که چه خورده ای ؟
گفت :
نان و یخ!

گفت :
برو بمیر که نه دردت به آدمی ماند و نه خوراکت!!

#عبید_زاکانی

♦️@seemorghbook
😁395👍3👎2
بی‌تفاوتی وزن مرده‌ی تاريخ است. و بصورت بالقوه‌ای بر تاريخ اثر می‌گذارد. منفعلانه عمل می‌كند، اما عمل می‌كند. بی‌تفاوتی همان بخت بد است؛ كه هيچگاه نمی‌توان حسابی روی آن باز كرد، همان چيزی كه در برنامه‌ها اختلال ايجاد می‌كند و خوش‌ساخت‌ترين طرح‌ها را مخدوش می‌كند، بی‌خردی و فقدان آگاهی‌ست كه هوشمندی را سركوب می‌كند.

#آنتونيو_گرامشی

♦️@seemorghbook
👍92
چون تو با بَد، بَد کنی
پس فرق چیست؟

#مولانا

♦️@seemorghbook
👍8👎3👏1
🌀🌀🌀🌀🌀🌀🌀🌀🌀🌀


#اندکی_تفکر

کشوری را میشناسم
که ریختن " کنجد " بر روی " بربری " برای مردمانش یک " آپشن " محسوب میشود
در آن کشور،مردمانش بجای حل مشکلاتشان
سعی میکنند به بهترین شکل ممکن، زندگی خود را با آن تطبیق دهند ...
در آنجا مردم،خانه ی رو به آفتاب را گرانتر میخرند...
و بعد با هفت لایه پرده ، تمام پنجره ها را می پوشانند ...
جالب است در آن کشور
یک دختر کنار خیابان ... میتواند مهمترین عامل یک ترافیک سنگین باشد !!!
در آن کشور اگر آدمها دلشان بگیرد
باید بروند قبرستان ...بیمارستان...تیمارستان یا آسایشگاه سالمندان !!!
تا بفهمند غمهای بزرگتری هم هست ...
نکند که دلشان هوای شادی بکند ...
و همه در آنجا،برای هر تغییر و هر اتفاقی
بدنبال منجی اند ...
هر کسی غیر از خودشان ... !!!
در آن کشور تفاوت بین شادی کردن و عزاداری را
تنها با دیدن محل برخورد دستها میتوان فهمید ...
هر کسی که گفته : آن کشور از جهان سوم است
یقین دارم تا سه بیشتر بلد نبوده بشمارد....

♦️@seemorghbook
👍606😢2
من به فرداهای تو
به آبی آسمان
به سبزی نگاه باران
من به روزی که دوباره
کوچه‌ها می‌خندند
من به آغازی بر یک پایان
یقین دارم.
دلتنگ مشو
زندگی بر مدار امید می‌چرخد.

♦️@seemorghbook
12


پسرکی دو سیب در دست داشت
مادرش گفت:

یکی از سیب هاتو به من میدی؟
پسرک یک گاز بر این سیب زد
و گازی به آن سیب !
لبخند روی لبان مادر خشکید!
سیمایش داد می زد که چقدر از پسرکش ناامید شده
اما پسرک یکی از سیب های گاز زده را به طرف مادر گرفت و گفت:
بیا مامان!
این یکی ، شیرین تره!
مادر ، خشکش زد
چه اندیشه ای با ذهن خود کرده بود.
هر قدر هم که با تجربه باشید
قضاوت خود را به تأخیر بیاندازید
و بگذارید طرف ، فرصتی برای توضیح داشته باشد .


♦️@seemorghbook
👍2512
وقتی گذشته‌ات زنگ میزنه جوابش رو نده چون چیز جدیدی واسه گفتن نداره.

♦️@seemorghbook
👍21
قطعه‌ای از کتاب

من پیش خودم تصور می کردم که روی هم رفته چقدر اشخاص راضی وجود دارند و چه تودهٔ بی شماری را تشکیل می دهند. به این زندگی نگاه بکنید، کناره گیری و تن پروری زورمندان، نادانی ناتوانان و شباهت آن ها با جانوران، به دورِ یک زندگی مسکنت آمیز و دور از حقیقت زیست می کنند و با فساد، شرابخواری و دروغ به سر می برند. با وجود همهٔ این ها در همهٔ خانه ها، در کوچه ها، چه خاموشی و چه آرامشی! میانِ پنجاه هزار مردم شهر، یک نفر پیدا نمی شود که فریاد بزند و ناسزا بگوید. می بینم می روند به بازار، روز می خورند، شب را می خوابند، حرف های بی مزه به هم می زنند، زناشویی می کنند، پیر می شوند، با چهرهٔ گشاده مُرده های خودشان را به گور می سپارند. ولی آن هایی که درد می کشند ما نمی بینیم، ما نمی شنویم و آن چه در زندگی ترسناک است می گذرد و کسی نمی داند که کجا در پس پرده پنهان است.

📕#تمشک_تیغ‌دار

#آنتوان_چخوف

♦️@seemorghbook
👍7
هرچه ملتی؛
فرومایه‌تر و فقیرتر باشد
و هرچه فشار دولت و
ستم‌گستران و
استثمارگران شدیدتر باشد ،
به همان اندازه
لذایذ جهان ماورايى كه دين
معرفى مى‌كند ، رنگین‌تر است !

#زیگموند_فرويد

♦️@seemorghbook
👍372👏2
سرگذشت حسن صباح و قلعه الموت

ناصر نجمی

♦️@seemorghbook
👍6🥰2
📕#سرگذشت_حسن_صباح_و_قلعه_الموت

#ناصر_نجمی

حسن صباح (۴۶۴ قمری – ۲۶ ربیع‌الثانی ۵۱۸ قمری) از ایرانیانی بود که در دوره سلجوقی قیام کردند. مذهب وی و پیروانش شیعه اسماعیلیه نزاریه بود که شاخه‌ای از پیروان امامان است، اما به هفت امام اعتقاد داشتند و امامت را بعد از جعفر صادق حق فرزند وی، اسماعیل دانسته و مهدی موعود امام (آخر الزمان) را از نسل او میدانند. مرکز قدرت اینان در مصر بود که خلفای فاطمی مصر این مذهب را در این کشور رسمی اعلام کرده بودند.
این فرقه در ده سطح طراحی شده بود و به افراد در سطوح پایین‌تر گفته می‌شد که قرآن علاوه بر معنای ظاهری معانی عمیق‌تر و نهفته‌ای نیز دارد. در آخرین سطح (امامت)، فرد همه چیز را حتی تجربه‌های شخصی خویش را تنها در صورتی می‌پذیرد که عقل بر آن حکم دهد. عقاید بدین حد سخت‌گیرانه تنها در عده‌ای از اندیشه‌های بودایی دیده می‌شود. حسن صباح عقیده داشت همهٔ افراد توانایی رسیدن به بالاترین سطح را ندارند و بنابراین بیشتر افراد را در رده‌های پایین و برای اطاعت از اوامر خویش نگاه می‌داشت. بسیاری از سازمان‌های زیرزمینی مانند روشن‌ضمیران و فراماسونری شیفتهٔ حسن صباح و سازماندهی او بوده‌اند.
زندگی:
حسن بن علی بن محمد بن جعفر بن حسین بن محمد صباح حِمَیری (حسن صباح که در تاریخ معروف به سیدنا نیز هست) اهل ری بود. پدرش او را به مدرسهٔ امام موفق (نیشابور) برد تا نزد او تحصیل کند.
در بعضی منابع از حسن صباح، عمر خیام و خواجه نظام‌الملک به عنوان سه یار دبستانی یاد شده‌است. این سه یار دبستانی با هم عهد میکنند که هرکدامشان زودتر به مقامی رسید دیگران را کمک کرده و به مقام بالایی برسند. خواجه نظام‌الملک از سه دوست خود زودتر به مقامی رسید و به عهد دیرین با دوستان پایبند بود لذا برای عمر خیام جیره ای دائم مقرر نمود و حسن صباح را به دربار سلجوقی معرفی نمود.
پس از گذشت زمانی قدرت و نفوذ حسن صباح گسترش یافت، لذا پس از مدتی از دربار سلجوقی تبعید گردید و این سرآغاز حرکت وی شد. پس از تحصیل به مصر رفت و آنجا با خلیفه فاطمی، المستنصر بالله ملاقات کرد. فرقهٔ او را نزاریه نیز می‌نامند؛ زیرا او بر سر جانشینی المستنصر با امیر الجیوش مخالف بود. المستنصر دو پسر داشت به نام‌های نزار و مستعلی. او ابتدا پسر اولش نزار را جانشین خود کرد اما با مخالفت امیرالجیوش، مستعلی را به عنوان جانشین خود اعلام کرد. اختلافات آن‌ها هم از همین جا شروع شد. طبق اعتقاد اسماعیلیان نصب اول قبول است و نصب دوم باطل. سپس به ایران آمد و از آنجایی که کلامی آتشین و پرنفوذ داشت روز بروز بر طرفدارانش افزوده شد.
مرگ:
حسن صباح در پی بیماری کوتاهی، در ۲۶ ربیع‌الثانی ۵۱۸ قمری درگذشت. او را در نزدیکی قلعه الموت به خاک سپردند. مقبره او، که بعداً کیابزرگ امید و دیگر رهبران نزاریه ایران نیز در آنجا دفن شدند، تا هنگامی که به دست مغولان ویران گشت، زیارتگاه اسماعیلیان نزاری بود.

♦️@seemorghbook
👍252🤯2
🔅🔅🔅🔅🔅🔅🔅🔅🔅🔅

در حوالی این دنیا؛

نه صادق به زندگی هدایت شد،
نه فروغ از ناامیدی به امید رسید،

و نه سهراب قایقی ساخت
تا به شهر رویاهایش رسد!
قلم و کاغذ کارشان بازیست با ذهن،
تا روزمان را
به شب و ماهش دلخوش کنند!

خوشبخت باشید...

همان باشید که میخواهید.
اگر دیگران آن را دوست ندارند.

بگذارید دوست نداشته باشند.
ولی تو همیشه همانی باش
که خودت دوست داری...

♦️@seemorghbook
👍202👎1
بزرگترین زندان انسان
افکار محدودش است ...!
هرچه تفکر محدودتر باشد
میله‌های زندان ؛
قطورتر خواهدشد !

#برتراند_راسل

♦️@seemorghbook
👍314
و بعد کسی نبود در خوابش
مغزش
ویرانه‌ی شهرهای شرقی بود
چون بلخ و چو نیشابور
یا ری
مغزش
ویرانه‌ی شهرهای شرقی بود.

#رضا_براهنی

♦️@seemorghbook
👍8👎32
🔻🔻🔻🔻🔻🔻🔻🔻🔻🔻

☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆

■10 قانون کلی برای زندگی:

•قانون يکم:
به شما جسمی داده شده.چه جسمتان را دوست داشته يا از آن متنفر باشيد. بايد بدانيدکه در طول زندگی در دنيای خاکی با شماست.
•قانون دوم:
در مدرسه ای غير رسمی و تمام وقت نام نويسی کرده ايد که زندگی نام دارد.
•قانون سوم:
اشتباه وجود ندارد، تنها درس است.
•قانون چهارم:
درس آنقدر تکرار می شود تا آموخته شود.
•قانون پنجم:
آموختن پايان ندارد.
•قانون ششم:
قضاوت نکنيد،
غيبت نکنيد،
ادعا نکنيد،
سرزنش نکنيد،
تحقير و مسخره نکنيد و گرنه سرتان می آيد.
•قانون هفتم:
ديگران فقط آينه شما هستن.
•قانون هشتم:
انتخاب چگونه زندگی کردن با شماست. همه ابزار و منابع مورد نياز را در اختيارداريد.
•قانون نهم:
جواب هايتان در وجود خودتان است. تنها کاری که بايد بکنيد اين است که نگاه کنيد،گوش بدهيد و اعتماد کنيد.
•قانون دهم:
خير خواه همه باشيد تا به شما نيز خير برسد.
به هيچ دسته كليدی اعتماد نكنيد بلكه كليد سازی را فرا بگيريد

#آنتونی_رابینز

♦️@seemorghbook
👍122
پلکی بگشا که روشنی جلوه گر است
صبح آمده و لطف غزل، بیشتر است
خورشیــد تصــدق سرت مــاه طــلا!
لبخنــد بزن که زندگی پشت در است

♦️@seemorghbook
👍7
حق با مسیح است وقتی می‌گوید: دشمنت را دوست داشته باش!
این یک راز بزرگ است.
اگر با دشمن بجنگی، به دشمن انرژی می‌دهی و در عین حال در سطح دشمن باقی می‌مانی و نمی‌توانی پرواز کنی.

#اشو

♦️@seemorghbook
🥰10👍5👏2
دو چیز، هر چه مکررتر و ژرف‌تر به آن‌ها می‌اندیشم، ذهنم را با شگفتی و هیبتِ باز هم تازه‌تر و فزاینده‌تری به خود مشغول می‌دارند: آسمان پر ستاره بر فراز من و قانون اخلاقی در درون من.

#ایمانوئل_کانت

♦️@seemorghbook
👍91
☕️قطعه‌ای از کتاب

در سیاه‌ترین نقطه‌ی پوچ‌گرایی‌مان، من برای عبور از پوچی به دنبال دلیل گشتم؛ نه به‌واسطه‌ی تقوا و نه به‌واسطه‌ی نوعی کمیاب از تعالیِ روح، که تنها با صداقتِ غریزی‌ام به نوری که در آن متولد شده‌ام؛ همان نوری که هزاران سال است انسان‌ها آموخته‌اند در آن، حتی به هنگامِ رنج، به زندگی سلام دهند.

📕#تابستان

#آلبر_کامو

♦️@seemorghbook
👍10