کتابخانه سیمرغ
72.8K subscribers
15.4K photos
1.18K videos
7.37K files
470 links
Download Telegram
📕#تاریخ_بردگی

#یدالله_نیازمند

برده گیری در میان اعراب رایج بوده است. بازرگانان برده که آنها را نخاس می خواندند، از نواحی گوناکون بردگان را به مکه می آوردند و می فروختند. مشهورترین تاجر برده، عبدالله جدعان تمیمی نام داشت.
جرجی زیدان می نویسد: اگر کسی برده ای خریداری می کرد، ریسمانی را به گردنش می افکند و چون حیوانی او را به خانه اش می‌کشید.
راه های برده گیری در میان اعراب گوناگون بود. در کتاب تاریخ بردگی این گونه آمده است: اعراب که همواره مشغول جنگ و جدال و غارت و چپاول اموال یکدیگر بودند، زنان و مردان و کودکان قبیله‌ی مغلوب را اسیر و بنده کرده و آنها را در بازارهای متعدد بنده فروشی که مهمترین آنها بازار عکاظ بود به معرض خرید و فروش می‌گذاشتند. بردگی نخست در مصر باستان، در بابل، در آشور و در چین و هندوستان پدید گشت ولی در یونان و روم باستان به شکل کلاسیک خود تکامل حاصل کرد. در شرق و از آن جمله در ایران باستان بردگی بیشتر خصلت پدر شاهی و خانوادگی داشت.
بر اثر تشدید تضادهای طبقاتی که قیام‌های بزرگ بردگان نمونه آنست، شالوده برده داری متزلزل شد. به جای دوران برده داری، صورت بندی اجتماعی اقتصادی دیگر، که آن هم بر شالوده استثمار و استعمار بود دوران فئودالیسم، مستقر شد که به نوبه خود و به نسبت دوران قبل مترقی تر بود و میدان وسیع تری برای رشد نیروهای تولیدی پدیدار شد.
اگر چه صورت بندی اجتماعی، اقتصادی بردگی به مثابه یک مرحله تاریخی تکامل اجتماعی از بین رفت ولی وجود برده به شکل‌های مختلف در دوران فئودالیسم حتی تا زمان ما نیز باقی ماند. مثلاً تا یکصد سال پیش در ایالات متحده آمریکا و یا در برخی سرزمین‌های مستعمره تا قرن بیستم..!

♦️@seemorghbook
👍351
صداقت؛
برایتان دوستان زیادی پیدا نمی‌کند
ولی دوستان درستی پیدا می‌کند...

#جان_لنون


♦️@seemorghbook
👍20🔥1
من بر این باورم که برای تحقق صلح جهانی نخست باید به صلح درونی رسید. کسانیکه به طور طبیعی آرام و در صلح باخویش‌اند، قلب‌هایی گشوده‌تر به سوی دیگران دارند.

#دالایی_لاما
♦️@seemorghbook
👍13👏3
🔷🔹🔷🔹🔷🔹🔷🔹🔷🔹🔷

#اندکی_تفکر

گرگها
در این بیابان
حکمرانی می کنند !
در میان گوسفندان
روضه خوانی می کنند !
با لباسی از پَر طاووس و خویی چون غزال
گله را
مجذوب رنگ و مهربانی می کنند !
گوسفندان دانش آموزند ،
گُرگان چون مدیر !
از میان گلّه با برخی تبانی می کنند !
از میان گوسفندان
عده ای مبصر شدند !
تا کلاس بی معلم را نگهبانی کنند !

گلّه راضی ، گُرگها راضی ،
رفاقت برقرار !
مبصران در حد عالی پاسبانی می کنند !
گله می زایید و می زایید تا نسلی دگر !
در حریم خانه های گرگ دربانی کنند !
داد زد یکروز یک بزغاله ای در این کلاس...
چون معلم نیست
مبصرها سخنرانی کنند !
گفت آن بزغاله این شعر و غذای گرگ شد !
تا که گُرگان مبصران را شام مهمانی کنند !
گلّه از آنروز مجبور است
از شب تا به صبح
از کتاب عبرت بزغاله روخوانی کنند !

وای اگر این گلّه
روزی رم کند از یک خروش !
صد هزاران گرگ را در عید قربانی کنند ...!


♦️@seemorghbook
👍462
صبح شد
شکر خدا چشمم دوباره باز شد
یا کریم روی بام
آماده پرواز شد
باز گنجشکان
دوباره نغمه خوانی می کنند
باز هم خورشید آمد
زندگی آغاز شد


♦️@seemorghbook
👍111
انسان‌ها همنوعان من نیستند ، بلکه اشخاصی هستند که به من می‌نگرند و داوری‌ام می‌کنند !

همنوعان من کسانی هستند که مرا بی آنکه نگاهم کنند دوست می‌دارند ، که علی‌رغم همه چیز دوستم می‌دارند ...

علی‌رغم شکست ، خیانت یا حقارت ، مرا دوست می‌دارند تا به آن‌جایی که من خودم را دوست می‌دارم ...

#آلبر_کامو

♦️@seemorghbook
👍11👏42
☕️ قطعه ای کتاب

کیمیاگر در یک بطری را باز کرد
و مایع قرمز رنگی
در لیوان مهمانش ریخت
شراب بود ، یکی از بهترین ها که تا آن زمان هرگز ننوشیده بود
ولی شراب ؟
شراب که به حکم دین ممنوع بود!

کیمیاگر گفت :
بدی و شرارت، آن چیزی نیست که
از راه دهان وارد جسم انسان می شود
چیزی است که از راه آن خارج می شود


📕#کیمیاگر

#پائولو_كوئيلو

♦️@seemorghbook
👍25👏72
مولانا عضد الدین راپرسیدند
چونست در زمان خلفا ادعای خدایی و پیغمبری بسیار بود و اکنون نه!
گفت مردم این روزگار چنان در ظلم و گرسنگی افتاده اند که نه خدا به یاد آید نه پیغمبر

#عبید_زاکانی
♦️@seemorghbook
👍33👏5
🌀🌀🌀🌀🌀🌀🌀🌀🌀🌀

داستان الاغ و الاغ‌دار

در قدیم شخصی بود بنام عباس گچی که تعدادی الاغ داشت
آدم خوش مشرب و مردم داری هم بود،
و همه او را دوست داشتند و با وجودی که مشروب میخورد کسی کاری بهش نداشت او همیشه به دنبال الاغ هایش با صدای دلنشینش آواز هم میخواند اما بعداز مدتی ورشکسته شد و مجبور
به فروش الاغ هایش میشود، و محل زندگی خود را ترک و بدون مقصد، باجیب خالی، و بدون هیچ امیدی، سر به بیابان میگذارد...
پس ازطی چند روز پیاده روی، تشنه و گرسنه به شهرکوچکی میرسد،و چون جایی نداشته،وارد مسجدجامع شهر میشود و درگوشه ای مینشیند تاچند روز توسط خادم مسجد پذیرایی  میشود و
کم کم وارد صف نماز جماعت شده، ساکن مسجد میگردد ،
و دراین مدت به خطبه های ملای مسجد گوش داده..، و از کتاب های مذهبی مسجد استفاده کرده، و خیلی زود در دل مردم جا باز میکند.
پس ازمدتی ملای مسجد فوت نموده، و مردم اورا به عنوان جانشین ملا به امام جماعت مسجد انتخاب میکنند..!
روزگار بدین منوال میگذرد، بعد از چند سال، گذر یکی از همشهری های او به همان شهر می افتد،
و برای نماز وارد مسجدجامع میشود، و به صدای دلنشین موعظه و تلاوت قرآن در مسجد گوش میدهد، و شک میکندکه آیا این، همان عباس گچی است؟؟
پس از نماز، سراغ او رفته، و ضمن سلام و
احوال پرسی میگوید : حاج آقا...! شما شباهت بسیار زیادی به یکی از آشنایان من دارید...؛ به اسم عباس گچی..
ملا پاسخ میدهد :
من همان عباس گچی هستم، که میگویی...
شخص میگوید ؛
چطور میشود که یک آدم عرق خور، که همیشه کارش پشت سر الاغ ها، آوازخواندن بود..،کارش به اینجا برسد که به یک مرد خدا...!، و روحانی...!،
تبدیل شود..؟!، این یک معجزه ی الهی است .!!!!

عباس گچی میگوید :
زیاد شلوغش نکن،  هندوانه هم زیر بغل من نگذار... من هیچ فرقی نکرده ام،  عباس گچی هستم. تنها فرقی که پیش امده جابجایی من و الاغ هاست
قبلا من پشت سر الاغ ها بودم
حالا الاغ ها پشت سر من  هستند ..
همین!!!!

بر گرفته از کتاب کشکول طبسی

♦️@seemorghbook
👍55😁14👎52😭2❤‍🔥1🤔1
زندگی چون گل سرخ است
پراز عطر پر از خار
پراز برگ لطیف
یادمان باشداگر
گل چیدیم
عطرو برگ و گل
و خار همه همسایه
دیوار به دیوار همند
زندگی را برای عزیزانمان
سخت نگیریم

♦️@seemorghbook
7👍5
آدم به امید دست یافتن به ثروت، عشق، یا آزادی خود را خسته و فرسوده میکند و وقتی که آن را به دست آورد از داشتنش لذت نمی‌برد یا آنرا تباه میکند.

خوشبخت واقعی آن کسی است که بتواند به خود بگوید: من میخواهم راه بروم نه به مقصد برسم. و بدبخت کسی است که خود را مقصد می سازد و می گوید: من میخواهم به مقصد برسم "رسیدن مردن است"

#اوریانا_فالاچی

♦️@seemorghbook
👍111
حالا هر قفلی که میخواهد
بر درگاه خانه ات باشد
عشق پیچکی ست که دیوار
نمی‌شناسد .


♦️@seemorghbook
13👍6
سگ در مقابل گرگ از گوسفندان دفاع کرده و اینجوری زخمی شده، گوسفنده داره باهاش همدردی میکنه!

میخوام بگم حتی گوسفند هم میفهمه از کسی که مراقبش بوده باید متشکر باشه و بهش لگد نزنه، ولی بعضی آدما...

♦️@seemorghbook
❤‍🔥16👍65👏1
قطعه‌ای از کتاب

افتخار به عظمت باستانی تا آن حد مفید است که موجب تشویق و پیشرفت مادی و معنوی یک ملت در نبرد آینده او بشود، نه اینکه او را خودپسند و متعصب بار بیاورد و نه اینکه بخواهند با این نوحه سرایی ها او را به خواب غفلت ببرند و در فلاکت خود محکوم بکنند.
کسی منکر ملیت، زبان و افتخارات گذشته ی ایران نمی باشد. تا همان اندازه که نسبت به زمان و مکان در مسیر تاریخی مقامی برای خود احراز کرده ایم اما تکرار ملت شش هزار ساله و ذکر نام سیروس و داریوش و انوشیروان و سلطان محمود و شاه عباس برای مردم نان و آب نمی شود و عرق وطن پرستی کسی را نمی جنباند و یک قدم هم ما را جلو نمی برد.

📕#اشک_تمساح

#صادق_هدایت


♦️@seemorghbook
👍18👏32
مرگ ملت ‌ها زمانی فرا می‌ رسد
که بزرگان مردم،

به پرسش‌ های جدید آن ها
پاسخ های کهنه می‌ دهند !

#ویل_دورانت

♦️@seemorghbook
15👍6
چه باشد آنچه خوانندش تفکر؟

مارتین هایدگر

♦️@seemorghbook
👍5
📕#چه_باشد_آنچه_خوانندش_تفکر_؟

#مارتین_هایدگر

هایدگر بر آن است که وقتی فلسفه قرون وسطی و فلسفه عصر جدید ماهیت یونانی لوگوس و نوس را بنا به مفهومی که از ratio دارند توضیح می‌دهند با این توضیح به جای آن که روشن کنند در ظلمت فرومی‌برند. «روشنگری برآمدگاه ذاتی تفکر را تاریک می‌کند.» هیچ چیز مرموزی در کار نیست. آنچه را هایدگر در باب فراخوانش یا ندای امر اندیشیدنی می‌گوید، چه درست باشد چه نادرست، به درستی نفهمیده‌ایم اگر گمان بریم که از نوعی وحی و الهام حکایت دارد. مسئله بسی ساده‌تر از آنی است که، مثلاً، آدرنو در قطعه نقل شده تصویرش می‌کند. هنوز ندای «بازگشت به سوی خود چیزها» در حضور امر حاضر به گوش می‌رسد. هایدگر هنوز پدیدارشناس است و بلکه تلویحا می‌رساند که پدیدارشناسی ریشه در یونان باستان، ریشه در الثیا یا نامستوری، ریشه در لوگوس و نوس و امر حاضر، حضور امر حاضر دارد. در حقیقت «بازگشت به سوی خود چیزها»، که شعار مدرسه پدیدارشناسی هوسرل بود، انتشار جنجال‌برانگیز هستی و زمان که حتی تا به امروز در میان آثار پدیدارشناسان شاهکاری یگانه و طرفه به حساب می‌آید، انتشار تاریخ و آگاهی طبقاتی که شاید قوی‌ترین و محکم‌ترین تحلیل فلسفی نظریه‌های اقتصادی مارکسیستی باشد و بالاخره تلاش‌های نظری و عملی رزا لوکسمبورگ و بعدها تأسیس مکتب فرانکفورت و رخدادهای دیگر در هنر، تئاتر، سینما و ادبیات در زمان جمهوری وایمار، به لحاظ مقاصد و غایات، مشترکات شگفت‌انگیزی داشتند که مشکل می‌توان آن‌ها را به نوعی همقرانی تصادفی نسبت داد. مارکس بالاخره فلسفه را به انقلاب اکتبر کشانده بود.

♦️@seemorghbook
👍51💋1
از کنار جوی آهسته میگذشت و گاهی با ته عصایش روی آب را می شکافت، افکار او شوریده و پریشان بود، دید سگ سفیدی با موهای بلند از صدای عصای او که به سنگ خورد سرش را بلند کرد و به او نگاه کرد مثل چیزی که ناخوش یا در شُرُف مرگ بود، نتوانست از جایش تکان بخورد و دوباره سرش افتاد به زمین، او به زحمت خم شد، در روشنایی مهتاب نگاه آنها به هم تلاقی کرد، یک فکرهای غریبی برایش پیدا شد، حس کرد که این نخستین نگاه ساده و راست بود که او دیده که هر دو آنها بدبخت و مانند یک چیز نخاله، وازده و بیخود از جامعهٔ آدم ها رانده شده بودند، میخواست پهلوی این سگ که بدبختی های خودش را به بیرون شهر کشانیده و از چشم مردم پنهان کرده بود بنشیند و او را در آغوش بِکشد، سر او را به سینهٔ پیش آمدهٔ خودش بفشارد.

#صادق_هدایت

♦️@seemorghbook
👍6
امروز تولد محمدبن زکریای رازی،پزشک،فیلسوف و شیمی‌دان ایرانی متولد شد
وی به کشف الکل، نفت سفید و داروسازی معروف است

‏۵ شهریور روز بزرگداشت زکریای رازی و روز داروساز گرامی باد.🌺


♦️@seemorghbook
👍193