کتابخانه سیمرغ
73.7K subscribers
15.5K photos
1.19K videos
7.39K files
461 links
Download Telegram
📕#داراب_نامه

#محمدبن_احمد_بیغمی

با مقدمه، تصحیح و تعلیقات: دکتر ذبیح الله صفا

افسانه­ ها یا داستان­های عامیانه از دیر باز به صورت شفاهی سینه به سینه از زمان­های دور از نسلی به نسلی در کشور ما به یادگار مانده است.
این داستان­ها اغلب توسط راویان و نقالان در محافل یا در قهوه خانه­ ها نقالی می­شد. در زمان­های نه چندان دور که وسائل ارتباط جمعی مثل امروز نبود، مردم برای سرگرم شدن و گذراندن اوقات فراغت بیشتر به قهوه­ خانه می­رفتند و پای نقالان و افسانه­ پردازان قهوه ­خانه ها می ­نشستند و یا در محافل خانوادگی در شب­های طولانی زمستان گوش به قصه­ ها و داستان­های مادر بزرگ و پدر بزرگ­ها می­ سپردند.
بیشتر افسانه­ ها و داستان­های عامیانه ایرانی، زاده تخیل راویان و نقالان بوده، اغراق و کارهای محیرالعقول و سرگذشت جن و پری، دیو و اژدها از ارکان این داستان­هاست. زمان و مکان در داستان­های ایرانی از هیچ اصول قص ه­نویسی پیروی نمی­کند. ممکن است در قصه­ ها از مکانهای تاریخی نام برده شود اما هیچ گونه سندیت تاریخی ندارند.
بیشتر داستان­های عامیانه­ی ایرانی، حماسی، عیاری و جوانمردی است و بعضی دیگر عشقی و مذهبی است. بیشتر داستان­های عامیانه فارسی متعلق به دوران صفوی است. مثل داستان حسین کرد شبستری. این از آن جهت بود که صفویان به دو عنصر ایرانی و شیعی بیشتر از عناصر دیگر توجه می­کردند. این هم به­ خاطر مشروعیت دادن به حکومتشان بود. نقالان حکومتی در زمان صفویان داستان­های ملی و مذهبی را در محافل عمومی برای مشروعیت بخشیدن به حکومت روایت می­کردند. صفویان برای پیشبرد اهداف حکومت­شان در بین مردم بیشتر به عیاران و جوانمردان کوچه بازار تکیه می­کردند. عیاران و پهلوانان مردمی را وسیله ای برای اغفال مردم قرار می­داده ­اند.
قصه­ های عامیانه شفاهی توسط یک فرد کم سواد یا خود راوی به تحریر کشیده می­شده است.

♦️@seemorghbook
👍141
عـلـم و مذهب در تضاد کامل با یکدیگر هستند چرا که مذهب بر پایۀ اطاعت محض بنا شده تا جایی که حتی اجازۀ سوال کردن هم نداری
اما علم بر پایه پرسش و تحقیق و استدلال و منطق ... نمی‌توان به نیروی معجزه از (جهل به آگاهی) رسید

#زیگموند_فروید


♦️@seemorghbook
👍36👎14👏3
نادر شاه در اولین اقدام پس از تاج‌گذاری دستور داد تا جیره هفتادهزار طلاب که از دولت مقرری میگرفتند قطع شود. بزرگان طلاب نزد نادر رفتند. نادر پرسید کار شما در این مملکت چیست؟ گفتند لشکر دعا هستیم. هنگامی که سپاه شما به جنگ میرود ما با دعا پیروزی‌شان را تضمین میکنیم. چرا باید سلطان نان ما را قطع نماید؟

نادر فریاد زد وقتی لشكر محمود افغان ایران را گرفت، یکصد هزار طلاب علوم چرا جواب آنها را ندادند؟
پاسخی از کسی شنیده نشد.
نادر دستور داد آنان را به زمین‌های زراعتی فرستادند و به کشاورزی وا داشتند.

♦️@seemorghbook
👏59👍114👎1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
دفتر ﺯﻧﺪﮔﯽات ﺭﺍ
عاشقانه ﻭﺭﻕ ﺑﺰﻥ ...
ﻣﺒﺎﺩﺍ ﺯﻧﺪگی ﺭﺍ ﺩﺳﺖ ﻧﺨﻮﺭﺩﻩ ﺑﮕﺬﺍﺭﯼ

هر روز دلت را تازه و جوان کن
چرا که آدمی
هنگامی تمام می‌شود
که دلش پیر شود ...

♦️@seemorghbook
👍6🔥21


کشاورزى ساعت گرانبهایش را در انبار علوفه گم کرد. هرچه جستجو کرد، آن را نيافت.

از چند کودک کمک خواست و گفت هرکس آنرا پيدا کند جايزه می‌گيرد. کودکان گشتند اما ساعت پيدا نشد. تا اینکه پسرکى به تنهايى درون انبار رفت و بعد از مدتى بهمراه ساعت از انبار خارج شد.

کشاورز متحير از او پرسيد چگونه موفق شدى؟ کودک گفت: من کار زيادى نکردم، فقط آرام روى زمين نشستم و در سکوت کامل گوش دادم تا صداى تيک تاک ساعت را شنيدم. به سمتش حرکت کردم و آنرا يافتم.

حل مشکلات، نیازمند یک ذهن آرام است...

♦️@seemorghbook
👏17👍6🥰1
بعضـی چیزها درجهان؛
خیلـی مهم تر از دارایـی هستند
یکی از آنها ؛
توانایی خوش بودن
با چیزهای ساده است...

#دیل_کارنگی

♦️@seemorghbook
10👍6
☕️️ قطعه‌ای از کتاب

رنج ما را دو تکه می‌کند. وقتی کسی‌که رنج می‌کشد، می‌گوید: «خوبم... خوبم...» به این دلیل نیست که حالش خوب است. برای این است که خودِ درونش به خودِ بیرونش فرمان داده که واژه‌ی «خوبم» را به زبان بیاورد. او حتا گاهی‌اوقات اشتباهی می‌گوید: «خوبیم.» دیگران فکر می‌کنند که خودش و اطرافیانش را می‌گوید، ولی این‌طور نیست. او دو تکه‌ی خودش را می‌گوید: خودِ آسیب‌دیده و خودِ نماینده‌اش. نماینده‌ای که برای مصرف عمومی مناسب است! رنج، یک زن را دو تکه می‌کند تا کسی را داشته باشد که برایش درد‌و‌دل کند، کسی‌که در دلِ تاریکی کنار او بنشیند، حتی وقتی دیگران <همگی> تنهایش بگذارند.

📕#جنگجوی_عشق

#گلنن_دویل_ملتن

♦️@seemorghbook
👍18
هیچ دین و مذهبی...
گرسنه‌ایی را سیر...
مریضی را درمان....
در راه مانده‌ایی را مکان....
و اسیری را آزاد نمیکند....

ولی انسانیت در کمال مهـربانی
این کارها را انجام میدهـد...

♦️@seemorghbook
👍4010👎3
راهی به بهشت نیست

چارلز بوکوفسکی

♦️@seemorghbook
👍6
📕#راهی_به_بهشت_نیست


#چارلز_بوکوفسکی

نوشته‌های بوکوفسکی به شدت تحت تأثیر فضای لس آنجلس، شهری که در آن زندگی می‌کرد قرار گرفت. او اغلب به عنوان نویسندهٔ تأثیرگذارِ معاصر نام برده می‌شود و سبک او بارها مورد تقلید قرار گرفته‌است. بوکوفسکی، هزاران شعر، صدها داستان کوتاه، و ۶ رمان، و بیش از پنجاه کتاب نوشته و به چاپ رسانده‌است.
راهی به بهشت نیست اثری جذاب و داستان کوتاهی منحصربه‌فرد از چارلز بوکوفسکی می‌باشد.

♦️@seemorghbook
👍15


به دنبال خدا نگرد
خدا در بتكده و مسجد و کعبه نیست
لابلای کتاب های کهنه نیست
لابلای سنگ و ضریح و دیوار و خانه گلی نیست
خدا را در کوچه پس کوچه های درویشی و دوری از انسانها نگرد آنجا نیست
خدا در دستی است که به یاری می گیری
در قلبی است که شاد می کنی
در لبخندی است که به لب می نشانی
در فاصله نفس های من و توست که به هم آمیخته
در قلبیست که برای تو می تپد
در میان گرمای دستان ماست که به هم پیچیده
در اندیشه رهایی انسان از جهل و خرافات است
در اندیشه رهایی انسان از استبداد و تاریکی است
در پندار نیک توست
در کردار نیک توست
در گفتار نیک توست...


♦️@seemorghbook
👏41👍128🙏1
من
به طوافِ
اولین‌ تَشعشع می رفتم‌
درمیان حلولِ
اولین رُستنِ جوانه
ومُشَرف به
سجده ی شُکرِ باران
لبریز از مستیِ
صراحی کوهساران

ودل ضعفه های بوسه های خدا
درتصرفِ جانِ دخترک بهار.


#صبا_پورنگار

♦️@seemorghbook
👍175👏2
☕️ قطعه‌ای از کتاب

واعظی بر منبری دادی سخن
گرد بودی دور منبر مرد و زن
پندها می داد با صد آب و تاب
رهنمون می کرد بر راه ثواب
سخت گریان بود مردی زان میان
زار و نالان با دو صد آه و فغان
گفت واعظ گر یه ات ذکر خداست
گریه ی تو ارزشش بیش از دعاست
هست هر قطره ز اشکت دُرّ ناب
می نویسند از برایت صد ثواب
داد پاسخ مرد گریان شیخ را
من نمی فهمم سخنهای شما
داشتم من یک بز سرخ قشنگ
فرز و چابک چست و چالاک وزرنگ
بود ریشش مثل ریش تو بلند
مُرد و من را کرد زار و دردمند
دیدن ریش تو قلبم را فِسُرد
یاد آن بز اوفتادم من که مُرد
گریه ام بود علتش این ماجرا
نه سخن ها و بیانات شما!

📕#رساله_دلگشا

#عبید_زاکانی

♦️@seemorghbook
👏45👍8🔥2🥰2😁2
جور و بیداد کند عمر جوانان کوتاه
ای بزرگان وطن بهر خدا داد کنید

گر شد از جور شما خانه موری ویران
خانه خویش محال است که آباد کنید

#ملک‌الشعرا_بهار

♦️@seemorghbook
👍425👏2
مالک و زارع در ایران

فورد لمتون

♦️@seemorghbook
👍11
📕#مالک_و_زارع_در_ایران(نایاب)

#فورد_لمتون

کتاب مالک و زارع در ایران تالیف ا.ک.س. لمبتون به بررسی روابط و وضعیت دو طبقه مالک و زارع در ایران می پردازد. با توجه به اینکه در ادوار طولانی پیش از اسلام و پس از آن تا چند دهه اخیر، بیش از 80درصد جمعیت ایران را روستائیان تشکیل می داده اند نگاهی به ساختار طبقاتی این قشر وسیع از جامعه ایرانی حائز اهمیت است.
همچنین باید توجه داشت که جز از اواسط دوران قاجاریه که منابع مالی جدیدی به واسطه تماس با کشورهای غربی برای دولت ایجاد شد، در تمامی ادوار پیش از آن، مهمترین منبع درآمد دولت مازادی بوده که توسط زارعین و دهقانان به دست می آمده است. از همین رو ست که نحوه تعامل با روستاها که منبع مالی اصلی دولت به شمار می رفته اند، تاثیرات قابل توجهی بر دیگر بخش های جامعه، قدرت دولت در مقابل تهاجم های خارجی و ثبات حکومت ها داشته است. 

در اين كتاب در دو بخش تاريخ ملكداري و اداره عايدات اراضي از صدر اسلام تا زمان حاضر، بررسي و تشريح شده است. در بخش اول، تاريخچه زمين داري و اداره درآمدهاي اراضي و املاك در ايران از صدر اسلام تا اعطاي مشروطيت بيان مي شود. 
در بخش دوم مولف زمين داري و اداره درآمدهاي اراضي و املاك در ايران را از اعطاي مشروطيت تا عصر حاضر توضيح مي دهد.

♦️@seemorghbook
👍201


▪️سیاست چیست؟

یک یهودی مجوز مهاجرت از روسیه به اسراییل را کسب کرد.
هنگام خروج از روسیه در فرودگاه مامور وسایل او را چک کرد یک مجسمه دید از او پرسید: این چیه؟
مرد گفت: شکل سوالت اشتباهه آقا؟ بپرس این کیه؟
این مجسمه لنین مرد بزرگ روسیه است که توی تمام کشور عدالت و دموکراسی برقرار کرد
من هم برای بزرگداشت این شخص مجسمه اش همیشه همراهمه...
مامور گمرک گفت: درسته آقا، بفرمایید.
در فرودگاه اسراییل مامور گمرک هنگام تفتیش مجسمه را دید و از یهودی پرسید:
این چیه؟
مرد گفت:بگو این کیه؟
این مجسمه مرد منفور و دیوانه ای است که مرا مجبور کرد از روسیه برم بیرون
مجسمه اش همیشه همرامه که تف و لعنتش کنم.
مامور گمرک گفت:بله درسته آقا،بفرمایید.
چند روز بعد که یهودی توی خونه اش همه فامیل را دعوت کرد
پسر برادرش مجسمه را روی طاقچه دید و پرسید: این کیه؟
مرد گفت:پسرم سوالت اشتباهه بپرس این چیه؟
این ده کیلوگرم طلای ۲۴ عیاره که بدون عوارض گمرکی از روسیه به اینجا آوردم!

«سیاست، یعنی اینکه یک حرف را به مردم به صورتهای مختلف بیان کنی»

♦️@seemorghbook
👍49👎1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
چنان زندگی را سخت گرفته‌ایم گویی سال‌ها قرار است باشیم!
کاش یاد بگیریم، رها کنیم، بگذریم گاهی باید رفت...
دل به ساحل نبندیم، باید تن به آب زد...
ما به آرزوهایمان یک رسیدن بدهکاریم...
زندگی کوتاه است!
شاید، فرصتی نیست تا عکسی شویم یادگاری بر روی طاقچه‌ای که هر روز گردگیری‌مان کنند!
پس در لحظه زندگی کنید و شاکر داشته‌هایتان باشید...

♦️@seemorghbook
👍134👏1